یادگاری...

تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم

نه کسی آید نه کسی خواند
ز نگاهم هرگز راز من
بشنو امشب غم پنهانم
که سخنها گوید ساز من
تو ندانی تنها همه شب باگلها
سخن دل را میگویم من
چو نسیمی آرام که وزد بر بستان
همه گلها را میبویم من
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم

چون ابری سرگردان
میگرید چشم من در تنهایی
ای روز شادیها کی باز آیی
امشب حال مرا تو نمیدانی
از چشمم غم دل تو نمیخوانی
امشب حال مرا تو نمیدانی
از چشمم غم دل تو نمیخوانی
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم

دوسستت دارم عشقم

 

یکی رو دوست دارم

همون کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظه های سرد زندگیم رو با گرمای عشق اون میگذرونم

یکی رو دوست دارم

همون کسی که میدونم اون نمیدونه من اونو دوست دارم و منم نمیدونم که اون منو دوست داره یا نه

یکی رو دوست دارم

 همون کسی که میدونم اون همه ی دنیامه و بدون اون نمی تونم به زندگیم ادامه بدم

یکی رو واسه همیشه دوست دارم

همون کسی که تا همین لحظه از زندگیم نمی دونم که اون منو دوست داره یا نه

یکی رو تا ابد دوست دارم

همون کسی که نمیدونه توی دل من کسی بجز اون جایی نداره و نخواهدم داشت

یکی رو عاشقانه دوست دارم

همون کسی که هر وقت می بینمش و نگاهش میکنم نمیدونم از تو چشمون عاشق من عشق منو می خونه

 یا نه ؟

آره یکی رو صادقانه دوست دارم

همون کسی که  برای رسیدن به اون تا الآن تمامی لحظات زندگیم رو صادقانه زندگی کردم

یکی رو از ته دل دوست دارم

کسی که برای من بهترینه ، کسی که برام عزیزترینه ، کسی که تنها دلیل زنده بودنمه

یکی رو دوست دارم

کسی که تمامی زندگیم تو اون خلاصه شده

یکی رو با همین قلب عاشق و با تموم احساسات بچگونه ام  بی بهونه دوست دارم

همون کسی که قلبموعاشق کرد و عشقش تو رگام جریان پیدا کرد ، کسی که حتی نمی دونم اونم همین

 احساس رو نسبت به من

 داره یا نه

یکی رو دوست دارم با اینکه میدونم اون نمیدونه من اونو دوست دارم

همون کسی که وقتی براش مینویسم دستانم از عشقش سرشار از کلمه های عاشقونه میشود

همون کسی که از بس در حسرت دیدنش گریه ها کردم چشمانم سوی دیدن خود را از دست داده است .

همون کسی که هربار تو گوشیم اسمشو میبینم با اینکه شمارشم ندارم ولی حسرت داشنشو میخورم

همون کسی که من عاشقونه دوستش دارم رو عاشقونه دوست میدارم

***

دوستت دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود

واژه ها رو ولش کن عشقمو از چشام بخون

و

بدون که دوستت دارم

امیدوارم که هر وقت دیدمت و نگاهت کردم عشقمو از چشمونم بخونی

این دل وقتی عاشق میشود رد گم نمیکند!

 

Love is to think

 

گول میزنم  تو را که عاشقت نیستم             

وانمود میکنم  به تو بی توجه هستم !

اما این دل که دروغ نمیگوید

چشمانم جز حقیقت میگویند؟

خوب میدانی دل و دیده ام  دزدانه " نظر به سوی تو دارند

خوب میدانم  رو شده است دست دلم  در پیشگاه چشمان فریبایت

آری ! ... این دل عاشق است

عاشق روزنه ی نگاهت-وقتی به دور دستها خیره میشوی!

پس حالا که فهمیدی عاشقتم اینو بدون 

دوستت خواهم داشت تا سر خط دنیا

اگر چه میدونم قسمت من نخواهی شد

با این وجود بدون همیشه به یادتم          

یادمون باشه...

 
یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یه دفعه رهاش کنیم چون خرد میشه......می شکنه . آهسته می میره!.....
 
یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره......
 
یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم.......
 
یادمون باشه هیچ وقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاغت بیاره.......
 
یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمی خوامت،چون زندگیشو ازش میگیریم!.....
 
یادمون باشه....

نشانـــــــــــــــــی

 

من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می

 نویسم:در عصرهای انتظار,به حوالی بی کسی قدم

 بگذار,خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه

 های تنهایی شو,کلبه ی غریبی ام را پیدا کن,کنار بید

 مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!در

 کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!حریر

 غمش را کنار بزن,مرا خواهی دید با بغضی کویری که

 غرق عصاره ی انتظار پشت دیوار وروهایم نشسته!!!!!!

