واسه دلارام  ( ^__^ )....منصور...خریدای امروزم

72939_viannen_71.gif

+منصور عزیزم آموزشیش تموم شد الان تو راهه نصفه شب میرسه خونه قرار گذاشتیم همینکه برگشت باهم حرف بزنیم و نخوابیم517221_LaieA_061.gif.(عاشقیم دیگه چه میشه کرد510520_phil_45.gif)


++خدایا به خاطر لحظه لحظه ی زندگیم ممنونم ازت570716_thanks.gif

++عکس خربداری امروزمو گذاشتم تو ادامه ی مطلب.فقط واسه دنبال کننده های عزیزم.(رمز همون قبلیس)


++دلارام زود باش یه وب بزن دیگه

ادامه نوشته

بدون شرح...ترشی....ته ریش...سوتی...منصور :*

بچه ها من چیزی نمیگم فقط برید اینجا رو ببینید

++مامانم میخواد ترشی پرتقال درست کنهکسی امتحان کرده تا حالا عایا؟!؟

++این عکسو از یه وب برداشتم خیلی خوشم اومد....توش یه دنیا حرفه....

+امشب سوتی دادم.خواستم بگم شامپانزه گفتم شانپازمه

++منصور عزیزم یا فردا یا شنبه برمیگرده آموزشیشو تموم کرد دیگه قربونش برم م م م م م smitten2خدا کنه امریه ش جور شه بیوفته یه شهر نزدیکچققققققققققققدر دلم براش تنگ شدهعاشخشم عاااااااااااااااشخ

همیشه با همیم...

            تا ابد..تا بی نهایت...پیشتم...عاشقتم....

اس ام اس

星っ☆ のデコメ絵文字   الان بهم اس دادی گفتی پروین جون هر موقع دلت تنگ شد بهم اس بده من زودی جوابتو میدمFw: のデコメ絵文字.منم در جواب گفتم قربون همه ی این مهربونیات برم عزیزم م م م م م م星っ☆ のデコメ絵文字

++دلم ازین جوجه زردا میخواد Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字 Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字Fw: のデコメ絵文字

+دوس دارم کله ی یه نفرو بزنم له کنم.از بس این آدم حسوده.اینطوریش کنم دقیقا: شکلک های دختــــر صورتــــــی

++الان از دو نفر کینه به دل دارم میخوام اونا رو هم ببخشم و تو دلم کینه نمونه به نظرتون عایا میتونم؟

اطلاعیه

 این وبلاگ از همه دزدی کرده!!


++امشب مرد من برگشت خدمتش♂♥♀قالب های عاشـ . ـقونه جوجو و شوشو♂♥♀ انشاالله که سالم و سلامت و زوووود برگرده پیشم به پیشنهاد من موبایلش رو هم برده گاه گاهی بهم اس میدیمhttp://www.freesmile.ir/smiles/84762_(24).gif

++خداجونم بخاطر همه چی ممنونم ازت

++قالب وبمو عوض کردم نظرتون چیه؟•*..*•

الان یاد وقتایی افتادم که بی دلیل هم خودمو هم تورو اذیت میکردم....چقدر بعضی وقتا من آدم بدی میشم411619_128fs2883590.gif....از خودم بدم میاد....اما تو چی؟همیشه با مهربونیت و آرامشت منو خجالت زده کردی.:there:....منو ببخش منصور617416_sorry.gifبه معنای واقعی کلمه,دوستت دارم 可愛い。 デコメ絵文字....تو بی نظیری...゜*ひげ*゜ のデコメ絵文字

تو

توی سکوت تنهاییام
توی آرامش شبهام
توی بغض های آرومم
حتی توتموم لحظه های قشنگی ک دارم
یاتوهمه ی بی کسی هام
یاتو شبهای بارونیم
توآسمون بی ستارم
تو تموم خاطراتم
یاتولحظه های خسته شدنم از زندگی
همش توووووویی
تویی که بهم آرامش میدی
این یاده توئه که بهم امید دوباره میده
که همه ی وجودمو آروم میکنه
ولی کاش کنارم بودی
کاش همدم غریبی هام بودی
کاش خودت جای خالیتو تو قلبم پر میکردی
کاااااااااش بودی
آخه بی تو دفترقلبم سیاهه
حرفای دلم پراز حسرته
پراز آهه
پراز نالس
بی تو زندگی نمیکنم
فقط نفس میکشم
کاش بودی
کاش کنارم بودی پروین......

