پاییز های خاطره
بوی نم بارون و هوای نم زده
خیابون های منتظر و یه دل که هنوز هم توی کوچه های قدیمی پرسه می زنه ...
باز پاییز اومد و بوی عاشقی رو با خودش آورد ... پاییزی که یه روز یه دختر مغرور رو عاشق کرد !!!
بوی نم بارون و هوای نم زده
خیابون های منتظر و یه دل که هنوز هم توی کوچه های قدیمی پرسه می زنه ...
باز پاییز اومد و بوی عاشقی رو با خودش آورد ... پاییزی که یه روز یه دختر مغرور رو عاشق کرد !!!
و تمام طول سال را
جریمه ام کن که از روی آن هزار بار تمرین کنم !!!!
واسه بهار و شادی ها و خنده ها ...
واسه بهار و دور هم بودن ها ...
واسه بهار و بوی غذای خونه مامان ، واسه لبخند شیرین بابا وقتی با دست پر میاد خونه ...
دلم تنگه ... خیلی
دلم می خواد برم یه جای دور خودم تنها ... تنهای تنها
دلم می خواد همه رو جا بذارم و برم همه رو حتی ذهنم رو ... حتی همه رویاهای شیرینمو ... برم یه جا تو دوردستها بشینم و فقط به یه صفحه خالی نگاه کنم ... یه صفحه خالی از دوست داشتن و تنفر ، خالی از عشق و جدایی ، خالی از دوست و دشمن ... بشینم نگاه کنم ، و شاید به اشکهام مهلت بدم تا ببارن
شاید این بغض لعنتی تموم شه ................
جالب بود خودت بودی با کلی حرف که من تا حالا ندیده بودم ... عجیبه !!!
وقتی که :
" هیچ نشانی از بودنت در میان سایه ها پیدا نمی شود " !!!
چرا از هر راهی که می رم باز به بن بست می خورم ...
چرا نمی شه ... چرا نیستی؟
حال و هوایم آفتابی است ولی دنیا را تاریک می بینم ... نمی دانم امروز را چرا در میان ثانیه های دیروز می گذرانم
منتظر یک منجی ام ... یک منجی تا مرا برهاند ...
نمی دانم در کدام کوچه زمان راه را گم کرده ام ... در میان بیراهه ها سرگردانم ...
هم اکنون در مختصات منفی ۵ درجه ام ...
دلم برای آن روزها تنگ است ... برای روزهایی که تمام دغدغه هایم خلاصه می شد در نگاهی که آرام با من سخن می گفت بی آن که زبان مجال فرصتی یابد ...
برای روزهایی که تمام وجودم اشتیاق بود و انتظار برای لحظه ای دیدار ... و چه زیبا بود لمس عشق در همان لحظه های کوتاه ...
کاش زمان برمی گشت و مجالی بود برای تکمیل خاطره ها ...
قدمت خیر و پر از شادی ، روزگارت سبز و بارونی باشه !
روزهای قشنگ اومدن تو ، الهی همیشه توش خنده باشه ، عشق باشه ، زندگی باشه !!!
بهار خانومی :
اولین روزهای امسالت برای من پر از غم بود امیدوارم توی بقیه روزهاش گریه به چشمهای هیچ عزیزی نبینم !
آمین !!
یه وقتهایی دلت می گیره و دیگه خوب نمی شه ... مثل الان من !!! فکر می کنم تمام نیروهای دنیا دارن از اطراف بهم فشار میارن ، فکر می کنم دلم داره می میره ، سنگینه ، نمی تونم نفس بکشم ! منتظر یه تلنگرم واسه گریه !!! حتی بدون تلنگر هم همش چشام بارونیه !
چقدر دلم یه دوست می خواد ... یه دوست که بتونم براش حرف بزنم و اون آرومم کنه ! یه دوست که بهش بگم چقدر جاش تو دلم خالیه !
دلم زهرا رو می خواد ... کاش کنارش بودم ، مثل اون روزها !
این مطلب رو واسه کسی می نویسم که هیچ وقت براش ننوشتم ! واسه کسی که عاشق گلهای مریم بود !
کسی که هیچ وقت ندیدمش و می دونم که دیگه هرگز هم نمی بینمش ... چون دیگه نیست !
امیدوارم که روح آبی و پر احساسش سرشار از رحمت و لطف الهی باشه !
حیف اون روزها و اون خاطره های قشنگ ! حیف اون همه خاطره ، اون دلهای پاک و صمیمی ! حیف از بچگی هامون که زود بزرگ شدن !!! حیف از عشقای ساده و سفیدمون که دودی و با کلاس شدن ! حیف از من ، حیف از تو ... !!! حییییف !!!
برای کسی که تمام دوست داشتنهایش را دوست دارم حتی همه ی دوست نداشتن هایش را !
لبخند معصوم نگاهش را و شیطنت شیرین کلامش را ... همه اش را دوست دارم ، می پرستم !
