...

بدتر از قدم زدن در تنهایی و بدبختی در ژنو ، این است که کسی را کنارمان داشته باشیم و کاری کنیم که این شخص احساس کند در زندگی ما هیچ اهمیتی ندارد ... !

+پائولو

اشعار دو عاشق

شعرهای عاشقانه و جالب فروغ فرخزاد و حمید مصدق برای یکدیگر

دو شعر عاشقانه از این دو شاعر نامی که شعرهایی عاشقانه برای هم و در جواب همدیگر مینوشتند



شعر زیبای حمید مصدق

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت






جواب زیبای فروغ فرخ زاد

من به تو خندیدم

چون که می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...

و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

کار از محکم کاری هم عیب میکنه!!

شنیدی میگن کار از محکم کاری عیب نمیکنه؟ ولی اینجا با اینکه 1 متری هم بیشتر از حد معمول این تلفن رو کردن تو خاک و بتن ولی بازم عیب کرده و تلفنشو پیچوندن!! بیچاره ها انگار نمیدونستن تلفن باید با پیچ بسته شه و هیچ ربطی به 2 متر چال کردنش نداره.

من که خودم رفتم بغل این تلفنه وایستادم راحت میشد آرنجو گذاشت رو سقفش


عکس های شگفت انگیز

آیا این آقا مشغول نقاشی روی دیوار است یا هوا؟!!؟

آیا تعداد این ها (13) یا ( 12 ) است !!!؟


ادامه نوشته

روح الله داداشی رو کشتن.......

روح‌الله داداشی یکی از قویترین مردان ایران شنبه شب و در جریان یک درگیری خونین به قتل رسید.

روح‌الله داداشی یکی از قویترین مردان ایران شب گذشته به دنبال درگیری خونین و اصابت ضربات چاقو به بدنش به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل شد اما به دلیل شدت جراحات وارده، تلاش پزشکان نتیجه نداد و وی حدود ساعت 3 بامداد فوت کرد.


ماموران کلانتری 39 گلشهر در ساعت 11:45 شنبه شب از طریق تماس مردمی در جریان وقوع یک درگیری در تقاطع خیابان گلزار کرج قرار گرفتند.

ماموران کلانتری پس از دریافت این خبر بلافاصله در محل حادثه حضور یافته و دریافتند سرنشینان دو دستگاه خودرو سواری با یکدیگر درگیر شده که یکی از آنها در این حادثه به علت ضربات وارده در ناحیه گردن و سینه مجروح و به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل شده است.

ماموران برای کسب اطلاعات بیشتر راهی بیمارستان شهید مدنی شده و درآنجا دریافتند که مضروب یکی از قوی‌ترین مردان ایران به نام «روح‌الله داداشی» بود که به علت شدت جراحات جان خود را از دست داده بود.

تحقیقات ماموران برای واکاوی زوایای پنهان این پرونده آغاز شد و آنان در اولین گام دریافتند که این حادثه در حالی رخ داد که روح الله داداشی قوی ترین مرد ایران شب گذشته ساعت 11 و 45 دقیقه در منطقه 45 متری گلشهر کرج در حال عبور بود که خودروی پرایدی با سه سرنشین جلوی خودروی داداشی را که هنوز علت آن مشخص نیست گرفته و ابتدا درگیری لفظی پیدا می کنند که در این حادثه داداشی با ضربات سلاح سرد از پای در آمده و سرنشینان پراید مشکی نیز از محل حادثه متواری می‌شوند.

در حال حاضر جسد هم اکنون در پزشکی قانونی قرار دارد و پرونده جهت رسیدگی تخصصی به پلیس آگاهی استان‌های تهران و البرز ارجاع داده شده است.

براساس این گزارش مراسم تشییع پیکر روح الله داداشی ساعت 9 صبح روز دوشنبه -فردا- از مقابل درب منزل وی برگزار می‌شود.

البته این عکس پایین مربوط میشه به آسیب دیدنش تو یکی از مسابقات

 

اینجا دانشگاه خیلی آزاد است!

اینجا دانشگاه است، دانشگاه آزاد اسلامی؛ همان دانشگاه اسلامی که هدف مسئولان است و همواره برای رسیدن به آن تاکید می کنند؛ اینجا دانشگاه آزاد اسلامی است. خبرگزاری دانشجو:اینجا دانشگاه است، دانشگاه آزاد اسلامی! همان دانشگاه اسلامی که هدف مسئولان است و همواره برای رسیدن به آن تاکید می کنند. همان دانشگاهی که قرار بود مواد تحصیلی دانشگاهی خود را با توجه به حوزه های علمیه تامین کند. همان دانشگاهی که قرار بود فضایی اسلامی داشته باشد. اینجا دانشگاه است؛ همان جا که باید علم آموخت و آن را برای تعالی جامعه اسلامی به کار گرفت، اما این عکس ها تمامی این حرف ها را نقض می کند. عکس های زیر از یکی واحدهای دانشگاه آزاد گرفته شده که وضعیت اسفبار حجاب در این دانشگاه را نشان می دهد. البته فضای دانشگاه دولتی هم وضعیت بهتری در حوزه حجاب ندارد. از جامعه دانشگاهی اسلامی به خاطر انتشار این عکس ها عذرخواهی می کنیم. شاید انتشار این عکس ها تلنگری برای مسئولان محترم باشد تا برای وضعیت اسفبار حجاب در دانشگاه ها فکری کنند




ادامه نوشته

داستان زنجیر عشق

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.
اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم....

زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟"
و او به زن چنین گفت: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام.
و روزی یکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"
****
چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست
بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود ،
درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید.

من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".
****
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه...

سوتی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی

فکر کنم اینا دیگه سری آخر سوتی های این ترم باشه البته میدونم بچه ها تو این 2،3 روز بازم هم سوتی خواهند داد و منم خیلی سریع خواهم نوشت تو گوشیم.

اما بریم سراغ سوتی هااااا:

*یکی میخواست بگه پرچمای کره و ژاپن، گفت کُره های ژاپن!! ما که ترکیدیم شمارو نمیدونم.

*آدم باید کلاشو بندازه پسه معرکه!! (اصولا آدم وقتی خوشحال میشه میندازه بالا مگه نه؟!)

*ملوان سقه سیاهه استقلاله!! (تا چند وقت پیش که گربه سیاه درست بود الانو نمیدونم!!)

* بچه ها شهادت امام کیه؟؟!! (منظورش همون ارتحال بود)

*چه سخاوتی مند!!

*شوک 1500 برقی!! (حالا دیگه یا وات یا ولت برق چیه این وسط؟؟)

این سه تا سوتی پایین از یه نفره که کلا با بیماری ها آشنائیت نداره!!:

*زنگ زده خونشون میگه آره فلانی رفته آنالیز کرده!!! (چیو؟؟!!) فهمیدیم میخواسته بگه دیالیز

*دوباره خبر داد که داشته میگفته فلانی اوریون گرفته گفته آره طاعون گرفته!!

