انقد بدم میاد....

آنقدر بدم میاد (طنز نوشته های باحال و جدید)

 

آنقدر بدم میاد (طنز نوشته های باحال و جدید)

 

آنقدر بدم میاد (طنز نوشته های باحال و جدید)

طنز جدید انقدر بدم میاد... (4)

طنز جدید انقدر بدم میاد... (4)

طنز جالب انقدر بدم میاد ...

 

کنکور

سلام دوستای خوشگلم.....خوبین؟؟؟؟سال نوتون مبااااااااااااااارک.ببخشید که خیلی وقته نیومدم وبلاگ!!!!

 امسال سرم شلوغه نمیتونم بیام!آخه کنکور دارم.برام دعا کنین ،دعا کنین که قبول شم و تابستون و سال آینده

زودزود بیام وبلاگ و زود زود به وبتون سر بزنم.دوستوووووووووووووون دارم.

                                گروه سرود جنگل تقدیم میکند :))

      عکس های طنز و خنده دار ! ( خنده بازار دااااااااااغ )

                      چرا هیچکی منو دوس نداره ؟؟ :(

     عکس های طنز و خنده دار ! ( خنده بازار دااااااااااغ )

                  برو گمشو اونور مال منه فقط !   

    عکس های طنز و خنده دار ! ( خنده بازار دااااااااااغ )

                            خانوما تاج سرن .. ^.^  

عکس های طنز و خنده دار ! ( خنده بازار دااااااااااغ )

عکس نوشته های جالب و دیدنی ...(15)

عکس نوشته های جالب و دیدنی ...(15)

قبل از آنکه جنازه ام را به خاک بسپارند وصیت میکنم روی سنگ قبرم بنویسند:

                                                 " چقدر گفتم من بی تو میمیرم"


            

                                               به من گفت برو گورِت رو گم کن …
                             و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !
                                کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :
                                                    “زبانم لال !”

بهاره

فقط تو و امثال تو ایرانی هستین دیگه هیشکی ایرانی نیست. به خودت نگو ایرانی خب؟؟؟؟تو ایرانی نیستی.

حیوون فهمش از تو بیشتره.گورتو گم کن این ورام پیدات نشه.بچه ها جوابتو تو شمع پروانه

خیلی خوب دادن بهت پیشنهاد میکنم پست  توهین رو حتما بخونی چون واسه تو عوضی آشغال، نوشته شده.

 در ضمن مگه چیکارت کردن که بهشون فحش میدی ؟؟!هان؟ من واقعا برات متاسفم.

خاطرات خنده دار 2


1.چند وقت پیش یکی از فامیلامون رفته بود مراسم خاک سپاری بعد هیچی چشمتون روز بعد نبینه اومد بگه غم آخرتون باشه گفت ........دفعه ی آخرتون باشه کلا مردم از خنده گریه میکردن             


2. امروز ساعت12ظهر من هنوز خواب بودم دوستم تلفن زد مامانم جواب داد حال نداشتم حرف بزنم با صدای آروم به مامانم گفتم نگو خوابه بعداً خودم بهش زنگ میزنم.
مادر عزیزمم به این صورت به دوستم جواب داد:
سحرجان حمومه بیدار شد میگم بهت زنگ بزنهo-0            


3.دخترخالم سال اول دانشگاش بوده میره دسشویی میبینه یه پسره اون تو داره دستاشو میشوره اینم خودشو میزنه به اون راه که بدبخت خجالت نکشه...
بعدا کاشف به عمل میاد خانوم 2 هفته بوده ار دسشویی برادران استفاده میکرده!! ^ـ^              


4.یـه بـار  سـر کـلاس روانـشـنـاسـی اسـتـادمـون کـه یـه خـانـوم خـیـلـی سـاده بـود پـرسـیـد,بـچـه هـا بـه نـظـرتـون آدمـا از لـحـاظ روانـشـنـاسـی چـنـد دسـتـه ا ن؟؟؟
مــنـم سـریـع یـاد اسـتـاد خـوبـم مـحـسـن یـگـانـه افـتـادم خـیـلـی جـدی گـفـتـم: آدمــا کــلا دو دسـتــن.......یـا زرنــگــن یــا ســاده........سـاده هـا واســه ی زرنـگـا سـوژه ی ســوء اسـتـفـاده!!! ^_^
یـعـنـی کـلاس رفـت رو هــوا....
ولــی اسـتـاده بـیـچـاره فـکـر کـرد مـنـو مـسـخـره کـردن بـچـه هـا, بـهـشـون گـفــت خـفــه شــن و از نـظـرم حـمـایـت کـرد!!! :-D یـنــی آهـنـگـو قـبـلا شـنـیـده بـود در جـا حـذف بـودمـا !!! ^_^


