تبریک میگیم

امروز وبتو میخوندم دیدم پست گذاشته بودی واسه تولدت  بببخشید که دیر فهمیدم  مبارک باشه هدیه داداشت  دوتا بوس خوشگله برات  بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس


امشب در آخرین دقایق 17سالگیم دفتر سفید رنگم را که به آخر رسیده بود ورق زدم

مثل همیشه تاریخ زده و امضا کرده بودم.یکسال دیگر هم بر من گذشت.             

طبق تصمیمی که داشتم رنگ دفتر امسالم را آبی انتخاب کردم تا امسالم وسیع و گسترده

باشد.چون تا مرز رهایی از مدار نوجوان بودن همین امسال را دارم وبس.        

طبق عادت دیرینه ام سری به محله دوران کودکیم زدم.هنوز همه چیز مثل قبل بود ، با

خودم گفتم پس هنوز تغییر نکرده ام و هنوز میتوانم مانند آن سال های خوش قوی باشم

و پر تحرک.به درخت انجیر حیاطمان که سرش را با سنگینی از دیوار خانه همسایه آویزان

کرده بود و احساس کردم مرا میشناسد سلام کردم و در وجب به وجب کوچه بر بال رویاهای دوران کودکیم قدم زدم ،وای که چه دوران پر سروصدا و خوشی بود!

از دوران کودکیم راضیم و باز مثل هر سال با گرفتن هدیه ای برای خودم روز را تمام کردم.

امسال را به بهانه تمام آن دوران ها،تمام آن شادی ها و سبک بال پرواز کردن ها زندگی خواهم کرد.

به یاد تمام عزیزانم چه آنهایی که نیستند و تنهایم گذاشتند و چه اینهایی که هستند و عاشقانه دوستشان دارم.

تصمیم سال جدیدم برای تمام کسانی که می شناسم یا نمیشناسم،چه دور و چه نزدیک،تنها سفره شادی خواهد بود و ابراز عشق.چون یاد تمام آن دوران هایم از تمام عزیزانم بذل عشقشان بوده و محبتی که به من هدیه کردند.

خدایا توانایی ده سختی هایم را بی رنگ ببینم و شادی هایم را حتی اگر کوچکند چون آسمان وسیع همانند رنگ دفترم.

·   

امشب در آخرین دقایق 17سالگیم دفتر سفید رنگم را که به آخر رسیده بود ورق زدم

مثل همیشه تاریخ زده و امضا کرده بودم.یکسال دیگر هم بر من گذشت.             

طبق تصمیمی که داشتم رنگ دفتر امسالم را آبی انتخاب کردم تا امسالم وسیع و گسترده

باشد.چون تا مرز رهایی از مدار نوجوان بودن همین امسال را دارم وبس.        

طبق عادت دیرینه ام سری به محله دوران کودکیم زدم.هنوز همه چیز مثل قبل بود ، با

خودم گفتم پس هنوز تغییر نکرده ام و هنوز میتوانم مانند آن سال های خوش قوی باشم

و پر تحرک.به درخت انجیر حیاطمان که سرش را با سنگینی از دیوار خانه همسایه آویزان

کرده بود و احساس کردم مرا میشناسد سلام کردم و در وجب به وجب کوچه بر بال رویاهای دوران کودکیم قدم زدم ،وای که چه دوران پر سروصدا و خوشی بود!

از دوران کودکیم راضیم و باز مثل هر سال با گرفتن هدیه ای برای خودم روز را تمام کردم.

امسال را به بهانه تمام آن دوران ها،تمام آن شادی ها و سبک بال پرواز کردن ها زندگی خواهم کرد.

به یاد تمام عزیزانم چه آنهایی که نیستند و تنهایم گذاشتند و چه اینهایی که هستند و عاشقانه دوستشان دارم.

تصمیم سال جدیدم برای تمام کسانی که می شناسم یا نمیشناسم،چه دور و چه نزدیک،تنها سفره شادی خواهد بود و ابراز عشق.چون یاد تمام آن دوران هایم از تمام عزیزانم بذل عشقشان بوده و محبتی که به من هدیه کردند.

خدایا توانایی ده سختی هایم را بی رنگ ببینم و شادی هایم را حتی اگر کوچکند چون آسمان وسیع همانند رنگ دفترم.

·    تولدم مباااااااااااااااااااااااااااااارک...!!!!!!

 

دلتنگ شدن حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را میکند...

تنم رها از بردگی و من رها از برهنگی ذهن

از حجم عریان و لذت و رویایی که تا ابد تو را پر میکند

و هر روز تکرار میشوی و هر روز آرزو میکنی کاش ساعت ها در آن لحظه مانده بودی و گذشته تلخی میگیرد

طعم انتظار و حسرت...