*اون بالاییا که خوب بود میخواست بگه 7 آبشار گفت 9 محله!! ( حتی یه حرف شبیه به هم ندارن )

اینم سخنی گهربار نهفته درسوتی!:

*آره خلاصه هرکسی واسه برنامش یه زندگیایی داره!!

فشار امتحانات:

*یه سوال بود نوشته بود خرپای زیر را تحلیل کنید.یکی از بچه ها از رو نوشته خوند تحلیل زیر را خرپا کنید!!

*یکی از بچه ها میخواست بپرسه جزوه چند صفحه ست؟ گفت صفحه ی آخرش چند صفحه ست؟؟!!

*یکی از بچه ها امتحانو بد داده بود ناراحت بود بعد نمیدونم چی شد خندید گفتم اا یادت رفت امتحان؟؟ گفت ااااااااا یادم نگو دیگه!!

یه محاسبه ی کوچولو:

*یکی از بچه ها داشت کامپیوترشو اسکن میکرد گفت 1 درصد 6 دقیقه طول کشید پس 100 درصد 600 دقیقه طول میکشه که میشه 10 ساعت البته شاید یه جاهایی رو زودتر بره اونیکی گفت حالا مگه چقدر میخواد زودتر تموم شه فوقش میشه 9 ساعت و 70 دقیقه!!

سوتی فوتبالی:

*یکی از دوستان استقلالی داشت از اسطوره هاشون!! حرف میزد.گفت آره حسن روشن فلان بود و اینا حتی تو جام جهانی هم به ایران گل زده!!( میخواست بگه برا ایران گل زده)

این سوتی هم الان یادم افتاد:

*ترم 1 بودیم از یکی از بچه ها جزوه گرفته بودم یه سوال بود نوشته بود پل اول فلان قدر هزینه ی اولیه و نگهداری و رنگ زدن و اینا داره ، اونیکی هزینه ی اولیش کمتره ولی 10 سال بیتر نمیشه ازش استفاده کرد باید مقایسه میکردیم ببینیم کدوم اقتصادی تره، این آخر سوال نوسته بود آیا خرید وانت ها اقتصادی است؟!

خوش باشید و خندون

8 اشتباه احمقانه که آدم‌های با هوش مرتکب می شوند



حتماً آدم‌ های بسیار باهوش و توانمندی را می‌شناسید که هیچ کار مفیدی انجام نمی‌دهند. آنها ساعت ‌های طولانی کار می‌کنند، به خودشان استرس وارد می‌کنند اما هیچ پیشرفت خوبی نمی‌کنند.

همه ما در طول زندگی عادت ‌های غیر مفیدی پیدا می‌کنیم که ما را از رسیدن به هدف اصلی زندگیمان دور می‌کند. و معمولاً در این دنیا که با سرعت شگرفی پیش می‌رود، حتی متوجه نمی‌شویم که همان اشتباهات را دوباره و دوباره مرتکب می‌شویم. برای اینکه زندگی متوازن و مفید داشته باشید باید طولانی مدت در کاری که راضیتان می‌کند تلاش نموده و از اشتباهاتی که در زیر عنوان می‌گردد دوری کنید.

این 8 اشتباه انسان‌های باهوش است و نشانتان می‌دهیم که چطور از این اشتباهات در امان بمانید: آنها 1.مشغول بودن را با مفید بودن اشتباه می‌گیرند.

سرعتتان را کندتر کنید و این را به یاد بیاورید: بیشتر چیزها هیچ اهمت خاصی ندارند. مشغول بودن معمولاً یک شکل تنبلی ذهنی است—تنبل فکر کردن و با تنبلی عمل کردن. بخاطر همین است که می‌گویند عاقلانه ‌تر کار کنید نه سخت‌تر.

فقط کافی است که یک نگاه به اطرافتان بیندازید. آنها که از همه مشغول‌ ترند بازده کمتری دارند.

افراد پرمشغله همیشه وقت کم می‌آورند. همیشه در تلاش برای رسیدن به سر کار، کنفرانس، میتینگ، جلسات کاری و از این قبیل هستند. معمولاً کم پیش می‌آید که وقت کافی برای خانواده و دور هم بودن داشته باشند، حتی برای خوابیدن هم وقت ندارند.

برنامه پرمشغله‌ شان باعث می‌شود احساس مهم بودن کنند اما این فقط یک توهم است.

راه‌حل: سرعتتان را کم‌تر کنید. نفس بکشید. تعهداتتان را مرور کنید. کارهای مهم را اول برنامه بیاورید. هر زمان فقط یک کار را انجام دهید. از همین حالا شروع کنید. هر دو ساعت یکبار یک وقفه کوتاه برای استراحت داشته باشید. بعد تکرار کنید.

2. وقتشان را صرف دنبال کردن یک دستاورد ساختگی می‌کنند.

رشد شخصی مسئله ‌ای سالم است. رشد شخصی یک دستاورد است. اما تا زمانیکه واقعی باشد. مشکل اینجاست که فشار برای رشد کردن به همراه خود، انگیزه برای راحت‌تر کردن آن رشد می‌آورد. یا اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، برای ساده ‌تر به نظر رسیدن رشد.

بازی‌های رشد که دستاوردهای ساختگی دارند را در اینترنت بارها می‌بینید. خیلی از آنها حاوی محصولات و خدماتی هستند که توسط اسامی معروفی مثل Facebook و Twitter فراهم می‌شوند. هرکدام یک زیربنای روانی دارند که از یک بازی رشد پر از دستاوردهای ساختگی حمایت می‌کنند—جمع ‌آوری امتیازهایی که به فایده موردنظر آن محصول یا خدمات نزدیک باشد.

در Facebook لیست دوستان و در Twitter دنبال‌کنندگان آن.

بله، هرکدام از آنها اگر به تعادل و باهدف استفاده شوند، یک هدف منطقی به دنبال دارد. اما بیشتر افراد اینقدر خود را درگیر سیستم امتیازهای آن بازی می‌کنند که آن دلیل اصلی و قانونی که بخاطر آن شروع به استفاده از آن محصول یا خدمات کردند را به کلی فراموش می‌کنند.

اگر این بازی را فقط برای سرگرمی انجام می‌دهید، و از آن آگاهید، عالی است و هیچ اشکالی ندارد. اما اگر هدفتان به دست آوردن دوستان بیشتر و بیشتر و بالا بردن تعداد دوستان و دنباله‌ روهایتان فقط برای دست یافتن به آن است، دستاوردهایتان کاملاً ساختگی است.

به همین دلیل خیلی مهم است که ذهنتان را روی کاری که می‌کنید و دلیل انجام آن تمرکز دهید.

