Zolpy 104

هجدهم مهر ۱۴۰۴ :

من به عنوان فردی که توی فروشگاه های مختلف بودم و نیروهای زیادی از جمله دخترای جوان و نوجوان رو که اومدن مشغول به کار بشن دیدم باید خدمتتون عرض کنم که بعد از پرستار جماعت و منشی های دفاتر ؛ ادایی ترین آدما همینان و هیچوقتم نفهمیدم تو محیط کار چشونه که یهو یه وضعی میشن...

🤣🤫👇

تک آیتم امشب

Zolpy 103

پانزدهم مهر ۱۴۰۴ :

باورتون نمیشه میون چه دردی غوطه ورم...

اونی که گفت بعد رفتنت درد باهامه هنوز سنگ کلیه نگرفته بفهمه قبلش چه شوخی ای کرده...

۲ تا آیتم هم آماده کردم براتون بدک نیست...🫤👇

آیتم کوتاه اول

آیتم کوتاه دوم

Zolpy 102

از خاطرات نترس ...

زمانه باید بیشتر بترسد ...

باید از این بترسد

که هنوز نتوانسته مچ کسانی را بخواباند

که وقتی چشم بر هم میگذارند

انگار صد سال از زنده بودن آن ها میگذرد ...

Zolpy 101

تردد افکار تازه آغاز شده است ...⏰️🌚

شاه راهی به سوی شب چشمک میزند...

نگذار سیاهی تو را اذیت کند

که خبر خوش این است

شب ما را به سوی واقعیت خودمان دعوت میکند...

میگویی هیچکس انگار پازل ما نیست که نیست...🧩

شاید چون در روزمرگی های پوچ و سطحی گم میشویم که آرزوهای بزرگ دیگر جایی در زندگیمان ندارند...😮‍💨⏰️

اما شب تو را به اصل خودت دعوت میکند و با هرچه که هستی تا طلوع صبح از تو پذیرایی میکند ...

خودت را کشف کن و پازل نهایی را به دست شب بسپار؛ او تو را تکمیل خواهد کرد ...🌟