رابطه ما با خاک

مردي به رسول خدا (سلام‏ الله عليه) عرض كرد: دعا كنيد كه خدا مرا به بهشت برد. حضرت فرمود: «أعنّى بكثرة السجود»من دعا مي‏ كنم ليكن تو مرا با سجده‏ هاي زياد و طولاني كمك كن تا دعاي من مستجاب شود.همچنين فرمود پُشتهاي شما از بار گناه سنگين شده است آنها را با سجده‏ هاي طولاني سبك كنيد. امام صادق (عليه‏ السلام) نيز فرمودند: نزديكترين حالت بنده به خدا وقتي است كه در حال سجده باشد و گريه كند. انسان هر چه به خاك نزديك شود به خدا نزديكتر مي‏ شود. 
برگرفته از کتاب حكمت عبادات،حضرت آیت الله جوادی آملی، ص106

لقمه نانی به امامی دادن ...

سلام

طرماح بن عدي طائي، فرستاده اميرمؤمنان علي (ع) به سوي معاويه بود در بين قبيله‏اش داراي جايگاه رفيع و شريفي بود. مرحوم شيخ او را از ياران اميرمؤمنان و فرزندش سالار شايستگان برشمرده، و رجال شناس نامدار«مامقامي» ضمن مورد اعتماد شمردن او، مي‏گويد:
أنه ادرک نصرة الامام و جرح و برء ثم مات بعد ذلک...او براي راهنمايي نافع بن هلال و چند نفر ديگر، از کوفه خارج شد و آنان را در منزل‏گاه عذيب الهجانات به امام حسين عليه‏السلام رساند طرماح به امام عرض کرد: با شما ياران اندکي مي‏بينم و همين لشکريان حرّ در مبارزه با شما پيروزند و من يک روز پيش از آمدن از کوفه، مردم انبوهي را در بيرون شهر ديدم که آماده جنگ با شما مي‏شدند و من تاکنون چنين لشکر عظيمي نديده بودم، تو را به خدا سوگند! تا مي‏تواني به آنان نزديک مشو. طرماح آنگاه از روي خيرخواهي پيشنهادي به امام داد که : اگر مي‏خواهي که در مأمني فرود آيي که سنگر تو باشد تا تدبير کار خويش کني و تو را چاره کار معلوم گردد، با من بيا تا تو را در کوه اَجا فرود آورم، به خدا سوگند که اين کوه سنگر ما بوده و هست و ما را از پادشاهان غسّان و حمير و نعمان بن منذر حفظ کرد و به خدا سوگند هيچ گاه تسليم نشديم و اين خواري را به خود نخريديم، قاصدي نزد قبيله طي در کوه «اجا» و «سلمي» بفرست. ده روز نگذرد که قبيله طي سواره و پياده نزد تو آيند و تا هر زمان که خواهي نزد ما باش و اگر خداي ناکرده اتفاقي رخ دهد، من با تو پيمان مي‏بندم که ده هزار مرد طائي پيش روي تو شمشير زنند و تا زنده‏اند نگذارند دست هيچ کس به تو برسد. امام فرمود: خداوند تو و قبيله‏ات را جزاي خير دهد. ما و اين گروه - اصحاب حرّ - پيماني بسته‏ايم که نمي‏توانم از آن باز گردم، معلوم نيست، عاقبت کار ما و آنها به کجا مي‏انجامد.

آن‏گاه طرماح براي بازگشت بهانه‏اي آورد و او رو به امام کرد و گفت: من قدري آذوقه دارم که براي خانواده‏ام مي‏برم. مي‏روم و برمي‏گردم؛ اگر به شما رسيدم، از جمله‏ي ياران شما هستم. امام به او فرمود: اگر خواستي بشتاب؛ خدا تو را رحمت کند.
طرماح بن عدي به نزد خانواداش رفت و پس از اندکي درنگ بازگشت و چون به منزل عذيب الهجانات رسيد، از شهادت امام حسين عليه‏السلام آگاه شد

