سرآغاز یک راه با یک همراه جدید

ایجاد رابطه‌ای مطلوب و رضایت‌بخش بین دو فرد یا دو مجموعه‌، منوط به شناخت و وقوف از خواسته‌ها و انتظارات طرفین از همدیگر و سپس رویکرد عملی برای برآوردن آن انتظارات است.

مردم استان‌، با مدیریت جدید دولت در استان که در راس آن استاندار جدید می‌باشد در سرآغاز یک رابطه‌ای هستند ، رابطه‌ای که قرار است ارمغان‌آور رضایتمندی بین دولت و این مردم در جهت براورد اهداف کلی نظام باشد . 

انتخابات نوعی زبان گویا و محاوره‌ای بین مردم و نظامها هستند که در جهان سیاست با هم گفتمان می‌کنند و انتظارات و خواسته‌های خود را با هم در میان می‌گذارند.  به ترجمان ارای ماخوذه در چند دوره انتخابات ریاست جمهوری در استان اندکی تامل کنیم می‌بینیم که :

.

.

.

مردم استان در دور ششم با رای  قابل ملاحظه ای که به دکتر توکلی در مقابل ریس جمهور وقت (هاشمی رفسنجانی)  به دنبال تغییر می گردند

و دور هفتم با رای بالا به خاتمی خواهان تغییر (چرا که خاتمی با شعار اصلاحات یا به تعبیری تغییر به میدان آمده بود)

و دور هشتم با را ی به ریس دولت وقت تداوم اصلاحات را می طلبند

و در دور نهم با رای به دکتر معین به دنبالِ تداومِ روند اصلاح طلبی

ودر دور دهم با را‌ی بالا به رقیب دولت وقت یعنی مهندس موسوی خواهان تغییر

در دور یازدهم  با رای بالا به دکتر روحانی بازهم خواهان تغییر در مدیریت کشور و استان بوده‌اند.

با نگاهی تحلیلی به روند مجموع آرایِ انتخاباتِ ریاست جمهوری در استان دو موضوع کاملا عریان خود را می نمایانند

الف ) حرکتِ خواست و اراده ی مردم به سوی مقوله‌ی تغییرِ روند مدیریت سیاسی است .

ب )  با نگاه، به مشارکت بالای مردمِ استان بالخصوص بلوچستان در انتخابات، نگاهِ این مردم به درونِ سیستم و داخلِ نظام است و دنبال کردن خواسته‌ها و مطالبات‌شان را از مجاری قانونیِ نظام  را به وضوح مشاهده می‌کنیم.

هر چند عده‌ای ماجراجو منافع خود را در جوسازی و غوغا‌سالاری و سوء استفاده از برخی رویدادها که توسط عده‌ی انگشت شماری فریب خورده و یا جاهل ایجاد شده، می‌بینند و با اشاره به این حرکت‌ها(که البته وصله‌های ناجوری برای این مردمند) استدلال می‌کنند که نگاه عموم مردم به نظام اینگونه است و بدنبال سلب اعتماد کردن مرکز‌نشینان از مردم بلوچستان هستند. و از این رخدادها در جهت منافع شخصی و انحصار مدیریت‌ها برای خودشان و دور کردن دیگران (اکثرا بلوچها) از عرصه‌ی مدیریت‌ها و تصمیم‌گیری برای اداره استان و حتی کشور استفاده نموده‌اند. (البته باز کردن این موضوع در این مقوله نمی‌گنجد و خود بحث جداگانه‌ای را می‌‌طلبد.)

که البته بطور طبیعی به نسبت جمعیت در تمام اقوام و استانها افرادی وجود دارند که از قوانین جاری کشور تمرد کنند که به فراخور محیط و جو آن جامعه نوع و ذات این تمرد و سرپیچی ها تفاوتها و یا شباهتهایی باهم دارند.

بطور خلاصه می‌توان گفت ندای مردمی که به زبان رای سال‌های سال از حلقومی به نام صندوق ندا داده‌اند این است که نگاه‌شان کاملا به درون نظام است و هیچ‌گاه از ابتدای انقلاب تا الان نگاه به بیرون نداشته‌اند (آنچه از مشارکت بالای مردم در انتخابات منتج می‌شود) و در ثانی خواهان مدیریتی اصلاح طلبانه‌اند و تغییرِ نسبت به وضع موجود را می‌طلبند (آنچه از متن رای آنها منتج می‌شود).

البته رئیس محترم دولت جناب آقای دکتر روحانی به درستی این ندا را شنیده و با انتخاب استانداری اصلاح‌طلب و همسو با خواسته اکثریت مردم استان توپ را به میدان شخص استاندار و مردم استان انداخته‌اند تا با تعامل و همکاری با هم به آنچه مطلوب هر دو طرف است برسند.