چقدر دلم برایت تنگ شده

از وقتی که در دستهایم جوانه زدی از همان روز دلم برایت تنگ شد

و امروز فرسنگ ها از تو فاصله دارم

کاش میدانستی چقدر دلم برایت تنگ شده

 

ای خوب

ای خوب من...

ببین چگونه در تنهاییم بزرگ شده ام...

ببین چقدر ساده رها شده ام در حس نمناک تنهایی...

مرا ببین که چه عاشقانه دلتنگ بودنت شده ام بهترینم.....

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.خوبید؟امیدوارم این روزا بر عکس من بهتون خوش بگذره...قبل از هر چیزی به خودمو همه دوستام که تو فصل امتحانات به سر میبردیم خسته نباشید میگم و امیدوارم همه مثل من امتحاناشونو خوب داده باشن و از نتیجه ای که قراره بگیرن راضی باشن...خب الان برم سر اصل مطلب امشب بعد از دوماه خر خونی دارم آپ میکنم امیدوارم از مطلب و شعرایی که میذارم خوشتون بیاد...البته نامردی نکنیدا اگه خوشتون اومد حتما نظر بذارید...بریم سراغ اولین مطلب که خودم واقعا بهش اعتقاد دارم...


یادتون که نرفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟معلم کلاس اول میگفت:بچه ها بخش کنید(خانه)چند بخشه؟همه با هم میگفتیم:دو بخشه-(دبستان)چند بخشه؟همه با هم سه بخشه-(دل)چند بخشه؟همه باهم یه بخشه-یادتون اومد دل یه بخشه یعنی یه اتاق خیلی کوچیک!تا حالا دیدین چنین خونه ای رو به دو نفر اجاره بدن؟چه برسه به چندین نفر!!!!!!!مگه دیوونه باشن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


الانم یکی از شعرای خودمو میذارم واستون:سلام خوبی ای نفسم-دلم گرفته نازنین چه جور به دستات برسم/وقتی که نیستی قلب من خیلی واست دلواپسه-دلم همش داد میزنه بیا دیگه دوری بسه/وقتی که نیستی واسه من زندگی تکراری میشه-کاش بتونه یکی واسم عکس چشاتو بکشه/وقتی که نیستی هر چیزی حوصلمو سر میبره-کیه که من ناز کنم و اون با دل و جون بخره/وقتی که نیستی زندگیم تنها بهونشو میخواد-اینو بگم جا نمونه دوست دارم خیلی زیاد/وقتی نباشی آسمون دل من تاره و بی ستاره-دلم آرزویی جز موندن تو نداره/پس بمون گلم بمون که اینجا یکی بی تو میمیره-اگه تو از پیشش بری چجوری آروم بگیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


و دومین شعرم:تو دنیایی که عاشقی گناهه-اینجایی که زندگیا سیاهه/دنیایی که با رفتن عزیز تو تمومه-اینجایی که هر چی دوست دارم میگی حرومه/اینجا که آرزوته هر روز پیش تو بمونه-اون زیر لب اسم یکی دیگرو هی میخونه/تو دنیایی که ما شدن محاله-رسیدن و باهم بودن خیاله/اینجا که مهربونیا پیمونشون خالیه-هر کی میگه رفته و برنگشته چند سالیه/تو دنیایی که ابر آسمونی هم خسیسه-هر کی که عاشقه مث یه آدمه مریضه/اینجایی که آدما خیلی سردن-کم پیش میاد به روی هم بخندن/اینجا همون جاس که صداقت کمه-تو قلب هر کی جای خوبی غمه/تو دنیایی که مد شده دورنگی-به حقه باز میگن که تو زرنگی/اینجایی که آسمونم ستاره کم میاره-از تو چشای آدما بارون غم میباره/تو دنیایی که حکم اون غروره-فاصله دلامون از هم دوره/اینجا که هرکس با یکی درگیره-دروغ داره از پیمونه سر میره/اینجایی که حافظم رفته از یاد-چی من بگم وقتی بدی شده تو دنیا زیاد/تو این زمونه که دلم از تو داره میخونه-من دوست دارم نفس اینو یادت بمونه..............................................................

