ی سلام تازه

عجیب دلم برای اینجا نوشتن تنگ شده بود، خیلی وقته ننوشتم، شکر خدا همه چی خوبه و روزگار میگذره، هر روزی هر چند خیلی خیلی عادی اگر توش غمی و تلخی نباشه باید گفت روز خوبیه.

طاعات و عبادات همگی قبول باشه انشالله

درونم یه چیزی می جوشه مثل قلیان سماوری که در حال جوشه، منتظر اومدن یه دوستم یه دوست خیلی بامرام و بااحساس و مهربون

قراره بشینیم و فارغ از دنیا گل بگیم و گل بشنویم

دوستون دارم دوستای گلم حتما میام و میخونمتون

يك دوست بي نظير

ادامه نوشته

دقت كردين

دقت كردين ديگه اين روزها دلي اونقدر براي دلي تنگ نميشه(جداي عاشق و معشوق ها) كه بخاطرش پاشه فرسنگها راه رو بياد تا طرف رو ببينه و آروم بشه

دقت كردين آدما ديگه براي هم وقت ندارن براي يه ساعت با هم نشستن و دردودل كردن

دقت كردين ديگه هيچي عيب و عار نيست هر كي هر كاري مي كنه ميگن بزارش اگه با اين كار دلش واميشه بزار انجام بده

دقت كردين ديگه احترام بزرگ و كوچيكي معنا نداره هر كسي احترامش دست خودشه و هر چي كمتر با ديگران قاطي شي احترامت بيشتره

دقت كردين ديگه مهمونيهاي دوره اي وجود نداره؛ ديگه هر هفته جمع شدن خونه پدر و مادر نداريم و اين جمع شدنها به عيد و تعطيلات تابستون ختم ميشه

دقت كردين ديگه وقتي دلتنگ ميشي؛ دلتنگي رو با دلگيري اشتباه مي گيري و دنبال اين نيستي كه شايد دلت براي كسي تنگ شده فقط فكر مي كني از كي رنجيدي چرا اينجوري دلت گرفته

دقت كردين ديگه وقتي يكي واسه نياز مالي روشو به يكي ميزنه طرف اول تا ده سال ديگه حساب ميكنه اگر به اين مبلغ نيازي نداره بعد جواب ميده.... يعني اول خودش دوم خودش و سوم هم خودش رو در نظر مي گيره

دقت كردين هر كي به فكر خودشه و ديگه كسي واقعا واقعا واقعا وقت نداره به فكر كس ديگه اي باشه

دقت كردين قيصرها و فرد.ي.ن ها ديگه همه مردن؛ كسي به فكر آبروي هيچ كس نيست؛ كسي به فكر احترام نون و نمك هيچ كسي نيست؛ كسي به فكر نجات مظلوم از ظالم نيست

دقت كردين ديگه با رفت و آمد و رفتن به طبيعت و حتي مسافرتهاي چند هفته اي دلمون وا نميشه

دقت كردين تاثير هر چيز مثبتي روي ما فقط چند دقيقه ست و اما چيزهاي منفي دست از سرمون برنميدارن

دقت كردين بخشش ها چقدرررررر كم شده و كينه ها چقدررررررر زياد

دقت كردين ديگه بچه ها احترام پدر و مادر رو ندارن و پدر و مادر حوصله بچه ها رو

دقت كردين ديگه هيچ كس نميخواد خود واقعيش باشه و هر كي داره از كس ديگه اي تقليد ميكنه

دقت كردين عزت نفس ها كم شده و حسادت و غرور زياد

دقت كردين چقدر نقابها به هم شبيه شده

دقت كردين ديگه سحرخيز باش تا كامروا شوي معني نداره

دقت كردين ديگه علم بهتر از ثروته جواب نميده

دقت كردين ديگه مت.ا.ن.ت و افتادگي و حريم داشتن ملاك خوب بودن هيچ كس نيست

دقت كردين هر چي بيشتر بفهمي و بدوني كمتر زندگي مي كني

دقت كردين ...

