زود #عصبی میشن... ✘ ✘ ↬
سرشون تولاک خودشونه... ✘ ↬
تا ی چیزی میگی تند تند جواب میدن... #لجبازن... ✘ ↬
اینارواذیت نکنین اینا سراسر #احساسن... ✘ ↬
یه دخترایی هستن وقتی از عشقشون و رفیقشون ناراحتن میگن #مهم_نیست در صورتی که درونشون داره #آتیش میگیره.. ✘ ↬ .
اینا رو اذیت نکنین اینا سراسر عشقن... ✘ ↬
اینا همونایین که یواشکی عاشق شدن اما نگفتن به کسی.. ✘ ↬ .
اینا همونایین که فقط ی جا آروم میشن اونم تو بغل #رفیقشون و #عشقشونه... ✘ ↬
اینا حسود میشن فقط واسه #عشقش و #رفقاشون... ✘ ↬
اینا جون میدن واسه دوستاشون... ✘ ↬
اینا همونایین که با آهنگ غمگین گریه میکنن ... ✘ ↬
اینا یه وقتایی میگن خوابم میاد اما تا صبح اهنگ گوش میدن و #اشک میریزن... ✘ ↬ اینارو #اذیت نکنین. ✘ ↬ ..
✘﹏??﹏✓◐ اینا #غصه هایِ_یواشکی دارن... ✘﹏??﹏✓◐
یه خواهش از همتون!!!
یه خواهشی از همتون داریم:
پسرخالم دو سالش بیشتر نیست خیلی حالش بده ضربه مغزی شده سرش
خونریزی داره ،جمجمش شکسته ،از همتون میخوام که براش دعا کنین تا مثل
روز اولش خوب بشه...خیلی حالمون گرفتس ما یک خاله بیشتر نداریم که
همیشه مثل خواهر بزرگتر برامون بوده بچه ی اولش هس اگ اتفاقی براش
بیفته خالم دیوونه میشه شوهر خالم هم از وقتی کیان(پسر خالم)اینجوری
شده حالش بده دستاش میلرزه...فکرشو کنین خالم وقتی دست بچش خون
میومدکلی گریه میکرد الان که دیگ دکترا بهش میگن فقط دعا کن چه حالی
داره همش پشت در ICUنشسته گریه میکنه... براش دعا کنین خیلی دعا
کنین...دعا کنین که اردیبهشت سال ۱۳۹۳ که دومین جشن تولد زندگیشه
سالم و سلامت باشه![]()
![]()
ممنون از همتون![]()

همیشه در عجب بودم که چرا در جاده عشق
پا به پایم نمی آمدی
حتی وقتی آهسته و پیوسته میرفتم
امروز فهمیدم ریگی که در کفشت بود تو را می آزرد
عطر خوش لب هایت ترانه ایست
برای زنگی
با بوسیدن جای لبانت بر کاغذ سرد
وجودت را با تمام گرمیش در وجودم احساس کردم و
چه زیباست که کلمه ی دوستت دارم
با رنگ لبان تو زیبا تر شود
ای زیباترین زیبا که من
همیشه صورتی را رنگ علاقه ات میدیدم
اما امروز صورتی برایم نقشی دگر دارد
رنگ لبان تو
رنگ دوست داشتن
رنگ یک بوسه...

گاهی مرگ چقدر برایت شیرین میشود
وقتی میبینی تنها دلخوشی زندگیت
با دیگری میخندد........


شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت ازکنارهم بگذریم
و تو..
آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود
بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبور ها نیش میزنند
بزرگ شدم
دیدم ،شنیدم،رفتم،آمدم
ویاد گرفتم
نه،آدم ها هم نیش میزنند
هر چقدر صمیمی تر،عزیزتر
!!!نیششان سمی تر
بی هوا بدست آمده بودی
بی خود از دست رفتی
نفهمیدم آمدنت را حیران باشم
یا
رفتنت را مات...!!!
باد آورده را باد می برد
قبول!!!
دلم را که باد نیاورده بود...!!!

گفت سرنوشت من و تو از هم جداست.
گفتم این بهانه است ، قلب من بازیچه دلهاست.
گفت تقصیر خودت بود ، عشق در قصه هاست.
گفتم اگر عشق در قصه هاست ، پس چرا با من عهد بستی.
گفت تو اشتباه کردی که به پای من نشستی
از مــن خواستـــ حـــلالش کنــــم
همـــان کســی کــه...
بــا بــــی رحمـــی محبتــــ هایــم را حـــــرام کـــرده بــــــــود

آهای دنیا تو که اسمت دخترانه است خجالت نمیکشی
اینقد همه جا سرکشی میکنی و نامردی میکنی
وآبروی ما دختر ها را می بری
که پسر ها به خودشان اجازه میدهند
به ما بگویند نامرد...
همه اش تقصیر توست که اسمت دخترانه است..!!!!!!!!!
بسوزدخانه لیلی ومجنون
که رسم عاشقی درعالم انداخت
اگرلیلی به مجنون داده می شد
دل هیچ عاشقی رسوانمی شد

.jpg)
کــمــي جــلــوتــــر بــيـا . .
مــي خــواهـــمـــ در گوشــت چــيــزي بــگــويم . . . !
ايـن يـک اعــتـرافــــــ اســت . . .
مــن بــي او دوامــ نــمي آورمــ . . .
حــتــي تــا صــبح فـــردا . . . !
گفت:می خوام
برات یه یادگاری بنویسم
گفتم: کجا؟
گفت: رو قلبت
گفتم:مگه می تونی؟
گفت:آره سخت نیست،آسونه
گفتم:باشه بنویس تاهمیشه یادگاری بمونه
یه خنجربرداشت
گفتم:این چیه؟
گفت:هیسسسس
ساکت شدم
گفتم:بنویس دیگه،چرامعطلی
خنجر رابرداشت وباتیزی خنجر نوشت:
دوست دارم دیوونه
:اون رفته،خیلی وقته،کجا؟نمی دونم
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری روقلبم مونده:

ازم پرسید:تو مال منی؟
گفتم:آره مال خود خودتم
هرکاری دلت می خواد باهام بکن!
گفت:هرکاری؟!
گفتم:آره...
تنهام گذاشت و رفت...!
آهستـه فتــ♥ــح کرده ای با چشمـ♥ـهایت هرچـــه داشـ♥ــته ام را
حالا تمام جهـــ♥ـان من مستعمره ی توســ♥ــت…

**گریه**
هر شب ز غم عشق تو من خواب ندارم
فکر دل من کن که دگر تاب ندارم
بس گریه نمودم ز فراق گل رویت
چشمم به زبان آمد و گفت:اشک ندارم
اگرامروزرابا من بمانی
من تمام روزهاولحظه هایم را
باتوخواهم ماند
اما افسوس که یادی ازمن و
دلتنگی هایم نمی کنی.
می دانستم روزی خواهی رفت
وبه پشت سرت نیز
نگاهی نخواهی کرد،
امابی بهانه رفتنت راهرگز
باور نداشتم.
توبی بهانه وبی خداحافظی
رفتی ومن هنوزدر
خاطرات باتوبودن
دست وپا می زنم.
برای این غریق دست وپابسته
اندیشه ای کن،
که بی تولحظه هایم
تاریکترازشب های
بی مهتاب و ستاره است.
وقتی میرفت گفت توراهم میبرم
مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن...
















