خوش آمدین عزیزان - این پست ثابت است

قلب.قلب های زیبا.رویایی

 این گلهای خوشگل و زیبا تقدیم به همه ی دوستای وبلاگی ام

به همه ی اون خوبهایی که نظرات گرمشونو از من دریغ نکردین . جدی جدی که این

وبلاگم کلی خوبه ها . با آدمهایی دوست میشی که نه دیدیشون نه میشناسیشون

ولی خدایی همه تون خوبین من اگه یه کوچولو بد بودم شرمنده هنوز اثره اون دختره کوچیکه

شیطونیه که نمیخواد بزرگ بشه و دوست داره هنوز بچه بمونه  آخه عالم بچه گی یه عالم

دیگه است همه تونو دوست دارم  

 

 

zainabhosseini.blogfa.com

این وبلاگ مربوط به درسمه و خوشحال میشم اگه به اونم سربزنید و

نظرتونو بزارید

کدامین چشمه سمی شد....

کدامین چشمه سمی شد که آب از آب میترسد

که حتز ذهن ماهیگیر از قلاب میترسد

گرفته وسعت شب را غباری آنچنان مبهم

مژه از پلک و پلک از چشم و چشم از خواب میترسد

دل نوشته


صبح شبی که با غم خوابیدی چقد سخت و طولانیهشبی که تمام عشقت تمام احساست یکدفعه فنا میشه و انگار از اول هیچ نبوددلی که هیچ وقت رنگ غم ندیده بود ناگهان بشه زادگاه غم چشمی که هیچ وقت اشک غم نریخته بود بشه چشمه ای که از درد وسوز سینه جوشیدهلبی که جایگاه بهترین فرش لبخنده ازشدت فشار دندونت که ازعمق سینه ی سوختته بشه نهرخون  چشمی که به امید یه صبح پرعشق بازمیشد بخاطر ترس از این نامردیهای دنیا دوست داره هیچی نبینهپایی که طولانی ترین مسافتو با عشق درکمترین زمان میرفت. دوست داره کمترین مسافتو در طولانی ترین زمان برهذهنت مثل یه صندوق خالیه که انگار هیچی و هیچکس تو دنیا نیست جز خودتو یه دنیا غم یه دنیا چیزای ناشناخته ای که اصلا برات اشنا نیستدلم میخواد فقط خودم باشم . توی یه خونه تک و تنهاهیشکی نباشه هیشکی باهام حرف نزنه هیشکی بهم نگه دنیا ارزش ندارههیشکی بهم نگه بابا زندگی پستی بلندی داره هیشکی بهم نگه ........ چرا کردی؟خدا من گمت کردم توکه گمم نکردی ؟ من پشیمونم توکه مهربونی؟من گنه کارم توکه بخشنده ای؟ من بنده ام توکه خدایی تنهام نزار

گالری عکس نایت اسکین,نایت گالری,عکس عاشقانه,ولنتاین,کارت پستال عاشقانه,عکس های هنری,عکس زیبا,دخترانه,پسرانه,عکس طبیعت

همیشه قصه ی تکرار آن دوران شیرین است

         ویاد خوب روزهای رفته

               حجم قلبم را لبالب از هراسی ,

                      تلخ می سازد

       و موج یادها بر ساحل دریای احساسم


                             چه بی رحمانه می تازد.

سنجش...

پسرکوچکی وارد مغازه ای شد . جعبه نوشابه رابه سمت تلفن هل داد و برروی جعبه رفت
تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره .
مغازه دار متوجه پسربود و به مکالماتش گوش میداد .پسرک پرسید:
خانم می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟
زن پاسخ داد: کسی هست که این کار را برایم انجام میدهد ! پسرک گفت:
خانم من این کار را بانصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد! زن گفت:
که از کار این فرد کاملا راضی است . پسرک بیشتر اصرار کردو گفت : خانم
من پیاده رو و جدول جلوی خانه راهم برایتان جارو میکنم . در این صورت شما در یکشنبه
زیباترین چمن درکل شهر را خواهید داشت ! مجددا پاسخ زن منفی بود .
پسرک در حالی که لبخند بر لب داشت گوشی را گذاشت ...!!
مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت : پسر ...
از رفتارت خوشم آمد به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم
به تو کاری بدهم
پسر جواب داد : نه ممنون . من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم . من همان کسی هستم
که برای این خانم کار می کند ...!!!

