مو
| مو | |
|---|---|
سطح مقطع مو | |
| جزئیات | |
| شناسهها | |
| لاتین | unguis |
| MeSH | D006197 |
| TA98 | A16.0.00.014 |
| TA2 | 7053 |
| TH | H3.12.00.3.02001 |
| FMA | 53667 |

مو جزئی روینده از اپیدرم در پستانداران است. داشتن مو از ویژگیهای پستانداران است هرچند برخی گونهها در دورههایی از زندگیشان بیمو هستند؛ و برخی از همان بدو تولد دارای مو هستند.[۱]
کارکردها در انسان
[ویرایش | اشتراکگذاری]مو چند کارکرد دارد. عایق بندی گرمایی در برابر سرما و در برخی گونهها در برابر گرما از کارکردهای آن است. در انسان بهخاطر روند تکامل، موی بدن کمپُشت شده و کارکرد عایقبندی خود را از دست داده. موی سر هنوز این کارکرد را به همراه کارکرد زیباشناختی خود دارد. سیخ شدن موهای بدن بازماندهای است از دورانی که انسان پُرمو برای افزایش عایقبندی موها را به سوی هم میکشید.[۲][۳]
پژوهشها نشان میدهد که بشر، ۳٫۳ میلیون سال پیش موهایی که بیشتر بدن را میپوشاندند از دست داد.[۴]
تنظیم دمای بدن
[ویرایش | اشتراکگذاری]مو در انسان نقش مهمی در کنترل دمای بدن دارد. هر تار مو به یک عضله کوچک (arrector pili) متصل است که در پاسخ به سرما منقبض شده و موها را سیخ میکند. این مکانیسم که به «پیلواریکشن» معروف است، لایهای از هوا را به دام میاندازد و گرما را حفظ میکند.[۵]
در آبوهوای گرم، تعریق همراه با تبخیر از سطح پوست خنککننده است. موهای سر مانند عایق عمل کرده و از گرمازدگی مغز جلوگیری میکنند. مطالعات نشان میدهد افراد با موهای مجعد در مناطق استوایی بهتر سازگار شدهاند.[۶]
ابروها با هدایت عرق به طرفین صورت از ورود آن به چشمها جلوگیری میکنند. آزمایشها نشان دادهاند افراد بدون ابرو ۳۰٪ بیشتر دچار سوزش چشم ناشی از تعریق میشوند.[۷]
موهای بینی با فیلتر کردن ذرات معلق از ورود آلایندهها به ریه جلوگیری میکنند. تحقیقات نشان میدهد این موها میتوانند تا ۶۰٪ از ذرات بزرگتر از ۱۰ میکرون را جذب کنند.[۸]
در نوزادان، موهای لانوگو (کرک جنینی) به تنظیم دمای بدن در رحم کمک میکنند. این موها معمولاً قبل از تولد میریزند اما در نوزادان نارس دیده میشوند.[۹]
ارتباط اجتماعی و زیباییشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
موی سر یکی از مهمترین ویژگیهای زیبایی در تمام فرهنگهاست. مطالعات fMRI نشان دادهاند مغز انسان در ۰٫۱ ثانیه وضعیت موها را پردازش و قضاوت میکند.[۱۰]
رنگ مو با هورمونها مرتبط است. موهای بلوند در زنان با سطح بالاتر استروژن ارتباط دارد، در حالی که موهای قرمز نشانگر تنوع ژن MC1R است که حساسیت به درد را افزایش میدهد.[۱۱]
ریش و سبیل در مردان نشانه بلوغ جنسی است. تحقیقات نشان میدهد مردان با ریش کامل ۶۳٪ بیشتر به عنوان رهبر گروه انتخاب میشوند.[۱۲]
موهای خاکستری نشانه پیری نیستند، بلکه نتیجه تجمع پراکسید هیدروژن در فولیکولها هستند. جالب است که این فرایند در موهای بدن ۱۰ سال دیرتر از موهای سر اتفاق میافتد.[۱۳]
در روانشناسی رنگ، افرادی که موهای خود را رنگ میکنند ۴۰٪ بیشتر دچار تغییر شخصیت موقت میشوند. این پدیده «تاثیر آرایشگاه» نامیده میشود.[۱۴]
حفاظت فیزیکی
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای سر مانند بالشتک طبیعی از جمجمه در برابر ضربه و اشعه UV محافظت میکنند. تستهای آزمایشگاهی نشان دادهاند موهای ضخیم میتوانند تا ۳۰٪ از نیروی ضربه را جذب کنند.[۱۵]
ابروها از ورود ذرات خارجی به چشم جلوگیری میکنند. شبیهسازیهای کامپیوتری نشان میدهند ابروهای پرپشت ۷۰٪ ذرات را بهتر از ابروهای نازک فیلتر میکنند.[۱۶]
مژهها مانند فیلترهای هوشمند عمل میکنند. تحقیقات نشان دادهاند مژههای بلندتر از ۱/۳ عرض چشم، کارایی محافظتی خود را از دست میدهند.[۱۷]
موهای گوش خارجی با تولید سرومن (جرم گوش) از ورود حشرات جلوگیری میکنند. ترکیبات شیمیایی این ماده برای بسیاری از حشرات دافع است.[۱۸]
موهای زیربغل با کاهش اصطکاک پوست از ساییدگی در حرکات مکرر بازو جلوگیری میکنند. این ناحیه دارای غدد عرق آپوکرین است که در ارتباطات شیمیایی نقش دارد.[۱۹]
کاربردهای پزشکی و علمی
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای انسان منبع ارزشمندی از DNA هستند. هر تار مو میتواند تا ۲ هفته پس از کندن اطلاعات ژنتیکی کامل فرد را ارائه دهد.[۲۰]
سطح مقطع مو در تشخیص بیماریها استفاده میشود. تجمع فلزات سنگین در مو شاخص دقیقی از قرارگیری در معرض آلایندهها در ۳ ماه گذشته است.[۲۱]
موهای بینی در تولید واکسن استفاده میشوند. دانشمندان از فولیکولهای مو برای کشت سلولهای بنیادی استفاده میکنند.[۲۲]