5.عاقا! ی پسرخاله دارم توپ! بابام تو دستشویی مشغول بوده! (بنده خداا)! پسر خاله ام میره در میزنه، بابام میگه :اهمممممم! پسرخالمم میگه درو باز کن منم!


6.آقا سال اول دبیرستان بودم
یه همکلاسی خیلی شر داشتیم اصلا همه ی دبیرا از دستش عاصی شده بودن
سر هر درسی این رفیق ما تیکه مینداخت
یه روز دبیرمون داشت زبان فارسی درس میداد بحث صرف فعلها بودش
اققا یهو رفیقمون شروع کرد به صرف فعل کردن(کردم کردی کرد کردیم.....)
این دبیر ماهم نه گذاشت نه برداشت گفت براتو زوده فعلا برو دادنو صرف کن
هیچی دیگه بنده خدا پرپر شد ازین جواب دندان شکن دبیر
وسطای سال هم انتقالی گرفت رفت
ولی خداییش حال کردم خخخخخخخخخخخخ


سری جدید جملات تصویری الهام بخش برای زندگی

سری جدید جملات تصویری الهام بخش برای زندگی


خاطرات خنده دار

1.ﺩاﺷﺘـﻴﻢ ﻣﻴﺮﻓﺘـﻴﻢ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺗﻮﻱ ﺟاﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻋﻤﻢ ﻣﻲ ﮔﻢ :ﻣﻮﺑﺎﻳﻠﻢ ﺁﻧﺘﻦ ﻧﻤﻴﺪﻩ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻓﻘﻄ  ﺗﻤﺎﺱ اﺿﻂﺮاﺭﻱ.
ﺩﺧﺘﺮﻋﻤﻢ ﻣﻴﮕﻪ :ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎﺩﺭﻭﻍ ﻣﻴﮕﻦ ﻣﻦ یه ﻛﺎﺭ واجبو اضطراری با دوستم داشتم، ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﻧﮕﺮﻓﺖ.
ﻫﻴﭽﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﻛﻼ ...  
               


2
.دیـشـب بعـد افطار نـشـسـته بودم تو حس اینکه دیگه چی بخورم که بترکم!
یهـو یکی از دوستام اس ام اس داد
سلام زهـرا گوشیه جدیـد خریدم سـیـوش کن!!!!
من الان هـر چی بگم شـما نمـیفهـمین چه حالی داشتـم بهـتره سکوت کنم و حرفی نزنم! 
        


3.آقا اومدم تریپ ممدجوادی بردارم.به دوستم گفتم بعضیا مرد بدنیا میان بعضیارو دنیا مرد میکنه بضیا رودنیا نامردمیکنه بچه که بودی خیلی مرد بودی اما تغییرکردی.آقاشروع کرد دادوبیداد که:بیجنبه. جوگیر. بوووق. تاحالاشده سریالی بیاد تقلید نکنی .یه مدت خشایار بودی یه مدت برره ای بودی .بعدش شدی حشمت فردوس حالاهم محمد جوادثانی.آدم باش خودت باش بگو خب!!!!!!
ممد جواد:(((((
من:(((((
حشمت فردوس:((((
اردلان تمجید:))))))  



4.دیروز تربیت بدنی داشتیم، استاد یه مانع 20 سانتی گذاشت گفت یکی یکی از روش بپرین…
من یدفعه گفتم: نه حسن! خطرناکه حسن!!!
دیدم تمام بچه ها از خنده رو زمین پخش شدن…
یکی از بچه ها اومد بهم گفت اسم استاد حسنه!!!!
هیچی دیگه استادم منو حذف کرد.        