راه‌‌حل: از خودتان بپرسید: آیا این فعالیت یک تغییر مثبت و محسوس در زندگی من یا فردی دیگر ایجاد می‌کند؟ آیا لازمه یک هدف واقعی است؟ آیا به نظرم اشکالی ندارد که اینکار را فقط به خاطر اینکه از انجام آن لذت می‌برم انجام می‌دهم، فارغ از اینکه فکر کنم برای خودم یا دیگری فایده دارد یا نه؟

3. یاد می‌گیرند یک کار را چطور انجام دهند اما هیچوقت انجامش نمی‌دهند.

متاسفانه تعداد کمی از آدم‌ها طوری زندگی می‌کنند که به آن موفقیتی که همیشه در رویاهایشان بوده دست پیدا کنند. و این یک دلیل ساده دارد:

هیچوقت وارد عمل نمی‌شوند!

علم‌آموزی به این معنا نیست که رشد می‌کنید. رشد زمانی اتفاق می‌افتد که چیزهایی که می‌دانید زندگیتان را تغییر دهند. بیشتر آدم‌ها در سردرگمی کاملند. درواقع آنها زندگی نمی‌کنند. فقط روزها را می‌گذرانند و هیچوقت کاری که لازم است را انجام نمی‌دهند—یعنی دنبال کردن آرزوهایشان.

مهم نیست که نابغه باشید یا دکترای فیزیک کوانتوم داشته باشید، اگر عمل نکنید نمی‌توانید کوچکترین تغییری در زندگیتان ایجاد کنید. بین دانستن خالی و دانستن و عمل کردن تفاوت زیادی وجود دارد. دانش و هوش بدون عمل هر دو بی‌ ارزش هستند. به همین سادگی!

راه‌حل: موفقیت در تصمیم به زندگی کردن—جذب خودتان در فرایند دنبال کردن اهدافتان— نهفته است. پس تصمیم بگیرید و وارد عمل شوید.

4. برای بررسی پیشرفتشان معیار سنجش درستی ندارند.

نمی‌توانید چیزی که به درستی آنرا نسنجیده ‌اید را کنترل کنید و چیزی که می‌سنجید آینده شما را تعیین می‌کند. اگر چیزهای درستی را بررسی نکنید نسبت به فرصت‌هایی که برایتان پدیدار می‌شود کور می‌شوید.

تصور کنید که در کار تجاری کوچکی که انجام می‌دهید، مقرر کنید که میزان مدادها و گیره های کاغذ که مصرف کردید را حساب کنید. آیا این منطقی است؟ خیر! چون مدادها و گیره‌ های کاغذ معیار خوبی از چیزهای مهم برای یک تجارت نیستند. مدادها و گیره‌های کاغذ هیچ تاثیری در درآمد، رضایت مشتری، رشد بازار و از این قبیل نیستند.

اجازه بدهید بعنوان یک مثال عینی از فروشگاه اینترنتی اسم ببریم. بیشتر صاحبین این سایتها که از آن راه زندگی خود را می‌گذرانند، تعداد مشترکین RSS خود را اولین معیار موفقیت سایتشان قلمداد کرده و به دقت آن را بررسی می‌کنند اما نمی‌دانند که تعداد مشترکین RSS یک معیار حیاتی نیست زیرا بیشتر این مشترکین درصد فعالیت بسیار پایینی در سایت میزبان و تولید کننده درآمد آن دارند.

اینکه چه چیز را بسنجید آینده شما را پیشبینی می‌کند. باید چیزهایی را بسنجید که مستقیماً به هدف اولیه شما مرتبط باشد.

راه‌حل: رویکرد مناسب این است که بفهمید هدف اصلیتان چیست و بعد چیزهایی که مستقیماً در رسیدن به آن هدف دخیل هستند را بسنجید. درمورد مثال سایت تجاری، هدف باید "اخذ درآمد از طریق سایت" باشد. و چیزهای کمی که ارزش بررسی را دارند تعداد کلیک‌هایی است که روی تبلیغات، نرخ‌های تبدیل مرتبط، نرخ‌های تبدیل محصولات داخل و فیدبک مشتری/خواننده و از این قبیل می‌باشد.

توصیه ما این است که برای تعیین هدف اصلیتان وقت بگذارید، بعد مهمترین موارد برای بررسی کردن را تعیین کرده و بعد بلافاصله شروع به بررسی کنید. به طور هفتگی اعداد را یادداشت کرده و از آن اطلاعات برای ایجاد یک نمودار روند رشد هفتگی یا ماهانه استفاده کنید تا پیشرفتتان را ارزیابی کنید. بعد عملکردهایتان را بنا به پیشرفت بیشتر توسعه دهید.

5. درگیر ایدآل‌سازی همه چیز می‌شوند.

خیلی از ما ایدآل‌گرا هستیم. معیارهای بالایی برای خودمان در نظر می‌گیریم و بیشترین تلاشمان را می‌کنیم. زمان و توجه زیادی را صرف کار/علاقه‌ مان می‌کنیم تا استانداردهای شخصیمان را بالا نگه داریم. عشق ما به بهترین‌ها باعث می‌شود دست به تلاش‌های بیشتر بزنیم، هیچ ‌وقت دست از کار نکشیم و هیچ وقت از پا ننشینیم. و این اختصاص دادن کامل خود به ایدآل‌ها به ما کمک می‌کند به نتیجه دلخواهمان برسیم. البته تازمانیکه این روش ما را اسیر خود نکند.

اما وقتی اسیر ایدآل‌گرایی شدیم چه اتفاقی می‌افتد؟

وقتی نتوانیم به استانداردهایی که برای خودمان تعیین کرده‌ایم برسیم، ناامید و دلسرد می‌شویم و نمی‌توانیم با چالش های جدید روبه‌رو شویم و یا حتی کاری که شروع‌ کرده‌ایم را تمام کنید. اصرار ما برای رساندن همه چیز به منتهای درجه عالی بودن باعث تاخیرهای زیاد در کارها، استرش شدید و نتیجه نامطلوب می‌شود.

ایدآل‌گراهای واقعی کارها را سخت شروع می‌کنند و برای اتمام آنها هم بسیار سختی می‌کشند.

راه‌حل: دنیای واقعی هیچ پاداشی به ایدآل‌گراها نمی‌دهد. دنیا به کسانی پاداش می‌دهد که کارها را انجام می‌دهند. و تنها راه برای انجام کارها این است که 99% مواقع ایدآل انجام ندهیم. فقط با سالها تمرین و غیرایدآل انجام دادن کارهاست که می‌توانیم به بارقه‌هایی از ایدآل دست پیدا کنیم. پس تصمیم بگیرید. وارد عمل شوید. از نتیجه کار درس بگیرید. و این روش را بارها و بارها انجام دهید. این بهترین راه برای دست یافتن به ایدآل‌هاست.

