تصویری با کیفیت بسیار بالا از کوه بیستون و رودخانه گاماسیاب



شهید مدافع حرم رضا عباسی هفتمین شهید مدافع حرم استان کرمانشاه است که در دفاع از حریم اهل بیت(ع) و در جدال با مزدوران تکفیری در شهر حلب سوریه به درجه رفیع شهادت رسید. شهید بسیجی عباسی 36 ساله و اهل شهرستان صحنه بود.

آسیبهای اجتماعی به عنوان اموری که نظم عمومی جامعه را به هم می زنند و هنجارهای آن را مورد تعرض قرار می دهند بسیار حایز اهمیت می باشند. چراکه افزایش ناهنجاریها نشانه ای از وجود بحران محسوب می شود و نظم اجتماعی را تهدید می کند.


انقلاب ما انفجار نور بود این جمله کوتاهی است که بارها و بارها همه ما شنیده ایم ولی شاید کمتر در معنی آن دقت کرده ایم .
کشور ما قبل از انقلاب اسلامی در چنگال استکبار بود و آنان هر طور که میخواستند با ملت و کشور ما رفتار می کردند به طوریکه اگر یک فرد خارجی به یک ایرانی توهین می کرد مقامات ایرانی حق برخورد با آن را نداشتند و آن فرد باید در کشور و با قانون خودش برخورد میشد.
در آن دوران صنعت کشور ما تعریفی نداشت و ما تمام کالاهای خود را از خارج دریافت می کردیم به طور کامل اقتصاد داخلی فلج شده بود و این زنگ خطری براب کشور و آینده آن به شمار می رفت .

اگر بدون تعصب و بدون حب و بغض به وضعیت کشور در زمان طاغوت نگاهی انداخته باشیم به روشنی خواهیم دید که به طور کل وضعیت کشور ایران از نظر سیاسی ، وجه بین المللی ، فرهنگی ،اقتصادی و ... با یک بحران جدی رو به رو بود.
با امدن انقلاب اسلامی فصل جدیدی رو به روی کشور ایران و ملتش بود به گونه ای که امام راحل با قیام خود و انقلابی که تاسیس کرد نور را در داخل تاریکی ها تاباند و ظلمت و تاریکی را برای همیشه از پیش روی ملت ایران برداشت.
انقلاب اسلامی و مکتب امام خمینی(ره) نه تنها در ایران نور به پا کرد بله سایر کشور های مظلوم و استکبار زده با تاسی از این انقلاب در مقابل سران استکبار برخواستند و این همان صادر کردن انقلاب به سایر کشورهاست که پیر کبیر انقلاب در مورد آن صحبت کردند.
امروز وظیفه ما جوانان این است که ادامه دهنده مکتب امام راحل و شهدایی باشیم که برای این انقلاب از جان و مال خود گذشته اند که مبادا کاری کنیم که فردا شرمنده شهدا و امام شهدا شویم.
ما با دست خالي بر اين قدرت فوق العاده شيطاني، كه همه قدرتها دنبال او بودند، غلبه كرديم .
امام خميني(ره)
بر اساس این گزارش بنا بر ضرب المثل معروف آن را که حساب پاک است... کاندیداهایی که از سوابق، عملکرد و توانمندیهای خود اطمینان داشتند واکنشی به شایعات در مورد رد صلاحیت ها نشان ندادند.
اما برخی که ظاهرا از دلیل رد صلاحیت خودشان بهتر اطلاع داشته اند پیش از اعلام هرگونه خبر رسمی برای اعتراض به نتایجی که هنوز اعلام نشده است از حوزه انتخابیه خود عازم پایتخت شده اند!!
این دستپاچگی پیش از اعلام نتایج بررسی رد صلاحیت ها در واقع به نوعی تشکیک خود کاندیداها و اعتراف به عدم صلاحیت خود برای ورود به مجلس است.

پیش نوشت: مدتها بود که همچین متنی نخونده بودم... با خووندش کل بدنم مور مور شد...
پیش نوشت 2: داستان احتمالا واقعی نیست اما پیامش واقعیه... فراتر از واقعیت...
ساعت حدود شش صبح در فرودگاه مهرآباد به همراه دو نفر از دوستانم منتظر پرواز به تبریز بودیم.
پسرکی حدود هفت ساله، با موهای خرمایی، جثه ای متوسط، گردنی افراشته، چشمانی که برق میزد ، صورتی گندم گون و کمی خسته ، لباسهایی نه چندان تمیز و دستانی چرب ، جلو آمد و گفت: واکس میخواهی؟
کفشم واکس نیاز نداشت ، اما حس کرامت و بزرگواری و فرهیختگی مرا وا داشت که
بگویم : بله
به چابکی یک جفت دمپایی جلوی پاهایم گذاشت و کفش ها را درآورد.
به دقت گردگیری کرد ، قوطی واکسش را با دقت باز کرد ، بندهای کفش را درآورد تا کثیف نشود و آرام آرام شروع کرد کفش را به واکس آغشتن ، آنقدر دقت داشت که گویی روی بوم رنگ روغن می مالد ، کفش که حسابی واکسی شد را کنار گذاشت تا واکس را جذب کند ، حالا موقع پرداخت بود ، با برس مویی شروع کرد به پرداخت کردن واکس ، کم کم کفش برق افتاد ، در آخر هم با پارچه حسابی کفش را صیقلی کرد .
گفت : مطمئن باش که نه جورابت و نه شلوارت واکسی نمی شود
در مدتی که کار میکرد با دوستانم فکر می کردیم که این بچه با این سن ، در این ساعت صبح چقدر تلاش می کند!
کارش که تمام شد ، کفشها را بند کرد و جلوی پای من گذاشت ، کفش را پوشیدم ، بندها را بستم.