5.دیروز شوهر خالم رفت حمام بعد من رو صدا کرد گفت آب سرده،منم میخواستم بگم یه دقیقه ساکت،دوش حمام ببند،تا پکیج رو روشن کنم.
به جاش گفتم آب و خاموش کن،دهنتو ببند تا من پکیج رو روشن کنم، دیگه هیچی خودتون تصور کنید بعدش رو...



6.آغا دیروز با داداشم رفته بودیم جاده چالوس داشت چرت میزد منم سادیسمم عووود کرد گفتم اذیتش کنم یهو گفتم یا ابالفضل ممد ترمز نمیگیره:دی آغا داداشم خفن گرخیده بود داد میزد.من بازور جلوی خودمو گرفته بودم یهو پوکیدم از خنده خخخخخخخخ
فهمید اسکولش کردم گفتی خیلی کصافطی:)))))
من تا نیم ساعت بعد ماجرا:))))))
ممد:((((


7
.
پسر خالم 7 سالشه رفته کامپیوترمو ریخته بهم......
رفتم بهش میگم چرا اینکارو کرده.....
میگه عشقم کشید.....
بهش گفتم کثاااااااااااااااااااافط......
یهو برگشت بهم گفت خاک تو او قیااااااااااااااااااافت......
من بچه بودم والا فک میکردم به کسی میگن کثافط یعنی نرفته حموم.....


8
.
آقا من معتقدم تحريم ها علاوه بر ضرر سود هم داشتن0_o يكي ازاون منفعت ها برگشتن به اصل ايراني بودنه0_0
براي فرض مثال من تاقبل تحريم ها ازشامپو20هزار تومني استفاده ميكردم
وبعد از تحريم مدت هاست كه از شامپو پاوه تخم مرغي استفاده ميكنم!


9
.
آقا من پارسال تابستون سر یه باغی کار میکردم یعنی میوه می چیدم.اون جا میوه های مختلف داشت.هلو،گلابی و...
من گلابی میچیدم
یه روز صبح رفتم سر کار صاحب باغ گفت:آقایون گلابی برن سر کار.
از اون به بعد هر کی ما رو میدید میگفت:چطوری گلابی یا کار کن گلابی و...
دیگه سر کار نرفتم.
همین کارا رو می کنید که جوونا از کار فراری اند دیگه.


10.
آقا من از گربه خیلی میترسم....
ی بار گربه از روی تراس پرید اومد توی آشپزخونه منم هول حول شدم گفتم "پیشته گربه ی خر"
خب هول شدم دیگه....
بعد بابام میگه میخوام باهات جدی صحبت کنم یا فلسفه "گربه ی خر" بگو یا پیش شوهرت میگم چی سوتی دادی.....
فک و فامیله ما داریم منتظرن آدم ی سوتی بده :)))))

دلم تنگ است... تنگ خودم
تنگ روزهایی که من بودم وخدا و یک دنیا درد...
تنگ وقتهایی که من خدا را در پس هیچ داشتم...هیچ آرامشی ،هیچ راحتی،هیچ آسایشی...
ولی خدا همین جا کنارم بود و با من چای مینوشید...
از او نداشته هایم را خواستم. خدایست دیگر میدهد ،شاید دیر ولی میدهد...
ولی کاش ....!!!
دلم تنگ است...
تنگ نداشته ها وداشته هایم...
خدایا من حالا ،فقط دوباره خودت را میخواهم...
                                 ودیگر هیچ.....                                   

*********

مــن از تـکرار  نــام تــو
در قـلـب خــویــش
هــزار شـــعر
میسازم تــو
بـه ایـــن دســت سازه هــای مــن
نخـند
عشق را
صادقانه
بــــاور کـــن ...


*********

تـمام هوا را بو می کشم
چشم می دوزم زل می زنم…
انگشتم را بر لبان زميـن می گذارم:
” هــــيس…
می خواهم رد نفس هايش به گوش برسد...”
اما… گوشم درد می گيرد از ايـن همه بی صدايـی
دل تنگی هايم را مچاله می کنم و
پرت می کنم سمت آسمان
دلواپس تو می شوم کـه کجای قصـه مان سکوت کرده ای
کـه تو را نمی شنوم




ترول های جدید www.trollparsi.ir

                                          من : نه


 می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … !

از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “

فهمیدم

پای ” او ” در میان است  . .

تست هوش!

