نهنگ
| نهنگ | |
|---|---|
| نهنگ گوژپشت | |
| ردهبندی علمی | |
| فرمانرو: | |
| شاخه: | |
| رده: | |
| زیررده: | |
| راسته: | |
نَهَنگ که به آن وال نیز گفته شده، جانوری جفتدار از پستانداران دریایی متعلق به بومسازگان آبی است که پراکندگی بالایی دارد. نهنگها بهصورت غیررسمی، در زیرگروه آببازسانان قرار میگیرند و به همراه دلفینها و گرازماهیها در گروه جفتسمسانان قرار دارند. نزدیکترین پستاندار زنده به خانوادهٔ این جانوران، اسب آبی است که نزدیک به ۴۰ میلیون سال پیش از آنها جدا شده است. نهنگها دارای دو راستهٔ اصلیاند: نهنگان بیدندان و نهنگان دنداندار. گمان میرود که این دو گروه، ۳۴ میلیون سال پیش از یکدیگر جدا شده باشند. در حال حاضر هشت تیره از نهنگها بر روی کره زمین زندگی میکنند: بزرگبالهایان، نهنگ شکار، نهنگددان، تکدندانان، شاهنهنگیان، نهنگمنقاریان، نهنگ خاکستری و کوچکعنبریان.
نهنگها جانوران اقیانوسی هستند. آنها در دریا غذا میخورند، جفتگیری میکنند، بچه به دنیا میآورند و بزرگ میشوند. زندگی آنها چنان به محیط دریا گره خورده که در خشکی زنده نمیمانند. بزرگی یک نهنگ میتواند از ۲٫۶ متر و ۱۳۵ کیلوگرم (نهنگ عنبر کوتوله) تا ۲۹٫۹ متر و ۱۹۰ هزار کیلوگرم (نهنگ آبی) تغییر کند. برخی گونههای نهنگ دارای دودیسی جنسیاند؛ یعنی جنس ماده از جنس نر بزرگتر است. نهنگهای بیدندان شمار زیادی والانه دارند که یک ساختار شانه مانند دارد و با عبور آب از میان آن کریلها و پلانکتونها به دام میافتند و نهنگ آنها را میخورد. اما نهنگهای دنداندار، دندانهایی مخروطی دارند که برای گرفتن ماهی یا ماهی مرکب طراحی شده است. نهنگهای بیدندان توان بویایی بسیار قوی دارند، درحالی که نهنگهای دنداندار توان شنوایی بسیار خوبی دارند. شنوایی آنها هم برای خشکی و هم برای آب بسیار کارامد است.
نهنگها برای تنفس پیوسته باید به سطح آب بیایند. با این وجود، آنها میتوانند برای مدت طولانی زیر آب باقی بمانند. برای نمونه، نهنگ عنبر میتواند تا ۹۰ دقیقه پیوسته زیر آب باشد. نهنگها برای دم و بازدم از سوراخهای تنفسی که در سرشان قرار دارد بهره میبرند. آنها خونگرماند و لایهای از چربی در زیر پوستشان قرار دارد و بیشتر دوست دارند در آبهای خنک شمال و جنوب کرهٔ زمین زندگی کنند و تنها برای به دنیا آوردن بچه به سمت استوا کوچ میکنند. نهنگها شناگران ماهریاند و نسبت به شیرهای دریایی که تنها میتوانند با سرعت ۹ تا ۲۸ کیلومتر در ساعت شنا کنند، بسیار سریعترند و میتوانند سرعت خود را به ۴۷ کیلومتر در ساعت هم برسانند. نهنگ عنبر تا ۳۵ کیلومتر بر ساعت شنا میکند. نهنگ گوژپشت و نهنگ آبی میتوانند هزاران کیلومتر را بدون غذا خوردن شنا کنند. نوزاد نهنگ یازده ماه از شیر مادر تغذیه میکند و نهنگ ماده کل مسئولیت بزرگ کردن نوزادش را برعهده دارد. هر نوزاد، بسته به گونه، یک تا دو سال به مادر خود وابسته است و دورهٔ بلوغ آن ۷ تا ۱۰ سال طول میکشد.