تصمیم گیری دشوار...

سلام دوستای خوبم امیدوارم همه تون خوب باشین

حقیقتش یکی ازدوستام به اسم مریم دوستی داره به اسم پویا که سه ساله باهم دوستن

بعدسه سال پویا تصمیم گرفته علی رغم مخالفت شدید خانواده اش بیاد خواستگاری مریم.

ولی چون شناسنامه اشو خانواده اش ندادن نمیدونه باید چکارکنه؟ آیاد خانواده مریم

راضی میشن مریم دخترشونو صیغه پویا کنن تا خانواده اش راضی بشه؟

پویا هم هرتعهد سنگینی رو از طرف خانواده مریم حاظره قبول کنه تا مریم و به عقدش درارن

هردوشون هم عاشقانه همو میپرستن و واقعا عشقشون عشق حالایی نیست که سرهوس وشهوت

باشه . من موندم چه طور جوابشو بدم یا اصلا چی جواب بدم آخه کدوم پدری میاد

دخترشو برای مدت مدیدی صیغه یه پسر کنه؟

به نظر شما مریم باید به خانواده اش بگه و مقاومت کنه یا نه؟

دل نوشته

بی درنگ باید رفت

چه بخواهی چه نخواهی

خواهشی کن که باهم برویم / چه رویای شیرینی

با تو بودن / باتو گفتن / با تو ماندن و با تو رفتن

لحظه های زندگی همان رویاهای دیروز است

و چه تند میگذرد رویای دیروزی که میخواستی فردا به آن برسی و امروز گذشت...

زندگی حقیقتی ست اجباری

دروغی ست اختیاری

و رویایی ست که هرگونه تو فکر کنی

گفتند: زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست

و چه راست گفتند ...

من میروم این راه را به اختیار خود و به اجبار زندگی

اما...!

 اما   اما    اما   نمیدانم  نمیدانم  چرا چنین افسرده ام در حین جوانی

چگونه چنین راهی رابروم که قامتم خمیده از ناامیدی....؟



توجه .......توجه

سلامی پر از طراوت بهار به همه ی دوستای گل وبلاگی ام خوبین انشاالله؟تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اومدم که بگم اگه خدا بخواد و سعادت نصیبمون بشه قرار ه هفته ی بعد از طرف دانشگاه با کاروان

دانشجویی بریم سوریه شاید دوهفته ای نباشم و نتونم سربزنم ولی شما فراموشم نکنید

سوغاتی همه تون محفوظه تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيداونجا از طرف همه تون نائب الزیاره میشم و یادتون میکنم

نمیدونید چقد خوشحالم تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدواسه همه همه تون دعا میکنم

دو فرشته هاروت و ماروت ...؟

خداوند خواست خلقی را در روی زمین بیافریند واین زمانی بود که

هفت هزارسال پیش ازاین "جن " و "نسناس" را در روی زمین آفریده بود.

"نسناس" میمون آدم نما(از قبیل گوریل،شامپانزه، اورانگوتان و ...) فرشته ها

که دیدند آنها به کارهای زشت مشغول اند و خون ناحق میریزند به خشم آمدند و گفتند:

