پست ثابت
![]()
مدعی خواست که آید به تماشا گه راز
دست غیب آمد و بر سینه ی نا محرم زد
![]()
![]()
مدعی خواست که آید به تماشا گه راز
دست غیب آمد و بر سینه ی نا محرم زد
![]()
بعد از دو سال اومدم تا پست بزارم به یاد ایام وبلاگ نویسی و قدیم

توی سال هایی که "روایت فتح" شبهای جمعه پخش می شد، یه خاطره از یه رزمنده پخش شد که داستان اینجوری بود: دو تا قایق کنار هم ایستاده بودن یکی پشت جبهه می رفت یکی سمت عملیاتی بی بازگشت! راوی می گفت: دو دل بودم؛ یه پام تو این قایق بود یه پام تو اون قایق. شهید (که اسم اش خاطرم نیست) به راوی می گه: یه پا تو بردار!..
حالا هم یکی باید پیدا بشه تا به بعضی از ما بگه: یه پاتو بردار...
بگه: تویی که پیش از ماه رمضون یخچالت رو از گوشت و مرغ پر کردی! از طرفی به هیچ مرجعی هم اعتقاد نداری! ولی روز عید فطر منتظری ببینی مراجع چی تصمیم می گیرن تا بفهمی چند کیلو گندم باید فطریه بدی!...یه پا تو بردار!
تویی که میگی اسلام مال ۱۴۰۰ سال پیشه، ولی ارثیه خواهرت رو نصف دادی، یه پاتو بردار...
آهای خانم! خواهرم! تویی که هم میخوای امتیاز زن شرقی رو داشته باشی و مهریهات رو بگیری و هم از مزایای زن غربی بهره مند باشی؛ ولی به جای مشارکت در تولید، هفتهای یه بار فیس بوک شوهرت رو چک میکنی.، یه پا تو بردار...
داداشم... نمی تونی یه زن باربی بگیری و هر روز برات (میزان پلی) کنه و در عین حال بوی قرمه سبزی تو راهروی خونهات بپیچه و بدون اجازهات خرید نره و ... ولی با هم بشینید اندر وصف سکوت سمفونی بتهون صحبت کنید.. یه پاتو بردار...
روشنفکر امروز! دانشجوی دیروز! نمیتونی برای رسیدن به دورهی تحصیلی بالاتر، جزوه هات رو از هم اتاقیت قایم کنی و الان تو شبکه های اجتماعی اندر وصف خِساست ایرانی ها و open بودن خارجی ها سر به فیس بوک بکوبی! تو هم یه پاتو بردار...
استاد گرامی، پژوهشگر ارجمند! شما هم نمی تونی تابلوی جملهی ( قلم علما افضل من دما شهدا) رو روی دیوار خونهی ۴۰۰ متریت بکوبی، در حالی که افزایش حقوق استاد تمومیت، از مقالات دانشجوآت بدست اومده. با عرض پوزش شما هم یه پاتو بردار...
حاجی بازاری دیروز و بیزینسمن امروز، تویی که عمرا بتونی رادیکال ۴/۲ رو حساب کنی، اینکه بخوای از احترام یه دانشگاهی برخوردار بشی.. شما حتما یه پاتو بردار...
نمایندهی عزیز! تویی که پول تبلیغات میلیاردیتو "هِبِه" گرفتی؛ نمیتونی بعدا رانت ندی و عضو کمیته حقیقت یاب اختلاس باشی! اگه بهت بر نمیخوره شما هم یه پاتو بردار..
آدم هایی که میخوان تو هر دو تا قایق باشن، کارشون مثل راننده خودرویی می مونه که هم راهنما به چپ می زنه هم به راست! و پشت سریه حتما میفهمه حال راننده خوب نیست...
ما خیلی وقتا حالمون خوب نیست!
ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم
خدایا زمین گیر شدنم را مپسند
مادر هر کاری کند اهل خانه یاد میگیرند
مثلا اگر شهید شود ...
خوش آن زمان که نکـویان کنند غارتِ شهر
مرا تو گیری و گویی كه اين اسير من است
دست بردم كه كشم تيــر غمش را از دل
تير ديگر زد و بر دوخت دل و دست به هم
خواننده کتیبه چشم و لبت منم
پر رنگ کن به خاطر من، این نکات را
برق چشم تو به هر بت بخورد، میشکند
چه کسی دیده بتی، با هنر بت شکنی؟
میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
ترک کـام خود گرفتم تا برآید کـام دوست
(قابل توجه بعضی مدعیان امروزی)
گفتم مَه ِ من! از چه تو در دام نیفتی؟
گفتـا چـه کنـم دام شمـا دانه نـدارد
تو قوی پنجه، شكار افكن و من صید ضعيف
ترسم از ضعف، به گوشت نرسد فریـادم
نمیخواهم کسی جز من، به یار من سخن گوید
اگـر چـه قاصـد مـن باشـد و پیغــام من گـوید
ﮐﻨﺎﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺧﻮﺩ، ﺑﭽﯿﻦ ﻣﯿﺰ ﻗﻤﺎﺭﻡ ﺭﺍ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻁ ﻣﯽﺑﻨﺪﻡ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ﺭﺍ
گفتم که دلم هست به پیش تو گرو
دل باز ده، آغاز مکن قصهی نو
افکند هزار دل ز هر حلقهی زلف
گفتا دل خود بجوی، بردار و برو