بهدلیل محصولاتی که از نهنگها بهدست میآید، این جانوران مرتب شکار میشوند و در مواردی نسل آنها به خطر میافتد. با آنکه امروزه به دلیل وضع شدن محدودیت در شکار نهنگ، بهنظر میآید که جمعیت بسیاری از اینگونهها در حال بهبود و بازیابی است، اما بعضی هنوز بسیار تهدیدپذیر باقی ماندهاند. برای نمونه، نهنگ آبی و تیغباله و هونهنگان اقیانوس آرام شمالی از سوی اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت بهعنوان گونه در معرض انقراض اعلام شدهاند. علاوه بر شکار، نهنگها در برابر آسیبهای دیگری همچون آلودگیهای دریایی هم قرار دارند. گوشت، چربی، صفحه شانهای نهنگها بهصورت سنتی از سوی ساکنان مناطق قطب مورد استفاده قرار میگیرد. در مقابل، در برخی مناطق مانند ویتنام و غنا به نهنگها توجه بیشتری میشود و حتی برای آنها مراسم سوگواری میگیرند. پرورش نهنگ و تولید مثل آنها در اسارت، از سوی انسان، معمولاً با موفقیت همراه نیست و در بسیاری موارد نهنگ به دست آمده میمیرد.
نامگذاری
[ویرایش | ویرایش متنی | اشتراکگذاری]
از واژه نهنگ در گذشته و در ادبیات کهن فارسی برای اشاره به تمساح استفاده میشده است؛[۱] لغتنامه دهخدا[۲] و دایرةالمعارف فارسی نیز چنین آوردهاند.[۳] چنانکه در شاهنامه و سفرنامه ناصر خسرو نیز هرکجا نهنگ آمده، به معنای تمساح یا کروکودیل است.[۴] در منابع قدیمی جانورشناسی چون جانورشناسی عمومی مهرهداران اثر طلعت حبیبی نیز واژه نهنگ به همین معنا استفاده شده است و «رودخانه نهنگ» در سراوان نیز از آنجا که زیستگاه گاندوست، به این نام خوانده میشود.[۵] کلمه وال (یا بال) هم در ادبیات فارسی سابقه دارد و به معنای ماهی بزرگ استفاده میشده است.[۶][۷] امروزه اما مورد استعمال نهنگ تغییر کرده و به معنای حیوان عظیمالجثه دریایی بهکار میرود.[۸] مجتبی مینوی در مقالهای منتشرشده در سال ۱۳۲۷ در مجله یغما یکی از اولین موارد تغییر این استفاده را از سوی مترجمان تورات و انجیل در عهد فتحعلیشاه قاجار دانسته که در کتاب حزقیال نبی «تنّین» عبری را نهنگ یا اژدها برگرداندهاند در حالیکه معادل وال است.[۹] مینوی معتقد است سلیمان حییم نیز در فرهنگ انگلیسی به فارسیاش بهخاطر استفاده از واژه نهنگ برای اشاره به وال، مرتکب اشتباه شده است.[۱۰]
عبارت «نهنگ» گاهی همراه با نام دلفین و گرازماهی میآید و به عنوان مترادف آببازسانان استفاده میشود. شش گونه از دلفینها عبارت «نهنگ» را در نام خود دارند که به مجموعهٔ آنها ماهیهای سیاه گفته میشود، این شش گونه عبارتند از: نهنگ قاتل، نهنگ کلهخربزهای، نهنگ قاتل کوتوله، نهنگ دندانکلفت و دو دلفینگونه از نهنگهای خلبان. همهٔ این نامها در خانوادهٔ دلفینیان (دلفینهای اقیانوسی) جای میگیرند[۱۱] و نه نهنگها. هرکدام از اینگونهها به دلیل خاصی نام نهنگ را به خود گرفتهاند؛ برای نمونه نهنگ قاتل، نخستین بار توسط یک دریانورد اسپانیایی به صورت Ballena asesina خوانده شد، این عبارت اسپانیایی به معنی «قاتل نهنگ» است که به اشتباه در زبانها به شکل «نهنگ قاتل» جا افتاده است.[۱۲]
واژهٔ وال در انگلیسی به صورت whale در اصل از انگلیسی باستان به صورت hwæl، از hwalaz در زبان نیا-ژرمن و از (s)kwal-o- در زبان نیا-هندواروپایی به معنی «ماهی بزرگ دریا» گرفته شده است.[۱۳][۱۴] همچنین واژهٔ hwalaz که از زبان نیا-ژرمن آمده خود سرچشمهٔ واژهٔ hwal در ساکسونی باستان، hvalr و hvalfiskr در زبان نورس باستان، val در زبان سوئدی، wal و walvisc در هلندی میانه، walvis در زبان هلندی، wal در زبان ژرمن سطح بالای باستان و Wal در زبان آلمانی است.[۱۳]
فرگشت
[ویرایش | ویرایش متنی | اشتراکگذاری]
نهنگها بخشی از کلاد لوراسیاددان پستاندار که بیشترشان جانوران خشکی بودند را تشکیل میدهند. نهنگها یک کلاد یا راسته تشکیل نمیدهند. فروراستهٔ آنها دلفین و گرازماهی است که به عنوان نهنگ دانسته نمیشوند.