دوستت دارم پسرم

پسرم

تمام زندگي من، دلم ميخواهد ساعتها بنشينم و تماشايت كنم، نه سير مي شوم و نه خسته

وقتي دستهايت را مي گيرم و در چشمانت زل ميزنم و مي گويم دوست دارم دوست دارم دوست دارم

و تو با لحن كودكانه ات مي گويي دوست دارم، گويي همه جهان مي ايستد و من و تو در قاب زندگي پررنگ تر مي شويم

عشق من جگرگوشه مادر، دلم هر لحظه براي در كنارت بودن پر مي كشد، عشق خردادي من

هر روز تنها و تنها براي تو زندگي ميكنم و براي ديدن روي ماهت لحظه شماري ميكنم

پسركم تنها بهانه زندگي من

دوستت دارم و دوست دارم اين دوست داشتنم را به كوه و دشت و صحرا فرياد بزنم

عاشقتم يگانه مرواريد درياي عشق من

از خداوند هميشه هميشه هميشه سلامتي و موفقيت و شادي ات را آرزومندم

خدايا عشقم را به تو مي سپارم پسرم را محافظت كن از چشم بد در امان بدار، از هر بيماري و سختي حفظ كن

خدايا خداوندا تمام زندگيم را فداي يك خنده اش مي كنم هميشه به شادي و تندرستي لبش خندان و دلش شاد باشد، آمين يا رب العالمين

دوستت دارم پسرم

گاهي دلت مي گيرد

گاهی خوش بودن دلیل نمیخواهد همین برایت کافیست که سرت بر شانه اش باشد و نگاهت به غروب آفتاب و صدای گرم و دلنشینش زینت بخش لحظه هایت

گاهی با هزاران دلیل و برهان دلت حتی به بودن او هم خوش نمی شود دلت بهانه می گیرد سر می کوبد به همه جداره های درونی تنت

دلت میخواهد از جا در بیاید و پرواز کند

دلت تنگ میشود نمی دانی چرا؟ دلت هوای دیگری دارد هوای باریدن هوای روزهای ابری هوای کودکی نوجوانی هوای مادر سفره صبحانه برنامه کودک درس و مشق تایم ظهر بودن دلت هوای دیگری دارد....

گاهی دلت با شنیدن صدای مادرت همین که حتی شاید درست نداند که تو هستی خوش میشود

گاهی دلت می گیرد دلت از گذر لحظه ها می گیرد دلت از بزرگ شدن از تنهایی از پیر شدن می گیرد

گاهی دلت خوش می شود به صدایی که می گوید یک فاتحه بخوان بداند امروز به یادش هستی

یک بعد از ظهر دلگیر نگارین

قراره برم خونه یکی از دوستای صمیمی ولی حوصله ندارم و قرارمون رو به فردا یعنی امروز موکول می کنم.

خستم خیلی خسته تمام فکرم و جسمم و روحم . روی تخت دراز می کشم و هجوم همه فکرهای جورواجو یه لحظه احساس کردم همه بدنم سنگین شده و پلک هام باز نمیشه چرت می زنم و شیطونک مامان همچنان مشغول شیطنت اطراف تخت. با سروصداها و شیطنتهای دلبندم چرتم پاره میشه دوباره غش می کنم و دوباره بیدار میشم و دوباره بیهوش میشم خیلی خستم احساس می کنم هر چقدر بخوابم باز هم کمه. میترسم کاری دست خودش بده بیدار میشم و چای سازو روشن می کنم یه نسکافه واسه خودم درست می کنم میشینم روبروی تلویزیون ولی روشنش نمی کنم پسرکم با پیچ گوشتی های بابا در حال مثلا تعمیر دوچرخه اش هست.

باز هم غرق در افکارم میشم و نسکافمو مزه مزه می نوشم خیلی کلافم مثل آدمی که راه خونشو گم کرده میدونه همین طرفاست ولی نمی دونه کدوم طرف....

به اصرار پسرکم تلویزیون رو روشن میکنم باز هم به پرشین * تون خدا خیرشون بده همه ساعته برنامه داره....

