پست ثابت
اگه اومدی و خوندی ، نظر نذاشتی و رفتی عیبی نداره ............
من به کم محلی آدم ها عادت دارم !!!!!!
فقط و فقط.......
اگر میفهمیدید..........
حرفهایم به همین راحتی که
می خوانید نوشته نشده اند. . .

اگه اومدی و خوندی ، نظر نذاشتی و رفتی عیبی نداره ............
من به کم محلی آدم ها عادت دارم !!!!!!

سلام
آخرین پستم مال شهریور 92 هست و الان دی ماه 98 . اون موقع ک این وبلاگ رو مینوشتم و سرگرمی ام بود سال دوم دبیرستان بودم و الان ترم 5 کارشناسی هستم....
حدود 6 سال گذشته خیلی اتفاق ها برام افتاده ....
میخوام اینجا بنویسم و اتفاق هایی ک تو این مدت افتاده رو ثبت کنم .... رابطه ای ک شروع شد و 5 سال طول کشید و الان نزدیک یه سالی میشه ک تموم شده....
میدونم ک با وجود اینستا و تلگرام این وبلاگ دیگه بازدیدی نداره و کسی پست هامو نمیخونه اما دلم میخوام فرض کنم مخاطب دارم... این وبلاگ مخوام مثل یه دفترچه خاطرات خصوصی باشه برام ..... من مینویسم اما کسی جز من نمیخونه...
دیشب یکدفعه یاد این وبلاگ افتاد... بین گریه های شبونه ام.....
پریشب خونه ما مهمونی بود به رسم همیشه آخر ماه دور هم جمع میشیم..... و آخر دی ماه دورانه خونه ما برگذار میشه.... محمد اول نبود کمی بعد تر اومد ... دیدنش همه چی رو یادم آورد ... گریه هم دیشب امون ام نمیداد.... عین دخترای دبیرستانی شده بودم چیزای مسخره تو ذهنم میاوردم و گریه میکردم .... درسته که خودم نخواستم ادامه بدم و رفتم اما فقط بخاطر خودش بود.... میفهمیدم که کنارم آرامشی نداره و راضی نیست منم که داشتم اذیت میشدم از بی توجهی هاش.... با رفتنم فقط من اذیت میشدم و اون میتونست دنبال زندگیش بره.... من نمیتونستم کنارش بمونم برخلاف اینک دلم میخواست همیشه مال خودم باشه ... همیشه تو بغلش آروم بگیرم .... اما اون کنار من راضی نبود از طرز برخوردش و کاراش میفهمیدم.... محمد رفتم از پیشت چون خیلی دوست داشتم چون میدونستم ک دوسم نداری چون میدونستم که چیزایی ک دوس داری تو وجود طرف مقابلت باشه رو ندارم.... باید میرفتم تا بتونی کسی رو پیدا کنی که واقعا دلت باهاش باشه......
ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﺮﺕ ﺯﺩ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺷﺐ ﮔﺮﯾﻪ
ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﮕﯿﺮﯼ… ﻭ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ… ﺑﺮ ﻧﻤﯿﮕﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ! ﻋﻄﺮ ﺗﻨﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ
ﻫﺎﯼ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﻢ، ﮐﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﯽ ﻟﻢ ﺩﻫﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ ﻫﺎﯼ ﺭﺍﺣﺘﯽ،ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﻗﺪﻡ
ﺑﺰﻧﯽ......
خوش به حالت شیرین . . .!
فرهادت به عشق تو
سر به کوه گذاشت و بیستون را برایت کند
فرهاد من اما
مردانه قلبم را کند ...
و با خودش برد. . .!!!
فرهاد من کم آورد
خواستنش
عاشقی اش،
ادعا بود . . .!!!!!


sMs بـבیــــ جوابتـــو نـــבه
ســآعتهـــا نگرانشـــــ باشیــــ
بعد بآ یه خطــ בیگهـــ بهشــــ زنگـــــ بزنیــــــ با בومینــــــ بوق گوشیـــــ رو برבآرهـــــ
اونــــ وقتـــهـ کهـــ میفهمـیــــ تنهاییـــــــ
اونــــ وقتـــهـ کهـــ میفهمـیــــ בیگهـــ בوستتـــــ نـבآرهـــ
آבمــآ از همینـــ جـآ تنــهاییــــ رو وآســهـ خودشونــــ انتخابـــ میکننـــــ

پیکت را بالا ببر و بنوش! بنوش ب سلامتی فاحشه های شهرمان که جز خود کسی را نفروخته اند...!!!!
خیلی ام عقب
اما اونی که باید باشه دیگه نیست
یعنی دیگه مال تو نیست
اون موقع است که دلت میخواد به خدا بگی
لطفا همینجا این زندگی نگه دار دلم فقط خودت میخواد...
امتحانای ترمه و من شرمنده
ایشاا... بعدش ی طوفان دارم براتون ........
گآهے شآیـב لآزمـ بـآشـב ،
از یــآב ببـــریـمـ
یـــاב آنهـــایـے رآ ڪـہ …
بـآ نبـــوבنشآטּ
بـوבنمـآن رآ ،
بــہ بـآزے گـرفـتنـב ………

شب یلدای من آغاز شد
نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه
بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست
بی من یلدایت مبارک
به زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و
زیبایی![]()