| لوراسیاددان |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
- نهنگها به رنگ سبزاند.
- A=جفتسمسانان
- C=آببازنشخوارکنندگان
- W=نهنگاسبآبیریختان

ریشهٔ نهنگها به پستاندارانی که در خشکی زندگی میکردند از راستهٔ جفتسمسانان بازمیگردد. آنها با ایندوهایس (خوک هندی) که یک نوع موشگوزنِ سُمدارِ منقرضشده است، همخانوادهاند و نزدیک به ۴۸ میلیون سال پیش از آنها جدا شدهاند.[۱۵][۱۶] آببازسانانِ نخستین، یا همان کهنآببازسانان، نخستین بار ۴۹ میلیون سال پیش با محیط آبی آشنا شدند و پس از ۵ تا ۱۰ میلیون سال کاملاً تبدیل به یک موجود آبزی شدند. نشانههای شاخصکنندهٔ یک کهنآببازسان عبارت است از داشتن اندامهایی که تنها ویژهٔ آببازسانان است و در عین حال داشتن اندامهایی که در آببازسانان امروزی دیده نمیشود؛ مانند داشتن پاهایی که قابل توجه باشند یا دندانهای نامتقارن.[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰] ویژگیهای این جانوران به گونهای تغییر کرد که بتوانند در محیط دریا زندگی کنند. بیشترین تغییری که در اندامهای آنها ایجاد شد مربوط به شنوایی آنها است که لرزشها را میتوانند از دو فک به استخوان گوش منتقل کنند (راهرونهنگ در ۴۹ میلیون سال پیش) و نیز تغییر هندسهٔ بدن به هندسهٔ بدن ماهی به صورت آبلغز و تشکیل باله بر روی دم جانور (پیشنهنگ در ۴۳ میلیون سال پیش). انتقال سوراخ بینی به سمت بالای جمجمه (سوراخهای تنفسی) و اصلاح اندامهای جلوی بدن و تبدیل آنها به باله (باسیلوسور در ۳۵ میلیون سال پیش)، کوچک شدن و کمکم ناپدید شدن پاهای عقب (نخستین نهنگهای دنداندار و بیدندان در ۳۴ میلیون سال پیش) از دیگر اصلاحات بهوجود آمده در بدن برای زندگی دریایی است.[۲۱][۲۲][۲۳]
ریختشناسی نهنگها نشان میدهد که چندین نمونه از فرگشت همگرا در آنها رخ داده است؛ آشکارترین نمونهٔ آن داشتن بدنی با هندسهٔ بدن ماهی به صورت آبلغز است.[۲۴] پس از آن میتوان به پژواکیابی آنها که برای شکار در نور کم کاربرد دارد اشاره کرد. این توانایی شنوایی در خفاشها نیز دیده میشود. علاوه بر اینها میتوان به شیارنهنگان اشاره کرد؛ هندسهٔ فک شیارنهنگان همانند پلیکانها بهینه شده است چون روش غذا خوردن این دو جانور بسیار به هم شبیه است.[۲۵]
امروزه نزدیکترین جانور زنده به آببازسانان، اسب آبی است که اجداد نیمه آبزی مشترک با هم دارند. جد نخست این جانوران، ۶۰ میلیون سال پیش، از جفتسمسانان جدا شد و شاخهٔ خود را ایجاد کرد.[۲۰] پس از آن، در ۴۰ میلیون سال پیش یک نسل مشترک میان این دو، شاخههای خود را تشکیل داد و زغالددان و آببازسانان تشکیل شدند. میتوان گفت در پایان پلیستوسن در ۲٫۵ میلیون سال پیش، همهٔ زغالددان نابود شدند و کمکم تنها یک نسب از آنها باقی ماند که آن اسب آبی است.[۲۶]