کتاب مورد علاقم آیین زندگی نوشته دیل کارنگی رو که بیش از صد دفعه خوندم و باز هم می خونم ورمیدارم و میخونم همیشه موقع تنهایی و خستگی روحی این کتاب خیلی بهم کمک کرده.

ح ر ی م سل طان رو می بینم و پسرکم رو که خوابیده روی تخت میذارم خونه رو کاملا جارو می کشم و یه دوش خیلی خیلی به جا حال منو سر جاش میاره...

مثلا زود خوابیدم ولی تا ساعت دو توی تختم می غلطم و بعد هم بسختی می خوابم...

 

تولدت مبارک عشقم

امروز روز تولد توست روز تولد تو که هر آنچه مهر و صفا را یکجا داری

تولد زیبایت را با گرمترین عشق جهان تبریک می گویم و به پاس همه خوبیها و همراهیهایت دستان پرمهرت را می بوسم تکیه گاه من

تو تنها پناه و تکیه گاه من بعد از خدایی؛ من با تو به عشق رسیدم با تو به همه چیز رسیدم؛ زیباترین لحظه های زندگیم را مدیون تو هستم و عاشقانه هایم همه از آن توست عشق بی همتای من؛ تنها مرد دیروز و امروز و فردای زندگی من تویی؛ من با تو خوشبخت ترینم...

قلبت را به من بده دستانت را به من بسپار می خواهم تا بیکران همیشه وجودم از عطرت سرمست باشد و قلبم از عشقت لبریز

هنوز وقتی نگاهت می کنم همان پسرک عاشقی را می بینم که دستانش از عشق می لرزید و لبهایش خشک خشک؛ هنوز هم در پس این چهره مردانه لبخندهای عاشقانه ای را می بینم که همیشه تماشاگر و مشوق من بوده و هست

تولد تو تولد تمام خوبیهاست؛ من برای داشتن تو به خودم می بالم و همیشه خداوند را شاکرم که نازنینی چون تو را در مسیر زندگی من قرار داد؛ تو متولد شده ای برای من تا قشنگترین و ناب ترین لحظه ها و خاطره ها را برایم بسازی....

خدایا خداوندا سلامتی و سعادت و موفقیت را همیشه همیشه همیشه برای عزیزترینم بخواه و هیچ گاه ترکش نکن و او را به خودش وامگذار...

چقدر با تو بودن خوب است در کنار تو بودن و با زاویه دید تو به زندگی نگاه کردن؛ چقدر چشم بستن برروی بدیهای آدمهای اطراف خوب است کاش می توانستم این خصلت را از تو بیاموزم

همسرم عزیزترین عزیزم عشقم؛ من هر روز و همیشه از رفتارها و خصوصیات اخلاقی بی نظیرت می آموزم و با خود تمرین می کنم تا مثل تو ببخشم ندیده بگیرم و بگذرم از آدمهای پوچی که برای هیچ به دنیا آمده اند....

تولد تو گلبرگ نازنینم عشق بزرگ من تولد خورشید است

تو خورشید منی گرمتر بتاب

دوستت دارم

با عشق

همسرت

دلنوشته نگارين

روياهاي ما ساخته افكار و آرزوهامونه و اين خودش مي تونه يه شروع باشه براي رفتن و پر كشيدن براي آزادي رهايي از اين بند و اسارتي كه اسمش رو گذاشتيم سرنوشت

به نظر من ما آدمها خودمون سرنوشتمون رو مي سازيم ما خودمون باعث ميشيم توي زندگي بهمون ظلم بشه بهمون اجحاف بشه و يا برعكس بهمون احترام گذاشته بشه و همه ما رو با تحسين نگاه كنن

قصه هر كدوم از ما آدمها پر از حكايته حكايتهاي شيرين تلخ دلهره آور شاد و گاهي احساسهايي كه همه با هم يه جا جمع ميشن و كز ميكنن گوشه دل آدم

برنده اون كسيه كه بتونه  اين احساسات رو مهار كنه و با استفاده از اون عقل و درايتش به بهترين راه سوقشون بده

