یادمان 20 فوریه- روز جهانی عدالت اجتماعی

عدالتخواهان جهان متحد شوید

یادمان 20 فوریه- روز جهانی عدالت اجتماعی


فردا 20 فوریه (اول اسفند) روز جهانی عدالت اتماعی است. یکسال پس از پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری 2005 ایران با شعار عدالت اجتماعی و گسترش جنبش های عدالتخواهی در اقصی نقاط جهان به ویژه پیروزی عدالتخواهان در منطقه امریکای مرکزی ، سازمان ملل متحد اعلام کرد که از سال 2007 میلادی همه ساله روز 20 فوریه را روز جهانی عدالت اجتماعی می نامد. این روز را گرامی می دارم و برای همه عدالتخواهان جهان آرزوی فتح و پیروزی می نمایم.

https://www.un.org/en/events/socialjusticeday/

احمدي نژاد خيلي وقت است كه از دايره خارج شده است و بايد محاكمه شود

احمدي نژاد خيلي وقت است كه از دايره خارج شده است و بايد محاكمه شود
زيرا 
او بود كه نمي گذاشت ايران بيشتر به گروه 5 + 1 باج دهد
او بود كه جلوي باجگيري برادر روساي قوه قضائيه و مقننه را گرفته بود
او بود كه جلوي قوانيني كه عليه مردم بود را مي گرفت
او بود كه به حرف اصولگرايان  پيرپاتال ارزشي قائل نمي شد
او بود كه حق مردم ضعيف و مستضعف را از حلقوم بعضي گردن كلفت ( چه ريشدار و بي ريش ) بيرون مي كشيد
او بود كه به اموال ملت ايران احترام قائل مي شد ودر اين باره با احدي مصالحه نمي كرد
او بود كه پولهاي مملكت را بجاي ريختن در بانكهاي سوئيس خرج جاده و ورزشگاه و بيمارستان مي كرد
او بود كه فتنه گران نوكر استكبار را خش و خاشاك خواند
او بود كه برملا كرد و شناساند آنهايي كه در انقلاب بزرگ شده و افعي شده اند
اين همه جرم براي محاكمه اين مرد كافي نيست؟!!!
احمدي نژاد خيلي وقت است كه از دايره خارج شده است و بايد محاكمه شود
زيرا 
او بود كه نمي گذاشت ايران بيشتر به گروه 5 + 1 باج دهد
او بود كه جلوي باجگيري برادر روساي قوه قضائيه و مقننه را گرفته بود
او بود كه جلوي قوانيني كه عليه مردم بود را مي گرفت
او بود كه به حرف اصولگرايان پيرپاتال ارزشي قائل نمي شد
او بود كه حق مردم ضعيف و مستضعف را از حلقوم بعضي گردن كلفت ( چه ريشدار و بي ريش ) بيرون مي كشيد
او بود كه به اموال ملت ايران احترام قائل مي شد ودر اين باره با احدي مصالحه نمي كرد
او بود كه پولهاي مملكت را بجاي ريختن در بانكهاي سوئيس خرج جاده و ورزشگاه و بيمارستان مي كرد
او بود كه فتنه گران نوكر استكبار را خش و خاشاك خواند
او بود كه برملا كرد و شناساند آنهايي كه در انقلاب بزرگ شده و افعي شده اند
اين همه جرم براي محاكمه اين مرد كافي نيست؟!!!

انحراف در شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید باورش براتون سخت باشه که افردی از شیعیان آیت الله بهجت و شهید مطهری و مقام معظم رهبری و بسیاری از مراجع را مرتد بدانند من هم تا فیلمش رو ندیده بودم باورم نمیشد. متاسفانه این موضوع واقعیت داره.والبته خیلی سخت نیست که حدس بزنید این افراد مورد حمایت چه کشوری هستند

بله، مثل همیشه انگلیس

کلیپ زیر سخنان و توهین ها و مواضع  این افراد همراه با جریان شناسی آنهاست

تا میتونید این فیلم را نشر بدید

انحراف در شیعه

http://bayanbox.ir/id/4698017726445314544

به یاد روزگاری که « دکتر احمدی نژاد » شیخ الأزهر را حامی تشیّع کرد !

بسم ربّ الشهداء
 
( حکایتی خواندنی )
به یاد روزگاری که « دکتر احمدی نژاد »
شیخ الأزهر را حامی تشیّع کرد !
 
سفر سال گذشته « دکتر احمدی نژاد » در بحبوحه ی شیعه ستیزی دولت انقلابی مصر به آن کشور ، از حرکات به جایی بود که بی شک  توانست تاریخی را نجات دهد  .
مرور قسمتی از مصاحبه ی آقای « دکتر محمد حسن شجاعی فرد » استاد دانشگاه علم وصنعت و نویسنده ی کتاب « مناظره دکتر و شیخ » عمق استراتژیک دکتر احمدی نژاد را بیشتر نمایان می کند :
« یک بار ساعت 2.5 نیمه شب در حال دیدن شبکه نیل مصر بودم، دیدم رئیس دانشگاه الازهر، دکتر احمد طیب که الان مفتی الازهر است درباره شیعه و سنی صحبت می کرد. فکر کردم حتما بر ضد شیعه صحبت می کند اما دقت کردم و دیدم بحث خیلی خوب پیش می رود.
-  خبرنگاری سوال کرد آیا به نطر شما عقاید شیعه مشکل ندارد؟
شیخ طیب جواب داد : نه چه مشکلی دارند، 50 سال پیش شیخ شلتوت فتوا داده است که شیعه مذهب پنجم اسلام و مانند مذاهب دیگر است.
-  خبرنگار: فرزندان ما در حال شیعه شدن هستند چه باید بکنیم؟
شیخ : خوب بشوند مگر کسی از مذهب حنفی به مالکی برود ما اشکالی به او می گیریم؟ خوب این ها هم از مذهب چهارم به مذهب پنجم رفته اند.
-  خبرنگار : شیعیان با ما درحال قوم و خویشی هستند و با فرزندان ما ازدواج می کنند.
شیخ : چه اشکالی دارد، بین مذاهب ازدواج آزاد است.
-  خبرنگار : می گویند شیعیان قرآنشان فرق می کند.
شیخ طیب : این حرف ها خرافه پیرزن ها است. قرآن شیعیان با ما هیچ فرقی ندارد و حتی رسم الخطشان نیز مانند قرآن ما است.
-  خبرنگار : 23 روحانی از یک کشور(عربستان) فتوا داده اند که شیعیان کافرند، رافضی هستند.
شیخ : برای مسلمین جهان فقط الازهر می تواند فتوا دهد و فتوای آنها اعتباری ندارد.
-  خبرنگار : پس این اختلافاتی که بین شیعه و سنی مطرح می کنند چیست؟
شیخ : این اختلافات سیاست خارجی است و می خواهد بین شیعه و سنی اختلاف بیاندازد.
-  خبرنگار : من یک سوال جدی دارم: شیعیان که ابوبکر و عمر را قبول ندارند، چگونه می گویید این ها مسلمان هستند؟
شیخ طیب : بله قبول ندارند، اما مگر اعتقاد به ابوبکر و عمر جزو اصول دین اسلام است؟ قصه ابوبکر و عمر یک قصه تاریخی است و تاریخ به اصول اعتقادات ربطی ندارد.
-  خبرنگار که از این جواب جا خورده بود گفت: شیعیان یک ایراد دارند آن هم اینکه می گویند امام زمانشان از 1000 سال پیش هنوز زنده است.
شیخ : خوب ممکن است، چرا ممکن نباشد، ولی دلیلی ندارد ما اعتقاد آنان را داشته باشیم .
-  خبرنگار : آیا ممکن است کودک 8 ساله امام باشد؟ شیعیان معتقدند کودک 8 ساله امام شده است.
شیخ : وقتی یک طفل در گهواره پیغمبر بشود، اینکه یک کودک 8 ساله هم امام باشد عجیب نیست، هرچند ممکن است ما به عنوان اهل تسنن این اعتقاد را قبول نداشته باشیم؛ اما این موضوع به اسلام آنها صدمه ای نمی زند و آنها مسلمانند.
آقای شجاعی فرد افزود: این مناظره برای من بسیار جالب بود و تلاش کردم تا با شیخ طیب تماس برقرار کرده و از او تشکر کنم. در تماس تلفنی به او گفتم شما بهترین دفاع را از شیعیان کردید و اگر یک روحانی شیعه آنجا بود شاید اینگونه دفاع نمی کرد و حداقل ملاحظه هایی می کرد اما شما حتی اعتقاد به ابوبکر و عمر را هم از اسلام جدا کردید. 
 به احمد طیب گفتم خیلی جالب است، چرا شما اصلا وارد این بحث شده اید؟
شیخ طیب گفت: وقتی  که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شما اینطور محکم جلوی آمریکا ایستادگی کرد و توانست در بحث انرژی هسته ای آمریکا را به زانو درآورد، از این طرف هم سید حسن نصرالله و حزب الله هم جلوی رژیم صهیونیستی ایستادند و کمر اسرائیل را در جنگ 33 روزه شکستند، من دیدم که این ها افتخار اسلام است و آمریکا و دوستانش می خواهند این ها را کار شیعه تندرو معرفی کنند و بگوید شیعه هم مسلمان نیست و رافضی است و این افتخار را از جهان اسلام دور کنند؛ بنابراین برای اینکه جوانان ما احساس غرور بکنند که این افتخارات متعلق به اسلام است، 8 برنامه در تلویزیون برگزار کردم تا بگویم شیعه مسلمان است و شیعه با ما هیچ فرقی ندارد و مذهب پنجم اسلام است. »
 ( نقل از پایگاه خبری فرهنگ – 92/6/24 )

احمدی نژاد چگونه موجب وحدت شیعه و سنی شد؟

 در اولین انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب مصر ، نامزد اصلی اخوان از حضور در صحنه محروم ماند و هیأت نظامی حاکم فقط به « مرسی » به عنوان تنها نماینده ی « اخوان » وسلفی های مرتبط با قطر و عربستان اجازه ی رقابت داد !
پس از آن شاهد استقرار دولتی با پرچم سلفی های « اخوان » ولی تکنوکرات و چشم دوخته به آمریکا و اروپا بودیم ، و همانطورکه مرسی در سخنان افتتاحیه اجلاس نم در تهران بروز داد ، مقابله با سنگر مقاومت « سوریه » و « حزب الله لبنان »  در اولوّیت سیاست خارجه ی دولت نگون بختش  قرار گرفت .
موج سازی روز افزون و هدفمند مرسی و مفتیش « قرضاوی » بر علیه شیعه و ایران ، گویای اجرای سناریویی فتنه انگیز توسط نفوذی ها در بین انقلابیون مصر بود تا موج ضد صهیونیستی و آمریکایی آن ملّت بزرگ  را به موج ضد ایرانی و ضدتشیّع تبدیل کنند که اوج آنرا در تجمع سلفی ها در استادیومی در قاهره شاهد بودیم که قرضاوی فتوا به جنگ با منافع ایران و سوریه و حزب الله داد و مرسی با در دست گرفتن پرچم سوریه ی به اصطلاح آزاد سخنرانی ای آتشین بر ضد شیعه کرد و حزب الله لبنان و شیعیان را « روافض انجاس » ( از دین جدا شدگان نجس ) خواند و همین نیز جرقه ای برای فتنه نیمه شعبان و شهادت فجیع شیخ « حسن شحاته » شد  و مضحک اینکه دادگاه کودتا ، یکی از اتهامات مرسی را کمک به سپاه پاسداران ایرانی که وی نجس می دانست خوانده است !
حمایت آمریکا تا لحظات آخر از دولت مرسی که پایبندیش را به سازش « کمپ دیوید » در سخن و عمل اثبات کرده بود قابل تأمل است .
 البته این تحلیل به معنای رد کل اخوانی ها و تأیید کودتاگران نیست ولی باید بررسی شود چرا حزبی قدمت دار مانند اخوان به راحتی بازی آمریکا و قطر و عربستان را خورد و تا مرز انقراض رفت ، و مطمئناً اگر دیپلماسی صمیمانه ی دکتر احمدی نژاد به جای تخریب حمایت می شد حتماً ایشان توانایی تعدیل دولت اخوان مصر را هم داشت .
ولی متأسفانه  تحلیلات سطحی درباره بیداری های منطقه و عناد سازمان یافته بر علیه « دکتر احمدی نژاد » فرصت حضور کارساز ایشان در تحولات منطقه را از نظام گرفت و حال فقدان ایشان در سطح عالی قوای کشور به وضوح حس می شود که خسارتی جبران ناپذیر است .
البته بنده بعید نمی دانم که کاری سازمان یافته با طراحی صهیونیست صورت گرفت که توسط به ظاهر انقلابیون این برگ برنده ی کشور و تنها گزینه ی انقلابی حذف شود و شخصیّت وحدت بخشش در منطقه باقی نماند .
جنجال آفرینانی که بر سر لفظ « بیداری اسلامی » و « بیداری انسانی » با ایشان می جنگیدند چرا حال از رئیس دولت جدید سراغی از بیداری نمی گیرند و چرا دبیرخانه ی فعال بیداری اسلامی در کشور تاریخ مصرفش تا انتخابات 92 بود ؟!
به راستی موسسات و شخصیت هایی که حیثیت دکتر احمدی نژاد را با تهمت بابی و فراماسونر و حجتیه به آتش کشیدند ، تاکنون توانسته اند مانندایشان مفتی بزرگ اهل تسنن را چنین شیفته ی تشیّع کنند ؟!

