پیرمرد

یک پیرمرد بازنشسته خانه ی جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته ی اول همه چیز به خوبی و خوشی گذشت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه پس از تعطیلی کلاس ها ۳ تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند هر چیزی که در خیابان افتاده بود شوت می کردند و سروصدای عجیبی به راه انداختند.

این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد مختل شده بود. این بود که پیرمرد تصمیم گرفت کاری بکند. روز بعد که مدرسه تعطیل شد دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت : بچه ها! شما خیلی بامزه هستید از این که می بینم اینقدر بانشاط هستید خوشحالم من هم که به سن شما بودم همین کار را می کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید من روزی ۱۰۰۰ تومن به شما می دهم که بیایید اینجا و همین کار را بکنید بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند. تا آن که چند روز بعد پیرمرد به آنها گفت: ببینید بچه ها متاسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی توانم روزی ۱۰۰ تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟
بچه ها با تعجب و ناراحتی گفتند: صد تومن!؟ اگه فکر می کنی به خاطر ۱۰۰ تومن حاضریم این همه بطری و نوشابه و چیزهای دیگر را شوت کنیم کور خوندی ما نیستیم!
از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.

مستی

محتسب مستي به ره ديدو گريبانش گرفت

مست گفت اي دوست اين پيراهن است افسار نيست

گفت:مستي،زان سبب افتان و خيزان ميروي

گفت:جرم راه رفتن نيست،ره هموار نيست

گفت:ميبايد تو را تا خا نه ئ قاضي برم

گفت:رو صبح آي،قا ضي نيمه شب بيدار نيست

گفت:نزديک است والي را سراي،آنجا شويم

گفت:والي از کجا در خانه ئ خمّار نيست

گفت:تا داروغه را گويم،در مسجد بخواب

گفت:مسجد خوابگاه مردم بد کار نيست

گفت:ديناري بده پنهان و خود را وارهان

گفت:کار شرع،کار درهم و دينار نيست

گفت:از بهر غرامت جامه ات بيرون کنم

گفت:پوسيده است،جز نقشي زپودوتار نيست

گفت:آگه نيستي کز سر در افتادت کلاه

گفت:در سر عقل بايد،بي کلاهي عار نيست

گفت:بايد حد زند هشيارمردم،مست را

گفت:هشياري بيار،اينجا کسي هشيار نيست

مستی

میروم تا در میخانه کمی مست کنم

جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم

آنقدر مست کنم که اندوه جهانم برود

استکان زیر لبم باشد و جانم برود.

سلام به همه.

از آخرین پستی که گذاشتم تقریبا 8 ماهی گذشته دوباره اومدم که خلوتگاهمو دوباره بسازمش.

ممنون از همه دوستای قدیمی که توی این مدت همیشه واسم پیام گذاشتن خاطرشونو میخوام خیلی زیاد.

عاشقانه چون مهتاب

دل مرده بود با قلبی پر از نفرت

از همه کس بیزار بود از خودش بیش ازهمه

قلبش یخ زذه بود و شبهایش پر از سیاهی

آیا کسی می تواند این روح منجمد را به جانی عاشق مبدل کند

آیا شب هایش پر از ستاره میشود

با زمزمه هایی عاشقانه چون مهتاب.

تنهایی

نمیدونم چرا! ولی چند روزیه که همیشه احساس تنهایی دارم . البته این تنهایی واسه امروز یا دیروز نیست الآن خیی وقته که تنها هستم ولی چند روزه که همیشه احساسش میکنم انگار اون گلومو سفت گرفته و فشار میده و  ول نمیکنه. آخرین باری رو که با کسی درد دل کردم رو یادم نمیاد!

چند روزه که میخوام از این تاریکی و سکوت و تنهایی در بیام ولی .....

کاش میتونستم.......

نمیدونم چی کار کنم که از این حال و هوا در بیام. ترس و دلهره رو توی چشام وقتی که جلوی آینه وایسادم میبینم.

جدایی

جدایی درد بی درمان عشق است
جدایی حرف بی پایان عشق است
جدایی قصه های تلخ دارد
جدایی ناله های سخت دارد
جدایی شاه بی پایان عشق است
جدایی راز بی پایان عشق است
جدایی گریه وفریاد دارد
جدایی مرگ دارد درد دارد
خدایا دور کن درد جدایی
که بی زارم دگر از اشنایی

زمان طلاست...؟

کی گفته زمان طلاست؟
من مزه مزه اش کردم...
زمان عین الکله... ثانیه ثانیه میسوزونه میره تو عمق وجودت...
مست مست که شدی, چشاتو باز میکنی
میبینی عمرت گذشته و تو موندی‌و خماری از دست رفتن یک عمر...

