لایق بودن

ziba (32)

حسرت

ziba (40)

دور یا نزدیک؟


امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چه طور؟؟؟

پیری....

چند دوست قدیمی که همگی 40 سال سن داشتند

می‌خواستند باهم قرار بگذارند که شام را با همدیگر صرف کنند.


پس از بررسی رستوران‌های مختلف سرانجام باهم توافق کردند

که به رستوران چشم‌انداز بروند 

 زیرا خدمتکاران زیبایی دارد.


10 سال بعد که همگی 50 ساله شده بودند دوباره تصمیم گرفتند 

 که شام را با همدیگر صرف کنند. و پس از بررسی رستوران‌های مختلف،

سرانجام توافق کردند که به رستوران چشم‌انداز بروند

زیرا غذای خیلی خوبی دارد.


10 سال بعد در سن 60 سالگی، دوباره تصمیم به صرف شام با همدیگر گرفتند

و سرانجام توافق کردند که به رستوران چشم‌انداز بروند

زیرا محیط آرام و بی‌ سر و صدایی دارد.


10 سال بعد در سن 70 سالگی، دوباره تصمیم گرفتند که شام را با هم بخورند

و سرانجام پس از بررسی رستوران‌های مختلف تصمیم گرفتند که به رستوران چشم‌انداز بروند

زیرا هم آسانسور دارد و هم راه مخصوص برای حرکت صندلی چرخدار.


و بالاخره 10 سال بعد که همگی 80 ساله شده بودند یک بار دیگر تصمیم گرفتند

که شام را با همدیگر صرف کنند و پس از بررسی رستوران‌های مختلف سرانجام توافق کردند

که به رستوران چشم‌انداز بروند

زیرا تا به حال آنجا نرفته‌اند!

 

فرایند پیر شدن


خدا

عکس نوشته های آموزنده و الهام بخش

+

Nice Quotes 79 عکس نوشته های فلسفی و آموزنده جدید

خشم

Nice Quotes 74 عکس نوشته های فلسفی و آموزنده جدید

....

ایستادگی


    ایستادگی کن ،

            ایستادگی کن ؛

                   و ایستادگی کن ...

و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها ، جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را فقط به نمایش می گذارد  ندارند.


                  و ما را  ایستاده آفرید، تا ایستادگی  را از یاد نبریم ...

بی دوست


آدم ها همه  چیز را همین طور

حاضر و آماده از مغازه ها می خرند...

اما چون مغازه ای نیست که دوست معامله کند،

آدم ها مانده اند بی دوست...!


رسیدن....

رسیدن، آداب دارد...!

وقتی رسیدی باید بمانی،

باید بسازی،

باید مدام یادت باشد که چقدر زجر کشیدی تا رسیدی،

که آرزویت بوده برسی...

وقتی رسیدی،

باید حواست باشد تمام نشوی...!


گناه


فهمیده ام که خیلی وقت ها

گناه نکردن،

نتیجه ی فراهم نبودن موقعیت است!

توهم تقوا برَم ندارد...!


غمگین نباش

اگه قرار بود هرکسی

بزرگترین غمش رو برداره و ببره تحویل بده،

با دیدن غمهای دیگران

آهسته غمش رو توی جیبش میگذاشت و

به خونه برمیگشت...

باور کن ;)

کاش...

قضاوت

باران...

باران که می آید

حضور مبهم یک هیچ مرا فرا می گیرد

تپش های قلبم به شماره می افتد

دم می رود و بازدم به سختی باز می گردد

دلم سخت می گیرد.

دوستی های کنسروی


این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد

یک نفر را کشف کند!

زیبایی هایش را بیرون بکشد ... تلخی هایش را صبر کند...

آدم های امروز، دوستی های کنسروی می خواهند :

یک کنسرو

که فقط درش را باز کنند

بعد یک نفر...شیرین و مهربان

از تویش بپرد بیرون

و هی لبخند بزند

و بگوید

حق با توست ....

جملات زیبا






پینوکیو


می ترسم..


دیروز پینوکیو آدم شد

و امروز، آدم ها پینوکیو....!

من از عاقبت مادربزرگ میترسم

اگر فردا شنل قرمزی گرگ شود......!

با خودم فکر میکنم


هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

دکتر شريعتي


دلخوشی..


 دل ادم ها چه گاهی گرم میشود

به یک دلخوشی کوچک

به یک هستم

به یک کجایی؟

به یک خوبی؟

به یک حضور


عکس هایی از سردشت زیبا


تلخ تلخ

خنده هایم شکلاتی اند !!!ولی زیادی خالص....تلخ تلخ!!!

خدایا رهایم نکن

ما جانزدیم

سلام خواستم بگم ما هستیم ولی هم دسترسی به نت نداریم همسرمون شلوغه حتما آپش میکنیم به امید خدا

همه روزهاتون پاییزی!





همه روزهاتون پاییزی!


پاییز و جلوه های وهمی جاری
و اوراد اذکار پریشان باد
در حجم آتشکده هر درخت
پرستش را/ از پاییز باید آموخت/ تا آخرین برگش/ سجده بر خاک!




پل سردشت

عکس های روستای آلاوان

...زیادی

زياد خوب نباش ،

زياد دم دست نباش،

زياد كه باشي،

زيادي ميشي....