او هم وسایلش را جمع کرد و مودب ایستاد
گفتم : چقدر تقدیم کنم؟
گفت : امروز تو اولین مشتری من هستی ، هر چه بدهی ، خدا برکت
گفتم : بگو چقدر
گفت : تا حالا هیچوقت به مشتری اول قیمت نگفتم
گفتم : هر چه بدهم قبول است؟
گفت : یاعلی
دیشب برای خرید یک آب معدنی کوچک، اسکناس هزار تومانی را به فروشنده داده بودم و او یک پانصد تومانی کهنه و پاره را به من پس داده بود که توی جیب پیراهنم گذاشته بودم
با خودم فکر کردم که او را امتحان کنم ، با آنکه می دانستم حقش خیلی بیشتر است ، از جیبم پانصد تومانی را درآوردم و به او دادم
شک نداشتم که با دیدن پانصد تومانی اعتراض خواهد کرد و من با این حرکت هوشمندانه به او درسی خواهم داد که دیگر نگوید هر چه دادی قبول
در کمال تعجب پول را گرفت و به پیشانی اش زد و توی جیبش گذاشت ، تشکر کرد ، کیفش را برداشت که برود
سریع اسکناسی ده هزار تومانی را از جیب درآوردم که به او بدهم
قدش کوتاهتر من بود ، گردن افراشته اش را به سمت بالا برگرداند ، نگاهی به من انداخت و گفت : من گفتم هر چه دادی قبول
گفتم : بله می دانم ، می خواستم امتحانت کنم
نگاهی بزرگوارانه به من انداخت ، زیر سنگینی نگاه نافذش له شدم
گفت : تو !!!!، تو میخواهی مرا امتحان کنی؟
واژه "تو" را چنان محکم بکار برد که از درون شکست خوردم
تمام بزرگواری و سخاوت و کرامت و فرهیختگی را در وجود من در هم شکست
رویش را برگرداند و رفت ، هر چه اصرار کردم قبول نکرد که بیشتر بگیرد ، بالاخره با وساطت دوستانم و با تقاضای آنان قبول کرد ، اما با اکراه رفت
وقتی که میرفت از پشت سر شبیه مردی بود ، با قامتی افراشته ، دستانی ورزیده ، شانه هایی فراخ ، گامهایی استوار و اراده ای مستحکم
مردی که معنای سخاوت و بزرگواری را در عمل می آموخت
جلوی دوستانم خجالت کشیده بودم ، جلوی آن مرد کوچک ، جلوی خودم ، جلوی خدا
شاید باید دوباره بیاموزم آنچه را که به آن دلخوشم!

چند سال از انتخابات ریاستجمهوری دهم در سال 88 میگذرد، انتخاباتی که حلاوت حضور 85 درصدی مردم در آن با عدم تمکین نانجیبانه گروهی فتنهگر به رأی مردم، تلخ شد.
اگرچه این فتنهگران هزینههای مادی و معنوی فراوانی به نظام جمهوری اسلامی وارد کردند ولی مسبب ثبت حماسهای جدید در تقویم ایران اسلامی شدند.
نهمین روز دیماه 88 برای همیشه ماندگار شد. اگر 22 بهمن 57 روز پیروزی جمهوری اسلامی بود اما 9 دی 88 روز مهمتری است. به این دلیل که به جهان ثابت شد نظام جمهوری اسلامی ایران شکستناپذیر است. روزی که اوج ولایتپذیری مردم ایران به نمایش گذارده شد.
به هر حال آنچه در حماسه "9 دی" رخ داد، در واقع برخاسته از حرکتی ایمانی و با انگیزه کاملا الهی بود که به هیچوجه با اراده انسانی انجام شدنی نبوده و نیست. این نکته همان است که مقام معظم رهبری بارها در بیانات خود فرمودند و به آن تاکید کردند که: «در "نهم دی" دست اراده الهی دیده شد وگرنه این کارها، کارهایی نیست که با اراده امثال ما انجام گیرد، این کار خدا است، این دست قدرت الهی است، این چیزها دست من و امثال من نیست.»
حال برخی میپندارند گذر زمان خواهد توانست گرد فراموشی بر گناه فتنهگران افشانده و جنایت و خیانت آنان را از خاطر نظام و ملت ببرد. از این رو است که در سطوح مختلف تلاشهایی برای حساسیتزدایی از فتنه آغاز شده است.
بعضی طلبکارانه میخواهند قبح فتنه 88 را بشکنند و آن را عادی جلوه دهند و سران فتنه را تبرئه و بیگناه معرفی کنند و در این خیال خام به سر میبرند که میتوانند در صفوف وحدت و اعتقادات محکم ملت خللی ایجاد کرده و شاید بتوان ملت را از مسیر اصلیاش خارج کرده و به هدف شومشان برسند.
«فتنه» و جرم «سران فتنه» هرگز از یادها نخواهد رفت، آنچنان که مقام معظم رهبری در پاسخ به این توهم، قاطعانه فرمودند: «من قبلاً درباره بصیرت صحبت کردهام و اینکه نباید راه شهدا و راه انقلاب را گم کنیم. جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد میکردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعاً شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کردهایم.»
اگر این جمعه نیاید چه کنم ؟!
آنقدر من خجل از کار خودم
اگر این جمعه بیاید چه کنم ؟!
پ.ن:
کجایى ...؟؟
اى همیشه پیدا از پس ابرهاى غیبت!
براي افزايش قوه تخيل كودكتان هر روز براي او كتاب بخوانيد. كتابها موقعيتي را به كودكان پيشنهاد ميكنند تا دنياي ديگري را كشف كنند و دنياهاي جديدتري را از خودشان خلق نمايند.
