پشت پرده براندازان مجازی علیه ایران/ خفاش‌های سایبری از دوره اوباما تا ترامپ


پشت پرده براندازان مجازی علیه ایران/ خفاش‌های سایبری از دوره اوباما تا ترامپ
در دوران اوباما و وزارت خارجه خانم کلینتون به بهانه دیپلماسی دیجیتال، پروژه‌های وسیع سایبری علیه ایران سازماندهی شد؛ مرکز مرصاد وابسته به جبهه سایبری انقلاب اسلامی پس از یک سال موفق به شناسایی ابعاد تشکیلاتی و فعالان این پروژه شده است.

با گسترش فضای مجازی بویژه شبکه های اجتماعی، دولت های متخاصم در راس آنها امریکا تصمیم گرفتند از این ابزارها برای مقابله و براندازی جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند. وزارت امور خارجه آمریکا،پنتاگون و سازمان سیا برنامه های متنوعی را برای این منظور طراحی کردند.
اگر چه این برنامه ها از دوران بوش پسر آغاز شد اما در دوران باراک اوباما و وزارت خارجه خانم کلینتون به بهانه دیپلماسی دیجیتال پروژه های وسیع سایبری علیه جمهوری اسلامی سازماندهی و راه اندازی شد. مرکز مرصاد وابسته به جبهه سایبری انقلاب اسلامی پس از یکسال رصد،داده کاوی و فعالیت های میدانی موفق به شناسایی شبکه فعالین سایبری ضد انقلاب علیه انقلاب اسلامی شده است و تا کنون توانسته 1316 نفر از ایرانیان خارج از کشور که در این پروزه ها فعال هستند را شناسایی کامل نماید. شناسایی اکانتها، کمپین ها وکانال های این مجموعه ها نیز جزو موفقیت های مرکز مرصاد بوده است.
در همراهی با شیطان بزرگ آمریکا ،کشورهای دیگری همچون فرانسه،عربستان سعودی،امارات متحده عربی،هلند،انگلستان و رژیم صهیونیستی نیز فعالیت های وسیعی را علیه جمهوری اسلامی در فضای مجازی انجام می دهند که شناسایی آنها توسط مرکز مرصاد انجام شده است.
*صحنه گردانان خارجی
صحنه گردانان آمریکایی این عرصه حدود 11 نفر هستند که سه نفر از مهمترین آنها به شرح ذیل است:

کالین اندرسون(collin anderson) رابط وزارت امورخارجه آمریکا با موسسات و پروژه‌ها و مدرس امنیت سایبری

دن مردیث با نام مستعار (Dan blah) عضو رسمی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و بظاهر خبرنگار و مدرس امنیت سایبری

و خانم کارولین د رولند (Carolyn d rowland) که یک افسر امنیتی است، اشاره کرد.
*صحنه گردانان ایرانی
بیش از 71 نفر در سطح مدیران موسسات و پروژه ها با آمریکایی ها همکاری فعال سایبری دارند.
برخی از عناصر اصلی و وطن فروش این پروژه ها به شرح ذیل می باشند:

محمود عنایت

نیما راشدان
 
 

اکبر عطری

عزیز آشفته

رضا معینی
 

علی کریم زاده بانگی(علی بانگی)

مریم معمار صادقی 

آذین مهاجرین

یحیی محمود نژاد
 
از دوره دوم باراک اوباما و دوره اول ترامپ نیز گروه‌های تروریستی منافقین خلق، جدایی طلبان الاحواز و سایر گروه‌های معارض نیز جهت فعالیت سایبری علیه جمهوری اسلامی آموزش دیده و سازماندهی شده اند که مجموعا 24 گروه،حزب موسسه و سازمان تروریستی را شامل می شوند.
*اتاق‌های فکر
در اتاق های فکر این جریانات نیز افرادی از ایران و کشورهای مختلف سازماندهی شده‌اند که در آینده بصورت مفصل به افشای شخصیت آنها خواهیم پرداخت.
*محورهای مهم فعالیت
فعالیتهای این مجموعه های علیه جمهوری اسلامی در موضوعات ذیل است:
اهانت به مقدسات دینی
تضعیف باورهای مذهبی
ایجاد اختلافات مذهبی و قومی
تضعیف انقلاب اسلامی
ایجاد آشوب
جاسوسی امنیتی و صنعتی
دخالت در انتخابات
فضاسازی های حقوق بشری علیه انقلاب اسلامی
ترویج مسائل جنسی و بی حیایی
شناسایی نخبگان و جذب آنها به خارج
بر هم زدن امنیت اقتصادی
 
 
 
 
 
 

پویشی در معنا و مفهوم حجاب  قسمت سیزدهم

پویشی در معنا و مفهوم حجاب 

قسمت سیزدهم

حجاب

تعریف حجاب در قرآن 

خداوند منان در جای جای کلام‌الله مجید با عبارات متعددی مشرفین به دین مبین اسلام خصوصا بانوان را به حجاب امر فرموده و کلمات حجاب، لباس، ثیاب، عفت، خمار و جلباب را در تفضیل و تبیین مفهوم آن به کار برده است. مفهوم لغوی حجاب 
حجب و حجاب هر دو مصدرو به معنی پنهان کردن است. “امرئه محجوبه” زنی که پوشانیده است.

کلمه حجاب به معنی پرنده یا حائل میان دو چیز است.

“و من بیننا و بینک حجاب” (سوره فصلت آیه 5) و بین ما و شما پرد‌ه‌ای‌است یا ممنوعیت یا فاصله یا چیز پنهان شده‌ای.

“کلا انهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون” (سوره الطففین آیه 15) همانا آنان از پروردگارشان در این روز، پوشیده‌اند.

و ما کان لبشر ان یکلمه الله و حیا او من وراء حجاب اویرسل رسولا فیوحی باذنه مایشاء انه علی حکیم(سوره شوری آیه 51) و نبوده است بشری را که گویدش خدا مگر سروشی یا از پشت پرده یا فرستد پیکی، پس وحی کند به دستورش آنچه خواهد همانا اوست بلندمرتبه و حکیم.

“اذا قرات القرآن جعلنا بینک و بین الذین لایومنون بالاخره حجابا مستورا” (سوره اسراء آیه45) و هنگامی که قرآن قرائت می‌کنی بین تو و آنان که ایمان به آخرت ندارند حائلی (پرده‌ای یا پنهان شده‌ای) قرار دادیم.

چون مستورا صفت حجاب است لذا این حجاب غیرمریی است: مثل مومن و غیر مومن یا عالم و غیرعالم با آنکه کنار هم‌اند از هم بیگانه‌اند و فاصله زیاد دارند و به زبان هم آشنا نیستند واحوالات و اموراتشان از هم پنهان است لذا تعبیر شد به اینکه میانشان پرده نامریی وجود دارد که آنها را از هم جدا می‌کند.

بنابراین کلمه حجاب در قرآن کریم همه جا پنهان کردن پوشش یا امر پنهانی، فاصله یا پرده‌ای پوشاننده یا حائل میان دو چیز به کار رفته است.

و اذا سئلتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب (سوره احزاب آیه 32) چون از زنان پیامبر متاعی خواستید از پس پوشش بخواهید.

حجاب غیر از لباس است، گاهی لباس حجاب تلقی می‌شود ولی کلا حجاب به لباس گفته نمی‌شود. مفهوم لغوی لباس لباس در قرآن کریم به معنای مختلف استفاده شده از جمله زینت، آراینده، پوشاننده، در برگیرنده (احاطه کننده) حافظ آبرو و نگهدارنده و مشخص کننده حدود.

از جلمه به آیات زیر می‌توان اشاره کرد:

یا بنی‌آدم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سواتکم و ریشا و لباس التقوی هو خیر (سوره اعراف آیه 25) ای فرزند آدم لباسی برای شما فرو فرستادم که برایتان زینت است و شرم‌گاهتان را می‌پوشاند و لباس تقوا بهتر است، این از آیات خداست شاید به خود آیید.
فوسوس لهما الشیطان لیبدی لهما ماوری عنهما من سواتهما وقاسمها انی لکم من الناصحین فدلهما بغرور (سوره اعراب آیه 7) شیطان آن دو را وسوسه کرد تاشرم‌گاه مستورشان را ظاهر سازد و برایشان قسم یاد کرد که من خیرخواه شمایم. مفهوم لغوی ثیاب 
در جای دیگر در قرآن به کلمه ثیاب بر می‌خوریم به معنای پوشش یا عفت ورزیدن و القواعد من‌النساء التی لایرجون نکاحا فلیس علیهن جناح ان یضعن ثبابهن غیر متبرجات بزینه و ان یستعفغن خیر لهن و الله سمیع علیم (سوره نور آیه 59) و زنان بازنشسته آن زنانی که امیدی به ازدواج آنان نیست در صورتی که زینت‌نمایی نکنند گناهی بر آنها نیست که پوشش (ظاهری) خود را واگذارند اما اگر عفت بورزند برا‌ی آنان بهتر است و خداوند شنوا و داناست.

در این آیه کلمه ثیاب به مفهوم پوشش ظاهر منای است و کنایه از جلباب (چادر) و خمار (روسری) می‌باشد. عفاف: 

کلمه دیگری در قرآن که درخصوص مسائل مربوط به حجاب آمده عفاف است عفاف به معنای مناعت و عفیف به معنای خود نگه‌دار و با مناعت است.

آیه: وانکحوالایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء بغیبهم الله من فضله و لیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یعنیبهم الله من فضله (سوره نور آیه 32)
آنانکه امکان ازدواج برایشان فراهم نشده باشد عفیف باشند و از زنا احتراز کنند و عفت بورزند تا خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز کند.

و ان یستعففن خیر لهن و اگر زنان با حفظ پوشش اسلامی عفت بورزند برایشان بهتر است.
بنابراین کلمات: حجاب، لباس، ثیات و عفاف به نوعی مفهوم پوشاندن و پنهان کردن را متبادر می‌نماید. وسیله حجاب و چگونگی پوشاندن خمار: 

ولیضربن بخمرهن علی جبوبهن (نور آیه 31) و باید مقنعه‌ها را بر گریبانشان بزنند. کلمه خمر به دو ضمه جمع خمار است.

خمار آن جامه‌ای است که زنان سر خود را با آن می‌پیچند و زاید آن را به سینه‌شان آویزان می‌کنند و به معنای روسری یا مقنعه است و دلالت بر پارچه‌ای دارد که سر و گریبان را با آن بپوشانند. جلباب: 

یدنین علیهن من جلابیهن (احزاب آیه 59) بیندازند بر خودشان جلبابی.

جلباب دلالت بر پارچه‌ای سراسری دارد که از نوک سر تا نوک پا را در برگرفته و می‌پوشاند که در فرهنگ ایرانی به آن چادر گفته می‌شود. فلسفه حجاب 
ایمان امری است قلبی که از عمل منفک نمی‌گردد و شیطان در عمل او رخنه نمی‌نماید.

(اولئک کتب فی قلوبهم الایمان) آن گروه در ایمانشان صادق اند.

(لایلتکم من اعمالکم شیئا)مراد به اطاعت خالص و واقعی است به طوری که باطن با ظاهر مطابقت داشته باشد. قلب پاک یا قلب زنده  قلب از لحاظ مادی با پمپاژ به اعضاء و جوارح خون می‌رساند و حتی ستاد کل مغز که به دست و پا، چشم و گوش و ... فرمان می‌دهد به قلب متصل است و از قلب خون می‌گیرد .حال باتوجه به اینکه حیات مادی بشر به قلب بستگی دارد، اگر در قلب خون نباشد چه خواهد شد.

حیات معنوی و ایمان قلبی هم همین طور است. دل معنوی و روحانی به اندیشه و فکر مومن حیات می‌دهد. اگر به الله متصل باشد، نیت و عملش الهی می‌شود از روح دل ایمان می‌گیرد و دست و پا و چشم و گوش و اعضاء و جوارح به فرمان خدا عمل می‌کند و جز به خدا و رضایت حق به هیچ چیز نمی‌اندیشد و با دل و نیت پاک عمل صالح انجام می‌دهد.
ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا و عملوا الصالحات همانا انسان در ضرر و زیان است، مگر آنانکه ایمان آورده و عمل شایسته انجام دهند تا جایی که سیماهم فی وجوههم من اثر السجود(1) آثار سجده (ایمان) از چهره مومنین آشکار می‌شود که نشانه پاکی قلب است. یکی از وظایف نبی‌مکرم اسلام پاکسازی است “یزکیهم” زیرا برای ایجاد پاکی اول باید روح انسان از آلودگی‌ها پاک شود و عامل پاکی روح، ایمان به خداست.

دختران و مسئله حجاب

یکی از مسایل مهمی که هر دختری در دوران زندگی خود باید آن را مدّ نظر قرار دهد، مسئله «حجاب» است . 

قرآن کریم که بعنوان یکی از مهمترین سندهای زنده الهی، در میان مردم به امانت گذاشته شده است، مسئله حجاب و حفظ دختران از دید نامحرمان را مورد تأکید قرار داده و می فرماید : 
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها.(1) (و به زنان مؤمن بگو تا چشمهای خود را (از نامحرم) و دامن و اندامشان (از عمل زشت) محفوظ دارند و زینت خود را جز آنچه ظاهر می شود، بر بیگانگان آشکار نسازند).

گروهی از زنان و دختران جوان، حجاب و پوشش اسلامی را مغایر با آزادی اجتماعی می دانند، اما باید متوجه باشند که حفظ خود و دوری از نامحرم، هرگز دلیل بر سلب آزادی نیست، چه اینکه با رعایت حجاب و موازین شرعی، خود را از ملعبه انسانهای فاسد و مردان پست دور نگهداشته و در کمال آسایش و راحتی به زندگی شرافتمندانه ای ادامه می دهند . 
استاد مطهری (ره) در کتاب ارزشمند «مسئله حجاب» به طور تفصیل به فلسفه حجاب پرداخته و به نکته فوق اشاره نموده است ایشان در قسمتی از این کتاب می نویسد : 

در اسلام زندان کردن زنها وجود ندارد حجاب در اسلام یک وظیفه است و وظیفه را نمی توان به عنوان محدودیت و بردگی و زندانی کردن نامید . 

پوشیدگی زن تا حدّی که اسلام تجویز کرده است موجب کرامت و احترام بیشتر اوست؛ زیرا او را از تعرض افراد فاسد و دور از اخلاق بر حذر می دارد ..... (2) 

دختران جوان باید این حقیقت را درک کنند که، افراد جامعه یکسان نیستند، خواه نا خواه گروهی پست و بی مایه، که هرگز طعم خوش تربیت اسلامی را نچشیده اند و در حاشیه اجتماع قرار دارند برای رسیدن به امیال حیوانی و ارضاء خواهشهای نفسانی خود از هیچ جنایتی دریغ نمی کنند . 

حال سؤال این است که اگر دختری خود را با ظاهری آراسته و بدون حجاب در معرض دید افراد جامعه قرار داد و سرانجام در دام خفت بار بی عفتی و تجاوز سقوط کرد چه کسی را باید ملامت کند؟ 

چه بسیار دخترانی که بر اثر عدم رعایت این اصل اصولی اسلام، در جامعه حاضر شدند و زمینه سقوط و انحطاط و بدبختی خود را فراهم نمودند، تا جایی که رسانه های گروهی از قبیل روزنامه ها و مجله های معروف، هزاران مورد آن را متذکر می شوند و فریاد بی صدایشان به جایی نمی رسد . 

گروهی از دختران جوان فکر می کنند که زندانهای موجود در جامعه ویژه پسران و مردان است؛ در حالی که اینها سخت در اشتباهند، چه بسیار افرادی که بر اثر بی عفتی و ترک حجاب از راه به در شدند و با وضع خفت باری پشت میله های زندان جای گرفتند . 

عواقب خطرناک بی بند و باری و عدم رعایت پوشش اسلامی آنقدر زیاد است که از حد گفتار و مقال گذشته است. یکی از مهمترین نتیجه های بی عفتی و تن ندادن به فرامین الهی در مورد مسئله حجاب، ایجاد اجتماعی فاسد و هرج و مرج اخلاقی است که دامنگیر افراد صالح و جوانان پاکدامن می شود . 

چه بسیار پسران جوانی که بر اثر محیط فاسد و مسموم از جهت اخلاقی دچار وساوس شیطانی شدند که بی حجابی زنان و دختران جامعه بعنوان سر سلسله علل آن محسوب می شود . 
ای کاش دختران جوان جامعه ما به این نکته توجه داشتند که اگر بخواهند با فردایی بهتر و آینده ای روشن به زندگی سعادتمند خود ادامه داده و راههای موفقیت را یکی پس از دیگری بپیمایند، نباید از حدّ و مرزهای الهی و دستورات شرع سرپیچی کنند . 
هزار و چهار صد سال قبل، دخت نبی اکرم حضرت زهرا سلام الله علیها به این حقیقت اشاره نموده است که: مصلحت زنان در این است که مردان آنان را ندیده و آنان نیز مردان را نبینند . (3) 

امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ نیز ضمن سفارشی به فرزند بزرگوارش امام حسن ـ علیه السّلام ـ می فرماید : 

به وسیله حجاب چشمان زنانتان را بپوشانید، زیرا حجاب و پرده نشینی هر چه بیشتر باشد، آنان از تبهکاری و فساد محفوظ می مانند . (4) 

در روایت دیگری آمده است: مردی خدمت رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ رسید و عرض کرد : 

مادرم از معاشرت با نامحرمان ابایی ندارد چه کنم؟ 

حضرت فرمود: از خارج شدن او ممانعت کن. گفت این کار را کرده ام . 

حضرت فرمود مادرت را زنجیر کن؛ زیرا هیچ احسانی برای او بهتر از این نیست که او را از ارتکاب به حرام بازداری . (5)

با توجه به آنچه گذشت، دختران جوان می توانند با رعایت حجاب و اهمیت دادن به آن، جامعه ای سالم و محیطی به دور از مفاسد اخلاقی را فراهم آورند و در کنار مصونیّت اجتماعی خود، زمینه های، شکوفایی استعدادهای نهفته خود را ایجاد کنند . 

هر عاقلی تصدیق می کند که حفظ اموال و اشیاء قیمتی از دستبرد دزدهای پست امری است ضروری و تحسن برانگیز. به سخن دیگر هیچ عاقلی، شخصی را که از اموال و اشیاء قیمتی خود محافظت می کند، مورد مذمت و ملامت قرار نمی دهد. دختران جوان نیز باید همانگونه که در حفظ زر و زیور مادی خود می کوشند، جمال و زیبایی خدا دادی خود را نیز از معرض دستبرد افراد فاسد و پلید حفظ نموده، و با توسل به معنویات و پیمودن راههای صحیح اسلامی در زندگی خود، امکان موفقیت خویش را دو چندان کنند . 

با مطالعه تاریخ زندگانی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ، می توان به این حقیقت دست یافت که آن بزرگواران در سیره و راه و روش زندگی خود نسبت به مسئله حجاب و دور نگه داشتن ناموس خود از دید نامحرمان بسیار حساس بودند . 

و از آنجا که آنان بعنوان بزرگترین مربیان اخلاقی و الگوهای تربیتی می توانند زندگی سعادتمندی را برای تمام بشر به ارمغان آورند، بر ماست که با پیروی و اطاعت از سیره و فرامین الهی معصومان ـ علیهم السّلام ـ خود را متخلق به اخلاق اسلامی نموده و در جمع بندگان خاص خداوند و شیفتگان آن بزرگواران قرار دهیم . پی نوشت : 

(1) . سوره نور، آیه 31 . 

(2) . مسئله حجاب، شهید مطهری، ص 101 . 

(3) . وسایل، ج 14، س 43، حدیث 7 . 

(4) . سفینه البحار، ج 2، ص 587 . 

(5) . وسایل، ج 18، ص 414، حدیث 1 ، باب 48 .

ادامه دارد

پویشی در معنا و مفهوم حجاب قسمت دوازدهم

پویشی در معنا و مفهوم حجاب

قسمت دوازدهم

حجاب (2)

پرسش ها و پاسخ ها 

الف) سلب آزادی 

اشکالی که از زمانهای قدیم تا به حال بوده است این است که برخی حجاب را نوعی حبس کردن زن می دانند و می گویند که آزادی حق مسلم هر فردی است و حجاب باعث می شود که زن در رفتارهای خود آزاد نباشد و در واقع حجاب نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می آید.

قبل از اینکه به این اشکال پاسخ دهیم لازم است که معنای آزادی را بررسی کنیم. آزادی به طور کلی دو نوع است: آزادی مفید و نوع دیگر آزادی زیان بخش و غیر مفید.

هر عملی که مطابق با عقل و فطرت انسان ، مطابق با خواسته ی خداوند متعال ، مطابق با قوانین و مصالح جامعه باشد و عفت و پاکی را تهدید نکند و یا حرص و شهوت را شدت نبخشد، آزادی مفید است. و هر گونه عملی که مخالف با موارد فوق باشد مسلما آزادی زیان بخشی است.

اسلام به عنوان یک دین کامل، حجاب را معرفی کرده است. این پوشش کامل مطابق با فطرت و عقل انسان است زیرا قرآن کریم در آیه 22 سوره اعراف به مسئله ی فطری بودن پوشش در قالب داستان حضرت آدم و حوا(علیهما السلام) اشاره می کند و می فرماید: «فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ»(آنگاه که ادم و حوا از درخت ممنوعه چشیدند، پوشش خود را از دست داده و به سرعت، با برگ درختان بهشتی خود را پوشاندند). این در حالی است که اولا حضرت آدم و حوا با یکدیگر زن و شوهر بوده اند و برهنه بودنشان اشکالی نداشته است و دوما هیچ کسی غیر از این دو در آنجا نبوده تا آن دو بزرگوار به خاطر او خود را بپوشانند و سوما چون که آنها از انسان های اولیه بوده اند، پوشش آنها جنبه اکتسابی نداشته است.

با این توضیحات مشخص شد که پوشش برای انسان ها یک مسئله فطری است همانطور که بسیاری از دانشمندان نیز به این مسئله اشاره کرده اند. (38)

و همانگونه که در مباحث قبلی ذکر شد حجاب با همه اصول آزادی مفید برابر است. 

