تنها در غربت

یک) الان که می نویسم تو خوابی بعد از یک روز سنگین و پرکار... روزهای تکراری را سر می کنم به هوای اینکه ساعت لعنتی بگذرد و برسد به آخر شب و قرار من و تو و شب و ماه... شب مرا یاد زلف سیاه تو می اندازد خصوصا این شبهای بلند زمستانی و ماه سیمای تو را در آسمان این شبها ،برای من در این سوی غربت و تنهایی ترسیم می کند!

کلا شبها را دوست دارم، اما گهگاه آدم دلش می گیرد از چیزهایی که دوستشان دارد و نمیدانم امشب چه شده که دلم گرفته است... با تو بودن آرامم می کند عجیب تر اینکه از تو نوشتن هم آرامم می کند و امشب برای فرار از تشویش درونم پناه آورده ام به تو به یاد تو و به نام تو ... همان که نظامی گفته بود"چون میسر نیست ما را کام تو... عشق بازی می کنم با یاد تو"

همیشه به من گفته بودند که مرد گریه نمی کند گفته بودند"مرد برای رفع دلتنگیاش گریه نمی کنه، قدم می زنه" و چه بد گفته بودند از گریه کردن یک مرد در برابر یک بانو... و بانوی من تو گریه های شرمساری مرا دیده ای چرا که باید می دیدی... اما گریه های دلتنگیم را هنوز برایت رو نکرده ام که نگویی آقای من نازک نارنجیست... اما چه کنم که گاه دلتنگی هایم آنقدر زیاد می شود که قدم می زنم و گریه می کنم! تو میدانی گاهی روضه می روم که به دلتنگی های خودم گریه کنم و نمیدانی که اگر نتوانم روضه بروم توی همین کوی قدم می زنم و روضه می خوانم و گریه می کنم به...

 من مرد شده ام که تو با تمام زیباییهایت در آغوش من گریه کنی و آرام شوی... تو که آرام می شوی بهترین احساس دنیا را در خود احساس می کنم ولی اگر گرفتار تهران باشم و تو در مشهد دل گرفته و ناآرام باشی تشویش درونم را نمی دانم چگونه به تو بفهمانم...

عزیز من بدجور دنیای من وابسته شدست به تو و زیباییهای تو و غمها و شادیهایت به قدری که خودم هم باور نمی کنم... همیشه هوای تو را داشته ام ولی به تو این جمله را نگفته بودم:" ناز بانوی من! هوای مرا داشته باش الهی فدای خنده های مست کننده ات شوم"


دو) امشب چشای من مثه ابر بهاره... نخند به حال من که حالم گریه داره

سه) همه اینها را نوشتم که بدانی غم کم نیست، اما لحظه ای گمان نکن که خسته ام یا بریده! به عهدی که بسته ایم پایدارم به تمام داراییم که خنده ات باشد قسم که استوارم...

چهارم) تازه بعد از مدتها به وبلاگم و وبلاگ دوستان سر زدم... چقدر آهنگ وبلاگم با دلم بازی کرد!!!! متن را نخواندید آهنگ را حتما با دقت گوش کنید!

در هوای تو زیستن عادت ماست...

چندیست با بچه ها تهرانیم... چندی که نه امروز می شود، دو روز... نه تهران آنقدر آلوده است که می گویند و نه آنقدر شلوغ ولی عجیب دلتنگی می دهد به دل کسی مثل من ...

 ما مشهدی ها در هوای کسی زیسته ایم که خواسته و نخواسته، فهمیده و نفهمیده با گوشت و خونمان عجین شده است و وقتی دور می شویم از آن حال و هوا ، حالمان خیلی خوش نمی ماند ... این روزها امام رضای خونم به شدت کم شده است و ...

از شنبه کلاسهای ارشد می آغازد و ما را اسیر تهران می کند... به قول میلاد عرفان پور اهل مشهدم اما گرفتار تهران فعلا فعلا ها...


بزرگ حقیقت عالم هستی است که مصطفای خوبی ها و پاکی ها خطاب به او فرمود:"یا علی،لا یعرفک الا الله و انا" و یادم آمد ناگاه "و ما ادریک ما لیله القدر" و یادم آمد که لیله القدر مادرمان فاطمه زهراست و یادم افتاد که فرمود :" و اننی سمیتها فاطمه لانها فطموا قدرها علی الناس" و چه پیوند قریبی ست میان شب عروج مولا علی و حقیقت آن فاطمه(س) و بارها شنیده ایم که می فرمود در لحظات آخر عمر با برکتش که به دیدار فاطمه ام میروم و شاید این لطف عظیم در شب قدر هر سال به خاطر تازه شدن دیدار علی و فاطمه باشد... و الله اعلم!

گردو بازی...

مجنون و لیلی شبی با هم زیر درختی قرار گذاشتند، مجنون زودتر از موعد آنجا بود (که بله من عاشقم و زودتر آمده ام تا برای دیدار معشوق آماده باشم و فرصتی از دست ندهم)! لیلی قدری دیر کرد و مجنون تکیه زنان به تنه درخت خوابش برد...بیدار که شد صبح بود و چند گردو در دامنش(احتمالا گردوها را لیلی به دامنش ریخته بود)!!!

 حکایت این شبها و سحرهای منست و امام رئوف و مولای بی نظیر زمین و افلاک آقا علی بن موسی الرضا(ع)!!

مولای من تا کی سرم را گرم کنم به این دو سه دانه گردو، که عطا میکنی که سرخوش باشم به عطایت،من خودت را میخواهم،دردت را، عشقت را و ...

ما را همین بس است که داریم درد عشق / مقصود ما ز وصل تو بوس و کنار نیست

بهشتی، بهشتی بود!

شنیده بودم روزی یکی از نزدیکان شهید مظلوم آیت الله بهشتی به ایشان گفته بود که:"این همه که بنی صدر و اطرافیانش برای شما بد می گویند چرا پیش امام شکوه و گلایه نمی کنید و از امام نمی خواهید که از شما دفاع کنند"

 آنجا شهید بهشتی جوابی می دهد که واقعا آدم به مقام و منش این بزرگ مرد غبطه می خورد اساسی و ناجور. جواب می دهد:" ما برای دفاع از امام باید از خود مایه بگذاریم نه امام برای دفاع از ما"!!!

 یعنی یک درس بزرگ امام شناسی و ولایت مداری!!!

هم او بود که با نوای پر صلابتش می گفت :بهشت را بها می دهند و نه به بهانه!!! و رفتار او و کردار او بهایی بود برای بهشتی شدنش...هم او بود که اسوه ایستادگی بود و مقاومت و مومن به الله و عاشق به راه و رسم الله و امام

سید محمد حسینی بهشتی سالگرد بهشتی شدنت مبارک!!!

........................................................................................................................

پ.ن: حتما این لینک هایی رو که از سخنان شهید بهشتی گذاشتم ببینید و گوش کنید و ...

ددی یا آقا جان!

دلم گرفته از شهر و حال و هوایش!!! یکم دلم حال و هوای روستا می خواهد... کوچه باغی که پر باشد از صدای پای آب...با دیوارهای گلی که رویش خارهای خشک گذاشته باشند...یک جای صاف و ساده که بشود با بیژامه خاکی هم خیلی راحت راه رفت و هر که  را ببینی چه شناس چه ناشناس دستی بالا کنی و بگویی خدا قوت! او هم بدون هیچ خجالتی بلند با آن لهجه قشنگ روستاییش داد بزند: " خدا قوت" !

یادم می آید صدیقه را(دخترک کوچکی در روستا) که از گله پدرش یک بزغاله برای خود برداشته بود! و می بینم میترا(دختر بالغ همسایه) را که پدرش با پول ربا برایش یک توله سگ به تحفه آورده است!

یادم می آید صدیقه نام بزغاله اش را بواسطه رنگش حنا گذاشته بود ! و میبینم میترا نام سگش را Tommy گذاشته است!

یادم می آید صدیقه هر وقت پدر گله را از چرا می آورد، میدوید و سلام میکرد و برای پدرش چایی میبرد و میگفت :" آقا جان خسته نباشید" ! و میبینم میترا وقتی پدر خسته و کوفته از پشت میز اتاقش به خانه می آید داخل اتاقش یا دارد با bfاش چت میکند یا با iPhone 5 اش با پارسا صحبت می کند، و گر خیلی خاطر پدر را بخواهد با شنیدن صدای در بلند از توی اتاق داد می زد : های ددی(Hi Daddy)

یادم می آید صدیقه 10 ساله وقتی عمویش می آمد می رفت اندرونی پیش مادر و زن عمو و دختر عموهایش و به سلام و خداحافظی مختصری با محمد و میثم بسنده میکرد! اما میترا که آخر همین ماه 25 سالش میشود حتی وقتی میخواهد بیاید توی حیاط آپارتمان 5 طبقه شان یک تی شرت Tommyتنش می کند و یک شلوار سفید و موهای لختش را می ریزد روی دوشش!

یادم می آید مادرم می گفت:"صدیقه یک آلبوم عکس کوچک دارد که حتی نمی گذارد میثم که تازه 15 سالش شده آنرا نگاه کند"! اما می دانم میترا یک Account فیس بوک دارد که عکس های جشن تولدش را که توی بغل پارساست توی آلبوم آن upload می کند!

یادم می آید هر موقع همسایه کاری داشت صدیقه و مادرش می رفتند و به همسایه شان کمک می کردند کل روستا را می شناختند حتی گاهی اوقات میشد اهالی ده بالا را هم میشناختند و می رفتند عروسیشان و تعزیه شان و گاهی کمکشان میکردند. اما من هنوز فامیل میترا را که همسایه طبقه بالای ماست نمی دانم،نمیدانم پدرش کیست و مادرش! اینها را هم که گفتم از پارسا شنیدم که  بعضی وقتها می آید از پایین و صدایش میزند میترا بیا بریم فلانجا و فلانجا!!!!