قدرت تخیل در کودکان
به عنوان يك پدر و مادر ممكن است هرگز تصور نكنيد كه يك قوه تخيل خوب از چه راههايي به كودكتان سود ميرساند. مزاياي آن براي يك كودك پيش دبستاني موارد زير است. مهارتهاي اجتماعي را رشد ميدهد...
هنگامي كه كودكان در بازيهاي خود نقشهاي تخيلي را اجرا ميكنند، روابط بين اعضاي خانواده، دوستان و همكاران را بررسي ميكنند و درباره چگونگي تعامل مردم بيشتر ميآموزند. با ايفا كردن نقش يك دكتر آنها تصور ميكنند كه چگونه پزشكان به بيمارانشان اهميت ميدهند، با ايفاي نقش پدر و مادر، درباره احساسي كه والدين نسبت به فرزندانشان دارند، بيشتر ميآموزند. بازي تخيلي باعث ايجاد همدلي نسبت به ديگران ميشود. اگر كودكان بتوانند تصور كنند كسي كه او را در بازي راه ندادهاند. چه احساسي دارد، بهتر قادر خواهند بود به نيازمندان كمك كنند. آنها تمايل بيشتري به منصفانه بازي كردن نشان ميدهند، همچنين نحوه شراكت و همكاري آنها بهتر ميشود و اعتماد به نفس بالايي پيدا ميكنند.
بچههاي كوچك كنترل خيلي كمي به روي زندگيشان دارند. تصور كردن خود به عنوان سازنده آسمانخراشها و يا يك فوق قهرمان كه از سياره زمين دفاع ميكند كودك را قدرتمند ميسازد و به او كمك ميكند تا اعتماد به نفس خود را بالا ببرد و تواناييها و استعدادهاي خود را افزايش دهد.
رشد عقلي را افزايش ميدهد
تصور كردن، آغاز تفكر غيرانتزاعي است. كودكاني كه ميتوانند قلعه يك پادشاه را بر روي يك تپه شني ببينند و يا يك شام لذيذ را با يك تكه شيريني تصور كنند، ميآموزند كه به طور نمادين فكر كنند.
مهارتهاي زباني را تقويت ميكند
كودكاني كه با دوستانشان بازيهاي نمايشي (تخيلي) انجام ميدهند.
خيلي با هم حرف ميزنند، اين كار باعث ميشود واژههاي بيشتري بياموزند. بدين ترتيب مهارتهاي ارتباطي آنها تقويت ميشود.
ترسها را از بين ميبرد
بازيهاي نمايشي – تخيلي ميتوانند به كودكان كمك كنند تا ترسها و نگرانيهاي خود را از بين ببرند. وقتي كودك نقش يك هيولاي بزرگ بد زير تخت خوابش را بازي ميكند، احساس كنترل به روي آن به دست ميآورد و هيولا ديگر آنقدرها هم بد و بزرگ به نظر نميرسد. بازيهاي تخيلي همچنين كمك ميكنند تا كودكان احساسات گيجكنندهاي را كه ممكن است داشته باشند، تخليه كنند، مانند حس عصبانيت نسبت به والدين و يا حس رقابت با يك خواهر يا برادر جديد.
براي افزايش قوه تخيل كودكتان هر روز براي او كتاب بخوانيد. كتابها موقعيتي را به كودكان پيشنهاد ميكنند تا دنياي ديگري را كشف كنند و دنياهاي جديدتري را از خودشان خلق نمايند.
یک مرکز پیش دبستانی در شهر کوماموتو، در جنوب ژاپن، یک نوآوری ویژه دارد که اجازه می دهد بچه ها بچگی کنند: حیاطی که آب باران را جمع آوری می کند و بچه ها می توانند در آن بازی و پایکوبی کنند. همان طور که در تصاویر می بینید این مرکز به جای اینکه بچه ها را هنگام باران ببندد آنها را دعوت به بازی می کند. هنگامی که باران نمی بارد این قسمت می تواند به عنوان یک حیاط ورزش، و یا حتی یک سایت اسکیت در زمستان استفاده شود. نقشه باز مدرسه امکان بازآرایی و ترکیب کلاس ها را فراهم می کند و در نتیجه به تفکر خلاق پرورش و مدیریت برای کارکنان مدرسه کمک می کند.
سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین
قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند
نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند
این کمپین که به صورت مردمی راه اندازی شده است به گردآوری پیشنهاد گزینه های جایگزین رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلح نظام خواهد پرداخت تا در صورت فوت محتمل او که در کهولت سن بسیار بالا به سر می برد و از همه مسئولین کشور پیر تر است گزینه مناسب در اختیار باشد.
وی که با روستایی و کلاغ خطاب کردن مردم و همچنین نقش آفرینی روشن در فتنه 88 و البته فرزندان مجرمش که یا به جرائم امنیتی سابقه زندان دارند و یا به جرائم رشوه و اختلاس در زندان به سر می برند، بیکفایتی روشنی دارد احتمال عزلش بسیار قابل پیش بینی است.
هاشمی رفسنجانی در طول سالهای اخیر اصلی ترین خوراک رسانه بیگانه را تأمین کرده است اما این کمپین مردمی در عین حفظ احترام ایشان گزینه های پیشنهادی برای ریاست مجمع تشخیص را گردآوری خواهد کرد.
ناوی راجو (Navi Radjo) سالها در زمینه «جوگا د1» یا نوآوری بهصرفه مطالعه کرده است. بسیاری از کارآفرینان در بازارهای نوظهور تلاش کردند از منابع محدود، بیشترین استفاده را ببرند. راجو سه اصل برای آنکه چگونه با کمترین منابع، بیشترین کار را انجام دهیم، با ما به اشتراک میگذارد.