منظور از آزادی از دیدگاه مخالفان حجاب، آزادی زیان بخش است اگر چه آنها آنقدر آزادی از دیدگاه خودشان را زیبا و آرمانی جلوه می دهند که کمتر کسی متوجه خطرات این گونه آزادی می شود ولی آزادی از دیدگاه آنان یعنی اینکه زن بتواند در انتخاب نوع پوشش و یا نوع آرایش و مد آزادانه انتخاب کند و یا این که آزادانه بتواند با هر کس که دلش خواست رابطه برقرار کند.

این نوع آزادی که آنها از آن دم می زنند حتی پوشش زن را به عنوان یک وسیله التذاذ مرد جلوه می دهد چرا که به قول شهید مطهری(رحمة الله علیه): «گاهی لباس پوشیدن و راه رفتن ما زباندار می شود» مثلا یک زن به وسیله لباس و نوع راه رفتن و یا با ناز و کرشمه حرف زدن و یا چیزهای دیگر، به اشخاص می فهماند که به من توجه کنید و یا به من عشق و محبت خود را ابراز کنید و خواسته های شهوانی من را بر طرف کنید و خیلی حرفهای دیگر. آیا این آزادی است؟ 

رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله امام خامنه ای(قدس سره) با زبانی شیوا و مبین، آزادی از دیدگاه غرب را بیان می کنند و می فرمایند: 

« بساط آن چیزی که امروز به عنوان «آزادی زن» در دنیا و از سوی فرهنگ منحط غربی پهن شده است، بر پایه‌ی این است که زن را در معرض دید مرد قرار دهند تا از او تمتعات جنسی ببرند. مردان از آن‌ها لذت ببرند و زن‌ها وسیله‌ی التذاذ مردان شوند. این، آزادی زن است؟ کسانی که در دنیای جاهل و غافل و گمراه تمدن غربی ادعا می‌کنند طرفدار حقوق بشرند، در حقیقت ستمگران به زن هستند. 

زن را به چشم یک انسان والا نگاه کنید، تا معلوم شود که تکامل و حق او و آزادی او چیست. زن را به عنوان موجودی که می‌تواند مایه‌ای برای صلاح جامعه با پرورش انسان‌های والا شود نگاه کنید، تا معلوم شود که حق زن چیست و آزادی او چگونه است». (39)
برخی گفته اند دین اسلام به وسیله آوردن حجاب زن را در یک فضای بسته مبحوس کرده است. و اما در جواب انها باید گفت: دین اسلام بهترین نوع پوشش را حجاب می داند و این اصلا به معنای مبحوس شدن زن نیست. به طور مثال اگر شخصی که ثروتمند است، پولها و طلا و جواهرات خود را در صندوقی بگذارد و بر آن قفل بزند و برایش نگهبان بگذارد، آیا این به معنای مبحوس کردن پولهای خود است و یعنی هیچ گاه نمی تواند به آنها دست یابد؟ و یا مثلا شخصی در خانه نشسته و برای اینکه از نور آفتاب جلوگیری کند و یا از ورود حشرات جلوگیری کند پرده را می کشد. آیا این به معنای این است که آن شخص هیچ گاه آزاد نیست؟ مطمئنا این گونه نیست.

به عنوان آخرین حرف در این بخش می گویم؛ حجاب به معنای واقعی کلمه، آزادی به شمار می آید زیرا زن را از حصار خواهش های نفسانی می رهاند و آزاد می کند به فرض اینکه محدودیت تلقی شود، یک محدودیت ارزش دار و معنی دار است. ولی بی حجابی انسان را از آزادی سلب می کند بدین صورت که او را در فضای پیروی از شهوت و مد پرستی و خود نمائی مبحوس می گرداند و همواره ارزش و اهمیت زن را زیر سوال می برد.

ب) رکود فعایت ها 

اشکال دیگری که مخالفان حجاب مطرح می کنند این است که به عقیده ی آنها ما با حجاب و پوشش مانع فعالیت زن در اجتماع می شویم و با حجاب زن را به نوعی فلج می کنیم و در واقع با این کار نیمی از اجتماع کاری را فلج می کنیم و زن با این حالت باید تا آخر عمر سربار مرد باشد.

تاریخ انقلاب اسلامی به خوبی نشان می دهد که زن می تواند در همه عرصه ها مثل فرهنگی، هنری، سیاسی، اقتصادی، و... با پوشش اسلامی حضور یابد. کما اینکه ما در همین عصر خودمان زنان موفق بسیاری را داریم که با پوشش کامل توانسته اند راه موفقیت را بپیمایند و به قله های بلند علمی و یا فرهنگی و... برسند.

مثلا ما در صدا و سیما و یا در طبابت و یا در دانشگاه ها و و یا در عرصه های سیاسی زنان بسیار موفق و ارزنده ای داریم که نه تنها حجاب مانع پیشرفت آنها نشده بلکه آنان را برای رسیدن به موفقیت علمی کمک کرده است.

حضرت آیت الله امام خامنه ای در رابطه با فعالیت زنان با حجاب می فرمایند: 

«ما امروز بحمداللَّه چقدر زنان دانشمند و عالم در رشته‌های مختلف در جامعه مان داریم: دانشجویان کوشا و با استعداد و با ارزش، فارغ التحصیلان سطح بالا، پزشکان ممتاز و طراز بالا! امروز در جمهوری اسلامی‌رشته‌های گوناگون علمی‌در اختیار خانمهاست؛ زنهایی که عفاف و عصمتشان را هم حفظ کردند، طهارت زنانه را هم حفظ کردند، حجاب را هم - به شکل کامل - حفظ کردند، به تربیت فرزند هم به شیوه‌ی اسلامی‌می‌رسند، شوهرداری را نیز همان طوری که اسلام گفته است انجام می‌دهند، فعالیت علمی‌و سیاسی هم می‌کنند. الان در بین شما - مجموع خانمهایی که این جا تشریف دارید - عده‌ی زیادی هستند که فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی دارند؛ آن هم فعالیت‌های ممتاز و برجسته؛ چه خانم‌های مجرد، چه خانمهایی که متأهلند و همسران آن‌ها افتخار می‌کنند و باید هم افتخار کنند که زن‌هایشان در میدان‌های گوناگون پیشتازند. با روحیه‌ی اسلامی‌و در محیط اسلامی، زن می‌تواند به کمال واقعی خود برسد؛ دور از آن هرزگی‌ها، دور از آن تجمل گرایی‌ها و دور از پست شدن و حقیرشدن در مقابل مصرف». (40)

مطمئناً با کمی تأمل درمی یابیم که این بی حجابی است که مانع فعالیت می شود به این صورت که زنان بی حجاب با آرایش و رفتارهای غیر متعادل خود سبب می شوند که مسائلی غیر از کار و فعالیت مانند شهوت و خیلی از مسائل دیگر به میان بیاید و این موضوع هم به ضرر خود شخص بی حجاب است و هم به ضرر اطرافیان زیرا که هم باعث حواس پرتی خود می شود و هم مانع فعالیت صحیح دیگران می گردد.

ولی بر عکس این، حجاب است. آن پوشش الهی مانع هر گونه فعالیت شهوتی زنان در جامعه و یا ادارات و یا فروشگاه ها می گردد. حجاب اسلامی حداقل امتیاز و حُسنش این است که مانع از این می شود که زن وقت و عمر خود را برای این صرف کند که مثلاً موی خود را چگونه درست کند تا بیشتر به چشم آید و یا آرایش خود را چگونه بزند و یا بسیاری از امور دیگر. و یا اینکه در بسیاری از فروشگاه ها دیده می شود که زنی با چهره ای مثلا زیبا و با آرایش و لباس های نامناسب ایستاده و هر پسر و یا مردی را به داخل فروشگاه می کشاند و مردان هم به بهانه ی خرید کالا(هر چند کالای بی کیفیت)، با آن شخص به گفتگو و خنده می پردازند. حالا با چنین اوضاعی، آیا زن بی حجاب که به طور خواسته یا ناخواسته به صید دلهای مردان می پردازد، مانع فعالیت و کار است و یا بانویی که در عین پوشش و عفاف و بدون ایجاد هیچ گونه مزاحمت برای دیگران، در حال انجام کار خود است؟

 ج) افزایش حرص مردان 

یکی دیگر از ایرادها و اشکالاتی که به حجاب گرفته اند این است که می گویند این مسئله باعث افزایش حرص و طمع مردان می شود زیرا انسان بر هر چیزی که از آن منع شود، حریص تر می شود. ولی اگر حجاب و پوششی برای بانوان نباشد بعد از مدتی برای مردان جامعه مسئله ی طبیعی می شود و دیگر تمایلات جنسی در میان نخواهد بود.

این نظریه دارای چندین اشکال و ایراد است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1) آنهائی که این نظریه را مطرح کرده اند، به این مسئله فکر نکرده اند که اگر چنین کاری انجام بشود، تنها برای مردانی که همیشه آن زن بی حجاب را نگاه می کنند، موثر است ولی مردان نامحرم به چند نفر محدود نمی گردند تا بعد از مدتی برای آنان طبیعی شود بلکه ظاهر او همیشه برای مردان نامحرم تازگی دارد و نگاه به او نه تنها کاهش نخواهد یافت بلکه بیشتر و شدیدتر هم خواهد شد. به خصوص اینکه اگر یک زن از صورت زیباتری برخوردار باشد همیشه مورد هجوم نگاه ها و طمع گرسنگان جنسی قرار می گیرد. در نتیجه این بحث نه تنها موثر نیست بلکه با نمایش دادن جاذبه ها و زیبائیهای زن حرص مردان نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

2) این که می گویند: ((انسان بر هر چیزی که از آن منع شود، حریص تر می شود)) جمله درستی می باشد ولی نیازمند توضیح است. حرص و طمع موقعی است که خواستن چیزی را در وجود شخصی به وجود آوردند و بعد از اینکه آن شخص آن را خواست، او را از آن چیز محروم و ممنوع سازند. برای توضیح و تفهیم بیشتر به این مثال توجه کنید: مثلاً به شخص گرسنه ای می گویند که در فلان جا غذای لذیذی وجود دارد. و آن شخص چون که گرسنه است به سرعت خود را به آن مکان می رساند. بعد از اینکه به آنجا رسید و مثلاً بر سر سفره نشست، آن غذای لذیذ را از جلوی او بر می دارند تا نخورد. به این ترتیب حرص و طمع آن غذا در وجود شخص شعله ور می شود.

اگر ما از همان ابتدای کار جلوی بی حجابی را بگیریم و یا آن را کاهش دهیم و زنان را به پوشش مزیّن کنیم، مطمئناً طمع و حرص یا کمتر می شود و یا به طور کلی از میان می رود. 

3) تمایلات مرد نسبت به زن تنها به نگاه کردن نیست تا بعد از مدتی طبیعی شود بلکه مرد تمایلات شهوانی زیادی دارد که به محض اینکه مواضع بدن زن آشکار گردد و حجاب ها برداشته شود، این تمایلات بیشتر می شود. تمایلات مرد به زن اول از نگاه شروع می شود و تا وقتی که تمایلات جنسی مرد ارضا نگردد نگاه ها ادامه دارد و از آنجایی که قوانین شرعی و قانونی اجازه خواسته ی مرد را نمی دهد، حرص بر نگاه ادامه خواهد داشت و باعث می شود که عقده های روانی در مرد به وجود آید. 

در آخر این بحث لازم است گفته شد که این پیشنهاد اگر به فرض محال به انجام برسد باعث بروز بسیاری از آسیب ها و ضررها به جامعه می شود که بسیاری از این مشکلات به ازدواج و جوانان بر می گردد. این پیشنهاد به قول معروف خاموش کردن شعله ی آتش با بنزین است. چـادر و رنگ مشکی آن از زمانهای گذشته در بین زنان ایرانی پوششی انتخاب شد که می توانستند به وسیله ی آن تمام بدن خود را به شکل صحیح و اسلامی بپوشانند و آن پوشش «چادر» نام دارد که چهار دور بدن را می گیرد.

همانطور که اشاره شد، خداوند متعال در آیه 59 سوره احزاب به پیامبر می فرماید: (ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها (روسری‌های بلند) خود را بر خویش فروافکنند) و در همانجا گفته شد که «جلباب» به چه معنایی است، که ما به منظور تکراری شدن بحث به آن نمی پردازیم. پوشیدن «جلباب» دستوری است که خداوند به زنان فرموده است و این نوع پوشش شباهت بسیار زیادی به چادر دارد، زیرا در هر دو پوشش تمام بدن پوشیده می شود. 

برخی از زنان سوال می کنند که آیا حجاب تنها با چادر ممکن است؟ در پاسخ آنها باید گفت اگر معیار و ملاک پوشش رعایت شود، اشکالی ندارد که مصداق متفاوت شود. آنچه که معیار و ملاک پوشش است عبارتست از:

1) پوشش ظاهر بدن به ویژه برای کسانی که ظاهری جذاب دارند.

2) پوشش حجم و برآمدگی های بدن 

3) پوشش رفتارهای جذب کننده و پرهیز از هر نوع عشوه گری و جلوه گری
اگر این ملاک ها رعایت شود، فرقی نمی کند که یک زن با چادر باشد و یا با مانتو البته چادر یک عظمت و وقاری دیگر را برای زن فراهم می کند. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله امام خامنه ای(قدس سره) می فرمایند: «حجاب به معنای چادر نیست؛ اما چادر در نزد ما ایرانی ها که زن های ما از قدیم داشتند، بهترین نوع حجاب است. بدون چادر هم حجاب ممکن است. حجاب به معنای پوشیدن سالم است نه پوشیدنی که از نپوشیدن بدتر است» (41) بحث بعدی درباره رنگ مشکی چادر است. بر همه متخضضان و پزشکان اعصاب و روان مشخص شده که رنگ ها آثار بسیار عجیبی بر سیستم اعصاب و روان و حتی سیستم داخلی بدن می گذارد و می تواند مثلا احساسات ما را تحریک کند و یا تسکین ببخشد. 

رنگ سیاه نشانگر فاصله و مرز است و هر کس از این رنگ استفاده می کند می خواهد بگوید که یک نوع مرز ایجاد کرده است. به طور مثال شخصی بر اثر از دست دادن کسی، لباس مشکی می پوشد و با این کار به همه می گوید که بین من و آن شخص یک فاصله افتاده و مرز زندگی ما از هم جدا شده است.

و گاهی این پوشش مشکی بیانگر مشخص کردن مرز و محدوده ی اجتماعی است که حجاب مشکی خانم ها از این دسته است. 

خانم هایی که چادر مشکی بر سر می کنند و با وقار و متانت مثال زدنی در جامعه ظاهر می شوند، به همه می گویند که این پوشش بیانگر حریم ما است و هر کسی حق ورود به این حریم پاک و مقدس و خصوصی را ندارد. این حریم، حریم عفت و پاکدامنی و حیا است نه جای هرزگی و هوس بازی. در واقع زنان جامعه با این پوشش مانع هر گونه نگاه زهرآلود مردان می شوند و مرزی عاقلانه را برای خود به وجود می آورند. 

زنان با این پوشش برای خود احترام و حرمتی قائل می شوند که وظیفه همه اقشار جامعه است که به این می فهماند که باید حریم نگه داشت و به صاحب آن با دیده ی احترام و کرامت نگریست. 

یکی دیگر از آثار پوشش سیاه این است که مردان با دیدن این رنگ رغبتی برای ادامه دادن نگاه به آن زن پیدا نمی کنند زیرا رنگ سیاه بی رنگی مطلق است و فرد بیننده رغبتی برای دیدن آن رنگ ندارد. 

نقطه مقابل رنگ سیاه، رنگ سفید است و یا هر رنگی که روشن باشد. در واقع رنگ سیاه یک نوع بی میلی را به طرف مقابل می فهماند و به معنای «نه» بوده ولی رنگ های روشن و به خصوص رنگ سفید، به خاطر جذابتی که دارد، خواسته یا ناخواسته خود را در معرض نگاه دیگران قرار می دهد و در واقع نوعی «بله» گفتن به خواسته های دیگران است.
پوشش مشکی باعث می شود که زن از نگاه دیگران دورتر باشد ولی بر عکس آن رنگ سفید است که نوعی نزدیک بودن از فاصله حقیقی را می رساند. علاوه بر این رنگ مشکی، رنگ صامتی است و موجب تحریک غرائز نمی شود. 

در آخر باید گفت رنگ مشکی یک فضای آزاد در فعالیت های اجتماعی را برای دختران و پسران ایجاد می کند که باعث از بین بردن تحریک های غیر اخلاقی مردان می شود. و زنان جامعه با این پوشش می توانند به دور از هیجانات کاذب و با بهره گیری از گوهر حیا و عفاف، به بالاترین مرتبه ی تقوا برسند و یا می توانند به بلندترین درجات علمی برسند.
اما برخی مکروه بودن پوشش مشکی را بهانه قرار داده اند که در جواب آنها باید گفت:

چادر مشکی و عبا از باقی پوشش ها استثنا شده است. همانگونه که امام ادق(علیه السلام) می فرمایند: «یُکْرَهُ السَّوَادُ إِلَّا فِی ثَلَاثَةٍ الْخُفِّ وَ الْعِمَامَةِ وَ الْکِسَاء» (پوشیدن لباس سیاه کراهت دارد مگر در سه چیز که عبارتند از: کفش و عمامه و کساء(کساء به لباس بزرگی مثل عبا و چادر و امثال آن می گویند) (42) برای تکمیل این بحث به استفتاء برخی از مراجع، راجع به کراهت پوشش مشکی اشاره می کنیم: 

آیات عظام امام، بهجت، تبریزی، صافی، فاضل، نوری و وحید: پوشیدن لباس سیاه، هرچند مکروه است؛ ولی عبا از آن استثنا شده و چادر مشکی نیز داخل عنوان عبا است و مکروه نیست.

آیات عظام سیستانی و مکارم: به طور کلی پوشیدن لباس سیاه مکروه نیست؛ افزون بر آنکه چادر مشکی داخل عبا است و عبا استثنا شده است. (43) حجاب در جامعه کنونی 
دنیای غرب چندین سال است که بر روی مسئله ی تهاجم فرهنگی سرمایه گذاری کرده است. این تهاجمات مخصوصاً از بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شدت یافت. یکی از مهمترین بخش های تهاجم فرهنگی دشمن، زیر سوال بردن حجاب و پوشش بانوان است که از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی روز به روز شدیدتر شد. در این 10 سال اخیر هم این هجوم ها بر علیه حجاب شدت گرفت و متأسفانه به دلیل کم کاری برخی از مسئولین این تهاجم به جایی رسیده که برخی از زنان دیگر حرمت هیچ مکان و یا زمانی را نگه نمی دارند و مثلا در حرم های معصومین(علیهم السلام) و یا مساجد دیده می شود که حجاب زنان به شکل اسلامی رعایت نشده و یا حرکاتی از برخی از زنان دیده می شود که اصلاً در شأن یک مسلمان واقعی نیست. 

در این دوره وظیفه والدین و همسران بسیار وظیفه ی سنگینی است، چرا که با ورود به بدحجابی هیچ زن و یا مردی از آفات آن در امان نخواهد بود و همه ی افراد دچار آثار بد حجابی می شوند. از جمله آن آثار می توان به: تکذیب آیات الهی، پایین آمدن شخصیت بانوان، عقده مند کردن مردان، تزلزل خانواده ها، بلوغ زودرس جوانان، احساس پوچی در زنان، ایجاد غفلت، عقاب آخرت و... اشاره کرد که به برخی از آنها در طی مباحث اشاره شد. روشهای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب روشهایی که می توان برای ترویج حجاب ذکر کرد باید توسط دو دسته از افراد صورت گیرد تا یک حجاب ریشه ای و محکم در شخص به وجود آید: دسته ی اول پدر و مادر ها هستند و دسته ی دوم مسئولین.

وظیفه ی پدران و مادران به مراتب سنگین تر از مسئولین می باشد چرا که خانواده یکی از اصول بنیادی در همه جوامع است و نقش پدران و مادران بسیار حائز اهمیت است. زیرا این دو می توانند با تربیت صحیح یک نسل را از آفات و بلایای فرهنگی نجات دهند و اگر تربیت صحیح نباشد هم به خود شخص آسیب وارد می شود و هم به فرزندانش و هم به جامعه.

تقریباً می توان گفت از سن 4 یا 5 سالگی باید بر روی حجاب یک دختر کار کرد. از جمله کارهایی که می توان انجام داد می توان به این موارد اشاره کرد:

خرید مقنعه و روسری به سلیقه ی خود دختر و پوشاندن آن به دختر ، مادر هیچ موقع در بین مردم بدون چادر و پوشش کامل ظاهر نشود ، همیشه در برابر جمع دختر را به خاطر حجابش تشویق کنند و برایش هدایایی بگیرند ، در سن تکلیف برایش جشن با شکوهی برگزار کنند و هر سال به مناسبت فرارسیدن روز تکلیفش به او هدیه بدهند و یا دختر را به نماز خواندن که مظهر پوشش اسلامی است در همان سنین کودکی تشویق کنند و بسیاری از کارهای دیگر که متأسفانه در اینجا نمی توان به آن پرداخت ولی توصیه می کنم که افراد برای آشنایی به روشهای یاد دادن حجاب به فرزندان به کتابهایی که در این زمینه نوشته شده رجوع کنند که از جمله ی آن کتابها می توان به کتاب ((چگونه فرزندان ما با حجاب می شوند؟ نوشته ی آقای احمد لقمانی)) اشاره کرد.

و اما کارهایی که مسئولین باید انجام بدهند، از این قبیل است:

آموزش حجاب در مدارس با بهره گیری از شیوه های به روز، ملزم کردن دانشجویان و اساتید به حجاب و تبیین مسئله ی حجاب برای آنان، برگزاری همایش هایی در مورد حجاب با حضور عموم مردم و تبیین ریشه های حجاب، نظارت بر صدا و سیما و مخصوصاً تلویزیون و پخش برنامه هایی با موضوع حجاب، قرار دادن پوشش برای بازیگران و یا اشخاص که بیشتر با مردم در ارتباط هستند، زیرا بیشتر این افراد به نوعی الگو برای دیگران به شمار می آیند، قرار دادن حجاب برای کارمندان دولت در همه ی سطوح، امر به معروف و نهی از منکر در سطح جامعه توسط ارگان و یا سازمان ها به صورت دائم، ملزم کردن پوشش در حرم معصومین و یا امامزاده ها و همچنین ملزم کردن پوشش در مساجد اصلی هر شهر و...
در تبیین و گسترش فرهنگ حجاب همه اقشار جامعه باید سهیم باشد تا انشاالله بتوان جامعه ای ساخت که در آن هیچ گونه بدحجابی دیده نشود و در این صورت است که می توان جامعه اسلامی خود را به عنوان یک الگوی کامل برای همه بشریت معرفی کرد و در نهایت هم در دیار آخرت و در محضر خداوند متعال و اهل بیت(علیهم السلام) سربلند ظاهر شد.