آزمون های تست هوش معمولاً مهارتهای ریاضی و زبانی افراد را می‌آزمایند. امّا آنچه ما می‌خواهیم در اینجا انجام دهیم ارزیابی حافظه  تداعی شماست.

ممکن است پاسخهای درست دیگری نیز برای سؤالهای زیر وجود داشته باشند امّا می‌توانید از این پاسخها حداقل برای ارزیابی مهارتهای فکری خود استفاده کنید.

دستورالعمل: هر یک از سوالات زیر شامل حرف اول کلماتی است که یک عبارت صحیح را به وجود می‌آورند. شما باید آن کلمات را پیدا کنید.


برای مثال: ۷= تعداد «ر» در «هـ»
جواب: ۷= تعداد روزها در هفته

١.
۳۲= تعداد «ح» در «ا»

٢.
۷= تعداد «ع» در دنیای «ق»

٣.
۹= تعداد «س» در «م» شمسی

۴.
۸۸= تعداد «ک» در «پ»

۵.
۰= «د» «س» که در آن آب «ی» می‌زند.

۶.
۲۴= «س» در «ر»

٧.
۲= تعداد «چ» در «د»

٨.
۱۰= تعداد «ر» در کد «پ»

٩.
۱۱= تعداد «ب» در «ت» «ف»

١٠.
۲۹= تعداد «ر» « ا» در سال «ک»

۱۱.
۶۴= تعداد «خ» در صفحه «ش

                  تست هوش جالب,تست هوش,معما
جواب:

۱-تعداد حروف در الفبا

۲-تعداد عجایب در دنیای قدیم

۳-تعداد سیاره در منظومه شمسی

۴-تعداد کلید در پیانو

۵-درجه سرما که در ان اب یخ میزند

۶-ساعت در روز

۷-چرخ در دوچرخه

۸-تعداد رقم در کد پستی

۹-تعداد بازیکن در تیم فوتبال

۱۰-تعداد روز اسفند در سال کبیسه

۱۱-تعداد خانه در صفحه شطرنج



گـاهـی بـایـد بـه دور خـود یـک دیــوار تنـهایی کشیـد

نـــه بــرای اینکـــه دیگــــران را از خودت دور کنی

بلکـــه بــرای اینکــه ببینی

بـــرای چه کســانی اهمیت داری که این دیـــوار را بشکنند


                   

                                         


مدتی است دیگر از تهِ دل نمیخندم

فقط لب هایم

نقشی به نام لبخند را بازی میکنند

تا کسی نفهمد بی تو چه میگذرد

گاهی وقتها دلت میخواد بگی: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم ! دیگه دوستت ندارم .....
وچقدر دلت میخواد بشنوی: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ..... مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست.... !
اما .... نمیدانم
چه حکمتی است که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود :
به جهنم ...!!!

نگـــاهت کـــه می کـــنم
چیزی مرا از نداشتن ها جدا می کـــند ،
با تو کـــه می خندم
قفل های این روزها باز می شوند ،
عاشقانه کـــه صدایم می کـــنی
نامم دل انگـــیز ترین آوای دنیا را به خود می گـــیرد ،
چه خوش اتفاقی ست
با " تـــو " بودن...

                              ******
ایــن بــار کــه رو بـــه رویـــم بـنـشـیـنــی ،

بـــه انــدازه ی یــک پـلــک زدن هـــم ،

از دسـت ات نـمـی دهـــم

آنــقـدر بـــه تـــو خــیـــره مـیـشـوم تــا ،

چــشــم هـایـــم تــار ِ عــنــکـبــوت بـبـنــدد ...

                                     ******
هرچه مغرور تر باشـــــي ،
تشنه ترند براي با تو بودن...
و هرچه دســـت نيـــافتنـــــي باشي،
بيشتر به دنبالت مي آيند...
امان از روزي كه غروري نداشته باشي،
و بي ريا به آنها محبت كني...
انوقت تـــــورا هيچوقت نميبيند...
ســــاده
از كـــنارت عبور ميكنند... !!!

                            *******
حسرت یعنی...
روبرویم نشسته ای و باز خیسی چشمانم را آن دستمال خشک بی احساس پاک کند،
حسرت یعنی...
شانه ھایت دوش ب دوشم باشد،اما نتوانم از دلتنگی به آن پناہ ببرم!
حسرت یعنی تو!!!که در عین بودن داشتنت را آرزو میکنم.

