پسرم سلام

نفس بابا و مامان

توی شرایط خیلی سخت داری به این دنیا پا میذاری

گرونی داره بیداد میکنه،وضع کاسبی مردم خرابه،خیلی توی خرید مایحتاج زندگیشون موندن و نمیتونن برای آینده اشون نگاهی مثبت ترسیم کنند.

پسرم پدرت و مادرت برای آینده زیبا و روشن تو خیلی خیلی دارند تلاش میکنند.بدون من و مامانت خیلی دوستت داریم و هردومون به خاطر نگرانی برای آینده تو فوق العاده بیشتر از قبل تلاش میکنیم.

حقوق ماهیانه من الان 1.300.000تومان هستش / چند روز پیش با مادرت رفتیم ک مایحتاج اصلی زندگی برای یک ماهمون رو بخریم حدودا 300 هزار تومن شد(یعنی فقط شوینده های و مواد بهداشتی) نمیگم میوه و گوشت و مرغ و برنج و... خیل هزینه های بیشتری داره.

پسرم من به این حقوق قانع نیستم و تلاش های بیشتری میکنم.

نفس بابا ، با همه ی این مشکلات ، خود تو توی این وضع یک روشنایی و امید و زندگی دوباره برای من و مامانتی/ با وجود تو زندگیمون برکت بیشتری گرفته و سرعت پیشرفتمون و تکاملمون بیشتر شده.

تو یک عنصر امید بخش برای پدر و مادرتی محمدامین عزیزم

دوستت داریم

امضا پدرت

یاعلی آدمک یاس

روزهای سخت

سلام پسری

دیروز پریروزا بود دلار که رسیده بود به 18هزار تومان (شاید باورت نشه دنیا یه همچین چیزی رو به خودش ندیده) کلی آدم نفهم برای  اینکه دلار باز بره بالاتر و سود کنند و کلی آدم دیگه رو بدبخت کنند رفتن و  نصف شب از دلال های نامحترم دلار 18هزار تومانی خریدند....

امروز یعنی با گذشت 3 روز از اون شب دولت فخیمه کسری بودجه خودش رو از این راه جبران کرد و توی یک شب دلار رو از 18 هزار تومان اورد رسوندش به 12 هزار تومان/

وخیل از اون آدمای سودجو برای این که سود کنند ، مال اموالشون رو فروخته بودند و دلار خریده بودن به خاک سیاه نشستند و یسری آدم هم سکته کردند..

تاریخ یه همچین ملت و موجوداتی رو به خودش نمیبینه..

این مطالب رو ببرای تو پسر عزیزم نوشتم تا ببینی توی کتابای تاریختون ی همچین مطالبی وجود داره یا ن..

دوستت دارم

امروز بد

بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب

امین جون بدون...

دیروز 1397/07/07 : صف طولانی برای زایمان تو این روز/ خوب الان بچه توی این تاریخ به دنیا اومد دیگه حله همه چی.. یا نابغه میشه یا...

ایران خودرو اعلام کرده که به ترتیب اونایی که آخر کد ملیشون فلانه توی روزای مشخص بیا خودرو ثبت نام کنن(خودروهای کاملا باکیفیت)

خوب مسلما خلیا پول ندارن ثبت نام کنن. توی سایت دیوار امروز دیدم که مردم کدملیاشون رو برا فروش گذاشتن (3 تا 5 میلیون) احمقا

وضع اقتصادی یه 3 ماهی است که شدیدا خراب شده : همه چی هست ولی قیمت بالا رفته مردم احمق به جای اینکه نخرن میرن کارتنی میخرن احتکار کنن. خودشون دارن خودشون رو میکشن

یکی از اقوام میگفتش که دیروز رفته بود اتکا خرید کنه فکر کرده قحطی اومده. هیچی نبودش. چون مردم احمق خارج از نیازشون خریدن.

میوه فروشه میگفت گوجه شده کیلویی 5هزار تومان مردم جعبه جعبه میخریدن الان شده 2هزار تومن کسی نمیخره

ی همچین هموطنایی داری

روحانی رفت نیویورک توی مجمع سازمان ملل صحبت کنه. تا پایان صحبتاش دلار از 15 هزار تومن رسید به 18 هزار تومان.

اینقدر این روزا ارزش ریال اومده پایین که عراقیا میان ایران برنج و جنس میخرن میبرن.. افغانیه جرات کرده روی ریال مابشاشه..

از اختلاس نگم برات.. روز نیست بیدار نشیم ی اختلاس خرکی نبینیم

پسرم

ما روببخش و بدون

بدون من و مادرت نه احتکار کردیم نه رفتیم سکه بخریم تامیره بالا ضرر نکرده باشیم نه دلار خریدیم نه ماشین ثبت نام کردیم نه خارج از نیازمون جنس خریدیم نه جنس گرون خارج از عرف خریدیم. سعی کردیم کالای داخلی (حتی بی کیفیت)بخریم تا رونق اقتصادی باشه

بدون مردم کشورت با پای خودشون دارند به به سمت دره میرند..