( استقبال مردم مصر از دکتر احمدی نژاد که در صداوسیما مسکوت ماند .)
 آخرین ارتباط رسمی با الأزهر ،  نامه یکی از مشاهیر قم به شیخ سابق الأزهر بود که به بهانه ی حمایت وی از ممنوعیّت حجاب در فرانسه عالمی شیعه در جایگاهی مهم وی را به باد ناسزا گرفت همین نیز قطع رابطه الأزهر و قمی که زمان مرحوم آیت الله بروجردی مراوده گرمی با آنجا داشت را منجر شد و جناب « احمد طیّب » تحت تأثیر سم پراکنی تکفیری ها و قطع رابطه با قم ، نقدهای تیزی به شیعه می کرد تا اینکه دکتر احمدی نژاد با وی دیداری صمیمانه کرد و نَفَس رحمانی دکتر نارنین ما کافی بود که روح طیّب این عالم بزرگوار سنی و مرجع کثیری از مسلمانان را به حق جلب کند و یکی از عوامل رفع حمایت الأزهر از مرسی شد ولی این واقعیّت ها را لجوجان عنود در کشور ندیدند و رسانه ها و حتّی صداوسیما به حاشیه پردازی و مسکوت گذاشتن فرازهای بلند سفر دکتر احمدی نژاد به مصر پرداختند .
 حال شما مقایسه کنید این سفر را با سفر یکی از مسئولان کشور در آستانه انقلاب مصر و دیدارش با مبارک که در حال سرکوب مردمش و خیانت به مظلومان غزه بود و نتایج هردو را کنار هم بگذارید  .
(استقبال انقلابیون مصری از دکتر احمدی نژاد که در صداوسیما پحش نشد. )
بنده به مقام افراد تعرضی ندارم و شخصیّت حقوقی ایشان را تا مشروع بمانند محترم می دانم ، ولی اگر کسی در لباس روحانیّتِ شیعه در مقابل جهانخوارانی که روی هر دیکتاتوری را در جنایتکاری سفید کرده اند خضوع کند و مدعی زندگی مسالمت آمیز با « شیطان بزرگ » بشود و رئیس رژیم آمریکا را « مؤدّب و باهوش و قابل احترام » بداند و کدخدایی آنانرا پذیرفته و تسلیم زیاده خواهی انان در توقف برنامه هسته ای و امثال آن شود و یا به اجلاس اقتصاد سلطه گران « داووس » رفته و گدایی ترحم از سرمایه داران زالو صفت کند ، با تمام وجود از وی برائت می جویم ، چرا که این عملکرد وهن روحانیّت شیعه و تحقیر کننده کشور امام عصر علیه السلام و انقلاب اسلامی و  دور کننده آزادگان و مستضعفان جهان از مکتب ناب امام خمینی می باشد و بنده شدیداً آنرا تقبیح می کنم و به همان میزان از بلند نظری و مدیریّت خلّاق « دکتر محمود احمدی نژاد » تجلیل و تقدیر می کنم  ، خدا نگهدارش باد !
والسلام
مسعود شفیعی کیا
92/11/27
ربیع الاوّل 1435


داستان یک انحراف

همه چیز خوب است، ملالی نیست جز دوری امام عصر (عج)
داستان یک انحراف
داستان یک انحراف 16 سال گذشت. نور امیدی در دلهای خسته درخشیدن گرفت. 27 خرداد 84 عده ی قلیلی دل به این نور دادند و در سوم تیر 84، این نور منتشر و در 22 خرداد 88، انفجاری دیگر در ساحت ایران عزیز حادث گردید. اینبار دلدادگان نور انسان کامل غربال شدند. و این شروعی بود بر غربال های پی در پی.و ما خدا را شاکریم که با وجود هجمه های سنگین و تهمتها و شدت غبارآلودگی موقعیت فتنه، در این راه نلغزیده و بر آن استوار ماندیم.
  

 بهاری ها - کاظم.ش/ سالهاست در مسیر طعنه ها و دشنام نزدیکان و دوستان مان هستیم. هرکس به طریقی ما را می نوازد. می گویند: تو چه دیدی از احمدی نژاد که اینقدر سنگش را به سینه میزنی؟ بچسب به زندگی ات! هرکسی دوره ای دارد. دوره ی اینها هم تمام شد. چرا بت پرست شده ای؟ اصلا تو را به مشایی چه کار؟ نکند از او حقوق میگیری برایش تبلیغ کنی! راستی از فراموشخانه ماسون ها چه خبر؟ از اومانیسم! از جن کرمانی! از آن مرتاض چهارصدساله هندی ... بشقاب خالی که یادت هست؟ تو هم به آن جنگل پر از دار و درخت رفته ای؟ تو هم معتقدی دوره اسلام گرایی به پایان رسیده است؟ تو هم به قرائت ایرانی شیعی خالص از اسلام معتقدی؟ تو انسان ها را دوست داری؟ مگر می شود همه ی انسانها را دوست داشت؟ مگر می شود مانند انسان کامل مظهر رحمت خداوند بود؟ اصلا برای چه هی می گویید بهار ... بهار ... زنده باد بهار ...! برگردید به دامن علامه. اصلا می دانید چیست؟ شما منافقید. اصلا کافرید. مرتد هستید. چرا وارده حوزه ی ممنوعه می شوید؟ مسأله اصلی ما حجاب است، ظواهر است. چه کسی گفته اقتصاد ما آلوده به رباست؟ اصلا به شما چه که در کار دین دخالت می کنید؟ شما چه از دین خدا می فهمید؟ این ما هستیم که می توانیم در تمام شؤون زندگی انسان دخالت و قضاوت کنیم. ما هستیم، پس هستیم. و این قصه ی پرغصه ادامه دارد.
ایشان در دام ظاهرند و من درگیر باطنم. آنان اسیر معنای کلمات اند و من در جستجوی حکمت نازل شده بر قلب کلمات. آنان صرفاً معتقدند، متعصبند، در داشته هایشان جازم اند و بعضاً دانسته هایشان قائم بر موهومات است؛ و من امیدوارم به آن که به سبب رحمت الهی، به وادی حیرت و مقام تحیر نائل آیم.
آنان در بند تاریخ و شبیه سازی وقایع گذشته با حال اند؛ غافل از آن که حکایات تاریخ متعلق است به ظرف مکان و زمان خود؛ و همیشه قابل قیاس و تماثل با امروز نیست؛ و نمی توان حکم هر واقعه را بدلیل شباهت بر هر اتفاقی در حال جاری ساخت. و من طالب فهم حکمت وقایع تاریخ و اعتبار از آنم نه شبیه سازی آن. ما اکثر العبر و ما اقل الاعتبار؛ چه بسیارند عبرتها و چه کم است به کاربستن آنها.
ایشان مرا را به تبعیت و تقلید برآمده از تعطیل عقل و می خوانند و من به دنبال علم به حقایق امورم. چه این که خداوند جل و عَلی در کتاب حکیم خود می فرماید: وَ لاتَقفُ ما لیس لک به علم. از پی آنچه بدان علم نیافته ای، مرو! آنها حتی در عبادات و مقدسات، به دنبال تفرعن و تکبر خویش اند و من در آرزوی رسیدن به فهم این ام که «هیچ» ام. و آنکه هیچ چیز نیست جز ذات خداوند؛ و همگان عدم اند.
چه این که، هر آن کس به نسبت عدمی خویش آگاه شد، خوشی و ناخوشی، لذت و رنج، ثروت و فقر، زیبایی و زشتی، بر جانش سایه نمی افکند. و بقول عزیزمان دکتر احمدی نژاد، آن کس، از ملامتها و ستمها و دشواری ها و نامهربانی ها رنج می کشد که خود را چیزی بداند؛ و آن کس که هیچ است، رنجی هم در نسبت خود حس نخواهد کرد. اگر ملالی هم هست از بابت گمراهی و نادانی بندگان خداست؛ که انبیاء و اولیاء خداوند همیشه نسبت به هدایت انسان ها حریص و از گمراهی آنها مغموم بودند و هستند.
این ایام یادآور دورانی است که در کلام امام خمینی از آن به انفجار نور یاد شد. ما این نور را نه صرف ظواهر و تشکیلات حکومتی و تجسمات دنیوی، بل تجلی پرتوی از تلؤلؤات نور انسان کامل می دانیم؛ همو که متجلی همه اسماء و صفات الهی و رحمت واسعه ی حق بر عالمیان است. او که آینه ی تمام نمای اسم اعظم خداست. همان نوری که از سال 255 هجری در تمام عالم منتشر است و بیداردلان، دست مدیریت او را در تمام وقایع، بخصوص پس از انقلاب دیده اند. هرچند خناسان و شیاطین جن و انس و غافلان و دنیاطلبان، به دنبال کم سو شدن و خاموش کردن آن نور عظیم بودند و هستند. غافل از آن که؛ یُریدون لیطفئوا نورالله بأفواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون. می خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند؛ درحالی که خداوند نور خود را به تمامی بر عالمیان خواهد پاشید؛ هرچند کافران را خوش نیاید.
انقلاب 57 و هشت سال دفاع مقدس، هرچند پر است از زیبایی ها و مجاهدتها و افتخارات، ولی نازیبایی هایی نیز به ناحق بر آن تحمیل شده است. چه بسیار کسانی که در آن سالها به آلاف و الوف رسیدند و کاه شان را به کوه مبدل ساختند. فرزندان و دوستان شان را به دیار فرنگ رهسپار ساختند، تاج منفعت بر سر نهادند و بر تخت عافیت تکیه زدند. در دوران هشت سال دفاع مقدس کاشتند و پس از رجعت آن پیر فرزانه به سوی پروردگار، به فکر درو افتادند. هرچند جانشین شایسته اش، بارقه های امید را در دلشان می خشکاند؛ ولی آن ها کار خود می کردند. از نظر آنان مردم، تا زمانی ارزشمند بودند که گوشت دم توپخانه باشند؛ و اکنون این مردم عوام! نمی بایست در تدبیر امورشان دخالت می کردند. 16 سال گذشت. نور امیدی در دلهای خسته درخشیدن گرفت. 27 خرداد 84 عده ی قلیلی دل به این نور دادند و در سوم تیر 84، این نور منتشر و در 22 خرداد 88، انفجاری دیگر در ساحت ایران عزیز حادث گردید. اینبار دلدادگان نور انسان کامل غربال شدند. و این شروعی بود بر غربال های پی در پی. و ما خدا را شاکریم که با وجود هجمه های سنگین و تهمت ها و شدت غبارآلودگی موقعیت فتنه، در این راه نلغزیده و بر آن استوار ماندیم.
 این روزها اما شیطان با تمام قوایش در جهت اطاله ی دوران ظهور امام، در تلاش است؛ هرچند او نیز در زمین خدا بازی میکند. و خداوند مکر او را به مکری عظیم پاسخ خواهد داد. نور آگاهی و عدالت خواهی دوباره دل انسانها را روشن خواهد کرد. هرچند سال های اخیر پر بود از حملات و بی رحمی ها نسبت به مردان بهاری؛ ولی آنچه از همه بیشتر طنین انداز است، سکوت بلندتر از فریاد احمدی نژاد است. سکوتی که برای زمستانی ها آزار دهنده است. سکوتی که هر لحظه و روز به روز بر وجدان و نهاد پاک مردمان این سرزمین صلا می دهد و چشم حقیقت بین آنها را بیناتر می سازد. الحمدلله رب العالمین! همه چیز خوب است. هیچ ملالی نیست. جز دوری ولی عصر (عج). مأموریت همه ی ما شناساندن موعود امم و مصلح کل به تمام ابناء بشر است. گرچه برخی این را برنمی تابند. ولی ما به نصرت الهی ایمان داریم. ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم.


احمدی نژاد را دوست داریم به جهت سربازی اش برای امام عصر (عج) و به این محبت افتخار میکنیم و خدا را شاکریم که در این بحبوهه ی آخر الزمان، مردانی چون او را در مسیر ما قرارداد؛ تا ما را به حقیقت و لو یک قدم نزدیک گرداند. به طور قطع و یقین اعتراف می کنیم که کلام و راه و فکر روشن احمدی نژاد، ما را از دام جهل و تحجر و جمود و عافیت طلبی نجات داد. و از خدا میخواهم مارا بر این راه ثابت قدم گرداند.
و کلام آخر خطاب به امام عصر :
ای سید و مولای ما! هرچند که بسیار از تو دوریم، و در زرق و برق دنیا غرقه ایم، و شیطان عمل مان را زینت بخشیده و پایمان در گل و لای گناهان ریز و درشت مان لنگ شده و ما را از راه بازداشته است؛ ولی تو را دوست داریم. و به تو عشق می ورزیم. جلوه ای کن و این وجود خاکی ما را با نگاه پر از رحمتت کیمیا کن! تا لیاقت بندگی و شناخت خداوند -که موکول به شناخت توست- در ما حادث گردد. چه این که تو آینه ی جمیع اسماء جمال و جلال خداوندی.
یا ایها العزیز! مَسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین ...

مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد
رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد

تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سماکش کشش لیلا برد

من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

من خسی بی سرو پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هم به دل دریا برد

جام صهبا زکجا بود؟ مگر دست که بود؟
که به یک جلوه دل و دین زهمه یکجا برد

خم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود
که درین بزم بگردید و دل شیدا برد

خودت آموختی ام مهر و خودت سوختی ام
با برافروخته رویی که قرار از ما برد

همه یاران به سر راه تو بودیم ولی
غم روی تو مرا دید و ز من یغما برد

همه دلباخته بودیم و هراسان که غمت
همه را پشت سر انداخت مرا تنها برد

کاریکاتور/ سقوط بورس!

ریزش ناگهانی شاخص بورس تهران بزرگترین ضربه ناگهانی به بازارهای مالی ایران به حساب می آید چراکه پس از نزول شاخص بهای سکه در بازار افزایش یافت وحتی نشانه ای از رشد قیمت در بازار مسکن نیز مشاهده شد.
و من وامثال من با این سرمایه کم که وارد بورس شده بودیم الان نزدیک 50% ضرر کردیم.
سقوط بورس

( خاطره عملیّات بیت المقدس 2 )

بسم ربّ الشهداء
( خاطره عملیّات بیت المقدس 2 )
وقتی گروهانی غسل واجب زیر صفر کردند !
در بهمن 66 توی سوز سرمای چند ده درجه زیر صفر کردستان در جبهه ماووت عراق  فقط جنگ با تجهیزات پیشرفته ی بعثی ها نبود بلکه یخ زدگی و ترکیدن پاها از سرمازدگی و گرسنگی و بیماری از کمبود امکانات و آب سالم ، دیگر دشمن در نبرد سهمگین عملیات بیت المقدس 2 بود .
برای بروبچه های گردان کمیل که فرماندهانش بین 20 تا 25 سال سن داشتند و نیروهایش نیز بین سنین 15 تا 18 سال متمرکز بود امتحان بزرگی بود .
ادامه نوشته

افزایش نقدینگی؛ 6 ماه اخیر در برابر 6 سال مسکن مهر


افزایش نقدینگی؛ 6 ماه اخیر در برابر 6 سال مسکن مهر

در حالیکه دولت یازدهم با انتقاد شدید از دولت  گذشته در بخش افزایش نقدینگی،ارائه خط اعتباری به مسکن مهر و افزایش پایه پولی را دست کردن در جیب مردم و تورم زا اعلام کرد، آمارهای جدید حکایت از آن دارد که نقدینگی در شش ماهه گذشته به میزان 40 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است؛ میزان افزایش نقدینگی مزبور از طریق افزایش پایه پولی و صرف آن در بخشهای تولیدی و صنعتی نیست بلکه از طریق افزایش ضریب فزاینده ناشی از عملکرد بانکها - بویژه بانکهای خصوصی - است
  • افزایش نقدینگی در 6 ماه اخیر به 40 هزارمیلیارد تومان رسیده است در حالیکه کل نقدینگی تزریق شده توسط مسکن مهر در طی 6 سال، 47 هزار میلیارد تومان بوده است.
  • با افزایش ضریب فزاینده از 5.1 به 5.5 در شش ماهه اخیر، نقدینگی به میزان 40 هزار میلیارد تومان افزایش یافت؛ ضریب فزاینده ناشی از عملکرد بانکها - بویژه بانکهای خصوصی- است که رابطه مستقیمی در ارائه تسهیلات و وامهای کوتاه مدت دارد. بانکها این تسهیلات را عمدتاً بجای بخشهای تولیدی، در بخشهای بازرگانی با سود بالا پرداخت می کنند.
  • این بدان معناست که تورم ناشی از عملکرد بانکها از جنس تورم مخرب است و تاثیر مثبتی در اقتصاد ندارد اما تورمهای ناشی از افزایش پولی که در بخشهای تولیدی بکار گرفته می شد از نوع تورم تولیدی و اشتغالزاست.
  • حجم نقدینگی تا پایان آبان ماه امسال به 530 هزار و 700 میلیارد تومان رسیده که نسبت به اسفند سال گذشته 15٫2 درصد رشد دشته است.
  • معمولا نقدینگی از دو محل پایه پولی و ضریب فزاینده رشد می‌کند و بخش عمده نقدینگی در سال جاری از محل افزایش ضریب فزاینده پولی بوده است.
  • تقریبا پول جدیدی در مدت 8 ماهه به اقتصاد تزریق نشده است و پایه پولی رشد نکرده است اما ضریب فزاینده رشد قابل ملاحظه ای داشته است

  • پایه پولی در آبان ماه امسال نسبت به آبان سال گذشته ۱۰٫۷ درصد رشد داشته اما آبان ماه نسبت به اسفند سال گذشته رشد پایه پولی حدود صفر بوده است؛ این در حالی است که رشد پایه پولی در آبان ۹۱ نسبت به آبان ۹۰ حدود ۳۳٫۴ درصد رشد داشته است.
  • برنامه بانک مرکزی در این زمینه عدم افزایش رشد پایه پولی و رشد نقدینگی از محل رشد ضریب فزاینده پولی است.