انجام بیشترین کار با کمترین منابع
زندگی در یک کشور در حال توسعه به شما میآموزد که از منابع محدود بیشترین استفاده را ببرید و راههای خلاقانهای مییابید که از آنچه صاحب آن هستید، دوباره استفاده کنید. اگر در آفریقا، شارژ گوشی همراه شما تمام شود، کارآفرینان مدبری وجود دارند که گوشی شما را با دوچرخه شارژ میکنند. در لیمای پرو، رطوبت هوا بالا است و در سال فقط یک اینچ باران میبارد. یک کالج مهندسی، بیلبوردی تبلیغاتی طراحی کرد که رطوبت هوا را جذب و آب تصفیه شده تولید میکند، 90 لیتر در هر روز. کارآفرینان در هند، چین، آفریقا و آمریکای جنوبی شگفت انگیزند. آنها ایدههای خود را در آزمایشگاههای بزرگ (R&D) ابداع نمیکنند؛ خیابان آزمایشگاه آنها است. زیرا آنها منابع اصلی مانند انرژی و سرویسهای پایه مانند سلامت و آموزش را در اختیار نداشتند.
زمانی که منابع خارجی نایاب هستند، شما باید به خودتان متکی باشید و از خلاقیتتان استفاده کنید تا راههای هوشمندانهای برای حل مشکلات بیابید. راهحلهای جوگاد متمایز و کامل نیستند، اما با کمترین قیمت ارزشمندترین چیزها را به وجود میآورند. این امر، لازمه ابتکارات بهصرفه است؛ ابتکاراتی که با استفاده از منابع کمتر، ارزش اقتصادی و اجتماعی زیادی خواهند داشت. بازارهای نوظهور، کارآفرینان و شرکتها، سعی دارند نوآوریهای بهصرفه را در جهت تحویل بهینه انرژی و سلامتی به میلیاردها نفر با درآمد کم و نیاز بالا در ابعاد بزرگتر ارائه کنند. بزرگترین ارائه کننده خدمات IT درچین، نئوسافت (NeoSoft)، یک راهحل پزشکی از راه دور برای کمک به پزشکها در شهرها توسعه داده است که براساس آن، آنها میتوانند بیمارهای پیر و فقیر را از راه دور درمان کنند. در روستاهای چین، این راهحل از دستگاههایی با کاربری ساده استفاده میکند تا پرستارها و تکنسینها هم بتوانند از آنها در کلینیکهای روستایی استفاده کنند. چین به شدت به این راهحلهای پزشکی نیاز دارد، زیرا تا سال 2050 بیش از نیم میلیارد شهروند سالمند خواهد داشت.
در کنیا، نیمی از جمعیت کشور از (M-Pesa) یا فناوری پرداخت با موبایل استفاده میکنند. از آنجا که 80 درصد آفریقاییها حساب بانکی ندارند، این یک راهحل فوقالعاده برای آفریقا محسوب میشود. (M-Pesa) اکنون منبع الهام دیگر مدلهای کسبوکار در قسمتهایی مانند انرژی شدهاست. (M-Kopa) جعبهای شامل یک پنل سقفی خورشیدی، سه چراغ (LED)، یک رادیوی خورشیدی و یک شارژر تلفن همراه است. این کیت با قیمت 200 دلار برای کنیاییها گران محسوب میشود. به کمک موبایل اکنون راهحل بهصرفه است. این کیت با یک سپرده ابتدایی 35دلاری و سپس پرداخت روزانه 45 سنت در اختیار شما قرار میگیرد. وقتی با تلفن همراهتان 365 پرداخت کوچک انجام دادید، شما صاحب محصول شده و از الکتریسیته پاک و رایگان استفاده میکنید. این یک راهحل فوقالعاده برای کنیاست، زیرا 70 درصد مردم خارج از شبکه برق زندگی میکنند. با شبکههای موبایل شما انرژی نایاب را به دست میآورید.
با نوآوریهای صرفهجویانه، کشورهای توسعه نیافته فاصله عقب ماندگی شان را کم میکنند و در برخی موارد حتی جهشی توسعهای مییابند. به جای ساخت بیمارستانهای گران میتوان از پزشکی از راه دور استفاده کرد تا میلیونها بیمار با هزینهای بهصرفه درمان شوند. در آفریقا، پرداختهای موبایلی و توزیع انرژی پاک جای ساخت بانک و شبکههای الکتریسیته را میگیرد.
نوآوریهای صرفهجویانه نقطه مقابل نوآوریها در کشورهای توسعه یافته است. در سیلیکونولی ما مدام در تلاش برای دستیابی به تکنولوژیهای بعدی هستیم. شرکتهای غربی، میلیاردها دلار را در (R&D) سرمایهگذاری میکنند و با استفاده از منابع طبیعی، محصولهای پیچیدهتری میسازند. آنها از مشتریها برای ویژگیهای جدید پول بیشتری میگیرند. اما متاسفانه مدل «بیشتر برای بیشتر» به سه دلیل دیگر کارآمد نیست: اول اینکه بخش بزرگی از مشتریان در غرب به علت کاهش قدرت خرید، دیگر نمیتوانند این محصولات گران را بخرند. آب و نفت رو به اتمام است و مهمتر از همه به علت تفاوت درآمد طبقه ثروتمند و متوسط، یک شکاف بزرگ بین محصولها و سرویسهای موجود و نیازهای پایهای مشتریان وجود دارد. امروزه هنوز بیش از 70 میلیون آمریکایی از خدمات بانکی استفاده نمیکنند، زیرا سرویسهای بانکی با نیازهای اساسی آنها تفاوت دارد.