6. قبل از اینکه برای یک فرصت وارد عمل شوند صبر می‌کنند تا 100% برای آن آماده گردند.

این مورد تا حدودی به مورد بالا مرتبط است اما نکاتی دارد که باید جداگانه درمورد آن بحث شود.

یکی از مهمترین چیزهایی که می‌بینیم افراد باهوش را عقب می‌اندازد بی‌میلی خودشان برای قبول کردن فرصت‌ها فقط به این دلیل است که تصور می‌کنند برای آن آمادگی ندارند. به عبارت دیگر، تصور می‌کنند که به دانش، مهارت و تجربه بیشتری نیاز دارند تا بتوانند برای آن فرصت اقدام کنند. متاسفانه، این طرز فکر جلوی پیشرفت را می‌گیرد.

واقعیت این است که وقتی موقعیت و فرصتی پیش می‌آید هیچکس هیچوقت 100% آماده نیست. چون بیشتر فرصت‌های زندگی ما را مجبور می‌کند از نظر احساسی و عقلی رشد کنیم. این فرصت‌ها باعث می‌شود از منطقه امنمان پا را فراتر بگذاریم و این یعنی اول کار احساس راحتی چندانی نخواهیم داشت. و وقتی احساس راحتی نکنیم، احساس آمادگی هم نمی‌کنیم.

راه‌ حل: یادتان باشد که فرصت‌های استثنایی برای رشد و پیشرفت فردی بارها و بارها در طول زندگی اتفاق می‌افتد. اگر می‌خواهید در زندگیتان تغییر مثبت ایجاد کنید، باید از این موقعیت‌ها استفاده کنید، حتی اگر 100% احساس آمادگی برای آن نکنید.

7. خود را با انتخاب‌های زیاد اشباع می‌کنند.

اینجا در قرن 21 که اطلاعات با سرعت نور حرکت می‌کند و فرصت‌های تغییر و پبشرفت به‌نظر بی‌ انتها می‌رسد، برای انتخاب روند زندگی و کار با موقعیت‌های مختلفی روبه‌رو هستیم. اما متاسفانه، زیاد بودن گزینه‌های انتخاب معمولاً موجب بی‌تصمیمی، سردرگمی و بی‌حرکتی می‌شود.

تحقیقات مختلفی درمورد کار و بازاریابی نشان داده است که وقتی مشتری با انتخاب ‌های مختلفی از محصولات روبه‌رو باشد، خرید کمتری می‌کند. مطمئناً انتخاب از بین سه گزینه بسیار راحت‌تر از بین سیصد گزینه است. اگر تصمیم برای خرید کردن سخت باشد، بیشتر افراد خسته شده و دست از خرید می‌‌کشند.

به همین ترتیب اگر شما هم خودتان را درمعرض تعداد گزینه‌ های انتخاب زیادی قرار دهید، ذهن ناخودآگاهتان خسته می‌شود.

راه‌حل: اگر یک خط تولید را می‌فروشید، سعی کنید ساده باشد. و اگر سعی دارید درمورد چیزی در زندگیتان تصمیم بگیرید، وقتتان را صرف ارزیابی آخرین جزئیات هر انتخاب نکنید. چیزی را انتخاب کنید که فکر می‌کنید برایتان مناسب است و آن را امتحان کنید. اگر موثر نبود، چیز دیگری را انتخاب کنید و پیش بروید.

8. در زندگی خود تعادل ندارند.

اگر از آدم‌ها بخواهید آنچه که از زندگی می‌خواهند را برایتان خلاصه کنند، آن را در کلماتی مثل "عشق"، "موفقیت"، "خانواده"، "شناخت"، "آرامش"، "خوشبختی" و امثال آن خلاصه می‌کنند. اما همه اینها چیزهایی کاملاً متفاوت هستند و بیشتر آدم‌ها همه آن را در زندگیشان می‌خواهند. متاسفانه، تعداد زیادی از آدم‌ها برای رسیدن به این اهداف زندگیشان را درست متعادل نمی‌کنند.

کسی را می‌شناسم که سال گذشته یکصد میلیون تومان از تجارت خود درآمد کسب کرد اما وقتی با من دردودل می‌کرد می‌گفت که افسرده است. وقتی از او دلیلش را پرسیدم گفت چون تنها و خسته است و وقت کافی برای خودش اختصاص نداده است.

یک نفر دیگر را هم می‌شناسم که همیشه و تقریباً همه روز را در ساحل مشغول موج ‌سواری است. او از آندسته آدم‌های مثبت‌اندیش بسیار شاد است که همیشه نیشش تا بناگوشش باز است. اما در یک وَن می‌خوابد و واقعاً محتاج نان شبش است. نمی‌توانم با اینکه این مرد همیشه شاد به نظر می‌رسد داستان زندگیش را یک زندگی موفق بدانم.

اینها دو سبک ‌زندگی تقریباً نامتعادل هستند. میلیون‌ها زندگی دیگر هم مثل اینها وجود دارد.

راه‌حل: وقتی زندگی کاریتان (یا زندگی اجتماعیتان، خانوادگیتان و از این قبیل) پرمشغله باشد و همه انرژیتان در آن نقطه متمرکز شده باشد، خیلی راحت تعادل زندگیتان برهم می‌خورد. بااینکه انگیزه اهمیت زیادی دارد اما اگر می‌خواهید کارها درست انجام شود، باید ابعاد مختلف زندگیتان را متعادل کنید. اینکه یک بُعد زندگی را فراموش کرده و بیشتر وقتتان را صرف یک بُعد زندگی کنید، فقط برایتان خستگی و استرس به همراه خواهد داشت.


تولد!

سلام و از این حرفا!

این موقع شب اومدم یه چیزی بگم بهتون به کسی نگیدااااااا .

27ام یعنی همین امروز تولد محسنه و من الان اومدم تو وب تبریک بگم و بسی سورپرایزش کنم.

البته فردا قراره به رفیقاش سور بده ولی من نیستم:( دارم میرم :(

داش محسن تولدت مبارک ایشالله هرچقدر که خودت دوس داری عمر کنی.

این عکسه هم میگن کیکه!!

اینم توضیحات درمورد کیک:

یک کیک عروسی که در سال ۱۸۹۸ پخته شده است یعنی همزمان با ملکه ویکتوریا،۱۱۳ سال از پخت آن می گذرد و قدیمی ترین کیک عروسی در جهان می باشد.

این کیک عروسی دارای یک شکاف در کنار خود می باشد که به دلیل انفجار یک بمب در جنگ جهانی دوم به وجود آمده است.

این کیک هم اکنون در یک گالری با هوای ویژه نگهداری می شود.