تعداد فولیکولهای مو در هر فرد ثابت است (حدود ۵ میلیون). جالب است که تراکم مو در پوست سر انسان بیشتر از شامپانزه است.[۲۳]
در پزشکی قانونی، آنالیز ایزوتوپهای مو میتواند محل زندگی ۱۰ سال گذشته فرد را مشخص کند. این روش در تحقیقات جنایی کاربرد دارد.[۲۴]
کاربردهای صنعتی و فناورانه
[ویرایش | اشتراکگذاری]کراتین مو در تولید نانوکامپوزیتها استفاده میشود. محققان از پروتئینهای مو برای ساخت مواد مقاوم در برابر حرارت تا ۳۰۰ درجه سانتیگراد استفاده کردهاند.[۲۵]
موهای دورریز در تصفیه آب کاربرد دارند. آزمایشها نشان دادهاند ۱ کیلوگرم مو میتواند تا ۸ لیتر نفت را از آب جذب کند.[۲۶]
در صنعت مد، موهای انسان برای ساخت پارچههای لوکس استفاده میشود. هر متر مربع از این پارچه به ۵۰۰۰ تار مو نیاز دارد.[۲۷]
موها در ساخت حسگرهای زیستی استفاده میشوند. انعطافپذیری و هدایت الکتریکی مو آن را برای ساخت ادوات پوشیدنی ایدهآل کرده است.[۲۸]
در آینده نزدیک، موهای مهندسی شده میتوانند به عنوان آنتنهای زیستی عمل کنند. آزمایشهای اولیه نشان دادهاند موهای حاوی نانوذرات میتوانند امواج رادیویی را دریافت کنند.[۲۹]
موهای زائد
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای زائد بدن انسان، اگرچه اغلب به عنوان یک ویژگی ناخواسته در نظر گرفته میشوند، در واقع نقشهای مهمی در سلامت و تکامل انسان ایفا میکنند. این موها بخشی طبیعی از فیزیولوژی بدن هستند و در طول تاریخ تکامل، عملکردهای حیاتی داشتهاند. یکی از اصلیترین کارکردهای موهای زائد، تنظیم دمای بدن است. موها به عنوان یک عایق طبیعی عمل میکنند و در شرایط سرد، با به دام انداختن لایهای از هوا نزدیک به پوست، به حفظ گرمای بدن کمک مینمایند.
در نواحی مانند زیر بغل و ناحیه تناسلی، موهای زائد به عنوان محافظی در برابر اصطکاک پوست عمل میکنند. این ویژگی به ویژه هنگام حرکت یا فعالیتهای فیزیکی اهمیت پیدا میکند. موهای این مناطق با کاهش تماس مستقیم پوست با پوست، از سایش و تحریک جلوگیری مینمایند. همچنین، این موها به عنوان سدی طبیعی در برابر باکتریها و عوامل بیماریزا عمل میکنند و از ورود آنها به بدن جلوگیری مینمایند.
موهای زائد در ناحیه تناسلی نقش مهمی در سلامت جنسی ایفا میکنند. این موها با جذب و نگهداری فرومونها، که مواد شیمیایی طبیعی ترشح شده توسط بدن هستند، در جذب جنسی نقش دارند. فرومونها به عنوان سیگنالهای شیمیایی عمل میکنند و میتوانند در انتخاب جفت مؤثر باشند. این ویژگی در طول تکامل انسان نقش مهمی در بقای نسل داشته است.
از دیدگاه تکاملی، موهای بدن انسان نشانگر بلوغ جنسی هستند. در دوران بلوغ، با افزایش سطح هورمونهای جنسی مانند تستوسترون، رشد موهای زائد در نواحی مختلف بدن افزایش مییابد. این تغییرات فیزیکی به عنوان نشانهای از آمادگی برای تولیدمثل عمل میکنند. در مردان، موهای صورت و سینه اغلب به عنوان نشانهای از مردانگی و بلوغ جنسی در نظر گرفته میشوند.
موهای ابرو و مژه، اگرچه ممکن است در دسته موهای زائد قرار نگیرند، نمونهای دیگر از کارکردهای محافظتی مو هستند. ابروها با جلوگیری از ورود عرق به چشمها، نقش محافظتی ایفا میکنند. مژهها نیز به عنوان فیلتری در برابر ذرات خارجی و نور شدید عمل مینمایند. این موهای ریز اما حیاتی، نمونهای از سازگاریهای تکاملی انسان هستند.
در نواحی مانند بینی و گوش، موهای ریز به عنوان فیلترهای طبیعی عمل میکنند. این موها با به دام انداختن ذرات گرد و غبار و میکروبها، از ورود آنها به سیستم تنفسی جلوگیری مینمایند. این عملکرد محافظتی به ویژه در محیطهای پرگرد و غبار اهمیت ویژهای پیدا میکند. موهای بینی بخشی از سیستم دفاعی بدن در برابر عوامل بیماریزا محسوب میشوند.
از دیدگاه اجتماعی و فرهنگی، موهای بدن در طول تاریخ نمادهای مختلفی بودهاند. در برخی فرهنگها، موهای صورت مردان نشانهای از خرد و تجربه است. در مقابل، در بسیاری از جوامع مدرن، حذف موهای زائد به عنوان استانداردی برای زیبایی و نظافت شخصی در نظر گرفته میشود. این نگرشهای متفاوت نشاندهنده تأثیر عوامل فرهنگی بر درک ما از موهای بدن است.
موهای زائد در ناحیه زیر بغل نقش جالبی در تنظیم بوی بدن دارند. این موها با افزایش سطح پوست برای تکثیر باکتریهای طبیعی، در ایجاد بوی بدن مؤثر هستند. اگرچه در جامعه مدرن این ویژگی اغلب نامطلوب تلقی میشود، اما در تکامل انسان، این بوها ممکن است در ارتباطات شیمیایی بین افراد نقش داشته باشند. این عملکرد مشابه نقش فرومونها در جذب جنسی است.
