فی رحاب نهج البلاغه

قال امام علی:

زهدک فی راغب فیک نقصان حظ و رغبتک فی زاهد فیک ذل النفس .

بی توجهی ات به کسی که دوستت دارد بهره ات را از او کم می کند و علاقه ات به کسی که به تو تمایلی ندارد در تو ذلت نفس است.

فی رحاب نهج البلاغه

 روایتی از امام علی (علیه السلام)

الکلام فی وثاقک ما لم تتکلم به فاذا تکلمت به صرت فی وثاقه فاخزن لسانک کام تخزن ذهبک.

سخن در بند توست تا زمانی که سخن نگفته ای پس وقتی صحبت کردی تو در بند سخن خود می شوی . پس زبانت را نگهدار همانطور که طلایت را نگه می داری.

سلام

 

سلام دوستان...

شرمنده که مدت طولانی شده که آپ نکردم.

انشالله به زودی مطالب جدیدی رو براتون میذارم به همراه شعرام..

فعلا

یا علی

دوستان !

فروتن باشید

             متواضع

                     خاکی

آنگاه،همه را خواهید دید .

انتظار...

در نبود تو

ما گویی به دور خود می چرخیم

می چرخیم

می چرخیم

تا سرمان گیج می رود

و افسرده خاطر

گوشه ای کز می کنیم

و به تو می اندیشیم.

اما اگر تو باشی

مدار چرخش ما

مرکزی دارد

تو می آیی

و به کارهایمان

رفتارهایمان

جهت می دهی

و ما را از این سردرگمی

نجات می دهی.

به تو می اندیشیم

به حضور تو

به انتظار تو

آقاجان

ما منتظریم

بیا

که سردرگم شده ایم.

خدایا !

خدایا . . .

رحمتی کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد.

قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر

ایمانم افکنم، تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند

و برای دین کار می کنند نه آنها

که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند! 

« دکتر علی شریعتی »

یاد شهید...

در حیرتم از جاذبه نام شهید

یک جرعه جنون مینوشم از جام شهید

از حد جنونم آسمان میخندد

شاید به زمین خورده ام از بام شهید

وصیتنامه شهید امینی

سلام بر خدا و شهيدان خدا و بندگان پاك و مخلص او :

بعد از مدتها كشمكش دروني كه هنوز هم آزارم مي دهد،براي رهايي از اين زجر به اين نتيجه رسيدم،و آن در اين جمله خلاصه مي شود
:
(خدايا عاشقم كن)


از اينكه بنده بد وگناهكار خدايم سخت شرمنده ام،و وقتي ياد گناهانم مي افتم آرزوي مرگ ميكنم،ولي بازچاره ام نمي شود. به راستي كه (ان الانسان لفي خسر)

هيچ برگ برنده اي ندارم كه رو كنم،جز اينكه دلم را به دو چيز خوش كرده ام: اول

اينكه با اين همه گناه،او دوباره مرا به سرزمين پاكي و اخلاص و صفا و محبت بازم


گرداند،پس لابد دوستم دارد ،هر چند كه چشم دلم كور است


و نميبينم واحساسش نميكنم،اگر چنين نبود پس چرا مرا به


اينجا آورد؟

دوم اينكه قلبي رئوف و مهربان دارم و با همه بديهايم بسيار دلسوزم.لحظه اي حاضر

به رنجش كسي نمي شوم، حتي رنجشي بسيار كوچك و ناچيز،ولي در عوض براي


خوشنودي ديگران حاضر به تحمل هررنجي مي شوم؛

بله!به اين دو چيز دل خوش كرده ام.

پس اي پروردگار من...اگر دوستم داري كه مرا به اينجا آورده اي پس مرا به آرزويم كه...برسان
!

و يا به اين خاطر كه نمي توانم باعث رنجش كسي شوم،بيا ومرا مرنجان و خوشنودم كن و مرا با خودت
...!

دنيا براي ضعيف نفسان يك گرداب هلاكت است،اگر لحظه اي به خودمان واگذارده


شويم،واي برما كه ديگرنابودي مان حتمي است.خوشا آن كس كه به ياري او در اين


گرداب هلاك نگردد
!

اي حسين
...

اي مظلوم كربلا...،


اي شفيع لبيك گويان


نداي ( هل من ناصرت) را من نيز لبيك گفتم،

(
شفاعتم كن)!

و مگذار در اين گرداب هلاكت هلاك گردم
.

اي خدا
...

بسيار بد و ضعيفم، و در مقابل گناه ياراي مقاومت ندارم،زيرا هنوز نشناختمت؛ و


حتي در راه شناختت


نيز زحمت نكشيده ام،زيرا ضعيف و پايبند به اين دنيايم،و نمي توانم از خوشي ها و


آسايش هاي محض وپوشالي اين دنيا دل بكنم و در راه شناختت سختي كشم
.