 

سلااااااااااااااااام دوستای عجیج خودمخوبید؟خوشید؟با تعطیلیا؟من که یه عالمه بهم خوش گذشت با دوستم شقایق رفتیم اصفهانجاتون خالی.خیلی خوش گذشت حیف که زود تموم شدبه هر حال وقتی گیر اوردم تا یه سری به وبلاگم بزنم البته با دوتا از جدیدترین شعرام اومدم که خودم عاشق اولی هستم پیشنهاد میدم تا تهش بخونید خوشتون میاد...نظر یادتون نرهههههههههههههههه....بوس


گفته بودی میخوای بری گفته بودی مسافری/اما حالا میگم بمون نرو کجا میخوای بری...گفتی اگه نرم میری اینو من خوب میدونم/اما حالا میگم میخوام برای چشمات بخونم....گفتی که ما دو تا یه روز از همدیگه جدا میشیم...اما حالا میگی مگه میشه که عاشق نباشیم/تو گفتی اینو که میخوای منو فراموشم کنی/ اما حالا میگی دلم گفته بمونم پیش تو میخوای به حرفش گوش کنی؟...یادت میاد میگفتی که خیلی شلوغ شده سرت/میگفتی که اینا کین دور کن اینارو از دوروبرت...قید همه کسو زدم بخاطر چشای تو/حالا دیگه مال توام اگه بخوای میمونم کنار تو....اگه بخوای بخاطرت دنیارو بیخیال میشم/برا نهال دل تو یه ابر بارونی میشم...اگه بخوای برای تو ستاره هارو می چینم/خودت میگفتی که فقط خوشی رو با تو میبینم...اگه بخوای شبا کنارت میمونم/بازم برات لالایی بخواب گلم رو میخونم...اگه که قلبمو بخوای تا به ابد کنار قلبت میمونه/خودت میگفتی که دلم قدر چشاتو میدونه...کیه بجز من که دل و قربونی نگات کنه/کیه شبا دلش بازم هوای خنده هات کنه...کیه که هر شب واسه خوشبختی تو دعا کنه/آره بگو کیه واسه داشتن تو خدا رو هی صدا کنه...بگو کیه اون که میخواد دنیاتو رنگین ببینه/اون که واسه دیدن تو از آسمون گل می چینه/بگو کیه اون  که شبا تورو تو رویاش میبینه/اون که فقط آرزوشه کنار تو باز بشینه...کیه که با هر نفسش میخواد بگه دوست داره/کیه که جز تو کسی رو توی دنیا نداره...صدای تو واسه ی کی حکم یه دارو رو داره/کیه وقتی که داغونی بجای چشمات میباره...آره منم اون دیوونه که واسه چشمات میخونه حالا که مال هم شدیم پس کی میگه نمیمونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شنیدم تو این روزا میخوای ازم جدا بشی/شنیدم میخوای برام مثل غریبه ها بشی....شنیدم گفتی که تنها باشی خیلی بهتره/بگو اشتباه شنیدم که میگن شاید بره...شنیدم وقتی که اسم من میاد دیگه نمیلرزه تنت/خیلیا میگن شلوغ شده بازم دوروبرت...شنیدم ستاره ها میخوان تو آسمون دل تو جا بگیرن/پس کو ماهی که میگفتی اگه نباشه بی اون میمیرم...بگو رویا نیست وقتی میگی دلت فقط مال منه/اگه یه روز بخوای بری چه جور دلم از زندگیم دل بکنه...پس کو زندگی با هم نکنه همش خیاله/اگه فکر کنی می بینی بی چشات زندگی واسم محاله...خیلی حرفارو شنیدم دلمو زدم به دریا/تا که پیش هم بمونیم من وتو تا ته دنیا...رفتنت بدون من واسم میشه یه فاجعه/بگو این شنیده هام چیزی نیستن جز شایعه.......................

سلااااااااااااااااااااااام دوستای عجیجم.امروز کنکور آزمایشی دادم اصلا راضی نبودم.دلم گرفته آخه خیلی خونده بودم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدچه خوب چه بد گذشت دیگه مهم نیست.دیشب ساعت ۱۰ کلاس زبانم تموم شد و برگشتم خونه.اینقد خسته بودم که شامم نخوردم و رفتم که بخوابم اما یاد یکی از دوستام افتادم.الان ۲هفته ای هست که باهم در تماس نیستیم...خیلی خیلی دلم براش تنگ شده البته نه برا خودش برا دیدنش...آخه ۸ماهه که منتظر لحظه ایم که بتونم ببینمش حتی تابستونم جور نشد که همدیگرو ببینیم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خلاصه یه نگاه به ساعت انداختم وااااااااااای ساعت ۱۲ بود و من هنوز نخوابیده بودم و اینقد سرگرم شعر گفتن بودم که به فردا صبح فکر نمی کردم...الانم می خوام شعرمو براتون بذارم امیدوارم که خوشتون بیاد...دوستون دارم خیلی زیااااااااااااااد.بووووووووووووووووووووووووووس

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

انتظار سخته بهارم-دیگه من اشکی ندارم که بخاطرت ببارم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

انتظار مثل یه درده-مثل دستام که بدونت سرده سرده

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

انتظار مثل رویای دیدنت-انتظار مثل کنارم بودنو خندیدنت

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 انتظار یه درد بی درمونه-دردشو فقط چشم که خیره به دره می دونه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 انتظار مثل یه رویاس که حقیقت نداره-مثل آسمونی که دلش می خواد هی بباره

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

انتظار یه واژه سنگینه-مثل چشمام که می خواد اون چشاتو ببینه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

پس گلم بدون یکی اینجا مونده منتظرت-کاش بیاد اون روزی که بدن به من خبر اومدنت... 