درواقع بحران طولانی مدت اقتصاد غرب باعث شد که مردم به این فکر کنند که استانداردهای بالایی از زندگی را از دست داده و با محرومیت روبهرو هستند. تنها راهی که با آن میتوان به رشد و رفاه غرب تداوم بخشید، این است که یاد بگیریم با کمترین چیز بیشترین کار را انجام دهیم. خبر خوب این است که این اتفاق رخ داده است. چند شرکت غربی در حال فرا گرفتن نوآوری به صرفه هستند تا محصولاتی مقرون به صرفه برای مصرف کننده غربی بسازند. مثلا در چین مهندسان مراقبتهای بهداشتی زیمنس، یک دستگاه سی. تی. اسکن طراحی کردهاند که استفاده از آن برای پرستاران و تکنسینها آسان است. با این دستگاه میتوان بیماران بیشتری را بهطور روزانه اسکن کرد و انرژی کمتری نیز مصرف کرد. این روش هزینه درمان را تا 30 درصد و دوز تابش را تا 80 درصد کاهش میدهد.
انقلاب نوآوری بهصرفه در غرب به وسیله کارآفرینان خلاق رهبری شد. آنها با راهحلهایی شگفت انگیز، نیازهای اساسی آمریکا و اروپا را هدف قرار دادند. مثلا دو استارتآپ زیر را در نظر بگیرید: (gthrive) طرحی بود که در سیلیکون ولی اجرا شد. در این طرح، سنسورهای پلاستیکی مانند خط کش ساخته شد که کشاورزان آنها را در قسمتهای مختلف زمین چسباندند. این سنسورها شروع به جمعآوری اطلاعاتی کردند که به کشاورزان امکان میدهد استفاده بهینهای از انرژی آب داشته باشند و ضمنا کیفیت و بازده محصولات را بهبود بخشند. مثال دوم، (Be-Bound) است که به شما امکان میدهد حتی در مناطقی که هیچ پهنای باندی ندارند، به اینترنت متصل شوید. آنها از تکنولوژی پایه پیام کوتاه برای این کار استفاده میکنند. با این راهحل 3 میلیارد نفر میتوانند به اینترنت دسترسی داشته باشند.
با توجه به این چند مثال از نوآوری بهصرفه، این سوال پیش میآید که چگونه آن را بهکار ببرید؟
سه اصلی که برای این امر میتوانید استفاده کنید، عبارت است از:
1) راهحلهای ساده بسازید. به دنبال تحت تاثیر قرار دادن مشتری نباشید، ساده و قابل دسترس.
2) چرخ را دوباره اختراع نکنید. سعی کنید که منابع و داراییهای موجود و دردسترس را اهرم کنید.
3) موازی فکر و عمل کنید. شرکتها تمایل دارند که با مرکزیسازی فرآیندها در کارخانههای بزرگ و انبارها به شکلی افقی به سمت بالا حرکت کنند؛ اما اگر شما بخواهید زیرک باشید و با تنوع گسترده مشتریان سروکار داشته باشید، نیاز دارید با استفاده از یک زنجیره تامین توزیع شده و واحدهای کوچکتر تولیدکننده به نحوی موازی رشد کنید.
کشورهای نیمکرهجنوبی، پیشروی نوآوری به صرفه بودند؛ اما نیمکره شمالی اکنون در مواجهه با کمبود منابع است، حال باید یاد گرفت که چگونه با کمترین چیزها، بیشترین کارها را انجام داد. البته امید است که شکاف مصنوعی دو نیمکره از بین برود و با نوآوری بهصرفه، سیارهمان را حفظ کنیم.
وفتی منابع بیرونی محدود باشند شما مجبور میشوید که به خودتان تکیه کنید، باید به سراغ وافرترین منابع بروید و آن نبوغ و هوش بشر است که امکان استفاده از هوش انسانی برای پیدا کردن راههای خلاقانه برای حل مشکلات با منابع محدود را ایجاد میکند.
پاورقی:
1- جوگاد (Jugaad) لغتی هندی به معنای راهحل هوشمندانه در سختی، یعنی حل مشکلات با منابع محدود است.

بایستی از دنیای اسلام -از جمله از کشور ما- کسانی باشند، بروند، از نزدیک تحقیق کنند، مشخّص کنند که علّت حادثه چه بوده.

یکی از مهم ترین مسائل هر جامعه ازدواج می باشد که هر کشور و شهری بنا به سنت و آیین خود روش ازدواج خاصی دارند اما در کشورما مردم همیشه و همه جا یک شیوه و سنت را برای ازدواج داشتند . ولی امروز از آن آیین و سنت زیبا دیگر خبری نیست و به جای ازدواجی به نام ازدواج سفید جای آن را گرفته! در ادامه این مطلب این نوع ازدواج را بیشتر می شناسید.
مدتي است كه برخي از دستاندركاران جامعه، نسبت به افزايش ازدواجهاي سفيد در جامعه ابراز نگراني ميكنند . منظور ازدواجهايي است كه طرفين در هيچ محضري نسبت و نوع رابطه خود را با يكديگر به صورت رسمي ثبت و تعريف نكردهاند و زن و شوهر محسوب نميشوند، ولي عملاً در يك خانه با يكديگر زندگي ميكنند . اين نوع زندگي مشترك را شاید بتوان شكلي از ازدواج موقت دانست، كه ميان برخي از جوانان رايج شده است، ولي فقط محدود به جوانان نيست، بلكه افراد ميانسال هم درحال تجربه اين شيوه از زندگي هستند . شيوهاي كه در مورد جوانان ممكن است منجر به ازدواج شود ولي در مورد افراد ميانسال و حتي نزديك به سالمند حالت متفاوتي دارد، آنان طلاق ميگيرند، سپس به اين روش با يكديگر زندگي ميكنند و در مواردي هم اطرافيان متوجه ماجرا نميشوند!