این کیک عروسی در پنجره یک نانوایی خانگی به نمایش گذاشته شد تا زمانی که آنجا در سال ۱۹۶۴ بسته شد،سپس قبل از اهدا به موزه وایلیس ( Willis Museum ) در شهر بیسینگ استوک ( Basingstoke ) در اتاق زیر شیروانی نگهداری می شد.
سو تاپلیس متصدی موزه می گوید:این کیک در شرایط خوبی نگهداری نمی شده است و به همین دلیل به رنگ قهوه ای تیره درآمده است.
وی همچنین می گوید:این کیک را دختر نانوا که هرگز ازدواج نکرده بود در سال های پایانی عمر خود به موزه اهدا کرد،چون که می ترسیده کسی آن را پیدا کند.

پدر.......

پدر کسیه که چایی از استکانش بخاطر لرزش دستاش میریزه ولی با این حال بهت میگه پشتتم و تو مثل یه کوه بهش تکیه میکنی.

روز پدر رو به همه ی پدرای گل تبریک میگم:*


آزمون چند گزينه اي سواد اينترنتي شما ؟

فکر می کنید به عنوان یک کاربر که زمینه تخصصی اینترنت نداشته چقدر در اینترنت با سواد و شهروند محسوب می شوید؟ این پرسشهای چند گزینه ای را جواب دهید تا در آخر بررسی بیشتر کنیم. لطفا” صادقانه به خودتان جواب بدهید!

A-چند مرورگر اینترنتی استفاده میکنید؟
1) فقط اینترنت اکسپلورر
2) فقط فایرفاکس
3) ترکیبی اقلا” دو عضوی از کروم و فایرفاکس و اپرا و سافاری

B-مرورگر و برنامه های اینترنتی من:
1)همان هست که ابتدا نصب شده بود.
2) هرگاه سی دی برنامه جدید دستم برسد به روز میکنم.
3) علاوه بر مرورگر و برنامه های اینترنتی افزونه ها هم به روز می کنم.

C-اگر مطلب جالبی در وب ببینید چگونه منتشر می کنید؟
1)ایمیل
2)مسنجر
3)شبکه های اجتماعی

D-چند مشخصه جدید HTML5 را می شناسید؟
1)هیچی
2)فقط یک مورد
3)بیش از دو مورد

E-به چه نحوی موجودیت اینترنتی دارید؟
1)ایمیل و چت
2)وبلاگ بدون دامنه مخصوص
3)وبلاگ با دامنه مخصوص

F-اگر مشکلی برخورد کنید چگونه حل می کنید؟
1)از دوستانم میپرسم
2) در انجمنهایی که عضو هستم مطرح میکنم
3) شخصا” در گوگل جستجو میکنم

G-چند موتور جستجو می شناسید؟
1)فقط گوگل
2)حداکثر 3 موتور جستجو
3)بیش از 4 موتور جستجو

H-یه نظر شما سخت ترین کار گوگل کدام مورد است؟
1)پاسخگویی به این حجم کاربر
2) کاویدن وب برای یافتن تغییرات
3) دسته بندی و مرتب سازی مطالب با عناوین کلیدی آنها

I-چند تا از اصلاحات زیر را می شناسید؟
SSL-PHP-ASP-FLV-Java-Ads-XSS-DDos-Spam-FTP-Certificate -Sandbox
1)حداکثر 3 مورد
2) 3 تا 7 مورد
3) بیش از 8 مورد

J-کدام ابزارها را برای دفاع از خود در اینترنت دارید؟
1)آنتی ویروس
2)آنتی ویروس و فایروال
3) آنتی ویروس و فایروال و آگاهی به علایم مشخصه وب سایتهای مضر

K-انواع کوکی را می شناسید؟
1)اصلا” کوکی چیست؟
2)میدانم چیست اما تنوع آن را نمی دانم.
3) بله می شناسم

L-چند تا از این اصلاحات را می شناسید؟
Web forgery-Paypal-eBay-Safari-DNS-SEO-PageRank-Alexa-Thunderbird-WebKit
1)حداکثر 3 مورد
2) 3 تا 7 مورد
3) بیش از 8 مورد

خوب حالا شماره پاسخهای خو را جمع بزنید و ببینید به کدام محدوده میخورد:
الف-اگر بین 12 تا 18 امتیاز آورده اید باید بدانید به عنوان یک کاربر معمولی اینترنت هم بسیار دانش کمی دارید و خود را هم به خطر می اندازید.
ب-اگر از 19 تا 26 امتیاز اورده اید باید بدانید کاربر ناآگاهی نیستید اما در شرایط جدی به راحتی اشتباه می کنید و یا در برابر انتخابها عاجز می مانید.
ج-اگر 27 تا 32 امتیاز اورده اید باید بدانید دانش خوبی دارید و شهروند خوب اینترنت محسوب می شوید.
د-اگر از 33 تا 36 امتیاز آورده اید باید بدانید تقریبا” جوانب کاربردی وب و اینترنت را می شناسید و اقلا” به عنوان کاربر از آن به طور مناسب و صحیح بهره میگیرید.


انیشتین میگه

انیشتین میگه که:

زندگی مثل دوچرخه سواری است . برای حفظ تعادل باید حرکت کرد.

اینم گفته:

عاشق سفر کردن هستم ولی از رسیدن متنفرم......................


قرمز خونمه پرسپولیس جونمه:-*

قهرمانی پرسپولیس رو به همه ی پرسپولیسا که واقعا همشون عشقن تبریک میگم.اول اول هم به علی دایی که واقعا مرده و ثابت کرد هیچکس نمیتونه چوب لای چرخش کنه.ثابت کرد میتونه یه تنه جلوی یه فدراسیون و عواملش ایستادگی کنه و قولی که واسه گرفتن یک جام به مدیر عامل و هوادارای پرسپولیس داده بود رو بهش عمل کنه و یه جام به پرسپولیسیا بده .

اما استقلالیای عزیز شما برید خوش باشید واسه خودتون با اون مقام دومیتون!!

باز ما یه جام گرفتیم با اون همه بازیکن خوب اون رو هم نتونستین بگیرین.بعضی جاها دیدم نوشته بودن تیمی که از رشت بخوره به درد عمه اش میخوره!! اونی که اول خورد و حتی نتونست بیاد فینال که خودمون بزنیم بترکونیمشون استقلال بود B-) که تو این سالها خوب از ملوان تو موقعیتهای حساس خورده!! نوش جونش:-D


شکسپیر میگه

سایه های محصول پشت کردن دیوارها به آفتابند،گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم.شکسپیر

خداجووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

آره خدا جون ...

نمیدونم چرا از این جمله خیلی خوشم میاد برگه ی سفید دستم میاد اینو مینویسم.

بخاطر همین میخوام یه خداجون نامه بنویسم:

خداجون آخه توام یکم با ما باش.

خدا جون مگه ما بنده ی تو نیستیم؟

آره خدا جون خیلیا بهمون انگ کافری میزنن و زدن ولی بازم میگم:

خدا جون نکنی یهو ما رو از خودت جدا.