من واقعا عذرخواهی میکنم که توی ایران و با ی همچین هموطنایی شدیم 80میلیون/

و در پایان بدون که ما 3 نفر خیلی همدیگه رو دوست داریم.خیلی

اهواز تسلیت

****خاطرات تلخ و شیرینی که نباید فرموش کنم.****

اهواز صبح دیروز 31 شهریور 1397 در رژه نیروهای مصلح مورد حمله تروریست های الاحوازیه قرار گرفت

ظاهرا به گفته خبرگذاری ها تا الان 26 نفر از جمله یک کودک 4 ساله شهید و حدود 45 نفر هم زخمی شدند

ممنونیم از نیروهای امنیتیمون که اگر نباشن وضعمون خرابه

خسته ام

خسته ام ...

خسته ام از انسان های این روزگار مریض.سخنم جنس دلتنگی است ، جنس صدای خفته ای که نفس نمیکشد.

هربار که به کوچه پس کوچه اعماق دلم سرکی میکشم باز پر میشوم از امید ها و آرزوهایی که دارد هر روز خراب و خرابتر میشود. کمرنگ تر از گذشته.

گذشته ای که که دور نیست و برای ساختن امروزم برایش نقشه ها داشتم.

نقشه هایی که بر باد رفته.

تویی که مطلب دلم را میخوانی ، تو هم به دلت نگاهی کن / جنس آرزوهایت عوض شده یا عده ای کفتار جنسش را تغییر داده اند #کفتار کیست؟؟

ای هم دل ، ای همرنگ 

کفتار کجاست؟؟

 

شروعی دوباره به یاد قدیم

خاطرات قدیم

سلام و درود خدا..

یادمه قدیم قدیما ک تازه اولای شروع دوره کارشناسیم بود ی وبلاگ راه انداختم و اسمش رو گذاشتم آدمک یاس

این آدمک شده بود انیس تنهاییم و و روزای خوش و غمگین دوران نوجوانی

یادمه توی محرم91 راه انداختمش و الان دوباره محرم 97 شده و میخوام دل نوشته هامو بیارم اینجا/

یادش بخیر دانشجو بودم و خونه مادربزرگم که تهران هست , شبها برای پست گذاشتن توی صفحه وبلاگم با یه کامپیوتر در پیت و از همه مهم تر با اینترنت پر سرعت دایل آپ به اینترنت وصل میشدم و مینوشتم./

واقعا لذت بخش بود.. !!! 

جالب اینه که من که اصلا فکر نمیکردم دچار نوستالژی بشم, دایل آپ که اوج تکنولوژی اونوقت بود (البته توی خونه مادربزرگه) برام شده نوستالژی

خلاصه روزای تلخ و شیرینی رو تو وبلاگ گذروندم.

دوباره اگر وقت آزاد پیدا کنم میخوام به جای اینستاغلام بیام اینجا... اینجا حس خیلی بهتری بهم میده

خدا راشکر..

دوستان توی شب های گحرم دعا برا هم یادمون نره

یاعلی آدمک یاس

وب اصلی

سلام و درود خدا...

اینجا دیگه تعطیل شده...

وبلاگ عزیزم رو بهم پس دادن...

پس هر کی میخواد از این ب بعد بهم سر بزنه بیاد اینجا


وبلاگ اصلی

خدا


حرف آخر امشب

سلام و درود خدا...

احساسم بهم میگه امشب شب آخه زندگیمه....

خیلی احساس خوبی دام...

ولی کلی از اعمال بد و زشتم میترسم...

از رحمتش غافل نیستم. اما بد کردم..

هم با خودم هم با دور و بریام....  ای میثم بی معرفت..

ما بچه ... ها امیدمون ب امام رضاست...

یا امام رضا میدونم حریم پاکت رو حفظ نکردم و خرابش کردم...

تو رو به خدا شب اول قبر بیا هوامون رو داشته باش...

دوستای گلم....

شما رو به امام حسین حلالم کنید....

شاید در حق خیلیاتون بی معرفتی کردم...

حلالم کنید و راه شهدا رو ادامه بدین..

من ک لیاقت نداشتم..

معرفتم نداشتم...

خدایا...

مادرم ..پدر عزیز...

به خاطر همه ی روزهایی ک برایم همت کردید..اجرکم عند الله......

خدا حفظتون کنه و عاقبت به خیر...

همیشه منتظرتونم...

یا علی

آدمک یاس

حکایت:
شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه...!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت : پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد،
نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!