خنده

فکر کنم این همون قوانین مورفی باشه،البته با کمی دخل و تصرف


۱)اگه ۱۰ تا خودکار آبی تو کیفت باشه با یه دونه خودکار قرمز , وقتی خودکار آبی می خای و دست میکنی تو کیفت , همون خودکار قرمزه میاد بالا.



۲)تا حمامت تموم میشه و میای خودت رو خشک کنی جیشت میگیره!



۳)در تاکسی یا بسته نمیشه یا طوری بسته میشه که راننده توی دلش یه ماه عسل با عمه ت بره و برگرده !



۴)کبوترها وقتی رو ماشین سفید کار خرابی می کنن رنگ مدفوعشون سیاهه ، وقتی رو ماشین سیاه کار خرابی می کنند رنگ مدفوعشون سفیده !



۵)مامانت هزارتا زیبایی و حسن در چهره و اخلاق داره بابات فقط یه عیب داره !!! تمام عوامله ژنتیکی و جهش های وراثتی به سمته همون یه عیب میرن.



۶)در طول ترم هیچ مشکلی نداری ، دقیقا زمان امتحانا مریضی و سرما خوردگی شروع میشه !



۷)پیشبینی هواشناسی وقتی درست از آب درمیاد که وضع آب و هوا برات فرقی نمیکنه.



۸)صبح بیدار میشی‌، موبایلی که تا صبح تو شارژ بوده رو بر میداری، و میبینی ‌شارژ نشده. و دقیقا اون روز باید بری جایی که تا شب هم برنمیگردی!



۹)اگه میخوای همه افراد فامیلتونو از دخترخالت گرفته تا نوه عموتو با هم تو یه روز ببینی، پاشو همین الان دستِ دوس دختر یا دوس پسرتو بگیر، با هم برید بیرون یه دوری بزنید.



۱۰)درست ۵ دقیقه قبل از رسیدن به خونه، بچه تو ماشین خوابش می بره!



۱۱)همیشه وقتی تنبلیت میاد پاشی آشغالتو بندازی سطل، از راه دور پرتش میکنی عمرا نمیفته توی سطل که تو مجبور شی برش داری!



۱۲)توی یه رستورانِ لوکس ، اگه ما دعوت باشیم بر حسبِ احترام به میزبان ،ارزون ترین غذا رو سفارش می‌دیم اگه توی همون رستوران میزبان باشیم ، مهمونها گرون ترین غذا رو سفارش میدن !



۱۳)هر وقت دندوناتو مسواک میزنی میری سر یخچال یه چیز خوشمزه بیدا میکنی!!!!!!!!!!



۱۴)هر وقت میای در کنسرو ماهی رو باز کنی حلقه اش کنده میشه !



۱۵)برای بستن در شیشه مربا و خیار شور باید ۱۰ بار بذاری تا یه بار پیچش جا بیفته!



۱۶)هـمیشه موقع درس خوندن و امتحانـا وقــت تــنــگه و مــا گــشــاد!



۱۷)همیشه وقتی حوله رو تو حموم می خوای برداری ، یکی از لباسات میفته رو زمین خیس…!



۱۸)دکمه روشن کنترلو ۲۰ بار میزنی تلویزیون روشن نمیشه !عصبانی میشی , ۲ بار پشت سرهم محکم فشار میدی روشن میشه دوباره خاموش میشه!



۱۹)هر وقت ما خواستیم یه خبر خوب به یکی بدیم ، یا خبرش تکراری بود ! یا مهم نبود براش ! یا بدتر بهمش ریخت ! و …



۲۰)تو دانشگاه اگه از دختری خوشت بیاد طرف سه تا استان اون ور تر زندگی میکنه ،اما اگه یه پسری ازت کمک درسی بخواد ، دقیقا کوچه بالایی تونه (و بر عکس) !!!!

پرده

پنجره ام به تهي باز شد

و من ويران شدم.

پرده نفس ميكشيد.

ديوار قير اندود!

از ميان برخيز.

پايان تلخ صداهاي هوش ربا!

فرو ريز.

لذت خوابم ميفشارد.

فراموشي ميبارد.

پرده نفس ميكشد:

شكوفه خوابم ميپژمرد.

تا دوزخ ها بشكافند،

تا سايه ها بي پايان شوند،

تا نگاهم رها گردد،

درهم شكن بي جنبشي ات را

و از مرز هستي من بگذر

سياه سرد بي تپش گنگ!


«سهراب سپهري»