خداجون نمیدونم چرا هرچی فکر میکنم به نتیجه ای نمیرسم !! مگه بنده هات همه از یه جنس نیستن؟؟ مگه همه رو با هم برابر قرار ندادی؟پس چرا اینهمه آدما با هم فرق میکنن؟؟ چرا آدم فکر میکنه بعضیا خونشون رنگینتره؟؟

وقتی من خودکارمو گرفتم تو دستم                            آروم رفتم و یه گوشه نشستم

چشمامم واسه تمرکز بستم                                       رفیقام میدونن تو فکر چی هستم

میخوام بنویسم از این ذهن مغشوش                            میخوای بفهمی باید تیز باشی مثل خرگوش

آره میخوام بنویسم یه تکست جدید                             چیه ننوشته رنگتون پرید؟؟

ببین بچه خوشگله مایه دار                                     نمیشه کسی رو با پول فرستاد پای دار

قرار نیست همیشه دنیا به کامت باشه                        بهترین ماشین و خونه به نامت باشه

قرار نیست بکنی هر غلطی                                    چون اینسری خودم جلوتو میگیرم لعنتی

آخه تویی که با یه چک مرُدی                                 میگی با زیدت مشروب آنچنانی خوردی؟

شاید تو دلت بهم بگی عقده ای                                  ولی فکتو ببند بابا اُبنه ای

ما امیدمون تو دنیا خدامونه                     همونی که همیشه همه جا باهامونه

تصاویر جالب و خنده دار



ادامه نوشته

5 اشتباه مُد که سنتان را بالاتر نشان می‌دهد


همه می‌دانیم که آرایش غلیظ و به‌ روز نکردن مدل موها باعث می‌شود پیرتر به نظر برسید. اما بعضی انتخاب‌های دیگری هم در لباس پوشیدن هست که سالها به سنتان اضافه می‌کند. خوشبختانه چنین اشتباهاتی قابل اصلاح هستند.

دامن راسته گشاد:

هدف از پوشیدن دامن‌های تنگ، شسته و رفته و جذاب ‌تر به نظر رسیدن است اما اگر دامن تنگتان درست اندازه ‌تان نباشد و برایتان گشاد باشد، اصلاً زیبا نخواهد بود. خیاط می‌تواند ظرف چند ساعت این مشکل را برایتان برطرف کند. دقت کنید که قد دامن پایین ‌تر از زانوهایتان نباشد و در قسمت لگن کاملاً تنگ باشد.

کیف و کفش ست یک مدل:

احتمالاً مادربزرگتان این را بعنوان یک قانون برایتان معرفی کرده است چون وقتی او به سن شما بود، همه خانم‌های شیک و مدروز کیف و کفش ست انتخاب می‌کردند. اما امروز این هم مثل ست کردن رژلب با رنگ ناخن شدیداً از مد افتاده است. مُد جدید این است که کیفتان را با کفش‌هایی ست کنید که وقتی کسی شما را می‌بینند بگوید، "هیچ ‌وقت فکر نمی‌کردم این دو مدل با هم اینقدر خوب بیایند."

لباس‌های زیر و رو:

هر چیزی که با هم ست باشد را نباید انتخاب کنید. لباس‌های زیر و رو خیلی قدیمی هستند. به‌جای آن زیر یک ژاکت یا کت ساده، یک تاپ یا بلوز طرح ‌دار بپوشید.

کفش‌های پاشنه کلفت:

مخصوصاً انواع پاشنه کوتاه آن. اگر به‌خاطر راحت بودن این مدل کفش پایتان می‌کنید، جای هیج بهانه‌ ای نیست چون مدل پاشنه‌ های بسیار مُد روز زیادی الان در بازار هست که بسیار هم راحت هستند. باید چیزی را انتخاب کنید که علاوه بر راحتی بودن، شیک و به ‌روز هم باشد.

بلوز مردانه گشاد:

چنین بلوزهایی این تصور را ایجاد می‌کند که می‌خواهید بدنتان را پنهان کنید. اگر بلوز مردانه دوست دارید، چرا انواع تنگ و چسبان آن که ساسون دارند را امتحان نمی‌کنید که اندام را فوق العاده نشان می‌دهد؟




طول انگشتان آقایان با جذابیت آنها ارتباط دارد?



به نقل از تلگراف و به گزارش آی رایت ، مردانی که انگشت حلقه شان از انگشت اشاره آن ها بلندتر است برای زنان بیشتر جذاب هستند.تحقیقات جدید چنین میگویند.

هر چه انگشت چهارم به نسبت انگشت دوم بلندتر باشد ، نسبتی که به ۲D:4D معروف است ، به همان نسبت چهره افراد برای دیگران جذاب تر خواهد بود.طبق این تحقیقات این اثر بیشتر روی دست راست فرد بررسی می شود تا دست چپ.

نسبت اندازه میان انگشتان به هورمون های جنسیتی ارتباط داده می شود، یک نسبت کمتر -یعنی  انگشت حلقه بزرگتر از اشاره باشد-دلالت خواهد داشت به شدت هورمون تستسترون در رحم – هنگام تشکیل نطفه -.

بر طبق ادعای محققان ،این  نسبت ها باعث پیدایش جذابیت ظاهری و همسانی در نظر زنان می شوند.

نسبت ۲D:4D قبلا به توانایی باروری ، تمایلات جنسیتی و حس رقابت ارتباط داده می شود.و همانطور که اشاره شد این تاثیرات بیشتر روی دست راست آقایان است.

دکتر Camille Ferdenzi از دانشگاه ژنو و همکارانش نسبت ۲D:4D برای ۴۹ مرد را اندازه گیری کردند ،سپس تصویر آنها را به صورت تصادفی به خانم های داوطلب تحقیق نشان دادند.به خانم های داوطلب این تحقیق گفته شده بود که به چهره ها از نظر جذابیت-کوتاه مدت، مثل یک قرار شام یا جشن تولد و همینطور از نظر جذابیت بلند مدت ، مثل فردی که بالقوه میتواند شریکی برای زندگی باشد ، حالت مردانگی و تناسب آن چهره با خود ، امتیازی بدهند.

محققان دریافتند که امتیازهای که در بخش های جذابیت کوتاه و بلند مدت به چهره ها داده می شد به نسبت های ۲D:4D ” همبستگی بالایی ” داشت.هر چه نسبت کمتر بود ، امتیاز بالاتر می رفت.

دکتر Ferdenzi گفت : این اولیت قائل شدن خانم ها برای آقایانی با نسبت ۲D:4D کمتر را توضیح می دهد.احتمالا این موضوع از اینجا سرچشمه می گیرد که این آقایان چهره همسان و هماهنگ تری با زنان دارند-ثابت شده که تفاهم ظاهری و همسان سازی از دلایل جذابیت یک فرد و تفاوت قائل شدن ایشان با دیگر افراد در نظر فرد مقابل است-

یک اینچنین اولیت قائل شدنی از طرف زنان ممکن است برای این باشد که رابطه با فردی که از توانایی جسمی بالاتری برخوردار است میتواند درصد موفقیت ادامه نسل از طرف آنها را افزایش دهد.