«انگیزه» و «توانایی»

«انگیزه» و «توانایی»


زمانی که خبر "برکناری نعمت زاده از طرح سبد کالا توسط رییس جمهور" اعلام شد، موضوع «انگیزه» و «توانایی» برای در اختیارگیری یک پست نمود بیشتری پیدا کرد؛ ذکر چند مورد در اینحصوص ضروری به نظر می رسد:
1- نعمت زاده در حدود 80 سال سن دارد یعنی از توانایی جسمی و فکری مناسبی برای احراز پست وزارت برخوردار نیست
2- نعمت زاده در طول سالیانی که در بخش خصوصی فعالیت کرده است بنابر آنچه در رسانه ها آمده است ثروت هنگفتی بدست آورده است که بدور از پرداختن به منشأ آن بنظر می رسد وی به حقوق وزارت نیز چشمداشتی ندارد! البته برخورداری از ارتباطاتی که با حضور در مسند وزارت پیدا می کند برای نزدیکان ی خالی از "رانت" نیست.
3- نعمت زاده از ابتدای انقلاب در پستهای مختلف طراز اول مدیریتی اعم از وزیر، معاون وزیر، رییس سازمان کشوری و ... فعالیتهای بسیاری داشته که بنظر میرسد در این سن، "انگیزه"های لازم را هم در اینخصوص نداشته باشد؛ مگر اینکه عطش و اشتیاق خدمت به مردم هنوز در سن 70 سالگی در وجود او شعله می کشد.
لذا بنظر می رسد رییس جمهور همانطور که بدلیل بیماری ، بطور محترمانه عذر دکتر نجفی را خواست، پست "مشاور و دستیار ارشد" رییس جمهور را به آقای نعمت زاده پیشنهاد کند
جدای از این موضوع ، اعلام کردن ثروتهای چند وزیر به قوه قضاییه که طبق قانون باید انجام شود نیز برای رسانه های گوناگون بهانه ای شده است برای پرداختن به دلایل و چرایی این عدم تمکین؛ صراط نیوز در اینخصوص می نویسد: مجموع 10 میلیون بسته کالایی، هزینه‌ای معادل 800 میلیارد تومان برای دولت داشته است.
این در حالی است که ارزش ثروت یکی از وزرای دولت نزدیک به 1000 میلیارد تومان اعلام شده است که بیشتر از ارزش سبد کالایی 10 میلیون خانوار است.البته هفته پیش کریمی قدوسی، نماینده مردم مشهد در تذکری شفاهی در جلسه علنی مجلس خطاب به رئیس جمهور با بیان اینکه ثروت یکی از وزیران دولت یازدهم برابر تمام وزیران دولت دهم است، اعلام کرد: «تعداد وزرایی که ثروت آنها بالای 1000 میلیارد است، در این دولت بسیار است و با گذشت 6 ماه از روی کار آمدن دولت هنوز دارایی‌های خودرا به قوه قضاییه اعلام نکرده‌اند.»گفتنی است رهبر معظم انقلاب از همان ابتدای روی کار آمدن دولت هاشمی که اتفاقا وزیر 1000 میلیاردی کنونی نیز در میان اعضای آن کابینه بود نسبت به خطرات سیاست‌های اشرافی‌طلبانه آن دولت هشدار دادند. رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام در 23 مرداد 1370 فرمودند: «اشراف مگر چگونه بودند؟ چون فقط آنها ریش شان را تراشیده بودند، ما ریش مان را گذاشته ایم، همین کافی است؟! نه، ما هم مُترِفین می شویم. والله در جامعه اسلامی هم ممکن است مُترِف به وجود بیاید. از آیه شریفه "و اذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفیها ففسقوا فیها" بترسیم ... اندازه نگهدارید؛ دولت مخارجش زیاد و سنگین است.»
 
معظم له در 22 تیر 1371 نیز با تعریض به مفهوم «سازندگی» که دولت وقت بر آن تکيه داشت، فرمودند: «عده ای سازندگی را با مادی گرایی، اشتباه گرفته اند. سازندگی چیزی است مادیگری چیز دیگری است. سازندگی یعنی کشور آباد شود و طبقات محروم به نوایی برسند ... سازندگی همان کاری بود که علی ابن ابی طالب(ع) می کرد ... آن بزرگوار با دست خودش نخلستان آباد می کرد؛ این سازندگی است. دنیا طلبی و ماده طلبی کاری است که عبیدا... بن زیاد و یزید می کردند. این دو تا را نباید با هم اشتباه کرد. امروز یک عده به نام سازندگی خودشان را غرق در پول و دنیا و ماده پرستی می کنند. آیا این سازندگی است؟» متاسفانه با بی‌توجهی تکنوکرات‌ها به هشدارهای رهبر انقلاب، عارضه‌ای که ایشان پیش‌بینی می‌کردند گریبان کشور را گرفت. رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه 14 بهمن 1390، اولین ضعف کشور را دنیاطلب شدن مسئولان خواندند و فرمودند: «در ضعفهاى ما خطرهائى است كه در سر راه ماست و در اين مدت وجود داشته است و بايد بعدها جلوى اينها را بگيريم. اولين ضعف ما گرايش به دنياطلبى بود كه گريبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسئولين دچار دنياطلبى شديم، دچار ماديگرائى شديم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرايش، تشريفات و اشرافيگرى يواش يواش از قبح افتاد. وقتى ما اينجور شديم، اين سرريز ميشود به مردم. ميل به اشرافيگرى، ميل به تجمل، ميل به جمع ثروت و استفاده‌ى از ثروت به شكل نامشروع و نامطلوب، به طور طبيعى در خيلى از انسانها هست. وقتى ما خودمان را رها كرديم، ول كرديم، دچار شديم، اين سرريز ميشود به مردم؛ در مردم هم اين مسئله پيدا مي‌شود.»

قند پهلوی سیاسی!



با اجازه حضرت حافظ در اشعارش دست می برم و چند کلامی با بعضی مسئولین! حرف میزنم.
خطاب به رئیس جمهور محترم:
ناگهان پرده بر انداخته ای یعنی چه؟         هسته ای را به عدو باخته ای یعنی چه؟
خنده بر لب، پشت خط، گوشی به دست        اینچنین با اوباما ساخته ای یعنی چه؟
پیر ما گفت که «شیطان بزرگ» است عدو          قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟
اینقدر انگ نچسبان به همه منتقدان           ما را از پای درانداخته ای یعنی چه؟
تو که گفتی بگذارید مرا نقد کنند              پس چرا تیغ به ما آخته ای یعنی چه؟
اعتمادت به خدا باشد و مردم نه به غرب           خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه؟
چو بشنوی سخن منتقد مگو که خطاست             تحملت کم است شیخ حسن خطا اینجاست!
در مورد توافقنامه ژنو:
دل از من برد و روی از من نهان کرد                توافقنامه ای که با جهان کرد
چرا گویند توافق محرمانه است                 خدا را با که این بازی توان کرد
که را گویم که ملت نیست محرم                ولی شیمون پرز را رخ عیان کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم              ز توهینی که دشمن بی امان کرد
******
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت            ما چرا هسته ای مان را به جوی نفروشیم!
خطاب به جواد آقای ظریف:
دیدی که غرب جز سر جور و ستم نداشت                 بشکست عهد و ز غم ما هیچ غم نداشت
وقتی که دست می دهی با جان کری ببین          دستت یکی دو سه انگشت کم نداشت؟!
اگر اشتون اروپایی به دست آرد دل ما را               به لبخندش فرو کاهم غنی سازی بالا را
این آخری هم خطاب به....

واعظان کاین جلوه در محراب  و منبر می کنند   چون به مجمع می روند خود کار دیگر می کنند

مشکلی دارم ز شیخ مصلحت سنجی بپرس                     با سبد کالا چرا ملت گداپرور کنند؟
پ ن: خوب دیگه فعلا کافیه ،یه وقت حافظ را هم ممنوع القلم می کنند و میذارن تو لیست سیاه!!!
 

هسته‌ای بهانه است


هسته‌ای بهانه است


آیا با رفع مسئله هسته‌ای ایران، چالش ما با دنیای استكبار به پایان می‌رسد؟ پایگاه اطلاع رسانیKHAMENEI.IR، پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به این پرسش را در قالب اینفوگرافیك «هسته‌ای بهانه است» منتشر كرد.

صراحت، راز ماندگاری انقلاب اسلامی


صراحت، راز ماندگاری انقلاب اسلامی


اصول، مبانى و ارزشهاى انقلاب، بايد به‌شكل صريح و شفّاف مورد تكيه قرار بگيرد. راز ماندگارى نظام جمهورى اسلامى بر ريل انقلاب و بر خطوط اصلى امام بزرگوار، همين صراحت بوده است. مواضع جمهورى اسلامى در مقابل مخالفان، در مقابل دوستان، در مقابل دشمنان، بايد مواضع شفّافى باشد. تاكتيك‌ها و شيوه‌هاى كار را ميتوانند عوض كنند، امّا اصول، همچنان مستحكم بايد بماند؛ اين راز استحكام انقلاب و راز پيشرفت كشور است. ۹۲/۱۱/۱۹
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/25282/B/13921122_0125282.jpg

جنگ نرم «بصیرتی عمارگونه» و «استقامتی مالک اشتروار» می‌طلبد


امام خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در پیام شفاهی به تشكل‌های دانشجويی انقلابی، با بیان اینکه عرصه جنگ نرم «بصیرتی عمارگونه» و «استقامتی مالک اشتروار» می‌طلبد، تاکید کردند: برای رویارویی با نظام سلطه، تمام ظرفیت‌ها را بکار گیرید و در این مسیر به وعده‌های خداوند اطمینان داشته باشید.

امام خامنه ای به تشكل‌های دانشجويی انقلابی فرمودند :

1392/11/23
حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی شفاهی به تشكل‌های دانشجويی انقلابی، با بیان اینكه عرصه جنگ نرم «بصیرتی عمارگونه» و «استقامتی مالك اشتروار» می‌طلبد، خطاب به افسران جوان جنگ نرم تأكید كردند: برای رویارویی با نظام سلطه، تمام ظرفیت‌های خودتان را بكار گیرید و در این مسیر به وعده‌های خداوند اطمینان داشته باشید. متن پیام شفاهی رهبر معظم انقلاب كه صبح امروز (چهارشنبه) توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در نشست سراسری اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل(۱) قرائت شد، به شرح زیر است:

سلام مرا به فرزندان انقلابی‌ام برسانید و از تلاشهای جهادگونه‌ی آنان در ترویج و پاسداری از آرمانها‌ی امام و انقلاب تشكّر كنید و چند نكته را به آنان یادآوری كنید:
۱) در كنار تحصیل علم و دانش، از فرصت جوانی برای تهذیب نفس و انس با خدا و آشنایی عمیق با معارف قرآن و اهل‌بیت (علیهم‌‌السّلام) بهره ببرید.
۲) شما افسران جوان جنگ نرم هستید و عرصه‌ی جنگ نرم، بصیرتی عمّارگونه و استقامتی مالك‌اشتروار میطلبد؛ با تمام وجود، خود را برای این عرصه آماده كنید.
۳)نظام سلطه را با تمام ابعاد و لایه‌هایش بشناسید و اهداف و راهبردهای واقعی آن را تحلیل كنید و برای رویارویی با آن، تمام ظرفیّتهای خودتان را به‌كار گیرید و در این مسیر به وعده‌های خداوند اطمینان داشته باشید.
۴)تشكیلات میتواند معبد باشد، ولی مبادا تبدیل به معبود گردد؛ اصول و ارز‌شهای عقیدتی و معنوی خودتان را در قالب تشكیلات حفظ، و بر صمیمیّت و همدلی بین اعضا تأكید كنید.
۵)افقهای روشنی در مقابل شما جوانان قرار دارد، این كشور و انقلاب با دست پرتوان شما آینده‌ای امیدبخش در پیشِ‌رو خواهد داشت؛ بر تلاشهای خود بیفزایید و برای رسیدن به قلّه‌های پیشرفت و تعالی از همدیگر سبقت بگیرید.

انقلاب اسلامی ، مدیریّتی جهانی؛  نه جنگ با مدرنیته و نه بازی در زمین مدرنیته !

انقلاب اسلامی ، مدیریّتی جهانی؛
 نه جنگ با مدرنیته و نه بازی در زمین مدرنیته !
 