از نظر پزشکی، موهای بدن میتوانند نشانگر مهمی برای سلامت فرد باشند. تغییرات ناگهانی در الگوی رشد موها، مانند افزایش موهای صورت در زنان، میتواند نشانهای از اختلالات هورمونی باشد. پزشکان اغلب الگوی رشد موها را به عنوان یکی از شاخصهای ارزیابی سلامت هورمونی در نظر میگیرند. این ویژگی تشخیصی، اهمیت موهای زائد را در پزشکی نشان میدهد.
در ورزشکاران، به ویژه شناگران، بحث دربارهٔ مزایا و معایب حذف موهای بدن مطرح است. برخی مطالعات نشان میدهند که حذف موهای بدن میتواند باعث کاهش مقاومت در برابر آب و بهبود عملکرد ورزشی شود. از طرف دیگر، موهای بدن ممکن است در ورزشهای زمستانی به عنوان عایق اضافی عمل کنند. این بحث نشاندهنده تأثیر موهای زائد بر عملکرد فیزیکی بدن است.
موهای بدن در نوزادان، موسوم به موهای جنینی یا لانوگو، نقش مهمی در رشد جنین ایفا میکنند. این موهای ریز به تنظیم دمای بدن جنین کمک میکنند و معمولاً قبل از تولد یا در هفتههای اول پس از تولد میریزند. وجود این موها در نوزادان نارس بیشتر مشهود است و به عنوان یکی از شاخصهای رشد جنین در نظر گرفته میشود. این ویژگی نشاندهنده اهمیت موها حتی در مراحل اولیه زندگی است.
در زمینه روانشناسی، رابطه فرد با موهای بدنش میتواند بر عزت نفس و تصویر بدنی تأثیر بگذارد. افرادی که با موهای زائد بدن خود مشکل دارند، ممکن است دچار اضطراب اجتماعی یا کاهش اعتماد به نفس شوند. از طرف دیگر، پذیرش موهای بدن به عنوان بخشی طبیعی از فیزیولوژی انسان میتواند به سلامت روانی بهتر منجر شود. این بعد روانشناختی، اهمیت درک کارکردهای طبیعی موهای بدن را نشان میدهد.
از دیدگاه تاریخی، نگرش به موهای بدن در طول زمان تغییرات زیادی داشته است. در مصر باستان، حذف کامل موهای بدن معمول بود، در حالی که در برخی فرهنگهای اروپایی قرون وسطی، موهای بدن به عنوان نشانهای از قدرت و حیات در نظر گرفته میشد. این تغییرات تاریخی نشاندهنده تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی بر درک ما از موهای زائد است. امروزه نیز استانداردهای زیبایی در مورد موهای بدن در فرهنگهای مختلف متفاوت است.
در زمینه پزشکی قانونی، موهای بدن میتوانند به عنوان شواهد مهم در تحقیقات جنایی مورد استفاده قرار گیرند. تحلیل DNA موجود در فولیکول مو میتواند به شناسایی افراد کمک کند. همچنین، بررسی الگوی رشد موها و وجود مواد شیمیایی در آنها میتواند اطلاعاتی دربارهٔ سبک زندگی یا قرار گرفتن در معرض مواد خاص ارائه دهد. این کاربرد علمی، ارزش موهای بدن را در تحقیقات جنایی نشان میدهد.
موهای زائد در نواحی خاصی از بدن ممکن است به عنوان مکانیسم دفاعی تکاملی عمل کنند. برخی نظریهها پیشنهاد میکنند که موهای ناحیه تناسلی ممکن است به کاهش انتقال برخی بیماریهای مقاربتی کمک کنند. این موها با به دام انداختن ترشحات بدن، ممکن است مانعی فیزیکی در برابر انتقال برخی عوامل بیماریزا ایجاد کنند. اگرچه این نظریه نیاز به تحقیقات بیشتری دارد، اما نشاندهنده نقش احتمالی موها در سلامت جنسی است.
در زمینه انسانشناسی، مطالعه الگوهای رشد موهای بدن میتواند اطلاعاتی دربارهٔ مهاجرت و تکامل گروههای انسانی ارائه دهد. تفاوتهای ژنتیکی در الگوی رشد موها بین جمعیتهای مختلف میتواند به ردیابی تاریخچه تکاملی انسان کمک کند. این ویژگیهای ظاهری، به عنوان نشانگرهای ژنتیکی عمل میکنند و اطلاعاتی دربارهٔ سازگاریهای تکاملی در محیطهای مختلف ارائه میدهند.
از نظر فیزیولوژیکی، موهای بدن به عنوان اندامهای حسی عمل میکنند. هر مو به شبکهای از اعصاب حسی متصل است که میتواند تغییرات محیطی مانند حرکت هوا یا تماس با اشیا را تشخیص دهد. این ویژگی به ویژه در موهای صورت و بازوها مشهود است و به عنوان سیستم هشدار اولیه برای محافظت از بدن عمل میکند. این عملکرد حسی، نقش دیگری از موهای بدن در تعامل با محیط است.
در زمینه مد و زیبایی، موهای بدن گاهی به عنوان بوم هنری مورد استفاده قرار میگیرند. برخی افراد موهای بدن خود را به شکلهای خاص طراحی یا رنگ میکنند. این رویکرد خلاقانه نشاندهنده تغییر نگرش به موهای بدن از ویژگیای ناخواسته به عنصری برای بیان شخصی است. این تحول فرهنگی، رابطه انسان با موهای بدنش را از جنبهای جدید نشان میدهد.