نامه دوستت دارم...

 

 

دوستت دارم بی وفا

 

  

یک کلام ، اولین و آخرین احساس قلبم نسبت به تو ... دوستت دارم.

تو نیز گفتی مرا دوست داری ، اما دوست داشتنت دو روز است ،

دیروز گذشت و آخرش امروز است!

این من هستم که وفادار خواهم ماند ،  

این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند!

این من هستم که آخرش میسوزم ، این تو هستی که میروی

و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم

این من بودم که سهم دیدارم با تو عشق بود ،

این تو بودی که میگفتی از آغاز هم قصه من و تو دروغ بود!

تو هر چه دوست داری بگو، اما من هنوز بر سر حرفم هستم ، دوستت دارم.

خورشید بتابد یا نتابد، ماه باشد یا نباشد،  

 شب و روز من یکی شده ، فرقی ندارد برایم ،

همه چیز برایم رویا شده ، عشق تو برایم آرزو شده ،

به رویا و آرزو کاری ندارم ، حقیقت این است که دوستت دارم!

کاش تو نیز مثل من بودی ! مثل من عاشق ، بی قرار ، چشم انتظار

کاش تو نیز حال مرا داشتی، هوای مرا داشتی...

بی خیال میخواهی هوایم را داشته باش یا نداشته باش ،

میخواهی به انتظار من باش یا نباش ، من دوستت دارم

نمیترسم از رفتنت ، نمی بازم از شکستنت، نمیخندم و نمیگریم ،

از این هیاهو و التهاب تنها یک احساس است که می ماند ، دوستت دارم!

دوست داشتن تو دو روز باشد یا یک عمر مهم نیست ،

مهم این است که من در این دنیا و آن دنیا دوستت دارم

میخواهی باور کن یا نکن ، حس کن ، یا از آن بگذر ،

اما قبل از گذشتنت لحظه ای صبر کن...

دوستت دارم ...

حالا هر جا که میخواهی برو...   

مرگ...

روی قبرم بنویسید کبوتر شدو رفت


زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت


چه تفاوت که چه خوردست،سم یا غم دل


آنقدر غرق جنون بود که پرپر شدو رفت


 روز میعاد،همان روز که عاشق شده بود


مرگ با لحظه ی میعاد برابر شد و رفت


او کسی بود که از غرق شدن می ترسید


 عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت


 هر غروب تز دل خرشید گذر خواهی کرد


دختری ساده که یک روز کبوتر شدو رفت




خسته امــــــــــــــــــ

 

خسته ام

از جهان از سرنوشت این دیار

از خودم از دیده ام از هجر یار

از صفای مردمان بی ریا

از غلامان چو صد همچو نیا

از خدایی از كزایی از خیال

از همه افسرده های روزگار

از همه من از همه اوارگی

بودن و ماندن ولی اوارگی

خسته ام از افتاب این دیار

 میروم تا ره بگشایم زین خیال

نگزرم از كوی او همچون عقاب

بگزرو از شهر شبدر های زار

خسته ام از هر كس و هر ماندگار

خسته ام از اشك و از اندوه و اه

خسته ام...

من خسته ام....

منو دیوونه میکنــه

 

این سکوت مرا دیوانه می کند.این نگفتن.این تنهایی.این بی کسی.این نبودن مرا دیوانه

میکند.این آرزوی دست نیافتنی مرا دیوانه می کند.این فکر این خاطرات این گذشته مرا دیوانه

می کند.

مرا پرواز بدون بال دیوانه می کند، مرا شعر بدون قافیه دیوانه می کند، مرا نوشته های بی

کلمه دیوانه می کند،مرا فریاد بی کلام دیوانه می کند.

 بودن در حالی که نیستی مرا دیوانه می کند، آرزوی داشتنت در حال داشتنت مرا دیوانه می

کند، مهربانیت در اوج بی وفاییت مرا دیوانه می کند.

این گریه های بی امان،این خنده های بی صدا، این آرز.ی بودنت،این باور نبودنت مرا دیوانه میکند.

 مرا دیوانه می کند اتاق سرد و خسته ام، مرا دیوانه می کند آینه لب بسته ام.

 روز آخرت مرا دیوانه می کند، حرف آخرت مرا دیوانه می کند، نگاه آخرت مرا دیوانه می کند،بوسه آخرت

مرا دیوانه می کند، نوازش آخرت مرا دیوانه می کند.

 مرا دیگر همه چیز دیوانه می کند.از امروز به خود می گویم دیوانگیت مبارک. 