حالا شما بگویید دل من نباید بگیرد!!!!

.................................................................................................................................

پ.ن : سالروز میلاد اشبه الناس به رسول اکرم ،علی اکبر حسین(ع) مبارک باد بر همگان علی الخصوص جوانان

گفت :"علی اکبر تو جوونی منم جوونم!!!!"

برید و موسیقی این وبلاگ رو حتما گوش کنید...کلیک کنید!

ایران زیر چتر ارغوانی اداره خواهد شد!

صدای پایکوبی و دبکه و بوق بوق هواداران حجه الاسلام والمسلمسین دکتر حسن روحانی از همینجا پشت لپ تاپ به گوش می رسد! گر چه کسی که من اصلح میدانستم و دوستش داشتم رئیس جمهور نشد اما خدا رو شکر که مردم شادند و خدا رو شکر که مهم تر از همه حماسه سیاسی تحقق پیدا کرد!

با این متعصب ها هم مشکل دارم که وقتی رای های حجه الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی بالا رفته بود پیامک آمد که حدیث کسا بخوانید تا فرجی حاصل شود،بهر حال این مردم هستند که می خواهند رئیس جمهور خود را انتخاب کنند و با تفکرات او زندگی کنند حتی اگر از نظر من این تفکر اشتباه باشد! و این اشتباه است که مردم را آنگاه که میخواهیم بصیر بنامیم و آنگاه که خلاف حرف ما حرف زدند ناآگاه و فریب خورده!

 لذا از همینجا به تمام مردم ایران و به تمام آنان که به حجه الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی رای داده اند تبریک عرض میکنم و از اینکه شوق و امید را در چشمان و حرکات مردم سرزمینم میبینم بسیار بسیار خرسندم!

 راستی نمی خواهم در مورد بدیها و سیاسی بازیها هم بنویسم چون این روزها روز جشن است و سرور و غرور ملی، پس حرفهایم را برای خودم نگه میدارم و امید می بندم به دولت تدبیر و امید و آن کلید تدبیر که انشالله در دستان حجه الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانیست و به او از اینجا میگویم "خذها بقوه" و نباشد که در پایان دولتتان مثل این دولت مردم از شما ناامید شده باشند ! تازه این مردم که در سخت ترین شرایط آمدند و دوباره مشتی در دهان استکبار کوبیدند و آزادترین و بزرگترین دموکراسی جهان را به رخ جهانیان کشیدند! بماند که معاندان برای خود فلسفه بافی می کنند!

حرفی هم با دوستانی که مثل من رای مخالف داشتند:"دوستان من چه شما بخواهید و چه نخواهید حجه الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی با اکثریت مطلق آرا رئیس جمهور ایران شده است. از شما میخواهم به حرفهای این مرد چنان عمل کنید و یاریش کنید که اگر سعیدجلیلی عزیز حرفی میزد، البته تا جایی که به اصولتان برنخورد و امید است که همچین خواسته ای هم نداشته باشد"

.......................................................................................................................

پ.ن: در پستهای قبل همه روحانی بودند و جلیلی و رضایی و قالیباف اما الان حسن روحانی رئیس جمهور ماست پس با افتخار به او میگویم "حجه الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی"!

پ.ن: راستی یادم رفت از چهره ماندگار این انتخابات ،مردی واقعا از جنس مردم، بی شیله پیله و صاف و ساده تشکر و قدردانی کنم! گر چه دور هم به نظراتش و اداهایش خندیدیم اما مهندس سید محمد غرضی بدان که در دلمان جا داری و شادمان کردی(ایرادی ندارد برادر محسن هم از همین جاها شروع کرده بود که امروز چهارم شد)!

و امروز شنبه پس از انتخابات است...کلیک کنید



با افتخار و قلبی مطمئن به

سعید جلیلی

رای دادم!

و امیدوارم هر کس رای بیاورد درد دین و مردم داشته باشد!

میلاد چهارمین نور عشق و ولایت مبارک باد!

جلیلی بهتر است یا رضایی؟

دیگه این روزهای آخر همه چیز دارد روند اصلی رل به خود میگیرد.حدادعادل که از ابتدا هم احتمال می ر فت کنار برود کنار رفت و عارف هم که می گفت تا انتها می مانم به نفع روحانی کنار رفت(گر چه حداد هم می گفت تا انتها می مانم و من امیدوارم که واقعا الان این دو کاندید تصمیم به ترک عرصه گرفته باشند و گر نه این مصداق دغل و دروغست)!

و اما بین دو کاندید مورد نظر من یعنی جلیلی و رضایی هنوز به جمع بندی قطعی نرسیده ام که بگویم به قطع جلیلی و یا به قطع رضایی و این به این معنا نیست که دیگران صلاحیت ندارند بلکه دیگران انسانهای خوب و شایسته ای هستند ولی در انتخابات در ایران نباید محدود به حداقل ها باشیم بلکه باید به دنبال بهترینها بگردیم!

 البته عده ای امروز -به نظرم به قصد تخریب - می گویند جلیلی احمدی نژاد دوم است ولی چه کسیست که تفاوتهای فاحش اخلاقی بین او و احمدی نژاد را نتواند تمایز دهد(حتی احمدی نژاد84)!

 اما در بین آقایان رضایی و جلیلی به بررسی بیشتری خواهم پرداخت:

1)الحمدلله هر دو نفر از لحاظ سادگی زندگی و اینکه زندگی اعیانی نداشته باشند،مشابهند و در سطح معمول مردم زندگی می کنند و این بسیار زیبا و در شان جمهوری اسلامیست(ولو عده ای بگویند اینها شارلاتان بازیست و برای چشم مردم با سمند و پراید می آیند و اینطور و آنطور رفتار می کنند،که به هیچ عنوان این حرفها را قبول ندارم)

2) از لحاظ متانت شخصیت و بزرگ منشی هم هر دو بزرگوار خوبند اما بنده سطح شخصیتی جلیلی را نسبت به همه نامزدها بالاتر می دانم، و منش او هم همین گونه است انسانی با آرمانهای انقلابی و با همان حال وهوای انقلاب و جنگ! یعنی کسی که هنوز خوی و خصلت جبهه از زندگیش بیرون نرفته و با همان منش رفتار میکند و در بین کاندیداهای دیگر هم آقای رضایی بیشتر از دیگران(وکمتر از جلیلی) حال و هوای جبهه را دارد هر چند که در  این خصلت اختلاف زیادی با جلیلی دارد.و این را هم بگویم که توی گلویم گیر نکند که خدائیش این خصلتی که جلیلی دارد و دنبال جذب رای به هر روشی نیست و اهل هر قول و قراری برای رای آوری نیست بسیار نیکوست

3)در حیطه اجرایی از هر دو نفر سابقه چندانی در دست نیست،جلیلی به عنوان مهمترین سمت 6سال دبیر شورای امنیت ملی بوده که یک نهاد تصمیم ساز امنیتیست و رضایی هم دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده که باز هم یک مجمع تصمیم ساز می باشد(البته مسئولیتهای اجرایی شورای امنیت ملی بیش از تشخیص مصلحت نظام است) و مسئولیت مهمتر او فرماندهی جنگست که البته با مملکت داری زمین تا آسمان متفاوت است و به هیچ وجه به سمت اجرایی ای مثل شهرداری تهران نمی رسد!

4) در حیطه صداقت و راستی گفتار و عمل من جلیلی را از همه سر می دانم،مثلا شعارهای کاندیداها را نگاه کنید. دکتر ولایتی برنامه 100روزه برای تسکین درد گرانی دارد! دکترقالیباف 2ساله ثبات را برمی گرداند و از 6ماهگی دولتش آثار خوش برطرف شدن تورم و گرانی را باید دید! البته باید از دکتر عارف تشکر کرد که برای امسال قولی نداد و گفت با بودجه ای که با فکر دیگری نوشته شده نمی توانم قول های خودم را عملی کنم! دکتر روحانی آزادی را برمی گرداند(هر وقت دکتر روحانی صحبت میکند پدرم میگوید کانه خاتمیست،یادتان بیاید آزادی خاتمی وار را)! دکتر رضایی میگوید دولت بدون تبعیض خواهد ساخت،دولت بدون دروغ خواهد ساخت!خدائیش دیگر رئیس جمهورهای ایران هم که هر کدام به نوبه خود انسانهای فرضا خیرخواهی بودند چنین شعارهایی ندادند،اما آیا وقتی خودشان وارد گود شدند همان رویه را با شدت و ضعف پیش  نگرفتند؟ اما شما از جلیلی چنین شعارهایی شنیده اید؟ بنده که نشنیده ام فقط یکی از مشاوران ایشان که به برنامه ای آمده بود از او قولهایی در مورد رفع تورم و گرانی می خواستند،گفت:"آقای جلیلی معتقدند مشکلات اقتصادی و اداری ما ساختاری و ریشه ایست و برای اصلاح ساختار نمی توان قولهای کوتاه مدت داد"

5)گمان ندارم کسی با این قضیه مخالف باشد که مهمترین مشکل روز جامعه ما مشکل اقتصادیست و به قول یکی رئیس جمهور باید به داد اقتصاد برسد،چرا که اقتصاد و بعلاوه فرهنگ با شدت کمتر شده چشم اسفندیار انقلاب و امروز دشمن فهمیده که چطور باید پشتوانه مردمی را از انقلاب بگیرد و آنهم مشکلات اقتصادیست، لذا اینجاست که اهمیت برنامه ها و روند اقتصادی رئیس جمهور گل می کند و در میان نامزدها تنها دو نامزد اشاره به مشکلات ساختاری اقتصاد ما کرده اند و طبیعتا برای رفع مشکلات ساختاری برنامه هایی دارند.تحلیل رضایی جالب بود که می گفت بعد از جنگ ما دولت تکنوکرات داشته ایم،دولت لیبرال داشته ایم و دولت سوسیالیست هم داشته ایم اما رشد اقتصادی آنها حول و حوش 4درصد بوده است یعنی مشکل ساختاری داریم و نه روندی! البته از لحاظ اقتصادی بنده رضایی از بقیه با فاصله زیادی بالاتر می بینم!