عفاف اگر ما بخواهیم حجاب را در شخص و یا جامعه ای پایه گذاری کنیم، باید به دنبال این باشیم که مسئله حجاب و پوشش را به طور ریشه ای به وجود آوریم تا آن شخص در برابر هجوم وحشیانه ی تهاجمات فرهنگی محفوظ بماند و بتواند حجاب خود را حفظ کند. 

ریشه ی اصلی حجاب «عفاف» نام دارد. اگر کسی با مسئله ی عفاف به خوبی آشنا شود مطمئناً پوششی آگاهانه و آزادانه خواهد داشت که این پوشش نه به اجبار خانواده است و نه به اجبار جامعه و در واقع پوششی است که مانع نفوذ شهوات و یا احساسات در همه ی حالات می شود. عفاف از کلمه ی «عفّ» گرفته شده و در اصل به معنای خویشتن داری، تسلّط بر نفس و نقطه مقابل شهوت پرستی و شکم پرستی است. 

راغب اصفهانی در لغت نامه «مفردات» می‌گوید: «عفّت حالتی در نفس است که انسان را از غلبه شهوت باز می‌دارد.» (44) 

طریحی در «مجمع البحرین» می‌نویسد: «العفافُ کَفُّ النفس عن المحرّمات، و عَنْ سؤال النّاس؛ عفّت، بازداری روح و روان از گناهان و هم چنین نگه داری خویش از دراز کردن دست سؤال به سوی دیگران است.» (45)

صاحبان عفت کسانی هستند که اولاً در مال خود قناعت می ورزند و در مقابل اسراف و یا شکم پرستی خویشتن داری می کنند و ثانیاً در برابر انجام گناه پاکدامن هستند و خود را از غلبه شهوت به دور نگه می دارند. عفت در قرآن کلمه ی عفت در قرآن نیز آمده است که ما به دو مورد از آنها اشاره می کنیم: خداوند در آیه ی 273 سوره بقره در مورد کسانی که به آنها صدقه می رسد، می فرماید: « یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَاهُمْ»((این صدقات برای نیازمندانی است که)... از شدّت عفاف و خویشتن‌داری، افراد ناآگاه آنها را بی‌نیاز می‌پندارند).

و همچنین خداوند تبارک و تعالی در سوره ی نور آیه 33 می فرماید: «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لایَجِدُونَ نِکاحَا حَتّی یُغْنِیَهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ» (و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‌یابند، باید عفت و پاکدامنی پیشه کنند، تا خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز گرداند). عفت در کلام معصومین (علیهم السلام) درباره ی عفاف و خویشتن داری، احادیث بسیاری از معصومین(علیهم السلام) ذکر شده که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

در مورد ارزش انسان عفیف، حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «مَا المُجاهِدُ الشّهیدُ فی سَبیل اللهِ باَعْظَمَ اجرا ممَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَکادَ العَفیفُ أَنْ یَکونَ مَلَکا مِنَ الملائکة» (پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگ تر از پاداش عفیفِ پاکدامنی نیست که قدرت بر گناه دارد و آلوده نمی گردد، همانا عفیفِ پاکدامن، فرشته ای از فرشته هاست). (46) 

امیر المومنین(علیه السلام) می فرمایند:«العَفافُ یَصونُ النّفسَ و یُنَزِّهُها عَنِ الدنایا» (پاکدامنی نفس آدمی را نگهداری و از کارهای زشت و پست بدور داشته و پاکیزه می کند). (47) 

امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «ما مِن عِبادةٍ أفضَل عِندَ اللهِ مِن عِفة بَطنٍ وفَرجٍ» (هیچ عبادتی در نزد خدا برتر از عفت شکم و فرج نیست) (48)حضرت علی (علیه السلام) فرمودند:

«عَلیکَ بِالعِفَّةِ فَإنّها نِعمَ القَرین» (بر تو باد عفت و پاکدامنی داشتن که آن خوب رفیق و قرینی است) (49)حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «مَن عَفَّ خَفّ وِزرُهُ و عَظُمَ عِندَ اللهِ قَدرُهُ» (هر کس عفت پیشه سازد، گناهانش سبک گردد و قدر و منزلتش در پیشگاه خداوند بزرگ شود). (50)

 عفت در کلام رهبری 

رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله امام خامنه ای(حفظه الله تعالی) در تبیین مسئله ی عفاف زنان می فرمایند: «هر حرکتی که برای دفاع از زنان انجام می‌گیرد، باید رکن اصلی آن رعایت عفاف زن باشد. در غرب به خاطر این‌که به این نکته توجّه نشد - یعنی مسأله عفت زنان مورد اهتمام قرار نگرفت و به آن اعتنایی نکردند - کار به این بی‌بند و باریها کشید ...

عفّت در زن، وسیله‌ای برای تعالی و تکریم شخصیت زن در چشم دیگران، حتّی در چشم خودِ مردان شهوتران و بی‌بند و بار است ... این مسأله حجاب و مَحرم و نامَحرم و نگاه کردن و نگاه نکردن، همه به خاطر این است که قضیه عفاف در این بین سالم نگهداشته شود. اسلام به مسأله عفاف زن اهمیت می‌دهد. البته عفاف مرد هم مهمّ است. عفاف مخصوص زنان نیست؛ مردان هم باید عفیف باشند. منتها چون در جامعه، مرد به خاطر قدرت جسمانی و برتری جسمانی، می‌تواند به زن ظلم کند و برخلاف تمایل زن رفتار نماید، روی عفّت زن بیشتر تکیه و احتیاط شده است. شما امروز هم که در دنیا نگاه کنید، می‌بینید یکی از مشکلات زنان در دنیای غرب، بخصوص در کشور ایالات متّحده امریکا، همین است که مردان با تکیه به زورمندی خودشان، به عفّت زن تعدّی و تجاوز می‌کنند. آمار منتشر شده از سوی مقامات رسمی خود آمریکا را من دیدم که یکی مربوط به دادگستری امریکا و یکی هم مربوط به یک مقام دیگری بود. آمارها واقعاً وحشت‌انگیز است. در هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف در کشور امریکا صورت می‌گیرد! ببینید چقدر مسأله عفّت مهمّ است و وقتی بی‌اعتنایی کردند، قضیه به کجا می‌رسد. هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف! برخلاف تمایل زن، مردِ زورگو، ظالم، بی‌بندوبار و بی‌عفّت بتواند به حریـم عفّت زن تعدّی و تجاوز کند. اسلام اینها را ملاحظه می‌کند. مسأله حجاب که این همه مورد توجّه اسلام است، به خاطر اینهاست». (51)

بهترین افتخار و ارزش برای یک جوان این است که عفت داشته باشد و بتواند شکم و یا شهوت خود را از محرمات الهی پاک نگه دارد. از جمله آثاری که عفت و پاکدامنی به دنبال خود دارد می توان به چند اثر اشاره کرد. از جمله آنها: کفایت کردن به امور حلال، خویشتن داری و مراقبت از خود در همه ی حالات و مخصوصاً به هنگام مواجهه با گناه، صبر و شکیبایی بیشتر، رسیدن به مرحله یقین و رضایت از نعمات خدا، راحت شدن و مصون ماندن از آبروریزی در مسیر گناه، تسلیم شدن در برابر اوامر خدا و رسول او و امامان علیهم السلام.

حیا 

«حیا» عبارتست از حالت و واکنشی درونی نسبت به زشتی ها و گناهان و یا حالت روانی خاصی است که باعث می شود که انسان وقار و متانت خود را در گفتار و رفتار خود حفظ کند. هرچه حیا در وجود آدمی بیشتر باشد رفتار و منش او بهتر و سنجیده تر خواهد شد و در مقابله با زشتی ها پرهیز بیشتری انجام خواهد داد. حیا در قرآن کلمه ی حیا در قرآن کریم در داستان دختران شعیب و حضرت موسی(علیه السلام) آمده است. خداوند در آیه 25 سوره قصص می فرماید: «فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاء» (یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالی که با نهایت حیا گام برمی‌داشت  علامه طباطبایی(رحمة الله علیه) در تفسیر این آیه می فرماید: «اگر خداوند کلمه" استحیاء" را نکره، بدون الف و لام- آورده، برای رساندن عظمت آن حالت است، و مراد از اینکه راه رفتنش بر" استحیاء" بوده، این است که: عفت و نجابت از طرز راه رفتنش پیدا بود». (52) و همچنین علامه مجلسی(رحمة الله علیه) فرموده است: «مستحییة معرضة عَن عادة النساء الخفرات و قیل غَطت وَجهَها بِکُم دَرعها» (یعنی آن دختر با حیا و آن گونه که عادت زنان شرمگین است، راه می رفت و گفته اند که با آستین لباس، صورت خود را پوشانده بود). (53)

از این آیه می توان ارزش و اهمیت حیا را فهمید زیرا اگر اهمیتی نداشت آوردنش در قرآن زیاد مهم نبود و در واقع اگر اهمیت نداشت آوردنش کار لغو و بیهوده ای بود. حیا در کلام معصومین (علیهم السلام) 

در آموزه های دینی ما حیا بسیار ارزنده و بزرگ شمرده شده و ائمه ی معصومین بر روی این مسئله بسیار تأکید کرده اند و احادیث بسیار زیادی در این زمینه وجود دارد که به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم:

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «إنَّ لِکُلِّ دینٍ خُلقاً وإنّ خُلقَ الإسلامِ الحیاءُ» (هر دین و آئینی اخلاق و روشی دارد، روش و اخلاق دین اسلام حیا و شرم است). (54) 

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَن لَم یَکُن لَه حَیاءٌ فَلا دینَ لَهُ و مَن لَم یَکُن لَهُ حَیاءٌ فِی الدنیا لَم یَدخُلِ الجَنَّةَ» (آنکس که شرم و حیا در وجودش نباشد دین ندارد، و هر کس که در دنیا از شرم و حیا بی بهره ماند وارد بهشت نمی گردد). (55)

حضرت علی(علیه السلام) فرموده اند: «غایَةُ الحَیاءِ أن یَستَحیِیَ المَرءُ مِن نَفسِهِ» (منظور از حیاء این است که شخص(در هنگام ارتکاب زشتیها) از خود شرمنده شود). (56)

یکی از دو امام (امام با قر و یا امام صادق علیهما السلام) فرموده اند: «الحَیاءُ والایمانُ مَقرونانِ فِی قَرنٍ فَإذا ذَهَبَ أحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ» (حیاء و ایمان دو همراهند و در یک رشته بسته اند و چون یکی از آن دو برود؛ دیگری هم می رود). (57) حیا در کلام اندیشمندان 
مسئله ی حیا در کلام بسیاری از علماء و دانشمندان مسلمان به وفور دیده می شود که به چند مورد اشاره می کنیم. شهید مطهری(رحمة الله علیه) می گوید: «حیا و عفاف و پوشش تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است.» (58)

دکتر حداد عادل می‌گوید:«شرم یکی از صفات مخصوص انسان است و انسان تنها حیوانی است که اصرار دارد دست کم بعضی از اندام خود را بپوشاند؛ اگر سخن گفتن، منطق داشتن و وجدان داشتن که از جمله تفاوت‌های انسان با حیوانات است، برای انسان «کمال» محسوب می‌شود و به او ارزش می‌بخشد، چرا احساس شرم (که مخصوص انسان است) کمال محسوب نشود». (59) 

همچنین این مسئله در کلام چندین دانشمند غیر مسلمان هم به چشم می خورد که ما به دو نفر از آنان اشاره می کنیم:

ویل دورانت، دانشمند آمریکایی می‌گوید: ((حیا یکی از بهترین صورتهای روحی عشق است و تا شکوه درخشندگی بی‌مانندی بالا می‌رود و گاهی برعجیب‌ترین دواعی نفسانی غالب می‌گردد)). (60)

همین نویسنده در کتاب دیگر می گوید: ((شرم رویی نوعی عقب نشینی مدبرانه است که از ترس و پاکی می زاید و با لطف و زرنگی گسترش می یابد.)) (61)

دکتر «فلاسن»، استاد دانشگاه روچستر، می‌گوید: ((خجالت کشیدن از کارهای زشت و حیا علامت سلامت است)). (62) 

در پاین این مقاله بار دیگر به زنان و دختران می گویم حجاب پوششی است که اسلام آنرا برای سلامت و امنیت زن و به طور کلی برای جامعه آورده است و با همین مسأله ارزش و اهمیت زن را بالا برده است. هر انسانی اگر در مورد حجاب و فلسفه ی آن فکر کند و یا آگاهی پیدا کند مسلماً این نکته را خواهد فهمید که حجاب چقدر گرانبها است. زنان غربی و غیر مسلمان روز به روز به سمت و سوی پوشش و حجاب می آیند ولی در این کشور زنان مسلمان روز به روز به سمت و سوی بی حجابی و برهنگی می روند فقط به این خاطر که آزادی می خواهند. اما می توان به کسانی که آزادی را بهانه کرده اند گفت: هیچ کس با نام آزادی دیوارخانه خود را برنمی‌دارد و شبها در حیاطش را باز نمی‌گذارد، چون خطر رخنة دزد، جدی است. 

انشاالله این مقاله بتواند گامی موثر در جهت پوشش و حجاب گوهران گرانبهای این جامعه شود. 

منابع و مآخذ

کتاب های فارسی :

1- نهج البلاغه، ترجمه آقای محمد دشتی، چاپ اول، انتشارات لقمان، قم، تابستان 79

2- ویل دورانت، تاریخ تمدن، مترجم: احمد آرام، چاپ سوم، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1370ش 

3- جلیل ضیاء پور، پوشاک باستانی ایرانیان از کهن ترین زمان، انتشارات اداره کل موزه ها و فرهنگ عامه، 1343ش

4- جلیل ضیاء پور، پوشاک زنان ایرانی، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و هنر(بی تا)

5- سید محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم، 1374 ش، چاپ پنجم 

6- دکتر غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی ، انتشارات سروش، تهران، چاپ اول، 1359ش 

7- ویل دورانت، لذات فلسفه ،ترجمه عباس زریاب، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ پنجم، 1369 ش

8- محمود اکبری، مروارید عفاف ، ویراستار سید محسن عظیمی، انتشارات پارسیان و ظفر- قم، 1376ش

9- شهید مرتضی مطهری، مسئله حجاب ، انتشارات صدرا، چاپ هشتادم، بهمن 1387ش

10 محمد رضا اکبری، تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر ، انتشارات پیام عترت، چاپ سوم، تابستان 1377 ش 

11- عباس رجبی، حجاب و نقش آن در سلامت روان ، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمة الله علیه)، چاپ چهارم، تابستان 1387 ش

12- حمید احمدی و احمد عالیشأنی، سیمای حجاب و عفت در آیات و روایات ، انتشارات زائر(آستانه مقدسه قم)، چاپ دوم، بهار 1387 ش

13- علی محمدی، فلسفه حجاب ، انتشارات ارم، چاپ اول، تابستان 1370 ش

14- محمد مهدی حرزاده، حیا زیبایی بی پایان ، انتشارات شفق، چاپ اول، بهار 1383 ش

15- احمد لقمانی، چگونه فرزندان ما باحجاب می شوند؟ ، انتشارات بهشت بینش، چاپ اول، 1389 ش

16- صادق احسان بخش، آثار الصادقین ، انتشارات روابط عمومی ستاد برگزاری نماز جمعه گیلان، چاپ سوم، 1377 ش 

کتاب های عربی : 

1- ثقة الاسلام کلینی، الکافی، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 ش

2- ملا محسن فیض کاشانی، تفسیر الصافی انتشارات الصدر، تهران 1415 ق چاپ دوم 

3- ابن الأشعث السجستانی، سنن ابو داود ، تحقیق وتعلیق : سعید محمد اللحام، چاپ : الأولی ، 1410 ق، ناشر: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع

4- فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن انتشارات ناصر خسرو، تهران 1372 ش چاپ سوم

5- محود زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل دار الکتاب العربی بیروت 1407 ق، چاپ سوم 

6- علامه مجلسی، بحار الانوار ، موسسة الوفاء بیروت- لبنان، 1404 ق

7- الشیخ الحویزی، تفسیر نور الثقلین ، مؤسسة إسماعیلیان للطباعة والنشر والتوزیع قم 1412 ق، چاپ چهارم 

8- الراغب الأصفهانی، مفردات غریب القرآن، چاپ الثانیة، 1404 ق، دفتر نشر الکتاب

9- الشیخ الطریحی، مجمع البحرین ،چاپ الثانیة ، 1408 ق، مکتب النشر الثقافة الإسلامیة

10-عبد الواحد بن محمد تمیمی، غرر الحکم و درر الکلم ، انتشارات دفتر تبلیغات قم، سال 1366 ش 

11- علی بن حسام الدین المتقی الهندی، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال ، مؤسسة الرسالة - بیروت 1989 م

12- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ، موسسه آل البیت- قم، 1409 ق

پی نوشت ها : 

38- ر. ک؛ حجاب و نقش آن در سلامت روان نوشته عباس رجبی

39- بیانات معظم له در دیدار گروهی از زنان، به مناسبت فرخنده میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) 25/9/1371

40- بیانات معظم له در دیدار گروهی از زنان، به مناسبت فرخنده میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) 25/9/1371

41- بیانات معظم له در خطبه نماز جمعه17/5/65

42- وسائل الشیعه، ج 4، ص 382

43- برگرفته از کتاب پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، ج 18

44- مفردات، ص 339 ، ذیل واژه ی عفّ 

45- مجمع البحرین، ج 3 ، ص 208 ، ذیل واژه ی عفت

46- نهج البلاغه، حکمت 474 

47- غرر الحکم و درر الکلم، حدیث 5420 

48- بحار الانوار ج 68 ص 270 

49- غرر الحکم و درر الکلم، حدیث 5411

50- غرر الحکم و درر الکلم، حدیث 5426

51- بیانات معظم له در ورزشگاه آزادی به مناسبت میلاد حضرت زهرا 30/7/1376 

52- ترجمه تفسیر المیزان ، ج 16 ، ص 35 

53- بحار الانوار، ج 13 ، ص 20 

54-کنز العمال، ج 3 ، الاخلاق، باب الاکمال من الحیاء، ح 5757 

55- کنز العمال، ج 3 ، الاخلاق، باب الاکمال من الحیاء، ح 5791 

56- غرر الحکم، ح 4758 

57- بحار الانوار، ج 68 ، ص 331

58- مسئله حجاب، ص 62 

59- فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی ، ص 68 

60- تاریخ تمدن، چاپ دوم، تهران- اقبال، مهر ماه 1343ش 

61- ویل دورانت، لذات فلسفه، ص 128 و 129 

62- مروارید عفاف، ص 46

ادامه دارد

پویشی در معنا و مفهوم حجاب قسمت یازدهم

پویشی در معنا و مفهوم حجاب قسمت یازدهم

حجاب (1)

چکیده 

حجاب یکی از منطقی ترین و استوارترین مسائلی است که در دین اسلام وجود دارد و بر روی آن تأکید زیادی شده است. ولی دشمنان برای از بین بردن و یا کمرنگ کردن آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند. 

در اول بحث به تاریخچه ی حجاب در دوران قبل از اسلام می پردازیم. بعد از ان به دلایل وجوب حجاب که از سه شیوه قابل اثبات است، اشاره می کنیم:

 1) قرآن: خداوند متعال در قرآن کریم دو بار دستور صریح به حفظ حجاب و پوشش داده است. یکی در سوره نور آیه 31 و دیگری در آیه 59 سوره احزاب.

 2) روایات: در روایاتی که از اهل بیت(علیهم السلام) نقل شده، بسیار به حفظ حجاب و پوشش تأکید شده و در برخی از روایات عاقبت افراد بی حجاب آمده است که به آنها خواهیم پرداخت.

 3) عقل و منطق: این بخش شامل دلایل عقلی برای اثبات حجاب است که آن دلایل عبارتند از: ارزش والای زن، آرامش زن، تحکیم خانواده و عامل استواری جامعه. در بخش دیگری به برخی از شبهات رایج در مورد حجاب پاسخ داده می شود.

در بخش عفاف هم بعد از تعریف آن، به آیاتی که در آن شده از عفاف بحث است می پردازیم که آن آیات عبارتند از: آیه 273 سوره بقره و آیه 33 سوره نور. و بعد از آن به روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) اشاره می شود. و در آخر این بحث به کلام مقام معظم رهبری اشاره خواهد شد. 

در بخش حیا نیز به آیه ای از قرآن که در آن از حیا بحث شده است، پرداخته می شود و آن آیه، آیه ی 25 سوره قصص می باشد. بعد از آن به روایاتی که در این بحث آمده، اشاره و بعد از آن به کلام اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان در رابطه با حیا، می پردازیم. کلید واژه : حجاب ، دلایل وجوب ، عفاف ، حیا 

مقدمه 
بیشترین انحرافات و کج روی ها در نسل جوان دیده می شود و ریشه ی همه ی این کج روی ها را باید در نوع بینش و عقاید آنها نسبت به مسائل دینی، مشاهده کرد.

یکی از مسائلی که دشمنان اسلام روی آن بسیار سرمایه گذاری کرده اند، رواج بی حجابی و برداشتن چادر و یا روسری از سر خانم ها است. دشمنان با استفاده از دلایل پوچ و بی ارزش، این پوشش الهی را زیر سوال می برند و آن را نوعی زندانی کردن زن می دانند. دلایل آنها شاید در نگاه اول شیرین و جالب به نظر آید ولی انسان متفکر و با بصیرت، با اندکی تأمل و تحقیق در می یابد که کسانی که مخالف حجاب هستند به دنبال چه چیزی می گردند و چرا اینقدر بر این مسئله تأکید دارند. 

یکی از مهمترین و شاید اصلی ترین چیزی که غربی ها و مخالفان حجاب به دنبال آن هستند، مسئله ی ((آزادی زن)) است. و مسلم است کسانی که در پی سود جویی از زنان هستند، بیشتر به حجاب و دلایل آن خُرده می گیرند. 