با اینکه اینها معصیت میکنند و فرمان تورا نمی برند بازهم میخواهی موجودی

خلق کنی که برروی زمین فساد کند، خدا فرمود: شماهافقط عقل دارید و به طاعت

می پردازید ولی انسان دو قوه شهویه و غضبیه دارد که اگر درشما بود شما هم

معصیت میکردید. فرشتگان انکار کردند و خودرامبرا از هرچیزی دانستند

ادامه نوشته

سوال

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

نظرت چیه اگه همچین جایی زندگی میکردی ؟

نظرت چیه اگه خونه ات تو دل طبیعت بود ؟

راستی دوست داشتی خونه ات وسط جنگل بود و یه کلبه درختی میداشتی ؟

منکه عاشق همچین زندگی هستم

اینکه تو طبیعت باشم با صدای ناز پرنده ها بیدارشم

موسیقی زندگیم صدای آبشار باشه و نوازشگرم نسیم ملایم صبحگاهی 

رویائیه نه ؟ ولی فکرشو بکن " بدور از دغدغه های روزانه ؛ مشکلات همیشگی ؛

جروبحث های الکی و بی اساس ؛ مشغولیت های ذهنی سر زندگی بهتر و مجلل تر؛

ساعت های بیشتر صرف کارکردن برای پول در آوردن؛ آشفته از خواب پریدن از اینکه وای دیر شد

راحت نخوابیدن برای ترس از دیررسیدن سر قرار فردا!؛

نداشتن فشار عصبی بخاطر آپ دیت شدن مدهای ثانیه به ثانیه و .....

اصلا چرا داریم صنعتی میشیم ؟ مگه زندگی قبل تر ها از ما چکار بود که شده سنت؟

اصلا ها .. هرچی زمانه جلو میره و علم و صنعت پیشرفت میکنه انگار مشکلات هم پیشرفت میکنن؟

کاش زندگی همه ساده بود و بی آلایش بی دغدغه بی تجمل بی ریا

کاش ........

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

ما آدما همه ذات و سرشت پاکی داریم

و همیشه اون ته تهای علایق و اندیشه هات که نگاه میکنی میبینی همیشه زیبایی رو دوست داری

چقد خوب  میشد که هیچ زشتی اطرافمون نبود و ما ! ما به هیچ عمل زشتی مهر استاندارد نمیزدیم

ما زنده ایم که زندگی کنیم

کاش زندگی لحظه به لحظه اش نشان پله پله صعود و افتخار ما بود

شعری از خودم واسه مامان جون

تو از اعماق خوبیها هویدایی

چه زیبایی ٫ تو پرشوری ٫ انیس و همدم مایی

تو هستی و من از شوقت / بسان آهویی وحشی به دشت صورت ماهت

گرفتارم ٫ اسیرم ٫ نازرویه مهربانم

وسیعی ٫ همیشه سبز و چون آبیه دریا بیکرانی

تو حس پرغرور سینه ی مایی

تو عشقی ٫ لذتی ٫ نابی  / تو آرامش ده شبهای تاری

عزیزی ٫ ساده ای ٫ رنگین کمانی

تو از دنیا فراتر بی کرانی

تو خوبی ای همش آرامش دل

تو محبوب دلی "مادر"

تویی آن نور روشن در این دنیای ظلمانی .

