زمزمه عشق

تقديم به يك پدر . پدري كه تمام عشقش در وجود دخترش خلاصه مي شود . دختركي كه حال با تلاءلو نور عشق يك مرد جوان قادر نيست برق نگاه پدر عاشقش را لمس كند ...

فداي پدران پاك و عاشق !

بي تو هر شب منم و خاطراتي به رنگ گل ياس

منم و اشكي كه مي دهد جان به تن خسته باغ احساس

بي تو هر شب منم و خاطراتي آبي

منم و عشقي كه به سراغم آمد در شبي مهتابي

بي تو هر شب منم و دنيايي پر ز رويا و خيال

منم و حسرت دل بستن به آرزوهاي محال

بي تو هر شب منم و يك دل زار !

منم و آهي در حسرت قطعي گل در گلزار

بي تو هر شب منم و راز و نياز

منم و سجاده و دلي پر از راز

بي تو هر شب منم و يك تن خسته

منم و چشمي كه به ياد چشمت منتظر بنشسته

بي تو هر شب منم و ياد پيماني كه با من بستي

منم و خانه عشقي كه به آن پيوستي

گرچه رفتي اما بي تو هر شب منم و زمزمه نام تو بر لب

منم و جگري خون شده از عشق تو و يك تن پر تب !

بابايي مهربونم ببخشيد اگر كه شعرم خوب نشده خيلي هول هولي سرودمش اميدوارم توونسته باشم منظورم را برسانم .

دخترم پدرت تنها مونده !

عید شما مبارک

عید سعیدغدیر را به همه عزیزان تبریک عرض می کنم

یا علی دست همه ما رابگیر

اما نمیشه

می خوام فراموشت کنم اما نمی شه !

تو سینه خاموشت کنم اما نمی شه !

می خوام ببوسم اون دو تا چشم سیاهو

دستی به آغوشت کنم اما نمی شه !

می خوام که عاشقت کنم اما نمی شه !

مثل شقایقت کنم اما نمی شه !

می خوام بگم دیوونتم ای نازنین یار

گیج حقایقت کنم اما نمی شه !

می خوام که زنجیرت کنم اما نمی شه !

از زندگی سیرت کنم اما نمی شه !

می خوام یه شب تو کوچه های بیوفایی

مجرم و دستگیریت کنم اما نمی شه !

می خوام که مجنونت کنم اما نمی شه !

چشمامو قربونت کنم اما نمی شه !

می خوام دم آخر که داری میری تنها

به عشق مدیونت کنم اما نمی شه !

(س غیاثی)

عشق تو

 مرا از من بدزد و در گوشه ای از قلبت پنهان کن!

بگذار همه به دنبال من بگردند و نیابند مرا!

مرا در قلبت پنهان کن!!!

خانه ای امن و بی تکلف! در پناه سایبان دستان تنومندت، در جوار دیوار محکم سینه ات!

بگذار گم شوم در عشق تو...

دلش

نه می خوام بین من و بین دلش جنگ بشه

نه می خوام عشقی که اون نداره کم رنگ بشه

من فقط یه چیزی از خدا می خوام دلم می خواد

واسه یکبارم شده دلش برام تنگ بشه

 

دور آخر

یادگار تلخ یک عشق · برگ 38. دیشب روزمو با اشک افطار کردم ! اشکی که بی اختیار چیکه چیکه میچکید روی گونه هامو سر میخورد نزدیک لبم منم می نوشیدمش ! ...

بارون

یادگار تلخ یک عشق · خواهی فراموشت شوم ؟ چقدر سخته برای لحظه های بی تو بودن شعر گفتن. چقدر عذاب آوره تصور لحظه هایی که شتابان می آیند ...

هنوز

یادگار تلخ یک عشق · دنیا ! درود ٬ خدایا درود ! خدایا یه سوالایی تو ذهنم هست نمی دونم ازت بپرسم یا نه ؟ خدایا میشه بگی منظورت از خلقت این دنیا و آدماش چی بود ...

تولدت مبارک

من کنارتم

مهتاب

تا نهایت

تب و تاب رفتن

طلسم

تا نهایت

گل ابریشم من

تور سفید

نگاهت

میلاد من

نوازش

دیدار تو

لحظه جدایی

جان

خیلی دلم تنگه

طناب

غرور

باوفایی

قیامت

آسمون

رقیب من