و حال این هنرِ استاندار محترم است که :

الف )با یافتن ریشه‌ها و علل تغییر‌خواهی و ارائه پاسخ مناسب به آن

ب ) یا گم‌شدن در دالان‌های هزارتویی که فرصت‌طلبان از سویی و محافظه‌کارانی که نگران از کف‌دادن موقعیت‌های بدست آورده طی سال‌های پیش‌اند برایش پهن می‌کنند

چگونه این ره چهار ساله را به انتها برسانند و سکان اداره‌ی استان را به آیندگان سپرده و خود به تاریخِ استان پبیوندند تا آیندگان قضاوتش کنند .

و در پایان آنچه حایض اهمیت است اینکه انتظار می‌رود استاندار و مدیران رده‌های بالا، ندای مردم را از میان هیاهو و جنجال‌ها و نعره‌هایی که عده‌ای به خاطر از کف دادن مَناسب و موقعیتهایشان سر می‌دهند (و شاید از این پس این نعره‌ها بلندتر و شلوغ تر هم بشود ) تشخیص داده و به آن پاسخ مناسب دهند.


برچسب‌ها: اجتماعی
نوشته شده توسط سیسوگ و دوستان در جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ |


پرده اول :

جلسه پشتِ جلسه ؛ نشست‌های مکرر؛ بحث‌هایِ داغ و طولانی ... طرحِ ایده‌هایِ بزرگ... دید و بازدیدهایِ فامیلیِ پی‌در‌پی ... همه دلتنگ هم شده‌اند ؛ حتی دورترین‌های فامیل هم از نظر نمی‌افتند قلب‌ها بدجوری برای هم می‌تپد.

خیرخواهان ومصلحین جامعه زیاد شده‌اند، هر روز، روزِتولدِ اندیشه‌های نابی است برای رسیدن به جامعه‌ی اتو پیایی؟؟ ، ندای‌های پُر سوز و گداز مهمان گوش‌هایمان می‌شود، همه جامعه‌شناس ، اندیشمند و مصلحینِ مسولیت‌پذیری شده اند؛ رگ "احساس تکلیف" بد جور ورم کرده است هرکس از تکلیف بزرگ اجتماعی سخن می‌گوید. خلاصه مدتی است آنچه زیاد می‌شنوی نقدهای برنده است و راهکارهای پیش برنده ؛ برای شهری بهتر و زندگی بهتر.

پرده دوم :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیسوگ و دوستان در سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ |

اقدام "خشونت بار" و " خشونت زای" تروریستی جمعه گذشته را  که به شهادت رسیدن 14 نفر از مرزبانان و هم میهنانمان منجر گشت را محکوم می کنیم و به بازماندگان و خانواده های عزیز و چشم به راهشان، تسلیت عرض می کنیم .

به امید روزی که از ترور و خشونت و وحشت خبری نباشد...

 

نوشته شده توسط سیسوگ و دوستان در چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ |
 

گرد و خاک تند بادها و طوفانهای حاصل ازشور و نشاط انتخابات شوراهای شهر و روستا که ازمدتها قبل برخاسته بود کم کم در حال خوابیدن است . و گرمای این  تنور داغ به سردی گراییده  و قامتِ واقعیِ تمثالِ دموکراسیِ محلی  از دور درحال نمایان شدن است. این تمثال هر چه نمایان تر می شود متوجه می شویم آنچه در پیش ما رخ نموده است نه دموکراسی بل کاریکاتور آنست است.

 

 

 


برچسب‌ها: اجتماعی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیسوگ و دوستان در سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ |

 

همه چیز آرومه ...

زلزله فقط به این دلیل خطرناک و مهمه که !...که!...که!... نمی دانم چرا ؟!

چون اگه به این دلیل باید آن را جدی گرفت که پشته، پشته ، کشته می دهد

اگه به این دلیل است که به عموم مردم استرس می دهد و آرامش را از آنها می گیرد

اگه به این دلیل است که امنیت عموم مردم عادی را بهم می زند

اگه به این دلیل است که عواقب غیر مستقیم آن و تاثیرش بر زندگی مردم از تامین معاش گرفته تا اشتغال واقتصاد و.. فراوان است .

اگه ...

این زلزله را که هر روز داریم

با نگاهی اجمالی به مرز و پیامدهای حاصل از مدیریت  ضعیف آن ، کودکان هم به این نتیجه می رسند که روزی چندین زلزله 7/7ریشتری در شهرستان سراوان در حال وقوع است .