گلایه

سلام به همه ی دوستای وبلاگی ام

یه گلایه دارم از اونی که نمیدونم کیه و حرف بی ربط زده

گالاکسی ...؟

اصلا نمیدونم کی هستی و مطمئنم از دوستای من نیستی

فقط میخوام بگم من توی وبم هیچ حرف نامربوطی نزدم و نخواهم

زد . کاش جرآتشو داشتی و آدرس وبتو میدادی اونوقت خیلی

بااحترام جوابتو میدادم

فقط اینو بدون هرچی که به من گفتی فقط در شآن خودته

شخصیتتو نشون دادی که از اون حد بیشتر نیستی . تو واسه همه

مشکلی . و متآسفم واسه اونایی که با تو نشست و برخاست دارن

حداقل واسه کسی نظرمیدی اونم نظراتی کاملا نامشروع

دل داشته باش آدرس وبتو بزار که بقیه هم جوابتو بدن

لباس فارغ التحصیلی

ميدونيد چرا لباس فارغ التحصيلي توي کل جهان اين شکليه ؟!يک نمونه ديگر از ارزشهاي ايراني که خود ما آنرا نمي شناسيم رداي فارغ التحصيلي است. لابد تا به حال شما هم ديده ايد وقتي يک دانشجو در دانشگاههاي خارج از کشور مي خواهد مدرک دکتراي خود را بگيرد، يک لباس بلند مشکي به تن او مي کنند و يک کلاه چهارگوش که از يک گوشه آن يک منگوله آويزان است بر سر او مي گذارند و بعد او لوح فارغ التحصيلي را مي خواند.
هنگامي که از ما سوال مي شود که اين لباس و کلاه چيست؟ چه پاسخي ميدهيد؟! هنگامي که از يک اروپايي يا ژاپني و يا حتي آمريکايي سوال شود اين لباس چيست که شما تن فارغ التحصيلانتان مي کنيد مي گويند ما به احترام "Avicenna" "آوي سنا" پدر علم جهان اين لباس را به صورت نمادين مي پوشيم.
آنها به احترام "Avicenna" "آوي سنا" که همان "ابن سينا"ي ماست که لباس بلند رداگونه مي پوشيده، اين لباس را تن دانشمندان خود مي کنند. آن کلاه هم نشانه همان دستار است (کمي فانتزي شده) و منگوله آن نمادي از گوشه دستار خراساني که ما ايراني ها در قديم از گوشه دستار آويزان مي کرديم و به دوش مي انداختيم. در اروپا و آمريکا علامت يک آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و کلاه ابن سينا مي گذارند، ولي ما خودمان نمي دانيم !!

فرشته های زمینی

گالری عکس نایت اسکین,نایت گالری,عکس عاشقانه,ولنتاین,کارت پستال عاشقانه,عکس های هنری,عکس زیبا,دخترانه,پسرانه,عکس طبیعت

سلام دوستای خوبم امیدوارم حالتون خوب باشه

دیشب با مامان بیمارستان بودم تا ساعت ۳صبح ٫ حالش خیلی بد شده بود دوباره قلبش اذیتش

کرده بود ٫ بمیرم نمیتونست نفس بکشه خدا هیچ مادریو مریض نکنه ٫ بابا داشت گریه میکرد

باورتون میشه یه مرد گریه کنه؟ مرد وقتی گریه میکنه که خیلی روش فشار باشه ٫ الهی قربونش بشم

عاشق مامانه  ٫ قبول کنیم خیلی سخته پدرومادری تو خونه مریض بشه ٫ آدم دق میکنه غم تو

دلش رخنه میکنه منکه اینجوری ام ٫ دعا کنیم هرکجا زیرسقف آسمون بی کران خدا خونه ای هست

که توش ۲تا فرشته ای زمینی به اسم پدرمادره هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت مریض نشن 

 

