هیچ دلی بی بهانه نمی تپد ... نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۷/۰۳ ساعت 20:23 توسط هستی
|
مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم
با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی
شاید او حتی بگوید لایق من نیستی
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم
گاهی از من یاد کن حالا که دیگر نیستم...
سیزده تون به در
دشمناتون دربدر
رفقاتون گل به سر
خوشیهاتون صد برابر
عیدتون مبارک... ببخشید که یکم دیر تبریک گفتم آخه یکم درگیرم. دوستون دارم... چاکریم

نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن،
با این حال مدام شعر عاشقانه میخوانند...