خود نهنگها نزدیک به ۳۴ میلیون سال پیش به دو گروه بزرگ نهنگهای دنداندار و نهنگهای بیدندان تقسیم شدند.[۲۷][۲۸][۲۹]
زیستشناسی
[ویرایش | ویرایش متنی | اشتراکگذاری]اندامشناسی
[ویرایش | ویرایش متنی | اشتراکگذاری]بدن نهنگ شکلی مانند اژدر دارد، گردن آن انعطافپذیر نیست، اندامهای بدن به باله تبدیل شده، لالهٔ گوش خارجی ندارند و دم آنها تبدیل به باله شده است. سر نهنگها، غیر از تکدندانان و نهنگمنقاریان، صاف است. جمجمهٔ نهنگها کاسهٔ چشم کوچکی دارد (غیر از تکدندانان و نهنگمنقاریان) و چشمها در دو طرف سر قرار گرفته است. بزرگی نهنگها از ۲٫۶ متر و ۱۳۵ کیلوگرم (نهنگ عنبر کوتوله) تا ۳۴ متر و ۱۹۰ تن (نهنگ آبی) متفاوت است. در بیشتر گونههای نهنگها جنس ماده از نر بزرگتر است اما استثناهایی نیز وجود دارد مانند نهنگ عنبر که جنس نر بزرگتر از ماده است.[۳۰][۳۱]
نهنگهای دنداندار مانند نهنگ عنبر دندانهایی با سلولهای ساروجه دارند که روی لایهای از سلولهای عاج دندان قرار دارد. برخلاف دندانهای انسان که بیشتر مینای دندان در خارج از لثه قرار دارد، در نهنگها بیشتر بخش آهکی یا ساروجه بیرون از لثه است؛ مگر در نهنگهای بزرگ که در نوک دندانها ساروجه ساییده شده و مینای دندان آشکار شده است. نهنگهای بیدندان، صفحه شانهای بزرگی دارند که از کراتین ساخته شده و کار دندان را انجام میدهد. نهنگهای بیدندان دو سوراخ تنفسی و نهنگهای دنداندار تنها یک سوراخ تنفسی دارند.[۳۲]
در فرایند تنفس، هوای دارای اکسیژن درون شُشها کشیده میشود و در بازدم، فوارهای از آب بدون اکسیژن از سوراخ تنفسی خارج میشود. برای نمونه یک نهنگ گوژپشت میتواند ۵ هزار لیتر هوا را در ششهایش نگاه دارد. فوارهٔ آب خروجی از نهنگها با هم متفاوت است و همین نکته شناسایی آنها را از هم آسانتر میکند.[۳۳][۳۴] نهنگها باید برای تنفس، پیوسته به سطح آب بیایند. با این وجود، میتوانند برای مدت طولانی زیر آب باقی بمانند؛ برای نمونه نهنگ عنبر میتواند تا ۹۰ دقیقه پیوسته زیر آب باشد.[۳۵]
قلب یک نهنگ نزدیک به ۱۸۰ تا ۲۰۰ کیلوگرم وزن دارد و ۶۴۰ بار بزرگتر از قلب یک انسان است. نهنگهای آبی بزرگترین قلب در جهان را دارند.[۳۶]
نیکی والمر عضو اداره ملی اقیانوسی و جوی (NOAA) و مؤسسه اسمیتسونین در پژوهشی که انجام داده ضخامت رگهای قلب نهنگ را با آیفون مقایسه کرده و گفته: «ضخامت دیوارهٔ آئورت یک نهنگ برابر با طول یک iPhone 6 Plus است.»[۳۷]