عاشقانه.عشقولانه.عشق.رویایی

سلام دوستای عزیزم

این عکسی که مشاهده میکنید عکس عروسی مریم جون و صادق جونه

واضح نگرفتم که تصویرشون تکثیر نشه

نمیدونید چقد خوشحالم مریم دخترعمه امه ٫ خیلی خوشحالم که ازدواج کرد

میخواست شرکت کنه دانشگاه که خب ازدواج کرد یه شبه دکتراشو گرفت

امیدوارم که هردوشون تا عمر دارند کنار هم همیشه و همیشه و همیشه خوشبخت باشند

اگه من عاشق نبودم

دختر.دختران زیبا.دخترای ناز

کاشکی من عاشق نبودم / تا اینجوری خراب نشم

لحظه به لحظه مثل شمع / قطره به قطره آب نشم

اگه من عاشق نبودم / غروب خونه غم نداشت

ابرسیاه و بارونش / غصه تو قلبم نمی کاشت

اگه دلم اسیر نبود / اینجوری داغون نمیشد

از غم دوریت عزیزم / نمی شکست خون نمیشد

اگه من عاشق نبودم / چشم تو زندونی نداشت

منکه دلم با چشم تر / سر روی بالشت نمی ذاشت

اگه دل عاشقت نبود / غصه پنهونی نداشت

منو توراه زندگی / اینجوری تنها نمی ذاشت

مردی مقابل گل فروشی ايستاد.او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر ديگری بود سفارش دهد تا برايش پست شود .
وقتی از گل فروشی خارج شد ٬ دختری را ديد که در کنار درب نشسته بود و گريه می کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد : دختر خوب چرا گريه می کنی ؟
دختر گفت : می خواستم برای مادرم يک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است . مرد لبخندی زد و گفت :با من بيا٬ من برای تو يک دسته گل خيلی قشنگ می خرم تا آن را به مادرت بدهی

وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضايت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می خواهی تو را برسانم ؟ دختر گفت نه ، تا قبر مادرم راهی نيست!
مرد ديگرنمی توانست چيزی بگويد٬ بغض گلويش را گرفت و دلش شکست. طاقت نياورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کيلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هديه بدهد.
شکسپير می گويد: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همين امروز به من هديه کن


پرسید که چرا دیر کرده است ؟

نکند دل دیگری اورا اسیر کرده است ؟

خندیدم و گفتم : او فقط اسیر من است ؟

تنها چند دقایقی دیر کرده است ؟

گفتم :امروز هوا سرده بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است

خندید به سادگیم و گفت : احساس پاک تورا زنجیر کرده است

گفتم : از عشق من چنین سخن نگو

گفت : خوابی سالهاست دیرکرده است

در آینه به خود نگاه میکنم ٫ آه

عشق تو عجب مرا پیر کرده است

راست گفت : آینه منتظر نباش

او برای همیشه دیر کرده است .

 

 سال نو مبارک

 

امیدوارم همه ی دوستای

ناز وبلاگیم سالی

پر از عشق و شادی

 

داشته باشند

 

در پناه حق

شعری از خودم

امشب هم چشمهایم بارانی ست

دلم دنبال راه صاف و همواره است

نباشد هیچ سنگی و

نباشد پای من خسته

دلم تنگ است ٫ دلم دنیای راز است

کجا آن کس که با او

هزاران راز را آغشته با خون وا کنم ٫ هیهات

چرا اینگونه کردم من نمی دانم !

کجای راه را بیراهه رفتم من ٫ نمی دانم!

چه کردی با خود ای بنده ٫ نمی دانم!

همی دانم که می خواهم

بسی فریاد از عمق دلم بیرون کنم آری

همی دانم که می خواهم

دلم را خانه ی مجنون کنم ٫ آری

دلم تنگ است....

عزیز من ٫ خدایم ٫ یار من باش

به هر بیراهه رفتم ٫ خوب می دانم

تو بودی آنکه هی فریاد می زد ای تو بنده

کجا !؟ آهسته رو ٫ این راه چاه است

چرا اینگونه کردم من ٫ نمی دانم ؟

ببخشایم .......... ببخشایم

دلم تنگ است

بارانی ست چشمها

خوب میدانم

چرا اینگونه کردم من ٫ نمی دانم؟

 

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای قبول شدم

خدا ممنونت کارشناسیمو قبول شدم

التماس دعا

 

((عاجزانه از همه تون میخوام دعام کنید

فردا نتایج آزمون کارشناسی رو سایته خیلی دلهره دارم

تورو خدا دعام کنید قبول بشم

قول میدم به همه تون سر بزنم

نه واسه همه تون پیشه امام رضا دعا میکنماین که دیگه خوبه؟

من تا فردا شب نیستم از همه تون التماس دعا دارم))

نکته

خوشبختی انسان در سه جمله خلاصه می شود :

تجربه از دیروز

استفاده از امروز

امید به فردا

ولی مابا سه جمله دیگر زندگی مان را تباه میکنیم:

حسرت دیروز

اتلاف امروز

ترس از فردا

"دکتر علی شریعتی"

 