هرچند که دانشمندان بین بو و رایحه مخصوص بدن و زیر و بمی صدا-مشخص کننده های شاخص دیگر برای بررسی میزان شدت تستسترون -و نسبت ۲D:4D انگشتان دست راست ، نتوانستند رابطه مشخصی پیدا کنند.اما ایشان دلیل این موضوع را این چنین توصیف میکنند که چون رایحه بدن و زیر و بمی صدا بعدا در بدن توسعه پیدا میکند احتمالا میزان تستسرون در هنگام تشکیل نطفه بر آنها تاثیری ندارد.


خجالتم خوب چيزيه

قضيه از اونجايي شروع شد كه :

تو پارك نشسته بودم تا كلاسم شروع شه كه از قضا

بهتره بقيشو خودتون ببينيد .....

(فقط چون زوم كردم كيفيتشون يه ذره پايينه ولي اصل مطلبو ميرسونه )


مرحله اول :




ادامه داره ......

ادامه نوشته

فرمول مخفی کوکاکولا پس از ۱۲۵ سال برملا شد

کوکاکولا یک نوشابه است اما طی ده ها سال داستان های زیادی در مورد فرمول مخفی این نوشیدنی محبوب وجود داشته است. همین فرمول چند خطی فناوری انحصاری این شرکت محسوب میشده و حالا یک برنامه رادیویی، ادعا کرده که دستور تهیه نوشابه کوکاکولا که ۱۲۵ سال در اعماق شرکت محبوس بوده است را یافته است. ‏
‏داستان این فرمول شگفت انگیز از آنجا شروع می شود که جان پمبرتون در زمان جنگ های داخلی آمریکا، این فرمول را کشف کرد و دستورش را در کتابی که دستور تهیه داروهای پزشکی هم در آن بود نوشت، کتابی که نسل به نسل، دست به دست می شد. ‏
‏عکسی از این دستور اسرار آمیز در مجله آتلانتا به تاریخ ۱۸ فوریه سال ۱۹۷۹ میلادی چاپ گشته بود اما در آن زمان کسی به این تصویر و مقاله توجهی نکرده بود. حالا این برنامه رادیویی موفق به کشف آن شده و پس از تحقیقات انجام شده متوجه شدند که این همان دستور اصلی کوکاکولا است. البته در این فرمول فناوری پیچیده ای مانند معماری های چند نانومتری پیدا نمی کنید! اما شاید با دیدن این فرمول جور دیگری به این نوشیدنی نگاه کنید: ‏
‏
‏ مواد لازم : ‏ ‏
‏- محلول مایع حاصل از کوکائین: ۱۰/۶ گرم ‏
- اسید سیتریک: ۸۵ گرم ‏
- کافئین: ۲۸ گرم ‏
- شکر: ۳۰ ( واحد اندازه گیری اش نامشخص است) ‏
- آب: ۹/۴ لیتر ‏
- آب لیمو: ۹۴۶ میلی لیتر ‏
- وانیل: ۲۸ گرم ‏
- کارامل: ۴۲ گرم ‏
‏
‏ فرمول مخفی برای ۷X ‏ ‏
‏- الکل: ۹۴۶ میلی لیتر ‏
- عصاره پرتقال: ۲۰ قطره ‏
- عصاره لیمو: ۳۰ قطره ‏
- عصاره جوز هندی: ۱۰ قطره ‏
- عصاره گشنیز: ۵ قطره ‏
- عصاره نرولی: ۱۰ قطره ‏
- عصاره دارچین: ۱۰ قطره ‏
‏
کوکا کولا برای محفوظ نگاه داشتن فرمول، آنرا به صورت ۲۴ ساعته تحت نظارت داشت، حتی مدیران هم تنها نیمی از آن را می دانستند و ۲ مدیر هرگز نمیتوانستند با یکدیگر تنها باشند. ‏
‏آسا کندلر مدیر کوکاکولا، زمانی که دستور را از پمبرتون در سال ۱۸۸۷ خرید، خیلی نگران این بود که مبادا فرمول را از او بربایند و به همین خاطرجدول محتویات را از روی شیشه های نوشابه پاک کرد تا کسی این فرمول را نبیند. و دستور داد که لیست محتویات هیچ گاه نباید در جایی نوشته شود. ‏
‏در واقع درز کردن این فرمول هم اکنون به ضرر کوکاکولا هم نخواهد بود، زیرا کسی نمی تواند آنرا به صورت ۱۰۰٪ شبیه سازی کند. ‏
‏دلیلش هم همان محلولی است که از برگ کوکائین استخراج می شود و این تنها کوکا کولاست که با سازمان سرپرستی و ساماندهی مواد مخدر آمریکا قرارداد دارد و اجازه نامه رسمی جهت استفاده از آن را دریافت کرده است. ‏

نظر شما چیست ؟؟؟

عکس های دیدنی از هنر مداد و دوربین

 

ادامه نوشته

بازم سوتی!!

سلام سال نو همگی مبارک ایشالله سال خوبی داشته باشید.

راستش میخواستم سوتیها رو آخر ترم بذارم ولی بچه ها لطف کردن و سوتی زیاد دادن!! گفتم تا آخر ترم 4، 5 تا پست دیگه هم میتونم بدم

 بچه ام قرار بود بگه اهرام ثلاثه گفت اهرام هلاثه!!

اینم قرار بود بگه کور سوی امید گفت سور کوی امید!!

حسن ختام => ختم ختام!!

لحظه ی تحویل سال => لحظه ی تحصیل سال!!

بوفون (دروازه بان یوونتوس) => فوبون!!

سینه پهلو=> سیلن پهلو!!

فن کوئل => فن کولر!!

غار علی صدر => غال علی صدر!!

بچه ها من بیکاریم!!

یکی از بچه ها گفت: ااا چرا شومینه خاموشه؟؟ اونیکی گفت : برقا قطعه!!

داشتم میگفتم که دیروز اصلا خوابم نمیبرد یکی از بچه ها گفت آره دیروز خیلی بد بود مخصوصا امروز!!

یکی از بچه ها داشت آشغال بادوم ها رو نشون میداد بعد گفت همه ی پسته هارو خوردید؟؟!!

یکی از بچه ها داشت از کلاسشون  تعریف میکرد گفت آره یه درخته بود تاحالا ندیده بودمش! کلاس! درخت! خلاصه فهمیدیم منظورش دختر بوده

یکی از بچه ها میخواست بگه باید مارو مطلع میکردن گفت : باید مارو مطلع میشدیم!!

