مادر
مادرم
کاش با قیمت جان عمر تو میشد ممکن
تا دهم جانی و از بهر تو عمری بخرم
کاش میشد ......
مادرم
کاش با قیمت جان عمر تو میشد ممکن
تا دهم جانی و از بهر تو عمری بخرم
کاش میشد ......
با ارزوی کامیابی و موفقیت برای تمامی عزیزانی که کم و بیش به من سر می زنن،امید دارم سال جدید برای تمامی دوستان سالی پر از سلامتی همراه با اتفاقهای خوب چه در زندگی شخصی،چه در مرتبه اجتماعی باشد.انشالله به واسطه سال جدید خیلی ادمها به ظاهر تنها از تنهایی در بیان.چون به عقیده من تو دنیا کسی تنها نیست مهم اینه که ادم تنهایی رو چی معنا کنه.انشالله لبتون همیشه بخنده و دلتون همواره شاد باشه و همیشه سعی این باشه که هر روزمون بهتر از دیروزمون باشه.![]()
خداوندا سپاسگذارم به تمامی داده ها و ندادههایت. خداوندا سپاسگذارم به خاطر لطف بی کرانت. و در نهایت سپاسگذارم از تمام کسانی که به من لطف داشتن و دارن. زندگی می گذرد و فقط این خاطرات است که می ماند و بس. به خاطرات به اندازه خاطره بها بدهیم و خوب و بدش را واقعا خاطره کنیم. من هم خاطراتم را با خود همیشه دارم اما همیشه گذشته ها گذشته. انشالله خداوند برای همه ما سرنوشتی بهتر از آنچه تصور می کنیم رغم بزند. من برای تمامی دوستان و عزیزانم آرزوی کامیابی موفقیت را دارم. با تشکر زیبا
من به گره خوردن ذهنم با برگ محتاجم
سبزی ام از بین رفته است
به عاریه پوشیدن خو گرفته ام
و این بار وام دار شاخه های درخت گشته ام
از فریب من خرده مگیر
که صورتم، زرد بودنم را انکار نمی کند
به این حالت از غضب، نگاهم نکن درخت!
جامه ات را زود پس خواهم داد
تنها برای دو، سه روز باقی مانده
سبزی ات را به اشتراک دلم بگذار
من از هوای زرد و آفتاب بعد از تو می ترسم.....

ز آن نامه اي كه دادي و زان شكوه هاي تلخ
تا نيمه شب بياد تو چشمم نخفته است
اي مايه اميد من اي تكيه گاه دور
هرگز مرنج از آنچه به شعرم نهفته است
شايد نبوده قدرت آنم كه در سكوت
احساس قلب كوچك خود را نهان كنم
بگذار تا ترانه من رازگو شود
بگذار آنچه را كه نهفتم عيان كنم
تا بر گذشته مينگرم
عشق خويش را
چون آفتاب گمشده مي آورم به ياد
مي نالم از دلي كه به خون غرقه گشته است
اين شعر غير رنجش يارم به من چه داد
اين درد را چگونه توانم نهان كنم
آندم كه قلبم از تو بسختي رميده است
اين شعر ها كه روح ترا رنج داده است
فريادهاي يك دل محنت كشيده است
گفتم قفس ولي چه بگويم كه پيش از اين
آگاهي از دو رويي مردم مرا نبود
دردا كه اين جهان فريباي نقشباز
با جلوه و جلاي خود آخر مرا ربود
اكنون منم كه خسته ز دام فريب و مكر
بار دگر به كنج قفس رو نموده ام
بگشاي در كه در همه دوران عمر خويش
جز پشت ميله هاي قفس خوش نبوده ام
پاي مرا دوباره به زنجيرها ببند
تا فتنه و فريب ز جايم نيفكند
تا دست آهنين هوسهاي رنگ رنگ
بندي دگر دوباره بپايم نيفكند
“به جاي موفقيت در چيزي که از آن نفرت دارم، ترجيح مي دهم در چيزي شکست بخورم که از آن لذت مي برم”
بي خداحافظ
به همين سادگی رفتي بي خدا حافظ عزيزم
سهم تو شد روز تازه سهم من اشك كه بريزم
به همين سادگی كم شد عمر گل بوته تو دستات
گله از تو نيست مي دونم خودم اينو از تو خواستم
به جون ستاره هامون تو عزيزتر از چشامي
هر جا هستي خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامي
تورو محض لحظه هامون نشه باورت يه وقتي
كه دوستت ندارم اينو به خدا گفتم به سختي
من اگه دوستت نداشتم پاي غمهات نمي موندم
واست اينهمه ترانه از ته دل نمي خوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه اين بود كه مي ديدم
داري آب ميشي مي ميري
اينو از همه شنيدم
دارم از دوريت مي ميرم تا كنار من نسوزي
از دلم نميري عمرم نفسايي كه هنوزي
تورو محض خيره هامون كه نفس نفس خدا شد
از همون لحظه كه رفتي روحم از تنم جدا شد
تو كه تنها نمي موني من تنها رو دعا كن
خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها كن
دست تو اول عشقه بسپرش به آخرين مرد
مردي كه پشت يه ديوار واسه چشمات گريه مي كرد گريه مي كرد
گريه مي كرد گريه مي كرد

شده حس کنی باز دوباره فیلت یاد هندوستون کرده؟ آره شده؟