 

برچسب‌ها: اجتماعی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیسوگ و دوستان در سه شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۲ |

هموست که خدای گسلها وزمین است وهم خدای گلها و انساها

درِحیات را باز کردم تا نگاهی به کوچه  و خونه های همسایه بندازم ، برخلاف زمین که دیگر نمی لرزید هنوز تنم داشت می لرزید زلزله تازه تموم شده بود بعد از چهل ثانیه لرزش شدید ( به نقل از کارشناسان) چهل ثانیه ای که چقدر کش دار و تمام ناشدنی بود ، تعدادی از همسایه ها به کوچه پناه آورده بودند آنچه می دیدم تعدادی آدمک رنگ و رو باخته بدون آداب و ادب که به هم نگاه می کردند سلام واحوالپرسی حذف شده بود انگار همدیگر را نمی شناختند اما عجیب به هم نزدیک بودند انکار همه از یک خانواده اند خواهر وبرادراند بی تکلف و تعارفات وتصنعات قبل ، انگار این اتفاق آبی بوده که نقاب ها را از روی همه شسته ، دیگر کسی برای دیگری تاتر بازی نمی کرد همه ی آنهایی که در تمام اتفاقات و حوادث روزمره اجتماعی سینه سپر می کردند و دم از شجاعت و نترسی می زدند وحشت در چشمانشان موج می زد رنگ رخسارشان گویای همه چیز بود وکسی هم سعی در پنهان کردنش نمی کردچون در مقابل این رخدادعاجزتراز آن بودند که نقش آدمهای قوی وشجاع را بازی کنند  اینجا صداقت محض بود که رخ می نمود چون حریف واقعا قوی بود بسیار قوی.

 

خواستم کمی آن سو تر که خانه ی خشتی گلی پدر بزرگم بود بروم واحوالشان را رصد کنم که با صحنه ای مواجه شدم که زلزله ای دیگر درونم  را به لرزه دراورد که  مقیاسش محاسبه اش نه "ریشتر" که " ریشه " در انسانیت  می تواند گویایش باشد.


برچسب‌ها: حوادث
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیسوگ و دوستان در پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۲ |

مسافر کِشی یا مسافر کُــــــــــــشی

چندی پیش مجبور شدم به تهران سفر کنم واز قضا مجبور شدم با اتوبوس بروم چرا که هواپیما با این بهای بلیطش ابزارِ سفرِ از ما بهترون ، بلکه از همه بهترون است وبالفرض که پولش را با هر بدبختی که شده جور کردی باید یک هفته تا ده روز هم پیش تر باید بلیط بگیری و قطار هم که به سادگی بلیطش گیر نمیاد خلاصه پر واضح است که سفر سختی ها ومصایب خاص خودش را دارد که بطور عام برای هر مسافری پیش می آید ازرنج غریبی  وتنهایی گرفته تا خستگی و.و... وشاید به همین دلایل است که خداوند هم مراعات مسافر را در ادای عبادات فرض نموده وبسیاری از فرایض را از حالت فرضی ساقط نموده  مثل روزه ودستور به شکسته خواندن نمازها داده و شاید هم جمع خواندن نمازها را بلا اشکال نموده (شاید را به این دلیل که برخی فقیهان فکم را خورد نکنند اضافه کردم) خلاصه  ذات سفر یعنی رنج و محنت اما اگه عوامل نامناسب دیگری هم درآن دخالت کنند که دیگر مکافات می شود.

 


برچسب‌ها: اجتماعی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیسوگ و دوستان در جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ |

 

من يك پيامبرم.

 مي شد بهش بگويم با پشتي بازي نكن.

مي شد بهش بگويم وقتي نماز مي خوانم هي با چادرم بازي نكن.

مي شد بهش بگويم فنر تخت خواب خراب مي شود. روي آن نپر.

مي شد بهش بگويم هي چراغ آباژور را روشن و خاموش نكن. مي سوزد.

مي شد بهش بگويم دستمال كاغذي ها را پاره پاره نكن. لي لي لي لي نكن. آن را مثل نقلي كه سر عروس مي پاشند، روي سرت نريز.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیسوگ و دوستان در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۱ |

انحراف وتخلف از معیارهای پذیرفته شده ی جامعه، در تمام جوامعِ دنیا، امری قبیح وغیر قابل قبول است وحتی مرتکبینِ رفتارهایِ انحرافی با مجازات روبرو می شوند .اما باز هم شاهدِ بروزِ رفتارهایِ انحرافی از سوی افرادجامعه هستیم.

                                

حال سؤال اساسی اینجاست که چرا افراد مرتکبِ اعمالِ خلافِ ارزشهایِ پذیرفته شده ی جامعه می شوند.امروزه بحث از انحرافات اجتماعی وجرم در جامعه ی بلوچستان دیگر آنقدر تکراری شده که نقل هر محفلی است. اما کمتر به دلایل وقوع آن می پردازند.

برچسب‌ها: اجتماعی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیسوگ و دوستان در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۱ |

 

                                 فقر عامل بی‌سوادی است یا بی‌سوادی عامل فقر؟

تقریبا می توانیم بگوییم بلا تردید یکی از مهمترین معبرهای مسیر توسعه ٬ توسعه یِ منابع انسانی است و تمامی کشورها و جوامعِ توسعه یافته از محلِ اعتبار بخشی به حوزه یِ منابع انسانیِ کار آمد٬ به هدف آرمانی که رفاه و خوشبختی این جهانیِ انسان است ٬رسیده اند.

 


برچسب‌ها: اجتماعی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیسوگ و دوستان در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۱ |
 
مطالب قدیمی‌تر