 

سورپرایز امروزمون..  :*

نمیدونم از کجا بگم فقط همینو بگم که امروز من فکر کردم با خواهر منصور قرار دارم!!!اما منصور بود که به جای خواهرش به من اس میداد و باهام قرار گذاشت!!منم از همه جا بی خبر فکر کردم واقعا خواهره منصوره و آماده شدم رفتم کافی شاپ整理 のデコメ絵文字 .واااااااااای وقتی منصور در رو باز کرد.....تا 4-3ثانیه دهنم از تعجب باز مونده بودえんぴつ のデコメ絵文字............حس کردم یا بیهوش شدم یا دارم خواب میبینم 森ガール ふんわり のデコメ絵文字وقتی از دور با لبخند بهم نزدیک شد دیگه مطمئن شدم خیال نیست و واقعیه...قلبم به تپش افتاده بود دلم داشت از تو سینه میزد بیرون.....وقتی اومدی و کنارم نشستی...وااااااای چه حسی بود....منصور هیچ میدونی من چقدر عاشقتم؟整理 のデコメ絵文字بازم مثل همیشه یه کادو تو دستات بود...همیشه برام یه سورپرایز داری....مثل یهویی اومدن امروزت...مثل کادوی خوشکلی* که برام آورده بودیハート のデコメ絵文字برای همه ی مهربونیات ممنونم ازتدوستت دارم目ハート のデコメ絵文字

*نوشته ی روی قلب یعنی دوستت دارم

++اضافه کنم که به اونایی که امسال کنکور ارشد دارن 3 روز مرخصی دادن آقایی منم امروز برگشتモノクロ、色、白、黒、シンプル のデコメ絵文字

کیــــــــــــــف جدیدم

این کیفو امروز خریدم که با اینا ست کردم.اینا هم لاک صورتیامه که عاشقشونم.

+اینا هم ست آبیامه.اینا هم لاک آبیمن.

++این ریمل هم امروز گرفتم

رفت....


منصور رفت....امشب ساعت 9 .. :(

++اینا رو دیشب خوردیدم .اینم از داخل

امشب :(

سلام به دوستای گل عشقم

 از اینکه با عشقم هستید از اینکه اگر نیستم با حرفاتون با کامنتهای خوبتون

باعث دلگرمیش میشید تشکر میکنم ازتون

کامنت های دوستانتونو میدیدم

پروین جونم کلی از مهربانیتون تعریف کرده از همتون ممنونم

متاسفانه امشب باید برگردم

خیلی نارحتم چون دوباره دارم از عشقم دور میشم

ازتون میخوام هوای عشقمو داشته باشید

میدونم همه با هم همدردیم

انشالله همه به مراد دلشون برسن

آرزوی خوشبختی واسه همتون دارم

شما هم از آرزوی زیباتون بی نصیب مون نکنید

عاشق پروین (منصور)

++اولین بار تو عمرمه که دست به دامنه یه استاد میشم برا نمره.........................

بهترین روز زندگیمون...

