تک دختری از جنس......
تک دختری از جنس......
پست سفارشی شما ....3/
ﯾﮑﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭼﻘﺪﺭ ﺷﯿﺮﯾﻨﻪ ﻭﺳﻂ sms
ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺑﺒﺮﻩ ﺻﺒﺢ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﯽ ﺑﺒﯿﻨﯽﻧﻮﺷﺘﻪ ﻗﺮﺑﻮﻥ ﻋﺸﻘﻢ ﺑﺮﻡ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩﻩ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﺷﺐ ﻭﺳﻂ sms ﺑﺎﺯﯼ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺑﺮﺩ
ﺻﺒﺢ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ :
ﻣــــــــﺮﺩﯼ؟
این من : خخخخخخخ اخی طفلکی :)))) ؛ ماکه از این چیزا ندیدیم فقط شنیدیم .... ولی از قدیم گفتن شنیدن کی بود مانند ... حالا دیگه...
پست سفارشی شما ....2/
دومین کامنت : این پست پسرپارسی زحمتشو کشیده ....
وقتی از اتاق عمل بیام بیرون سرمو بندازم پایین بگم متاسفم بچه ناقص به دنیا اومده!
بعد در حالی که همه از ترس خشکشون زده پدر بچه از من بپرسه :
بچه چه مشکلی داره؟
منم دستامو بزارم رو دلم هار هار بخندم و بگم: دخترررررره!
پسـرا یــکــی پــرچــمــو بــگــیــره !!!
عصبانی ام شدیییییییییدا
یعنی دلم میخواد فقط به ادمای فضول بگم خییییییییلی خرین ، بیشعورا ، نفهما ، الاغا... ( الان نمیشه اونی که لیاقتشونه رو بگم وگرنه این حیوونای بیچاره دربرابره همچین ادمایی شرف دارن !!!!! ) ... اخه الاغ جان فکر کردی همه مثه خودتن هر غلطی دلشون خواست انجام بدن ؟؟؟ شماها اگه ادم بودین وضع زندگی خودتون این نبود که ...
خداییش خیلی نامردین ... این بود رسمش ؟؟؟ روتون شد اینقد راحت ابروی دوتا دخترو ببرین ؟؟؟؟ به شمام میشه گفت ادم؟؟؟ بخدا از صدتا حیوون نفهم ترین ...
فقط خدارو شکر خداشکر خداروشکر مامان بابا هردوتاشون ماهن ، هردوتاشون گلن ، هردوتاشون قدر یه دنیا شعور و معرفت دارن ... وگرنه بااین چرتو پرتای پشت سرمون اگه اینقد اعتماد نداشتن میزدن لهمون میکردن...
چرا بعضیا به خودشون همچین اجازه ای میدن ؟؟؟؟ چطور میتونن اینطور باشن ؟؟؟؟ اینا واقعا ادمن ؟؟؟؟
مگه مارو نمیشناختن؟؟؟؟ اینقد نامردی ؟؟؟ اینقد اره؟؟؟؟
خداروشکر... درسته بخاطر اون چرندیات دیگه مثل قبل نمیتونیم باشیم نمیتونم اونقد بگردیم و باهرکی خواستیم باشیم ولی بازم خدارو شکر که مامان و بابا با اینکه از ابروشون میترسن ولی به دست پرورده های خودشون اعتماد دارن....
مامانم ، بابای گلم عاشقتونم.... همین / .
پست سفارشی شما ....1/
یک روز ، فردی قدم به زندگیتان خواهد گذاشت ، و شما را متوجه خواهد کرد که چرا هرگز با هیچ کس دیگری دوام نیاورده اید...
این من : لایییییییک... فقط همین....!
حرف ... حرف .... حرف
این چند روز نبودم تقصیر من نبود بلگفا داغون بود باز نمیشد .
شب یلدا فوق العاده خوش گذشت ... مخصوصا که تولد برسام عزیزم هم بود... << گل من تولدت مباررررررررک>>
این روزا خواهری امتحان داره ... پری روز اولین امتحانشو داد و گل کاشت(!) خواهری کل افتخارشاینه که داره دانشگاهشو هفت ترمه تموم میکنه ولی پری روز سر جلسه تقلب کرد و کارش کشید به کمیته انضباطی و .... (شانس بیاره بخاطر ترم اخر بودنش زیاد بهش گیر ندن وگر نه افتخارش میشه هشت ترم !!!)
ممنون از کامنت های قشنگی که گذاشتین ولی اکثرشون به حال و هوای وبلاگ من نمیخوره ... یا عاشقانه اس یا ضد دختر !!! نامردا این انصافه اخه ؟؟؟؟ ولی چون قول دادم متاسفانه میذارمشون سر فرصت....
هیچی دیگه ...حرفی واسه گفتن ندارم الان....
شب دونه اناری... (!)
اتفاقای قشنگ امروز من...
دوتا خبر خوب :
1_ یه نی نی خوشمل دیگه به خونواده اضافه شد...... بهراد الان چند ساعته که به دنیای خوشگل ما اومده<3
2_ نتیجه چهار ماه تحقیق یکی از دوستام نتیجه داد ، من یک ماه اخر کمکش کردم، خداییش کار راحتی نبود مخصوصا واسه من... بخاطرش خیلی حرفا شنیدم ولی ارزش موفق شدن دوستمو داشت... دیشب که تکتم خبر سوم شدن پروژه اشو داد خیلی خوشحال شدم .