بر خلاف آنچه که برخی از انقلاب اسلامی تلقی دارند، انقلاب اسلامی نه واکنشی به مدرنیته و پس زنی جامعه مدرن توسط جامعه سنتی ایران  بود و نه حرکت در پارادایم مدرنیته و ارتباطی با « کنش ارتباطی »« هابرماس » داشت تا انقلاب را نتیجه ی تعمیق شکاف میان «جهان زیست» با «سیستم حاکم » بدانیم .
بلکه فراتر از اینها انقلاب اسلامی رستاخیزی فطری بود که با تکیه بر اسلام ناب ، مدیّریّت زمان و جهان خود را دنبال کرد.
 حضرت امام خمینی در برابر کسانیکه انقلاب را در جهت تسریع مدرن شدن ایران و یا تقابلی با مدرنیته می دانستند فرمودند :
« در اسلام تمام آثار تجدّد و تمدّن مُجاز است مگر آنهایی که فساد اخلاق بیاورند ، فساد عفت بیاورند ، اسلام آن چیزهایی را که مخالف با مصالح ملّت بوده است ، آنها را نفی کرده . » ( صحیفه نور ج4ص 85 )
در این میان اقرار دیگران هم قابل توجه است ؛ « میشل فوکو » به عنوان یکی از اندیشمندان هوادار « فرا مدرن » با حضور در متن انقلاب اسلامی و دیدارهای فراوان و مصاحبه با نظریه پردازان انقلاب اسلامی و بدنه انقلابیون ، انقلاب اسلامی را « نخستین انقلاب پست مدرن دانست. » و ادعای تقابل انقلاب اسلامی با مدرنیته و تمام مظاهر آن و از طرفی ادعای برخی انقلابیون مدرن شده مبنی بر گره خوردن انقلاب اسلامی با مدرنیته را مردود دانست .
  ولی در واقع انقلاب اسلامی با تکیه بر آموزه های فطری اسلام ناب و ظرفیّت های عظیم تمدّن ایران اسلامی این نهضت را در جهت مدیریّت جهان مدرن به راه انداخت ، پس نظام برخاسته از این انقلاب را نباید هیچگاه نظامی تعریف شده در چارچوب نظام های کنونی و هژمونی مستکبران به خصوص آمریکا دانست و یا آنرا در نظریه ی « دولت ، ملّت » زندان کرد !
 و مفاهیم منبعث از این مکتب مثل « مکتب ایرانی » را نیز نمی توان بنابر فضای فکری اندیشمند سینه چاک مدرنیته « هابرماس » تحلیل کرد ، بلکه این همان زبان فطری اسلام ناب است که با تعبیری جدید در دولت دهم رونمایی شد .*
پرورش یافته گان این مکتب به خوبی بر رسالت خود برای رام کردن دست آوردهای مدرن و بازتولید فراورده های جدید بشری در خدمت به فطرت آدمیان آگاه بودند ، به عنوان مثال « شهید شیرودی » در مصاحبه ای پس از حماسه ی دشت ذهاب در پیامی به امام راحل ؛ آمریکایی هایی که خود کبرا را ساخته اند متعجب از توانایی دست ساخته ی خود دانست ، که چگونه وی در یک نبرد توسط یک بالگرد 11 تانک منهدم کرد؟! و گفت :  ما با کمک امداد های غیبی کاری کردیم تا بفهمند اگر یک مومن به خدا با تجهیزات مدرن کار کند می تواند آنرا در مسیر حکومت جهانی اسلام مدیریّت کند.
و متأسفانه شیاطین غرب پس از حذف معتقدان به مکتب روح الله و در غفلت حوزه های علمیه به طراحی فکری نظام بر اساس فضای فکری و پارادایم خود پرداختند و با تخلیه توان علمی کشور و با موج بورسیه های اهدائی ملکه انگلیس در دهه هفتاد ، فوجی از تأثیرگذاران و کارگزاران در نظام اسلامی را دانش آموخته ی ظاهرالصلاح  مکتب خود کردند و با تمام قوا با شکل گیری باور اصیل انقلابی که معتقد به مهار مدرنیته و مدیریت جهان معاصر بود ستیز کردند که جنگ احزاب بر علیه دولت های نهم و دهم و مسابقه برای حذف و هدم « دکتر احمدی نژاد » گویای این واقعیت بود .
جریانی که متأسفانه بر نظام مسلط شده اند و به گفته ی رهبری به جای تکیه بر توانایی داخلی بر قبله ی دروغین آمریکا و غرب چشم دوخته اند ، تمام توان خود را برای عدم شکل گیری تولید علم در راستای مکتب ناب به کار گرفته اند و ممانعت ایشان از شکل گیری « دانشگاه ایرانیان » بر اساس تجربه ی دولتی که این مکتب را زنده کرد ،  نشان دهنده ی هراس ایشان از مهندسی فکری نظام بر اساس این مکتب می باشد .  
بنابراین نااهلان انقلاب هرگونه موضعی خلاف نظام سلطه و سلطه پذیری را چون از فضای فکریشان فاصله دارد متهم به « پوپولیسم » و « بی سوادی » می کنند ، ولی دلسوزان انقلاب اسلامی باید نهضت نرم افزاری اداره انقلاب و  جهان را با همان مجاهدت شهیدانمان دنبال کنند تا این انقلاب به هدف نهاییش که امام خمینی ترسیم کرده اند برسد :
« با صدور انقلابمان كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدى- صلى اللَّه عليه و آله- است ، به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مى‏دهيم و به يارى خدا راه را براى ظهور منجى و مصلح كل و امامت مطلق حق امام زمان- ارواحنا فداه- هموار مى‏كنيم. »
(صحيفه نور    ج‏20   ص 311)
 
به امید حرکت بی وقفه ی ما در مسیر انقلاب اسلامی به سوی آن قله ی سربلندی !
مسعود شفیعی کیا
جشن پیروزی انقلاب اسلامی
21بهمن 1392
* « مهندس مشائی » در آستانه ی تحولات منطقه و جهان و پیش از فوران نهضت های منطقه ، زمان خودش را پیش دستانه تحلیل کرد و بلافاصله بعد از اعلام پایان دوران اسلام گرایی ، در دورانی که 73 پرچم ادعای اسلام گرایی دارند فقط پرچمی که « مکتب ایران » بلند کرده است را مورد توجه قرار داد که همان اسلام نابی است که امام خمینی فرمودند ، و در واقع مهندس مشائی آنرا متذکر شد و إنشاء مکتب جدیدی نکرد .
و اگر عمارپنداران تکفیری این بلند نظری را دقت می کردند و از اسلام گرایی منطقه که در سوریه تیغی بر علیه خودمان شده است بی جا شعف ناک نمی شدند ، می توانستیم بر اساس اسلام نابِ « مکتب ایران » تحولات را مدیریّت کنیم و چنین سرنوشتی دچار انقلاب های منطقه نشود ، بنابر این تنزّل « مکتب ایران » به تاکتیکی سیاسی آن هم در فضای فکری هابرماس مدرنیسم ، جفا به ایده پردازان آن است .

اقتصاد مردمی  دکتر احمدی نژاد ، علّت اصلی جنگ احزاب !


اقتصاد مردمی  دکتر احمدی نژاد ،
علّت اصلی جنگ احزاب !
 
پس از پایان دوران فراموش نشدنی دولت مهر « دکتر احمدی نژاد » در میان صدها عقب نشینی این روزها که جز حسرت نمی افزاید ، شاید زمینه سازی ها برای حذف پرداخت یارانه نقدی کم اهمّیت جلوه کند ولی با دقّت به روند مخالفت های سران مدعی اصلاحات و اصول گرایی و تلاش مجلس هشتم برای جلوگیری از اجرای آن در دولت دکتر احمدی نژاد به عمق و ریشه ی اصلی دشمنی ایشان با این کار مردمی خواهیم رسید ، طرح هدفمندی یارانه ها در مجلس هشتم به امید اینکه قاعده دولت در سال 88 به دولت وحدت حزبی «میرحسین موسوی» خواهد رسید متوقف شد و وقتی مردم در 22 خرداد 88 کار را تمام کردند باز هم در مجلس کارشکنی ها تداوم یافت که با دخالت رهبری روش دکتر احمدی نژاد – با تغییراتی - برای هدفمندی دنبال شد.  
ولی مراحل دیگر تحول اقتصادی که اصلاح بانک ها و حذف ربا از آنها و اصلاح ساختار گمرک و بیمه بود نیز در پیچ و خم به ظاهر قانونی گیر کرد و وقتی سال 89 دولت برای اصلاح نظام بانکی گام برداشت ،  اختلاس 3000 میلیاردی که نتیجه ساختار خراب بانکی است بهانه ای شد برای کاهش مدیریت دولت بر بانک ها و در اصل برای جلوگیری از حذف ربا از بانک ها !
  مبلغ کلانی که تا قبل از آن فقط برخورداران و مرفهان شهری بیشترین بهره را از آن می بردند و ویژه خوارانی را فربه می کرد ،  وقتی به میزان مساوی حتّی بین مرفهان جامعه تقسیم شود دیگر مدیرّیت مصرف سامان می گیرد و این سیاست همگام با کنترل تورم و بازار می توانست سطح رفاه قشرهای مستضعف را بالا ببرد ، چنانچه قبل از کودتای اقتصادی احزاب در دو سال آخر دولت دهم سطح رفاه و رضایتمندی دهک های متوسط و پایین به طرز چشمگیری بالا رفت ولی منسوبان جناح های سیاسی که جز خسارت و هزینه برای انقلاب و نظام حاصلی نداشته اند به جو سازی بر علیه این اقدام بی نظیر روی آوردند و « سوء مدیریّت در مرحله ی اول هدفمندی » تکیه کلام ارباب قدرت و ثروت شد تا این مبلغ کلان را به بنگاههای اختصاصی خود تزریق کنند.
تبانی سیستم بانکی در گرانی سکه و ارز و فشار اصول گرانمایان بر دکتر احمدی نژاد برای افزایش سود (ربای)بانکی که خود تورم را تثبیت کرد و به دنبال اعلام آقایان « عسگر اولادی » و » نهاوندیان » - از سران اتاق های بازرگانی - برای افزایش نرخ دلار تا 2700 تومان و سپس بازیگری بانک های خصوصی و دولتی برای کم کردن عرضه دلار و سپس گران کردن دلار که شوک تورمی و گرانی را ثمر داد و جوسازی و نشانی های غلط صداوسیما که برای ناکارآمد نشان دادن پرداخت یارانه ها دنبال شد گویای جنگ اقتصادی زیر پوست نظام بود.
چراکه دکتر احمدی نژاد با این اقتصاد عدالت محور و مردمی بساط رانت خواری را جمع می کرد و سطح رفاهی اقشار مختلف را بالا برده و حتّی به آنها از تولید - مثل سهام عدالت – سهم می داد و تراز کشور ما  در سطح عالی رفاهی در منطقه قرار می گرفت و حتماً  پس از مدّتی در جهان پر از ناعدالتی الگویی آشکار می شد.
اگر ایرانیان سطح رفاهشان بالا رود رضایتمندی از انقلاب اسلامی و نظام اسلامی بالا رفته ، همبستگی ملِّی و آبادی کشور و اقتدارش در مدیریّت جهانی نیز بالا می رود و این با مأموریت بدخواهان دوست نما مغایرت داشت .
مخالفت اغلب بورسیه شدگان فارغ التحصیل انگلیس و برخی از سیاسیونی که شریک تجاری شرکت های انگلیسی و اروپایی بودند می تواند مقداری پشت پرده این اختلال را نمایان کند .
حذف کنندگان یارانه نقدی با روش اقتصادی رهبری می جنگند:
رهبری عزیز انقلاب اسلامی که به درستی جنگ دشمن با دولت دهم را اقتصادی دانست در حمایت از روش پرداخت یارانه مستقیم دکتر احمدی نژاد با تأکید بر ادامه همین روند گفتند :
 « يارانه‌ها هميشه به صورت نامتعادل و غير عادلانه در بين قشرهاى مختلف مردم تقسيم ميشده است؛ طبيعت كار يارانه‌ى عمومى همين است. با هدفمندى يارانه‌ها، در واقع يك تعادلى، يك اجراى عدالتى در تقسيم و توزيع يارانه‌ها وجود پيدا كرده است. و من خبرهاى موثقى از سراسر كشور دارم كه حاكى از آن است كه اين كار در بهبود زندگى طبقات ضعيف نقش مؤثر داشته است. اين يكى از هدفهاست، كه مهمترين هدف و مقصد از اين قانون هم همين است. » ( حرم رضوی 91/1/1 )
ولی حال مجلسی که خود را اصول گرا می نامد و دولتی که مدعی حمایت رهبری از تمام سیاست هایش می باشد صریحاً با این نظر رهبری تقابل و برای تعطیلی این مهر ماندگار دولت نهم و دهم به بهانه ی غیرواقعی افزایش تورم،  با توزیع بی تدبیرانه ی سبد کالا با کرامت مردم در ستیزند و ایران قدرتمند را در چشم جهانیان به کشور صف های گرفتن غذا تبدیل کرده اند !
الگوی حکومتی ما باید « امیر مومنان علیه السلام » باشد که مانند «پیامیر اعظم صل الله علیه آله» در آمدهای کشور اسلامی را مساوی بین افراد تقسیم می کرد و تبعیض در پرداخت ها را اولین نقطه انحراف در حکومت اسلامی می دانستند .
 ما منتظر امام زنده و ناظری هستیم که دولتش ثروت های زمین را بین همه افراد مساوی تقسیم می کند و مردم را بهترین مدیر مالی خود می داند !
 ما به دنبال اصلاح فساد اداری و بانکی برای ایجاد فرصت های برابر برای همه هستیم ، ولی دولتی که از تدبیر و امید می گوید ظاهر کشور را مانند کشورهای جنگ زده و مارکسیسمی کرده و مردم را برای گرفتن کالایی که در بازار سرشار است به صف های طویل تحقیر می کشاند تا در دنیا ایرانیان مردمان فلاکت زده و گرسنه معرفی شوند !!!
  واقع آن است که آنها که با دکتر احمدی نژاد جنگیدند و با نام اصول گرایی و اسلام شناسی وی را منحرف و فراماسونر و بابی و ... دانستند همگی دشمن حاکمیّت اقتصاد ولائی هستند ، دشمنان احمدی نژاد از الگو شدن ایران در میان مردمان بیدار شده منطقه می ترسیدند چراکه امروز نمایش صف های غذا پیام واضحش به کشورهای منطقه شکست ایران مقاوم در برابر فشارهای آمریکا و سلطه ی غرب می باشد ، ولی امروز انحراف یابان از این همه خفت احساس تکلیف نمی کنند و بر گناه کبیره ربای بانک ها و  بر این همه تحقیر لب بسته اند و بر افزایش چندین میلیونی حقوق وزیران و نمایندگان مجلس و در عوض عدم افزایش و حذف تدریجی حق مردم چشم بسته اند !
و این روند در شأن انقلاب اسلامی ای که برای عزیز شدن مردم آمد نیست !
مسعود شفیعی کیا
92/11/14
ربیع الثانی 1435

گفتند ولی نگفتند

صف، تحقیر، تشویق

صف، تحقیر، تشویق
صف، تحقیر، تشویقحجت الاسلام مسعود شفیعی کیا
  
 بهاری ها/ صف های طولانی و تحقیر شدن مردم برای دریافت چند کیلو مواد خوراکی که به وفور در بازار یافت می شود، ما را به یاد سیاست های کوپنیستی دولت میر حسین موسوی انداخت .البته با این تفاوت که آن روز مردم برای دریافت کالاهای کمیاب با بی تدبیری دولت موسوی مجبور به اتلاف وقت خود در صف های طولانی بودند ولی این بار با وجود  کالا در بازار برای ناکارآمد نشان دادن پرداخت یارانه مستقیم، مردم را گرفتار کرده اند.

دولت نهم و دهم با درک این مهم، شیوه منسوخ کوپنیستی را لغو و برای کمک به معیشت مردم به تناسب آزاد سازی قیمت های سوخت و حامل های انرژی، به یارانه مردم اضافه می کرد، و البته قرار بود که میزان یارانه های مردم250 هزار تومان برسد تا خود در نهایت کرامت به تدبیر امور بپردازند .

ولی متاسفانه کسانی که خود را مدبر و قیم مردم می دانند برای تعطیلی یارانه ی نقدی و تزریق این پول کلان به بخش اختصاصی سر از پا نمی شناسند. گویا عده ای که زمان جنگ دوست داشتند مردم با درگیر شدن به تهیه اجناس در صف های طویل از اخبار جنگ غافل شده و از طرفی ناخودآگاه به مشکل اقتصادی و لزوم تسلیم در برابر دشمن مجاب شوند، امروز نیز به دنبال مدیریت افکار عمومی هستند تا آنها را از اتفاقی که در توافق ژنو و امثال آن روی می دهد بی خبر نگهدارند .