دعایت میکنم

 

با تو هستم
تویی که رویت را  از من بر میگردانی
به چشمانم نگاه کن
اشکهایم هنوز خشک نشده اند
از چه میترسی  ,من گناهت را بخشیده ام
هنوز آنقدر عاشقت هستم که هیچ کینه ای از تو به دل ندارم
تو را به خدا سپرده ام ,نه نگران نباش نفرینت نمی کنم
برایت دعا ی خیر میکنم
دعا میکنم که خدا هم ترا ببخشد وتنهایت نگذارد
دوست ندارم تو هم مثل من طعم تلخ تنهایی را حس کنی
دوست ندارم تو هم مثل من شکستن قلبت را تجربه کنی
پس هرگز نفرینت نخواهم کرد وترا به خدا خواهم سپرد
تا در پناه او به زندگیت ادامه دهی .در کنار هر کس وهر چیز که دوستش داری
به چشمانم نگاه کن , آنها را به خاطر بسپار
آنها همیشه نگران تو هستند...

نفسم میگیره

 

یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد

زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم
!

کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم


دستانش را بفشارم
!

یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد
!

یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست
!

یکی را برای همیشه دوست دارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا ! کسی


که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم
!

یکی را تا ابد دوست دارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که


او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است
!

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ، کسی که نگاه عاشقانه ی مرا ندید


و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود
!

آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش


نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم
!

کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم


برای من عزیزترین است
!

یکی را دوست دارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد ! نمی داند که


چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است
!

یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست دارم
!

کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست ، اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد
!

یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی


نیز دوست نمی دارد
!

یکی را دوست دارم با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما .......... من


دیوانه وار تنها او را دوست دارم
!

کاش یه روزی بفهمی که چقدر دوستت دارم

شایــــــــــــــد

 

شايد فراموشت شدم .... شايد دلت تنگه برام...

شايد بيداري مثله من به فكر اون خاطره ها..

.شايد توهم شب كه ميشه ميري به سمت جاده ها ..

.بگو تو هم خسته شدي مثله من از فاصله ها...

با هر قدم ورداشتنت فاصله بينمون نشست..

لحظه اي كه بستي درو شنيدي قلبم شكست

برگــــــــــرد

 
يادت مي آيد روزي که آمدي..
 
و اينک من چه مظلومانه رفتنت را به سوگ نشستم..
دوستت داشتم و صادقانه عزيز آرزوهايم بودي..
 
ولي خودت بگو گناه من چه بود که جدايي را برايم رقم زدي..
دلم از تو گرفته..
 
به چه گناهي لبخند را براي هميشه از لبان من دور کردي..
به چه جرمي مرا از هر چه که بوي عشق مي داد محروم ساختي..
 
بخدا قسم اين حقم نبود..
ساز مخالفت را زدي..
 
تمام خواسته هايت نخواسته هاي من شد..
 
و من باز هم به خواسته هاي تو تن دادم...
نميدانم چرا..
 
اينروزها دلم فقط براي تو تنگ مي شود..
عشقم...
 
برگرد..
 
تو هنوز حرف اول قلب مرا ميزني..
برگرد..
 
برگرد..
برگرد..

غروب همیشه برام نشونی از تو بوده

  روبروی تو کی ام من    

                           یه اسیرسرسپرده  

  من برای توچی هستم                         چهره تکیده ای که    

                             کوه تنهای تحمل                 تو غبار آینه مرده

 ای که نزدیکی مثل من                        بین ما پل عذاب

                      به من اما خیلی دوری              من خسته پای این پل   

کاشکی می شد تو بدونی                 خوب نگام کن تا ببینی

                    من برای تو چی هستم                 چهره درد و صبوری

  ببین که خسته ام                        از تو بیش از همه دنیا

                    تنها غروبه عصای دستم         از خودم بیش از تو خستم

 نه صبورم و نه عاشق                      از عذاب با تو بودن

                          من تجسم عذابم                در سکوت خود خرابم

     تو نفهمیدی                             تو سرا پا بی خیالی

                   چه دردی                                    من همه تحمل درد

                                     زانوی خستمو تا کرد

 

تو تنها نیستی

 

عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد

love is wide ocean that joins two shores

زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن

life whithout love is none sense and goodness without love is impossible

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود

love is something silent , but it can be louder than onything when it talks

عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني

love is when you find yourself spending every wish on him

عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند

love is flower that is made to bloom by two gardeners

عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد

love is like a flower which blossoms whit trust

عشق يعني ترس از دست دادن تو

love is afraid of losing you

پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد

no matter what the question is love is the answer

وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست

when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough

زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند

love is the one thing that still stands when all else has fallen

عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد

love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it

عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد

love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times