یکی از بچه ها میخواست بگه ورق گفت برورق!! ( برگه و ورق رو با هم قاطی کردن یه چیزی درآرود)

یکی از بچه ها بلوتوث گوشیش خراب شده بعد اونیکی برگشته بهش میگه تو بلوتوث نداری اونوقت میتونی اس ام اس بگیری؟؟!!

یکی از بچه ها نمیدونم چی میخواست بگه ولی گفت خدایی دانشجوها پرچمشون گرم!! ( یعنی هم پرچمشون بالاست و هم دمشون گرم)

پ.ن: همه ی سوتیا رو یه نفر نداده هاا اسماشون رو ننوشتم چون ماها که خودمون میدونیم هرکدوم رو کی گفته!! . واسه شماها هم که فرقی نداره چون نمیشناسیدشون بخاطر همین نوشتم یکی از بچه ها  و از اینجور کلمه ها ...

پ.ن۲: اینم یه سوتی دیگه از زن داداشه یکی از بچه ها!!

رفتن تو یه خیابونه برگشته گفته ااا این خیابونم آفساید کردن؟؟ میخواسته بگه آسفالت

پ.ن3: کوچولو هم سوتی منو گرفته و این کامنت رو گذاشته:

سوتیِ گِرِفتِ شُده توسُطِ من از مهـــران

"یکی از بچه ها میخواست بگه ورق گفت برورق!! ( "برگه و ورق رو با هم قاطی کردن" " یه چیزی درآرود")

"

این یکی از بچه ها احتمالَن چند نفر بودن " برگه و ورقُ " با هم قاطی کردن یکیشون یه چی در آورده !!!!!!

اینم جواب من : از اون غلطایی که ازت گرفتم و رنگی نوشتمشون هرچندبار میتونی بنویس

دَهه نود مبارکـــ

خداوندا ! دَستانَم خالی و دلَم غَرق در آرِزو ، به قُدرتِ بی کرانَت ، امسال یا دستانم را توانا گردان یا دلم را خالی از آرزو ... !
سالِ نو مبارک ☺

چهارشنبه سوری

اینچنین گفت زرتشت:

بسوزانید بادی را درآتش تا برون آید از آن نور و نیکی.

فرخنده باد این آیین آریایی.

سلام چهارشنبه سوری همه تون مبارک.ما که ترکوندیم شما رو نمیدونم !!  از کپسولی و دینامیت و بالن و کاربیت و اینا گرفته تا گاز فندک همه چی ترکوندیم!! وای گاز فندک چه باحال بود مینداختی تو آتیش کل آتیش رو رو هوا پخش میکردگند میکشید به همه جا.

آره خلاصه الانم که تو خیابون بچه ها ارکستر آورده بودن وسطش قطع شد بانداش . یه وانتیه بود داشت رد میشد از این سبزی فروشا بود بری باخ منصورو با گوشی گذاشت پشت بلندگو یعنی ملتی پخش زمین شدن تو خیابون خیلی حرکتش جالب بود

راستی به هرکی اس ام اس میدم اینو واسم میفرسته:

سوختن غصه هایت تو آتیش امشب آرزوی منه بچه ها امشب همه آرزو کردن غصه هامون آتیش بگیره ایشالله غصه های شما هم آتیش گرفته باشه

خوش باشید و ایشالله سال ۹۰ بهترین سال عمرتون باشه

...

از آن زمان که گنجشک ها

سیم های برق را

به شاخه های درخت ترجیح دادند

درخت متنفر شد

از تکنولوژی!!

Dancers!!

رقص اونم تو هرکجا و هر زمان!!

ادامه نوشته

مراقب باشید دیر نشه

وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی... وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم .. صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی ..پیشونیم رو بوسیدی و گفتی بهتره عجله کنی ..داره دیرت می شه وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری .بعد از کارت زود بیا خونه وقتی 40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی .باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری تو درسها به بچه مون کمک کنی وقتی که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم تو همونجور که بافتنی می بافتی بهم نکاه کردی و خندیدی وقتی 60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی... وقتی که 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو که 50 سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم بود وقتی که 80 سالت شد ..این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری.. نتونستم چیزی بگم ..فقط اشک در چشمام جمع شد اون روز بهترین روز زندگی من بود ..چون تو هم گفتی که منو دوست داری به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی چون زمانی که از دستش بدی مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی اون دیگر صدایت را نخواهد شنید.

سوتی ها جدید!

سوتی های این ترم بچه ها و دوستای دانشجو و دانشگاهیان! که واقعا نمیدونم فارسی عمومی رو خودشون پاس کردن یا دوستاشون بجاشون امتحان دادن!!

استعدا میکنم بجای واژه ی گنگ و  بی معنی استدعا میکنم قرار گرفت!!!

محاسبات عددی به محاسبات عتتی تغییر نام یافت!!

دوشکا => توشکا!!

کار کشته => کارپشته!!

کنگر => چنگر!!

واقعا چه آرامشی حاکمه => واقعا چه آرامشی ساکنه!!

گواردیولا => گواردیلیو!!

کنسرو => کنسرت!!

میدان 17 شهریور => میدان 16 شهریور!!

تعداد محدودی => تعداد اندودی!!

و اما سوتی های با شرح بیشتر:

یکی از بچه ها که نام نمیبرم، میخواست بگه فکر کردم گوشی زیرمه ، گفت فکر کردم زیر گوشیم!!!

دوباره یکی دیگه از دوستان درمورد کشیدن پرده یه سوتی باحال داد و گفت لنگرهارو بکشید!! گفتیم لنگرها رو میندازن، بادبان رو میکشن!!

درمورد آهنگ پیشواز:

یکی از بچه ها آهنگ پیشوازشو عوض کرد بعد ایرانسل یه اس داد که شما مثلا چندمین نفری هستید که این آهنگو انتخاب کردید این عدد رو گفت بعد با تعجب گفت امین نفری!!( مثلا انگار داشت اسم و فامیلی میگفت!! ) دیدیم نوشته 4756امین نفری هستید که این آهنگو انتخاب کردید!!

درمورد تور والیبال:

تو حیاط دانشگاه تور والیبال گذاشتن جدیدا بعد انتظاماته داشت با ماشین از زیر تور رد میشد تو ماشین سرشو خم کرد من ترکیدم از خنده.

درمورد حل جدول :

از یکی از دوستا پرسیدن شیر جنگل، گفته بز کوهی!!

درمورد همه چی سوتی داریم خنده هاشو گذاشتم آخرش

مولانا

نه سلامم  نه علیکم
نه سپیدم   نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم  نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ...

گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویــم
تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی
خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی
تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی

تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرار نهانی

تو خود باغ بهشتی
تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی

به تو سوگند

که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی

نه که جُزئی

نه که چون آب در اندام سَبوئی

تو
خود اویی  بخود آی
تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و

بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی


و گلِ وصل بـچیـنی