میگویند..

میگویند..

خدا همه جاهست ...

اما نمیدانم چه حکمتی ست که هربـــــــــار

 

میخواهم صدایش بزنم..

نگاهم به آن بالاها گره میخورد ...

آنقدر بالا ....

که اشکهایم از مرز صورت وگردن ، سُـر میخورند

 

پایین و

توی یقه لباس گم میشوند .......

 

خدایا ..

 کاش یکبار روبرویم مینشستی

 

جملات زیبا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

چپ‌چشم هستید یا راست‌چشم؟


چپ‌چشم هستید یا راست‌چشم؟
 
 
یک پزشک: آیا می‌دانستید همان طور که بعضی
 
از ماها
 
 
راست‌دست هستیم و بعضی‌ها هم چپ‌دست، یکی از
 
چشم‌های ما
 
 
هم چشم غالب است و چپ‌چشمی و راست‌چشمی هم
 
وجود دارد؟
 
 
تقریبا در دو سوم افراد چشم راست غالب
 
است و در یک
 
 
سوم افراد چشم چپ.
 
 
به علاوه هیچ ربطی بین راست‌دست بودن و
 
راست‌چشم بودن
 
 
وجود ندارد و بنابراین یک فرد راست‌دست
 
می‌تواند، چشم
 
 
چپش غالب باشد.
 
 
حالا سؤال این است که چگونه می‌توان فهمید
 
که کدام چشم
 
 
ما، چشم غالب است؟
 
 
خیلی ساده! مطابق عکس زیر، دست‌هایتان را
 
دراز کنید و
 
 
با کف دست‌ها یک مثلث کوچک بسازید، حالا از
 
این مثلث
 
 
به چیزی که مثلا می‌تواند دستگیره در باشد،
 
نگاه کنید.
 
 
دستگیره را در مرکز مثلث قرار بدهید.
http://www.iran-iran.ir/1390/baby%20torsh/06-06-2012-05-49-45-PM.jpg
 
 
حالا به نوبت چشم راست و چشم چپتان را
 
ببندید، چشمی
 
 
که در هنگام باز بودنش، دستگیره همچنان
 
در مرکز مثلث
 
 
باقی می‌ماند، چشم غالب شماست.
 
 
در اشخاصی نزدیک‌بینی که درجه نزدیک‌بینی
 
 
دو چشمشان
 
 
متفاوت است، اغلب چشمی که بیشتر نزدیک‌بین
 
است، چشم
 
 
غالب است. انتظار ما این است که طبق
 
قانون طبیعیت
 
 
عضو قوی‌تر، سریع‌تر یا بهتر، ترجیح داده
 
شود، اما در
 
 
این مورد، این طور نیست!
 
 
حالا سؤالی که پیش می‌آید این است که این
 
است که
 
 
راست‌چشم بودن یا چپ‌چشم بودن، اصلا اهمیتی
 
دارد یا نه؟
 
 
تصور کنید که برای آدم‌نزدیک‌بینی عینک
 
تجویز شود، در
 
 
این صورت اگر هر دو چشم او دقیقا اصلاح
 
شوند، شخصی که
 
 
به غالب بودن چشم معیوب‌ترش عادت داشت،
 
ممکن است قدری
 
 
احساس ناراحتی کند، پس شاید بهتر باشد،
 
چشم معیوب‌تر
 
 
کمی کمتر از نرمال اصلاح شود.
 
 
 
اهمیت دیگر این مسئله در اشخاصی است که
 
سمت دست و
 
 
چشم غالبشان با هم متفاوت است یا اصطلاحا Cross-
 
dominance
 دارند، مثلا چشم راست و دست چپ غالب
 
دارند.
 
 
پیش از این تصور می‌شد که در بعضی از
 
ورزش‌ها مثل
 
 
بیسبال، کریکت یا گلف، این دسته افراد
 
نتایج بهتری
 
 
می‌گیرند، اما مطالعات جدید این برتری را
 
اثبات نکرده
 
 
است.
 
 
به عنوان یک نکته حاشیه‌ای جالب است
 
بدانید که دسته
 
 
بزرگی از مشاهیر در دسته فوق قرار
 
می‌گیرند، آدریانو،
 
 
کوبی بریانت، سسک فابرگاس، لیرون جیمز،
 
ماریا
 
 
شاراپووا، بتههون، تام کروز، جیمی
 
هندریکس، میکلانژ،
 
 
لئوناردو داوینچی، رابرت دنیرو، آلبرت
 
اینشتین،
 
 
 
ریچارد فاینمن، بنجامین فرانکلین و نیکولا
 
تسلا همگی
 
 
دست غالب و چشم غالبشان در دو سوی مختلف
 
قرار داشته
 
است.
 