6)یک چیزی بدجور مخمخه ام می کند،گفتمان و یا بعبارتی چارچوب تفکری هر نامزد است. گفتمان اسلام نابی که جلیلی از آن دم می زند گفتمان بی نظیریست که اگر بر فضای جامعه حکومت کند می توانیم به سمت حکومت اسلامی مد نظر امام اول و دوم انقلابمان نزدیک شویم...یک گفتمان سعادت مدار بر پایه تعالیم اسلام سرشار از سعه صدر و مدارا و اخلاق مداری در همه شئونات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی! اما حقیقتا سایر نامزدها گفتمان خاصی برای خودشان تعریف نکرده اند!

برنامه راهبردها و برنامه های رضایی شروع شد می روم آنرا ببینم!


ادامه...

بله داشتم می گفتم...

از فرهنگ و مصادیق و اینها که بگذریم به نکته ای در باره شخصیت کاندیداها می رسیم که بعنوان رئیس یک جمهور و مملکت باید به آن پرداخت و بنده به همان سه نفری که احتمال دارد به یکیشان رای بدهم می پردازم

 البته باید گفت که از لحاظ شخصیتی باید چند جنبه را بررسی کرد!(من قبل از نوشتنم بگویم که نمی توانم احساساتم را نسبت به افراد کنترل کنم خرده بگیرید یا نگیرید من احساساتم را قاطی می کنم)

جناب آقای جلیلی: به نظرم عزیز ترین شخصیتیست که در این چند سالی که بنده چیزی از آدمها و اسمها و منش شان می فهمم کاندید شده است... آدمی که اهل بگو و مگو نیست(و گر نه در مناظره بیشتر جلو آقایان عارف و روحانی و ولایتی درمیامد)،اخلاق را در حد اعلا پایبند است (حداقل در این چیزهایی که ما دیدیم)،جانباز جنگی که پایش را داده و حتی نمی گوید بنده در جنگ هم بوده ام(ولو عده ای میراژها را بخورند و عده ای جنگ را خاتمه دهند و عده ای جنگ را تمام از خود بدانند)،ساده زیست و پرتلاش با یک سکینه و طمانینه خاص!!! خلاصه یک عزیز دل که آخرش همین ارادت قلبی و علاقه شخصی شاید مرا به ببیراهه ببرد و به او رای بدهم!!!

جناب آقای رضایی: ایشان هم مرد نازنین و دلسوزیست، و شخصیتی آرام و بی حاشیه دارد،الحمدلله اکثر کاندیداهای ما ساده زیستند و خیلی درگیر این چیزها نیستند که ایشان هم یکی از آنهاست!!! کسیست که بی برنامه کاری نمی کند(و لو عده ای بی برنامه وارد شوند و بعدا برایشان برنامه بنویسند) و بی برنامه حرفی نمی زند! از این که درگیر حزب و حزب بازی هم نشده است خیلی خوشم می آید و از اینکه برنامه هایش را رک و راست و با زبان مردم به مردم می گوید تا بفهمند و یک مشت حروف قلمبه سلمبه تحویل ما نمی دهد از او متشکرم...احتمال می دهم مدیر خوبی باشد ولو عده ای بر مدیریتش در زمان جنگ نقد داشته باشند... و یک چیزی که مرا اذیت می کند از حرفهای او همین است که می گوید آقا مهدی باکری و حسین خرازی و ... اینها را ما آوردیم و کردیمشان مهدی باکری و ... که البته یکی از دوستان جوابی داد که شاید درست باشد ولی ته دلم راضی نشد(همون احساسه) که قضیه مهدی باکری و اینها قضیه گلوله برفیست منظورش اینست که ما فضا را برای آنها فراهم کردیم و آنها خودشان را نشان دادند...انشالله که همین حرف دوستمان درست باشد و احساس ما کج یا کژ رفته باشد.

جناب آقای قالیباف: مردی مدیر با صلابت و البته با لبخندی زیبا!!! عده ای می گویند روحیه جاه طلبی دارد و تکنوکراتست و دیکتاتورست و اینها... که البته باید به دوستان بگویم که جاه طلبی او را از کجایش فهمیدید از چشمانش خواندید و یا در چهره اش دیدید که اگر اینگونه است بگویید در چهره کدامیک دیده اید که می تواند اصلح باشد ما به همان رای بدهیم، ثانیا تکنوکرات بودن را چگونه معنا می کنید که چماق کرده اید و هر که می خواهد او را می کوبد می گوید تکنوکرات است؟؟؟ کسی که قائل به پیشرفت توام با عدالت است، کسی که بیش  از همه داد می زند که مهم ترین سرمایه ما نیروی انسانی و جامعه ماست و ما تمام پیشرفت را برای تعالی همین انسانها میدانیم و میخواهیم تکنوکراتست؟؟؟اگر اینست که پس درود بر تکنوکراسی...امروز متنی را خواندم که اتفاقا یکی از دوستان برایم فرستاده بود که گیرداده بود به جشن های نیمه شعبان تهران که مثلا به جای مداحی فلان خواننده را دعوت کرده اند که بخواند و مردم کف و دست زده اند و فلان کس از بین مردم پا شده و قری داده است و امام زمان که میخواست ظهور کند با دیدن این صحنه ها دیگر ظهور نمی کند و بیایید تهران نجات دهید که رو به قهقراست! اما بنده به این دوست عزیز که این متن را نوشته می گویم چند چیز!!!!

اولا: اجازه برگزاری این جشن ها را آمده اند از قالیباف گرفته اند وگفته اند ما می خواهیم فلانه کس را بیاوریم و مداح هم نداریم! شهر به آن دراندشتی تهران می آیند و میگویند میخواهیم جشن نیمه شعبان برگزار کنیم و اجازه برگزاری در پارکی یا مکانی را می گیرند اینها را همه شهرداری واگذار می کند نه اینکه خودش برگزار کند و ثانیا : ایرادی به قالیباف وارد نیست اگر هم باشد به ناظران یا مدیران رده پائینتر شهرداریست! ثالثا: اصلا یک چیز مهم تر مگر تهران فقط یک قشر حزب اللهی دارد که فقط برای آنها مداح و سخنران بیاورند و شیرینی صرف کنند و خوش باشند که عید است و شاد شوند بنده به ضرث قاطع می گویم که قشری که در تهران از این جشنهایی که به اسم و مجوز شهرداری برگزار می شود می خواهند بیش از قشریست که مدل حزب اللهی را می پسندند البته که جامعه و فرهنگسازی جامعه باید به سمتی برود که ما به حالت ایده آل نزدیک شویم اما باید اقشار و سلایق مختلف جامعه را هم در نظر گرفت نمی شود که تمام دین را یک دفعه به خورد مردم داد اینطور که برمی گردند و گر هم آهنگی زده اند و فلانی پا شد و قری داد،یا به قول شما بزک کرده آمد و روی صندلی نشست ودست زد باید برویم خر قالیباف را بگیریم؟؟؟

میگویند دیکتاتور است ما این را هم نفهمیدیم از کجا می گویند؟؟ از بس در جامعه و مسئولین بی نظمی و بی موالاتی بوده که اگر کسی با قاطعیت کاری بکند و کاری انجام دهد میگویند دیکتاتور است نخیر ایشان به واسطه روحیه و فعالیتهای نظامی خودشان از یک نظم و دیسیپلین خاص برخوردارند که اصولا و ذاتا کارهایش را با آن نظم انجام می دهد!!! ضمنا جناب آقای روحانی ایشان سردارند نه سرهنگ!!!!

........................................................................................................................

پ.ن: این پست بیشتر در مورد آقای قالیباف شد و شاید فکر کنند بقیه را الکی نوشتم که از قالیباف دفاع کنم اما دلیلش این بود که امروز حرف در مورد قالیباف بیشتر شنیده بودم لذا مطلب هم بیشتر داشتم برای نوشتن انشالله پست های بعدی از برادر محسن و سعید عزیز هم خواه نوشت تا نگویند تو که قالیبافی چرا هی الکی میگویی هنوز نمی دانم به چه کسی رای می دهم !

فرهنگ...

امروز مناظره فرهنگی بود،به همین دلیل بد نیست بنده هم به نوبه خودم نظرات آقایان کاندیدا را می خواهم نقد کنم و یا نظر خودم را در حوزه فرهنگی بگویم،شاید به درد بخورد!