کاش می دانست که هنوز هم عاشقانه دوستش دارم !!!!
مردمی که صادقانه دروغ میگویند و خالصانه به تو خیانت میکنند.
در این شهر هرچه تنهاتر باشی پیروزتری...
فروغ فرخزاد
(تقدیم به کسی که هیچکس نیست)
تا برسه به فصل بی روح و خسته و خواب ، تا برسه به روزهای همیشه ابری و گاهی بارونی ... روزهایی که من همیشه دلم گرفته است ...
عمر ما هم داره می گذره ، یه روز بهار کودکی ، یه روز تابستون پر حرارت جوونی ... به زودی می رسیم به پاییز و زمستون ... بعدش هم یادمون بخیر چه آدم هایی بودیم !!!!
عاشقی که خوبه ، آدمو می بره یه جای دور ، وسط یه زندگی خیالی ، بدون هیچ مشکل و دردسری ...
وقتی عاشقی قلبت تند می زنه ، هیجان داری ، اشتیاق داری ، شادی ...
پس چرا من دلم گرفته ؟؟؟ من که عاشقم ، عاشق تر از همه ی عاشق های دنیا ...
طفلی دلم ... امروز داره خفه می شه ![]()
وقتی خوابی همه ی غصه های من هم خوابن ، همه ی آرزوهام کز میکنند یه گوشه و خلاصه می شن توی دنیای شیرین چشمهات .
فرشته من ... قشنگترین لحظه های حک شده تو دفتر پر از هیاهوی افکارم ، لحظاتیه که شیطنت چشمهاتو پشت پرده حریر پلک هات پنهان می کنی و آروم می خوابی . دوست دارم سالها بشینم و ببینمت ، دوست دارم ساعتها کنارت بمونم و نوازشت کنم ... با اینکه می دونم جای هر نوازشی رو بارها و بارها فرشته ها بوسیدن ، می دونم که وقتی خوابی خدا خودش بهت شب بخیر می گه و می بوسدت ... آخه تو یکی از بهترین فرشته هاشی ... با همه اینها باز هم ...
کنار رویاهای شیرینت می خوابم و برات لالایی می خونم عشق کوچولوی من ...!!!
یک روز پر از عشق و انتظار و امید ، یک روز در خیال تو ولی بدون تو ...
امروز دوست دارم تو را بخوانم، فریاد بزنم ، بخواهم ...
دلم تنگه واسه خودم و روياهاي شيرين بچگيم ، واسه خودم و خيالات قشنگم ، واسه شيطوني ها و پشيموني هاي بعدش ...
دلم تنگه واسه روزهايي كه همه كارهامو بدون فكر مي كردم و كيف مي كردم ...
چقدر زود گذشت ... چقدر زود
نمی دونم خوابی یا بیدار ولی من بیدارم ... خواب از من فرار کرده !!! امشب خیلی دلم گرفته !
خدا جون اگه خوابی بیدار شو ، می خوام باهات حرف بزنم ! خواهش می کنم ...
خدایا نمی شه امشب دلمو قرض بدم بهت تا صبح باشه پیش خودت؟ خودت بدونی و درد دلهاش ؟ شاید یه کم سبک بشه ...
آخه چرا ؟ چه جوری ؟ خدایا واقعا داره دلم می ترکه ! آخه چقدر دورویی ؟ دروغ ؟ بدجنسی؟
من که یه آدمم نمی تونم تو که خدایی چه جوری بعضی ها رو تحمل می کنی؟
خداجون تو درد دلت رو به کی می گی؟ خدایا چقدر تو خوبی که می تونی اینهمه بدی رو ببخشی !
" دوستت دارم " هایم را مشکن ، پاره مكن ، دور مينداز ...
" دوستت دارم " هايم را باور كن ...
چرا كه من براي گفتن هر كدام از آنها تمام وجودم را خرج كرده ام ...!!!
الهی خوشبخت باشی به خاطر دل مهربونت ! به خاطر اون همه خوبی که تو سینه ات انبار شده! به خاطر همه خاطره های خوبی که با هم داریم .
الهی خوش باشی همیشه ...
جهان را به عشق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق ،
جهاني براي تو ...
(حسین پناهی )
شبها سرگردان در کوچه های نا مفهوم دلهره ، دل نا آرامم بودن تو را مي جويد ... كجايي محبوب من؟ !
برای تو که زیباترین همنشین کودکی های منی و بهترین مونس لحظه های تنهایی ام !
تو که گرم ترین پشتوانه تمام اظطراب های تاریک و مبهمی برایم !
زیبای رویاهایم .... پیوند شیرین شادی هایت مبارک !
پر از احساسم و پر از عشق ... پر از حس نوازش تو ... پر از حرارت پرشور نگاهت ...
امروز لبریز از تمام با تو بودن هایم . سرشار از دوست داشتن و عشق ورزیدن
امروز من ... تا بی نهایت ... دوستت دارم!