 از طرفی نمایش صف های طویل در شهرهای بزرگی مثل  تهران، خوراک خوبی برای رسانه های غربی ایجاد می کند تا در تکمیل سناریوی تحریم و القای وجود بحران اقتصادی در ایران موفق شوند و با نمایش صف های طویل مردم که برای کالایی ناچیز ساعت ها ایستاده اند ایران بزرگ را تحقیر کنند.

انتشار خبر پیشنهاد جان کری به ظریف از طراحی دقیق برای تحقیر ایران حکایت دارد. سی بی اس روز 13 بهمن گزارش داد که جان کری در حاشیه اجلاس مونیخ در دیدار با ظریف از مبادله غذا در مقابل نفت ایران با روسیه سخن گفته که جای ارزی که تحریمش باقی خواهد ماند را خواهد گرفت، شاید نمایش صف و غذایی که میلیون ها ایرانی برایش در انتظارند تنها یک مقدمه باشد.

کسانی که مدعی تدبیرند و سال ها به هر ترتیب در رأس امور بودند، چگونه ممکن است قدرت درک این واقعیت را نداشته باشند که ترسیم چنین تصویری از ایران موجب تنزل منزلت کشور می شود و از همه مهمتر ایران را که الگوی کشورهای آزاده بوده است شکست خورده از فشار استکبار نشان می دهد؟

رهبری انقلاب در نوروز 91 علت وضع تحریم ها علیه کشورمان را دور کردن کشورهای منطقه  از الگوی ایران انقلابی و پیشرفته دانستند، متاسفانه با این کار دولت یازدهم این حلقه تکمیل می شود.

از طرف دیگر بی بهره ماندن محرومانی چون روستائیان و کارگران و برخورداری نیروهای مسلح و کارمندان ارشد و نمایندگان مجلس با حقوق چند میلیونی تداعی کننده تبعیضات دولت های غیر مردمی جهان است .خود قضاوت کنید پرداخت یارانه ی نقدی به طور مساوی بین افراد که مدعیان اصول گرایی و اصلاح طلبی نام آنرا  گدا پروری گذاشته بودند مدبرانه تر بود یا روش منسوخ دولت یازدهم که فقط در زمان جنگ و زلزله و سیل در دنیا مرسوم است؟!

یاد آن مرد که همه را کریم و عزیز می دانست گرامی و افسوس از اینکه باز هم شاهد فراموشی طریق عدالت در کشور هستیم!

بازخوانی بیانیه دکتر احمدی نژاد پیش از راهپیمایی 22 بهمن 1384

بازخوانی بیانیه دکتر احمدی نژاد پیش از راهپیمایی 22 بهمن 1384
تقاضای خادم کوچک از مردم شجاع و شریف
تقاضای خادم کوچک از مردم شجاع و شریف "محمود احمدی نژاد " در مورخ 16 بهمن 1384 در بیانیه ای خطاب به ملت ایران با گرامی داشت تقارن دهه فجر انقلاب اسلامی و ایام عزاداری سالار شهیدیان ،نکاتی را درباره عزم جدی دولت ایران برای دفاع از حقوق ملی و مسلم ایرانیان خاطر نشان کرد.
  

 بهاری ها/ متن این بیانیه به شرح زیر است:

ملت بزرگوار و شجاع ایران

 تقارن دهه فجر انقلاب اسلامی و ایام عزاداری امام حسین (ع) فرصت مناسبی است تا رابطه وثیق حرکت ملت ایران ، با مسیر کمال انسانی و نهضت انبیاء علیهم‌السلام و ویژگی های منحصر به فرد این ملت در فرهنگ و تمدن و تلاش برای تکامل بشریت مورد تاکید قرار گیرد. امروزشما پرچمدار صلح و آرامش پایدار بر اساس عدالت و معنویت و الگوی همه ملت‌های آزاده و عدالتخواه جهان هستید. بیست وهفت سال ایستادگی ، تلاش و مجاهدت شما همه شرایط را برای یک جهش بلند و برپایی یک جامعه آباد ، پیشرفته ، مقتدر و نمونه اسلامی فراهم کرده و مسیر تعالی و ترقی را در مقابل نسل‌ها گشوده است . این روزها برخی از سردمداران چند قدرت زورگو که در مقابل عظمت شما درمانده‌اند و از ایراد هرنوع آسیب و ضربه به شما مایوس شده‌اند در تلاش هستند تا با تمسک به شیوه‌های تبلیغاتی و جنگ روانی و با جنجال و هیاهو و استفاده از برخی سازمانهای بین‌المللی و با ایجاد رعب و ترس ،به هرنحو ممکن راه پیشرفت جوانان با استعداد و فهیم ایران را سد کنند. آنان گستاخانه اعلام می‌کنند که ملت ایران حتی حق تحقیق و پژوهش در موضوع و انرژی صلح آمیز هسته‌ای را هم ندارد. بهانه آنان در این اقدام غیرقانونی احتمال انحراف ایران به سمت سلاح هسته‌ای ذکر می‌شود در حالی که با وجود بازرسی‌های گسترده بی‌سابقه و شبانه روزی و نصب دوربین‌های متعدد تاکنون کوچکترین شاهدی دال بر این ادعا به دست نیاورده و ارایه نداده‌اند از این رو نکاتی چند را به استحضار ملت شریف ایران می‌رسانم:

 ‪ - ۱‬دانش و فناوری صلح آمیز هسته‌ای ، دستاورد جوانان و دانشمندان کشورمان است و هیچ کس و هیچ کشوری آن را به ملت ما نداده است که بخواهد دریغ یا منع کند.

 ‪ - ۲‬وسعت کاربرد این دانش در صنعت ، کشاورزی ، پزشکی ، محیط زیست و نیرو به گونه‌ای است که دستیابی به اهداف بلند اقتصادی و اجتماعی کشور بدون آن امکان پذیر نیست .

 ‪ - ۳‬اگر اجازه دهیم ما را از این حق محروم کنند در آینده نه چندان دور باید انگشت پشیمانی و حسرت به دندان گزیده و دست نیاز به سوی قدرتمندان زورگو دراز کنیم. در این صورت پاسخ ما برای کوتاهی‌های احتمالی در برابر فرزندان برومند ملت در آینده چه خواهد بود؟

 ‪ - ۴‬آنان بدون توجه به اقدامات خود و برخی کشورهای همسویشان در توسعه تسلیحات هسته‌ای و نیروگاه‌های اتمی که برخی از آنها حتی بدون پذیرش معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان پی تی) عضو شورای حکام هستند با انواع بهانه تراشی‌ها و وارد کردن اتهامات بی‌اساس و با استفاده از نفوذ خود در برخی سازمانهای بین‌المللی می‌خواهند ما را از انجام اقدامات کاملا شفاف ، قانونی و صلح آمیز حتی درحد تحقیقات نیز بازدارند.

 ‪ - ۵‬دولت جمهوری اسلامی نزدیک به سه سال برنامه‌های مربوط به انرژی هسته ای را فراتر از مقررات و تعهدات و به طور داوطلبانه جهت اعتمادسازی متوقف کرد اما علیرغم این همکاریهای گسترده و به جای قدردانی از این اقدام شایسته ، توقعات کشورهای مدعی هر روز فزونی یافت تا جایی که از سرگیری فعالیتی که داوطلبانه تعلیق شده بود جرمی بزرگ و نابخشودنی محسوب شد آنان نه تنها گامی مثبت در رفع ممانعت از استفاده قانونی از حق ملت ما برنداشتند بلکه هر روز توقع جدیدی را مطرح کردند. آنان به کمتر از قطع کامل همه فعالیتها و هر اقدامی که ملت ما را یک گام به جلو می‌برد ، راضی نیستند. لابد در آینده باید دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی خود را نیز تعطیل کنیم چرا که آنان به فعالیتهای علمی و تحقیقاتی ما نیز اعتماد ندارند.

 ‪ - ۶‬دولت جمهوری اسلامی ایران به منظور اعتمادسازی به طور داوطلبانه و بدون تصویب مجلس شورای اسلامی پروتکل الحاقی را به اجرا درآورد و حتی بیش از حد قانونی با آژانس همکاری کرد و اجازه بازرسی از تاسیسات اتمی خود را به صورت بی‌سابقه‌ای صادر کرد. به گونه‌ای که هیچ کشور عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی چنین اجازه‌ای را نداده است. به علاوه دولت جمهوری اسلامی جهت سلب هرگونه بهانه جویی اعلام کرد آماده است مشارکت سایر کشورها در فرآیند تولید سوخت را بپذیرد اما این پیشنهاد راهگشا و بی‌سابقه نیز مانع از مخالفت‌های کشورهای مدعی نشد. موضع‌گیری های غیرقانونی چند کشور مزبور که خود را نماینده همه دولت‌ها و ملت‌ها می‌پندارند، نشان می‌دهد که مبنای مخالفت آنان چیزی جز خودخواهی و انحصارطلبی نیست. آنان شورای امنیت سازمان ملل را که باید پاسدار صلح و امنیت در جهان باشد دائم به عنوان تهدیدی برای تحت فشار قرار دادن ملت‌ها مطرح می‌کنند و با این اقدامات حیثیت نهادهای بین‌المللی را زیر سووال می‌برند.

 ‪ - ۷‬آنان می‌دانند که قادر نیستند هیچ اقدام قابل توجه و اثرگذاری را علیه منافع ملت ایران انجام دهند و می‌خواهند با فشار سیاسی ما را وادار به عقب نشینی کنند. دولت جمهوری اسلامی ایران به عنوان خادم ملت ، خود را موظف می‌داند با پشتیبانی مردم شریف و شجاع از حقوق آنان ، قاطعانه دفاع کند. این خادم کوچک ازمردم شریف تقاضا دارد تا در ایام عزای حسینی در محافل و مجالس ذکر آن حضرت و به ویژه در یوم الله بیست و دوم بهمن نظر خود را در مورد حق ملی برخورداری از انرژی هسته‌ای که کمتر از حق ملی شدن صنعت نفت نیست با صدای بلند و رسای خود ابراز دارند تا همه جهانیان بار دیگر شاهد خواست و اراده ملت رشید ایران باشند و دولت خادم نیز به وظایف خود عمل خواهد کرد.

محمود احمدی نژاد

 رییس جمهوری اسلامی ایران

 

ملت ایران در روز ۲۲ بهمن نور امید را زنده می‌کند / قطره ای کوچک از اقیانوس ملت هستم

دکتر احمدی نژاد در حرم امام (ره):
ملت ایران در روز ۲۲ بهمن نور امید را زنده می‌کند / قطره ای کوچک از اقیانوس ملت هستم
ملت ایران در روز ۲۲ بهمن نور امید را زنده می‌کند / قطره ای کوچک از اقیانوس ملت هستم رئیس جمهور سابق کشورمان گفت: ملت ایران روز ۲۲ بهمن با حضور خود نور امید را در دل ملت‌ها خواهد تاباند و اقیانوس عظیمی از حضور خود ایجاد خواهد کرد.
  
 بهاری ها/ به گزارش فارس، محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق کشورمان که ظهر امروز برای تجدید بیعت با آرمان‌های امام راحل در حرم بنیانگذار انقلاب حضور یافته بود در جمع خبرنگاران درباره جایگاه امام عظیم‌الشأن نزد ملت‌ها، اظهار داشت: خدای متعال که انسان‌ها را خلق کرد همه را دوست دارد و خداوند اراده کرده که همه انسان‌ها به قله‌های کمال دسترسی پیدا کنند و به حیات خود ادامه دهند.

احمدی‌نژاد با بیان اینکه خداوند در این مسیر هدایت گران و پیامبرانی برای انسان‌ها قرار داد، تصریح کرد: جنس این افراد متفاوت است البته آنها انسان هستند اما افرادی متعالی و آسمانی محسوب می‌شوند لذا حضرت امام نیز یک هدیه آسمانی به بشریت بود.

رئیس‌جمهور سابق کشورمان خاطرنشان کرد:‌ در شرایطی که قدرت‌های جهانی همه حیثیت انسان‌ها را له کرده‌اند و همه رویکردها به دنبال قدرت و ثروت و یأس فراگیر شده بود، امام این مرد آسمانی مانند یک نور عظیم در دل تاریکی همه دل‌ها را بیدار کرد.

وی ادامه داد: حضرت امام(ره) یک تحول بزرگ روحی و معنوی در ملت ایران ایجاد کرد و ما را از یک سیر قهقرایی به یک سیر صعودی برگرداند. از این رو امروز ملت ایران یک ملت بزرگ، شجاع، خالق افتخارات عظیم و الگویی است.

احمدی‌نژاد در مقایسه وضعیت ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی اظهار داشت: ما از هیچ به مسیری آمدیم که آینده آن به همه ارزش‌های الهی ختم خواهد شد و این امر را مدیون امام، لطف خداوند و عنایات ویژه امام عصر(عج) هستیم.

رئیس‌جمهور سابق کشورمان ملت ایران را پرچم‌دار عدالت و صلح توصیف کرد و گفت: ملت ایران پیام‌آور آمدن انسان کامل است؛ لذا دهه فجر تجدید عهد و آغازی دوباره برای حرکت است و ملت ایران فارغ از هر موضوعی آرمان‌های انقلاب را دنبال می‌کند.

وی تأکید کرد: ملت ایران در روز 22 بهمن اقیانوس مواج، زلال و پالایشگر ایجاد می‌کنند و نور امید و همت و شجاعت را به دل همه ملت‌ها خواهند تاباند و ما نیز قطره‌ای کوچک در این اقیانوس هستیم.

احمدی‌نژاد درباره حضور خود در انتخابات مجلس گفت: کدام مجلس منظورتان است؟ من مجلس ختم زیاد می‌روم.

رئیس‌جمهور سابق کشورمان، درباره توافقنامه ژنو و سبد کالا فقط به لبخندی اکتفا کرد.
   
  


اخبار مرتبط:

22بهمن

پاسخ دکتر فرزین به نقد اقتصاددانان ایرانی مقیم آمریکا درباره هدفمندی

پاسخ دکتر فرزین به نقد اقتصاددانان ایرانی مقیم آمریکا درباره هدفمندی
شوک ارزی سال ۹۰ از کجا آب خورد؟
شوک ارزی سال ۹۰ از کجا آب خورد؟ دبیر سابق ستاد هدفمندی یارانه‌ها در واکنش به تحلیل هاشم پسران و هادی صالحی اصفهانی استادان ایرانی اقتصاد مقیم آمریکا به نقدهای آنان که با عنوان دو اشتباه کلیدی در اجرای گام نخست هدفمندی یارانه‌ها مطرح شد ،پاسخ داد.
  

دکتر محمدرضا فرزین دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی و دبیر سابق ستاد هدفمندی یارانه‌ها به تحلیل مشترک دکتر هاشم پسران استاد ایرانی اقتصاد در انگلستان و کاندیدای جایزه نوبل اقتصاد و دکتر هادی صالحی اصفهانی که او نیز از استادان ایرانی اقتصاد در آمریکاست، واکنش نشان داد و به محورهای تحلیل این دو استاد پاسخ داد و تکمله هایی افزود.

دکتر پسران و صالحی در مطلبی که با عنوان «بکارگیری مکانیزم بازار برای بهره‌برداری بهینه از منابع انرژی و رشد شتابان اقتصادی » در فارس منتشر شد، اجرای مرحله اول هدفمند کردن یارانه را مورد نقد بررسی قرار داد و الزامات اصلاح قیمت حامل‌های انرژی را تشریح کردند.