عزیزم آهنگ صدایت با به دنیا آمدنت زیبا ترین ترانه زندگیم
نفس هایت تنها بهانه نفس کشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم است
پس با من بمان تا زنده بمانم ... تولدت مبارک نفسم . . .
دوباره روز تولدت رسید
روزی که غصه سراغم نمیاد
روزی که دستای تنهایی من بیشتر از همیشه دستاتو میخواد
تولدت مبارک
بیا شمعا رو فوت کن که صــــــد سال زنده باشی
تولد تولد تولدت مبارک ،مبارک مبارک تولدت مبارک
بیـــــا شمـــعا رو فوت کـــن که صـــد سال زنــــده باشی
تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک
تولدت مبارک تولدت مبـارک تولدت مبارک تولدت مبارک
تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک
تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک
بیا شمعا رو فوت کن که صــــد سال زنده باشی
تولــــد ت مبــارک تولـــدت مبــــــارک
تــولد تولــد تولـــد تولدت مبارک
الـــهـی صــــــــد سـاله
شی نه صد وبیست
ساله شی نه
۱٢٠سال
کم
**** happy birthday ****
دس !دس! دس !


بیا شمعهارو فوت کن تا صد سال زنده باشی
ولی بذار دم گوشی یه چیزی بهت بگم...
آرزو کن همیشه و تا ابد کنار هم بمونیم
به کسی نگی ها من گفتم
حالا یه فوت گنده...!
فووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووت
مغرورتر از آنم که التماست کنم بمانی
اما... بغض ، یعنی: نرو... بفهم....!!!


نزدیک شدن به
افکار دختری که روزها مردانه
با زندگی می جنگد
اما شب ها…
بالشش از هق هق دخترانه اش خیس است
عشـــــق يــعني حـتي اگـه بدونـــي نـميخوادتــــــ ,
بدونــــي نميشـــــه,
امــا نتـــوني ترکــشي کنـــي..
نه خــــودشو , نه فکـــــرشو . . .

بیزارم از این خواب ها
که هر شب مرا به آغوش تو می آورد
و…
صبح ها با اشک از تو جدایم میکند…

ای کاش غوغای درونم را می شنیدی


یه وقــــتایی که دلت گـرفته
بغض داری، آروم نـیستی، دلت بـــراش تـنگ شده
حـوصله هـیـچ کسی رو نـداری
به یــاد لحظه ای بیفت کـه اون هــمه ی بی قـراری هــای تـو رو
دیـــد، امــا
چـشمـاشـو بست و رفــت !!

پسرا دخترا محرمه!!!
آهای دختری که نذر کردی این یه ماه محرم رو واسه امام حسین چادر سیاه سر کنی
آهای پسری که موهات آخرین مد فشنه ولی از امشب یه دست مشکی زدى،
آهای دختری که تو خیابون صدای نوحه شنیدی و روسریتو کشیدی جلو،
آهای پسری که امشب دوستت خواست به یه دختر تیکه بندازه دست گذاشتی رو شونش گفتی
"امشب محرمه..بیخیال"
"آهای با توام، دمت گرم
دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم
می آید
می ماند
و به تنهاییم پایان میدهد!
آمد
رفت
و به زندگی ام پایان داد…


بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه…
محکم بغلت کنه…
بذاره اشک بریزی راحت شی….
بعد آروم تو گوشت بگه: ” دیوونه من که باهاتم “

.jpg)
خـوشـبـخـتـي
مـلاقـاتِ دوبـاره چـشـم هـاي تـوسـت
حـتــي اگــر در نـگـاه تــو ،
تـصـويـري از رويـاي بـاهَـم بـودنمـان نـبـاشــد . . .


بــــــا دیدنِ بـــــعضی صحـــنه هـا نه حق داری داد بـــــزنی نـه حـــــق داری گـــــله کنی ،چــــــون دیگـــه بــــه تــو هیچ ربطی نــــداره... .بـــا دیدن بــــعضی صحــــنه هــا فقـــط خــرد می شی! .
.
یــــــه صحنه مثــل دیــــدنش بـــا یــه غــــریبـــه....

کاش اون لحظه ای که
یکی ازم میپرسه حالت چه طوره ؟
وجواب میدم خوبم.....
کسی باشه که محکم بغلم کنه
و آروم تو گوشم بگه:
"میدونم که خوب نیستی........ "

ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ
ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﮑﯽ ﺗﮑﻮﻧﺖ ﺑﺪﻩ ...
ﺗﮑﻮﻧﺖ ﺑﺪﻩ ﺑﮕﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯽ، ﺑﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ !!
ﺗﻮ ﻫﻢ ﮐﻮﺭﻣﺎﻝ ﮐﻮﺭﻣﺎﻝ ﺑﺮﯼ ﮔﻮﺷﯿﺘﻮ ﭼﮏ ﮐﻨﯽ!
ﺑﺒﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺑﺮﺍﺕ ﺍﻭﻣﺪﻩ !!..
" هنوزﺧﻮﺍﺑﯽ ﺗﻨﺒﻞ"؟
ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﯾﮑﯽ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﺖ ﻣﯿﮕﻪ.
ﺑﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﺎﯼ ...
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭﺩﺍﺕ، ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺎﺕ، ﺑﻐﻀﺎﺕ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻪ !...
ﭘﯿﺸﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﮕﯽ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﺷﺪ،
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ! ؟
ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺗﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﻣُﺮﺩﯼ،
ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ، ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﻔﺲ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﻫﺎ...
ﻫﻨﻮﺯ ﺟﺴﻤﺖ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭ ...!
مرا با خيالت تنها نگذار
خيالت اصلاً به تو نرفته…
مهربان نيست
آزارم ميدهد..!!
دلم خودت را ميخواهد...
میفمهی!!!خودت را...