متن نامه امیرکبیر خطاب به ناصرالدین شاه
قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیرهی همایونی به شکستن لبهی نان
مشغولیم ، خبر رسید که شاهزاده موثقالدوله حاکم قم را که به جرم
رشا و ارتشا معزول کردهبودم، به توصیهی عمهی خود ابقا فرموده
و سخن هزل بر زبان راندهاید. فرستادم او را تحتالحفظ
به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که
【ادارهی امور مملکت به توصیهی عمه و خاله نمیشود.】


اصل ۸۴ قانون اساسی می گوید:
هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است
و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید.
اصل ٨٦ قانون اساسي نيز مي گويد:
نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی و اظهارنظر و رأی خود کاملاً آزادند
و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند
یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد.
به عنوان یک دانشجوی حقوق
ضمن محکوم کردن این قانون شکنی معتقدم :
افراطیونی همچون گروهک فرقان
برایشان فرقی ندارد ک مخاطبشان مرتضی باشد یا علی !
ملاک آنها تنها کلام مطهر است ...
درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت
در بین غزل نام تو را داد زدم ، داد
آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت
بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت !؟
من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم
من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت
با شانه شبی راهی زلفت شدم اما .. .
من گم شدم و شانه پی کشف طلا رفت
در محفل شعر آمدم و رفتم و ... گفتند
ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت !؟
می خواست بکوشد به فراموشی ات این شعر
سوزاندمش آنگونه که دودش به هوا رفت
به هر کس میرسم نام تو را با ذوق میگویم
شبیه اولین تکلیف یک طفل دبستانی
بيماري من چون سبب پرسش او شد
مي ميرم از اين غم كه چرا بهترم امروز !
لحظه تشییع من از دور بویت می رسید
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم
دردمند از کوچه ی دلدار می آییم ما
آه کز دارالشفا بیمار می آییم ما
مثل خنثی گر بمبی که دو سیمش سرخ است
مانده ام قید لبت را بزنم یا دل را
قاصد زِ بَــرَم رفت که آرد خبر از یار
باز آمد و اکنون خبر از خویش ندارد
سعدیا گفتی که مهرش می رود از دل، ولی
مهر رفت و ماهِ آبان نیز آرامم نکرد
با من سخنت نیست ولی بهر تسلی
گویم به دل خود ز زبان تو سخنها
صدبار قلم تیز شد و خاطره نگذاشت
یک جمله شکایت به نگارم ، بنگارم
سینه ام را چاک ها کردی به پیکان ستم
خوب کردی، کلبه تاریک ما روزن نداشت
با هواپیما نرو ، زیرا که وقت رفتنت
بارش اشکم هوا را نامساعد می کند
لطف کن پیش من از دلبرومعشوق نگو
پیش یک آدم معلول نباید بدوی

از تو گفتن کار هرکس نیست ای زیبا غزل
من بـرای گفتنت بــــاید که مولــــانا شوم
ياري غم بين كه از من يك نفس هم دور نيست
بَـــــدَم ميگويد و مــــي آرَدَم هر لحظـــــه در يــــــادش!
دختره نوشته گذاشته:
فرهاد من کجاست که ببیند لیلی در آتش عشقش خاکستر شده...
والا تا اون جا که من خبر دارم فرهاد چشمش دنبال شیرین بود نه لیلی
تورو خدا قبل شکست عشقی خوردن ، یه کم در حوزه ادبیات مطالعه کنید …
این عکس هم خیلی پیام جالبی داشت ...