در حوزه فرهنگ به نظر بنده جناب سعید جلیلی نظرات قویتر و بهتری نسبت به دیگران داشتند و روی نقاط مهمتری دست گذاشتند که هیچیک از کاندیداهای دیگر به آن یا توجه نداشتند و یا کم توجه بودند.اصلاح طلبان هم که مثل همیشه فرهنگ را در بستن دو تا روزنامه و خانه سینما و ماهواره خلاصه کردند و فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه ها (که این حرف هم درست است و هم غلط،فضای حاکم بر دانشگاه ها در سال 88 و  89 امنیتی بود اما فضای امروز حاکم بر دانشگاه ها امنیتی نیست بلکه رخوت و سستی دانشجویان ناشی از ترسیست که از سال 89 باقیمانده و الا این روزها فضا امنیتی نیست،علاوه بر آن گاهی سیاستهای امنیتی حاکم بر دانشگاه ناشی از تفکر ریاست یک دانشگاه نه نگاه کلان دولتی) و جنابان آقایان ولایتی و غرضی هم حافظه تاریخی خود را به رخ مردم کشیدند. آقای قالیباف هم نگاه کلی قشنگی داشت که شرح وبسط نداد و آن سرمایه انسانی و تعالی انسانی در جامعه با هدایت قدسی! از برادر فرهنگیمان هم جناب حداد که آبی گرم نمی شود! جناب رضایی هم آسیب شناسی خوبی داشتند و طبق معمول برنامه مدار! اما نگاه جلیلی نگاه زیباتری بود!

اما آن چیزهایی که من دوست داشتم بشنوم و به نظرم آسیب فرهنگی ماست، اینها بود:

1- کاندیداها برای حل مشکل  ازدواج فقط به مسکن و شغل پرداختند و از مردان 27 یا 28 ساله ای که درآمد بالا دارند و در خانه شخصی مجردی زندگی می کنند سخنی به میان نیامد نا بفهمند که مشکل ازدواج ما فقط شغل و مسکن نیست شاید قشری از جامعه این مشکلشان باشد اما نگاه فرهنگ اسلامی به ازدواج در جامعه امروز ما نیست و رئیس جمهور به عنوان رئیس شورای انقلاب فرهنگی باید این نگاه را به جامعه برگرداند!

2- مدرک گرایی معضلیست که امروز کشور ما را دارد به قهقرا می برد.چیزی که تا حدودی البته ناقص آقای غرضی به ان اشاره کرد و گفت بچه هامون رو تا 27سالگی درگیر دانشگاه میکنیم و بعد هیچی!تازه آقای عارف که میگفت باید کاری کنیم که شعار نمیدانم کجا محقق شود آن شعار کذایی "لیسانس برای همه"! کسی نیست به او بگوید که آقا جان این مدرک گرایی سم است و امروز تبعات آن را می بینیم که مدرک ها بالاست اما لیاقتها و توانها پایینه چرا که خیلیها برای مدرک رفته اند نه برای علم و مهارت! در نگاه امروز جامعه ما کسی که دانشگاه نرفته یعنی بدبخت و بیچاره!این نگاه فرهنگی باید درست بشه! اون موقعست که نیروی لایق وارد دانشگاه میشه یعنی کسی که واقعا میخواد ادامه تحصیل بده و تازه در رشته ای که دوست داره نه بخاطر جبر اجتماع و ترس از برخی مناسبات به هر قیمتی بخواد بره دانشگاه! اونوقت یه رشته ای مثه رشته بنده میشه رشته ای که بچه هایی که جای دیگه قبول نشدند اینجا قبول میشن(البته نه همه،اکثرا)،اونوقته که بهترین رتبه ها میرن برق و مکانیک چرا چون کلاسش بالاتره،نه بازارکار مد نظره،نه علاقه،نه نیاز کشور فقط و فقط چشم و حرف مردم!

3-محور فرهنگی بعدی که عجیب بود که حرفی ازش شنیده نشد به جز 20 ثانیه از برادر حداد عادل! کلمه تقوا بود. عجیب بود برام که برنامه دولت به عنوان بزرگترین نهاد تصمیم ساز مملکت برای عاملی به نام تقوا که اگر درست شد و حاصل شد خیلی از خرجها و هزینه ها نیاز نیست از دید تمام کاندیداها مغفول ماند(حداقل از آقای جلیلی که داعیه دار حیات طیبه است انتظار نداشتم).

4- پاسخ به سوال سبک زندگی اسلامی- ایرانی بسیار پاسخ سطحی بود که اگر من اونجا بودم بهتر می تونستم بگم برای پیاده سازی سبک زندگی اسلامی-ایرانی چه باید کرد! امام دوم انقلاب ما می گوید:"امروزه فرهنگ و نگاه اسلامی زن باید با حالت تهاجم با فرهنگ غرب مقابله کند" جناب دکتر روحانی در مسئله فرهنگ میگوید بالاخره باید با جهان پیش  رفت و برخی مناسبات جهان را پذیرفت چون همه اینطور شده اند! نه خیر  جناب دکتر روحانی نگاه فرهنگ ما به فرهنگ غرب باید نگاه تهاجمی باشد نه به این معنی که با آنها ستیز و جنگ کنیم بلکه به این معنا که به نگاه آنها به انسان و جامعه بشری و تمام مناسباتش فائق بیاییم و فرهنگ اسلامی را در جهان نهادینه کنیم و شروعش از اینجاست و سبک زندگی اسلامی-ایرانی! زندگی جوان ایرانی سوای مشروب و کاباره اش که نیست در فضای واقعی جامعه با زندگی جوان آمریکایی و فرانسوی و آلمانی چه فرقی می کند؟ به اینها باید در سبک زندگی پاسخ می دادند که متاسفانه ندادند!

و خیلی چیزهای دیگر که خودم خسته شدم که بنویسم ولی در کل جناب آقای جلیلی نگاه عارفانه تر و جامع تر و نکته سنجتری به نگاه فرهنگ داشت!

.................................................................................................................

پ.ن: بعد از این مناظره سعید جلیلی بالاتر از قالیباف و در کنار رضایی قرار گرفت،یعنی به احتمال زیاد به یکی از این 3 رای خواهم داد!

پ.ن2: خبر فوری، حمایت اصلاح طلبان از حسن روحانی

امام امت...

خدا خیرت دهد اماما که دوباره ما را امت کردی و خود را و کسی مثل خود را امام!!!تا نه بر دنیای ما که بر دلها و جانهای ما حکومت کنی!

اماما من که شما را ندیده ام فقط حرفهایت را شنیده ام و سخنرانی هایت را گاه و بیگاه دیده ام،اما چنان در دلم نقش بسته ای که امام دوم انقلاب نقش بسته است "لا نفرق بینکما"...

این دموکراسی هم ما را مشغول خود کرده است...بد هم نیست(مردم سالاری دینی منظورمه)اما آن رای اصلی که ما داده ایم بیعت با توست که نه چهارسالست و نه این ساز و کارهای دنیای مدرن را دارد...بیعت ما دلیست با تو که امام دلهایی...خیلی دوستت دارم امام عزیزم...آنگاه که پای درس مولایت ابا عبدالله الحسین(ع) از آن "ماء غدقا"* سیراب می شوی و سرمست ما را هم دعا کن که پشتیبان ولی فقیه و امام خود باشیم!


.................................................................................................................................

پ.ن: مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم/هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

*:و الو استقاموا علی الطریقه لاسقیناهم ماء غدقا (سوره جن آیه 16)

پ.ن: روی واژه "امام دلهایی" کلیک کنید و یک سرود بی نظیر در مورد امام را دانلود کنید.

باز هم انتخابات

یکی دو تا از دوستان گله کردند که این چه وضع پست گذاشتنست که سال به سال یکی...تصمیم گرفتم انشالله سریعتر پست ها را به روز کنم.

در پست قبلی من بخشی از کاندیداها را به دلخواه خودم رد کردم و بخشی را از این بابت که رای ندارند...مثلا بنده هیچگاه(با شرایط فعلی) به آقای روحانی رای نمی دهم اما چون در صرت اجماع اصلاح طلبان رای دارد او را در سه گزینه آخر آوردم...یا مثلا آقای جلیلی را رد کردم چون سابقه اجرایی ندارد در حالیکه در نظر سنجی ها بعد از آقای قالیباف بیشترین رای را دارد و حقیقتا هم قشری از جامعه طرفدار ایشان است به دلیل روحیه مقاومت و خلوصی که ایشان دارد...

راستی در مورد آقای جلیلی این را بگویم که مشکلم با ایشان فقط در زمینه اجرائی و مدیریتی است و این یعنی ضمانت تمام حرفهایش گر چه گاهی چنان پراکنده صحبت میکند که انگار نمیداند چه می خواهد بکند.

راستی عده ای می گویند که جلیلی گزینه رهبریست...شایعه ای دو سر برد برای دشمن!!!!

جلیلی که آدم رئیس جمهوری نبود! چرا تایید صلاحیت شد؟ چون گزینه رهبریست!!!!

اگر رای بیاورد...میگویند دیدید ما که گفتیم نظر، نظر رهبریست(جالبه سایت کلمه(سایت جنبش سبز) گفته این انتخابات ریاست جمهوری نیست بلکه انتخابات برای انتخاب معاون رهبری است) و مردم سالاری یعنی حرف!

اگر رای نیاورد...میگویند دیدید ما که گفتیم،مردم دیگر رهبری و نظام را نمی خواهند،دیدید به گزینه غیر از گزینه رهبری رای دادند!!!(گفتم که حواسمان به شایعه ها باشد که ملت ما مستعدترین ملتهاست برای شایعه پراکنی و از این استعداد تا به حال ضربهها خورده ایم و آدم نمی شویم)

در انتخابات انتخاب گزینه اصلح یعنی انتخاب کسی که نسبت به دیگران بهتر است(اصلح مطلق که نیستن بالاخره نسبت به رقبا این را باید در نظر گرفت)پس بدیهی است که در این جمع شما انسان جامع الشرایط پیدا نکنی که اگر چنین باشد انتخاب خیلی آسان و راحت می شود! و هر کس با توجه به تفکر خودش معیارها را ضریب می دهد و اصلح را انتخاب می کند... میخواهم معیارهایی را که فکر میکنم یک رئیس جمهور باید داشته باشد را بنویسم(شاید کسی هم از دیدگاه ما استفاده کرد خدا را چه دیدی،البته آنگاه باید به عقل او شک کرد)


تازه دارد داغ می شود...