امروز اولین قرارمون بود بعد از اومدنت از خدمت.خدا میدونه چقدر دعا کردم که اون کافی شاپه باز باشه تا بتونیم بریم اونجا و همدیگرو ببینیم....دعام گرفت...باز بود...خیلی خوشحال بودم . از ته دلم خدا رو شکر میکردماون لحظه که چشامون تو چشای همدیگه بود.....دوس دارم هیــــــــــــــــــچ وقت این لحظات تموم نشه.....برام کادوی valentine گرفته بودی و من این شکلی: همش میگفتم کادومو به من میخوام ببینم چی گرفت اما تو: باز من: دو تا آب انار سفارش دادی و با هم زدیم تو رگالبته من نتونستم همشو بخورم بیشترشو تو خوردی حتی نصفه ماله من رو هم خوردیحرف های عاشقونه...نگاه های عاشقونه چشم تو چشم هم....گرفتن دستای همدیگه و حس کردن عشق عمیق توی دل هامون....امروز یکی از بهترین روز های زندگیم بود عزیز دلم.....بخصوص اون لحظه که حلقه ای رو که برات گرفته بودم با دست خودم توی انگشت دست چپت انداختم......حسی که اون لحظه داشتم...حسی که اون لحظه داشتی...هیچ کدومشون توصیف کردنی نیست....

+عکس حلقه ای که من به منصور دادم [کلیک].[کلیک]

++عکس کادوهای منصور[کلیک].[کلیک]

+++عکس نوشته ی داخل کارت [کلیک]

+++عکس ترشکایی که برام آورده بود  [کلیک]

++مرسی که انقدر منو درک میکنی عزیزم....مرسی که انقدر مهربونی...خوش بحال من که یکی مثه تورو دارم

/امروز/

+امروز همدیگر رو دیدیم...انقدر حرف برای گفتن دارم که الان وقت ندارم بنویسم....شب هم که مهمون داریم پرنسس قراره بیاد....شب 12 به بعد پست جدید میذارم همراه با عکس..منتظر باشید

++منصور خیلی مهربونی کاش لایق این همه مهربونیت باشم عزیزم

خداوندا....

(گلایه ی دکتر شریعتی)

خدایا کفر نمی گویم

پریشانم

چه می خواهی تو از جانم

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی …
خداوندا
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی
و شب ، آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می گویی, نمی گویی ؟

خداوندا
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه دیوار بگشایی
لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می گویی ,نمی گویی ؟

خداوندا
اگر روزی بشر گردی
زحال بندگانت با خبر گردی
پشیمان می شوی از قصه خلقت
از این بودن ، از این بدعت
خداوندا تو مسئولی

خداوندا
تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.



اينم جواب سهراب

منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا.

با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد

تولد دوستم

سلوم دوست جونیا امروز تفلد دوستم بودساعت 3 خوشکلاسیون کردم و راه افتادممن بودم و پنج تا از همکلاسی های دیگمون.رفتیم یه کافی شاپ و اونجا مراسماتی از جمله کیک خرون و کافی گلاسه خرون و میلک شیک خرون بودبراش یه روسری و یه لاک قرمز و یه گرنبند نقره بردم.هر 3تاشون رو خوشکلاسیون کادو کردم و دادم بهش.حدودا یه ساعت اونجا بودیم.به منصور گفته بودم که تو نیا دوس ندارم بیای معذب میشم شاید یه کم شیطونی کردیم دوس ندارم منو ببینیمنصور هم گفت باشه نمیام.....خلاصه اونجا با دوستامون کلی حرف زدیم و خندیدیم و کلی عکس گرفتیم خواستیم بیایم بیرون....که یهو سرم بلند کردم دیدم منصور هم اونجا با دوستاش نشسته!!!!!!من یه لحظه:منصور اون لحظه: اصلا قرار نبود بیاد خیلی تعجب کردم...یه نگاهی به هم کردیم که هیچکی نفهمه و دیگه ازونجا اومدیم بیرون.دیگــــــــــــه بعدش که با دوستم داشتیم برمیگشتیم خونه چند بار همدیگرو دیدم هی من میذوقیدم و مشعوف میشدم

+الان منصور رفته خونه داداشش واسه شامنمیدونم کی برمیگرده

++یه سورپرایز براش دارم که فعلا اینجا نمیگم چون میاد میخونه نمیخوام بدونه چیه سورپرایزم

+++عکسای تولد رو میذارم تو ادامه مطلب البته با رمز قبلیHippie

++هر چه دلم را خالی میکنم ،
باز پر می شود از تو ،
چه برکتی دارد ،
دوست داشتنت ...