یک تا ده، کدوم لحظه برات شیرین تره؟
یک: حال نداشته باشی و زنگ بزنن بگن کلاس امروز تشکیل نمیشه

دو: بیدارشی از خواب و ببینی بازم وقت داری که بخوابی
سه: یهویی یه دوست قدیمی رو توی خیابون ببینی
چهار: گرفتن انگشتت توسط یه نی نی کوچولو
پنج: قدم زدن تنهایی توی یک جاده آروم وزیبا
شش: دیدن علامت دور برگردون توی بزرگراه وقتی راه رو اشتباه رفتی
هفت: بشینی تو تاکسی ببینی داره آهنگ مورد علاقه ت پخش میشه
هشت: لحظه درآوردن لباس های تنگت بعد از یه مهمونی
نه: میخوای تنها نری بیرون، یکی بگه باهات میام
ده: دیدن اس ام اس از عشقت

اگه دخترا سربازی میرفتن !

صبحگاه:

فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)

کجان؟

معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن


ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...

سلام سارا جان

سلام نازنین، صبحت بخیر

عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر

سلام نرگس

سلام معصومه جان

ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

...


صبحانه:

وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟

چرا کره بو میده؟

بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه

آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

...

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)


فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید

وا نه، لباسامون خاکی میشه ...

آره، تازه پاره هم میشه ...

وای وای خاک میره تو دهنمون ...


من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...

...


ناهار

این چیه؟ شوره

تازه، ادویه هم کم داره

فکر کنم سبزی اش نپخته باشه

من که نمی خورم، دل درد میگیرم

من هم همینطور چون جوش میزنم

فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!

بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟

برو خودت غذا درست کن

والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

...

بعد از ناهار

فرمانده: کجان اینا؟

معاون: رفتن حمام

فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود...

هوووو....بی شعور

مگه خودت خواهر مادر نداری...

بی آبرو ******** بیرون...

وای نامحرم...

کثافت حمال...

(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)

...

بعد از ظهر

فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟

یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟

جوجه بدون برنج

رژیمی عزیزم؟

آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.
...

شب در آسایشگاه

یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟

فرمانده: بله بسیار زیاد!

خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم

فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:

وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو

راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند

فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟

واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.

آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده

فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.

سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید:ما اومدیم سربازی یا زندان!عجبا

عکس های خنده دار و دیدنی ! ( 129) www.taknaz.ir

دستا بعععالا هر کی نظر نزاره بععععا یه تیر میکشمش

متن های جالب برای کارت دعوت عروسی!!

نام فیلم: مجردها به بهشت نمی‌روند
برداشت اول و آخر: تکرار ندارد
تاریخ اکران: روز جشن عروسی
سانس ویژه: از
۷ شب تا نیمه شب
کارگردان: پدران و مادران خسته از دست فرزند
بازیگر نقش اول مرد:‌ آقا داماد
بازیگر نقش اول زن: عروس خانم
موزیک و موسیقی: دی‌جی آشنا
با تشکر از حضور بموقع عاقد
بازیگران سیاهی‌لشگر: خانواده‌ها، دوستان و آشنایان
قصه تکراری از اونجایی شروع می‌شه
قصه ما از اونجایی شروع می‌شه
که دخترخانم و آقا پسر عروسیشون به‌پامی‌شه
هر چی بگین سور و سات فراوونه
شیرینی و شام، ساز و دهل که میزونه
اونی که کمه تو قصه شون شمایین
حتماً تشریف بیارین
ما عکاس و فیلمبردار داریم شما زحمت نکشین
نکته: موقع ورود عروس و داماد میوه پوست نکنید چون چسب‌زخم نداریم