تازه دارد داغ می شود... فضای انتخاباتی جامعه را میگویم، چرا که تازه میشود حرف زد درباره هر نفر و گفت فلانی اینکاره هست یا نه...

اما در میان این کاندیداهایی که دیروز در مناظره شرکت داشتند و حرفهایی زدند و مخالفتهایی کردند و گهگاه مردم را خنداندند، میتوان کم کم به نتایجی رسید...چرا که بخشی از افرادی که کاندید شده اند به راحتی از صحنه خارج می شوند.

سید محمد غرضی شاید اولین کسی باشد که بتوان از گردانه صلاحیت و محبوبیت بیرونش کرد،هم بواسطه شخصیت ناشناخته اش و هم بخاطر حرفهایی که در مناظره زد و تنها گفت: تورم و هزینه سرمایه!!!

نفر بعدی که می توان از صحنه رقابت حذفش کرد مرد فرهنگی این جمعست یعنی حداد عادل،که واقعا وجهه ریاست جمهوری ندارد و بهتر برای نویسندگی کتاب ادبیات مدرسه ها خوبست و فرهنگستان هنر و اینها...

برای حذف کردن نفر بعدی باید کمی تساهل و تسامح کرد! اگر بخواهیم از جبهه اصلاح طلبان بخواهیم کسی را حذف کنیم(با توجه به موضع گیری جدید اصلاح طلبان بالاخص هاشمی و سید محمد خاتمی مبنی بر حمایت از روحانی و کناره گیری عارف و شدت گیری این اخبار) باید محمدرضا عارف را حذف کنیم که با توجه به خوش صحبتی حسن روحانی و جلب توجه عمومی مردم و به قولی آرای خاموش می توان او را کاندیدای مورد اجماع اصلاح طلبان دانست.

اما در جرگه اصولگرایان هنوز قالیباف و جلیلی و ولایتی هستند، که بنده احساس می کنم به ترتیب اقبال عمومی نامشان را آورده ام.

اما نفر بعدی که به نظر من باید حذفش کرد با وجود یک سری صلاحیت هایی که دارد آقای جلیلی ست که گر چه انسان وارسته و عزیز و محبوبی ست اما به دلیل عدم داشتن سابقه کاری امکان رای آوردنش زیاد نیست.  

و از طرفی آقای علی اکبر ولایتی هم چنان برنامه مدار سخن نمی گوید، چرا که قرار بود ایشان و آقای حداد به نفع آقای قالیباف کنار بروند که ناگاه منصرف شدند(البته باید بگویم که شب سخنرانی 22:45آقای ولایتی بنده ایشان را نسبت به بقیه بهتر دیدم اما الان متوجه شدم که اشتباه کرده ام چون با دقت بیشتر دیدم تکرار همان حرفهاست).

می ماند سه نفر که یکیشان از حرفهای جامعه اینطور برمی آید رای ندارد در حالیکه از بقیه خدائیش بیشتر برنامه دارد یعنی محسن رضایی...

پس ما از این به بعد سر سه نفر بحث خواهیم کرد یعنی قالیباف،رضایی،روحانی!!! مگر اتفاقی بیفتاد یا کسی حرف خاصی بزند...دوستان ادامه مطلب را از دست ندهند!

ادامه نوشته

بعد از این...

دلم امشب گرفته البته چیز بدی نیست...خیلی خوبست که گاهی اوقات دلت بگیرد،بگذار بقیه بگویند ناراحت و افسرده است تو که می دانی حالم خوبه خوبست فقط امشب دلم گرفته!!!

تو هم امشب دلت گرفته بود،فکر کنم اثر دل گرفتگی تو به دل من هم سرایت کرده باشد فکر کنم که نه حتما همین طور است...دل آدم که میگیرد باید کز کند گوشه ای با محرمی با آرام دلی صحبت کند! راستی فکر نمیکردم اینقدر دلم بگیرد وقتی که آرام دل دارم...گاهی باید دست آرامت را بگیری و ببری گوشه ای...کز کنی با محرمی با آرام مطلقی درد دل کنی ، همینطور الکی! به گمانم خودش موضوعیت داشته باشد...

راستی بعد از نزدیک75 روز زندگی مشترک به نکته ای برخورد کردم...پس از دل تنگیهای مکرر... صبح آرام دلم را می دیدم و شب دلتنگ دیدارش بودم...پی بردم به اصل حضور...اینکه باید حاضر باشد کسی کنار تو،تو او را ببینی و لمس کنی و بو بکشی و آرام دل باشد...صحبت کردن خوبست اما حضور نمی شود...نامه نوشتن خوبست اما حضور نمی شود...پیامک دادن هر صبح و شب عالیست اما حضور نمی شود...به گمانم خودش موضوعیت داشته باشد...

حال ای آرام مطلق من!!!مقدمه آوردم و موخره با شک و گمان و تردید که مبادا... تا کی صبح ها سلام بفرستم و شبها درود و اشک و تو جواب دهی و بر نامه سیاه نگاه کنی و اشک... اصل حضور خودش موضوعیت دارد،آرام مطلق من، اصلا کسی باید باشد کنار تو، تو او را ببینی و لمس کنی و بو بکشی و مست شوی از استشمام بویش!!! و اردیبهشت فصل عطر های به یاد ماندنیست(این را از آرام دلم آموختم) و در میان این همه حضور ندیدن تو بس است برای سیاه دیدن هر چه غیر تو!!!

تمام این ها را که نوشتم، فهمیدم اصل حضور موضوعیت دارد و او حاضر است و ظاهر نیست!!! پس عزا بر خود کنید ای مردگان که او حاضر است و می توان در آغوشش کشید و دیدش و ساعتها خیره به چهره ماهش شد و چشمان ما...

از اخبار انتخابات...

می گویند فلانی گفته که اگر دوستم رد صلاحیت بشه خیلی چیزا رو،رو میکنم!!!

می گویند فلانی گفته اگر پدرم رای بیاورد عملا من رئیس جمهور خواهم شد!!!!

هی می گویند هی میگویند و هی میگویند... یکی هم نیست به اینها بگوید باباجان از کجا اینها را می گویی؟؟؟مگر امام نگفت که تا انتخابات هر عملی که در راستای تفرقه افکنی باشد خیانت است...

فلانی یک جور خیانت می کند ... من و تو هم که هی شایعه پشت شایعه با هم رد و بدل میکنیم هم خیانت می کنیم !!!

امام گفت:تقوا تقوا تقوا...حقیقتا که حافظه تاریخی ما خیلی ضعیفه،زود یادمون میره چه بلاهایی سرمون اومده

یک چیز مهمتر : اگر مسلمیم چرا تسلیم نیستیم و اگر دلداده ایم چرا بیدل نیستیم؟؟؟

یک چیز عجیب دیگر....

جناب آقای محمدرضا باهنر کاندیدای به احتمال قوی دوره یازدهم ریاست جمهوری دو تا بیان داشته اند که حیفم آمد دوستان از دست بدهند البته این جملات دهن بنده را بسته و جایی برای تحلیل برایم باقی نگذاشته اند.

جناب محمدرضا باهنر می فرماید:"ما با یک تار موی خانم ها مشکلی نداریم.ما با ده تارموی خانم ها هم مشکلی نداریم حتی ما با صدتار موی خانم ها هم مشکلی نداریم تا آنجا که به عرف جامعه برنخورد."

و در بیانی دیگر فرمود:"اقتصاد با بده بستان درست فعال می شود."

از آنچه شنیده ایم...

دکتر محسن رضایی:(نقل به مضمون چونکه هر چه گشتم تا جمله ای از ایشان را که مد نظرم بود پیدا کنم نشد) بنده در ابتدای انقلاب در رکاب امام(ره) بودم و امروز هم پیرو ولایت فقیه!!!اما عده ای امروز هستند که اگر در رکاب امام بودند پیرو ولی فقیه نیستند و اگر امروز پیرو ولی فقیه هستن آن روزها نبودند!!!!

تحلیل: خب برادر عزیز جناب آقای دکتر رضایی چه ربطی دارد که یک عده دیروز نبودند و یا زمان شما در رکاب امام نبوده اند شاید الان آنها از شما امروز قویتر در جبهه ولایت باشند مگر نگفتند ملاک حال کنونی افراد است!!! بعدشم از تمام اینها بگذریم ما که خدائیش از آنها که هی چپ و راست رفتن و دم از ولایت فقیه زدن چیزی ندیدیم منم درون شما را نمی دانم اما این ولایت پذیری و تبعیت از ولایت فقیه حرفیست که امروزه همه پشت آن پنهان می شوند یعنی این حنا در حرف دیگر رنگی ندارد-اصل کارهایتان را بگویید....