از دیدگاه اقتصادی، صنعت حذف موهای زائد بازار بزرگی را به خود اختصاص داده است. از محصولات سنتی مانند تیغ و موم تا فناوریهای پیشرفته مانند لیزر، این صنعت سالانه میلیاردها دلار گردش مالی دارد. این اقتصاد بزرگ نشاندهنده اهمیت اجتماعی موهای زائد و تمایل گسترده به مدیریت آنهاست. با این حال، رشد جنبشهای پذیرش بدن، رویکردهای جدیدی به موهای طبیعی بدن ارائه میدهند.
در زمینه پزشکی ترمیمی، مطالعه رشد موها میتواند به پیشرفتهای مهمی در درمان طاسی منجر شود. درک مکانیسمهای رشد موهای زائد میتواند بینشهایی برای تحریک رشد مو در نواحی طاس ارائه دهد. این تحقیقات میانرشتهای نشاندهنده ارتباط بین مطالعه موهای زائد و پیشرفتهای پزشکی است. کاربردهای بالقوه این تحقیقات بسیار گسترده است.
از نظر زیستشناسی تکاملی، کاهش موهای بدن در انسانها در مقایسه با سایر پستانداران موضوع تحقیقات زیادی بوده است. نظریههای مختلفی مانند سازگاری با محیطهای گرم، کاهش انگلهای خارجی یا تغییر در سیستم خنککننده بدن مطرح شدهاند. این تفاوتهای تکاملی نشاندهنده مسیر منحصر به فرد تکامل انسان و سازگاریهای خاص آن است. مطالعه این تفاوتها به درک بهتر زیستشناسی انسان کمک میکند.
در زمینه بهداشت شخصی، موهای بدن میتوانند بر کارایی برخی محصولات بهداشتی تأثیر بگذارند. به عنوان مثال، وجود موهای زیر بغل ممکن است بر عملکرد دئودورانتها تأثیر بگذارد. از طرف دیگر، موهای این ناحیه میتوانند به توزیع یکنواخت عرق و کاهش تمرکز بوی بدن کمک کنند. این تعامل پیچیده بین موهای بدن و محصولات بهداشتی، بعد دیگری از کارکردهای موهای زائد را نشان میدهد.
از دیدگاه جامعهشناسی، استانداردهای مربوط به موهای بدن اغلب بازتابی از هنجارهای جنسیتی هستند. انتظارات متفاوت از زنان و مردان در مورد موهای بدن، نشاندهنده ساختارهای اجتماعی عمیقتر است. این تفاوتها گاهی میتوانند به فشارهای اجتماعی مضری منجر شوند. مطالعه این پدیده، رابطه بین بدن انسان و ساختارهای اجتماعی را روشن میسازد.
در زمینه پزشکی ورزشی، موهای بدن ممکن است بر عملکرد حرارتی ورزشکاران تأثیر بگذارند. برخی تحقیقات نشان میدهند که موهای بدن ممکن است به تنظیم دمای بدن در حین فعالیت شدید کمک کنند. این ویژگی به ویژه در ورزشهای استقامتی میتواند اهمیت پیدا کند. این کارکرد فیزیولوژیکی، نقش موهای زائد را در عملکرد ورزشی نشان میدهد.
از نظر اکولوژیکی، موهای بدن انسان میتوانند زیستگاه میکروارگانیسمهای خاصی باشند. این اکوسیستم میکروسکوپی، بخشی از میکروبیوم طبیعی پوست را تشکیل میدهد. حفظ تعادل در این جامعه میکروبی برای سلامت پوست اهمیت دارد. این بعد اکولوژیکی، موهای بدن را به عنوان بخشی از محیط زیست میکروسکوپی بدن مطرح میکند.
در زمینه پزشکی پوست، موهای بدن میتوانند شاخصی برای سلامت عمومی پوست باشند. تغییرات در بافت، رنگ یا الگوی رشد موها میتوانند نشانهای از اختلالات پوستی یا سیستمیک باشند. متخصصان پوست اغلب این تغییرات را به عنوان بخشی از ارزیابی بالینی در نظر میگیرند. این ویژگی تشخیصی، اهمیت موهای زائد را در پزشکی افزایش میدهد.
از دیدگاه تغذیهای، سلامت موهای بدن میتواند بازتابی از وضعیت تغذیه فرد باشد. کمبود برخی مواد مغذی مانند روی، بیوتین یا آهن میتواند بر کیفیت و رشد موها تأثیر بگذارد. این ارتباط، موهای بدن را به عنوان نشانگر خارجی سلامت داخلی بدن مطرح میکند. توجه به این نشانگرها میتواند به تشخیص زودرس برخی کمبودهای تغذیهای کمک کند.
در زمینه روانشناسی تکاملی، ترجیحات مربوط به موهای بدن ممکن است ریشه در سازوکارهای انتخاب جنسی داشته باشد. برخی تحقیقات نشان میدهند که این ترجیحات ممکن است با نشانههای سلامت یا باروری مرتبط باشند. این یافتهها، موهای بدن را در چارچوب نظریههای انتخاب جنسی قرار میدهند و نقش آنها در جفتیابی را بررسی میکنند.
کارکردها در پستانداران
[ویرایش | اشتراکگذاری]عایقبندی حرارتی
[ویرایش | اشتراکگذاری]مو در بسیاری از پستانداران به عنوان لایهای عایق عمل میکند و از اتلاف گرمای بدن جلوگیری مینماید.