داستان کربلا

 

داستان کربلا داستان عجیبی است  رذالت و پستی قومی را نشان می دهد که  در مواجه با آیات اللهی از خود پست ترین مظاهر دنیا را بنمایش گذاشتند و تاریخ شاهد بر این است

 فرزندان بحر بن كعب تميمي كه لباسهاي امام (ع) را از بدن مقدسش بيرون آورده بود بنو سراويل ناميده شدند. فرزندان آنان كه بر پيكر امام (ع) اسب تاختند بنو السرج  و فرزندان نيزه داري كه سر امام (ع) را حمل مي كرد بنو اسنان، و فرزندان كسي كه پشت سر نيزه دار تكبير مي گفت بنو المكبري لقب گرفتند.

نامه ای به مسیح ...

سلام

نوشتن نامه برای شما کاری سخت است کسی که روح الله است و مقدس و از مادری مقدس زاده شده صفحات تاریخ مرا به یاد روزی انداخت که مهاجران مسلمان در برابر فرستادگان قريش که براي بازگردان آنها به حبشه آمده بودند، قرار گرفتند و از هر سو نداي درباريان بر اخراج آنان بلند شده بود، جعفر بن ابي طالب آياتي از سوره مريم را تلاوت کرد:

وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَاناً شَرْقِيّاً …… قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيّاً

وَجَعَلَنِي مُبَارَكاً أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيّاً وَبَرّاً بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيّا

وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيّاً ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ.(۱)

نجاشي، پادشاه حبشه پس از شنيدن اين آيات در حالي که اشک در چشمانش حلقه زده بود، خطاب به نمايندگان قريش گفت: به خدا قسم گفتار پبامبر اينان و آنچه که عيسي آورده از يک سرچشمه نور است. برويدمن هرگز اينان را به شما تحويل نمي‌دهم.

می خواهم سخنانم از کتابی باشد که به آن اهانت شد و پیامبری که مدعیان دروغین پیروی از شما به باد اهانت های ناروا گرفته اندش همان که شما بشارت به آمدنش داده بودید :


«قل يا اهل الکتاب تعالوا الي کلمه سواء بيننا وبينکم الا نعبد الا الله ولا نشرک به شيئاولا يتخذ بعضنا بعضا ارباباً من دون الله فان تولوا فقولوا اشهد وا بانا مسلمون.»(۲)
«بگو اي اهل کتاب بياييد از آن کلمه اي که ميان ما و شما يکسان است پيروي کنيم . به جزخداي يکتا هيچ کس را نپرستيم و چيزي را با او شريک قرار ندهيم و برخي ، برخي ديگر را به جاي خدا به ربوبيّت بر نگزينيم. پس اگر آن ها از حق روي گرداندند، بگوييد شما گواه باشيد که ما تسليم فرمان خداونديم.»

واز آنجایی که می خواهم آنان که دایه دار پیروی تو را دارند این نامه را بخوانند می گویم :

ولا تجادلوا اهل‌الکتاب الا بالتي هي احسن الا الذين ظلموا منهم وقولوا آمنا بالذي انزل الينا وانزل اليکم والهنا والهکم واحد ونحن له مسلمون».(۳)

«و با اهل کتاب جز به شيوه‌اي که نيکوتر است مجادله نکنيد مگر کساني از آن‌ها که مرتکب ستم شده‌اند و بگوييد: به آن ‌چه بر ما و (به آن‌چه) بر شما نازل شده ايمان آورده‌ايم و خداي شما يکي است و ما همه‌ فرمان برداريم.»