ثانیا یک جمله به همه کاندیداها: اینکه من اصلحم من اصلحم اصلا برای رقبای مسلمان و علی الخصوص شیعه اصلا مناسب نیست بگویید چه می خواهید بکنید و راست حسینی هم بگویید مردم خودشان می فهمند که اصلح است(تا مرد سخن نگفته باشد/عیب و هنرش نهفته باشد)

سیاست(از آنچه تا امروز شنیده ایم)

اول اردیبهشت شده و تا انتخابات پنجاه و اندی روز بیشتر باقی نمونده و تعداد زیادی هم کاندید شده اند و عده ای هم حرفهایی زده اند و از آنجا که بخشی از شناخت ما از همین حرفهای کاندیداها می باشد بد نیست بعضی از حرفهای این دوستان(که گاه حرفهای عجیبی هم هست) را بشنویم و اگر بشود تحلیل کنیم(انشالله درست هم تحلیل کنیم که همانگونه که امام دوم انقلاب ما فرمود بتوانیم حق را بشناسیم و آنرا بگوییم و روا هم نیست که غیر از آنچه فهمیدیم بگوییم):

جناب آقای دکتر منوچهر متکی: بنده پیشرفت را مقدم بر عدالت میدانم،همانطور که مقام معظم رهبری این دهه را دهه پیشرفت و عدالت نام نهادند یعنی پیشرفت بر عدالت مقدم است

تحلیل: تعجب میکنم از این گفته جناب دکتر متکی که اینقدر راحت از موضع حق منحرف شده اند،جناب دکتر متکی شما احیانا سخنرانی امام را در حرم مطهر رضوی در ابتدای سال 91 آنجا که مصداق های پیشرفت را در این چندسال اخیر می شمردند،نشنیدید،فرمودند که اما عدالت اجتماعی که ما در این زمینه به اندازه ای که در بقیه زمینه ها پیشرفت کرده ایم،پیشرفت چشمگیری نداشته ایم!!! برادر عزیز جناب آقای متکی این شعار دهه پیشرفت و عدالت به این معنیست که مهمترین شاخصه پیشرفت عدالت است نه اینکه پیشرفت مقدم بر عدالت است.

جناب دکتر مصطفی کواکبیان:اگر رئیس جمهور شوم شش ماهه رابطه مورد نظر رهبری با آمریکا را برقرار می کنم تا زمینه رفع تحریم ها فراهم شود.

تحلیل : این حرف جناب کواکبیان کمی جای فکر دارد،اولا اینکه این حرف،حرف بسیار بزرگیست چون رابطه مورد نظر رهبری با آمریکا اگر امکان پذیر شود آن روز، روز از بین رفتن آمریکاست چرا که آمریکا باید خودش را زیر سوال ببرد و این قضیه هم قضیه ایست که خیلی رسانه ای شده و حتی نمی توان آن را قایم و کتمان کرد!!! پس نمی توان پذیرفت که شما به این زودی بتوانید همچین کاری را انجام دهید که اگر انجام دهید دنیایی را از استبداد رها کرده اید البته این را هم به یاد داشته باشید که شما در سمنان برای مجلس رای نیاوردید!!!و این حرفها بیشتر شبیه به تزهای انتخاباتیست که حتی پتانسیل عملی شدن را ندارد! و اما این حرص رابطه با آمریکا که در بخشی از سیاسیون مملکت هست کمی بو می دهد،با آمریکا رابطه داشته باشیم ما غلبه نمی کنیم بلکه او خود را به کرسی می نشاند!!!

انشالله بقیه بعدا!!!!

فاطمیه هم عالمی دارد...

راستی راستی که فاطمیه هم عالمی دارد... سه شب دارد از این دهه عجیب فاطمیه می گذرد و من تا به حال نتوانسته ام خلوتی بگزینم برای داغ مادر ضجه بزنم و صورت کبود کنم به یاد کبودی صورتش...عجب حکایتیست این فاطمیه هر جور می خواهم هضمش کنم نمی شود که نمی شود(خصوصا که دومی ملعون هم دست داشته باشد)

روضه بخواهم بخوانم،عالمی باید بیایند به روضه من بینوا گریه کنند...همینقدر کافیست:

" چهل مرد جنگی و تنها بطول..." نمیدانم فهمیدی چه گفتم یا نه؟؟؟

بشنوید مصحف فاطمی را از زبان رهبر عزیزمان:مصحف فاطمی

چرا ازدواج نمی کنیم؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم

کسیکه از ترس مخارج ازدواج نمی کند،دارد خیال میکند قدرت خدا محدود است،اگر یکی باشم می تواند اما اگر دو تا شویم زور خدا تمام می شود(حاج آقای قرائتی)

اما سوال مهم اینست که چرا ازدواج نمی کنیم؟؟؟

در گروه بندی قبلی تعدادی از دسته ها رو عرض کردم که الان احساس میکنم یکی دو دسته از قلم افتاده اما ایرادی نداره...

اما دسته"آ" افرادی که محدودیت سنی برای ازدواج خودشون در نظر می گیرن و اصولا بیشتر منظور از محدودیت سنی سن بالاست نه پائین(با توجه به مباحث سر خر) اما چرا این افراد این محدودیت را برای خودشون در نظر میگیرن؟؟؟به نظر من مهمترین دلیل عدم تمایل افراد برای زیر بار مسئولیت رفتن است که البته به تربیت اشتباه خانواده ها هم برمیگرده تا جاییکه فرد به خودش و استعدادها و وجود خودش تهمت می زنه ومیگه بابا من هنوز بچه ام ، ازدواج بار سنگینیه رو دوش آدم و من نمی تونم این بار رو به دوش بکشم! البته عده ای هم هستن که صرفا به خاطر آزادی های عملکردی که در دوران مجردی دارن به ازدواج تن نمی دن!!!!

دسته"ب" محدودیت تحصیلیه که به نظرم بدترین دلیل برای ازدواجه...علاوه بر استدلال های مربوط مثال های زیادی از افراد اسم و رسم دار تا انسان های به ظاهر معمولی وجود دارند که با ازدواج رشد تحصیلی و علمی خوبی داشته اند...شکی نیست که با ازدواج مشغله های فکری و رفتاری انسان ها(خصوصا مردا) بیشتر میشه،اما علت ضربه خوردن عدم نبودن برنامه درست در زندگیه که اینم از مشکلات نظام تربیتی ماست که بر خلاف تمام آموزه های دینی برنامه ریزی رو یا بلد نیستیم یا اصلا بهش التفاتی نداریم.

دسته"پ" که شاید بزرگترین دسته ازدواج نکرده های مملکتن،برای ازدواج مشکل اقتصادی دارن!!! البته در ابتدا برخی از افراد این دسته در تفکرات خودشون باید کمی تفکر کننن!!! بیانات بسیار محکمی از ائمه و مومنین و شخصیت های برجسته دینی داریم که ما رو منع می کنن از ازدواج نکردن صرفا به خاطر مسائل اقتصادی!!! و پیامبر عزیز اسلام هم اتفاقا یکی از راه های گشایش روزی رو همین ازدواج می دونن!!! خداوند رحمان و رحیم هم در کتیبه خود فرموده : کتب علی نفسه الرحمه... که خدا بخشایش و رحمت رو بر خودش تکلیف کرده و در وعده او هیچ اختلافی نیست...ما ازدواج میخواهیم بکنیم بدون در نظر گرفتن کلام خدا و فرستاده او حال آنکه همان اول بسم الله ازدواج عاقد می خواند "النکاح سنتی" سنت چه کسی؟؟؟پیامبر عزیز و آل او...پس وعده های ایشان رو نباید صدق انگاشت باید ایمان داشت که صدق است( وقتی ما چیزی رو فرض میکنیم که درسته یعنی احتمال اشتباه هم بهش میدیم)!این یک

دوم اینکه خب اگر شرایط اقتصادی بده،اگه پول نداریم خب ازدواج رو ساده تر کنبم...همش برمیگرده به ما پسر و دخترای جوون!!!من اگر پافشاری کنم به ازدواج ساده،تو هم همینطور!!!! از طرف دیگه دخترهام سخت نگیرن! درگیر حرف مردم نباشن...اگر طرف مقابل رو لایق و شایسته می بینن به مسائل اقتصادیش خیلی توجه نکنن... عده ای میگن شاءن ما باید حفظ بشه،من سوال دارم که بالاترین شاءن مگر ازآن فاطمه زهرا نیست؟؟؟وقتی مولا علی را درخور خود یافت چیکار کرد؟؟؟ ساده تر از اون ازدواج کجا سراغ دارین با اون همه اتفاق که تازه توی اون ازدواج افتاده!!! مسائل مهریه و اینا رو بعدا بحث میکنم انشالله اما مثلا شرایط خونه و لوازم خونه و اینا نباید اونقد مهم باشه که حواس ما رو از اصل قضیه پرت کنه...ازدواج میکنیم که شرایط اقتصادیمون بهتر بشه؟؟؟یا ازدواج میکنیم که بتونیم یه راهی به سمت کمال با یه همراه،هم نفس و همبال طی کنیم...اگر نگاه دوم باشه هر دو طرف سعی میکنن که کمترین زحمت رو برای هم داشته باشن!!!

بخوام دو تا گروه دیگه رو بحث کنم خیلی زیاد میشه (همین الانشم زیاد شده) دیگه حال خوندنشو پیدا نمی کنین...

بسم الله الرحمن الرحیم

قال رسول الله (ص): اکثر اهل النار العزاب

این سخن گهربار پیش  از هرچیز نیازی به ترجمه ندارد و انگار رسول خدا داره یه جور هشدار میده به جوامع بشری و علی الخصوص مسلمونا که آی ایها الناس اکثر اهل النار العزاب تازه با این اوضاع بلبشو و بی بند و باری و باری به هر جهتی جوامع بشری امروزی،که برای منفورترین گناهان در نظر ما انسانها(البته به نظر بنده که همان گناهان جنسی است) با کمترین هزینه و صرف کمترین وقت اسباب مهیا می شود و میگوید :" دیدار شد میسر و بوس و کنار هم/از بخت شکر دارم و از روزگار هم" اما چه می شود که انسان حاضر می شود تن به این بدهد اما به ازدواج نه؟؟؟؟؟؟؟؟ وقتی با جوانان هم سن و سال خودم در مورد علت عدم ازدواج(البته بگم که هر کی که ازدواج نکرد دلیلی بر این نیست که حتما گناه جنسی انجام می دهد، اما می دونیم که سخته) صحبت میکنم میبینم میشه اونا رو به چند دسته تقسیم کرد:

آ)دسته ای از ما جوونا برای ازدواج خودشون محدودیت سنی رو پیش می کشن میگن من بعد سی سال ازدواج می کنم،میگی چرا؟؟میگه مگه مرض دارم سر خر برا خودم بیارم الان برا خودمم، راحتم، هر جا بخوام میرم، هر وقت بخوام البته عده ایم هستن که هیچ دلیل خاصی ندارن فقط میگن بعد سی سال مثلا!!!!