آنچه به عنوان آزادی زن مطرح می شود، در واقع آزادی زن نیست بلکه آزادی مرد است. آزادی مرد در اینکه خیلی راحت به هر زنی خواست نگاه کند و یا اینکه با هر زنی خواست ارتباط برقرار کند و او را وسیله ی التذاذ خود گرداند. زن باید آرایش کند تا مرد لذت ببرد، زن باید بدن و صورت خود را از بین ببرد تا مرد سود آن را ببرد. همیشه با خود می گویم یعنی یک زن اینقدر ارزش خود را پایین می داند که حاضر است، ساعت ها روی چهره و اندام خود کار کند تا مثلاً یک مرد به او علاقه نشان دهد و آن هم چه علاقه ای. علاقه ای که با ارضا شدن مرد از بین می رود و در آخر هم این زن است که ضرر و زیان دیده است نه مرد. 

غربی ها که امروز دم از دفاع از حقوق زنان می زدند، تا چند سال پیش زن را مانند یک کسی می دانستند که فقط به درد التذاذ مرد می خورد. اصلاً زمزمه ی آزادی زن از سوی غربی ها، از قرن نوزدهم شروع شد. در آن موقع مدیران کارخانه ها به دنبال نیروی کاری می گشتند که ارزان قیمت، کم درد سر، کم توقع و... باشد و از همان جا مسئله ی آزادی زنان را سر دادند و زنان را از خانه هایشان به سوی کارخانه ها کشیدند و با این کار از ارزش و کرامت زن کاستند و بر پولهای خود افزودند.

در اینجا با استفاده از کلام شیوای مقام معظم رهبری، یک نمونه از نگاه های غرب نسبت به زن و مقایسه ی آن با دین اسلام را مطرح می کنیم. حضرت آیت الله خامنه ای(قدس سرة) می فرمایند: « در همین کشور‌های غربی، تا چند سال قبل از این - نه خیلی زیاد - زنانی که در مراکز آموزش عالی تحصیل می‌کردند، حق نداشتند مدرک کتبی تحصیلات عالی خودشان را بگیرند! در همین اواخر، در بعضی از کشور‌های غربی - از جمله در انگلستان - یکی از مجلاتّ یکی از کشور‌های غربی - که نمی‌خواهم از آن کشور و از آن مجلّه اسم بیاورم - پیرزنی را معرفی کرده بود که در سال 1917 - یعنی تقریباً هفتاد سال قبل - در حدّ دکترا تحصیلات عالیه کرده است؛ لیکن به او مدرک تحصیل نداده‌اند! بعد سؤال می‌کند، چرا مدرک تحصیل نداده‌اند؟ می‌گوید که چون تا سال 1947 در انگلستان، به زنانی که تحصیل می‌کردند، مدرک تحصیلی نمی‌دادند و می‌گفتند که زن نباید مدرک تحصیلی بگیرد! این‌ها امروز آمده‌اند و در مقابل جمهوری اسلامی، مدّعی حقوق زن شده‌اند! در همان سالهایی که چنین حقارتهایی در فرهنگ غربی مشاهد می‌شد، در ایران اسلامی، «بانوی اصفهانی» اجازه اجتهاد از مجتهدان درجه اوّلِ آن روز اسلام داشت و در اصفهان، حوزه تدریس فلسفه و فقهش دایر بود! اسلام، این است.» (1)

در دین اسلام برای زن ارزش و اهمیت بسیاری قائل شده است که برخی از آنها در بین مباحث اشاره می کنیم. تاریخچه ی حجاب 

یکی از مسائلی که مخالفان حجاب روی آن بسیار تاکید دارند این است که می گویند؛ در زمان های قدیم زنان یونان و یا ایران باستان و پیروان یهود وظیفه ای نسبت به حفظ حجاب نداشته اند و با آمدن اسلام حجاب به عنوان یک تکلیف برای زنان مطرح شد.
شواهد تاریخی حاکی از آن است که در اکثر اقوام و آیین های جهان، حجاب در بین زنان وجود داشته است. هر چند در بعضی از دوره ها، توسط حکام و پادشاهان این مسئله کم رنگ شده ولی هیچ گاه به طور کامل از بین نرفته است.

با این توضیحات، نگاهی به دوران های مختلف می اندازیم:

 1- پوشش زن در یونان و روم باستان: 

دایرة المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان می گوید: ((زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پو شاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و امرجوس و دیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند)). 

در « اسپارته » دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را ازچشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که برجای مانده ، حکایت می کند که زنان سررا می پوشانده، ولی صورت هایشان بازبوده است، ووقتی به بازار می رفتند، برآنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند، خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری وساکنان آسیای صغیر وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نیزوجود داشته است. زنان رومانی ازحجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی ازخانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند وچیزی ازبرآمدگی های بدن مشخص نمی شد.(2)

ویل دورانت نویسنده مشهور غربی در کتاب خود با نام تاریخ تمدن درباره ی «الهه عفت» که یکی ازخدایان یونان باستان است، می گوید :«آرتمیس» ،الهه عفت است و عالی ترین نمونه (والگو برای) دختران جوان به شمار می آید که دارای بدنی نیرومند و ورزیده وچابک وبه زیور عفت وتقوا آراسته است. (3) 

همچنین درباره مردم یکی ازقبائلی که نهصد سال قبل ازمیلاد زندگی می کرده اند، آمده است: ((بالاتر از ارمینان ودرکنار دریای سیاه، «سکاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سر می بردند وزنان خود راسخت در پرده نگاه می داشتند)). (4) 

همچنین این مورخ در جای دیگری می نویسد: ((زنان فقط درصورتی می توانند خویشان ودوستان خود راملاقات کنند ودرجشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملا درحجاب باشند)). (5)

 2- پوشش زن در ایران باستان: 

در مورد پوشش زنان ایران باستان مطالب زیادی وجود دارد که به آنها اشاره خواهیم کرد.

ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و این که حجاب بسیار سختی دربین آنان رایج بوده است، می گوید : (( زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار ازخانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان اختلاط کنند. زنان شوهردارحق نداشتند هیچ مردی را ،ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که درایران باستان برجای مانده ، هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی از ایشان به نظر نمی رسد)). (6)

همچنین درتفسیر اثنی عشری آمده است: ((تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است)).(7)

درکتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده : ((اصلی که باید درنظر داشت ، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ماقبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) ازلحاظ شکل (باکمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است)). (8)

بعد از مادها، هخامنشیان نیز ازنظر لباس همانند مادها بودند. درمورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: ((ازروی برخی نقوش مانده از آن زمان ، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده وبلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است . به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که ازپهلو به اسب سوارند . اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده ودر زیر آن ، یک پیراهن با دامن بلند ودر زیر آن نیز ،پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است)). (9) 

در دوره اشکانیان نیز هماهنند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. دراین باره چنین می خوانیم : ((لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند وقد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سر می کردند)). (10) 

زنان در دوره ساسانیان که احکام دینی زرتشتیان درکشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. درمورد پوشاک زنان چنین آمده است : ((چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است ، دراین دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است)). (11)

 3- پوشش زن در ادیان بزرگ الهی حجاب درآیین یهود: 

دراصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی و درحقیقت فقه مدوّن و آیین نامه زندگی یهودیان است، آمده : ((اگرزنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلا بی آنکه چیزی برسر داشت به میان مردم می رفت ویا در شارع عام نخ می رشت یا با هرسنخی ازمردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون درخانه اش تکلم می نمود ، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند ، درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد)). (12)

حجاب درآیین مسحیت: 

در کتاب انجیل آمده است : پولس دررساله خود به قرنتیان تصریح می کند :

«اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد ، مسیح است و سر زن ، مرد و سر مسیح ، خدا. هر مردی که سر پوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا می نماید . اما هرزنی که سر برهنه دعا کند ، سر خود را رسوا می سازد ؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد ، موی را نیز ببرد واگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است ، باید بپوشد ؛ زیرا که مرد اززن نیست ، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده ، بلکه زن برای مرد. ازاین جهت زن می باید عزتی بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان ... دردل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن نا پوشیده نزد خدا دعا کند.» (13)
ونیز درانجیل ، دررساله پولس ، به تیمو ثیوس می گوید : « و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلف ها وطلا و مروارید ورخت گران بها ، بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کنند به اعمال صالحه». (14) دلایل وجوب حجاب 
اثبات حجاب و پوشش برای بانوان از چند راه امکان پذیر است، که عبارتند از: 

قرآن ، روایات معصومین(علیهم السلام) و عقل و منطق. 

هر کدام از این موارد به تنهایی برای اثبات ضرورت حجاب بانوان کافی است. ما به یاری خدا همه آنها را به تفصیل بیان خواهیم کرد.

1) قرآن

«حجاب اسلامی»

یکی از مهمترین دلایل وجوب حجاب آیه 31 سوره نور است که خداوند تبارک و تعالی می فرماید:

«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
«و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‌کیششان، یا بردگانشان (کنیزانشان ، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود و همگی بسوی خدا بازگردید ای مؤمنان، تا رستگار شوید»
از این آیه شریفه چند نکته استفاده می شود که عبارتند از:

1) پرهیز از نگاه هوس آلود.

2) پوشاندن عورت از دیگران (این حکم برای هر مرد و زن مسلمان واجب است).

3) پنهان کردن زینتها (به غیر از مواردی که آشکار است).

4) پوشاندن سر و گردن.

5) جواز آشکار نمودن زینتها و بدن در برابر محارم و یا افراد خاص.

الف) سَتر عورت 

دستور دومی که خداوند متعال فرموده است، حفظ فرج است. منظور از این دستور، پوشانیدن از نگاه دیگران است چنانکه حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) می فرمایند: «کل شئ فی القرآن من حفظ الفرج فهو من الزنا إلا هذه الآیة فإنها من النظر» (هر آیه ای که در قرآن سخن از حفظ فروج می گوید، منظور حفظ کردن از زنا است، جز این آیه که منظور از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران است). (15)

یکی از مسائلی که با آمدن اسلام در میان اعراب واجب شد، مسئله ی پوشاندن عورت از دیگران است. متأسفانه در دنیای متمدن کنونی نیز عده ای از غربیها این مسئله را انکار می کنند. 

به طور مثال راسل در یکی از کتابهایش به نام (در تربیت) یکی از چیزهایی که از جمله اخلاق بی منطق و به اصطلاح «اخلاق تابو» می‌شمارد همین مسأله پوشانیدن عورت است.

وی می‌گوید چرا پدران و مادران اصرار می‌ورزند که عورت خود را از بچه بپوشانند؟ این اصرار خود سبب تحریک حس کنجکاوی بچه‌ها می‌گردد. اگر کوشش والدین برای کتمان عضو تناسلی نباشد چنین کنجکاوی کاذبی وجود پیدا نخواهد کرد. باید والدین عورت خود را به بچه‌ها نشان بدهند تا آنها هرچه که وجود دارد از اول بشناسند.

بعد اضافه می‌کند: لااقل گاهی اوقات- مثلًا هفته‌ای یک بار- در صحرا یا حمام برهنه شوند و عورت خود را در معرض دید بچه‌ها قرار دهند.

راسل مسأله مخفی کردن عورت را یک «تابو» می‌داند. «تابو» از موضوعات بحث جامعه شناسی است و به تحریمهای ترس‌آور و بی‌منطق گفته می‌شود که در میان ملل وحشی وجود داشته و دارد. به عقیده امثال راسل اخلاق رایج در جهان متمدن امروز نیز پر از «تابو» است.

عجیب است که بعضی از افراد به نام تمدن و یا از بین بردن حس کنجکاوی، می خواهند به بدترین و زشت ترین زندگی ها برگردند. 

خداوند متعال، ستر عورت را برای مردان هم واجب دانسته و در آیه 30 سوره نور می فرماید:

« قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ...» (به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند) و در ادامه فلسفه و منطق این مسئله را بیان می فرماید: «ذَلِکَ أَزْکَی لَهُمْ» (این برایشان پاکیزه‌تر است) و این جمله در واقع پاسخی برای جاهلان قدیم و جدید است که این ممنوعیتها را بی منطق می دانند.

ب) زینت 

دستور بعدی خداوند پوشاندن زینت است. درباره ی زینتهایی که زن باید آنرا بپوشاند، نظرات زیادی آمده ولی آنچه که مشهور است این است که: عده ای آنرا به معنی، «زینت آلات» گرفته اند منتها در حالی که روی بدن قرار گرفته و طبیعی است که آشکار کردن چنین زینتی توأم با آشکار کردن اندامی است که زینت بر آن قرار دارد. (16) به این ترتیب زنان حق ندارند زینت هایی را که معمولا پنهان است را آشکار سازند.

آشکار کردن زینتها در آیه ای دیگر از قرآن مجید مورد نهی قرار گرفته است. در آیه 33 سوره احزاب خطاب به همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمده است: «وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی...» (و در خانه‌هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهای خود را آشکار مکنید).

درباره جمله ی استثناء « إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» هم تفاسیر و روایات بسیاری وجود دارد که ما به بعضی از روایات اشاره می کنیم:

1. «عَنْ زُرارَةَ عَنْ ابی عَبْدِاللَّهِ عَلَیْهِ السَّلامُ فی قَوْلِهِ تَعالی «الّا ما ظَهَرَ مِنْها» قالَ: الزّینَةُ الظّاهِرَةُ الْکُحْلُ وَالْخاتَمُ» (از امام صادق سؤال شد که مقصود از زینت آشکار که پوشیدنش برای زن واجب نیست چیست؟ فرمود زینت آشکار عبارت است از سرمه و انگشتر). (17)

2. «و الْقُمّیِّ عَنْ الباقر علیه السلام فی هذِهِ الْایَةِ، قالَ: هِیَ الثِّیابُ وَالْکُحْلُ وَ الْخاتَمُ وَ خِضابُ الْکَفِّ وَ السِّوارُ. وَالزّینَةُ ثَلاثٌ: زینَةٌ لِلنّاسِ وَ زینَةٌ لِلْمَحْرَمِ وَ زینَةٌ لِلزَّوْجِ، فَامّا زینَةُ النّاسِ فَقَدْ ذَکَرْناها، وَ امّا زینَةُ الَمحْرَمِ فَمَوْضِعُ الْقِلادَةِ فَما فَوْقَها وَ الدُّمْلُجُ وَ مادونَهُ وَالْخَلْخالُ وَ ما اسْفَلُ مِنْهُ، وَ امّا زینَةُ الزَّوْجِ فَالْجَسَدُ کُلُّهُ». 

(امام باقر علیه السلام فرمود: زینت ظاهر عبارت است از جامه، سرمه، انگشتر، خضاب دستها، النگو. سپس فرمود زینت سه نوع است: یکی برای همه مردم است و آن همین است که گفتیم. دوم برای محرمهاست و آن جای گردنبند به بالاتر و جای بازوبند به پایین و خلخال به پایین است. سوم زینتی است که اختصاص به شوهر دارد و آن تمام بدن زن است). (18) 

3. «عَنْ ابی بَصیرٍ عَنْ ابی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَلایُبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها». قالَ: الْخاتَمُ وَالْمَسَکَةُ وَ هِیَ الْقُلْبُ». (ابوبصیر می‌گوید از امام صادق علیه السلام تفسیر «الّا ما ظَهَرَ» را خواستم، فرمود عبارت است از انگشتر و دستبند). (19)
4. «عَنْ بَعْضِ اصْحابِنا عَنْ ابی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قال: قُلْتُ لَهُ: ما یَحِلُّ لِلرَّجُلِ مِنَ الْمَرْأَةِ انْ یَری اذا لَمْ یَکُنْ مَحْرَماً؟ قالَ: الْوَجْهُ وَ الْکَفّانِ وَ الْقَدَمانِ». (راوی که یک شیعه است می‌گوید:

از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم که برای مرد نگاه کردن به چه قسمت از بدن زن جایز است درصورتی که محرم او نباشد؟ فرمود چهره و دو کف دست و دو قدم). (20)

این روایت متضمّن حکم جواز نظر بر وجه و کفّین است نه حکم عدم وجوب پوشیدن آنها، و اینها دو مسأله جداگانه می‌باشند.

5. «اسماء» دختر ابوبکر- که خواهر عایشه بود- به خانه پیغمبر اکرم آمد درحالی که جامه‌های نازک و بدن نما پوشیده بود. رسول اکرم روی خویش را از او برگرداند و فرمود:

«یا اسْماءُ انَّ الْمَرْأَةَ اذا بَلَغَتِ الْمَحیضَ لَمْ تَصْلُحْ انْ یُری مِنْها الّا هذا و هذا- وَ اشارَالی کَفِّهِ وَ وَجْهِهِ». (ای اسماء! همینکه زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود مگر این و این- اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پایین دست خودش-). (21)

ج) حدود پوشش بعد از این استثنا این جمله آمده است: «وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوِبِهِنَّ» (روسری خود را بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند). البته مقصود از این آیه پوشیدن سر و گردن و گریبان است. در تفسیر کشّاف، در ذیل همین آیه آمده که؛ زنان عرب معمولًا پیراهنهایی می‌پوشیدند که گریبانهایشان باز بود و دور گردن و سینه را نمی‌پوشانید.

روسریهایی هم که روی سر خود می‌انداختند از پشت سر می‌آویختند و به این صورت گوشها و بناگوشها و گوشواره‌ها و جلو سینه و گردن نمایان می‌شد. این آیه دستور می‌دهد که باید قسمت آویخته همان روسریها را از دو طرف روی سینه و گریبان خود بیفکنند تا قسمتهای یاد شده پوشیده گردد.

ابن عباس در تفسیر این جمله گفته است: «تُغَطّی شَعْرَها وَصَدْرَها و تَرائِبَها وَ سَوالِفَها» (یعنی زن مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند). (22) 

این آیه حدود پوشش را مشخص می‌کند. 

در ذیل این آیه شیعه و سنّی روایت کرده‌اند که:

روزی در هوای گرم مدینه زنی جوان و زیبا درحالی که طبق معمول روسری خود را به پشت گردن انداخته 

و دور گردن و بناگوشش پیدا بود از کوچه عبور می‌کرد. مردی از اصحاب رسول خدا از طرف مقابل می‌آمد. آن منظره زیبا سخت نظر او را جلب کرد و چنان غرق تماشای آن زیبا شد که از خودش و اطرافش غافل گشت و جلو خودش را نگاه نمی‌کرد. آن زن وارد کوچه‌ای شد و جوان با چشم خود او را دنبال می‌کرد. همان‌طور که می‌رفت ناگهان استخوان یا شیشه‌ای که از دیوار بیرون آمده بود به صورتش اصابت کرد و صورتش را مجروح ساخت. وقتی به خود آمد که خون از سر و صورتش جاری شده بود. با همین حال به حضور رسول اکرم رفت و ماجرا را به عرض رساند. اینجا بود که آیه مبارکه نازل شد:

«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضّوا مِنْ ابْصارِهِمْ »الی آخر. (23)

 د) محارم استثناء دومی که برای پوشش زینتها وجود دارد، محارم هستند، همچنانکه قرآن می فرماید: «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ...»الی آخر. 

در استثنای اول فقط آزاد گذاشتن زینت هایی را که نمایان بود را جایز می دانست ولی افراد وسیع تری(عموم مردم) را شامل می شد و در استثناء دوم مواضع بیشتری را جایز می داند که آشکار باشد ولی افراد کمتری را شامل می شود.

افرادی که در آیه از آنها نام برده شده همان محارم در اصطلاح فقه ما هستند که عبارتند از:
1) لِبُعُولَتِهِنَّ (شوهران)

2) أَوْ آبَائِهِنَّ (پدرانشان)

3) أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ (پدران شوهرانشان)

4) أَوْ أَبْنَائِهِنَّ (پسرانشان) 

5) أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ (پسران شوهرانشان)

6) أَوْ إِخْوَانِهِنَّ (برادرانشان)

7) أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ (پسران برادرانشان)

8) أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ (پسران خواهرانشان)

9) أَوْ نِسَائِهِنَّ (زنان)

10) أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ (کنیزانشان)

11) أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ (خدمتکاران مرد که (از زن) بی‌نیازند)

12) أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاء (کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف حاصل نکرده‌اند)

ذکر این نکته نیز لازم است که اگر آرایش و یا برهنگی زن در جلوی دید محارم، سبب تحریک شدن یکی از محارم شود، بر زن لازم است که خود را بپوشاند. پس سزاوار است که زن در برابر محارم خود (به استثنای شوهر) تقوا و متانت جنسی را نیز رعایت کند.
و در نهایت خداوند همه را به بازگشت به سوی خود می خواند و می فرماید: «وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (و همگی بسوی خدا بازگردید ای مؤمنان، تا رستگار شوید) شیوه و منش قرآن کریم این است که در آخر دستورها، مردم را به خدا متوجه می سازد تا در به کار بستن فرمانهای او سهل انگاری نکنند. «حجاب برتر» 
یکی دیگر از آیات حجاب، آیه ی 59 سوره احزاب است:

«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا» 

(ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها (روسری‌های بلند) خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است ، (و اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است . در این آیه دو سوال مطرح می شود. یکی اینکه«جلباب» به چه معنی است؟ و دوم اینکه طبق آیه هدف از انداختن جلباب این است که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند. این موضوع به چه معناست؟

در اینکه کلمه«جلباب» به چه معنا است، اقوال مختلف است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

در تفسیر کشاف در ذیل این آیه از قول ابن عباس آمده: «الرداء الذی یستر من فوق إلی أسفل» (جلباب ردائی است که سراسر بدن از بالا تا پایین را می پوشاند). (24)

در لسان العرب در ذیل کمه جلباب آمده: «الجِلْبابُ ثوب أَوسَعُ من الخِمار دون الرِّداءِ تُغَطِّی به المرأَةُ رأْسَها وصَدْرَها» (جلباب جامه ای است از چارقد بزرگتر و از عبا کوچکتر. زن به وسیله ی آن سر و سینه ی خود را می پوشاند)

در قاموس المحیط آمده: «الجِلْبَابُ، کَسِرْدابٍ وسِنِمَّارٍ: القَمیصُ، وثَوْبٌ واسِعٌ للْمَرأَةِ دونَ المِلْحَفَةِ، أو ما تُغَطِّی به ثِیابَها من فَوْقُ کالمِلْحَفَةِ، أو هو الخِمارُ» (جلباب عبارتست از پیراهن و یک جامه ی گشاد و بزرگ، کوچکتر از ملحفه و یا خود ملحفه(چادر مانند) که زن به وسیله ی آن تمام جامه های خویش را می پوشد، یا چارقد) (25) 

و همچنین در مجمع البیان، در ذیل همین آیه و در قسمت معنی لغات آمده: «الجلباب خمار المرأة الذی یغطی رأسها و وجهها إذا خرجت لحاجة» (جلباب عبارت است از روسری ای که در موقع خروج از منزل به کار برده می شود و سر و صورت را با آن می پوشانند). (26)

همانگونه که مشخص است در بین اربابان لغت هم نظرات مختلفی وجود دارد ولی آنچه که مشخص است این است که«جلباب» به پوششی می گویند که وسیع و بزرگ است و تمام بدن را می پوشاند. ضمنا گفتن این نکته هم لازم است که در بین زنان دو نوع پوشش وجود داشته: یکی«خِمار» که روسری داخل خانه بود و دیگری«جلباب» که برای بیرون خانه استفاده می شد.