به جرات مي تونم بگم تعداد محدودي از ما آدمها به خودمون اين اجازه رو ميديم كه آزادانه زندگي كنيم بدون توجه به احساس و نگرش ديگران نسبت به خودمون، آزاد بخنديم آزاد لم بديم آزاد بپوشيم آزاد راه بريم و آزاد گريه كنيم، ما همه خودمون رو محصور كرديم توي يك چهارچوب با تيتر "مردم چي ميگن"

زندگي كه نشه توش آزادانه و بدون توجه به ديگران زندگي كرد بدون حسادت و رقابتهاي خانمانسوز، بدون چشم و هم چشمي، بدون بي غل و غشي، آدم رو از پا ميندازه، نگاه كنيم ببينيم چند دقيقه توي طول روز بدون ماسك زندگي كرديم چقدر خودمون بوديم چقدر اطرافيانمون خودشون بودن، چقدر بهم دروغ نگفتيم و فيلم بازي نكرديم، ما خودمون باعث ساختن سرنوشت خودمون ميشيم، اگر يك دروغ و يك ظاهرسازي رو بي خيال بشيم مي دونين چقدر از بروز دروغها و صحنه سازيهاي بعدي اون جلوگيري كرديم چقدر آرامش داشتيم

ما آدمها عادت كرديم به ظاهرسازي و هر روز همون نقاب هميشگي رو ورميداريم و روي صورتمون ميذاريم و پامونو كه از در خونه بيرون ميذاريم ميشيم يه شخصيت ديگه صورتمون با نقاب پوشيده ميشه ولي دلمون فكرمون احساسمون چرا عوض ميشه؟

ما آدمها خيلي عجيبيم ولي من باز هم اعتقاد دارم كه خودمون توي ساختن سرنوشتمون نقش بزرگي داريم، پيشتر از اينها فكر مي كردم يكي كه مثلا مدير يه شركته تا آخر عمر بايد مدير اون شركت باقي بمونه ولي حالا به اين نتيجه رسيدم كه ما آدمها درخت نيستيم انسانيم و اشرف مخلوقات پس ميتونيم آزادانه هر كجايي و در هر نقشي ظاهر بشيم پس بياين سعي كنيم براي حفظ جايگاهي كه هستيم اينهمه همو نكوبونيم و اينهمه نقش بازي نكنيم، اين دنيا جستي ملخك اون دنيا رو ميخواي چيكار كني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

براي پسرم

وقتي در همهمه و شلوغي و بادكنك هاي قرمز زيباترين چشمهاي دنيا به من خيره شدند و تو با اون دستاي كوچيكت بغلم مياي و سرتو ميزاري روي شونه هام  و ميگي ماماني ماماني، گويي دنيا از حركت مي ايسته و من خوشحالم بيشتر از هميشه و دلم ميخواد اين جشن تمام نشه ، تولدي كه براي تو گرفتيم، عزيزترين موجود زندگيمون، ديگه هيچ چيز رو نمي بينم، فقط تو و دستاي كوچيك تو و خنده هاي تو برام مهمه و بس، فداي چشماي قشنگت فداي دل مهربونت، پسرم مثل كوه پشتتم به من تكيه كن قول ميدم تا زنده ام دستاتو رها نمي كنم حتي وقتي به من نيازي نداري باز هم من با اون دستها دعات مي كنم و از خدا ميخوام بهترين و قشنگ ترين سرنوشت رو برات رقم بزنه، الهي من فداي قلب مهربونت، درخشش جشن تو بودي چشمها همه به تو بود و تو با رفتار كودكانه ات عجب دلبري مي كردي مادر به فداي تو.

خدايا تنها خواسته ام از تو سلامتي پسرم و عاقبت بخيري اش است خدايا عمر طولاني و باعزت به پسرم ببخش و به او شهامت و شجاعت بده و بهش اين توان رو بده كه دست ضعيفترها رو بگيره و تكيه گاهشون باشه، خداوندا جوانمردي اش كه ريشه در نامش دارد مثال زدني باشه و من از زبان مردم هيچ چيز جز خدا پدر و مادرت رو بيامرزه براي پسرم نشنوم، خدايا شكرت شكرت شكرت اگر هر روز به درگاهت سجده كنم و ساعتها شكرت رو بر لب بيارم باز هم ميدونم در مقابل فرشته اي كه به من بخشيدي خيلي اندكه. خداوندا مواظب تنها فرزندم باش خداوندا به تو مي سپارمش.