دليل نگراني نسبت به اين نوع همخانه شدن يا ازدواج موقت يا هر اسم ديگري كه بخواهيم روي آن بگذاريم هرچه باشد، بايد نسبت به اصل ماجرا تحليل و درك درستي داشت . اين يادداشت در پي آن است كه به برخي از دلايل رواج اين نوع ازدواج بپردازد، ولي پيشاپيش بايد اذعان كرد كه به دلايل گوناگون، هنوز مطالعات كافي در اين زمينه انجام نشده است و هرگونه اظهارنظر و تحليل بر شواهد معدودي متكي است، و بايد با احتياط تلقي شود . بنابراین پیش از ورود به بحث بر ضرورت مطالعه این پدیده تأکید میشود . این مطالعه نباید متاثر از ارزشگذاری پیش از مطالعه باشد زیرا این امر موجب بد یا کجفهمی پدیده خواهد شد .
در این زمینه باید متذکر شد که همه افرادی که این نوع رابطه را انتخاب کردهاند از یک سنخ نیستند و نمیتوان برای همه آنان داوری مشترکی داشت . اين نوع ازدواج ناشي از علل و زمينههايي است؛ يكي از اين زمينهها افزايش استقلال نسبي جوانان اعم از دختر و پسر از خانواده و بالارفتن سن ازدواج آنان است كه موجب ميشود دختران و پسران، راحتتر بتوانند چنين روابطي را برقرار كنند . البته فراموش نشود كه از منظر شرعي و قانوني، اين نوع زندگي مشترك برحسب اینکه چگونه توافق کرده باشند حالتهای گوناگونی میتواند داشته باشد، و شاید در قالب ازدواج موقت قابل درك باشد، که در این صورت حقوق طرفين نيز در اين نوع ازدواج معلوم است، ولي مشكلي كه وجود دارد، ضعف ساختار حقيقي ايران در استيفاي حقوق مربوط به زنان در اين نوع روابط است، موضوعي كه در كشورهاي توسعهيافته حل شده است، چراكه در برخي از اين كشورها بيش از ٢٥درصد از زندگي مشترك زن و مرد در اين قالب است، و مقررات آن تدوين و تنظيم شده و ضمانت اجراي لازم را هم دارد ولي در ايران استيفاي اين حقوق به سادگي امكانپذير نيست . نکته دیگر اینکه برخی افراد برای مخالفت با این نوع زندگی مشترک کوشیدهاند که با متصف کردن آن به صفات ناپسند و بررسی آن از منظر ارزشهای شخصی خود آن را بهشدت رد و محکوم کنند درحالیکه اگر این پدیده مبتنی بر واقعیتهایی اجتماعی باشد با زدن چنین برچسبهایی نمیتوان مانع از بروز آن شد و حتی ممکن است مسأله را پیچیدهتر کنند . ولي فارغ از اين زمينه مقدمتاً چند علت را ميتوان براي رواج اين نوع ازدواجها برشمرد .
-گريز از مراسم سنتي ازدواج و تعهدات مادی و غیرمادی بسياري كه اين نوع ازدواجها بر جوانان بار ميكند، از عوامل موثر بر گرايش به اين شيوه از زندگي در كنار يكديگر است . يكي از اين تعهدات، رفتوآمدهاي خانوادگي و فاميلي است كه از هر نظر براي زوجهاي جوان سخت است . همچنين تبعات اقتصادي مراسم ازدواج و زندگی بعد از آن است که جوانان را به گريز از ازدواجهاي سنتي و روي آوردن به اين نوع روابط تشويق ميكند .
-عامل ديگر، ترس از طلاق و ناهمخواني اخلاقی و رفتاری دختر و پسر است . بهويژه در شرايطي كه آمار طلاق بالا رفته، برخي از جوانان ترجيح ميدهند كه به معرفي نزديكان يا دوستان از فرد مورد نظر برای ازدواج كفايت نكنند . اين مسأله حتي براي دختران اهميت بيشتري دارد، زيرا آنان بيش از پسران بر اثر طلاق لطمه ميبينند . شايد گفته شود حتي با پذيرش اين استدلال انتخاب اين شيوه كه از چاله درآمدن و به چاه افتادن است . در پاسخ بايد گفت كه از منظر دختر و پسر اين طور نيست . با پذيرش ازدواج، شرايطي پيش ميآيد كه هزينه جدايي را بسيار سنگين ميكند، در حالي كه مسأله در ازدواج سفید قدري فرق ميكند . نکته مهم این است که چرا دختران چنین نوع از زندگی مشترک را انتخاب میکنند درحالیکه بهظاهر هزینه وارد شدن در این رفتار برای آنان بیشتر است؟
-يك عامل مهم ديگر كه ممكن است كمتر مورد توجه قرار گرفته باشد، اين است كه با اين شيوه قانون خانواده و شرايط حاكم بر آن دور زده ميشود! اين مسأله براي افرادي كه ازدواج كردهاند و سپس طلاق ميگيرند اهمیت بيشتری دارد . در ساختار اغلب خانوادهها و براساس حقوق موجود، مرد رئيس خانواده است، هرچند از اين جمله ميتوان برداشتهاي گوناگون كرد، ولي برخي از مردان با وضعيتي كه در خانه ايجاد ميكنند، به نوعي شيوه سلطه بر زن را برميگزينند، و برخي از خانمها هم كه نميخواهند چنين سلطهاي را پذيرا شوند، اقدام به طلاق ميكنند، و پس از طلاق حاضر ميشوند بدون رابطه حقوقي رسمي دائمي و فقط در قالب صيغه با يكديگر و در زير يك سقف زندگي كنند و تسلط مرد را نپذیرند طبيعي است كه در اين شرايط مرد قدرت ناشي از رياست خانواده را در اختيار ندارد .