مطلب دوم بحث در مورد علت پوشش است که طبق آیه برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، گفته شده است. در مورد تفسیر این آیه دو نظر وجود دارد:

اولی اینکه برخی گفته اند که در زمان پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله) عده ای از اراذل و اوباش در شب مزاحم کنیزان و یا زنان آزاده می شدند و بعد از اینکه مورد بازخواست قرار می گرفتند می گفتند که ما نمی دانستیم که آن زن آزاده است و گمان می کردیم که کنیز است. و لذا به زنان آزاده دستور داده شد که بدون جلباب بیرون نروند تا از کنیزان تشخیص داده شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند.

دوم اینکه برخی از مفسران معتقدند این آیه برای همگی زنان آمده و دستور داده که بدون پوشش کامل از خانه خارج نشوند تا به وسیله پوشش و عفافی که دارند مورد آزار قرار نگیرند.

برداشت اول از این آیه مورد اشکال است. زیرا با این تفسیر یعنی اینکه اسلام اجازه آزار و اذیت کنیزان را داده و فقط در مورد زنان آزاده پوشش را واجب کرده است. اگر چه پوشاندن موی سر بر کنیزان واجب نبوده و شاید رمز این مسئله هم این بوده که چهره و وضع کنیزان زیاد جالب نبوده و مورد توجه کسی واقع نمی شده ولی به هر صورت مزاحمت برای کنیزان هم گناه محسوب می شود. و این برداشت درست به نظر نمی رسد. ولی تفسیر دوم بیشتر با آیه منطبق است و می توان آنرا برای تفسیر این قسمت از آیه در نظر گرفت. 

نکته قابل ذکر این است که طبق آنچه در این آیه شریفه آمده، زنان مسلمان هنگامی که در میان مردم ظاهر می شوند باید وقار و سنگینی و همچنین حجاب و حیا خود را حفظ کنند تا مورد هجوم افراد بیمار دل و متعرض قرار نگیرند. اگر زن حجاب خود را به شکل صحیح حفظ کند، مانند یک سپر محافظ تیرها و نگاه های شیطانی مردم را از خود دور می کند. 

2) روایات

علاوه بر احادیثی که در بخش آیات آوردیم در اینجا هم به چند حدیث اشاره می کنیم:
حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: «إیّاکَ أن تَتَزَیَّنَ لِلنّاس و تُبارِزُ اللهَ بالمَعاصی» (بپرهیز از این که برای دیگران خود را بیارایی و به وسیله ی انجام گناه با خدا به ستیز برخیزی).(27)

أمیر المؤمنین، علی(علیه السلام) فرموده اند: «عَلَیکُم بِالصَّفیقِ مِن الثیاب، فَاِنَّ مَن رَقَّ ثوبَهُ رَقَّ دینَهُ» (لباس ضخیم بپوشید؛ زیرا هر کس لباسش نازک و بدن نما باشد، نشانه ی سستی و ضعف دین اوست). (28) 

در کتاب بحار الانوار حدیثی زیبا به نقل از حضرت علی(علیه السلام) آمده که ما فقط به ذکر ترجمه ی آن می پردازیم: آن حضرت می فر مایند: «روزی ما نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم. پیامبر فرمود: به من خبر دهید، بهترین چیز برای زنان چیست؟ همه ی ما ماندیم که چگونه سوال پیامبر را پاسخ دهیم تا اینکه از محضر آن حضرت پراکنده شدیم.

من به سوی فاطمه(سلام الله علیها) رفتم و سوال پیامبر(صلی الله علیه و آله) را برای آن حضرت بازگو کردم و گفتم که همه ی ما در برابر سوال پیامبر نتوانستیم جواب دهیم.
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: من جواب این سوال را می دانم و آن اینکه: بهترین چیز برای زنان این است که تا می توانند نه آنها مرد نامحرمی را ببینند و نه مردان نامحرم آنان را.

پس من به سوی پیامبر برگشتم و سوال آن حضرت را مطرح نموده و در جواب گفتم: همانا بهترین چیز برای زنان این است که تا می توانند نه آنها مرد نامحرمی را ببینند و نه مردان نامحرم آنان را.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: قبلاً تو که نزد من بودی جواب آن را نمی دانستی، آیا تو در نزد دخترم فاطمه بودی؟ حضرت شگفت زده شد و فرمود: به درستی که فاطمه، پاره ی تن من است». (29)

3) عقل و منطق

فلسفه حجاب از مسائلی است که در همه اعصار مورد سوال واقع می شود. آگاهی از فلسفه پوشش می تواند بهترین راه برای تحقق فرهنگ پوشش اسلامی باشد. امید است که بتوانیم با تبیین درست و صحیح این موضوع زنان و دخترانمان را از بند بی حجابی که گریبان گیر جامعه ما شده است، به در آوریم.

الف) ارزش والای زن 

در دین اسلام برای زن اهمیت فوق العاده ای قرار داده شده است. زن مظهر ظرافت و جمال آفرینش است. دامن زن مدرسه بشر است. اصلاح جامعه در گرو تقوای اوست و محیط خانواده مجلس درس و تربیت اوست. زن می تواند با تربیت صحیح فرزندان، امتی را از وجود آن فرزند بهره مند گرداند. 

ولی فرهنگ غرب سعی دارد زن را به عنوان یک کالای تجاری و سودمند در دست افراد مختلف قرار دهد و آنقدر شخصیت او را پایین می آورد که به او می گوید به درون جامعه برو و خود را در معرض دید افراد مختلف قرار بده و وسیله سودجویی آنها قرا بگیر. نظریه ای که با عنوان فمینیسم(آزادی زنان) از سوی غربی ها مطرح شده، حقوق ابتدایی هر زنی را لگد مال می کند و وقتی که زنان غربی بخواهند از حق خود دفاع کنند، صدای آنها را خفه می کنند و آنها را به گوشه ای می اندازند.

در دین اسلام برای زن که مظهر ظرافت و جمال است، حجاب و پوشش را پیشنهاد کرده تا ارزشهای وجودی او محفوظ بماند. همانطور که در آیه 59 سوره احزاب که اشاره شد آمده: «ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ» (این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است). 

خانم «هنولا ناکاتا» یک نویسنده ژاپنی است که اسلام آورده است. او درباره ی احساس خود از داشتن حجاب می‌گوید: ((با داشتن حجاب بود که من انسانیت و ارزش زنانگی خود را احساس کردم. حجاب به من می‌آموزد که از دسترس بیگانگان دور بمانم. امروزه به ویژه در بین جوانان، گرایش روز افزون به حجاب دیده می‌شود که نشانه رشد اسلام نیز می‌باشد. تا من زنده هستم، برای اسلام و حجاب تبلیغ خواهم کرد، چون حجاب مایه آرامش و آسایش در جامعه می‌باشد)). (30)

آقای«لوی» که یک فرد یهودی است و به تازگی دخترانش با حجاب شده اند در مورد حجاب دخترانش می گوید: ((حجاب یکی از دستورات قرآن است که ارزش اخلاقی زن در جامعه را تعیین می‌نماید. حجاب نشانگر پاکیزه بودن، رستگاری و آلوده نبودن زن است)). (31)

مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله امام خامنه ای(قدس سره) درباره ارزش و احترام زن می فرمایند:

«زن‌های مؤمن در جامعه‌ی ما سعی کنند قدر زن ایرانی مسلمان را بدانند. ارزش زن اسلامی و مسلمان را بدانید. زنی که در اختلاط و معاشرت، با مرد قاطی نمی‌شود و خود را وسیله یی برای جلب چشم مرد نمی‌داند و خود را بالاتر از این می‌داند. زنی که شأنش را عزیزتر از این می‌شمارد که خود را عریان کند و با صورت و موی و بدن خود، چشم روندگان را به سمت خویش جلب کند و هوس آن‌ها را اشباع نماید. زنی که خود را در دامنه‌ی قله یی می‌داند که در اوج آن، فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) - بزرگترین زن تاریخ بشر - قرار دارد. آن زن، زن مسلمان ایرانی است. این زن باید دیگر از این بازیچه‌های فراهم آمده‌ی تمدن غربی و روش‌های توطئه آمیز آن، رو بگرداند و به آن بی اعتنایی کند». (32)

 ب) آرامش زن 

در همه کارها آرامش و امنیت روانی یکی از مهمترین مسائلی است که سبب می شود آن کار به خوبی انجام بپذیرد. 

ارائه زیباییها و مواضع بدن به میل و خـواسته ی مـردان دامن می زند و در نهایت، موجب می شود که امنیت وآرامش خود زن به هم بخورد. عشوه گری زن در جامعه نه تنها باعث از بین بردن آرامش روانـی خـود می شود بلکه مردان مخصوصاً جوانان را در تحریکی دائم قرار می‌دهد؛ تحریکی که سبب کوفتگی اعصاب می شود و در نهایت موجب ایجاد هیجانهای بیمارگونه عصبی می‌شود.

آنچه می تواند موجب آرامش و امنیت زنان شود، حجاب است. حجاب در ظاهر اگر چه سخت است ولی نوعی امنیت خاطر و مانع برای زن به شما می آید و در واقع حجاب حریم شخصیتی فرد را بیان می کند.

خانم «ایوان ردلی» نویسنده و خبرنگار معروف انگلیسی که اسلام آورده و محجبه شده است، می‌گوید: ((حجاب در زندگی من و حفظ امنیت من نقش بسیار بزرگی را ایفا نمود و من با پناه آوردن به حجاب، خود را در امنیت احساس می‌کنم)). (33)

حجاب از طرفی هم نوعی آرامش معنوی را برای شخص فراهم می کند. حجاب باعث می‌شود که زن کمتر دچار لغزش و گناه شود و به دنبال آن زن و بطور کلی جامعه بیشتر می‌توانند مراتب معنوی را طی نمایند و به طهارت قلب و روح برسند. قرآن کریم حجاب را یک عامل طهارت قلب (هم برای مردان و هم برای زنان) می داند و در سوره احزاب آیه 53 می فرماید: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ» (و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را (بعنوان عاریت) از آنان (همسران پیامبر) می‌خواهید از پشت پرده بخواهید این کار برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است .

ج) تحکیم خانواده 

خانواده پایگاهی برای انسان سازی است. خانواده براساس محبت، صفا، همدلی، صمیمیت و وحدت استوار می شود و از طرفی دیگر هم محیطی است برای محدود کردن نیازهای جنسی زن و شوهر در چارچوب قانونی و شرعی. یکی از مهمترین علت هائی که ممکن است یک خانواده را بهم بزند، حضور تحریک آمیز و شهوت آلود زنان و دختران جامعه است که نگاه هر مردی را (چه متأهل و چه مجرد) به خود جلب می کند. 

اگر کسی که شاهد و ناظر این گونه حرکات از سوی زنـان اسـت، مـتأهل بـاشد با تـوجه به حس تنوع طلبی وزیبایی خواهی که دارد، بخشی از توجه و افکار خود را متوجه آن زن می کند و در نتیجه گرایش به همسرش کاهش پیدا می کند. در بسیاری از اوقات می شود که آن زن بی حجاب، زیبایی همسر مرد را ندارد ولی حس تنوع طلبی و تازگی، زشت بودن چهره را به طور کلی محو می کند.

وقتی که چشمان مرد از دیدن صحنه های بی حجابی زنان و دختران جامعه، کامیاب می شود به طبع آن علاقه مرد به همسرش نیز کم می شود، زیرا یکی از بخش های مهم علاقه مرد نسبت به زن از ناحیه نیازهای جنسی می باشد. در نتیجه ی این گونه رفتارها شاهد بد خلقی، بی میلی و بهانه گیری مرد نسبت به زن هستیم و دیگر کار به جایی می کشد که می بینیم مرد، زن را مانع رسیدن به خواسته های نفسانی خود می داند و از او متنفر می شود.

حال اگر بیننده ی مناظر زنان بی حجاب، مجرد باشد تأثیری شاید بدتر از اولی دارد. بیننده ی مجرد با دیدن صحنه های زنان و دختران بی حجاب، و ارتباط با آنها به اندازه کافی التذاذ می یابد و دیگر تن به هزینه های سنگین ازدواج نمی دهد. 

آن جوان در اصل ازدواج را یک حصار برای خود فرض می کند زیرا با ازدواج دیگر نمی تواند خارج از چارچوب شرعی و قانونی خود قدم بردارد و با زنان دیگر ارتباط برقرار کند.

و شاید هم بعضی از مردان و یا زنان، همسر خود را مانند یک زندان بان فرض می کنند که آنها را در یک فضا مبحوس کرده و نمی گذارد با دنیای بیرون ارتباط داشته باشد. زیرا قبل از ازدواج راحت بوده اند، به هرکجا که می خواسته اند می رفتند و با هر کسی که می خواستند ارتباط داشته اند و هیچ کس هم با آنان جرأت برخورد را نداشته ولی بعد از ازدواج دیگر این مسائل کمتر و یا از بین رفته است.

مطئناً تأخیر در ازدواج جوانان تنها به علت مشکلات اقتصادی و یا تحصیلی نیست، بی تقوایی جنسی و لجام گسیختگی زنان و دختران بدحجاب در جامعه هم باعث به تأخیر افتادن ازدواج است و بی شک مضرات و آثار سوء این گونه رفتارها از سوی بی حجابها، روزی دامن خودشان را هم می گیرد. دین اسلام برای آنکه این چنین مشکلاتی برای خانواده ها پیش نیاید، حجاب را پیشنهاد کرده تا هم از آفات و بلاهایی که خانواده را تهدید می کند، جلو گیری نماید و هم از به وجود آمدن بی رغبتی و سستی در تشکیل خانواده از سوی جوانان، پیشگیری کند.

 د) عامل استواری جامعه 

به طور یقین کشیدن خواسته های جنسی از محیط خانه به اجتماع، جامعه را رو به زوال می برد و باعث رکود فعالیتها می شود. شهید مطهری(رحمة الله علیه) در کتاب حجاب خود این گونه می نویسد: برعکسِ آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده‌اند و گفته‌اند: ((حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است)) ، بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. (34)

دین اسلام هیچ گاه با فعالیت و کار کردن زن در محیط بیرون از خانه و یا با درس خواندن و رشد علمی زن مخالف نبوده بلکه اجازه هر نوع فعالیت اقتصادی، سیاسی و یا فرهنگی را داده است البته به شرط اینکه به کار اصلی او یعنی خانه داری و تربیت فرزندان لطمه ای وارد نشود. حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین این مسئله می فرمایند: ((اسلام با کار کردن زن موافق است. نه فقط موافق است، بلکه کار را تا آن جا که مزاحم با شغل اساسی و مهمترین شغل او، یعنی تربیت فرزند و حفظ خانواده نباشد، شاید لازم هم می‌داند. یک کشور که نمی‌تواند از نیروی کار زنان در عرصه‌های مختلف بی نیاز باشد! اما این کار نباید با کرامت و ارزش معنوی و انسانی زن منافات داشته باشد)). (35)

آنچه که موجب رکود فعالیتها می شود بی حجابی است. فرض کنید در یک مدرسه که دختران و پسران با هم درس می خوانند، در یک کلاس همه دختران با حجاب کامل و بدون آرایش حضور دارند. و در کلاسی دیگر همه دختران به صورت بی حجاب و با آرایش کامل و لباس های نا مناسب و بدن نما حضور دارند. در کدام کلاس ها افراد بیشتر درس می خوانند و فکر می کنند و به حرف استاد گوش می دهند؟ 

بسیار واضح و آشکار است که در کلاسی که دختران محجبه حضور دارند، بازده بیشتری عائد و واصل می شود. و همین طور در ادارات و یا جاهای دیگر. 

به طور کلی در جامعه ای که زنان محجبه باشند و خود را در معرض دیگران قرار ندهند مطمئناً جامعه ی با نشاط و موفقی خواهد شد و می تواند در همه عرصه ها پیشرفت داشته باشد.

از طرفی دیگر هم بد حجابی و تحریکات جنسی بر روی سیستم تولید نسل نقش تخریب کننده ای را دارد.

دانشمندان معتقدند تحریکانی که در چشم بوجود می آید بر غده ی هیپوفیز که غده ی کوچکی در زیر مغز است اثر می گذارد. این غده شش هورمون تولید می کند که سه نوع آن بر روی سیستم تولید نسل تأثیر دارد. نگاه به زنان بد حجاب و فیلمهای محرک که چنین اثری را بهمراه دارد در نهایت به تأثیر منفی در فرزندان و اختلالات وراثتی منتهی می شود. 

در تفسیر نور الثقلین آمده: هنگامی که موقع جفت گیری گوسفندان حضرت شعیب(علیه السلام) شد، حضرت موسی(علیه السلام) (که حدود هشت یا ده سال به حضرت شعیب خدمت می کردند) به میان گوسفندان رفت و پوست بخشی از عصای خود را کند و قسمتهایی را به حال خود واگذارد و آن را در وسط آغل گوسفندان انداخت و بر آن پارچه ای سیاه و سفید انداخت و سپس گوسفندان نر را به سراغ ماده فرستاد. گوسفندان نر به این چوب سیاه و سفید نگاه می کردند و جفت گیری می کردند و در نتیجه نوزاد آنها جملگی سیاه و سفید زاییده شدند. (36)

یک آزمایش علمی دیگر

ژان روستان فرانسوی آزمایشی را در کتاب ((لاوی)) مطرح کرده است. این آزمایش که بر تعدادی اردک نر و ماده انجام گرفته است؛نتایج علمی مفیدی را به اثبات رسانده است. 

ژان روستان وهـمکارانش تـعدادی اردکـهای نـر و مـاده را در سالن آزمایش قرار دادند و قبل از شروع آزمایش هورمونهای تناسلی اردکها را نیز مورد بررسی قرار دادند. پس از چندی که اردکها با یکدیگر بودند مورد آزمایش هورمونی قرار گرفتند که در نتیجه هورمونهای آنها زیاد شده بود. اردکهای نر و ماده را از یکدیگر جدا کردند و پس از مدتی که آنها را مورد آزمایش قرار دادند هورمونها به حال طبیعی بازگشته بودند. برای آنکه اثبات شود این تحولات هورمونی از راه چشم وبینایی آنها صورت گرفته است آزمایش دیگری را انجام دادند. بدن اردکهای نر را با پارچه سیاهی پوشاندند تا نوری از راه پوست آنها به درون بدن راه نیابد وچشم آنها را باز گذاشتند تا بتوانند یکدیگر را ببینند.در این آزمایش نیز مشاهده گردید که هورمونهای آنها زیاد شده است و در نتیجه اثبات گردید که نگاه اردکهای نر به ماده عامل تحولات هورمون آنها بوده است. درآزمایشی دیگر چشم اردکهای نر را بسته وآنها رادرمیان ماده ها رها کردند. این بار ازدیاد هورمون مشاهده نشد.(37)

داستان قبلی و همچنین این آزمایش اثبات می کند که زنانی که خود را در معرض دید مردان نامحرم قرار میدهند چه آثار زیانباری بر جامعه و نسل انسانها می گذارند. در حالی که خودشان هم از این آثار آگاهی ندارند. 

فلسفه حجاب دینی پیشگیری از چنین آثاری است.

پی نوشت ها : 

1- بیانات معظم له در مرقد امام خمینی(رحمة الله علیه)، 14/3/1376 

2- به نقل ازدایره المعارف القرن العشرین ، 1923

3-ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ص 520

4- همان، ص 336 

5- همان، ص 340 

6- همان، ص 434 

7- تفسیر اثنی عشری، ج 10، ص 490 

8- پوشاک باستانی ایرانیان از کهن ترین زمان، جلیل ضیاء پور، ص 51

9- همان ، ص 56

10- پوشاک زنان ایرانی، جلیل ضیاء پور، ص 194

11- همان ، ص 114

12- تاریخ تمدن، ج 4 ص 461 

13- باب 11 ،آیه 3 تا 14

14- کتاب مقدس، انجیل، چاپ 1856 م، باب دوم ، آیه 9 تا 11

15- اصول کافی ، ج 2 ،ص 36

16- تفسیر نمونه، ذیل آیه 31 سوره نور

17- کافی ، ج 5 ، ص 521 

18- تفسیر الصافی ، ج 3 ، ص 430 ، ذیل آیه 31 سوره نور 

19- کافی ، ج 5 ، ص 521

20- همان 

21- سنن ابو داود ، ج 2 ، ص 270 ، ح 4104

22- مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، ج 7 ، ص 217 ، ذیل آیه 31 سوره نور

23- کافی ج 5، ص 521

24- الکشاف ، ج 3 ، ص 559 ، ذیل آیه 59 سوره احزاب 

25- القاموس المحیط ، باب الهمزة، ذیل کلمه الجلباب

26- مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج 8، ص 578

27- بحار الانوار ج 68 ص 364 

28- بحار الأنوار ج 80 ص 184

29- بحارالانوار ج 43 ص 54

30-www.abna.ir 

31- همان 

32- سخنرانی در دیدار جمع کثیری از بانوان کشور 26/10/1368
33- www.abna.ir

34- مسئله حجاب، ص 84

35- دیدار گروهی از زنان، به مناسبت فرخنده میلاد حضرت زهرا (س) 1371/09/25

36- تفسیر نور الثقلین، ج 4 ، ص 126

37- برگرفته از کتاب بهداشت ازدواج از نظر اسلام نوشته ی دکتر صفدر صانعی

ادامه دارد...

