به نام کسی که جدایی رو آفرید
تا قدر باهم بودن رو بدونیم
خیلی سخته بعد از چند سال تازه بفهمی
که دوست داشتنش دروغ بوده
ولی بازم بهت بگه دوستت دارم
خیلی سخته وقتی که میخوابی طعم واقعی مرگو بچشی
ولی صبح که چشماتو باز میکنی بیبینی بازم نمردی و
یه روز دیگه رو باید با خاطره هاش شروع کنی
ولی اون دیگه پیشت نیست
ولی انگار هر لحظه کنارته
ولی تو پیش اون بودی و هیچ وقت ندیدت
این مثل این میمونه تو رو گریه بندازه
تو اونو بخندونی ولی اون یکی دیگه رو خوشحال کنه
خیلی سخته بهت بگه دوستت دارم ولی نمیخوامت
میگن با یادش باید زندگی کنی
ولی تا کی خوابش رو ببینی
میگن نا امید نشو
آخه درد نا امیدی رو نکشیدن
چون نا امیدی و تنهایی و گریه
تنها هدیه هایی بود که اون بهت داده
ولی تو تموم زندگیتو بهش دادی
خیلی سخته بهش دل ببندی و دلت رو بشکونه
تو هم میتونستی دلش رو بشکونی
ولی این کارو نکردی چون خیلی دوستش داشتی
خیلی سخته بزرگترین آرزوت مرگ باشه
ولی اون بتونه با یار تازه رسیده اش
خیلی راحت زندگی کنه
بعد کل ثروتت که عشقت بوده
با کاخ آرزوهاتو یه جا خراب کنه
اون وقت زیر آوار بی مهری و تنهایی
از فقر محبت و دوست داشتن
تا آخر عمر بشینی و زار زار گریه کنی
خیلی سخته از ترس اینکه مردم بهت نخندن
و فکر نکنن که دیوونه ای
نتونی درد دلت رو به کسی بگی
خیلی سخته آرزوت کسی باشه
که بعد از یه عمر بشنوی
هیچ اهمیتی واسش نداشتی
حالا دیگه آرزوی نبودنت رو میکنه
خیلی سخته وقتی یادت میاد که حتی با شنیدن اسمش
اونقدر خوشحال میشدی که دوست داشتی داد بزنی
ولی حالا با دیدنش هم چیزی جز درد و عذاب نصیبت نمیشه
چون اون دیگه واسه تو نیست
خیلی سخته بعد از چند وقت که میبینیش
ا شک تو چشمات حلقه بزنه
ولی اشکات فقط واسه خودت مهم باشن
خیلی سخته جرأت هر کاری رو داشته باشی
به امید اینکه کوه پشتته ولی وقتی برگردی
و پشتت رو نگاه کنی ببینی یه عمر پشتت به دره بوده
حالا اون دیگه عشقش یه نفر دیگه است
اصلا تو واسش مهم نیستی
اصلا رسم بازی قایم باشک زمونه اینه
تو چشم میزاری و من قایم میشم
اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی
خیلی سخته................