موفقیت

۱ -در مقابل آینه بایستید و از خود تعریف کنید:

این کار در کسب اعتماد به نفس، بسیار مؤثر است. هر روز صبح چند دقیقه این کار را انجام دهید. سعی کنید هنگام نگاه کردن در آینه به موارد مثبت چهره خود نگاه کرده و از آن تعریف کنید.

۲- در حال زندگی کنید:

اگر در حال زندگی کنید و تمام انرژی خود را متوجه زندگی در لحظه نمایید، فردای شما هم تضمین خواهد شد. چرا که فردای شما محصول عملکرد صحیح امروز شما است. اگر عمر خود را در حسرت دیروز با نگرانی فردا سپری کنید، لحظه‌ها را از دست خواهید داد و این به معنی از دست دادن فردا نیز می‌باشد.

۳- دست دادن خودرا محکمتر کنید:

به اصطلاح شل و وارفته دست ندهید، به خصوص اگر نظامی هستید، محکم و قدرتمند دست بدهید و همچنین گرم و صمیمانه.

۴- به موفقیت‌های خود نگاهی بیندازید:

از موفقیت‌هایی که تاکنون داشته‌اید، برای خود لیست تهیه کرده و همراه خود داشته باشید و هرگاه احساس عدم اعتماد به نفس کردید، نگاهی به آن بیندازید.

۵- به خودتان تبریک بگویید:

حتی از گفتن جمله‌هایی مانند شب بخیر و دوستت دارم به خود امتناع نورزید. حتی برای خود جشن تولد بگیرید و در کل به خودتان برسید.

۶- نیروی نگاه خود را تقویت نمایید:

افراد نظامی به خصوص آن‌هایی که در شغل فرماندهی بوده‌اند ناخودآگاه نیروی قدرتمندی دارند، اگر می‌خواهید به این مرحله برسید، تمرین مؤثر زیر را انجام دهید: «ساچمه‌ای سیاه را در وسط سینی قرار دهید، و سعی کنید با نگاه خود از فاصله ۲ متری آن را حرکت دهید.»

۷- همیشه با خود مبلغی پول داشته باشید:

وجود مقداری پول در جیب و کیف شما، اعتماد به نفستان را زیاد می‌کند، تاکنون شما شاید این موضوع را بسیار تجربه کرده باشید.

۸- مهم‌تر از همه نه گفتن را یاد بگیرید:

بسیاری از افراد، قدرت نه گفتن را ندارند و این موارد برای آنان مشکل‌هایی ایجاد نموده است. اگر پیشنهاد یا درخواستی به شما می‌شود که میل ندارید آنرا بپذیرید، با قاطعیت اما با احترام بگویید نه.

۹- فکر کنید که اعتماد به نفس بی‌نظیری دارید:

هرگز این فکر را به خود راه ندهید که اعتماد به نفس ندارید، همیشه سعی کنید نسبت به خود فکرهای مثبت و والایی داشته باشید. اگر خودتان فکر کنید که اعتماد به نفس ندارید، چه‌طور انتظار دارید که دیگران فکر کنند که شما اعتماد به نفس دارید. فراموش نکنید که به هرچه فکر کنید، به سرتان می‌آید. اگر فکر کنید که کاری را نمی‌توانید انجام دهید به طور حتم نمی‌توایند. آنچه مهم است، فقط افکار شماست.

۱۰- سرعت راه‌رفتن خود را بیشتر کنید:

کسی که اعتماد به نفس دارد گام‌های مستحکم بر می‌دارد و هدفمند راه می‌رود. قوی، قدرتمند و پر انرژی باشید.