پویشی در معنا و مفهوم حجاب قسمت دهم

 

پویشی در معنا و مفهوم حجاب

قسمت دهم

چکیده
یکی از مسائلی که امروزه جامعه ما با آن روبرو شده، بد حجابی و گسترش فرهنگ منحط غربی است که این مسأله عوامل متعدد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... دارد. اصل اولیه در برخورد با هر مسأله‌ای آن است که با ابزارها و شیوه های متناسب برخورد شود. بنابراین با شناخت عوامل مختلف ایجاد بد حجابی و از بین بردن زمینه های هر یک و برطرف کردن مشکلات مربوط به آن ها از لحاظ فرهنگی واقتصادی و سیاسی و ... می‌توان گام بسیار مؤثری را در این زمینه برداشت.

مقدمه

امروزه مسایل و موضوعات متعدد و فراوانی در جامعه خصوصاً در بین جوانان و نوجوانان بوجود آمده که لازم است به سرعت مورد توجه قرار گیرد و با ارائه پاسخ های منطقی و روان ، عطش این نسل نوخاسته را در زمینه نیازهای تربیتی و دینی جبران نمود تا خللی در فکرو رفتار آنان حاصل نشود و همچنین محل نفوذ فکری دشمنان و فرصت طلبان ضد دینی و اخلاقی قرار نگیرد.

فراوانی آسیب های اجتماعی، توسعه موضوعات ومسایل دینی، پیدایش نسل جدید و ضعف دسترسی آسان آنان به مراکز و عالمان دینی، ناکارآمدی برخی مجامع فرهنگی، تهاجمات فرهنگی و ضد دینی ، امکانات رسانه ای مخرّب ، نفوذ برخی تفکرات پوچ و منفی در بین جوانان و نوجوانان ، ایجاد نیازهای کاذب در جوانان و نوجوانان ، مشکلات و موانع ازدواج ، نابسامانی در برخی از خانواده ها ،تفاوت فرهنگی نسلها وبسیاری عوامل دیگر، ضرورت امر پاسخگویی به پرسشهاو شبهات دینی و تربیتی جوانان و نوجوانان را دو چندان کرده است.
یکی ازمسائلی که در حال حاضر ذهن بسیاری از جوانهای این مرز وبوم را به خود معطوف داشته وسؤالات وشبهات زیادی را در ذهن آنها ایجادکرده، مسأله "حجاب" است. سؤالات و شبهاتی از قبیل :

چرا زنان باید حجاب داشته باشند ولی مردان آزاد باشند؟آیا حجاب در ادیان و مذاهب پیشین هم بوده است؟آیا حجاب ، زن را محدود نمی کند؟ایجاد عقده و حسرت نمی کند؟آیا رنگ مشگی(چادر) ایجاد افسردگی نمی کند؟آیا حجاب منحصردر چادر است؟چرا با وجود انقلاب اسلامی ، معضل بد حجابی همچنان ادامه دارد؟ فلسفه حجاب زنان در نماز چیست؟ و بسیاری از مسائل دیگر که تحت عنوان کلی "حجاب ومسائل پیرامون آن"مطرح و قابل بررسی است.

مطلب حاضرکه در ادامه مطالب گفته شده در نه قسمت دیگر می آید در صدد آن است که به تمام سؤالات اساسی و مهم فوق وبسیاری از سؤالات دیگر که ممکن است بر هر فردی خصوصاً جوانان عزیز ، پیش آید، پاسخ دهد. و امید است این مطلب بتواند شبهات را از ضمیرپاک جوانان این مرز وبوم اسلامی، بزداید و در زندگی راهگشای آنان باشد. انشاءلله

 1- حجاب در ادیان ومذاهب دیگر

از برخی متون استفاده می شود "اصل حجاب" میان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و سابقه طولانی دارد، گرچه نحوه بهره‌گیری از حجاب، حدود و احکام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است.(1)

به عنوان نمونه در ادیان یهود و مسیحیت به مسئله حجاب اشاره شده است که در زیر به طور اختصار بیان می کنیم.

الف - حجاب در شریعت موسی(ع):

"ویل دورانت" راجع به قوم یهود و قانون تلمود می نویسد: "اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، مثلاً بی آن که چیزی بر سر داشت، به میان مردم می رفت و یا در شارع عام ، نخ می ریسید یا با هر سخنی با مردان درد دل می کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه‌اش تکلّم می کرد، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت ، مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد." (2)

از کتاب مقدس نیز بر می آید که در عهد سلیمان(ع)، زنان علاوه بر پوشش بدن، " بُرقَعْ " (روبند) به صورت می انداختند.(3) همین سنت در زمان ابراهیم(ع) رایج بود. نامزد اسحق "رِفْقه" ابتدا که اسحق را دید، برقع به صورت انداخت.(4)

ب- حجاب در شریعت عیسی(ع):

آن چه از حجاب در شریعت موسی(ع) بیان شد، در شریعت حضرت عیسی(ع) نیز وجود دارد، چون عیسی گفت: "فکر نکنید که من آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های پیامبران را منسوخ نمایم، بلکه آمده‌ام تا آن‌ها را به تحقق برسانم." (5)

زن‌ها در قرن‌های اولیه مسیحیت تنها با چادر می توانستند در مراسم عبادی شرکت کنند، زیرا گیسوانشان فریبنده به شمار می رفت و می گفتند حتی فرشتگان ممکن است در موقع اجرای نماز از دیدن آن‌ها حواسشان پرت شود!(6) "پاولوس" فرمان داد زنان باید حجاب داشته و سر خود را بپوشاند.(7)

بنابراین حجاب و پوشش زنان هم در دین یهود وجود دارد و هم در دین مسیحیت. بله در جزئیات حجاب که چه مقدار پوشش لازم است، بین ادیان و مذاهب تفاوت هایی وجود دارد.

 2- دلائل وجوب حجاب از منظر قرآن

لباس پوشیدن سابقه‌ای به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یکی از مکاتب فکری که بر لزوم برهنه زیستی پای می‌فشارند(8)، همه افراد به نوعی آن را تجربه می‌کنند. این پدیده، به رغم ارتباطش با خصوصیات مختلف فردی و اجتماعی انسان، دست کم به سه نیاز وی پاسخ می‌دهد:

الف. حفاظت در سرما و گرما و برف و باران. (9)

ب. حفظ عفت و شرم. (10)

ج. آراستگی، زیبایی و وقار. (11) 

 

3. رابطه حجاب و پوشش اسلامی 

�حجاب� به معنای پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن و منع از وصول است. (ر. ک: راغب اصفهانی المفردات فی غرائب القرآن و سیدعلی‌اکبرقرشی، قاموس قرآن) این واژه(حجاب) تنها به معنای پوشش ظاهری یا پوشاندن زن نیست و در اصل به مفهوم پنهان کردن زن از دید مرد بیگانه است. بدین سبب، هر پوششی حجاب نیست. حجاب پوششی است که از طریق پشت پرده واقع شدن، تحقق یابد. لذا در خصوص پوشش زن،حجاب، اصطلاحی نسبتاً جدید است و همین سبب گردیده بسیاری گمان کنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. ویا مدّعی شوند حجاب به وسیله ایرانیان به مسلمانان و اعراب سرایت کرده است؛ در حالی که آیات مربوط به حجاب (پوشش اسلامی زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ایرانیان، نازل شده است. بنابراین، وظیفه پوشش اسلامی بانوان به معنای حبس و زندانی کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه عظیم در فعالیت‌های اجتماعی نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد و مشارکتش در فعالیت‌ها بر اصول انسانی و اسلامی استوار باشد.(12)

 4- ضرورت پوشش اسلامی در قرآن 

پوشش اسلامی از احکام ضروری اسلام است و هیچ مسلمانی نمی‌تواند در آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهی می‌دهند. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنی به اتّفاق به آن فتوا داده‌اند. همان طور که نماز و روزه به دورانی خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز چنین است و ادعای عصری بودن آن، بی‌دلیل و غیر کارشناسانه می‌نماید.

خداوند متعال در آیه 30 سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان می‌دهد از چشم چرانی اجتناب کنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: �قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ�؛ �(ای پیامبر) به مردان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار برای پاکی و پاکیزگی‌شان بهتر است و خداوند بدانچه می‌کنند، آگاه است.� سپس در آیه بعد می‌فرماید:

�وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ�؛ �(ای پیامبر) به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز برای شوهران و سایر محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسری‌های خویش را به گریبان‌ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش‌ها پوشیده باشد و پاهاشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان می‌کنند، معلوم شود. ای بندگان مؤمن، همه به سوی خدا توبه کنید تا رستگار شوید.�
در این آیه خداوند تعالی، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر زنان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش می‌دهد: 1. پوشیدگی سر و گردن؛ 2. پوشاندن زینت‌ها.

�خُمُر� جمع �خِمار� و به معنای روسری و سرپوش است. و�جیوب� از واژه �جیب� به معنای قلب و سینه و گریبان است.(13) در تفسیر مجمع البیان چنین می‌خوانیم: زنان مدینه اطراف روسری‌های خود را به پشت سر می‌انداختند و سینه و گردن و گوش‌های آنان آشکار می‌شد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسری خود را به گریبان‌ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد. آیا مفهوم واژه "جیب"، "زیور" فارسی (زینت‌های جدا از بدن مانند جواهرات) را نیز در بر می‌گیرد یا تنها آرایش‌های متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل می‌شود؟در پاسخ باید گفت: حکم کلی آن است که خودآرایی جایز و خودنمایی در مقابل نامحرم ممنوع است.(14) 

آرایش امری فطری و طبیعی است و حسّ زیبایی دوستی سرچشمه پیدایش انواع هنرها در زندگی بشر شمرده می‌شود. این گرایش طبیعی، افزون بر آنکه آثار مثبت روانی در دیگران پدید می‌آورد، به تحقق آثار گرانبهای روانی در شخص آراسته، نیز می‌انجامد.آراستن خود و پرهیز از آشفتگی و پریشانی در نظام فکری و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایی نه دلیل وارستگی از قید نفس است و نه علامت بی‌اعتنایی به دنیا. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزی و نظافت ظاهری، خود به خود شخصت افراد را در نگاه دیگران خوار می‌سازد و زبان طعن و توهین دشمن را می‌گشاید. بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهره‌گیری از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤکد و برنامه‌های روزانه مسلمانان است.(15) 

حضرت امام حسن مجتبی(ع) بهترین جامه‌های خود را در نماز می‌پوشید و در پاسخ کسانی که سبب این کار را می‌پرسیدند، می‌فرمود: �اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّی ؛ �خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد. پس خود را برای پروردگارم زیبا می‌سازم.�(16)

بنابراین، خداوند زینت و خودآرایی را نهی نمی‌کند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمایی و تحریک و تهییج به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعی است؛ چنان که می‌فرماید: �وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی ؛ (17) ونیزمی‌فرماید:�وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ�؛(18) 
این آیه زنان عرب را که معمولاً خلخال به پا می‌کردند و برای اینکه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پای خود را محکم به زمین می‌کوفتند، از این کار نهی می‌کند. فقیه بزرگوار علامه مطهری می‌گوید: �از این دستور می‌توان فهمید هر چیزی که موجب جلب توجّه مردان می‌گردد، مانند استعمال عطرهای تند و همچنین آرایش‌های جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور کلی زن در معاشرت، نباید کاری بکند که موجب تحریک و تهیج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.�(19)

در آیه 31 سوره �نور� می‌فرماید: �وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها�. زینت‌های زن دو گونه است: یک نوع زینتی که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشکار است و پوشانیدن آن واجب نیست؛ و نوع دیگر زینتی که پنهان است مگر آنکه عمداً بخواهد آن را آشکار سازد؛ مانند گوشوار و گردن بند. پوشانیدن این نوع زینت واجب است. البتّه استثناهایی دارد که بعداً بیان خواهد شد.(20)

آیات دیگری که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامی و فلسفه آن را بیان می‌کنند، چنین است: �یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً�؛(21) 

�ای پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو: پوشش‌های (روسری و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این برای آنکه (به حریت و عفت) شناخته گردند و(توسط هوسرانان)اذیت وآزار نشوند،(به احتیاط ) نزدیک‌تر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است.�

با توجه به آیات و مطالب فوق ، در اینجا سه نکته مهم قابل ذکر است:

 الف) حدود و میزان پوشش : 

بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیده‌تر باشد، ایمن تراست.اگر نگاه‌های آلوده را همچنان که در روایات آمده است، تیرهای زهرآلود شیطان بدانیم، پوشش زن همانند قوسی است که تیر از آن کمانه می‌کند و منحرف می‌شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز می‌ماند. بر عکس هر اندازه بدن زن برهنه‌تر باشد، تیرهای شیطانی را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید. و از همین روست که چادر را حجاب برتر شناخته‌اند، زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئن‌ترین مصونیت را به ارمغان می‌آورد. بنابراین حجاب منحصر به چادر نیست و مانتوی کامل نیز می‌تواند حجاب زن را تأمین کند، لیکن چادر حجاب برتر است.

 ب) کیفیت پوشش : 

میزان ضخامت و حتی کیفیت دوخت لباس، خود بخش مهمی از حجاب را تشکیل می‌دهد. بدون شک لباس‌های نازک و تنگ و بدن‌نما ، فرودگاه پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم‌های هرزه و آلوده و به فساد کشاننده جامعه است. در مقابل لباس‌های غیربدن‌نما، دیده ها را از خود دور می سازد و سلامت معنوی نفوس را تأمین می کند.

 ج) رنگ ها : 

تردیدی نیست که برخی از رنگ ها دیده ها را خیره می سازد، و پاره ای دیگر، نگاه ها را از خود می راند و دور می سازد. اکنون سؤال می شود کدامیک از این دو برای تأمین حجاب واقعی و مصونیت معنوی جامعه و خیره نکردن چشم ها و بر نیفروختن آتش شهوت مفیدتر است ؟ مگر ما در جامعه ای زندگی نمی کنیم که میلیونها جوان در اوج غریزه جنسی به سر می برند و در سخت ترین شرایط جوانی از امکان ازدواج محرومند و کافی است با اندک جرقه ای، شعله های غریزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتی ها مبتلا گردند؟ پس چرا به هر وسیله ممکن - حتی با گزینش رنگ مناسب لباس در جامعه - به سلامت دینی و روحی و روانی آنان کمک نکنیم و موجب جلب توجه آنان و قرارگرفتن شان در دام مفاسد نشویم ؟ آیا این سخت گیری، ناپسند است یا نادیده گرفتن تأثیر عوامل یاد شده ؟ در عین حال علمای دین نسبت به خصوص رنگ ها تأکید چندانی نکرده ولی بر این مسأله پای می فشارند که لباس، نباید موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشی از آن باشد. از این رو است که در طول تاریخ، زنان مسلمان، به میل خود، لباس مشکی را برای حجاب برگزیدند و این سنت حسنه مورد تقریر و پذیرش پیامبر(ص ) و امامان (ع ) قرار گرفت ، زیرا آنان به این وسیله احساس امنیت و مصونیت بیشتری می کردند. 

نکته دیگر این که در بسیاری از کشورهای اسلامی، حجابی شبیه چادر و عبا وجود دارد و اختصاص به ایرانیان ندارد.

 5- بی حجابی و نابودی زمینه رشد وتعالی 

بی‌حجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایی خویش است. این امر که عقده حقارت انسان را می‌نمایاند، زمینه رشد و تعالی وی را نابود می‌سازد؛ در حالی که زن مانند مرد یک انسان است و باید از نظر انسانی رشد و تکامل یابد. کسی که با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه در اندیشه جلب نظر دیگران به سر می‌برد، در حقیقت می‌خواهد با تکیه بر جذابیت‌های ظاهری خویش و نه اصالت‌ها و ارزش‌های متعالی خود، جایی در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام می‌دارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، �زن بودن� او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت و کارایی‌اش. چنین فردی قبل از همه اسیر خویش است و به مغازه‌داری شبیه است که پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر و تغییر دکور خود به سر می‌برد و فرصت پرداختن به آرزوهای بزرگ‌تر را نمی‌یابد. 

اگر اصل زن بودن، زن وجنسیت زن باشد ونه انسانیت او، این محدود است وزود گذر وهر زیبا روی جدیدی که از او زیبا تر باشد، به راحتی جای او را می گیرد. اما اگر انسانیت اصل شد، دیگر قیمتش خیلی گران است وهیچ چیزی جای آن را نمی تواند بگیرد.

 6- حجاب و حرمت خود ( احساس ارزشمندی )

 از نظر روان‌شناسی، قطعی‌ترین عامل رشد انسان، میزان ارزشی است که هر فرد برای خود قائل است به راستی آیا برهنه شدن و کشاندن رفتارهای جنسی به کوچه و خیابان به آدمی ارزش می‌دهد و انسان را از احساس ارزشمندی بهره‌مند می‌سازد؟ البتّه شاید احساس رضایت آنی و زود گذر پدید آورد، ولی کم‌تر کسی است که بر خورداری از این حالت و رفتار را ارزش تلقی کند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند. افزون بر این، تأمین هر خواسته‌ای همیشه با احساس رضایت همراه نیست. در جامعه‌ای که برهنگی تمام شریان‌های آن را پر کرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشته‌ها و نداشته‌های خویشند، انسان‌ها در تشویش مستمر و دلهره همیشگی فرو می‌روند؛ زیرا رقابت و مقایسه در میدانی رخ می‌نماید که ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب، آدمی به تنوع طلبی حریصانه کشیده می‌شود. بی‌تردید تا وقتی این اندیشه، فضای ذهن آدمی را پرکرده است، فرصتی برای بروز خلاقیت و ابتکار باقی نمی‌ماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل دیگران و جلب نظر مردان و پسندیده شدن، هرگز اندیشه علمی را بر نمی‌تابد و نمی‌تواند یافته‌ای تازه عرضه کند. او در پی آن است که در وضعیت موجود پسندیده شود نه آن که وضعیت را تغییر دهد و با ابتکار و خلاقیت، طرحی نو در اندازد. از سوی دیگر، از آن‌جا که احساس بی‌ارزش بودن تمام وجود این افراد را پر کرده است، در پی جبران این کمبود بر می‌آیند و چون آسان‌ترین راه رسیدن به این احساس، مقبول دیگران واقع شدن است، از طریق سکس و عرضه پیکر خود در این مسیر گام بر می‌دارند تا به شکلی، احساس ارزشمندیِ از کف رفته خود را جبران کنند. در حالی که شخص بر خوردار از حجاب ، هرگز چنین نیازی را احساس نمی‌کند. در نگاه او بهترین راه جبرانِ احساسِ ارزشمندی ، آن است که خود را از دسترس بیگانگان دور نگه دارد و مقام و موقعیت خود را پایین نیاورد.(22)

گویا از همین رو است که ویل دورانت می‌گوید: زنان دریافتند که دست و دل بازی، مایه طعن و تحقیر است. بنابراین، چنین افرادی هم ارزشمندی را از کف داده‌اند و هم در جبران آن به بیراهه رفته‌اند. راه رسیدن به احساس ارزشمندی پایدار، رفتن در پی کسب صفات ارزشمند و پایدار است. 

انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگه داشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزشمندی خود را ارتقا می‌بخشد تا آن‌جا که مرد، نیازمندانه به آستان وی روی می‌آورد. بی‌تردید اگر زنان این مفهوم را به طور کامل درک کنند، به پوشیده داشتن و مخفی ساختن پیکر خویش، بیش‌تر گرایش نشان می‌دهندو پی خواهند برد که راه احساس ارزشمندی، در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست. (23)

در این رابطه راسل می‌گوید:"از لحاظ هنری، مایه تأسف است که بتوان به آسانی به زنان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد بدون آنکه غیر ممکن گردد." ویل دورانت نیز می‌گوید:" آنچه می‌جوییم و نیابیم عزیز و گرانبها می‌گردد. زیبائی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضاء ، ضعیف وبا منع و جلوگیری ، قوی می گردد. " (24)

پس حجاب احساس ارزشمندی است که موقعیتی بلند مرتبه برای زنان، پدید می‌آورد و مردان را در محدودیت فرو می‌برد. اگر چه در بیان به زنان گفته می‌شود که پوشیده بیرون آیید؛ ولی واقعیت آن است که به مرد گفته می‌شود، بهره برداری جنسی در همه جا ممنوع، چون راه چشم را که نافذترین کانال حسیِ مردان است، نمی‌توان سد کرد.

 7- حجاب و استحکام خانواده 

خانواده با اهمیّت‌ترین نهاد اجتماعی است. خانواده کانون عشق و امید و تحقق آرزوهای آدمی و مرکز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونه‌ای که هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند بدون خانواده پایدار بماند. در معارف الاهی خانواده مهم‌ترین جایگاه پرورش انسان است. قرآن کریم همسران را �لباس� یکدیگر می‌داند و بدین ترتیب نقش هر یک را معیّن می‌کند. زن و شوهر نزدیک‌ترین افراد به یکدیگرند و چون لباس، یکدیگر را از آفات و آسیب‌های عفت سوز و ایمان برانداز، حفظ می‌کنند. افزون بر این، آن‌ها مانند لباس، مایه وقار و آراستگی یکدیگرند. بی‌تردید این نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شکل می‌گیرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگی رها باشند، نمی‌توانند برای یکدیگر چون لباس به شمار آیند و عفت و وقار و شخصیت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان یافتن چنین بنیادی است و بی‌حجابی با آن تعارض آشکار دارد؛ زیرا بی‌بند و باری در پوشش، بی‌بند و باری در تحریک و احساس نیاز را در پی دارد و تأمین نیازهای شعله‌ور بنیاد خانواده را نشانه می‌رود. 

