حرفی از روی دلتنگی....

 

نمی خواستم

این عشق را فاش کنم         

  نمی خواستم   

    ناگاه به خودم آمدم

       دیدم همه کلمات

  راز مرا می دانند

               این است که

             هر چه می نویسم

       عاشقانه ای

                   برای تو می شود .. 

با من حرف بزن

 

با من حرف بزن

دلم گرفته از خموشی تو

چنان دلتنگم

که گویا سالهاست مانده ام در این آرزو

مرا لبریز کن از قصه هایت

تا دوباره بهار روید

با من حرف بزن

حرفهایت آرامم میکند

با من حرف بزن

تا دلتنگی ام را بشوید

حرف تو زیباتر زگل است

حرف بزن

که گل از شرم نروید

حرف بزن

ارام

در گوشم زمزمه کن

همین مرا کافیست . . .

 

کودک فال فروش را پرسیدند:چه میکنی؟                                                                

گفت:به آنان که در دیروز خود مانده اند فردا را میفروشم!

 

چند پیشنهاد برای عدم ترشیدگی دوشیزگان

1
- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.

2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.

3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.

4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.

6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه.

7- پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!

9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.

10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.

13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...

14- تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

15- بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.

16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.

17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون كثيف مي‌شيد، مي پكيد

 

خودم را ساخته ام...

 
 

 

خودم را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام .

زندگي ام را به پاي كسي گذاشتم كه دوستش مي داشتم ولي او

هيچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از اين كه

هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم شايد او هم مانند من

يكي را دوست داشته است... حال از خود مي پرسم : او را براي هميشه

دوست خواهم داشت؟ افسوس كه چنين نخواهد بود! او را فراموش كرده ام .

من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته ، قلبم فسرده و روحم سپرده شده بود

. بايد صبر مي كردم تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با قلبم چه كار مي كردم

براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره اي نداشتم نيمي

از خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم ديگر را به خاك سپردم و به

يادم ماند كه روحم ، روحم ، روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ

زماني از او جدا نشد . يادگار او سوالي است بي انتها :

آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد؟؟؟

 

شعر

وقتی می نگری...

 

به فاصله ی بین من و تو...

حس می کنی دنیاها تا من فاصله هست،

ولی برای یافتن این مسافت...

ببین که دلت گره خورده به دلم...

بین ما هیچ فاصله ای نیست...

باید برای وسعت دوست داشتنت پی حرف دیگری باشی...

وسعت دوست داشتن میان منو من بود

اما میبینی ...

... که دیگر نیست

دوست داشتن را در غیر خود جستم

به تو که به زیباییه دوست داشتنی

و تنها ماندم

بهانه ی من

روزی به من خواهی پیوست

روزی که زوره ی های باد صدای مرا به تو خواهند رساند

آن روز دور نیست

آن روز را برای تو نمیخواهم

پس با من بکوش

بکوش

بکوشم

تا آن روز برای تو پیش نیاید

اکنون

میخواهم باز یابمش

امانتی که گم کرده ام 

کاش حضورش را تلخ نمیکردم

 

اگر در زندگی ام
مردی بوده که دوستم بدارد
به خاطر خرمن طلایی ِ گیسوانم
و عطر ِ مشکسای تنم
(من چون آهو تیز پایم )،
پس خوش خیال
دل به حقیقتِ باد بسته است.
 
اما اگر هرازگاهی
یا تنها یکبار
مردی بوده که دوستم بدارد
فقط به خاطر اندوهم
وصف ناپذیر و نامعلوم
همچون اندوه فاخته
پس او
دل به حقیقت من بسته و
عاشقانه دوستم داشته است.

                                               (بر گرفته از وبلاگ بهاره ی راهنما)

بازی دانشمندان !!!!

 
 

All the scientist decide to play hide-n-seek.Unfortonatley Einstein is the one who has the den.He is supposed to count up to 100 & then stant to searching.Every one stant hiding expect Newton.Newton just draws a square of 1 meter on the ground & stand in it right infront of Einstein

Einstein is counting 1,2,3....98,99,100.He opens his eyes & find Newton standing infront .He says:"Newton is out".Newton denied & says Newton is not out.He claims that he is not Newton

All the scientist come out to see how he is not Newton.Newton says:Iam standing in a square of area 1m squared.That makes me Newton permeter squared....since a Newton permeter squared is one pascal.Iam Pascal.Therefor:"Pascal is out"0

 

روزی دانشمندان تصمیم گرفتند با هم قایم باشک بازی کنند.متاسفانه انیشتین میبایست چشم بگذارد.او باید تا صد بشمرد و بعد شروع به گشتن کند.همه رفتند تا جایی قایم بشند .به جز نیوتون!

نیوتون فقط یک مربع ۱ متر بر روی زمین کشید و داخل ان درست در مقابل انیشتین ایستاد.

انیشتین در حال شمردن بود٫۳٫۲٫۱٫....۱۰۰٫۹۹٫۹۸..او چشمانش را باز کرد و نیوتون را دید که درست در مقابل او ایستاده بود.او گفت:"نیوتون سوک سوک".نیوتون انکار کرد و ادعا می کرد که نیوتون نیست.