اهمیت دیگر این مسئله در جراحی‌های یک
 
طرفه کاتاراکت
 
یا جراحی‌های انکساری و تجویز لنزهای
 
تماسی است، چون
 
می‌تواند پیشبینی‌کننده میزان رضایت بیماری
 
از اقدامات
 
 
پزشکی فوق باشد.
  














 

دریچه............


 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

هه........

شده دلت بگیره سرت را جایی نباشه که بگذاری ؟!
شده کسی نباشه کنارت که باهاش درد دل کنی ؟!
خدایا همیشه یار دل های تنها باش و تنهاشون نگذار
 
دلش گرفته آخی !! (عکس)
 
اینم برای خنده شما گل های عزیز تکنازی
 
غــضــنفر در خــــــارج
 
دلش گرفته آخی !! (عکس)

امیدوارم لذت ببرید

امیدوارم لذت ببرید

    شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده که همه خوندن یا شنیدن :






    تو به من خنديدي و نمي دانستي
   
 من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
   
 باغبان از پي من تند دويد
   
 سيب را دست تو ديد
  
  غضب آلود به من كرد نگاه
   
 سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
  
  و تو رفتي و هنوز،
   
 سالهاست كه در گوش من آرام آرام
   
 خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
   
 و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
  
  كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت


    بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:





    من به تو خنديدم
   
 چون كه مي دانستم
  
  تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي
  
  پدرم از پي تو تند دويد
  
  و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
  
  پدر پير من است
  
  من به تو خنديدم
  
  تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
  
  بغض چشمان تو ليك
 
   لرزه انداخت به دستان من و
   
 سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
 
   دل من گفت: برو
 
   چون نمي خواست به خاطر بسپارد
  
  گريه تلخ تو را
   
 و من رفتم و هنوز
   
 سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
  
  حيرت و بغض تو تكرار كنان
 
   مي دهد آزارم
   
 و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
   
 كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت


  
  و از اونا جالب تر جوابیه که یه شاعر جوون به اسم جواد نوروزی بعد از
 
سالها به این دو تا شاعر داده
   
 که خیلی جالبه بخونید :




  
  دخترک خندید و
  
  پسرک ماتش برد !
  
  که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
  
  باغبان از پی او تند دوید
   
به خیالش می خواست،
  
  حرمت باغچه و دختر کم سالش را
  
  از پسر پس گیرد !
  
  غضب آلود به او غیظی کرد !
  
  این وسط من بودم،
  
  سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
   
 من که پیغمبر عشقی معصوم،
  
  بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
  
  و لب و دندان ِ
  
  تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
  
  و به خاک افتادم
   
 چون رسولی ناکام !
   
 هر دو را بغض ربود...
  
  دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
   
 " او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
    پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
  
  " مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "
  
  سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
  
  عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
   
 جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
 
   همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
 
   این جدایی به خدا، رابطه با سیب نداشت           

-

آگهی عجیب:


Join Gevo Group
یک روز وقتى کارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه بزرگى را در تابلوى
 
اعلانات ديدند که روى آن نوشته شده بود: "ديروز فردى که مانع پيشرفت
 
شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشييع
 
جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنيم".
 
در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يکى از همکاران‌شان ناراحت مى‌شدند
 
امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پيشرفت آنها
 
در اداره مى‌شده که بوده است. اين کنجکاوى، تقريباً تمام کارمندان را
 
ساعت ١٠ به سالن اجتماعات کشاند.
 
رفته رفته که جمعيت زياد مىشد هيجان هم بالا مى‌رفت. همه پيش خود
 
 
فکر مى‌کردند: اين فرد چه کسى بود که مانع پيشرفت ما در اداره بود؟ به
 
هر حال خوب شد که مرد!
 
کارمندان در صفى قرار گرفتند و يکى يکى نزديک تابوت مى‌رفتند و وقتى
 
به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشک‌شان مىزد و زبان‌شان بند
 
مى‌آمد.
 
 
آينه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه
 
مى‌کرد، تصوير خود را مى‌ديد. نوشته‌اى نيز بدين مضمون در کنار آينه بود:
 
تنها يک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى
 
نيست جز خود شما. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد زندگى‌تان را
 
متحوّل کنيد. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد بر روى شادى‌ها،
 
تصورات و موفقيت‌هاي‌تان اثرگذار باشيد. شما تنها کسى هستيد که
 
مى‌توانيد به خودتان کمک کنيد.
 
زندگى شما وقتى که رئيس‌تان، دوستان‌تان، والدين‌تان، شريک زندگى‌تان
 
يا محل کارتان تغيير مى‌کند، دستخوش تغيير نمي‌شود. زندگى شما تنها
 
فقط وقتى تغيير مى‌کند که شما تغيير کنيد، باورهاى محدود کننده خود را
 
کنار بگذاريد و باور کنيد که شما تنها کسى هستيد که مسئول زندگى
 
خودتان هستيد.

اجببببببببببب

شعر ..................

 

 

بهترین ها.......................