غریزه جنسی یکی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا برای پایداری‌اش کافی نیست. بعد از ازدواج به تدریج با گذر زمان اهداف جدید شکل می‌گیرد؛ خواسته‌های زیستی و جنسی اندک اندک جای خود را به نیازهای روانی و امنیتی و عاطفی و شناختی می‌دهد و دیگر سرمایه عشق ورزی به تنهایی برای تأمین اهداف خانواده و خواسته‌ها کافی نیست. نخستین شرط دستیابی بدین اهداف و تأمین خواست‌های جدید، آن است که زن و شوهر از هویّت و خواست‌های فردی دست شویند و به سوی پی ریزی هویتی جمعی گام بردارند. چنانچه هر کس فقط خواهش خویش را پی گیرد؛ یعنی زن در جهت تجمل و خودنمایی و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبولیت خویش فرو رود و نقش مادری را به فراموشی سپارد؛ و از آن سوی مرد در اندیشه رسیدن به تمکین‌های نوتر و پر رونق‌تر به سر برد و نقش پدری را فراموش کند، بنیان خانواده بر باد می‌رود. بی‌تردید کانون خانواده با اموری چون توجّه به لباس و بدن و روی و موی و انگشت نما شدن و مشخص‌تر معرفی کردن خود، پیوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدین امور و فراموش کردن اهداف خانواده و نیازهای برتر، پایه‌های خانواده را متزلزل می‌سازد.

 8- حجاب و مسؤولیت پذیری 

هر کس در برابر خود و دیگران مسؤول است. انجام موفقیت‌آمیز مسؤولیت به استعداد و برخورداری از توانمندی‌های متناسب و ظرفیت‌های روان شناختی و جسمی نیاز دارد. توفیق در پاره‌ای از مسؤولیت‌ها و حتّی سپردن برخی از مسؤولیت‌ها به حجاب تکیه دارد و افرادی که بی‌حجابی پیشه می‌کنند، توان انجام آن را ندارند. این گروه ناگزیر باید به خویش پردازند و - چنان که امروزه مشاهده می‌کنیم - چاره‌ای ندارند جز آن که انجام آن مسؤولیت‌ها را به دیگران و حتّی مردان بسپارند. زنانی که در پی دلربایی و جلب نظر دیگرانند و جز عرضه پیکر خود به چیزی نمی‌اندیشند، هرگز نمی‌توانند غمخوار همنوع خود باشند؛ درنتیجه نمی توانند در برابر خانواده و اجتماع، احساس مسؤولیت کنند و به معنویت خود و اعضای خانواده و جامعه بیندیشند. فرد بی‌حجاب با رعایت نکردن این شرط، در واقع از قبول مسؤولیت خودداری ورزیده، در پی خواسته‌های خود می‌رود و حتّی دیگران را از انجام تعهدهای پذیرفته شده باز می‌دارد. بنابراین، حجاب هرگز به معنای محدود کردن حوزه مسؤولیت زن نیست. حجاب شرط موفقیت در انجام دادن مسؤولیت‌ها و سپردن برخی مسؤولیت‌ها است. انسان، با انتخاب بی‌حجابی از قبول مسؤولیت‌های حساس و سنگین شانه خالی می‌کند؛ آزاد از هر تعهدی سر بار دیگران می‌شود و مسؤولیت‌ها را به دیگران وا می‌گذارد.

 9- حجاب مصونیت است نه محدودیت

علاوه بر اینکه پوشش امری غریزی و فطری برای بشر است، کاوش‌های باستان شناسی نیز نشان می‌دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزیده است وهمه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده‌اند.

ثانیاً مستور بودن زیباییها و جذبه‌های جنسی زن و مرد آنها را از معرض دید و طمع ورزی شهوت پرستان هرزه محافظت می‌کند و امنیت و بهداشت روانی جسمی آنان را تامین می‌نماید.

همچنین ، برهنگی راهبر به سوی بی‌بند و باری و لجام گسیختگی جنسی است که عواقب شوم و زیانباری دارد؛ از جمله:

1- گسترش فساد و ناهنجاری‌های اجتماعی.

2- شیوع بیماری‌هایی چون سفلیس، سوزاک، ایدز و... .

3- سست شدن پیمان مقدس خانواده و گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده‌های روحی در کودکان.

4- زیاد شدن فرزندان نامشروع. 

اینها و ده ها مشکل اجتماعی دیگر ، عواقب شومی است که جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول می‌کشاند تا آن جا که حتی فریاد متفکرین ماتریالیستی چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است. ولی مکتب گرانقدر اسلام در پرتو هدایت‌های نورانی‌اش همچون حجاب از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژی استوار برای صیانت فرد وجامعه از آسیب های بی شمار قرار داده است.

از همین‌رو است که استعمارگران برای تخدیر جوانان، در بند کشیدن آنان وگسترش اهداف ظالمانه خویش از بی حجابی و برهنگی به عنوان ابزاری قوی سود می‌جویند.

همچنین تجربه انقلاب اسلامی اثبات کرد که به هیچ وجه حجاب محدودیت نیست و نه تنها هیچ منافاتی با پیشرفت زنان در عرصه های مختلف نداشته، بلکه عاملی مثبت در مصونیت و حفظ کرامت و شخصیت زنان است؛ حضور زنان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در همه صحنه های اجتماعی، اقتصادی، حماسی، سیاسی، علمی، هنری، حقوقی، قانونگذاری و بسیاری صحنه های دیگر با پوشش دینی، نشان داد که حجاب کمترین رکودی در فعالیت های اجتماعی زن پدید نمی آورد، بلکه خودنمایی و بی حجابی است که زن را به حواس پرتی و رکود می کشاند و فرصت گران بهای او را برای تزیین و خودآرای هدر می دهد و پس از خروج از منزل نیز او را به نمایش تن و حفظ آرایش وا می دارد و به نمایاندن جاذبه های زنانگی خود، فعالیت های مردان را با رکود رو به رو می سازد و به علاوه آثار بسیار مخربی بر فرهنگ، نهاد خانواده و آینده جامعه انسانی به دنبال خواهد داشت. بنابراین این حجاب نیست که باعث رکود می شود بلکه برعکس بی حجابی است که سبب رکود فعالیت های هر دو قشر زن و مرد خواهد شد.

 10- فلسفه حجاب 

1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانی.

یکی از غرایز خدادادی در ساختمان وجودی انسان، غریزه جنسی است که نیرومندترین و ریشه‌دارترین غریزه آدمی است و در صورت کنترل آن، می‌تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانی انسان‌ها را فراهم کند. 

در قوانین اسلام، برای استفاده درست از این غریزه حیاتی، مکانیسم‌های گوناگونی مطرح شده است که �حجاب� و وجود حریم بین زن و مرد، یکی از راهکارهای مهم آن است. 
بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادی معاشرت‌های تعریف نشده و بی‌بندوبار (با آرایش‌های گوناگون)، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی می‌بخشد و تقاضای برهنگی و سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست سیری‌ناپذیر درمی‌آورد. 

اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل داشته و تدابیر زیادی برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم برای زنان و هم برای مردان، تکالیف خاصی معین کرده است. وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت‌آمیز بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه‌های بیش‌تر - وظیفه خاصی دارند و آن این که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش‌های تحریک‌آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه‌گری و دلربایی نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان، فراهم نشود. 

لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمی‌تواند به هر شکل و اندازه‌ای باشد و باید حد و ضابطه‌ای داشته باشد. بی‌بندباری در پوشش و لباس ، موجب بی‌بندباری در تحریک غریزه جنسی است. تحقیقات علمی در فیزیولوژی و روانشناسی در باب تفاوت‌های جسمی و روحی زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرک‌های چشمی شهوت‌انگیز، حساس‌تر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک های لمسی حساسیت بیش‌تری دارند. 

آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پایین‌تر از مردان است یعنی زنان نسبت به لمس از مردان حساسترند. در عوض مردان بینایی بهتری دارند. این مزیت‌های جنسی در استعداد حسی، آموخته یا اکتسابی نیست؛ بلکه از زمان کودکی آشکار است. مردان بالغ به محرک‌های بینایی شهوانی، حساسیت بیش‌تر دارند. اصطلاح �چشم چرانی� که برای این ویژگی مردان به کار می‌رود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرک‌های بینایی شهوانی است؛ چون دامنه و برد حس بینایی زیاد است؛ یعنی چشم می‌تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثیر محرکها قرار گیرد و از این گذشته وسعت زیادی از محیط در آن واحد دیده می‌شود. از سوی دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیک است و هورمون‌های جنسی زن به صورتی دوره‌ای ترشح می‌شوند و به طور متناوب عمل می‌کند، تأثیر محرک‌های شهوانی بر زن، صورتی بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار کم است؛ به خلاف مردان که ترشح اندروژن‌ها در آن‌ها صورتی یکنواخت دارد و هیچ عامل طبیعی آن را قطع نمی‌کند. مردان به صورتی گسترده‌تر تحت تأثیر محرکهای شهوانی قرار می‌گیرند و از این نظر فعال‌ترند. (25)

 2. حفظ و تحکیم بنیان خانواده 

بی‌تردید نهاد خانواده، یکی از مقدس‌ترین نهادهای اجتماعی است که بشر تا به حال خود دیده است. نقش خانواده در پروسه ایجاد جامعه سالم، یک نقش بی‌بدیل است و در این میان نقش حجاب و پوشش اسلامی در سلامت و استمرار پیوند خانوادگی، غیر قابل انکار است. در مقابل، برهنگی، سمّ کشنده نظم و پیوند موجود در نهاد خانواده است. 

آمارهای مستند نشان می‌دهد که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا همواره بالا رفته است؛ زیرا �هر چه دیده بیند، دل کند یاد� و هر چه دل در مقوله هوس‌های سرکش بخواهد، به هر قیمتی باشد، به دنبال آن می‌رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبری جدید می‌بندد و با قبلی وداع می‌کند؛ اما در محیطی که �حجاب� حاکم است و شرایط دیگر اسلامی رعایت می‌شود، دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص یکدیگر است. در بازار آزاد برهنگی، قداست پیمان زناشویی مفهومی ندارد. خانواده‌ها به سادگی متلاشی می‌شوند و کودکان بی‌سرپرست می‌مانند.

 3. پیش‌گیری از فحشا و فروپاشی نظم جامعه.

گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناک‌ترین پیامدهای بی‌حجابی و آزادی‌های بی‌حد و حصر جنسی است که در جوامع غربی و سایر جوامع مشابه، کاملا مشهود است. عامل اصلی فحشا و ازدیاد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگی و بی‌حجابی نیست؛ بلکه یکی از عوامل اصلی و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جریان روبه‌رشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگی و بی‌حجابی است. امروزه یکی از مشکلات جوامع غربی، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانی که دارای پدر و مادر نامشخصی هستند و از نظر حقوقی، مشکلات فراوانی را به همراه آورده، نظم اجتماعی جوامع غربی را تهدید می‌کنند. 4. جلوگیری از نگاه ابزاری به زن و ابتذال وی 
یکی از مسائل مطرح پیرامون حقوق زنان و بی‌توجهی به آنان، نگاه ابزاری به زنان است.

هنگامی که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعی است روزبه‌روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزونتر از او دارد و هنگامی که زن را از طریق جاذبه جنسی‌اش وسیله تبلیغ کالاها و عاملی برای جلب جهان‌گردان و مانند این‌ها قرار دهد، در چنین جامعه‌ای شخصیت زن تا حد یک عروسک یا یک کالای بی‌ارزش سقوط می‌کند و ارزش‌های والای انسانی او به کلی به دست فراموشی سپرده می‌شود و به این ترتیب، زن، وسیله‌ای برای اشباع هوس‌های سرکش برخی مردان آلوده و فریبکار می‌شود. 

عنصر حجاب و پوشش اسلامی، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیت‌های اجتماعی دور نمی‌کند، بلکه زمینه‌های حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعی برابر- تضمین می‌کند و شخصیت خدادادی زن را از دستبرد نگاه ابزاری دیگران، مصونیت می‌بخشد.

 11- محدودیتها ی حجاب و شکستن حرمت افراد و ایجاد عقده و حسرت

 واقعیت این است که محدودیتها (در مورد لباس) باعث شکستن حرمت افراد نمی‌شود، بلکه دقیقاً برعکس، آزادی به معنای نفی محدودیتها، باعث عدم احترام به افراد و انهدام ارزشها میگردد. برای تصدیق این سخن، کافی است نیم نگاهی به طرز لباس پوشیدن افراد در قسمتهای مرفه‌نشین شهرهای بزرگ، مثل تهران بیفکنیم و ببینیم که چگونه این افراد با سوء استفاده از آزادی، ارزشها و هنجارهای دینی مربوط به پوشش اجتماعی را که قانوناً ملزم به رعایت آن هستند، زیر پا میگذارند و حتی آنها را به تمسخر میگیرند.

اما این‌که گفته‌اند محدودیت در لباس، تنها باعث ایجاد عقده و حسرت در افراد می‌شود، کلامی مبهم است و معلوم نیست مراد گوینده، چه اشخاصی هستند؟ اگر مراد گوینده این است که محدودیتها در مورد لباس زنان و دختران جوان، باعث شکلگیری عقدهها و حسرتهای جنسی و روانی در پسران جوان میگردد، واقعیت این است که برعکس، آزادی پوشش به معنای نفی محدودیت در لباس بانوان و دختران جوان، باعث انعقاد حسرتها در پسران میگردد، و با اندک تأملی تصدیق میگردد در جامعهای که بخش عظیم آن جوانانی هستند که به دلیل شرایط سنی و تحریکات مختلف روانی به وسیله‌ی محصولات آلوده‌ی فرهنگی، مانند بعضی از فیلمها، رمانها و نوارهای مبتذل، در معرض طغیان غرایز جنسی هستند و از طرفی ازدواج نیز در جامعه بسیار سخت شده است، چگونه ممکن است آزادی پوشش دختران جوان و نفی محدودیت در لباس، باعث شکلگیری عقدهها و حسرتهای روحی و روانی پسران جوان درباره‌ی مسائل جنسی نگردد.
چه زیبا، امام صادق(ع) در روایتی فرموده اند: 

"النظر سهم من سهام ابلیس مسموم کم من نظرة اورثت حسره طویله؛ (26) نگاه ناپاک، تیری از تیرهای مسموم و آلوده‌ی ابلیس است و چه بسیار نگاهی که باعث عقده و حسرت طولانی میگردد." 

همین واقعیت از زبان شاعر عارف، بابا طاهر، اینگونه بیان شده است:

زدست دیده و دل هر دو فریاد 

که هرچه دیده بیند دل کند یاد

ولی اگر مراد گوینده‌یِ محترم این است که محدودیت در لباس و پوشش بانوان و دختران جوان، باعث شکل‌گیری عقدهها و حسرتهایی در خود دختران میگردد؛ چون در آرزوی پوشیدن لباسهای رنگین و مدلهای مختلف آن ناکام میشوند، در پاسخ میگوییم:

اولاً، در فرهنگ اسلامی و قرآنی، زنان نه تنها در استفاده از زینتآلات و لباسهای زیبا منع نشدهاند، بلکه تشویق نیز شدهاند. جواز استفاده‌ی زنان از لباس زربافت و حریر، از جمله شواهد در نظر گرفتن علاقه‌ی فطری زنان به خودآرایی و زیباگرایی است.

امام باقر(ع) در روایتی فرموده است:

"لاینبغی للمرأة ان تعطل نفسها و لو ان تعلق فی عنقها قلاده؛(27) سزاوار نیست زنی خود را بدون زیور واگذارد، لااقل گردن‌بندی به گردن آویزد."

ولی اسلام در کنار توصیه‌ی زنان به خودآرایی، به منظور پاک ماندن محیط اجتماعی، به حجاب و پوشاندن زینتها و زیبایی‌ها و عدم تبرّج و خودنمایی در مقابل نامحرم نیز دستور داده است.(28) چون نمایش زینتها و لباسهای زیبا، باعث تحریک و تهییج میشود.

ثانیاً، رعایت اندازه و حدود لباس و پوشش، در معدودی از زنان و دختران که در اثر تربیت نادرست، حاضرند برای اشباع غریزه‌ی خودآرایی، زیباییهای ظاهری و باطنی خود را، حتی به مردان نامحرم نیز نمایش دهند، ممکن است عقدهها و حسرتهایی برای برخی ایجاد نماید، ولی در مجموع، نمیتوان انکار نمود که حجاب، دستوری حکیمانه است که برای سلامت روحی و روانی همه‌ی پسران جوان و حتی زنان، خصوصا گروهی که اندام و یا لباس زیبا ندارند، مفید است. چه زیبا گفته است یکی از زنان مسلمان(فاطمه هرسن)در نشستی با زنان غیر ایرانی(اتریشی) :

"حجاب، حتی از ایجاد عقدهها و حسادتها در میان زنان جلوگیری میکند. چرا باید زنی به خاطر این که اندام زیبا ندارد، احساس حقارت و کوچکی کند و دیگری به واسطه‌ی داشتن اندام موزون و زیبا، به دیگران فخر بفروشد."(29)

 12- چادر ، حجاب برتر

در سوره احزاب ، آیه 59 می خوانیم:"یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً: ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش‌های (روسری و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این برای آن که (به عفت) شناخته گردند و(توسط هوسرانان) اذیت نشوند، (به احتیاط) نزدیک‌تر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است."

در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آنچه، با توجّه به کتب لغت(30) و گفتار مفسران شیعه مانند علامه طباطبایی(31) و فیض کاشانی(32) و اهل سنّت مانند قرطبی(33) صحیح‌تر به نظر می‌رسد، آن است که �جلباب� ملحفه و پوششی چادر مانند است نه روسری و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روایت شده که منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه‌ای است که همه بدن را می‌پوشاند. ضمناً همان طور که مفسران بزرگ مانند شیخ طوسی و طبرسی فرموده‌اند، در گذشته دو نوع روسری برای زنان معمول بود: روسری‌های کوچک که آن‌ها را �خِمار� یا �مقنعه� می‌نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده می‌کردند؛ و روسری‌های بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار می‌آمد. زنان با این روسری بزرگ که جلباب خوانده می‌شد و از �مقنعه� بزرگ‌تر و از �رداء� کوچک‌تر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را می‌پوشاندند.(34)

نزدیک ساختن جلباب - �یدنین علیهنّ من جلابیبهنّ� - کنایه از پوشیدن چهره و سر و گردن با آن است.(35) یعنی چنان نباشد که چادر یا رو پوش‌های بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشریفاتی و رسمی داشته باشدو همه پیکرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند که نشان دهد اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند؛ از نگاه چشم‌های نامحرم نمی‌پرهیزند و از مصادیق �کاسیات عاریات�(36) شمرده می‌شوند. قرآن فرمان می‌دهد: بانوان با مراقبت، جامه‌شان را بر خود گیرند و آن را رها نکنند تا نشان دهد اهل عفاف و حفظ به شمار می‌آیند. تعلیل پایانی آیه نیز بیانگر همین امر است؛ یعنی آن پوششی مطلوب است که خود به خود، دورباش ایجاد می‌کند و ناپاک دلان را ناامید می‌سازد.(37) همان طور که قبلاً هم ذکر کردیم، هر اندازه بدن زن پوشیده‌تر باشد، نقش نیرومندتری در دورسازی انظاردیگران ،ایفا می‌کند. اگر نگاه‌های آلوده را همچنان که در روایات آمده است تیرهای زهرآلود شیطان بدانیم، پوشش زن همانند قوسی است که تیر از آن کمانه می‌کند و منحرف می‌شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز می‌ماند. بر عکس هراندازه بدن زن برهنه‌تر باشد تیرهای شیطانی را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید. و از همین روست که چادر را حجاب برتر شناخته‌اند، زیرا با وجود شرایط دیگر بیشترین پوشش و مطمئن‌ترین مصونیت را فراهم می‌آورد و حکمت‌های حجاب در چادر بیشتر یافت می‌شود. بنابراین حجاب منحصر به چادر نیست و مانتوی کامل نیز می‌تواند حجاب زن را تأمین کند ، بلکه هر لباسی که غیر از وجه و کفین (دست‌ها تا مچ) را بپوشاند و موجب تحریک و جلب توجه نامحرم نگردد، کافی است ولی باید توجه داشت که همان طور که بقیه واجبات دارای مراتب مختلفی می‌باشند، حجاب نیز دارای مراتب خوب، متوسط و خوب‌تر است و چادر حجاب برتر بانوان، محسوب می‌گردد.

 13- رنگ مشکی و ایجاد افسردگی

اولاً: اگر استفاده از پوشش و لباس سیاه، مثل چادر مشکی، به طور مکرر و دایمی نباشد، بلکه فقط در بیرون از منزل و در مواجهه با نامحرم باشد، باعث افسردگی نخواهد بود. 
ثانیاً: حتی استفاده مکرر و دایمی از لباس سیاه فقط، به طور احتمالی ممکن است به افسردگی منجر شود؛ یعنی این گونه نیست که بین پوشش مکرر و دایمی لباس مشکی و افسردگی ، رابطة قطعی و لزومی باشد.

بنابراین،این مدعا، مبیِّن یک رابطة احتمالی بین استفاده مکرر از لباس سیاه و افسردگی است؛ ولی همین رابطه احتمالی نیز نادرست است؛ زیرا:

اولاً،حتی برای اثبات همین رابطة احتمالی نیز دلیل و مدرکی وجود ندارد. 

ثانیاً، همین رابطه‌ی احتمالی و بدون دلیل و مدرک نیز نادرست است؛ زیرا یکی از روانپزشکان معتقد است این حرف - که پوشش تیره بانوان یا آقایان در جامعه، دلیل افسردگی است- کاملاً سخن غلطی است و هیچ پایهی علمی ندارد. (38) البته ممکن است افسردگی بعضی از افراد، علت تمایل آنها به پوشش سیاه باشد، ولی پوشش سیاه افراد علت ایجاد افسردگی آنها نیست؛(39) و بین این دو نکته تفاوت بسیار ظریفی است و خلط بین آن دو باعث به وجود آمدن چنین اشکالی می گردد.

اگر ادعا شود که همین تمایل احتمالی بعضی افراد افسرده به پوشش سیاه نیز مبین نوعی رابطة اجمالی بین افسردگی و پوشش تیره و مشکی است، باید گفت:

اولاً، رابطة فوق نیز، مانند رابطة قبلی، احتمالی و بدون ارائة دلیل و مدرک است و در نتیجه فاقد ارزش و اعتبار علمی است. 

ثانیاً، بر فرض که رابطة احتمالی مذکور، با پژوهشهای میدانی تأیید شود، باز هم نتیجة این پژوهشها قطعی و قابل اعتماد نخواهد بود؛ زیرا کنترل تمامی عوامل و علایم تأثیرگذار در نتایج پژوهشهای میدانی، بسیار مشکل است. 