اکنون درصدد پاسخ گفتن به این اهانت ها نیستم؛اما بد نیست بدانند که ما طبق آنچه که از قران کتاب آسمانی خود آموخته ایم به تمام پیامبران الهی ایمان داریم :


«قل آمنا بالله وما انزل علينا وما انزل علي ابراهيم واسماعيل واسحق ويعقوب والاسباط وما اوتي موسي وعيسي والنبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم ونحن له مسلمون» (۳)

[ای پیامبر از جانب خود و پیروانت به همه ]بگو :ما به خدا وآنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب و نوادگان [داری مقام نبوتشان ]فرود آمده،وآنچه به موسی وعیسی و پیامبران از سوی پرورگارشان داده شده ایمان آوردیم ،ومیان هیچ یک از آنان فرق نمی گذاریم ،و ما در برابر او تسلیم هستیم.

باید توجه داشت که پیامبران اللهی همه برای هدایت بشر آمده اند و اهانت به آنها اهانت به تمام بشریت است و اهانت به کرامت انسانی .

ما بر اساس آموخته های دینی خود حق اهانت به هیچ کسی را نداریم :

«ولا تسبوا الذين يدعون من دون ‌الله فيسبوا الله عدواً بغير علم کذالک زينا لکل امه عملهم».(۴)
«هرگز به بت‌پرستاني که غير خدا را مي خوانند اهانت نکنيد، زيرا آنان نيز به خداي شما اهانت مي کنند از روي جهل. اين چنين ما براي هر اُمتي عملشان را زينت داده‌ايم»

باید یاد آور شوم که طبق علوم روانشناسی افراد وقتی متوسل به توهین و اهانت می شوند که دستشان از منطق واستدلال کوتاه شود آنان که در مقابل منطق اسلام حرفی را برای گفتن ندارند بگذار اهانت کنند که چرا :

چراغی را که ایزد بر فروزد هر آن کس پف کند ریشش بسوزد

ودر نهایت هم منتظر روزی هستیم که تو با مهدی موعود (عج ) خواهی آمد و عدالت برا بر جهان حاکم خواهیم دید .

وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً


--------------------------------------------------------------------------------

(۱)مریم

(۲)آل عمران 64

(۳)عنکبوت 46

(۴)انعام 108

بازار مسلمین و امام صادق

سلام

ضمن عرض تسلیت شهادت امام صادق (علیه السلام) ؛در این گیر و دار بازار و التهابات کاش کسانی که خود را شیعه جعفری می دانند سیره این امام را درسی برای زندگی خود قرار دهند :

امام صادق عليه السلام غلامش را كه به او مصادف مى‏گفتند به حضور خواست و هزار دينار در اختيارش گذاشته، فرمود: آماده شو تا به مصر براى داد و ستد بروى، زيرا نان خورهاى من زياد شده‏اند.

مصادف كالايى آماده كرد و با كاروان تجار به سوى مصر رهسپار شد؛ هنگامى كه نزديك مصر رسيدند قافله‏اى كه از مصر بيرون مى‏آمد با آنان برخورد كرد، از قافله درباره وضعيت و قيمت كالايى كه داشتند و مورد نياز عموم مردم بود پرسيدند كه در مصر چگونه است؟

كاروانيان به آنان گفتند: چيزى از آن در مصر يافت نمى‏شود. هم سوگند و هم پيمان شدند كه كالايشان را از نظر سود دينار به دينار بفروشند! وقتى كالايشان را فروختند و قيمتش را گرفتند، به مدينه باز گشتند. مصادف، بر حضرت امام صادق عليه السلام وارد شد در حالى دو كيسه هزار دينارى همراهش‏ داشت، به حضرت گفت: فدايت گردم اين كيسه اصل سرمايه و آن ديگر سود سرمايه.

حضرت فرمود: اين سود، سودى زياد و فراوان است! شما در فروش كالا چه كرديد؟ مصادف داستان را بيان كرد، حضرت فرمود: سبحان اللّه بر ضد مسلمانان، هم سوگند شديد كه جنس را از نظر سود جز دينار به دينار به آنان نفروشيد؟! سپس يكى از آن كيسه‏ها را گرفت و فرمود: اين اصل سرمايه من و به سودش هيچ نيازى ندارم سپس فرمود: اى مصادف! شمشير زدن در ميدان جنگ از طلب حلال آسان‏تر است‏.