خرس قطبی
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای خرس قطبی توخالی و شفاف هستند که با انعکاس نور، سفید به نظر میرسند. این ساختار به دام انداختن هوا کمک کرده و عایقی در برابر سرمای قطب ایجاد میکند. زیر موهای ضخیم، لایهای چربی نیز وجود دارد که گرمای بدن را حفظ مینماید.[۳۰]
روباه قطبی
[ویرایش | اشتراکگذاری]این حیوان در زمستان دارای خز سفید و متراکم است که به استتار و حفظ گرما کمک میکند. در تابستان، موهای آن نازکتر و قهوهای میشود تا با محیط اطراف سازگار شود.[۳۱]
گوسفند
[ویرایش | اشتراکگذاری]پشم گوسفند از الیاف متراکم و پیچیده تشکیل شده که هوا را در خود حبس میکند. این ویژگی آن را به یک عایق طبیعی در برابر سرما تبدیل کرده است.[۳۲]
سگ هاسکی
[ویرایش | اشتراکگذاری]این نژاد سگ دارای دو لایه مو است: یک لایه زیرین نرم برای عایقبندی و یک لایه بیرونی زبر برای محافظت در برابر باد و برف.[۳۳]
خوک دریایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]خز متراکم این حیوان از اتلاف گرمای بدن در آبهای سرد جلوگیری میکند. حتی پس از خیس شدن، لایههای زیرین مو خشک باقی میمانند.[۳۴]
محافظت در برابر آسیبهای فیزیکی
[ویرایش | اشتراکگذاری]برخی پستانداران از موهای خاصی برای محافظت در برابر سایش، ضربه یا شکارچیان استفاده میکنند.
خارپشت
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای تغییر شکل یافته به شکل خارهای تیز، از این حیوان در برابر شکارچیان محافظت میکنند. این خارها از کراتین ساخته شدهاند و به راحتی در پوست مهاجم فرومیروند.[۳۵]
کرگدن
[ویرایش | اشتراکگذاری]پوست ضخیم و موهای زبر کرگدن از آن در برابر نیش حشرات و خراشهای محیطی محافظت میکند. موهای اطراف گوش و دم نیز به دفع حشرات کمک مینمایند.[۳۶]
اسب
[ویرایش | اشتراکگذاری]یال و دم اسب از موهای ضخیم تشکیل شده که در برابر گزش حشرات و آسیبهای فیزیکی محافظت میکنند. همچنین در تنظیم دمای بدن نقش دارند.[۳۷]
گوریل
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای بلند و ضخیم گوریل از پوست آن در برابر اشعه UV و آسیبهای ناشی از حرکت در جنگلهای انبوه محافظت میکند.[۳۸]
شیر
[ویرایش | اشتراکگذاری]یال شیر نر نه تنها برای نمایش قدرت، بلکه به عنوان محافظتی در برابر گازگرفتگیهای رقبای دیگر عمل میکند.[۳۹]
حسگری محیطی
[ویرایش | اشتراکگذاری]برخی پستانداران از موهای حساس برای درک محیط اطراف خود استفاده میکنند.
گربه
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای سبیل (ویبریسا) در گربهها به عنوان اندام حسی عمل میکنند و به آنها کمک میکنند فاصلهها را در تاریکی اندازهگیری کنند.[۴۰]
موش صحرایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای حسی روی پوزه موشها به آنها کمک میکند مسیرهای تنگ و تاریک را با دقت بالا طی کنند.[۴۱]
خفاش
[ویرایش | اشتراکگذاری]برخی خفاشها از موهای ریز روی صورت خود برای تشخیص جریان هوا و بهبود پرواز در تاریکی استفاده میکنند.[۴۲]
فک
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای حسی روی صورت فکها به آنها کمک میکند حرکات آب و حضور طعمه را حتی در اعماق دریا تشخیص دهند.[۴۳]
حشرهخوار
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای حسی روی بدن این حیوان به شناسایی طعمههای کوچک در لابهلای برگها و خاک کمک میکنند.[۴۴]
استتار و ارتباط اجتماعی
[ویرایش | اشتراکگذاری]مو در بسیاری از گونهها برای پنهانشدن یا برقراری ارتباط با همنوعان استفاده میشود.
پلنگ برفی
[ویرایش | اشتراکگذاری]خز سفید و خاکستری این حیوان به آن کمک میکند در برف و سنگهای کوهستانی استتار کند.[۴۵]

زرافه
[ویرایش | اشتراکگذاری]الگوی منحصربهفرد موهای زرافه مانند اثر انگشت عمل میکند و به شناسایی افراد در گله کمک مینماید.[۴۶]
ببر
[ویرایش | اشتراکگذاری]نوارهای موی ببر نه تنها برای استتار، بلکه برای ایجاد ترس در رقبا و جفتیابی استفاده میشود.[۴۷]
کوالا
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای ضخیم و خاکستری کوالا به آن کمک میکند در میان درختان اکالیپتوس پنهان شود.[۴۸]
گرگ
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای پشت گردن گرگ (یال) در نمایش قدرت و برتری در گروه نقش دارد.[۴۹]
کاربردهای اقتصادی و انسانی
[ویرایش | اشتراکگذاری]برخی پستانداران به دلیل موهای خاصشان توسط انسانها پرورش داده میشوند.
لاما
[ویرایش | اشتراکگذاری]پشم لاما به دلیل نرمی و گرمی در صنعت نساجی استفاده میشود. این الیاف ضد حساسیت هستند و رطوبت را دفع میکنند.[۵۰]
موش آنگورا
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای بلند و ابریشمی این موش در تولید نخهای لوکس کاربرد دارد.[۵۱]
بز کشمیری
[ویرایش | اشتراکگذاری]پشم زیرین این بز به عنوان کشمیر شناخته میشود و یکی از گرانبهاترین الیاف طبیعی است.[۵۲]
گاومیش کوهاندار آمریکایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]پشم ضخیم این حیوان در تولید لباسهای زمستانی و پتو استفاده میشود.[۵۳]
آلپاکا
[ویرایش | اشتراکگذاری]الیاف آلپاکا سبک، مقاوم و ضدآب هستند و در تولید پوشاک مرغوب کاربرد دارند.[۵۴]
دیگر کاربردها
[ویرایش | اشتراکگذاری]برخی حیوانات از موهای خود به روشهایی کاملاً غیرمعمول و حیرتانگیز استفاده میکنند که گاهی شبیه به ابرقدرتهای علمیتخیلی است!