همه دانشمندان گرد آمدند تا ببینند چطور ممکن است او نیوتون نباشد؟ نیوتون گفت که او در داخل یک مربع ۱ متری ایستاده است که باعث میشود او نیوتون بر متر مربع باشد.در حالی که نیوتون بر متر مربع می شود پاسکال...من پاسکال هستم..پس بنابراین "سوک سوک پاسکال"!!!!

مشاهیر جهان قبلآ چکاره بوده اند ؟ ؟ !!!!

 

آدولف هيتلر................ديكتاتور آلمان.................نقاش پوستر
 
آلبرت انيشتن...........فيزيكدان....منشي اداره ثبت
 
الويس پريسلي..........خواننده........................راننده كاميون
 
اميركبير................صدراعظم ناصرالدين شاه..........آشپز
 
او هنري................نويسنده.......................گاوچران
 
جرالدفورد .............رئيس جمهور آمريكا........مانكن لباس مردانه
 
جوزپه گاريبالدي...........انقلابي ايتاليايي..................ملوان
 
جيمي كارتر............رئيس جمهور آمريكا..................بادام كار
 
رونالد ريگان........رئيس جمهور آمريكا.................هنرپيشه سينما
 
شون كانري......... هنرپيشه سينما........بنا و راننده كاميون
 
كلارك گيبل..............هنرپيشه سينما................چوب بر
 
ويليام فالكنر..............نويسنده.......................نقاش ساختمان
 
گاندي...............رهبر فقيد هند..............وكيل دادگستري
 
جرج واشنگتن............اولين رئيس جمهور آمريكا..............كشاورز
 
نادرشاه افشار........موسس سلسله افشاريه...........پوستين دوز
 
يعقوب ليث...............سرسلسله صفاريان...................رويگر
 
امير اسماعيل ساماني.......سرسلسله امراي ساماني.......ساربان
 
آلپتكين..........سرسلسله غزنويان............غلام زر خريد
 
فرخي سيستاني..........شاعر مشهور ايران.......كارگر كشاورز
 
حضرت محمد(ص).........پيامبر بزرگ اسلام...........شباني/ تجارت
 
حضرت عيسي (ع).............پيامبر بزرگ مسيحيت........... .نجار
 
حضرت موسي (ع).........پيامبر بزرگوار يهود...........چوپان
 
پانديت نهرو............نخست وزير هند...................وكيل دادگستري
 
موسوليني.............ديكتاتور ايتاليا.................روزنامه نويس
 
ساموئل مورس..........مخترع آمريكايي....................نقاش
 
جك لندن.............نويسنده آمريكايي...................كارگر كشتي
 
آلبر كامو.................نويسنده فرانسوي.............معلم
 
ريچارد نيكسون...........رئيس جمهور آمريكا.............وكيل دادگستري
 
آبراهام لينكلن.............رئيس جمهور آمريكا............هيزم شكن
 
گي دو موپاسان........نويسنده آلماني...........كارمند دريا داري
 
چارلز ديكنز...............نويسنده انگليسي.....منشي
 
آناتول فرانس............نويسنده فرانسوي.............كتابفروش
 
مولير................نويسنده بزرگ فرانسوي.........هنرپيشه
 
هربرت جرج ولز ........نويسنده بزرگ انگليسي.........شاگرد بزاز
 
ارنست همينگوي.......نويسنده بزرگ آمريكايي.............خبرنگار
 
ويليام شكسپير.........نويسنده بزرگ انگليسي......هنرپيشه سيار
 
فيدل كاسترو...........رئيس جمهور كوبا..........دانشجوي حقوق
 
كاردينال ريشيلو..........صدر اعظم معروف فرانسه...... كشيش
 
ناپلئون بناپارت...........امپراطور فرانسه.................افسر توپخانه
 
كريم خان زند...موسس سلسله زنديه........تير انداز سپاه نادر شاه
 
ژاندارك........شخصيت نيمه مذهبي و قهرمان فرانسوي.......چوپان
 
هانري فورد...............كارخانه دار آمريكايي............ساعت ساز
 
توماس اديسون..............مخترع بزرگ آمريكايي...........تلگرافچي
 
آلفرد نوبل.................. بنيانگذار جايزه نوبل............. كارگر كارخانه
 
والت ديزني...............مخترع سينماي انيمشن......پادوي مغازه
 
ميكلانژ...........نقاش مجسمه ساز ايتاليايي..........سنگ تراش
 

11 سپتامبر

به اين مطلب راجب 11 سپتامبر توجه كنين:

شماره پرواز هواپيمايي که به برج اصابت کرد رو با حروف بزرگ در محيط microsoft word تايپ کنيد :

Q33NY

يعني شماره پرواز و مخفف کلمه نيويورک !!!

حالا اونو Select کرده و فونتش را با فونت زير عوض کنيد :

wingdings

 

نتیجه:

YN33Q

 
با نظراتتون خوشحالم کنید