++بعضی آدما مثل لیوان میمونن …
زیادتر از ظرفیت که بهشون بها بدی سر ریز میکنن،
اول خودشونو به گند میکشن بعد دور و برشون رو

ادامه نوشته

برای عشقم پروین

سلام.... امشب برگشتم

عاشقتم عزیزم الان که دارم اینو برای تو مینویسم کلیییییییییییی دلم بیتابی میکنه برای دیدنت آخه الان میخوام بیام به دیدنت

اینو حس میکنم که هچوقت فاصله ها نمیتونه و نتونسته  بین ما جدایی بندازه

چه روزایی که با فکرت خوابم میبرد وبا یادت بیدار میشم چی روزای که تو صف باجه تلفن  می ایستادم که اگر شده واسه یک لحظه صدای نازتو بشنوم

از اینکه باهامی از اینکه به یادم هستی خوشحالم

از اینکه سختی دوری رو تحمل میکنی نارحتم  که تو شایان بهترینها هستی

از اینکه خدا یک فرشته مثل تو رو به من داده به خود میبالم و شکر گزاری میکنم

ای کاش لحظه های با تو بودن بیشتر بود ای کاش بین ما فاصله یک نفس بود

عاشقتم وجودمی پروین



تو برگشتی عشق من...

همه یهویی ها خوبن :

یهویی بغل کردن  ...  یهویی بوسیدن....یهویی دیدن...یهویی سورپرایز کردن....

مثل امروز صبح وقتی بهم زنگ زدی و گفتی کجایی؟گفتم تو کجایی؟گفتی من پیشتم.......عاشقتم ....خیلی سورپرایزم کردی خیلی....


وقتی تو نیستی...

                                                                       زمستان و زیباییش....برف و سپید پوشی همه ی

طبیعتش....قشنگه...خیلی....اما چه فایده وقتی تو نیستی......

امشب

این  عکسو امشب گرفتم(تقدیم به منصور)

اینم  از پیشی های تخت خوابم(قابل توجه پیشی ملوسه)


++ این هم پرنسس جواهر نشان من

+این هم با جواهراتی دیگر(تاجش الماسه هااااا)juweel2015.gif

+این یکی رو ببینید.

+این هم روی برفا کشیدم

++دو روزه یه ریز داره برف میاد...

++ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﮔﻔﺘـــــــــــﻪ ﺍﻧﺪ : “ﺩﻭﺭﻱ ﻭ ﺩﻭﺳــــﺘﻲ”

ﻳﺎ ﻃﻌــــﻢ ﺩﻭﺳـــــﺘﻲ ﻧﭽﺸﻴـــﺪﻩ ﺍﻧﺪ...

ﻳﺎ ﺩﺭﺩ ﺩﻭﺭﻱ ﻧﮑــــــﺸﻴﺪﻩ ﺍﻧﺪ . . .


من و نیم وجبی...

ادامه داره لدفا وارد شوید...534213_303.gif

+رمز پست قبلیه عزیزان

++به اونایی که لازم بوده رمز دادم

+++ زردترین اتفاق جهان پائیز نیست.... نبودن توست که لحظه به لحظه اتفاق می

افتد....تقدیم به عشق عزیزم که خیلی دلم براش تنگه...