همهٔ نهنگها یک لایهٔ ضخیم چربی زیر پوست خود دارند. در گونههایی که نزدیک قطب زندگی میکنند، ضخامت این لایه بیشتر میشود و تا ۲۸ سانتیمتر (۱۱ اینچ) میرسد. این لایهٔ چربی که پر از رگهای خونی است، به غوطهوری نهنگ در آب کمک میکند، از آنها در مقابل شکارچیان محافظت میکند و انرژی لازم را هنگام مهاجرت به استوا برایشان فراهم میآورد. اما کاربرد اصلی این چربی، محافظت نهنگها از آب و هوای خشن است. این چربی میتواند تا نزدیک به ۵۰ درصد از وزن یک نهنگ را تشکیل داده باشد. نوزادان نهنگ معمولاً لایهٔ نازکی از چربی دارند، اما برخی گونهها به جای چربی، لایهٔ ضخیمی از کرک جنینی دارند.[۳۸][۳۹]
معدهٔ نهنگها، مانند گوشتخواران خشکی، دارای دو تا سه بخش است. نهنگهای بیدندان یک پیششکمچه در امتداد مری خود دارند تا مواد غیرخوراکی مانند سنگها در آن ریخته شود. علاوه بر آن، بخشهای بندآر و قعری هم در معدهٔ آنها وجود دارد.[۴۰]
جابجایی
[ویرایش | ویرایش متنی | اشتراکگذاری]
نهنگها دو باله در جلو و یک دم به شکل باله دارند. بالهها هرکدام چهار انگشت دارد. با اینکه نهنگها پاهای عقب تکامل یافتهای ندارند، اما بعضی از آنها، مانند نهنگهای عنبر و نهنگ قطبی، اندامهایی مانند «پا» دارند که انگشت هم دارد. نهنگها شناگران ماهریاند. آنها در مقایسه با شیرهای دریایی، که سقف سرعت شنای آنها در آب تنها ۹ تا ۲۸ کیلومتر در ساعت است، بسیار سریع ترند و میتوانند سرعت خود را به ۴۷ کیلومتر در ساعت هم برسانند. نهنگ عنبر تا ۳۵ کیلومتر بر ساعت شنا میکند. در هنگام شنا با سرعت بالا، مهرههای گردن با هم یکپارچه میشوند که باعث میشود انعطافپذیری نهنگ پایین بیاید و نهنگ نتواند سر خود را بگرداند. در هنگام شنا، نهنگها وابسته به نیروی رانشیاند که از سوی دمشان وارد میشود؛ بالهها پیوسته حرکت میکند و آنها با بالا و پایین آوردن دم و انتهای بدن حرکت میکنند. بالههای نهنگ بیشتر برای کنترل جهت حرکت کاربرد دارد. برخی گونههای نهنگ به بیرون از آب میپرند و با این کار سرعت حرکت خود را بیشتر میکنند. بیشتر گونههای نهنگ یک بالهٔ پشتی هم دارند.[۴۱][۴۲]
اندام نهنگها به گونهای بهینه شده است که بتوانند به عمقهای زیاد بروند. آنها علاوه بر هندسهٔ بدن که به صورت آبلغز و شبیه ماهی است، میتوانند ضربان قلب خود را هم کاهش دهند تا اکسیژن ذخیره کنند؛ هموگلوبین و میوگلوبین ذخیرهٔ اکسیژن در بافتها را به عهده دارد. در نهنگها، غلظت میوگلوبین دو برابر هموگلوبین است. نهنگ پیش از رفتن به عمق زیاد، به نزدیکی سطح میآید و چندین شیرجهٔ کم عمق میزند و با این کار ذخایر اکسیژنش را فراهم میکند؛ به این کار، شیرجههای صدادار میگویند.[۴۳][۴۴]