از تو انتظار نداشتم دستمو رها کني
من واست بميرم تو به ديگري نگاه کني
باورم نمي شه من از خدا تو رو بخواهم
تو واسه يکي ديگه شبا خداخدا کني
از تو انتظار نداشتم زير حرفات بزني
عينک نا مهربوني روي چشمات بزني
تو مي گفتي همه عشق و زندگيت منم
حالا مي خواي بري و خط روي رويات بزني
از تو انتظار نداشتم بسپريم دست خدا
بگي راه ما دوتا از اولش بوده جدا
کشتي ارزوهام ميون دريا مونده و
داره دنبالت مي گرده دنبال دنبال يه ناخدا
از تو انتظار نداشتم بشي رامه سرنوشت
منو بفرستي جهنم و خودت بري بهشت
همه ي مردم اينجا قصه مونو مي دونن
اخر قصه ولي چقدر غم انگيزه و زشت
از تو انتظار نداشتم که ازم دوري کني
همه ي محبتا رو از رو مجبوري کني
اخه کي خيال مي کرد تو پادشاه قلب من
با من ديوونه و عاشقت اين جوري کني
از تو انتظار نداشتم که فراموشم کني
مثه شمعي فوت کني خاموشم کني
هيچکي حدسشو نمي زد که تو جاي خاليتو
مهمون سکوت و تنهايي کني
از تو انتظار نداشتم که بشي مثل همه
هميشه مي گفتم از تو هرچي خوب بگم بازم کمه
همه از فرشته بودنت باخبر بودن
به همه گفته بودم خوبي تو زيادمه
از تو انتظار نداشتم منو ساده بشکني
سنگ بي وفايي روي قلبم بزني
هيچکي جرات نمي کرد اسممونو جدا بگه
به گوش اسمونم رسيده بود مال مني
از تو انتظار نداشتم منو يادت بره
اون دوتا ستاره هاي روشنو يادت بره
ازتو انتظار نداشتم ولي حالا که شده
اين روزا داشتن انتظار يه چيز بيخوده
ديگه انتظاري از هيچکي تو دنيا ندارم
خودمم شايد يه روز خودمو تنها بذارم...