در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود
در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود
کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بودو یاس بود
بـــودن بــا کسیـــ کــهـ دوســتـش نـــــداری
و
نــــــــــبــودن بـا کسیـــــ کـهــ دوسـتـش داری هــــر دو رنــج اسـت
پـــس اگـر همــــفکـــر خــود نـیــــــافتـــی مثـلـــــــــــــ
خــــــــــــــــدا
تـنـهــــــــــا بــاش
مسابقه ماراتون زندگی را بسیاری شروع می کنند:
ولی مهم آن است
که چه کسی تا پایان خط باقی می ماند...!!!؟
آزادي رسانهها
در حد قانون اساسي
هيچ صدمهاي به كشور نميرساند
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آيتالله هاشمي رفسنجاني،
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام
در ديدار جمعي از اعضاي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات،
اطلاعرساني و رشد آگاهي مردم را رسالت پيامبران و همه انسانهاي عاقل دانست و گفت:
در دنياي معاصر هيچ سدّي نميتواند جلوي آگاهي مردم را بگيرد
و تلاش براي بيخبر نگه داشتن مردم بيهوده است.
آیت الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به قوانين و مصرحات قانون اساسي گفت:
آزادي رسانهها در حد قانون اساسي هيچ صدمهاي به كشور نميرساند.
ايشان با اشاره به جايگاه عقل در دين مبين اسلام و تأكيد آن به عنوان پيامبر باطني، نگاه فقهاي شيعي،
مخصوصاً شيخ مرتضي انصاري را بسيار مهم خواند كه آنچه عقل حكم ميكند، شرع نيز حكم مينمايد.
آيتالله هاشمي رفسنجاني
با بيان سير تاريخي جناياتي كه افراطيون در جوامع اسلامي از صدر تاكنون كردهاند، گفت:
تعصبات كوركورانه جنايات ضد بشري را در تاريخ تكرار ميكند
و كشتن مخالفان سليقه را حلال ميپندارد.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان گوشههايي از صبوريهاي پيامبر اسلام و بزرگاني چون مالك اشتر، مخصوصاً در مقابل توهينكنندگان، گفت:
اگر مبنا دين باشد
بايد سعهصدر داشته باشيم،
چون بردباري از خصوصيات بزرگان دين اسلام است.
ايشان با بيان نگاه قرآن در تفاوت ايمان واقعي و تسليم شدن، گفت:
با زور و فشار نميتوانيم عقل كسي را هدايت كنيم
وهيچ كس با زور مومن نميشود و يا دين خود را از دست نميدهد.
آيتالله هاشمي رفسنجاني دفاع از آزادي مطبوعات را امري ذاتي براي همه انسانها دانست
و گفت: كساني كه از بيان حقايق ميترسند، از سانسور در رسانههاي استفاده ميكنند.
مژده مژده مژده
قاضی شعبه سوم دادگاه
رسایی را به یک سال و نیم حبس تعزیری
ممنوعیت انتشار «9 دی»
و شلاق !
و یک سال محرومیت از
فعالیتهای مطبوعاتی
محکوم کرد
گفتنیست او به دلیل موقعیت شغلی خود
حبس خود را به یکصد میلیون ریال
جزای نقدی تبدیل کرد
مدعی را بگو دهانی که به ناحق باز شود
و با تذکر بسته نشود
میبندند
گر تو آزاد نباشی، همه دنیا قفس است!
تا پر و بال تو و راه تماشا بسته ست،
هر کجا هست، زمین تا به ثریا قفس است!
تا که نادان به جهان حکمروایی دارد،
همه جا در نظر مردم دانا قفس است!
"فریدون مشیری"

در نوبتی دوباره دلت را مرور کن
از غـــم به هر بهانه ی ممکن عبور کن
گیرم تمام راه تو مسدود شد، بگـــرد
یک آسمان تازه و یک جاده جور کن
"فرهاد صفریان"

ماهی قرمز این تنگ بلور
منتظر بود به دریا برسد
بی خبر بود که خودخواهی من
آرزویش به فنا خواهد برد
"رضا فلاح لنگرودی"


این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت!!
هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت...
دوزخ از تیرگیِ بختِ درونِ تو بوَد
گر درون تیره نباشد، همه دنیاست بهشت...
"صائب تبریزی"
تفاوت ما و ملت:
ملت LOVE میترکونن
ما از اینا


مدعی میشوم ک :
مشترک مورد نظرم دائمآ در دسترس است
معرفت جاه و مقام نیست به هر کس ندهند
معرفت راه و مرامیست که به هرکس ندهند
معرفت عشق خدائیست به هر نفس ندهند
معرفت بذر نشکفته عشقیست به نا رس ندهند . . .


رئیس جمهور منتخب
ضمن تبریک میلاد مسیح پیامبر به ارامنه و مسیحیان عزیز
بعد از مدت ها مهر سکوت را شکست
و در واکنش به دروغ پردازی های برخی رسانه ها و اشخاص
و سایت های خبری و نشر اخبار دروغ بر علیه دولت اعلام کرد:
مایه تأسف است که
برخی هنوز پیام مردم در حماسه انتخابات 24 خرداد را
مبنی براینکه مطالبه جدی آنها از
همه مسئولان و نهادهای سیاسی و اجتماعی
و به ویژه بخش های تبلیغی و اطلاع رسانی
اخلاق و راستگویی است را نشنیده اند.
وی تأکید کرد:
دروغ پردازان بدانند
اینگونه اقدامات غیراخلاقی
تنها به تنفر و انزجار بیشتر مردم از آنان می انجامد
و عزم مردم را در حمایت از دولت منتخب خویش
مستحکم تر خواهد کرد
به زودی در تالار تیتری زده خواهد شد که
مژده ایست به زخم خوردگان دوره ی پنجم
و ما نمایندگان دوره ی ششم
و نمایندگان آتی
به زودی اوضاع سامان میگیرد
دیر است اما جلوی ضرر را از هرجا بگیریم منفعت خالص است
این یعنی پایان نامه های بی جواب!
این یعنی بازگشت احترام قبلی و حفظ شان نمایندگان
این یعنی شروعی دوباره و قدرتمند
این یعنی ...
شمارش معکوس تا ...
جرگه ای آب برای رفع عطشی که از نشست خراسان در دل ها مانده!
و اطمینان خاطر برای نشست بعدی!
اندکی صبر سحر نزدیک است
امیدوارم این تاپیک حذف نشود
صرفا جهت احتیاط در وبلاگم کپی شد