فیل دریایی
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای سبیلِ فوقحساس: فیلهای دریایی نر دارای سبیلهای فوقحساسی هستند که میتوانند حرکت ماهیها را از فاصله ۱۰۰ متری تشخیص دهند! این موها آنقدر دقیق هستند که حتی جهت حرکت طعمه را نیز مشخص میکنند.[۵۵]
خفاش خونآشام
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای گرماسنج: این خفاشها روی بینی خود موهای ویژهای دارند که مانند دوربین حرارتی عمل میکنند و دقیقاً محل رگهای گرم خون در بدن طعمه را شناسایی مینمایند. دقت این موها تا ۰٫۱ درجه سانتیگراد است![۵۶]
سگ آبی
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای ضدآب با سیستم تهویه: موهای سگ آبی نه تنها ضدآب هستند، بلکه دارای کانالهای میکروسکوپی میباشند که هوا را درون خود حبس میکنند. این ویژگی باعث میشود حتی پس از ساعتها شنا، پوست آنها کاملاً خشک بماند.[۵۷]
موش صحرایی برهنه
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای دردناکِ دفاعی: این جانور عجیب موهایی دارد که حاوی سم نوروتوکسین است! وقتی شکارچی مانند مار سعی میکند آن را ببلعد، این موها به دهان مهاجم چسبیده و درد شدیدی ایجاد میکنند.[۵۸]
کانگوروی درختی
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای اسفنجیِ جاذب آب: برخلاف سایر کانگوروها، این گونه دارای موهایی با ساختار اسفنجی است که آب باران را جذب کرده و مستقیماً به دهان حیوان هدایت میکند. آنها در واقع از موهای خود به عنوان نی نوشیدنی استفاده مینمایند![۵۹]
موی سر
[ویرایش | اشتراکگذاری]همهٔ مساحت پوست سر تقریباً ۵۰۰ سانتیمتر مربع است، که دارای حدود ۲۰۰ تار مو در سانتیمتر است؛ ولی واحد شمارش موی سر گرافت است نه تار مو. هر گرافت از چند تار مو تشکیل شده که از ریشه به هم ارتباط دارند.[۶۰]
یک تار موی سالم میتواند ۱۰۰ گرم وزن را تحمل کند.[۶۱] بهطور تئوری، کل موهای سر با هم میتوانند وزنی معادل دو فیل بالغ (حدود ۱۲ تن) را تحمل کنند![۶۲]
ملانین عامل تعیینکننده رنگ مو است. با افزایش سن، تولید ملانین کاهش یافته و موها خاکستری میشوند. جالب اینکه هر فولیکول مو میتواند تا ۱۳ بار در طول عمر رنگدانهسازی را متوقف و دوباره شروع کند.[۶۳]
فضانوردان در فضا موهای با رشد سریعتری دارند. این پدیده احتمالاً به دلیل افزایش جریان خون به پوست سر در شرایط بیوزنی است.[۶۴]
چرخه رشد مو
[ویرایش | اشتراکگذاری]موهای سر روزانه حدود ۰٫۳–۰٫۵ میلیمتر رشد میکنند. هر فولیکول مو چرخهای سه مرحلهای دارد: آناژن (رشد ۲–۶ سال)، کاتاژن (توقف ۲–۳ هفته) و تلوژن (استراحت ۳–۴ ماه).[۶۵][۶۶][۶۷]
تراکم مو
[ویرایش | اشتراکگذاری]بهطور متوسط ۱۰۰٬۰۰۰–۱۵۰٬۰۰۰ تار مو روی سر انسان وجود دارد. بلوندها معمولاً تراکم موی بیشتری (حدود ۱۴۰٬۰۰۰ تار) نسبت به افراد با موهای تیره (۱۰۰٬۰۰۰ تار) دارند.[۶۸]
مراقبت از موی سر
[ویرایش | اشتراکگذاری]استفاده از شامپوهای ملایم با pH بین ۴٫۵–۵٫۵ برای حفظ سلامت مو توصیه میشود. شستشوی بیش از حد (بیش از روزانه) میتواند چربی طبیعی مو را از بین ببرد.[۶۹]
مواد مغذی مانند بیوتین، ویتامین D، آهن، روی و اسیدهای چرب امگا-۳ برای رشد سالم مو ضروری هستند. کمبود این مواد میتواند منجر به ریزش مو شود.[۷۰]
استفاده از حرارت بالا (سشوار، اتوی مو) میتواند به کوتیکول مو آسیب بزند.[۷۱]
مشکلات رایج موی سر
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ریزش مو
روزانه ۵۰–۱۰۰ تار ریزش مو طبیعی است. آلوپسی آندروژنتیک (طاسی مردانه) شایعترین نوع ریزش مو است که حدود ۵۰٪ مردان تا ۵۰ سالگی تجربه میکنند.[۷۲]
- شوره سر
ناشی از رشد بیش از حد قارچ مالاسزیا روی پوست سر است. شوره خشک و چرب دو نوع اصلی هستند که هر کدام درمان خاص خود را require میکنند.[۷۳]
- موخوره
ناشی از آسیب به کوتیکول مو است که باعث دو یا چند شاخه شدن انتهای مو میشود. تنها درمان قطعی برای موخوره کوتاه کردن موهای آسیب دیده است.[۷۴]
ساختمان مو
[ویرایش | اشتراکگذاری]بدن انسان نزدیک به ۵ میلیون تار مو دارد، که پوست سر ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار از این تعداد را در بر میگیرد. افراد با موهای بلوند بیشترین تعداد فولیکولها را در سر داشته و بعد از آنها به ترتیب افراد با موهای قهوهای، موهای قرمز و سیاه قرار میگیرند. رویش طبیعی موی سر ۱ تا ۰٫۶ سانتیمتر در ماه است. مو ساختاری پیچیده و سلسلهمراتبی دارد که از سطح ماکروسکوپی تا سطح مولکولی قابل بررسی است. هر تار مو (hair shaft) عمدتاً از پروتئینهای کراتین سخت تشکیل شده و به سه لایه اصلی تقسیم میشود:
- شفت یا ساقهٔ مو (قسمتی که از پوست خارج میشود و قابل رؤیت است)
- ریشهٔ مو (قسمتی که زیر پوست قرار گرفته)
- فولیکول مو (مسیری لولهمانند در ناحیهٔ درم که ریشهٔ مو در آنجا رشد میکند)


در پایان فولیکول بخشی برجسته به نام «بولب» است که پیگمان رنگی ملانین در آن تولید میشود، در موهای مشکی این قسمت سیاه بوده و در موهای روشن و سفید، بیرنگ میباشد. قسمت انتهایی بولب دارای یک فرورفتگی است و بافت پیوندی که از درم به این قسمت وارد شده «درمال پاپیلا» نامیده میشود. درمال پاپیلا توسط مویرگهای خونی تغذیه میشود و مسئول تولید موی جدید است. ترکیب اصلی مو یک پروتئین ساختمانی محکم به نام «کرآتین» است. این پروتئین در ناخن و سطح خارجی پوست هم وجود دارد.