سختي كه پر از شيريني و لذت است،ولي


افسوس كه اين سختي و حلاوت نصيبم نمي گردد!

خالقا
...

تو را به خودت قسم،تو را به پيامبران وامامان زجر كشيده و معصومت قسم بيا و


 عاشقم كن

اگر چنين كني كه از درياي رحمت و كرامتت چيزي كاسته نميشود و زياني به تو نمي رسد.

همه آرزويم اين است كه ببينم زتو رويي

چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي

اگر چنين كني ديگر هيچ نمي خواهم،چون همه چيز دارم. مي دانم اگر چنين كني از اين بند رهايي

يافته و ديگر به سويت پر...!
خدايا...

دل شكسته و مهربانم را مرنجان،

تو خود گفتي كه به دل شكستگان نزديكم

من نيز دلي شكسته دارم؛

اي كساني كه اين نوشته رايا بهتر بگويم اين سوز دل،اين درد دل،نمي دانم چه

بگويم،اين تجربه تلخ يااين وصيتنامه،اين پيام و يا در اصل اين خواهش و تقاضاي

عاجزانه را ميخوانيد،اگر من به آرزويم رسيدم

و دل از اين دنيا كندم،بدانيد كه نالايقترين بنده ها هم مي توانند به خواست او به
عینه دیده ايد كه يك بنده گنه كارخدا به آرزويش رسيده است.

يارب ز كرم بر من درويش نگر

در من منگر در كرم خويش نگر

هر چند نيم لايق بخشايش تو

برحال من خسته دل ريش نگر

حالا كه به عينه ديديد،شما را به خدا عاجزانه التماس و استدعا مي كنم، بيائيد و به

خاكش بيفتيد وزار زار گريه كنيد و اميدوار به بخشايش و كرمش باشيد. وبا او آشتي

كنيد،زيرا بيش از حدمهربان و بخشنده است.فقط كافي است يكبار از ته دل صدايش

كنيد،ديگر مال خودتان نيستيد و مال او مي شويد و ديگرهر چه ميكند او مي كند و

هر كجا ميبرد،او مي برد.ولي در اين راه آماده و حاضر به تقبل هرگونه رنج و

سختيه مانند:

مظلوم كربلا حسين(ع)

و پيام دار او زينب(س) باشيد.هر چند كه سختي و رنجهاي ما در مقايسه با آنها نمي تواند قطره اي در

مقابل درياباشد.بله،خداگونه شدن مشقات و مصائب دارد،زيرا كليدش و نشانش همين است و درعوض

آن چيز كه براي شما مي ماند...! و آن بسيار عظيم و شيرين است؛

در راه طلب پاي فلك آبله دارد

اين وادي عشق است و دوصد مرحله دارد

درد و غم رنج است و بلا زاد ره عشق

هر مرحله صد گمشده اين قافله دارد

صد مرحله را عشق به يك گام رودليك

در هر قدم اين ره چه كنم صد تله دارد

گر دست مرا جاذبه عشق نگيرد

فرياد نه جان زاد و نه دل راحله دارد

«
شهيدامير حاج اميني »

 

                                       « شعری در مورد امام زمان (عج) »

                                                         

گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام          بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام

گـــر بــه ظاهــر دورم از درگــاه تو ای نازنیـــن          بـاز هــــم مشــتاق روی دلـــکش جـانـانــه ام

از در مـــیخانه ات ای شـــاهد خـــوبان مـــران          با هـــمه عصیان همان دردی کـش میخانه ام

پـــــرده بردار از رخ زیـــــبا که مشتاق تـــــوام           آن رخ زیـــــبـا ندیــــــده، والــــه و دیــــوانه ام

پادشـــــاه جــــودی و ما بـــنده درگـــاه تـــــو           منتـــــظر بـر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام

در مـــــیان بحــر هجران غوطه ور گشتم ولی           باز هـــم در جستجوی گــوهـــــر دردانـــــه ام

همچون من هرگز نباشـد بردرت پیمان شکن            لیــک با الــــطاف غــیر از تو، شـها !بیگانه ام

چون که لطف توست تنها ضامن رســوایی ام           ور نـــه آن گــردم که افشـــان در دل ویرانه ام

انتـــظارت بیش از حــد شد، تحمل تا به کی؟           آفتـــابـا! بـــــهر دیـــــدار رخـــــت پروانـــــه ام

والــــــه و شــــیدا و مـستم لیک، محتاج توام

یک نــــظر بر من نــــــمـا، ای عارف فرزانه ام!

                                              السلام علیک یا صاحب الزمان