ب)دسته ای از ما جوونا(مخصوصا قشر دانشجو) محدودیت تحصیلی رو پیش میکشن!میگن بذار درسمون تموم بشه!یه کارمون به آخر برسه بعد! وسط درس خوندن که نمیشه زن گرفت! بهش میگی مگه تو نیاز عاطفی و فیزیکی به ازدواج نداری پس چرا سرکوبش میکنی؟؟؟ میگه نمیشه اگه زن بگیرم نمی تونم درس بخونم( این بحث منو یاد مثال قشنگ حاج آقای ماندگاری انداخت که میگفت این حرف مثه اینه که تشنه باشی و بگی من درس دارم و از شدت تشنگی حتی نتونی درس بخونی)

پ)دسته ای از ما جوونا(بعبارتی اغلب جوونا) محدودیت های اقتصادی و معیشتی رو مرز ازدواج کردن ونکردن خودمون قرار می دیم! میگیم آخه مرد حسابی بدون پول میخوای زن بگیری چیکار کنی؟؟شکمشو میخوای از کجا سیر کنی؟؟؟اگه رفتین بیرون یه مانتویی رو دلش خواست اونوقت چی؟؟؟شب عید میخوای چجوری براش کادو ببری؟شب چله چی؟؟؟عید قربان چی؟عید غدیر چی؟؟روز تولدش چی؟؟سالگرد ازدواجتون چی؟؟؟ولنتاین و اسفندگان رو میخوای چیکار کنی؟؟؟تازه روز زنم هست!!!! اونم با این اوضاع قاراشمیش اقتصادی مملکت که نمی تونی برا فردات برنامه ریزی کنی!!!ها؟؟؟

ت) عده ای از ما جوونا خیلی مسائل اقتصادی مد نظرمون نیست بیشتر مسئله استقلال مالی مدنظرمونه... میگیم یه کاری باشه در پونصد ششصد تومن در بیارم یه آب باریکست دیگه با کمش می سازم اما تا استقلال پیدا نکنم ازدواج بی ازدواج!!!!

ث)و عده ای هم که تحت هر شرایطی خواهان ازدواجن!!!این افراد دو دسته میشن یا از احوالات بعد ازدواج خبر ندارن و خیلی از قضیه و مسئولیتاش پرتن یا ایمان خیلی قوی ای دارن حداقل در این موارد!

انشالله در مجال بعدی به بررسی و تحلیل شرایط این دسته ها می پردازم(چقد با تبختر گفتم)

سی یا ست(یک)

مولانا امیرالمومنین علی* (ع) می فرمایند:"انّ دین الله لا یعرف بالرجال،بل بایه الحق،فاعرف الحق تعرف اهله،ان الحق احسن الحدیث و الصادع به مجاهد..."دین حق با شخصیت ها شناخته نمی شود بلکه شناخت آن با نشانه ها و آیات حق است.پس حق را بشناس و اهل حق را بشناس،همانا حق نیکوترین کلام است و آنکس که آن را در می یابد و فاش میگوید مجاهد است!

 دنیای سیاست به زعم افرادی یه دنیای کثیفه،اما به نظر من دنیای کشفه،دنیای ماجراجوییای پر هیجان و مهمه! به نظرم بیشتر افرادی که حال و حوصله پیگیری و کنجکاوی ندارن یا تنبلن یا منفعت طلب(بعدا این منفعت طلبی رو توضیح میدم) با یه ژست حق به جانب سینه سپر میکنن و میگن من سیاسی نیستم...اما سیاست چیزی نیست که آدم بخواد یا نخواد وارد اون بشه یا نه!سیاست مثه دینه(رجوع کند ذهنتان به دیانت ما عین سیاست ماست)خواه ناخواه آدما باهاش درگیرن!

 اما سیاستی که به دنیای امروز حاکمه سیاستیه برگرفته از نگاهی غربی به قول ما! وقتی به قول خود غربیا انسان یه حیوونه با یه سری نیازهای متفاوت از سایر حیوانات مصطلح و بستر زندگی حیوان همون جنگله پس طبیعتا سیاست اونم میشه سیاست جنگلیسم!قانونی که وضع میکنه میشه قانون جنگل! هر که یالش(بخوانید مالش) بیش زورش بیشتر! اما سیاستی که ما در داخل مملکتی که عنوان اسلامی را یدک می کشد داریم شاید چیزی باشد نه اینگونه و نه آنگونه(سطر اول)!

 به نظر من سیاستمداران داخلی مون رو میشه به سه دسته تقسیم کرد:

ا)سیاستمدارانی که حتی همان نام اسلامی را یدک نمی کشند و به عبارتی تو رفتارشون بویی از اسلام و مسلمونی نبردن که البته وجود رفتارایی مثه احتکار و رشوه و رانت و چه و چه و چه موید وجود همچین افرادی در ساختار سیاسی این مملکت اسلامیه!

ب)سیاستمدارانی که در بعضی ابعاد مسلمونن اما در بعضی ابعاد نه البته نمیشه گفت که این افراد مصداق "یومنون ببعض و یکفرون ببعض"اند چرا که بیشتر از آنکه مصداق این آیه باشن حال و حوصله اونو ندارند که در بقیه ابعاد مسلمونی خودشونو تکمیل کنن و یا عادت کردن به مدل فکری ای که توش بار اومدن و یا چیزایی که شاید شکستنشون براشون یه جور تابو شده باشه!مصداق؟؟ مصداق بارز این افراد افرادین که سیاستای اقتصادی رو بررسی و یا تدوین میکنن که هیچ رقمه با سیاستای اقتصادی اسلام تطابق نداره و به گمون من این عده بیشترین تعداد سیاستمدارای مملکت رو تشکیل میدن!

پ)سیاستمدارا یا افرادی که در همه ابعاد مسلمونی تلاش کردن و به جایی رسیدن! یا به عبارت دیگه به یه چارچوبه تقریبا کامل فکری و یا رفتاری در همه شئونات زندگی خصوصی و اجتماعیشون رسیدن که این افراد به نظر من تنها دلیل بقای این نظامن!چرا که نظامی با تفکر اسلامی چطور می تونه در راه اسلامی شدن حرکت کنه بدون اینکه یه پشتوانه فکری و  یه چارچوب درست و درمون برای حرکتش داشته باشه و البته این افراد اقلیت جامعه سیاسیون ما رو تشکیل میدن و گر نه اوضاع خیلی از این حرفا بهتر بود و ...!!!

خلاصه اینکه سیاست عین دیانت است و در تمام شریانهای خصوصی و اجتماعی مثه خون تو شریانهای وجودی بدن آدمی جریان داره!!!پس یه نصیحت مشفقانه به دوستام که از سیاست پرهیز نکنیم بلکه از سیاست جنگلیسم همون سیاست مذموم پرهیز کنیم ! بیایم چارچوب فکری و رفتاری درست رو بشناسیم و تلاش کنیم بعد از شناخت که تک تکمون اونو بسازیم در وجود خودمون که شاید اگر مولا علی(ع) امروز در جمع ما بود می فرمود:انّ سیاسه الله... 

................................................................................................................................................

*:همه کاره ما در مبدا ما،در معاد ما و در هستی ما!

ازدواج(یک)

پیامبر رحمت(ص) فرمودند:

هر کس كه در دوره جوانی خود ازدواج كند ، شیطانش فریاد بر آورد كه : وای بر او دین خود را از گزند من حفظ كرد .

بنایم انشالله  بر اینست که در هر مطلب ابتدا با کلامی از بزرگان در باب ازدواج شروع کنم.

چند وقتیه که در مورد ازدواج جدی فکر می کنم و واقعا برام مسئله مهمی شده و وقتی نزدیک نزدیک بهش میشم یه احساس سنگینی روی دوش خودم احساس میکنم انگار که کسی میگه این بار بار سنگینیه،البته که درستم میگه اما تا کی ماها باید درگیر کارهای خرد و ریز و کوچیک باشیم؟؟خیلی از دور و بری های خودم رو دیدم که قبل و بعد ازدواجشون زمین تا آسمون با هم فرق می کنه پسری که نون خونشونو مادرش می رفت می گرفت حالا برای نون زن و بچش سه نوبت کار میکنه و مگر نیست که "الکاد لعیال کالمجاهد فی سبیل الله" و او سه نوبت جهاد میکنه و وقتی  ازش میپرسم ازدواج خوبه یا بد بدون هیچ اما و اگری می گه خوبه...یه چند تا چیز رو رک باید گفت،جوونی مثه من تا زمانی که از ازدواج دوره،خیالبافی های فراوونی می کنه و این خیالبافی ها انرژی و وقت و تمرکز اونو منحصر به خودش میکنه،و گاهی اوقات اونو به ورطه گناه میکشه چیزی که بدون تعارف باید بهش گفت زنای ذهنی!!!!

اما داروی تمام این تخیلات دارو که نه درمان تمام این تخیلات برای یک انسان نه چندان مریض ازدواجه...چرا که تمام فکر و انرژی من جوون رو معطوف به یک نفر میکنه علاوه بر اون از بی بند و باری و زن بارگی من جلوگیری می کنه چرا که مسئولیت روی دوش من میذاره...چرا گفتم نه چندان مریض چرا که اگر انسانی مریض باشد نه تنها با ازدواج از آن تخیلات و گناهان خودش دست نمی کشد بلکه به دلیل کنار رفتن برخی پرده ها گستاخانه تر به هواخواهی و هوس رانی خواهد پرداخت...