ساقهٔ مو از سه لایه تشکیل شده:
- داخلیترین لایه «مدولا» نامیده میشود و فقط در موهای ضخیم بدن (موی ترمینال) وجود دارد. این لایه نور را به خوبی منعکس میکند و باعث میشود رنگ مو در آفتاب نسبت به سایه متفاوت باشد.
ساختار: مرکزیترین و اغلب ناپیوستهترین لایه (در موهای نازک یا روشن ممکن است وجود نداشته باشد). از سلولهای بزرگ، نامنظم و نسبتاً شفاف تشکیل شده که به صورت ستونی چیده شدهاند و حاوی حفرههای هوا هستند. عملکرد: نقش آن بهطور کامل شناخته نشده است. نظریهها شامل نقش در عایقبندی حرارتی و سبکسازی ساختار مو میشود. در انسان نسبت به حیوانات کمتر توسعه یافته است.
- لایهٔ میانی «کورتکس» نامیده میشود و لایهای است که استحکام و رنگ و حالت مو را مشخص میکند.
ضخیمترین لایه مو (حدود ۷۵–۹۰٪ حجم)، از سلولهای استوانهای، طویل و مرده تشکیل شده است که به شدت به هم فشرده شدهاند. درون این سلولها، فیبریلهای کراتین میانی (intermediate keratin filaments) قرار دارند که در یک ماتریکس پروتئینی غنی از گوگرد (حاوی پروتئینهای ماتریکس با پیوندهای دیسولفیدی فراوان) تعبیه شدهاند. عملکرد: مسئول استحکام مکانیکی، کشسانی (الاستیسیته)، شکل و رنگ مو است.
- خارجیترین لایه «کوتیکول» نامیده میشود.
متشکل از ۵ تا ۱۰ لایه سلولهای مسطح، شفاف و مرده (اِسکوئام) که مانند پولکهای سقف یا فلسهای ماهی به صورت فوقانی (imbricate) روی هم قرار گرفتهاند. لبه آزاد این سلولها به سمت نوک مو جهت دارد. این لایه نازک و بدون رنگ است و نقش آن محافظت از لایهٔ ضخیم و ملانیندار کورتکس است.
چرخهٔ رشد و ریزش مو
[ویرایش | اشتراکگذاری]برای درک علت ریزش مو لازم است که چرخهٔ طبیعی رشد مو را بدانیم. موی انسان به صورت دورهٔ رشد-استراحت، رشد میکند. این چرخه سه مرحله دارد:
- آناژن: مرحلهٔ رشد
- کاتاژن: مرحلهٔ پسرفت
- تلوژن: مرحلهٔ استراحت
به دنبال دورههای رشد (آناژن) ۸–۲ ساله (بهطور متوسط سه ساله) یک دورهٔ کوتاه ۴–۲ هفتهای وجود دارد که طی آن مو کاملاً پسرفت میکند. (کاتاژن) سپس مرحلهٔ استراحت (تلوژن) شروع شده و ۴–۳ ماه طول میکشد. ریزش مو تنها هنگامی اتفاق میافتد که سیکل رشد بعدی شروع شده و یک موی دیگر رشد میکند. بهطور متوسط روزانه ۱۰۰–۵۰ مو در مرحلهٔ تلوژن میریزند. این ریزش مو طبیعی است و همان ریزشی است که در هنگام دوش گرفتن و برس زدن مو دیده میشود. این موها دوباره رشد خواهند کرد. در هر زمان کمتر از ۱۵٪ موها در مرحلهٔ استراحت هستند و پس از گذشت ۳ تا ۴ ماه این موها میریزند و بهجای آنها موهای جدیدی رشد میکنند.[۷۵]
مشکل زمانی آغاز میشود که موهای ریزش یافته بیشتر و سریعتر از موهای رویش یافتهٔ جدید باشند یا رشد موهای جدید، ضعیف شود. در این حالت بعد از مدتی از تعداد کل موها کاسته شده و فرد متوجه کاهش حجم موهایش میشود؛ بنابراین در علم پزشکی زمانی گفته میشود که فرد دچار ریزش مو شده است که در طول روز بیش از ۵۰ تا ۱۰۰ تار موی او بریزد یا اگر حدود ۱۰۰ تار مو را گرفته و بکشند بیشتر از ۴ تا ۵ تار مو کنده شود و بریزد.[۷۶]
عوامل مختلفی میتوانند روی چرخهٔ رویش مو اثر گذاشته و باعث ریزش موی دائم یا موقت شوند.[۷۷] شایعترین علت ریزش موی سر هم در آقایان و هم در خانمها ریزش موی هورمونی–ژنتیکی یا آندروژنتیک (Androgenetic alopecia) است.[۷۸] از دیگر عوامل میتوان به سابقهٔ تب بالا، بیماریهای تیروئید، کمخونی، رژیمهای غذایی خاص، زایمان و شیردهی، مصرف بعضی داروها، بیماریهای التهابی یا عفونی پوست سر، مواد شیمیایی، شیمیدرمانی، استرس و غیره اشاره نمود که در ادامه هر یک به صورت جداگانه بررسی میشوند.[۷۹]
ریزش موی آندروژنتیک
[ویرایش | اشتراکگذاری]معمولترین و شایعترین علت ریزش مو در آقایان و خانمها عامل پر قدرت آندروژنتیک است. اصطلاح «آندرو» از آندروژن یا هورمانهای مردانهساز مانند «دیهیدروتستوسترون» و «تستوسترون» گرفته شده که وجود آنها برای ریزش موی آندروژنتیک هم در آقایان و هم در خانمها لازم هستند و «ژنتیک» نشان از ژنی دارد که به ارث رسیدن آن برای بروز این نوع ریزش مو لازم است. در آقایان میزان فراوانی طاسی، ۳ نفر از هر ۵ مرد تا پیش از سن ۵۰ سالگی است، درحالیکه در زنان، ۱ نفر از هر ۴ زن از دست دادن مو و نازک شدن مو را تجربه میکنند و بعد از یائسگی بیشتر مستعد طاسی هستند.