این دفعه کتابی معرفی میکنم واسه همه ی دخترای گل ایرانی و فرشته های

روی زمین

کتاب " برای ریحانه " حتما بخونید . یه شعرشو سوا کردم

واسه دوستای گلم بخونید و لذت ببرید لطفا ادامه مطلب و بزنید

ادامه نوشته

نيك سخن

دنيا را بد ساخته اند

كسي را كه دوست داري ، دوستت ندارد

كسي كه تو را دوست دارد، تو دوستش نداري

اما كسي كه تودوستش داري و او هم دوستت دارد

به رسم و آئين زندگاني به هم نمي رسند

و اين رنج است

زندگي يعني اين

"دكتر علي شريعتي"

سيب سرخي را به من بخشيد و رفت

ساقه ي سبز مرا او چيد و رفت

عاشقي هاي مرا باور نكرد

عاقبت بر عشق من خنديد و رفت

اشك در چشمان گرمم حلقه زد

بي مروت گريه ام را ديد و رفت

چشم از من كند و از من دل بريد

حال بيمار مرا فهميد و رفت

باغم هجرش مدارا ميكنم

گرچه برزخمم نمك پاشيد و رفت

سروده ي من

پاهایم نرفته خسته اند        دستهایم زخستگی هردوبسته اند

این چه رسمیست از زمانه نمیدانم      دل شکسته ام زجور زمانه شکسته ام

هم زمان خوشی دلم میلرزد که بسی ناخوشی به پی آید

هم خیال واهمی دارم بعد غم ٬ غم دگر آید

خنده ها تلخ ٫ تلخی از دل نیست

ترس اززمانه است که تلخ میکند لبخند

ترسم از خنده ی دروغین هم ٫ که دروغین تلخ کند این گل خند

یارب ای تو بهترین یارم  /  من زتنهایی گریزانم

بی غم اندکی گل لبخند   /   تو بپاش بردلم بخندانم

خنده ی غمین نمی خواهم /  غم پی غمی نمی خواهم

من توراخواهم و تورا جویم  /  زندگی به اندکی نمی خواهم

آری ای دل تویی مشکل /  که سبب شدی غم مارا

تواگر پی خدا بودی  /   مر چرا به مشکلی حالا

می روم به پای خسته ی خود

      میکشم به دست بسته ی خود

         هرچه گوید این زمانه پست 

              من بگویم از توست هرچه قسمت توست 

خدا............من ...............تنهام

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

از یه دوست

دو دوست با پاي پياده از جاده اي در بيابان عبور ميکردند.بين راه سر موضوعي اختلاف پيدا

کردند و به مشاجره پرداختند.يکي از آنها از سر خشم؛بر چهره ديگري سيلي زد. دوستي که سيلي خورده بود؛سخت آزرده شد ولي بدون آنکه چيزي بگويد،روي شنهاي بيابان نوشت((امروز

 بهترين دوست من بر چهره ام سيلي زد.))آن دو کنار يکديگر به راه خود ادامه دادند تا به يک آبادي رسيدند.تصميم گرفتند قدري آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند.ناگهان

شخصي که سيلي خورده بود؛لغزيد و در آب افتاد.نزديک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد.بعد از آنکه از غرق شدن نجات يافت؛ير روي صخره اي سنگي اين

جمله را حک کرد:((امروز بهترين دوستم جان مرا نجات داد)) دوستش با تعجب پرسيد: ((بعد از آنکه من با سيلي ترا آزردم؛تو آن جمله را روي شنهاي بيابان نوشتي ولي

حالا اين جمله را روي تخته سنگ حک ميکني؟)) ديگري لبخند زد و گفت:((وقتي کسي مارا آزار ميدهد؛بايد روي شنهاي صحرا

بنويسيم تا بادهاي بخشش؛آن را پاک کنند ولي وقتي کسي محبتي در حق ما ميکند بايد آن را روي سنگ حک کنيم تا هيچ بادي نتواند آن را از يادها ببرد.