توضیح مختصر اینکه، افسردگی از بیماری‌های روحی و روانی بسیار پیچیده‌ای است که دارای عوامل و علایم و تظاهرات رفتاری مختلف و حتی متضاد است؛ مثلاً بعضی افراد افسرده ممکن است به بیاشتهایی و عده‌ای دیگر به پرخوری متمایل شوند. در خصوص پوشش نیز ممکن است بعضی از افراد افسرده، به پوشیدن لباس تیره و عده‌ای نیز به لباس‌هایی با رنگ غیر تیره تمایل پیدا کنند؛ بنابراین، حتی استناد به پژوهشهای میدانی نیز اثبات کنندة مدعای مذکور نخواهد بود.

پس استفاده از چادر مشکی برخلاف ادعاهای به ظاهر علمی بعضی از افراد، نه تنها عارضة منفی ندارد، بلکه با فلسفة حجاب و پوشش زنان در مقابل نامحرم، یعنی عدم تهییج و تحریک و ایجاد آرامش روانی در جامعه نیز سازگار است. امروزه در روان‌شناسی رنگ‌ها، این که رنگ مشکی رنگی صامت و غیر فعال است و باعث تحریک و جلب توجه نمیشود، یک واقعیت مسلم است. در کتاب روانشناسی رنگ‌ها درباره‌ی رنگ سیاه گفته شده است که �سیاه نمایانگر مرز مطلق است.�؛(40) بنابراین، فردی که در مقابل نامحرم و در بیرون منزل، از حجاب مشکی استفاده می‌کند با این کار، مرز مطلق و کاملی بین خود و افراد نامحرم ایجاد می‌نماید. وقتی که خانمی در بیرون منزل چادر مشکی به سر می‌کند، می‌خواهد نشان دهد که نامحرم حق ندارد به این حریم نزدیک شود؛ زیرا این حریم، حریم حیا و عفت است، نه جای بی‌حیایی و هرزگی و هوسبازی؛ او با حجاب مشکی خود می‌خواهد نگاه تیز هرزگی و ابتذال را بشکند و نگذارد نامحرمی در حریم عفت و پاکی و نجابت او وارد شود و حرمت او را از بین ببرد.

هم‌چنین در روان‌شناسی رنگ‌ها آمده است که سیاه به معنای �نه� بوده و نقطة مقابل �بله� یعنی رنگ سفید است.(41) بنابراین، وقتی بانوان در مقابل نامحرم از حجاب مشکی استفاده می‌کنند، در واقع می‌خواهند به او �نه� بگویند؛ و در مقابل، آنهایی که لباس سفید می‌پوشند، در واقع راه نگاه‌ها را به سوی خود باز می‌گذارند و آنهایی که لباس‌های رنگارنگ و جذاب می‌پوشند خواسته یا ناخواسته خود را در معرض نگاه‌های هرزه و آلوده قرار می‌دهند. از نظر روانی نیز وقتی انسان پارچه‌ی مشکی را می‌بیند، دیگر چندان رغبتی برای نگاه کردن ندارد و خودبه‌خود نظر را برمی‌گرداند؛ و در مقابل، نگاه به رنگ‌های روشن چشم را باز می‌کند و برای دیدن و استمرار آن رغبت ایجاد می‌کند؛ و استفاده‌ی بانوان از لباس‌های رنگارنگ نیز باعث جلب توجّه مردان نامحرم می‌گردد. 

رنگ حجاب قرآنی (خمار و جلباب) نیز - آن‌گونه که از شواهد لغوی، حدیثی و تاریخی استنباط می‌گردد ـ مشکی بوده است؛ و با عنایت به آنچه بیان شد که از نظر روانشناسی، رنگ مشکی رنگی صامت و غیر فعال است و این ویژگی در تأمین فلسفهی حجاب بانوان نقش بسیار مؤثری دارد، باید به نگاه روان‌شناسانة عمیقِ وحی قرآنی و به انتخاب زنان مسلمان و ایرانی آفرین گفت که در زمانی که هنوز روان‌شناسی در غرب از مادر علم متولد نشده بود، مادران و بانوان مسلمان و ایرانی به برکت تقوای الهی و نورانیت تعالیم دین مبین اسلام، روان‌شناسانه‌تر از دانشمندان امروزی، چادر مشکی را برای حجاب بیرون از منزل خویش انتخاب نموده‌اند.(42)

 14- انقلاب اسلامی و معضل بی حجابی 

در مورد مشکل بدحجابی باید گفت که این معضل در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد که باید آن عوامل را در جامعه مورد شناسایی قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسی و حساب شده انجام داد. و این که بعضی گمان می کنند علت این مساله عدم برخورد حکومت و یا رویگردان بودن افراد بی حجاب از دین است کاملاً اشتباه است. بر این اساس عوامل بدحجابی در جامعه به دو دسته تقسیم می‌شود:

 الف) عوامل درونی: 

منظور از عوامل درونی، مجموعه مؤلّفه‌هایی است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشی از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر آن است. مهم‌ترین آنها عبارت است از:

1. بی تقوایی و ضعف ایمان

از نظر انسان‌شناختی و روان‌شناختی، انسان موجودی است که دارای قدرت اختیار می‌باشد، یعنی، هم توانایی انتخاب راه درست و طی کردن مراتب کمال انسانی را دارد و هم توانایی پیروی از امیال و هواهای نفسانی و طی کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن در سوره انسان، آیه 3 می‌فرماید:�انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا�  بر این اساس در جامعه‌ای مانند جامعه اسلامی ما ـ که بسیاری از احکام، ارزش‌ها و معارف اسلامی برای اداره جامعه تبیین شده و جای هیچگونه عذر و بهانه‌ای نیست ـ بعضی از احکام الهی (مانند حجاب) از سوی برخی افراد نادیده گرفته می‌شود و این مسأله به این اصل و عنصر روان‌شناختی(یعنی قدرت اختیار و انتخاب) باز می‌گردد. به عبارت دیگر یکی از مهم‌ترین عوامل بدحجابی در جامعه، سوء اختیار یعنی پیروی از هواهای نفسانی است که خود ناشی از ضعف ایمان و تقوا، تزلزل شخصیت و... می‌باشد و در مظاهری از قبیل تجمل‌گرایی، خودنمایی در مقابل بیگانگان و... نمود پیدا می‌کند.

در بسیاری از موارد، خودباختگی و تزلزل شخصیت و عدم اعتماد به نفس ،موجب تقلید و تظاهر به رفتارهای ناصحیح دیگران می گردد. بر اثر خودباختگی، ملاک در کرامت و شایستگی اجتماعی را محبوب بودن و مطرح بودن در چشم دیگران می دانند. البته اگر انسان با تقوا و پاکدامن و مقید به رعایت ارزش های الهی باشد هم محبوب خواهد بود و هم در چشم و دل و زبان اولیاء مطرح خواهد بود، لیکن این مسأله نیاز به خودباوری و ایمان قوی و انگیزه های عالی و معرفت صحیح از حیات طیبه دارد. چنین انسانی برای خود رسالتی عظیم را قایل است که به رفتارهای او جهت می دهد.

یکی از راه‌های اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان‌شناختی آن و تقویت ایمان و تقوای افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان در اجرای احکام الهی و موازین و مقررات اسلامی در سطح جامعه می‌باشد. خداوند درقرآن کریم در سوره رعد، آیه 11می‌فرماید:"ان الله لا یغیر ما بقومٍ حتی یغیروا ما بأنفسهم.....؛ خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییرنمی‌دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند."

این عامل درونی اختصاص به جامعه ای خاص یا پیروان دین مخصوصی ندارد، اما در هر جامعه ای عوامل تشدید کننده یا کنترل کننده وجود دارد که باید پیشینه تاریخی و وضعیت فرهنگی را بررسی کرد. 

2.یکی دیگر از عوامل مهم در بی حجابی افراد جامعه، عدم معرفت دینی است . از این جهت که علی رغم آنچه ادعا می شود سطح علم ودانش در جامعه بالا رفته ، باید اذعان کرد که آنچه به عنوان علم نمود پیدا کرده یک سری دانشهاو اطلاعاتی است که هیچ گاه جای معرفت دینی را نمی گیرد وعلم نمایی بیش نیست وحتی در همین جامعه دینی ما که حداقل یک ربع قرن بعد از انقلاب تبلیغ شده است، هنوز بعضی افراد ، پاره ای ازمحرمات وهمچنین مسائل محرم و نامحرم را به درستی نمی دانند وبرخی از امور را که جزء محرمات است همچون دست دادن با برخی از اقوام نامحرم ، حضور عاری از حجاب در محافل یکدیگر و........ برآنها مکشوف ومعلوم نیست وحتی برخی توصیه ها و تذکرها را دراین خصوص فقط امر حکومتی می دانند واز این که بی حجابی وبدحجابی یک حرام الهی است بی خبرند و حتی بعضی نوع پوشش خود را بی حجابی نمی دانند.

3. عامل سوم را می توان در برخی افراد جستجو کرد ، عده ای از افراد بااینکه می دانند برخی از حضورها ونمایشهای خود در محضر دیگران، حرام است اما غفلت نموده وسهل انگاری می کنند وگهگاه دیده می شود که با وضعی نامناسب در مجامع و محافل حضور پیدا می کنند که البته این خود به عوامل دیگری همچون خلأهای درونی افراد برمی گردد. 

4.کمبودهای عاطفی در خردسالی وحتی بزرگسالی ، هویت وشخصیت انسان را به شدت کاهش می دهد. آنگاه نبود ایمان واعتقاد کافی وکمبودهای عاطفی و درونی که تحت عوامل مختلف، گریبانگیر یک زن می شود ، سعی می کند برای جبران آن خلأ، به شیوه های گوناگونی از جمله توجه دیگران به خود و نمایاندن خود به دیگران روی آورد.

5. عامل دیگر که می تواند درافزایش بدحجابی مؤثر باشد، بُعد روانی زنهاست که اساساً سعی در زینت و زیور و آراستگی دارند واین توجه به خود در پیرایش و آرایش ، هنگامی که مانعی همچون ایمان واعتقاد نباشد یا ضعیف باشد، نتیجه اش آن می شود که با چهره های جذاب و جلب کننده درمحافل واجتماع ظاهر گردند تا آن تمایل درونی خویش را ارضاء نمایند.

6. ریشه‌های تاریخی این مسأله که به اقدامات رژیم پهلوی برای گسترش فرهنگ برهنگی، بی‌بند و باری و کشف حجاب بر می‌گردد که توانست بخشی از جامعه ما را دچار این انحراف کند و بی‌حجابی را در خانواده‌ها به صورت یک هنجار و ارزش درآورد. روند گسترش این معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامی و فضای ناشی از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادی کنترل شد؛ ولی به دلایل متعددی، رگه‌ها و ریشه‌های خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغییر محیط ارزشی جامعه و فاصله گرفتن از فضای معنوی حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوباره مجال ظهور و بروز پیدا کرد.

7. کوتاهی و بی‌توجهی برخی از مسؤولان فرهنگی کشور در تثبیت ارزش‌ها و احکام اسلامی و تعمیق بخشیدن به آن، از دلایل دیگر گسترش بدحجابی است.

گفتنی است که به علت وجود مشکلات ناشی از تثبیت انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، فشارهای خارجی محاصره‌های گوناگون اقتصادی، سیاسی و... باعث شد که بیشترین وقت و انرژی مسؤولان و دستگاه‌های دولتی به این امور صرف شود و توجه چندانی به مسائل فرهنگی جامعه و اجرای راه‌کارها و برنامه‌هایی در جهت تثبیت و تعمیق ارزش‌ها و احکام اسلامی مبذول نگردد.

8. بعضی از اقدامات انجام گرفته بعد از سال 1368 (از قبیل سیاست‌های پولی و ارزی و...) که به منظور تسریع در روند توسعه و رشد اقتصادی، صنعت و... انجام گرفت، ناخواسته موجب تغییر ارزش‌های جامعه، به سوی هنجارهای مادی، مدرک‌گرایی، تجمل پرستی و...گردید.

9. برخی از افراط و تفریطهایی که در سالهای اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بی حجابی و بد حجابی شد از قبیل استفاده از روشهای خشونت‌آمیز و فیزیکی و... باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبینی عده ای به این حکم الهی گردید.

10. اجرا نشدن فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر یا نظارت ملی به صورت فراگیر و گسترده و نظام‌مند از طرف آحاد جامعه، که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنی و... شمرده شده است.

ب) عوامل بیرونی: 

مهمترین عامل بیرونی تهاجم فرهنگی گسترده و همه جانبه غرب به ارزش‌های اسلامی و ملّی ما، برای بی هویت نمودن نسل جوان، تضعیف باورهای عقیدتی در مردم و در نهایت شکست نظام اسلامی در ایران با استفاده از پیشرفته‌ترین وسایل تکنولوژی اعم از نرم‌افزاری و سخت‌افزاری، عناصر وابسته داخل در عرصه‌های فرهنگی و اقتصادی و... در جهت حاکم نمودن فرهنگ و ارزش‌ها و مظاهر تمدن غرب.

مجموعه عوامل فوق سبب گردیده که متأسفانه علیرغم گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامی، معضل بد حجابی در جامعه اسلامی ما وجود داشته باشد.

 15- راهکار مقابله با معضل بی حجابی در جامعه 

حقیقت این است که این موضوع (بدحجابی و بی حجابی)، بیشتر از آنچه که به قوانین مربوط شود به فرهنگ عمومی جامعه بستگی دارد. به عبارت دیگر، ایمان قلبی به دین و عملکرد مثبت آن، اساسی ترین عنصر و مؤثرترین نسخه برای حفظ و استمرار فرهنگ حجاب در جامعه است.

به هر حال از آنجا که دشمنان فرهنگ دینی، از طریق ماهواره، افراد غرب زده و از همه مهم تر با تهاجم فرهنگی خویش با حوصله زیاد و در پروسه زمانی طولانی در صدد گسترش فرهنگ سکولار و نفوذ فرهنگ بی حجابی و بدحجابی در بین کشورهای دارای فرهنگ دینی و از جمله به کشور اسلامی ما هستند، مقابله با چنین پروسه و اصلاح آن نیز، نیازمند کار دقیق فرهنگی با برنامه های دراز مدت است، چرا که تنها وضع قوانین و رفتارهای قهر آمیز نمی تواند ضامن اجرای مقررات اسلامی باشد و همین مسأله، وظایف ما را به عنوان یک فرد مسلمان و دین دار، دو چندان می کند. این وظیفه در چند سطح قابل بررسی است:

1. اصولاً مسؤولان کشور در برابر تعلیم و تربیت نوجوانان و جوانان آن مملکت مسؤولند.

بنابراین باید با بکارگیری همه ابزارهای لازم در رفع زمینه های بی حجابی و بد حجابی (مثل بیکاری، بالا رفتن سن ازدواج، بی عدالتی، تبعیض و ...) و گسترش فرهنگ دینی و ارزش های پایدار اسلامی، نهایت تلاش خویش را بکار گیرند و شرعاً و قانوناً مجاز نیستند که با سهل انگاری خویش، اسباب کم رنگ شدن دین و اخلاق در جامعه را فراهم آورند.

2. همه مردم و به خصوص جوانان و نوجوانان متدین، از حیث�کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته� ، باید قیام به امر به معروف و نهی از منکر کرده و با اخلاق حسنه و بدون برخورد فیزیکی و تنش (و حتی با پرهیز از صحنه هایی که خود امر و نهی کننده ممکن است مورد تهمت قرار گیرد) و با اتکال واعتماد به خداوند متعال، تلاش دشمنان را خنثی کرده و آنان را ناکام بگذارند.

3. کارهای بنیادی فرهنگی: هنرمندان و ارباب رسانه های صوتی- تصویری (اعم ازبخش دولتی و خصوصی) نیز می توانند با ارائه کارهای هنری خویش (اعم از فیلم، عکس، نقاشی، بازیگری و ...) در تعمیق فرهنگ پوشش اسلامی و اهمیت آن، هنر نمایی کنند. البته به این شرط که خودشان با پوشش مطلوب ظاهر شوند. بی شک با توجه به الگوپذیری جوانان و نوجوانان از هنرمندان، مسؤولیت آنان پیش خدا و خلق بسیار سنگین است.

4. برخورد قانونی و کنترل رفتار فیزیکی: با توجه به مسائل پیش گفته در بخش اقدامات فرهنگی و اجرایی، اگر عده ای اندک خواستند هنجارهای عمومی و دینی را در عمل به زیر سؤال ببرند، نیروهای اجرایی مسؤول باید به وظایف خویش عمل کنند.

به هر حال، در این مسأله ظریف و حساس، هم کار فرهنگی دامنه دار و هم کار قانونی و کنترل رفتار فیزیکی توأماً مؤثر خواهد بود و هر کدام بدون دیگری مفید و مؤثر نخواهد بود.

 16- فلسفه حجاب و پوشش بانوان در نماز 

با توجه به این که خداوند متعال علیم و حکیم است، پس یکایک احکام حکمت خاصی دارد ولکن پی بردن به تمام آن اسرار برای ما میسر نیست چه این که با علم محدود وناقص ما از نیازها، استعدادها و نیز راه رفع نیازهای واقعی و شکوفا کردن استعدادها به نحو صحیح و بدون مخاطرات جسمی و روحی، مادی و معنوی، چگونه می‌توان چنین ادعایی نمود.
علاوه بر این که اساس در این احکام، فراخواندن بشر به تعبد و اظهار بندگی در مقابل حضرت پروردگار است. البته چه بسا ممکن است آگاهی به این اسرار و حکمت‌ها حداقل در بعضی افراد موجب تقویت انگیزه آنها در پیروی از آن دستورات شود. به همین جهت در صدد کنکاش از اسرار و حکمت‌های احکام هستند. 

به هر صورت حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفه‌های متعددی دارد ؛ از جمله:

1) این خود نوعی تمرین مستمر و روزانه برای حفظ حجاب می‌باشد و یکی از عواملی است که در پاس‌داشت دائمی پوشش اسلامی زن و جلوگیری از آسیب‌پذیری آن، نقش مهمی ایفا می‌کند.

2) وجود پوششی یکپارچه برای تمام بدن و داشتن پوششی مخصوص برای نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر می‌کند و از التفات ذهن به تجملات و چیزهای رنگارنگ می‌کاهد و ارزش نماز را صد چندان می‌کند.

3) داشتن پوشش کامل در پیشگاه خداوند، نوعی ادب و احترام به ساحت قدس ربوبی است. ازاین‌رو برای مرد نیز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهی زمینه ساز حضور معنوی و بار یافتن به محضر حق می شود.

افزون بر آن، حکم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوت‌هایی دارد و با آن قابل مقایسه نیست؛ مثلاً پوشاندن روی پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولی در نماز - بدون حضور نامحرم - واجب نیست.(43)

 پی نوشت ها :

1. تاریخ و تمدن، ویل دورانت، ج 4، ص 461

2. همان 

3. عهد قدیم(تورات)، سفر نشید الاناشید، باب 5

4. همان، سفر تکوین، باب 24

5. عهد جدید(انجیل)، انجیل متی، باب 20

6. تاریخ تمدن، ویل دورانت، ج 9، ص 242

7. تحقیق در دین مسیح، جلال الدین آشتیانی ، ص 286

8. انسانیت از دیدگاه اسلامی، مصطفوی ، ص 129

9. نحل / 81

10.نور / 31 و 30 و 59؛ احزاب / 59 و 60

11.اعراف / 26

12.مسأله حجاب،استاد مطهری، ص 73 

13. مجمع البیان، طبرسی، ص217

14. مسأله حجاب، ص 131 

15. حلیه المتقین، مجلسی، صص 10 -91 

16. مجمع البیان، ج3 ، ص 673

17.احزاب (33)، آیه 33

18. نور (24)، آیه 31

19. مسأله حجاب، صص 146 – 147

20. تفسیر صافی، فیض کاشانی، ج 3، صص 430 – 431

21.احزاب (33)، آیه 59

22. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، ص39

23. مسأله حجاب، مرتضی مطهری ص72

24. همان، ص73

25. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل،صص63-64 

26. فروع کافی،کلینی، ج 5

27. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی ، ج 14

28. رجوع کنید به سوره نور،آیات 31و60 وهمچنین سوره احزاب ، آیه 33

29. مجله‌ی پیام زن، شماره‌ی‌46، دی ماه 74، ص23

30.ر. ک: مسأله حجاب، صص 158 - 159؛ قاموس قرآن، قرشی، ج 2، صص 41 - 42. (این کتاب‌ها کلمات اهل لغت را ذکر کرده‌اند؛ مانند تعبیر به �الجلباب: القمیص أوالثواب الواسع� یا �الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطّی به المرأة رأسها و صدرها)

31. تفسیرالمیزان ، ج 16، ص 361. (هو ثوب تشتمل به المرأة فیغطّی جمیع بدنها)

32. تفسیر صافی، ج 4، ص 203

33. الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج 14، ص 156

34. درباره جلباب گفته‌اند: آن روسری خاصی که بانوان هنگامی که برای کاری به خارج ازمنزل می‌روند، سروروی خود را با آن می‌پوشند؛ �الجلباب خمارالمرأه الذی یفطّی رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجه� ( مجمع البیان، ج 8 ، ص 578)

35. مجمع البیان، ص 580؛ المیزان، ج 16، ص 361

36. زنانی که ظاهراً پوشیده هستند ولی در واقع برهنه‌اند، برگرفته از حدیثی از پیامبر(ص)(میزان الحکمه، ری شهری، ج 2، ص 259)

37. مسأله حجاب، صص 160 – 161

38. دکتر برهانی (متخصص اعصاب و روان)، هفتهنامهی 19 دی (قم) شمارهی 155، ص9

39. یکی از قراین و شواهد مؤید این ادعا که پوشش سیاه علت ایجاد افسردگی نیست، این است که بسیاری از بانوان روانپزشک و روانشناس نیز از پوششهای مشکی استفاده میکنند.

40. روانشناسی رنگ‌ها، دکتر ماکس لوشر، ترجمه‌ی ویدا ابی‌زاده، ص 97

41. . همان

42. اعجاز رنگ سیاه، چرا چادر مشکی؟، حجت‌الله رحمانی، نشریة فیضیه، ص 3، 7 آذر 1379 (با دخل و تصرّف)

43. توضیح المسائل مراجع،ج1،ص442، م789

ادامه دارد