هم سانه
به نام کودک˚ خدای ِمهربان
رتبه ی دوم در بخش داستان نخستین جشنواره ی ادبی قلم ماندگار
هم سانه
می آیم لب ِبرم*.می گذارم موج های ِآب تمام شوند.به
چهره ام نگاه می کنم ،دماغم ورقلمبیده شده ،کاش
چشم هایم ورقلمبیده تر بود،برعکس.با خودم فکر می
کنم حق دارد.این همه چشم ور قلمبیده هست چطور
می خواهدبا من باشد.بماند.معلوم است