متن های جالب برای کارت دعوت عروسی

شتری است که در خانه همه می‌خوابد
در خانه ما هم خوابید خب
حالا مال ما یک کمی بد فرم‌تر بوده،
از نامزدی به ازدواج رسید
پیش می‌آید دیگر!
شما هم خبطی مرتکب شوید،
بیایید دور هم، همدیگر را می‌بینیم و شوخی می‌کنیم
می‌خندیم،
حال می‌دهد به جان شما
غذای خوب هم سفارش داده‌ایم، میوه درجه یک هم ایضاً،
فقط ما این همه خرج کرده‌ایم، شما جوگیر نشوید کادوی گران بخرید
همان یک سکه کافیست، البته ما به نیمش هم راضی هستیم.
در ضمن، جمع بزرگونه است
دلبندانتان فعلاً در منزل بمانند تا وقتی دلبند ما به دنیا آمد برای تولدش دعوت کنیم

متن های جالب برای کارت دعوت عروسی

ما دو خانواده بسیار محترم، تصمیم گرفتیم دختر را عروس و پسرمان را داماد کنیم و بفرستیم خانه بخت تا هم خودمان از دستشان راحت شویم و هم خودشان مزه زندگی را بچشند.
پاشید، بیایید و این دو کبوتر عاشق را دست به دست بدهید تا بروند سر خانه و زندگیشان.
(حالا اگر کبوتر نبودند، شما می‌توانید قمری هم حساب‌شان کنید.)
بزم ما روز دوشنبه است و
۴ نوع غذا سفارش دادیم، فقط وقتی خوردید و رفتید نگویید ترش بود یا شیرین، شور بود یا بی‌نمک! حساب کنید کلی پول بابت اطعمه داده‌ایم. میوه هم چند برابر مهمانان ابتیاع شده تا به همراه شیرینی و شربت میل کنید.
ما که راضی به زحمت نیستیم، ولی حالا که شما می‌خواهید کادو بیاورید، کادوی درست و درمون بیاورید تا ما پشت سرتان حرف نزنیم! در ضمن این نور دیده‌‌ها را شما فعلاً نیاورید… بعداً ما از خجالتشان درمی‌آییم
.


دخترا یه روز قبل از عروسیشون


عکس های جالب و خنده دار اول هفته !

وقـتـی مـی روی
تـمـام چـیـزهـای ِ عـادی
یـادگـاری مـی شـونـد
حـسـاس مـی شـونـد
تـَرَک بـرمـی دارنـد
بـر مـبـل نـمـی شـود نـشـسـت
کـه تــو آنـجـا نـشـسـتـه بـودی
هـوا را نـمی شـود نـفـس کـشـیـد
کـه عـطـر تــو آنـجا مـانـده اسـت
وقـتـی نـیـسـتـی
هـمـه چـیـز
تـو را یـادآوری مـی کـنـد
تـو را و نـبـودنـت را
حـالا مـیـدانـی چـرا هـمـه چـیـز یـادم مـونـده؟

تقصیــــــــر هیــــچ کــــس نیــســـت
بـــه نام "عشـــــــق"
جسمـــــــت را
لگــــد مال بوســــــــه های هـــــوس آلـــودشان می کنند
و بــــــه نام "ناپاکــــــیٍ تـــــــو"
فـــــراموشت می کنند
بــــــه نام "نجـــــابـــت" بایـــــد ســـــکوت کنـــــی
و بــــــه نام "صبـــــــــر" از درون ویــــــــــران می شوی.......


ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ؛
ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻦ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑُﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﻥ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺖ ﻣﯽ ﮔﻦ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺗﻨﻬﺎﺕ ﻣﯽ ﺫﺍﺭﻥ ...
ﺍﻣﺎ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺸﻦ ...
ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽ ﺷﻦ ...
ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﮔﻦ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺮﻥ ...
ﻭ ...
ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﻥ !!

مثل پرنده ای باش که بر شاخه ای سست آواز میخواند
شاخه میلرزد ولی پرنده میخواند...
چون ایمان دارد که پرواز را میداند....

                          ****

بسپاریم برسنگ قبرمان تاریخ نزنند،...

تا آیندگان نفهمند بی عرضه گان این زمان ما بودیم.

                                  ****
زندگي مثل اون قلعه ايه كه تو ساحل با شن می سازيم...

هرچقدر هم كه قشنگ باشه...

هرچقدر هم كه براش وقت گذاشته باشيم...

موقع برگشت نمي تونيم با خودمون ببريم...

بايد همونجا بذاريمش و بريم...

آخرین نوشته عسل بدیعی

حس می‌کنم از گور برخاسته‌ام...

تولدی در راه است و بوی عطرش در فضایم جاریست.