۱۱- سر خود را بالا نگه دارید:

این کار باعث می‌شود جریان خون از قلب به مغز (خون شریانی) و از مغز به قلب (خون وریدی) به آسانی انجام پذیرد. حجم ریه‌ها افزایش یابد و در واحد زمان، اکسیژن بیشتری با خون مبادله شود. راه‌های هوایی از قبیل نای، نایژه‌ها، حلق وبینی تا حدودی در یک امتداد قرار گیرند و تنفس، راحت‌تر شود، میزان دید بیشتر شود، به برازندگی ظاهری شخص کمک کند و از همه مهم‌تر، اعتماد به نفس شخص را زیاد می‌کند.

۱۲- با ترس خود روبه‌رو شوید:

مطمئن باشید چیزی که از آن ترس دارید به آن بدی که شما فکر می‌کنید نیست. روبه‌رو شدن با آنچه شما از آن می‌ترسید باعث افزایش اعتماد به نفس می‌شود.

۱۳- صحبت کنید:

اغلب اوقات در مورد یک موقعیت با یک شخص دچار توهماتی می‌شویم که درست نیستند، اگر شک و تردید و سؤالی برای شما پیش بیاید و آن را رفع نکنید، این شک و تردید روی رفتار شما تأثیر می‌گذارد.

۱۴- مغلوب نشوید:

چیز دیگری را انتخاب کنید. شما با یک تجربه ناموفق مغلوب نمی‌شوید، به این فکر کنید که آیا هیچکس قبل از موفقیت شکست نخورده است. تنها چیزی که احتیاج دارید یک راه متفاوت است.

۱۵- عذر تراشی نکنید:

شایع‌ترین بهانه‌ای که می‌تواند در برابر هر تغییر مثبتی آورده شود، این است که من ذاتاً این‌طور هستم یا من این‌طور بزرگ شده‌ام، خیر، عذر شما پذیرفته نیست.

۱۶- مهارت‌های ارتباطی خود را گسترش دهید:

در واقع خودباوری و اعتماد به نفس ریشه در ارتباط با دیگران دارد. داشتن ارتباط اجتماعی به افراد کمک می‌کند تا واقعیت‌هایی را در مورد خود بدانند. این افراد می‌آموزند که در درون اجتماع برخی از افراد توانایی‌های بیشتر از آن‌ها و برخی دیگر توانایی‌های کمتر از آن‌ها دارند و در واقع آن‌ها می‌آموزند که کم توان‌ترین افراد جامعه در همه ویژگی‌ها نیستند.

۱۷- در اجتماع بودن را تمرین کنید:

به فعالیت‌هایی ملحق گردید که همواره در ارتباط با دیگران باشید، مانند: باشگاه، کلاس‌های ورزشی، انجمن‌های دانشجویی و کلوپ‌های تفریحی، در این محیط‌ها همواره باید اجتماعی بوده و با مردم معاشرت کنید. پس از مدتی خواهید دید ارتباط با دیگران برایتان عادی و راحت می‌شود.

۱۸- از طرد شدن نهراسید:

یکی از عامل‌های اصلی در اعتماد به نفس پایین، ترس از عدم پذیرش (طرد شدن) است. آنچه را که فکر می‌کنید درست است انجام دهید. به یاد داشته باشید این انتظار اشتباهی است که بخواهیم همیشه مورد پذیرش و تأیید دیگران باشیم.

۱۹- نگرش مثبت داشته باشید:

سعی کنید به موفقیت‌ها و نکات قدرت خود فکر کنید. ترفند کار در این است که خود آگاه (تمرکز حواس به خود) نباشید. اعتماد به نفس پایین، تردید و دودلی هنگامی رخ می‌دهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می‌کنید. در عوض افکارتان را سراسر به شخصی که در حال گفت‌وگو هستید متمرکز گردانید. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهید برد و هم اینکه طرف مقابل از توجه شما خرسند و مشعوف خواهد شد.

۲۰- توقعات خود را کاهش دهید:

همیشه عالی بودن غیر ممکن است افرادی که می‌خواهند همیشه عالی باشند هیچ‌کاری را انجام نمی‌دهند.