در آقایان بعد از بلوغ به دنبال افزایش سطح هورمونهای آندروژنی نازک شدن موها و عقب رفتن موهای ناحیهٔ پیشانی شروع میشود. عقب رفتن خط رویش مو در شقیقهها در بیشتر مردان سفیدپوست، چه آنهایی که ریزش موی آندروژنتیک در آینده پیدا میکنند و چه آنهایی که پیدا نمیکنند، دیده میشود اما در آنهایی که ریزش موی آندروژنتیک دارند ریزش موی شقیقهها به نواحی عقبتر پیشروی و به قلهٔ سر ختم میشود.
موهای پشت و بغل سر چون عموماً فاقد گیرندههای هورمون مردانه هستند، ریزش پیدا نکرده و تا آخر عمر باقی میمانند.
در زنان هم این نوع ریزش مو ایجاد میشود ولی معمولاً باعث نازک شدن مو و ریزش منتشر در سر میشود.
عدم تعادل بین هورمونهای زنانه و مردانه میتواند سرچشمهٔ ریزش مو در خانمها گردد. به همین دلیل دادن آزمایشهای هورمونی الزامی است. اغلب زنان با الگوی ریزش زنانه هیچ علائم کلینیکی یا بیوشیمیایی دال بر هورمون جنسی مردانه (آندروژن) اضافی نشان نمیدهند. حتی در مواردی با وجود سطح طبیعی تستوسترون، حساسیت بیش از حد نسبت به آندروژنها یا تعداد بیش از حد گیرندههای موجود در فولیکولهای موی سر سبب ریزش مو میشود.
میزان آندروژنها برای بروز ریزش مو، لازم نیست بیشتر از حد طبیعی باشد. اگر ژن ریزش مو موجود، و آندروژنها حتی در حد طبیعی باشند، ریزش موی آندروژنتیک بروز میکند. آندروژنها مهمترین فاکتورهای اثرگذار در ریزش موی سر انسان هستند. رشد سبیل، موهای زیر بغل و ناحیهٔ کشالهٔ ران به آندروژنها وابسته است. رشد موی سر وابسته به آندروژنها نیست ولی وجود آندروژنها برای ریزش موی مردانه لازم هستند.
در سلولهای خاصی از بدن، هورمون تستوسترون توسط آنزیم ۵-آلفا ردوکتاز به هورمون دیهیدروتستوسترون (DHT) تبدیل میشود، درمال پاپیلای فولیکول مو گیرندههای زیادی برای این هورمون داشته و این هورمون اثری مخرب بر روی فولیکولهای مو در پوست سر دارد و باعث ضعیف شدن آنها شده و موهای رشد یافتهٔ جدید مرتباً نازکتر شده تا اینکه دیگر مویی از آن فولیکول رشد نمیکند.
دیهیدروتستوسترون از طریق کوتاه کردن چرخهٔ رشد مو باعث میشود موی ضخیم در فولیکولهای دارای گیرندهٔ این هورمون به موی کرکی و نازک تبدیل شود. این کار باعث میشود یک فولیکول قبل از رسیدن به مرحلهٔ آخر رشد بهطور زودرس وارد فاز استرحت شده و رشد بیشتر آن متوقف میشود.
یک فولیکول مو که از نظر ژنتیکی حساس به آندروژن باشد، از فاز آناژن به تلوژن رسیده و سپس وارد مرحلهٔ آناژن جدید شده درحالیکه کوچکتر و نازکتر و کمرنگتر از قبل میشود. در صورتی که این چرخهٔ رشد معیوب، چند بار تکرار شود یک موی ضخیم به موی کرکی تبدیل شده، سپس به تدریج تمام موهای ناحیهٔ گرفتار، درگیر این جریان شده و با گذشت زمان، سر توسط موهای کرکی نازک پوشیده میشود. تولید پیگمان (رنگدانه) نیز کاهش پیدا میکند و موها کمرنگتر میشوند. بهتدریج موهای ناحیهٔ مبتلا، کمپشت شده و ممکن است طی زمان از مو خالی شود. این پدیده، کرکی شدن یا مینیاتوری شدن مو نامیده میشود.
مردان و زنان دچار ریزش مو، ژنهای مربوط به ریزش مو را از یک یا هر دو والدین خویش به ارث میبرند. این ژن در مردان به صورت اتوزومال غالب و در زنان بهصورت اتوزومال مغلوب ظاهر میشود. در مرحلهٔ تشکیل جنین، ژن طاسی باعث میشود یک سری از فولیکولهای مو نسبت به دیهیدروتستوسترون حساس شوند و بعد از بلوغ به دنبال افزایش سطح هورمونهای آندروژنی این فولیکولهای حساس، به مرحلهٔ کرکی شدن وارد شده و از بین میروند. سن شروع، میزان و سرعت ریزش مو در هر فرد فرق میکند. چرب بودن مو، استفاده از ژل و