ادامه دارد

بسم الله الرحمن الرحیم

خیلی خوشحالم که دوباره زندگی به روال عادی بازگشت و اینجا خانه ای می شود برای دل نوشته هایم.در این دوران دوری از سایبر به خودمان زحمت دادیم و به این نتیجه رسیدیم که بعد از کنکور حول دو مطلب، مطلب بنویسیم.به دو دلیل!

1)حول مسائل سیاسی البته آنچه که به عنوان یک دانشجوی حاضر در توده مردم می فهمیم...چون انتخابات نزدیک است و هیاهوهای سیاسی فراوان و دلیل دیگر هم اینکه یک نوع وظیفست.

2)حول مسئله ازدواج به عنوان دانشجویی که می خواهد ازدواج کند و خواسته ها و اعتقاداتی دارد و باز هم چون وظیفست.

 راستی دم تمام دوستانی که در این دورن به یاد ما بودند و برایمان دعا کردند گرم از کنکور هم اگر بپرسید حالش خوش بود سلامی دادیمش و در انتظار جوابش نشسته ایم.

یا علی مدد

وبلاگ مان را بوسیدیم گذاشتیم کنار تا بعد از کنکور ارشد تنها 20 روز دیگر فرصت باقیست...دعایمان کنید که دعا اثر دارد.

مولا امیر مومنان علی*(ع) فرمودند:"ادع و لا تقل قد قضی الامر"

...................................................................................................................

*:همه کاره ما در مبدا ما،در معاد ما و در هستی ما

پر از تقویم های کهنه کردم خانه خود را...

جمعه ها یکی یکی می آیند و می روند... مولای ما سید ما دوری از امام سخت است... ندیدن روی امام سخت است ... دل ما قانعست به یک نگاه به یک دیدار به یک لبخند! فقط مبادا غضبت نصیب ما شود که آسمان ها و زمین تاب غضب تو را ندارند حرف من نیست جدت مولا علی*(ع) در آن دعای بی بدیل کمیل عرض می کند به خدای خود!!! مگر نه اینست که تو تمام صفات الهی را داری؟؟؟

 همین که می خواند:

اگر روزی تو را می یافتم از ناکجاهایت/سرم را با دو دستم می نهادم پیش پاهایت

.........................................................................................................................

* :همه کاره ما در مبدا ما،معاد ما و هستی ما...

پ.ن: منتظرم برای پر زدن ، همسفر که باشد پرواز راحت تر است!


ما مرض داریم...

همین چند دقیقه پیش وسط تستهای ترمودینامیکمان فرشته ای از غیب نازل شد که های پسر چه میکنی دلت را وا نهاده ای به امان خدا ، گفتم مگر چه شده گفت: "هی وبلاگ این دختر هی وبلاگ آن دختر از خدای خودت خجالت نکشیدی؟؟؟؟" گفتم آخه چرا؟ " گفت وقتی نظر میگذاری و میخوانی یا وقتی می خوانندت و نظر میگذارند هوایی نمی شوی؟؟؟؟" خواستم بگویم نه(از روی هوس) دیدم خب او که فرشتست می داند و می فهمد بعدها کلاهمان توی هم می رود... گفتم: خب حقیقتش چرا!!!! گفت:" میدانی همینکه می روی می خوانی و نظر میگذاری چقد ناراحت می شوم...اصلا تا دو سه روز عالم ما بهم می ریزد" رفت... ما تست ترمودینامیکمان خشکید توی ذهن و دستمان... حدیث نفس کردیم که خاک بر سرت داری عالمی را بهم میریزی حالا دو تا متن قشنگ نخوان،چه می شود...(گفتم خب الان اگر دیگر نروم و نخوانم و اینها که بهم میگویند مریض و امل) گفتم:

خب بگویند عوضش فرشته ای آرام میشود همین بس نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 آی مردم فضای سایبر من داد می زنم و فریاد می زنم،فاش میگویم و از گفته خود دلشادم:

« من املم...من مریضم... من تحریک پذیری مفرط دارم... لطف کنید نظر نگذارید ما هم به خودمان لطف میکنیم و دیگر وبلاگ احدالناسی از اناث جماعت نمی رویم...باشد که امشب را فرشته ای آرام بخوابد"

 همین...

..................................................................................................................................

پ.ن: با دوستان خیال پردازم هستم که تا کسی میگوید با خانم ها نمی خواهم ارتباط داشته باشم خیال ورشان می دارد که انگار قبلش ارتباط خاصی داشته ام، به ما رحم نمی کنید به دوستانتان رحم کنید و تهمت بی جا نزنید... در این فضای سایبر به حول قوه الهی خودمان را پاک نگه داشتیم و جز نگاه برادری بر کسی روا نداشتیم آن نامی را هم که بردیم بدین سبب بود که حداقل آنجا بی مرض و بی هوس بودیم و از خواندن نوشته ها لذت می بردیم لیکن یا للعجب از این همه تهمت و افترا !!!! خواستیم کاری را که کردن و نکردنش سودی نمی رساند نکنیم و هر انسانی پیامبری ست برای نفس خودش بل الانسان علی نفسه بصیره و فرشته بر او نازل می شود و آیه می آید و من قطعا آن فرشته را از تمام دنیای سایبر و دنیای نوشته های دیگران بیشتر دوست دارم....

یه سلام ربیعی

 قبل از هر چیز آمدن ماه ربیع مبارک!!!!

 دوم مطلب اینکه بد جور رفتم تو نخ این سریال زمانه...آقا دل ما جوونها را می برند چه وضعشه میایم بیرون نون بگیریم باید هوای دلمون رو داشته باشیم،میایم دانشگاه امتحان بدیم هی باید به خودمون نهیب بزنیم که هی فلانی هوای دلتو داشته باش توسل کنیم به امام رئوف که آقای من کمکم کن هوای چشممو داشته باشم که:

ز دست دیده و دل هر دو فریاد  / که هر چه دیده بیند دل کند یاد

وقتیم میخوایم بعد چند ساعت درس خوندن تفریح و استراحت کنیم و دور ننه و آقا و آبجی و داداش جمع شیم باید هوای دلمون رو داشته باشیم که این خوش گذرونیای دروغی این حمید خان گودرزی و اون خانم ایزدیار دل ما را نبرد... این یکی از اون یکی آسمون جل تر و بی پول تر پا شدن رفتن کیش ویلای کنار دریا اجاره کردن...خانم وکیل همین امشب 20 دست مانتو این یکی از اون یکی سانتال مانتال تر برشان نمودند...خب آخه برادر ضرغامی دارند فیلم می سازند یه نگاه بنداز بگو بابا اینا که ندارن مثلا !!!این چه مدل زندگیه... یه وقت هست زندگیه آدم مایه دارا رو نشون میدین عیبی نداره حالا فعلا(حداقل دروغ نیست دیگه) اما خب این دو تا مرغ عشق که جفتشونم بیکارن پس اندازشون تهش میره سر خونشون دیگه که حالا وسایل اون خونه رو با اون تابلوهای چند صد هزار تومنیش از کجا آورده بود بهزاد قصه ما بماند ؟؟؟؟

به هر حال آقا جان خواستیم بگوییم که ما با این سریال حال خیالی می کنیم!!!!!

.................................................................................................................................

پ.ن: چه کنیم دیگر آخر الزمان که بشود دنیا بر مدار بانوان می چرخد(بر نخورد به خانم های گرام اما خدا بخیر کند از این آخر الزمانی که ما توشیم)!!!!!

دانیال دیگر این وبلاگ به من پیامک داده که می خواهد خودش وبلاگ بزند ما هم شارژ نداشتیم (بعبارتی توی ریاضت اقتصادی هستیم این ماه) جوابش را بدهیم اینجا میگوییم به او که خیلی خوشحال شدیم این مدت با او بودیم این قالب هم یادگار اوست برای ما در فضای سایبری هر جا می رود خدایش حافظ باشد!!!

این رنگها هم هر کدام معنی دارد به خدا بیکار نیستیم یک ساعت رنگ بزنیم نوشته بی اساسمان را...

هرگز نمیرد آنکه دلش ...

چقدر دور و برم شلوغه!!!

یک بار یکی از دوستام (که خیلی دوسش دارم) به عنوان یکی از عیب هام بهم گفت خیلی دور و برم رو شلوغ می کنم...

نمیدونم ، بیان کردن منظورم خیلی سخته ولی گاهی اوقات دلم میخواد همه چی رو ول کنم و برم یه سفر درست و حسابی بدون موبایل و اینترنت و هر وسیله ای که کسی بتونه باهاش باهام تماس بگیره!!!

یه مدت دور از همه چی و همه آدم ها و یه جای خلوت...(نه فقط واسه تفریح) مگه از این دنیای بزرگ درخواست زیادیه واسه من؟!

مگه نمیگیم ما باید قدم تو راه بزرگانمون بذاریم خب مگه رسول الله وقتی دلتنگ میشدند به غار پناه نمیبردند واسه داشتن یه جای خلوت...!!!


رسول الله ؛ روز شهادت حضرت رسول (ص) زیارت آن حضرت رو فراموش نکنیم انشالله.

 دلم تنها شلوغی رو که دوست داره تو حرم امام رضاست ع ... دیروز که رفتیم زیارت یکی از رفقا گفت که این چند روز همه جور لهجه دور حرم میشنوه و گفت آدم احساس غربت میکنه ولی من به شدت به شدت احساس امنیت میکنم از این لهجه های یکرنگ!!!

ایام حزن اهل بیت تسلیت دوستان من التماس دعا

یا زهرا