متن پاسخ محمدرضا فرزین که در سایت شخصی وی منتشر شده، بدین شرح است:

اساتید محترم؛جناب آقایان دکتر هاشم پسران و دکتر هادی صالحی اصفهانی

با سلام، پیرو یادداشت‌های اختصاصی آن دو استاد محترم برای خبرگزاری فارس در خصوص بکار گرفتن مکانیزم‌ بازار برای بهره‌برداری بهینه از منابع انرژی و رشد شتابان اقتصادی و اصلاح قیمت‌های انرژی و هدفمند‌سازی یارانه‌ها، فرصت را غنیمت شمرده و نکاتی را در خصوص اجرای ام اول و دوم قانون جهت استحضار عالی‌جنابان و افکار عمومی و همچنین استقبال از نقد و بررسی علمی و کارشناسانه ارائه می‌نمایم.

ادامه نوشته

سایت معاون اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور: توزیع تحقیر آمیز سبد کالا تعمدی بود
روحانی برای پیشبرد سیاست خارجی به له شدن مردم زیر دست و پا نیاز داشت
روحانی برای پیشبرد سیاست خارجی به له شدن مردم زیر دست و پا نیاز داشت توزیع سبد کالاهای اساسی به مردم - با شیوه ای که انجام شد - نه یک اتفاق بود و نه عملی که تبعات آن برای روحانی و مردانش غیر قابل پیش بینی باشد. او دقیقا همین اتفاق - ازدحام، دعوا و مرافعه و احیانا له شدن در زیر دست و پا - را پیش بینی می کرد و اصلا آن را برای پیشبرد استراتژی خارجی خود لازم داشت.
  

 بهار ی ها/ سایت خبرآنلاین، از جمله سایت های شاخص حامی دولت در یادداشتی به قلم پیام فروتن، توزیع سبد کالا به شیوه صورت گرفته را اقدامی کاملا برنامه ریزی شده به کارگردانی حسن روحانی برای ارسال پیام به غرب ارزیابی و تاکید کرده است که ارسال این پیام به تحقیر چند روزه بازیگران آن یعنی مردم ایران می ارزیده است.

علیرضا معزی، مدیر مسئول خبرآنلاین پس از انتخابات 24 خرداد با حکمی از سوی محمد نهاوندیان به سمت معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور منصوب شد.

در این یادداشت آمده است: «در راستای توزیع سبد کالاهای اساسی به اقشار گوناگون مردم، حرف و حدیث های بسیاری گفته شد. چه از سوی رسانه های رسمی و چه در فضای مجازی. غالب این اظهار نظرات در راستای تخریب این عملکرد و شیوه اجرایی دولت بود. جالب آن که بسیاری از دوستان حامی روحانی نیز به انتقاد شدید الحن از وی پرداختند. اما ...
جالب است که بسیاری از دوستان هنوز متوجه نشده اند روحانی تمام تمرکز خود را بر روی انرژی هسته ای، رفع مشکلات موجود آن و از همه مهمتر رفع تحریم ها و بهبود روابط ایران با غرب متمرکز کرده است... توزیع سبد کالاهای اساسی به مردم - با شیوه ای که انجام شد - نه یک اتفاق بود و نه عملی که تبعات آن برای روحانی و مردانش غیر قابل پیش بینی باشد. او دقیقا همین اتفاق - ازدحام، دعوا و مرافعه و احیانا له شدن در زیر دست و پا - را پیش بینی می کرد و اصلا آن را برای پیشبرد استراتژی خارجی خود لازم داشت. به عبارت دیگر روحانی به یک نمایش داخلی برای ارائه در جشنواره های سیاسی خارجی نیازمند بود. نگاه کنیم به اظهارات اخیر وندی شرمن که گفته است: "شما در اخبار دیدید که ایران اخیرا به طور قابل مشاهده‌ای غذا بین مردم فقیر جامعه‌اش توزیع کرده تا نشان دهد کاهش هدفمند و محدود تحریم‌ها تاثیر مستقیم بر مردم این کشور داشته است. همان طور که روحانی قول داده بود، این پول قرار است در جهات دیگری مصرف نشود." به هر حال این دقیقا همان نتیجه ای بوده که روحانی از توزیع سبد کالا در میان مردم ایران داشته است. این که تحریم ها بر روی مردم ایران تاثیر مستقیم و انکارناپذیر داشته. این که اوضاع اقتصادی مردم ایران نه تنها روبراه نیست بلکه حاضرند برای چند عدد مرغ و چند کیلو برنج با یکدیگر درگیر شوند و این که از این به بعد و با گشایش هرچه بیشتر در مذاکرات هسته ای تمرکز نظام بر معیشت مردم خواهد بود.»

تصاویر/ وقتی سبد روحانی مردم را به جان هم می اندازد

این یادداشت می افزاید: «پیام روحانی از خلال پرفورمنسی که کارگردانی و اجرا کرد، پیامی کاملا شفاف بود که راه را برای مذاکرات مثبت بعدی، بیش از پیش می گشاید. بی راه نیست که کمیته روابط عمومی امریکا و اسرائیل (آیپک) نیز در چند روز گذشته به جمع مخالفان تحریم پیوست و استراتژی خود را تغییر داد.آنچه مسلم است در تیزهوشی و درایت روحانی و مردانش شکی نیست. حالا باید روحانی را سیاست مداری تمام قد و شش دانگ دانست. درست است که روش توزیع کالاهای اساسی چندان مناسب نبود؛ اما اگر با این نمایش بتوان جایزه اول بهترین اثر را در فستیوال سیاست جهانی به خود اختصاص داد، به تحقیر چند روزه ای که بازیگران آن شدند می ارزید!»

روحانی برای پیشبرد سیاست خارجی به له شدن مردم زیر دست و پا نیاز داشت

گفتنی است حمید رسایی، نماینده مردم تهران چندی پیش در این باره گفته بود: «وضعیت تأسف بار توزیع سبد کالا که تا به حال2 کشته نیز به دنبال داشته است و به سوژه‌ای برای رسانه های بیگانه و مقامات آمریکایی تبدیل شده به هیچ وجه حاصل بی‌تدبیری نیست بلکه محصول تدبیر یک جریان در درون دولت است. همان تدبیری که برای توقف چرخه هسته‌ای و برای القای این نکته که چاره ای جز پذیرفتن این توافقنامه پر از عیب و ایراد حقوقی نداریم، مردم را از خالی بودن خزانه ترساند در حالی که خزانه خالی نبود. وضعیت أسف باری که از زندگی اقتصادی مردم نشان داده می شود، همان تدبیری است که می‌خواهد القا کند توان نظامی آمریکا آنقدر زیاد است که می تواند با یک بمب، سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد. همان است تدبیری که در کیفرخواست فرزندش یکی از جرایم این آقازاده، لابی با شبکه‌های جاسوسی و ارائه اطلاعات محرمانه کشور برای تأثیرگذاری بیشتر در تحریم‌ها ذکر شده است.»

عضو کمیسیون اصل ٩٠ مجلس شورای اسلامی تاکید کرده بود: «آیا اتفاقی است که در دهه فجر وضعیتی بوجود بیاورند که رسانه‌های بیگانه در لزوم پذیرش شروط ظالمانه غرب بگویند که وضع اقتصادی مردم ایران آنقدر بد است که برای یک سبد کالا اینطور صف می بندند! آیا عادی است که بعد از این اقدامات داخلی، معاون وزیرخارجه امریکا می‌گوید درشبکه ها دیدید که ایران اخیرا بطور قابل توجهی غذا به مردم فقیر در جامعه داد که نشان دهنده اینست که کاهش هدفمند و محدود تحریم ها تأثیر مستقیم بر مردم این کشور داشته است. ما با کابینه ای مواجه‌ایم که بسیاری از افراد موجود در آن، چهره هایی با سابقه امنیتی و همسو با یک جریان سیاسی خاص با عملکردی خاص در چهار سال گذشته هستند و به همین دلیل، وضع موجود را بی‌تدبیری نمی‌دانم بلکه آن را تدبیر جریانی برای پروژه قبح زدایی از دشمنی دشمن و قانع کردن مردم در نیاز آنها به غرب می دانم.»

موسوی و کروبی و احمدی نژاد در یک دادگاه




بنا به درخواست آقای علی مطهری و جمعی دیگر که معتقدند مناظرات سال 88 عامل اصلی ایجاد فتنه بوده است تصمیم گرفتیم آقایان موسوی و کروبی و احمدی نژاد را در یک دادگاه محاکمه کنیم تا مشخص شود مقصران اصلی فتنه 88 چه کسانی بوده اند و تکلیف پرونده فتنه 88 بعد از چهار سال روشن شود.

دادگاه رسمی است...
قاضی: آقای موسوی! چرا نتیجه انتخابات را نپذیرفتید و ادعا داشتید که تقلب شده است؟
موسوی: اولا بنده باید عرض کنم چیزه...بنده این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم و تنها به خاطر اینکه ملت حقایق را بدانند در اینجا حاضر شده ام. بنده خودم چیز هستم...مدعی هستم و شاکی ام و هنوز هم معتقدم که تقلب شده بود و گرنه مگر می شود من به عنوان داماد لرها در لرستان هم رایم از احمدی نژاد کمتر باشد! بنده از احمدی نژاد هم شکایت دارم که مرا به آقای هاشمی چسباند و باعث چیز شد...باعث کاهش آرای بنده شد...همه چیز زیر سر احمدی نژاد بود.
قاضی: آقای کروبی! چرا شما نتیجه انتخابات را نپذیرفتید و ادعای تقلب داشتید؟
کروبی: من هم این دادگاه را قبول ندارم و اصلا نمی خواهم حرف بزنم. من اجازه هایی از امام(ره) دارم که هیچکس این اجازه ها را ندارد و شما حق ندارید از من سوال کنید. همه چیز تقصیر احمدی نژاد بود ؛فکر کرده فقط او می تواند هر چیزی دلش خواست بگوید و دیگران جوابش را ندهند؟...هان!
قاضی: آقای احمدی نژاد! چرا در مناظرات اینگونه عمل کردید؟
احمدی نژاد: من که چیزی نگفتم. تازه فیلم هایی داشتم که نشان ندادم. خیلی حرف ها داشتم که نزدم. حالا بگم؟...بگم؟...بگم؟...
قاضی: لازم نیست،شما به قدر کافی گفته اید. فقط بگویید چرا نام آقای هاشمی و خانواده ایشان را در مناظرات مطرح کردید؟
احمدی نژاد: من از شما می پرسم...چرا در انتخابات سال 88 از اینکه کاندیدایی را به آقای هاشمی وصل کنند ناراحت می شدند و با اینکه آقای هاشمی از آنها حمایت می کرد دوست نداشتند آنها را به آقای هاشمی بچسبانند اما در انتخابات سال 92 می خواستند خودشان را به آقای هاشمی وصل کنند؟ من از شما می پرسم بالاخره نام بردن از آقای هاشمی خوب است یا بد؟
قاضی: اینجا قرار نیست شما چیزی بپرسید. مثل اینکه شما هنوز  هم در توهم هشت سال گذشته به سر می برید. اینجا فقط باید پاسخگو باشید نه اینکه بپرسید.
احمدی نژاد: وقتی چهار سال هر کاری می کردم آقای هاشمی همه کارها و اقدامات دولتم را می کوبید و فرزندان ایشان در مسیر دولتم سنگ اندازی می کردند انتظار داشتید باز هم حرفی نزنم. آیا یک بار شد که من کاری انجام دهم و آقای هاشمی بگوید درست است؟ آقای هاشمی در ذهن خود از من یک لولو ساخته بود تا با آن مردم را بترساند. اینقدر مرا تخریب کردند که باعث شد من هم بزنم به سیم آخر و هر چه می خواستم بگویم. وگرنه من به آقای هاشمی و موسوی و کروبی علاقمندم آنها هم مثل هلو می مانند و من آنها را دوست دارم اما همه چیز زیر سر آقای هاشمی بود.
قاضی: آقای هاشمی را در دادگاه حاضر کنید.
دادستان: جناب قاضی! اولا شان و جایگاه آقای هاشمی بالاتر از اینهاست که به دادگاه بیایند. ثانیا وقتی ما نمی توانیم آقازاده ایشان را به دادگاه بیاوریم چگونه انتظار دارید بتوانیم شخص جناب هاشمی را به دادگاه بیاوریم؟
قاضی: پس دادگاه را به خدمت آقای هاشمی می بریم!
قاضی در مجمع تشخیص مصلحت: آقای هاشمی! اگر مصلحت می دانید بفرمایید چرا شما در چهار سال اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد همه اقدامات ایشان را می کوبیدید تا کار به اینجا برسد که در مناظرات 88 بر علیه شما حرف بزند؟
هاشمی: من فعلا از همه چیز راضی هستم و مردم هم در انتخابات امسال نشان دادند که پیامشان چیست. من هر چه گفتم به مصلحت بود و درست گفتم. اگر مردم در سال 84 هم به من رای داده بودند کار به اینجا نمی کشید و همه چیز مثل گذشته خیلی خوب پیش می رفت.
قاضی: مردم را در دادگاه حاضر کنید.
دادستان: جناب قاضی! همه مردم را که نمی شود در دادگاه جمع کرد تا بگویند چرا در سال 84 درست رای ندادند!
هاشمی: کاری به مردم نداشته باشید. یک روز امام(ره) به من گفتند هر وقت مردم در انتخابات بر طبق میل تو رای ندادند اما بعد جبران کردند از آنها بگذر. من از مردم گذشتم.
حکم دادگاه: بنا به حکم دادگاه آقایان موسوی و کروبی تبرئه می شوند و مردم که مقصران اصلی فتنه 88 هستند نیز مورد عفو قرار می گیرند و به این ترتیب پرونده فتنه 88 مختومه اعلام می گردد.
قاضی: جناب دادستان! دادگاه رسمی است چرا می خندید؟
دادستان: ببخشید جناب قاضی! ناگهان یاد بچگی ام افتادم. بچه که بودیم به رفیقمان مشت می زدیم و بعد که می پرسید چرا می زنی؟ می گفتیم:
«من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود آستینم مال کتم بود کتم مال بابام بود بابام مال ایران بود ایران مال جهان بود جهان مال خدا بود پس تقصیر خدا بود!» و این طوری تبرئه می شدیم. با این نحوه استدلال که برخی ها فتنه 88 را به خاطر مناظرات 88 می دانند همه مجرمان می توانند تبرئه شوند

امروز فهمیدم که علی(علیه السلام) کیست

 امروز فهمیدم که علی(علیه السلام) کیست

صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهای‌شان زدیم که آن‌ها از ما بی‌خبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند.
کمی اطلاعات خانوادة شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله‌ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم. صبح رفتیم گشتیم توی محلة مجیدیه شمالی، دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در خانواده‌ها را زدیم و با آن‌ها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمان‌ها ما می‌رویم سلام می‌کنیم و می‌گوییم از هیئت آمدیم از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی می‌گوییم و کارتی نشان می‌دهیم. بین ارمنی‌ها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالاخره فرهنگش… بگوییم….
 