+برام دعا کنید فردا یه امتحانی دارم که اصلا نخوندم و نخواهم خوند519213_800179.gif                                                                                        خو چیکار کنم حسش نی29682_gholi_poshte_parde.gif

+ریاضی بیست شدم (خوب شد نیاز به یه محرک داشتم که واسه امتحان فردا خوب بخونم خدا رو شکر مهیا شد)(مدیونید اگه فک کنید اینطوری درس میخونم)519213_800179.gif

+وااااااااااای باورم نمیشه امروز امتحاناتم تموم شـــــــــــــــــــد519213_800179.gif


+قهوه تلخ و چای داغ دیگر چیست ...

تو نباشی آب هم از گلویم پایین نمی رود . . .

 

ادامه نوشته

خصوصی

عکسایی که میذارم فقط برای تعداد معدودی از دوستام هستش بقیه به هیچ عنوان رمز نخوان

+حجم عکسا رو کم کردم

++ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﺯﻥ ﺑﻬﺖ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺪﻩ …
ﺍﺯﺕ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ …
ﺣﺴﻮﺩﯾﺶ ﮐﻼﻓﺖ ﮐﺮﺩﻩ …
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ !!
ﭼﻮﻥ ﻋﺎﺷﻘﺘﻪ …
ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﻣﯽ ﺟﻨﮕﻪ …
ﺍﻣﺎ ﻭﺍﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ …
ﺳﺎﮐﺖ ﺷﻪ …

ادامه نوشته

امشب...

منصور ..عشق من...قراره امشب ساعت 1/30 بهم زنگ بزنی و باهم یکم بیشتر از وقتای دیگه حرف بزنیم آخه امشب سرِ پستتی.........وایییییی الان داریم میحرفیم.........

+چقدر این لحظات برام ارزش داره..وقتی میبینم با چه زحمتی بهم زنگ زدی...از یکی دیگه گوشی گرفتی به من زنگ میزنی ...وقتی میبینم هر لحظه امکان داره تو رو در حال حرف زدن سر پستت ببینن و اونوقت برات مشکل پیش بیاد اما بخاطر من ریسک میکنی...وقتی میبینم برای برگشتن پیشم چقدر بی تابی میکنی....همه ی اینا رو من میبینم....بهت افتخار میکنم عشق من......خیلی دوستت دارم...

+خدا جون ممنونم ازت...

++دلم برات تنگ شدباز :(

+++
  فقط باتوسرمیز قمارمی نشینم‎
  چشم درچشم ‎
  یا همه چیزت را می برم‎
  یا همه چیزم را می بازم...

شکر گذاری...


امروز یه چیزایی دیدم ...... باعث شد بیشتر به خودم بیام و تصمیم گرفتم هر روز خدا رو

شکرکنم بابت زندگیم...


.

..خدایا شکرت............

+
دلتنگ که باشی از آسمان سنگ هم ببارد باز هم جایش خالیست ، باران که جای خود دارد
 

من و پرنسس...

برین ادامه ی مطلب

+فقط کسایی که رمز دارن برن بقیه نگین به منم رمز بده لدفا

++همون رمز قبلیه

+++دو شنبه شب عروسی دعوتیم(خوش بحالمون شد عروسی افتاد جمعه شب D:)

++++فردا امتحان سختی دارم دعا کنید خوب بدم امتحانمو :(

+++++امتحانمو عالی دادم عالی دوست جونیا :*

ادامه نوشته

.....


در مقابل یک فرد معلول با سرعت کم راه برید.

در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده بچه تون را نبوسید.

در مقابل یک فرد مجرد از عشقتون نَگید.

و خلاصه …

در برابر کسی که نداره از داشته هاتون مغرورانه حرف نزنید

سوال...

سلام آبجی های نازنینم.

امروز داشتم کتاب جامعه شناسیمو میخوندم چون 2روز دیگه امتحانشو دارم.به یه

متنی رسیدم که اینجوری نوشته بود: "هرچه طبقه ی اجتماعی افراد پایین تر باشد,احتمال از

هم گسیختگی پیوند زناشویی بیشتر است."

