نمیدونم اینجا چکار میکنیم.
چطوری شد که اینجا اومدیم.
اگه خودمون اومدیم، چرا جای اشتباه پیاده شدیم؟
اگرم جای درست پیاده شدیم، مطمئنا زمانش درست نبوده و یا دو میلیون سال دیر اومدیم یا زود.

موندیم کیو لعنت کنیم. ما که هوش و حواس درست و حسابی نداشتیم، لعنت به اتوبوسی که پیچ اشتباه رو پیچید، لعنت به راننده ای که با سرعت استاندارد نیومد و از ایستگاه رد شد و بین راه پیاده مون کرد.
یا اگرم هوایی اومدیم، لعنت به لک لک های بیسوادی که در زمان اشتباه و به آدرس اشتباه آوردنمون.

نوشته شده توسط زگیل خان در سه شنبه ۱۴۰۴/۰۲/۰۲ |

اگه تا یکماه قبل از زگیل خان میپرسیدید "سخت ترین کارهای دنیا چیست؟"، قطعا فرمایشاتی تلاوت میفرمودن که امروز نمی تلاوتند. اما اخیرا به این نتیجه رسیدیم که سخت ترین کار دنیا، "دختر شوهر دادنه".

همین یکماهه نصف زگیلامون پرپر شدن، موهای سرمون اول سفید شدن و بعدش ریختن (شایدم اول ریختن، بعدش سفید شدن، والا این دختر شوهر دادن که حواس واسمون نزاشته)، یک گوز اندازه شترخان روی دوشمون سبز شده و هفتادو اندی از دندونامون ریخته و ....

دلیلشم مثلا اینا:

میگن: آقای دکتر مهربون گفتن چنین و چنان و شیک و تمیز راهنمایی مون کردن.

میگیم: ما هم همینو گفتیما.

میگن: نخیر، آقای دکتر مهربون با نگاهی از بالا به پایین گفتن.

و ما با دماغی آویزون، زگیلانه نگاه میکنیم.

میگن: خاله قورباغه گفته فلان و بهمان و کارسازانه ارشادمون کردن.

میگیم: ما هم که همینو گفتیم.

میگن: نخیر. شما با لهجه گفتی اما خاله قورباغه جون، سلیس و شیوا گفتن.

ما هنوز وزغ وار نگاه میکنیم.

میگن: کارشناس ازدواج (که خودش یازده بار مزدوج شده و سیزده بار متارکه کرده) این راهکارهارو ارائه فرمودن.

میگیم: ایشون اگه کارشناس بودن، چرا یک مزدوجیت سالم نداشتن؟

میگن: اتفاقا الان تعداد مزدوجیت ها ملاکه نه دوامشون.

ما هم که دیگه چشمامون از حدقه زده بیرون و دیگه حتی نگاهم نمیتونیم کنیم.

 

آخرشم میگن زگیل همش غر میزنه، دعوا میکنه، گیر میده، بزور میخاد شوهرمون بده تا از دستمون خلاص بشه.

 

خلاصه بگیم، گافی کردیم و گافی خوردیم.

و همچنان مثل زگیل نگاه میکنیم (و البته با دماغی آویزون تر و در حال جویدن گافها با دهان بی دندونمون).

 

پ.ن 1:

اگر یکبار دیگر دختردار بشوم، قطعا زنده بگورش خواهم کرد.

پ.ن 2:

زبوندرازها، فمنیستها، مخالفین فرمایشاتمون، هر چی میخان بگن، اینجا قدرت دست ماست و به کوری چشمشون، عرایضشون رو تایید نخواهیم کرد.


برچسب‌ها: ازدواج, کار سخت, سخت ترین کار, دشواری
نوشته شده توسط زگیل خان در سه شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۱۴ |

 

مانتو جلو بازهای گرامی، ساپورتیان نازنین، نامتعارف پوشان محترم، اندام نمایان انتخاباتی، موتور و دوپرخه سواران حامی کاندیداها:

تا میتونید از امروزتون لذت ببرید، چونکه که چند ساعت دیگه انتخابات تموم میشه و آزادی ها هم میره تا انتخابات بعدی که فهیم حساب میشین

از فردا گشت ارشاد منتظره.

 


برچسب‌ها: آزادی انتخاباتی, گشت ارشاد, ساپورت, مانتو جلو باز
نوشته شده توسط زگیل خان در جمعه ۱۴۰۰/۰۳/۲۸ |

 

شنیده بودیم اینجا قحط الرجاله، اما نمیدونستیم قحطی اسم برای سریال هم هست.

دراکولا، قورباغه، هیولا و ....

مشتاقانه منتظر سریالهای توله سگ، بزمچه، سنجاقک و کره خر هستیم.

 


برچسب‌ها: قحطی, قورباغه, دراکولا, هیولا
نوشته شده توسط زگیل خان در پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۳/۲۷ |

در دورانی که از جمعیت 83 میلیونی، حدود 90 میلیون نفر احساس مسئولیت کرده و بزور چوب و چماق و تهدید و دعوا، بدنبال ریاست جمهوری هستند، ما رسما اعلام میکنیم که علیرغم اصرار جناحهای چپ و راست و وسط و فیها خالدون، بدلایل زیر:

کلید نداریم،

روی سنگ پای قزوین نداریم،

سوابق متعدد دزدی، کلاهبرداری، ارتشاء، سوء مدیریت، گند زدن به همه چی، نداریم،

جرات میگم میگم، میکنم میکنم، نمیدم نمیدم، نداریم،

هیچگونه احساس تکلیفی نمیکنیم،

قصد کاندیداتوری نداریم. لطفا اصرار نفرمایید.


برچسب‌ها: انتخابات, کاندید, ریاست جمهوری
نوشته شده توسط زگیل خان در شنبه ۱۴۰۰/۰۲/۲۵ |
 
مطالب قدیمی‌تر