 
یکی از محافظان مقام معظم رهبری نقل می کنند که: افتخارمان این است که در استان تهران، خانوادة دو شهید به بالا نداریم که آقا خانه‌شان نرفته باشد. تقریباً محله و خیابان اصلی در شهر تهران نداریم که ایشان نیامده باشند و بلد نباشند. تک‌تک این محله‌های خود شما را من حداقل می‌دانم ما خانواده شهید سه شهید و دو شهید نداریم که ایشان نیامده باشند.
حدود شش، هفت سال بعضی روزهای شیفت کاری‌ام، مسئول تنظیم ملاقات خانوادة معظم شهدا من بودم. به‌همین‌خاطر می‌دانم شرایط و وضعیت چگونه بود. دیدارهای خانواده شهدا، باصفاترین، باحال‌ترین لذتی که آدم می‌خواهد ببرد را دارد.
بعضی‌هایش خیلی سوزناک است. یک خانواده شهید می‌روی فقط یک فرزند داشتند که آن هم شهید شده است. خیلی سخت است برای یک پدر و مادر که یک بچه بزرگ کرده باشند، آن بچه‌شان را هم در راه خدا داده باشند. هرچند آن‌ها با افتخار می‌گویند، ولی ما که می‌نشینیم نگاه می‌کنیم، آن خستگی را احساس می‌کنیم.
بعضی از خانواده شهدا با تقدیم چند شهید روحیة عجیبی دارند. به طور مثال خانواده شهید «خرسند»، در نازی‌آباد. خانوادة خرسند چهار تا شهید داده است؛ پدر خانواده، دو فرزند خانواده و داماد خانواده. مادر این شهیدان این‌قدر قدرتمند، باصلابت و بانجابت با آقا صحبت می‌کرد که یکی دو بار آقا گریه کرد.
این فقط اختصاص به شهیدان شیعه ندارد. همة آدم‌هایی که در راه خدا در کشور ما از ادیان مختلف کشته شدند. چه شیعه، چه سنی، چه مسیحی و…
صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهای‌شان زدیم که آن‌ها از ما بی‌خبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند.
کمی اطلاعات خانوادة شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله‌ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم. صبح رفتیم گشتیم توی محلة مجیدیه شمالی، دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در خانواده‌ها را زدیم و با آن‌ها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمان‌ها ما می‌رویم سلام می‌کنیم و می‌گوییم از هیئت آمدیم از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی می‌گوییم و کارتی نشان می‌دهیم. بین ارمنی‌ها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالاخره فرهنگش… بگوییم
از دادستانی آمدیم که باید دربروند. کارت صداوسیما نشان دادیم و گفتیم از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب شب کریسمس که شب پاک شماهاست می‌خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.
برای نماز مغرب‌وعشا با یک تیم حفاظتی وارد مجیدیه شدیم. گفتیم اسکورت که حرکت کرد به ما ابلاغ می‌کنند، می‌رویم سر کارمان دیگر. اسکورت هم به هوای این‌که ما توی منطقه هستیم با بی‌سیم زیاد صحبت نکنند که مسیر لو نرود، روی شبکه بالاخره پخش می‌شود دیگر. چیزی نگفتند. یک آن مرکز من را صدا کرد با بی‌سیم گفتم به گوشم.
موردمان را گفت که شخصیت سر پل سیدخندان است. سر پل سیدخندان تا مجیدیه کم‌تر از سه چهار دقیقه راه است. من سریع از ماشین پیاده شدم. در خانه را زدم. خانمی از گل بهتر آمد دم در، در را باز کرد. ما با یاالله یاالله خواستیم وارد شویم، دیدیم نمی‌فهمد که. بالاخره وارد شدیم. چون کار باید می‌کردیم. گفتیم نودال و اَمپِکس و چیزایی که شنیده بودیم، کارگردان و این‌ها بروند تو.
کارگردان رفت پشت‌بام پست بدهد، اَمپِکس رفت توی زیرزمین پست بدهد، آن رفت توی حیاط پست بدهد. پست بودند دیگر حالا. فیلممان بود. یک ذره که نزدیک شد، بی‌سیم اعلام کرد که ما سر مجیدیه هستیم. من هم با فاصله‌ای که بود به این خانم چون احیا بشود، این‌جوری جلوی آقا نیاید، گفتم: ببخشید! الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف می‌شوند منزل شما.
گفت: قدم روی چشم، تشریف بیاورد. گفتید کی؟
من اسم حضرت آقا را گفتم. ـ داستان بازرگان و طوطی را شنیده‌اید ـ‌، تا اسم آقا را گفتم افتاد وسط زمین و غش کرد. فکر کردیم چه کنیم داستان را؟ داد بیداد کردیم، دو تا دختر از پله آمدند پایین. یاالله یاالله گفتیم و بهشان گفتیم که مادرتان را فعلاً جمع کنید. مادر را بردند توی آشپزخانه.
دخترها گفتند: چه شد؟
گفتم: ببخشید! ما همان صداوسیمای صبح هستیم که آمده بودیم. ولی الآن فهیمدیم که مقام معظم رهبری می‌آیند منزلتان، به مادرتان گفتیم غش کرد. فکری کنید.
تا اجازه نگرفت وارد خانه نشد
این‌ها شروع کردند مادر خودشان را به حال آوردند. فشارشان افتاده بود، آب قند آوردند. بی‌سیم اعلام کرد که آقا پشت در است. من دویدم در خانه را باز کردم.
نگهبانی هم که باید کنار در می‌ایستاد، رفت دم در. کارهای حفاظتی‌مان را انجام دادیم. آقا از ماشین پیاده شد تا وارد خانه بشود. آمد توی در خانه نگاه کرد و گفت: سلام علیکم.
گفتم: بفرمایید.
گفت شما؟
نه این‌که ما را نمی‌شناخت، گفتند، تو چه کاره‌ای یعنی؟ گفتیم: صاحب‌خانه غش کرده.
گفت: کس دیگری نیست؟
یاد آن افتادیم که دو تا دخترها هم می‌توانند به آقا بگویند بفرمایید. گفتیم
آقا شما بفرمایید داخل.
گفت: من بدون اذن صاحب‌خانه به داخل نمی‌آیم.
معنی و مفهوم حفاظت، خودش را این‌جا از دست نمی‌دهد. مهم‌تر از حفاظت این است.
بدون اذن وارد خانه کسی نمی‌شود. رهبر نظام است باشد، ارمنی است باشد، ضدحفاظت‌ترین شکل ممکن این است که مقام معظم رهبری توی خیابان اصلی توی چهارراه، با لباس روحانیت با آن عظمت رهبری خودشان بایستند، همة مردم هم ایشان را ببینند و ایشان بدون اذن وارد خانه کسی نشوند.
من دویدم رفتم توی آشپزخانه. به یکی از این دخترها گفتم آقا دم در است بیایید تعارف کنید بیایند داخل.
لباس مناسبی تنشان نبود. گفتند: پس ما لباسمان را عوض کنیم.
به آقا گفتیم: که رفته‌اند لباس مناسب بپوشند، شما بفرمایید داخل.
گفتند: نه می‌ایستم تا بیایند.
چند دقیقه‌ای دم در ایستادند. ما هم سعی کردیم بچه‌هایی که قد بلند دارند را بیاوریم، مثل نردبان دور ایشان بچینیم که ایشان پیدا نباشد. راه دیگری نداشتیم. چند دقیقه معطل شدیم. چون دانشجو بودند لباس دانشجویی مناسب داشتند.
یکی از دخترها، دوید و آقا را دعوت کرد و آقا رفتند داخل اتاق. این خانم پیش آقا رفت و خوش‌آمد گفت. بعد گفت که مادرمان توی این اتاق است، الآن خدمت می‌رسیم.
رفتند بیرون. آقا من را صدا کرد گفت این‌ها پدر ندارند؟
گفتم: نمی‌دانم. چون صبح نپرسیده بودم.
گفت بزرگ‌تر ندارند؟ برادر ندارند؟
رفتیم آن اتاق پشتی. گفتم: ببخشید، پدرتان؟
گفتند، مرده.
گفتیم، برادر؟
گفتند، یکی داشتیم شهید شده.
گفتیم، بزرگتری، کسی؟
گفتند، عموی ما در خانة بغلی می‌نشیند.
فکر کردیم بهترین کار این است که عمو را بیاوریم بیرون. حالا چه کلکی بزنیم عمو را از خانه بیرون بیاوریم؟ با این هیبت و این تیپ و قدوقواره، همه دو متر درازی و لباس‌ها، شکل، تیپ و اسلحه. هرچه هم بخواهی بگویی من کسی نیستم، قیافه‌ات تابلو است.
در بغلی را زدیم. یک آقایی آمد دم در سلام کردم. گفتم، ببخشید! امر خیری بود خدمت رسیدیم.
این بندة خدا نگاه کرد، یک مسلمان بسیجی، خانة یک ارمنی آمده، چه امر خیری؟
خودش تعجب کرد. رفت لباس پوشید آمد دم در. محترمانه باهاش پیچیدیم توی خانة برادر خودش. داخل خانه که شدیم، نگهبان او را بازرسی کرد. نگاه کرد، پیش خودش گفت، برای امر خیر مگر آدم را بازرسی می‌کنند؟
بعد از بازرسی قضیه را بهش گفتیم. گفتیم: رهبر نظام آمده این‌جا، این‌ها چون بزرگتری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید.
او را داخل که بردیم و آقا را که دید، مُرد. یک جنازه را یدک کردیم و بردیم نشاندیم روی صندلی کنار آقا. این‌ها به خودی خود زبانشان با ما فرق می‌کند.
سلام علیک هم که می‌خواهند بکنند کلی مکافات دارند. با مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال‌پرسی کرد و درنهایت یک هم‌دمی را برای آقا مهیا کردیم.
حضرت آقا چایی و شیرینی‌شان را خورد
رفتیم توی این اتاق بالای سر مادر و با التماس دعا، مادر را هم راه انداختیم.
آمدند رفتند بالا، لباس مناسب پوشیدند و آمدند پایین. وقتی وارد اتاق شد، آقا تعارفشان کردند در کنار خودشان، کنار همان عمویی که نشسته بود. بعد هم گفتند: مادر! ما آمده‌ایم که حرف شما را بشنویم؛ چون شما دچار مشکل شده بودید، دوستان عموی بچه‌ها را آوردند.
دخترها آمدند نشستند. آقا اولین سؤالشان این بود که شغل دخترها چیست؟
گفتند: دانشجو هستند.
آقا خیلی تحسینشان کرد و با این‌ها کلی صحبت کردند، توی این حالت، این دختر سؤال کرد که آقا آب، شربت، چیزی برای خوردن بیاورم؟
این‌ها همه‌اش درس است. من خودم نمی‌دانستم که بگویم بیاورد یا نیاورد؟ آقا می‌خورد یا نمی‌خورد؟ نمی‌دانستم. رفتم کنار آقا، از آقا سؤال کردم، گفتم: آقا
این‌ها می‌گویند که خوردنی چیزی بیاوریم؟ چایی چیزی بیاوریم؟
آقا گفتند: ما مهمانشان هستیم. از مهمان می‌پرسند چیزی بیاورند یا نیاورند؟
خُب اگر چیزی بیاورند ما می‌خوریم.
بعد خود آقا گفتند: بله دخترم! اگر زحمت بکشید چایی یا آب‌میوه بیاورید، من هم چایی، هم آب‌میوة شما را می‌خورم.
این‌ها رفتند چایی، آب‌میوه و شیرینی آوردند. خود میوه را هم آوردند. خُب توی خانة مسلمان‌ها این‌‌طوری است. یک نفر چند تا میوه پوست می‌کند می‌دهد دست آقا، آقا هم دعا می‌کند. همان‌جا به پدر شهید، مادر شهید، پسر شهید و یا همسر شهید آن خوراکی را تقسیم می‌کنیم، همه یک قسمتی از این میوه می‌خورند که آقا به آن دعا کرده. توی ارمنی‌ها هم همین کار را باید می‌کردیم؟ واقعاً نمی‌دانستیم.
چایی آوردند، آقا خورد، آب‌میوه آوردند، آقا خورد، شیرینی آوردند، آقا خورد.
آقا حدود چهل دقیقه توی خانه ارمنی‌ها نشستند و با این‌ها صحبت کردند. مثل بقیة جاها آقا فرمودند: عکس شهیدتان را من نمی‌بینم. عکس شهید عزیزمان را بیاورید ببینم.
توی خانة مسلمان‌ها چهار تا عکس بزرگ شهید وجود دارد که توی هر اتاقی یکی هست.
می‌پریم و می‌آوریم. این‌ها رفتند آلبوم عکس‌شان را آوردند. آلبوم عکس هم متأسفانه برای شب عروسی شهید بود. آلبوم را گذاشتند جلوی آقا. صفحة اول یک عکس دوتایی. یادگاری فردین با دوستش گرفته بود آن وسط بود. آقا همین‌جوری نگاه می‌کردند، شروع کردند به صحبت کردن، همین‌جوری صفحه‌ها را ورق می‌زدند تا تمام شود. تمام که شد گفتند: خُب! عکس تکی شهید را ندارید؟
یک عکس تکی از شهید پیدا کردند و آوردند گذاشتند جلوی آقا. آقا شروع کردند از شهید تعریف کردن. گفت: خُب! نحوة اسارت، نحوة شهادت اگر چیزی داشته به من بگویید.
ما فهمیدیم نام این شهید بزرگوار، شهید «مانوکیان» است، به اندازة شهیدان «بابایی»، «اردستانی» و «دوران» پرواز عملیاتی جنگی داشته است. هواپیمایش f14، بمب‌افکن رهگیر بوده و بالای صد سُرتی پرواز موفق در بغداد داشته. هواپیمایش را توی دژ آهنی بغداد می‌زنند. شهید، هواپیما را تا آن‌جا که ممکن است، اوج می‌دهد. هواپیما در اوج تا نقطة صفر خودش، که اتمسفر است بالا می‌آید و بقیه‌اش را به‌سمت ایران سرازیر می‌شود. چهار تا موتور هواپیما منهدم می‌شود.
هواپیما لاشه‌اش توی خاک ایران می‌افتد، ولی چون دیگر سیستم برقی هواپیما کار نمی‌کرده‌، نتوانسته ایجکت کند و نشد که چتر برای شهید کار کند. هواپیما به زمین خورد و ایشان به شهادت رسید.
ارمنی‌ای بود که حتی حاضر نشد، لاشة هواپیمای جمهوری اسلامی به‌دست عراقی‌ها بیافتد. آن خانواده، این فرزندشان است. این بزرگوار در نیروی هوایی مشهور است.
دربارة شهادتش و اخلاقش تعریف کردند.
مادر شهید گفت: امروز فهمیدم که علی(علیه السلام) کیست
مادر شهید گفت: آقا! حالا که منزل ما هستید، من می‌توانم جمله‌ای به شما عرض
کنم؟
آقا گفت: بفرمایید، من آمدم این‌جا که حرف شما را بشنوم.
گفت: ما با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله داریم، در روضه‌هایتان شرکت می‌کنیم، ولی خیلی مواقع داخل نمی‌آییم. روز شهادت امام حسین(علیه السلام)، روز عاشورا و تاسوعا به دسته‌های سینه‌زنی امام حسین(علیه السلام) شربت می‌دهیم. می‌آییم توی دسته‌هایتان می‌نشینیم، ظرف یک‌بارمصرف می‌گیریم، که شما مشکل خوردن نداشته باشید، چون ما توی ظرف آن‌ها آب نمی‌خوریم. توی مجالس شما شرکت می‌کنیم و بعضی از حرف‌ها را می‌شنویم. من تا الآن نمی‌فهمیدم بعضی چیزها را.
می‌گفتند، در دین شما بانویی ـ که دختر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) است ـ را بین درودیوار گذاشته‌اند، سینه‌اش را سوراخ کرده‌اند. میخ، مسمار به سینه‌اش خورده. نمی‌فهمیدم یعنی چی.می‌گفتند مسلمان‌ها یک رهبری داشتند به نام علی(علیه السلام). دستش را بستند و در سه دورة ۲۵ ساله، حکومتش را غصب کردند. نمی‌فهیمدم یعنی چی. گفتند، در ۲۵ سالی که حکومتش غصب شده بود، شغلش این بود، آخر شب نان و خرما می‌گذاشت روی کولش می‌رفت خانه یتیم‌هایش. این را هم نمی‌فهمیدم. ولی امروز فهمیدم که علی(علیه السلام) کیست.
امروز با ورود شما به منزل‌مان، با این همه گرفتاری‌ای که دارید، وقت گذاشتید و به خانة منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید. اُسقُف ما، کشیش محلة ما به خانة ما نیامده است، شما رهبر مسلمین‌ هستید. من فهمیدم علی(علیه السلام) که خانة یتیم‌هایش می‌رفت چه‌قدر بزرگ است.
از ورود آقای خامنه‌ای به منزلشان، به علی(علیه السلام) و ۲۵ سال حکومت غصب شده‌اش و زهرا(سلام الله علیها) پی برد. خُب! این برود مشهد، امام رضا(علیه السلام) شفایش نمی‌دهد؟
بعد از بازگشت حضرت آقا، پاسداران را توبیخ کردند
ما چهل دقیقه با این خانواده بودیم. عین چهل دقیقه،‌ به اندازة چند کتاب از این‌ها درس گرفتیم. آقا در خانة ارامنه آب، چایی، شربت، شیرینی و میوه‌شان را خورد. بعضی از دوست‌های ما نخوردند. کاتولیک‌تر از پاپ هم داریم دیگر. رهبر نظام رفته خورده، پاسدار، من نوعی، نخوردم. حزب‌اللهی‌تر از آقا هستم دیگر.
با آن‌ها خداحافظی کردیم و به‌سمت دفتر به‌راه افتادیم. وقتی رسیدیم آقا فرمودند: این بچه‌ها را بگویید بیایند.
آمدند. گفتند: این کار احمقانه چه بود که شما کردید؟ ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه‌شان رفتیم چرا غذایشان را نخوردید؟ این اهانت به این‌ها محسوب می‌شود. نمی‌خواستید داخل نمی‌آمدید.