توجهمو خیلی جلب کرد طوریکه چند دقیقه روش فکر کردم.میخواستم نظر شما رو بدونم.به

نظرتون این جمله ی درستیه؟شما نظرتون چیه؟اگه درسته چرا باید اینجوری باشه؟به چه دلیل؟

+طبقه ی اجتماعی منظور هم سطح مالی,فرهنگ,ارزش ها و آداب و رسوم

استرس امشب...

یه چند روزی بود مامانم میگفت پروین اون انگشتر طلایی که داشتی کووو کجاس پیداش نیس.منم حوصله نداشتم برم دنبالش بگردم میگفتم مامان همین دور و براس دیگه گم نشده کهامشب خلاصه تصمیم گرفتم داخل کمدمو بگردم تا پیداش کنم و مامانمو ازین استرس نجات بدم.پا شدم به سمت کمدم رفتم.اما دریغ از انگشترمهمه جا رو زیر و رو کردم نبود که نبود.خیلی ترسیده بودم298.ازین انگشتر بزرگا بود خیلی هم قیمتی بود.http://www.khavaranshop.com/ 

خريد پستي از خاوران شاپاز ترس داشتم سکته میکردم هرجایی هم که به ذهنم میرسید رو نگاه کرده بودم اما نبود.تو اون لحظات تو فکر این بودم الان جواب مامانمو چی بدم کلی دهوام میکنهآخرین امیدم به کیفم بود گفتم اونم بگردم .وقتی زیپ کیفمو باز کردمهمونجا بود نامرد خودشو قایم کرده بودهیچی دیگه برش داشتم و بردم به مامی نشون دادم اونم گفت آفرین دخملم مواظبش باشمن الان به خودم افتخار میکنم شما چطور84762_(24).gif


+منصور دلم برات یه ذره شده09400000

نمیدونم اسمشو چی بذارم...

فقط دوستام بیان توو...crying and sniffling emoticon

ادامه نوشته

نما از دور


برین ادامه رمز داره ها

ادامه نوشته

عسک لباسم

دوستان برین ادامه عکس لباسیه که خریدما کساییکه رمز میخوان بگن

ادامه نوشته

امروز عصر...اتفاق بد....

امروز خیلی عصابم داغونه ها جلونیایید خطرناک شدمایه اتفاقی امروز برام افتد که دوس ندارم بگم ....باشه حالا چون اصرار میکنید میگم

امروز عصر با مامی زدیم بیرون که یه لباس بخریم.لباس محلیه کلی هم پولشه دیگه چون همه هم سن و سالام دارن از جمله زن داداشم گفتم مامان دیگه باید برای منم بخرید.دیگه مامانم قربونش برم پولو از بابام گرفت من تو اون لحظه: عصری با دلِ خوش زدیم بیرون.رفتیــــــــم کلی مغازه گشتیم و اینور و اونور رفتیم واااااااای بعضی جاها قیمتاشونو که میگفتن مخم سوووت میکشیددیگه خیلی گشتیم تا یه مغازه رو پیدا کردیم که قیمتش به نسبت اونای دیگه بهتر بودا ولی بازم گرون میگفت نامرددیگه هیچی تصمیم گرفتم همونو بردارم.تازه کلللللللی هم ازش تخفیف گرفتیم حدود 20 تومن.حالا مطمئنم بازم با این حال کلی سود کرده ها .حرومش بشهبعدش که رفتیم بیرون و خوشحال بودم که اینو خریدم یک که رفتیم بیرون اینجوری شدمیه دونه رو از همونا دیدم همون قیمت ولی خیلیییییییییییییی خوشکلتررفتیم همون مغازه هه که ازش خریده کرده بودیم گفت نمیشه پس نمیگیرم گفتم اما نیم ساعت نشده فقط 10 دقیقه بودااااااا!!!گفت نمیشه من تو اون لحظه: کلی فحشش دادم نامرد