بنابراين اگر گمان ميكنيم كه اين نوع ازدواج براي جامعه مفيد نيست، و عوارضي دارد، بيش از هر اعتراضي بايد نسبت به رفع موانع ازدواج رسمی و دوام آن پرداخت . تعهدات دستوپا گير ازدواجهاي سنتي، ناكارآمدي شيوههاي انتخاب همسر و از همه مهمتر نامتوازن بودن حقوق خانواده با شرايط اجتماعي زنان، در گرايش به اين نوع زندگي مشترك تأثير دارند .

خانواده به عنوان اولین نهاد تربیتی و مهمترین عاملی برای تربیت و شکل گیری شخصیت هر فرد به شمار می رود . انسان در خانواده فرایند جامعه پذیری را می آموزد که مجموعه ای باید و نباید ها است و انچه در خانواده بسیار مورد اهمیت می باشد توجه به ارزش ها بخصوص ارزش های خانوادگی و اجتماعی است.
این جامعه کوچک علاوه بر اینکه بسیاری از سنت ها و فرهنگ را به نسل بعدی خود منتقل می کند و از ارزش بالایی برخوردار است در طول زمان همیشه دست خوش بسیاری از تغییرات بوده است.
در عصر امروز که جنگ نرم علیه کشورهای مسلمان بویژه جمهوری اسلامی ایران توسط کشورهای استکبار بیداد می کند دشمنان سعی می کنند تا بوسیله ابزار های ارتباطی نوین بنیان خانواده ها سست و ویران کنند.
شبکه های اینترنت یا همان دنیای فضای مجازی یکی از ابزارهای نرم دشمن محسوب می شوند که علاوه مزایای بیشماری که دارد می تواند به دلیل عدم آشنایی افراد و بویژه خانواده ها نوعی تهدید برای آنها ها محسوب شود .
در دنیای ماشینی امروز که والدین فرصت چندانی برای گذراندن وقت با فرزندان خود ندارند یا وجود تک فرزندی خانواده ها ، انها سعی می کنند برای سرگرم کردن فرزندان خود از وسایلی مانند لب تاب ، تبلت، گوشی های هوشمند و ... استفاده کنند . و با دست خود فرزندان خود را وارد دنیایی می کنند که خودشان هم آشنایی چندانی با ان ندارند.
کودکان و نوجوانان با توجه به شرایط سنی انها کنجکاو هستند و برای ارضای این نیاز طبیعی دست به هر کاری می زنند . فضای اینترنت و دنیای مجازی این امکان را برای وی ایجاد میکند تا ورای ارتباطات هر روزه با دوستان خود با محیطی روبرو شود که این حس را در او ارضا میکند و از طرف دیگر یک تهدید هم برای نوجوان محسوب میشود.
داده ها و اطلاعات ماورای تصور در فضای اینترنت باعث میشود که این کنجکاوی به فضاهای غیر مرتبط با اطلاعات مفید و ارزشمند وارد شود، لینکها و سایتهای بیشمار فضای مجازی، چیزی است فراتر از ارضای معقول و مناسب شاخصهی کنجکاوی در نوجوان و در صورت نداشتن اطلاعات کافی پیشین توسط نهاد خانواده و نظام آموزش و تعلیم و تربیت فرد را به بیراههها و فضاهایی میکشاند که کنترل آن توسط خانواده و والدین در درجه اول و نهادهای اجتماعی در درجه بعد دور از دسترس خواهد بود.

پیشرفت ها و جهش های علمی جوانان ایرانی در حوزه های مختلف علمی و تحقیقاتی علاوه بر اینکه قدرت و توان این افراد را در عرصه جهانی به عرصه نمایش گذاشت سبب گردید تا دشمنان نظام با ترفند های گوناگون اقدام به مقابله با این جهش حضور جوانان ایرانی بپردازد.
افسردگی ، نارضایتی ، بی بندباری و ... از جمله برچسب هایی است که نظام های استکبار و کوردل به جوانان ایرانی زدند تا به خیال خود بتوانند سد و مانعی برای مسیر راه آنان پیدا کنند.
دولت های استکبار باید بدانند که تمام دنیا شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای که بادلار های آنان می چرخد نبوده و با این ترفند های ساده که هیچ با هیچ وسیله ای نمی توانند جلوی پیشرفت جوانان ایرانی را در عرصه های مختلف بگیرند.

حقوق بشر یکی از مواردی است که آمریکایی ها با استفاده از آن به بسیاری از کشورهای جهان بویژه خاور میانه حمله کرده و تمام سرمایه های ملی آن را به غارت می برند.
کشته شدن هزاران زن و کودک بی گناه در سوریه ، عراق ، فلسطین ، لبنان و ... نمونه ای از خیرخواهی آمریکایی برای مردم این کشور بوده است.
جمهوری اسلامی ایران نیز به صورت مستقیم و غیر مستقیم بارها مورد جنایت حقوق بشر آمریکایی قرار گرفته است به عنان مثال هدف قرار دادن هواپیمای مسافری بمباران شیمیایی سردشت از جمله نقض حقوق بشر علیه مردم ایران می باشد.
کشوری که نژاد پرستی را به حد اعلا رسانده است و در سال هزاران سیاه پوست مقیم آن توسط پلیس آمریکا کشته می شود چگونه می تواند دل نگران حقوق بشر درکشورهای خاور میانه باشد .