اجازه هست به عشق تو، توی کوچه ها داد بزنم؟

 

روی پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؛

 

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟

 

ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم؛

 

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟

 

بهت بگم عاشقتم، دوست دارم یه عالمه؛

 

اجاز هست بهت بگم عشق تو توی سینمه؟ 

 

جونمو هم به پات بدم بازم برای تو کمه؛

 

به من بگو، بگو به من، بگو منو دوسنم داری؟

 

بگو که واسه هوست پا روی دلم نمی ذاری

 

اجاز هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم؟ 

 

چشمی که بدخواهمونه به خاطرت خواب بکنم؛

 

اجازه فریاد بزنم توی قلبمی تا به ابد؟

 

بدون اگه رسوا بشم بخاطرت خوبه نبرد؛

 

اجازه هست کنار تو به اوج ابرهام برسم؟

 

دست توی دستمو برم به فردا برسم؛

 

اجازه هست دریا بشم، کویرو پیومنه کنم؟

 

تو صدف دلم بشی، من توی دلت خونه کنم؛

 

اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم؟

 

با یک نگاه بی ریا روی غمو سیاه کنم؛

 

اجازه هست ...

 


دریافت عشق

احساس به فکر حیات می بخشد و فکر به احساس.چرا که احساس آرزو است و آرزو عشق.راه به ظهور رساندن عشق این است که آرزویت را برای عشق تربیت کنی.عشق به همه چیزو همه کس از جمله به خودت.آرزوی تربیت شده و ابزاری قدرتمند برای به فعل درآمدن قانون عشق را می دهد.عشق نیرویی خلاق است که در پس پرده تمام تجلیات هستی دست اندرکار است.عملکرد همین قانون حیرت آور عشق است که موجب شده آدمی در همه اعصار بر این اعتقاد حقیقی پایبند باشد که باید مقامی اختصاصی وجود داشته باشد که به دعاها و تمایلات او پاسخ گوید چنانچه خود را از عشق اشباع کنی شکست ناپذیر می شوی.هنگامی که احساسی عمیق نسبت به موضوعی پیدا می کنی چیزی را آرزو می کنی در آن صورت نیروی حیات را به ذهن و قلب خود وارد و انگیزه عمیقی در وجودت جوانه خواهد زد.بی شک موافقید که بالاترین درجه موفقیت-خوشبختی و شادکامی هنگامی نصیب آدمی میشود که به درک و همکاری آگاهانه با قانون مهرورزی و عشق پراکنی نایل آمده باشد.آدمی به همان اندازه که عشق  ورزد عشق دریافت می کند...نه بیشتر و نه کمتر

دیگه پاییز رنگی نداره...

پاییزم پاییز قدیم /تموم شدن حرفایی که میگفتیم من و تو تا آخرش مال همیم/یادته تو اون روزای سرد پاییز زیر بارون/داد میزدی دوست دارم نفس -من میگفتم گل من کمی آروم/تو اون روزای پاییز باهم دیگه میموندیم/شبا واسه همدیگه لالایی عاشقونه میخوندیم/تو اون روزای پاییز زمزمه لبای آدما فقط خدا بود/دعای هر عاشقی موندن معشوقا بود/تو اون روزای پاییز کسی خاطرشو جا نذاشت/حتی دیگه آسمون جایی واسه ستاره کاشتن نداشت/تو اون روزای پاییز قبرستونا جایی برای دفن دل نداشتن/آدما تو زندگی شادی برای همدیگه میکاشتن/تو اون روزای پاییز چیزی نبود غم انگیز/زندگی زیبا بود و باهم بودن دل انگیز/تو اون روزای پاییز اشکای ابرا از سر شوق همش می بارید/هر کی با قلبی آروم تو اون شبای مهتابی میخوابید/اما پاییز امسال دلا یه جور داغونن/حس میکنم آدما زندگیو با غصه میگذرونن/دعا کنید که آدما با همدیگه بمونن/تا جایی که بتونن راز دلو از تو چشای همدیگه بخونن/دعا کنید روزی بیاد که آدما با هم دیگه رو راست باشن/همه به هم راست بگن و دروغا ناپدید بشن/دعا کنید که خوبی زیاد بشه تو دنیا/پس همگی یکصدا با هم میگیم خدایااااا...اینم یکی دیگه از شعرام که امیدوارم خوشتون اومده باشه...دوستتون دارم دوستای گلم.بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو  س.