السلام علیک یا رَبیَع الاَنام و نَضْرَةَ الاّیام

 وَ ما لَكُمْ أَلاَّ تُنْفِقُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لِلَّهِ ميراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا يَسْتَوي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبير
(57) الحديد :  10
 

چرا در راه خدا انفاق نكنيد در حالى كه ميراث آسمانها و زمين همه از آن خداست (و كسى چيزى را با خود نمى‏برد)! كسانى كه قبل از پيروزى انفاق كردند و جنگيدند (با كسانى كه پس از پيروزى انفاق كردند) يكسان نيستند; آنها بلندمقامتر از كسانى هستند كه بعد از فتح انفاق نمودند و جهاد كردند; و خداوند به هر دو وعده نيك داده; و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است. (10)


افسران - بدون شرح

مگر در آشفته بازار 88 آقا فرمان مبارزه در برابر این طغیان گر ها رو داده بودند



تووی این چند وقته میبینم بعضی از افسران منتظر اینن که خود رهبری نسبت به این ماجراها موضع بگیرن
در صورتی که این عمار گونه نیست
مگر در آشفته بازار 88 آقا فرمان مبارزه در برابر این طغیان گر ها رو داده بودند
که بسیجی های بابصیرت ریختند و به داستان پایان دادند
الان هم نباید فکر کنیم چون آقا دارن سکوت میکنن معنیش اینه که موافق کار های اینها هستند
بالاخره رهبری عنصری ست که باید آحاد مردم جامعه رو با هم کنار هم دیگه نگه داره 
و نذاره کار به جا های باریک بکشه 
و گر نه به نظرم خود ایشون اگه رهبر نبودند و یه بسیجی بودند
مسلما به این مسائل واکنش جدی نشان میدادند


««««« مـن یـک افـراطـی ام »»»»»

««««« مـن یـک افـراطـی ام »»»»»


بهشتی ، دیالمه ، رجب بیگی ، وزوایی و ... همه و همه افراطی بودند ، چون که در خط امام بودند و اسلام آمریکایی را بر ملا کردند ...
همت هم یک افراطی بود چرا که گفت :
زمان بازرگان به ما برچسب چریک زدند، زمان بنی‌صدر هم برچسب منافق ، الان هم برچسب خشک_مقدس و تحجر ، هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم برچسب‌ بارانمان کردند، حالا روزی ده برچسب دشت می‌کنیم، اما بسیجیان دلسرد نمی شوند! حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند!!

در دوران به اصطلاح ، اصلاحات هم به ما می گفتند لباس شخصی ، تندرو ، متحجر و ....
باکی نیست ...

احمدی روشن هم یک افراطی بود ، چون که خط قرمزش ولایت فقیه بود ...

حال میخواهی به جلیلی رای داده باشی و یا به قالیباف و یا به غرضی ...
مهم اینست که تو جزو 49و نیم درصدی هستی که به شیخ تدبیر رای ندادی ...
پس تو افراطی و بی قانون هستی ، و باید به گوشه رینگ برده شوی ...!!!

آری برادر و خواهر من اینست رسم روزگار ...
هرچقدر بیشتر خون دل بخوری ، بیشتر برچسب می خوری ...
ولی ما را چه باک از برچسب ...

ما مرده ... شما زنده...


ما داس ... شما کلید

ما بی سواد ... شما باسواد

ما سرهنگ ... شما حقوقدان

ما بی تدبیر ... شما باتدبیر


ولی

ما مرده ... شما زنده...

با فحاشی و بی ادبی و تحقیر دیگران مملکت اداره نمی شود. برای جوش آوردن و از کوره در رفتن خیلی زود بود... فقط شش ماه گذشته! 
(یامین پور) 

افسران - ما بی سواد شما با صواد

خیانت یا خباثت؟اصولگرایان چه زمانی از خواب بیدار می شوند؟

خیانت یا خباثت؟اصولگرایان چه زمانی از خواب بیدار می شوند؟
مشایی دشمن دولت اسراییل با ظریف دوست دولت اسراییل چه نسبتی دارد؟

حسین مهدیزاده نراقی
پس از حذف کاندیدای جریان عدالتخواه از انتخابات ریاست جمهوری سال 92 و تحویل کشور به جناب روحانی گویا همچنان مرغ اصولگرایان یک پا دارد و حاضر به پذیرش اشتباه(بخوانید خیانت) مهلک خود نیستند به گونه ای که امروز ابراهیم آقامحمدی نماینده مردم خرم‌آباد و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس می گوید:
« اظهارات آقای ظریف درباره رژیم صهیونیستی آدم را یاد مشایی و سخن وی درباره دوستی با ملت اسرائیل می‌اندازد!!»
برای توضیح من باب تفاوت صریح و بنیادین صحبت های مهندس مشایی و جواد ظریف ناگزیر باید واکاوی داشت در گذشته نه چندان دور؛ تاملی در موضوع این دو سخن نشانگر این حقیقت است که این دو سخنرانی از جهت مبنایی در تضاد صد درصد با یکدیگر بوده است.
در حالی که مهندس مشایی با بارها تکرار عبارت «رژیم غاصب صهیونیستی» می کوشد تا مردم این سرزمین را از دولت آن جدا نماید و به نوعی فروپاشی درونی این رژیم غاصب را تسهیل نماید، محمدجواد ظریف گام به گام در پی رسمیت بخشی به این رژیم نحس نجس و سگ نگهبان آمریکاست!
وزیر خارجه دولت یازدهم دکتر ظریف در گفت‌وگوی اختصاصی با برنامه بامدادی مشترک تلویزیون یک و دو آلمان در 13 بهمن 92 و در پاسخ به پرسشی درباره هولوکاست و اسرائیل می گوید:
« کشتار جمعی یهودیان را نمی‌توان انکار کرد و باید از تکرار چنین جنایتی جلوگیری کرد، موضع ایران همواره دفاع از حقوق فلسطینیان بوده است و این موضوع را باید فلسطینیان حل کنند. ما از این منطقه دور هستیم. این وظیفه ما نیست که اسرائیل را به رسمیت بشناسیم یا نه، بلکه فلسطینیان باید درباره این موضوع تصمیم‌گیری کنند..».
ظریف 14 بهمن 92 هم و در مصاحبه با شبکه تلویزیونی فونیکس آلمان نیز گفت:
 جمهوری اسلامی رسمیت اسراییل را پس از صلح اسراییل و فلسطین به رسمیت میشناسد![1]
 آنچنان که پیداست وجه مشترک تمام سخنان ظریف، حول دولت اسرائیل می چرخد و نه مردم ساکن در آن.
مهندس مشایی در 29 تیرماه 1387 می گوید:
« افتخار ايرانيان دوستي با تمامي مردم جهان است که‏ مردم ساکن در سرزمين تصرف شده توسط رژيم غاصب اسرائیل نيز شامل آن مي‏ شود. بحث من دوستي با مردم جهان از جمله مردم‏ ساکن در سرزمين تصرف شده از سوي اين رژيم غاصب از جمله مسلمانان، يهوديان‏ و ديگر اديان الهي ساکن در آن است».
نتیجتا اینکه در سخنرانی مهندس مشایی در تیرماه 1387؛ اولا عبارت مصطلح « دوستی با مردم اسرائیل » به چشم نمی آید! و عبارت « دوستی با مردم ساکن در سرزمین تصرف شده توسط رژیم غاصب اسرائیل » تفاوت بنیادین و اساسی با عبارت « دوستی با مردم اسرائیل » دارد.
چه اینکه مهندس مشایی در این سخنان و دیگر سخنان مشابه بر نامشروع بودن رژیم اسرائیل تاکید چندباره داشته اند و با ذکر عبارت «دوستی با مردم ساکن در سرزمین تصرف شده توسط رژیم غاصب اسرائیل » و همچنین عبارت « بحث من دوستي با مردم جهان از جمله مردم‏ ساکن در سرزمين تصرف شده از سوي اين رژيم غاصب از جمله مسلمانان، يهوديان‏ و ديگر اديان الهي ساکن در آن است»صهیونیست ها را شامل حال این مودت ندانسته است و تنها ادیان الهی را شامل حال دانسته است و در این صورت عبارت مهندس مشایی با عبارات رهبری معظم انقلاب نیز تطبیق کامل خواهد داشت.
ثانیا آنچنان که بسیاری با حذف و سانسور عبارت « دوستی با مردم ساکن در سرزمین تصرف شده توسط رژیم غاصب اسرائیل » را به عبارت « دوستی با مردم اسرائیل » تغییر داده اند، برخی دیگر در کمال بی تقوایی حتی مدعی « دوستی با اسرائیل » ( و نه مردم اسرائیل ) از سوی مهندس مشایی شده اند.
ثالثا مهندس مشایی 2 روز پیش از بیان عبارت « دوستی با مردم ساکن در سرمین تصرف شده توسط رژیم غاصب اسرائیل » می گوید :
« رژيم اسرائيل مرده است و‏ اينها فقط دارند تشييع جنازه اين مرده را عقب  مي اندازند، امروز جايگاه‏ اين رژيم غاصب مخدوش است و فلسفه وجودي آن از بين رفته است.
‏ مي خواهند با تهديد و هياهو، مرگ حقيقي رژيم صهيونيستي را مخفي کنند،‏ وحشت دارند و  نمي توانند مرگ اسرائيل را اعلام کنند، چه کسي  نمي داند‏ اسرائيلي که نتوانست حتي مقابل يک حزب بايستد، توان مقابله با ايران را‏ که امروز يک ابرقدرت منطقه اي  است، ندارد.»  ( 27 تیرماه 1387 )
این عبارات نشان گر تفکیک بین رژیم نامشروع اسرائیل و برخی از صاحبان ادیان الهی ساکن در این مناطق غصب شده می باشد.
رابعا مشایی در 2 مرداد 1387 و در گفتگو با رجانیوز می گوید:
روز اول هفته خبري منتشر شد مبني بر اينكه من در سخنراني خود گفته ام «ملت اسرائيل دوست ماست». ملت واژه اي معادل«nation» در زبان انگليسي است و بكارگيري آن به مفهوم پذيرش يك جامعه سياسي در قالب يك حاكميت سياسي است. من در جواب خبرنگاران در خصوص بكارگيري كلمه «ملت» در رابطه با اسرائيل گفتم كه بايد به نوار سخنراني من مراجعه كنيد و ادامه دادم اگر هم گفته باشم «ملت» منظور بنده مردم بوده است، كه البته با مراجعه به نوار سخنراني معلوم شد كه من از كلمه «مردم» استفاده كرده ام نه «ملت».
نگاهی به عبارت مقام معظم رهبری در نمازجمعه 30 شهریور 87  نیز مثبت همین واقعیت است که اگرچه معظم له عبارات به کار گرفته شده از سوی مهندس مشایی را نادرست می دانند ولیکن تاکید می نمایند که  ملت ایران با صاحبان ادیان الهی هیچ مشکلی ندارد، آن جا که رهبر معظم انقلاب می فرمایند :
« ما با يهودى‌ها هيچ مشكلى نداريم، با مسيحى‌ها هيچ مشكلى نداريم، با اصحاب اديان در دنيا هيچ مشكلى نداريم؛ اما با غاصبان سرزمين فلسطين چرا؛ مشكل داريم.»
( رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه 30 شهریور  1387)
از بین 4 عبارت معروف امام خمینی ره مبنی بر دوستی با ملت اسراییل نیز تنها به یک مورد آن بسنده میشود، باشد تا در تنویر حقیقت موثر افتد:
مصاحبه کننده ( خبرنگار شبكه رادیو- تلویزیون آلمان غربى ) از حضرت امام این پرسش را مطرح می کند :
[درخواستهاى شما نابودى كشور اسرائیل است. اگر این منجر به نابودى اسرائیل شود و فلسطینی ها پیروز گردند، یهودیان چه سرنوشتى خواهند داشت؟]
پاسخ حضرت امام خمینی ره :
« یهودی ها حسابشان از صهیونیست ها جداست. چنانچه مسلمین بر صهیونیست ها غلبه پیدا بكنند، همان حالى را پیدا مى‏كنند كه شاه مخلوع پیدا كرد. و اما با یهودی ها كارى ندارند، ملتى هستند مثل سایر ملل، زندگى آنها انجام مى‏گیرد و تصرفى به آنها نیست ..»
 (صحیفه امام، جلد 11 صفحه 4)