همه والدین در مرحله ای از رشد کودک خود تصور می کنند که کودکشان باهوش است. بیشتر بچه ها در زمان خاصی از لحاظ یکی دو جنبه از رشد جلوتر از سن خود می افتند ولی برتری در یکی دو زمینه به این معنی نیست که کودک استعداد درخشانی دارد.
مشخصه یک کودک باهوش این است که تقریبا از نظر تمام جنبه های پیشرفت و نیز کسب مهارت ها، از سن خود جلوتر است. کودک باهوش معمولا از هر لحاظ پیشرفته تر از کودکان دیگر است.
کودک باهوش در رویارویی با موقعیت ها و اطلاعاتی که غیرمعمول و مبهم اند و در ظاهر تناسبی با یکدیگر ندارند احساس راحتی می کند و به آسانی سازگاری می یابد.
او از هرگونه تمرین مغزی و چیستان لذت می برد و حتی برخی از آنها برای او بسیار ساده است. کودک باهوش همیشه به سرعت یاد می گیرد و می تواند آنچه را که یاد گرفته است به طور بسیار وسیعی به کار گیرد.
او اطلاعات را با کارایی، سرعت و انعطاف پذیری بسیار بالا پردازش می کند و همیشه راهبردها و برنامه ریزی را برای استفاده از اطلاعات به خوبی به کار می گیرد. هرچند استعداد سرشار به خودی خود مشکلی برای کودک باهوش محسوب نمی شود ولی ممکن است واکنش سایرین آن را به یک دردسر تبدیل کند.
بعضی والدین کودک خود را درک نمی کنند و برخی از کودکان والدین را و به این ترتیب کودک باهوش ممکن است درونگرا شود. هرچند این موضوع لزوما نگران کننده نیست ولی اگر یک کودک باهوش تنهایی را ترجیح دهد و بر قوه تخیل خود متکی شود، ممکن است در دوره ای که مشغول خلق و تحلیل اندیشه ها است منزوی شود.
اشتیاق یادگیری
شوق کودکان باهوش برای کسب اطلاعات و یادگیری خیلی زیاد است ولی حتی در این صورت هم لازم است والدین آنها درباره نوع آموزش اختصاصی تر یا جهشی که مورد نیاز آنهاست و اطمینان از حصول آن با معلم کودک گفتگو کنند.
شاید لازم باشد مصرانه از طرف کودک خود در این امر مداخله کنید زیرا با وجود آنچه معلمان ممکن است بگویند، بدون شک شما شخصیت کودک خود را بهتر از کسی که فقط روزی چند ساعت و آن هم فقط در محیط مدرسه او را می بیند، می شناسید.
استعداد سرشار شامل قریحه های ویژه استثنایی مانند توانایی های هنری یا موسیقی، توانایی های ویژه ریاضی یا زبان یا توانایی تجسم فضایی است که به کودک شما امکان می دهد که برای مثال در سطح بسیار بالا شطرنج بازی کند، به اضافه بهره هوشی بسیار بالایی دارد.
مشکل شما در فراهم کردن محرک های کافی برای کودک پرهوشتان افزایش می یابد، زیرا اکنون ما باهوشی یا استعداد سرشار را چیزی بیش از یک ماهیت منفرد نمی دانیم.
باز هم تکالیف مدرسه
شکی نیست که برنامه های آموزشی جهشی مفید است. کودک باهوش در برخورد با تکالیف کلاسی که برای او بسیار راحت است کسل و سرخورده می شود و در کلاس دردسر ایجاد کند، تنها به این دلیل که دروس معمولی او را برنمی انگیزد.
در این صورت ممکن است لازم باشد کودک باهوش شما یک یا چند کلاس را به صورت جهشی طی می کند تا بتواند همراه بچه هایی که از نظر سنی یکی دو سال جلوتر از او هستند روی درس ها کار کند. ممکن است فعالیت عقلانی به قدری از رشد شخصیتی او جلو افتاده باشد که شما از بابت گذاشتن کودک باهوش خود در کلاس بالاتر برای مثال به دلیل ترس از اینکه کودک از نظر اجتماعی نتواند با محیط سازگار شود، نگران شوید.
ولی خیالتان آسوده باشد این مطلب در یک مطالعه حیرت انگیز روی کودکان باهوش که در آن ۱۵۰۰ کودک دارای بهره هوشی بالا از مدارس کالیفرنیا در سال های دهه ۱۹۲۰ تا آخر عمر یعنی سنین شصت، هفتاد و هشتاد سالگی تحت نظر گرفته شدند، رد شده است. محققان در این مطالعه دریافتند که کودکان باهوش غیر از وضعیت درسی، از بسیاری جهات دیگر نیز برتر از همسالان کم استعدادتر خود هستند.
آنها سالم تر بودند. به چیزهای زیادی مانند سرگرمی ها و بازی ها علاقه داشتند و در زندگی آینده نیز موفق بودند. در میان کودکان تحت مطالعه، هم پسرها و هم دخترها تا سطوح خیلی بالاتر از آنچه که معمول کودکان معاصر آنها بود به تحصیل ادامه دادند و در بزرگسالی نیز در زندگی شغلی خود موفق تر بودند.
کودک باهوش و خانواده موثر
شواهدی وجود دارد که کودکان پراستعداد در محیط های خانوادگی بار می آیند که تجربه کودک را از زندگی غنا می بخشند و نیز شواهدی وجود دارد که نشان می دهد کودکان خانواده های طبقه متوسط جامعه بیشتر در معرض تحریک اضافی که کودکان باهوش را به کودکان پراستعداد تبدیل می کند، قرار می گیرند.
از طرف دیگر هیچ شواهدی وجود ندارد که والدین کودکان پرهوش اشتیاق بیش از حد و آزاردهنده از خود نشان می دهند یا کودکان خود را خلاف میل خودشان مجبور به درس خواندن می کنند.
