سلام دوباره

به بهانه آغاز بکار شهردار جدید

(ابتدا باید بابت غیبت چند ماهه عذرخواهی کنم چون از اواسط شهریور درگیر کارشناسی ارشد بودم فرصت نشد مطالبی را که مد نظر دارم مطرح کنم، این چند روز تعطیلی بین دو ترم فرصت مغتنمی است.)

مدتی بود که قصد داشتم پیرامون وقایع اخیر شهر مطالبی بنویسم که انتصاب و آغاز دوره کاری شهردار جدید بهانه ای برای طرح این مطلب شد.

اولا مسئله انتخاب شهردار جدید توسط شورای جدید مسئله ای کاملا طبیعی و عادی و طبق روال قانونی بود، این حق و وظیفه شورای جدید در هر شهر بزرگ یا کوچکی است، پس تجمع و اعتراض های بی مورد کاری خلاف قانون و خلاف شان شهر ما بود.

ثانیا از برخی اعضای شورای شهر رفتارهایی خلاف شان دیده شد که انتظار آنرا از برخی افراد با تجربه  و با سابقه در مدیریت شهری و شورا نداشتیم، اقتضای کار شورایی اختلاف سلایق و تعارض آراست اما مهم این است که این اختلاف نظرها باعث اختلال در کار شورا و مدیریت شهری نشود.

ثالثا ضمن ارج نهادن به خدمات ارزنده ای که در دوران تصدی مدیریت گذشته شهرداری که هر انسان منصفی نمی تواند منکر آن باشد اما کارهای برزمین مانده زیادی وجود دارد که از مجموعه مدیریت جدید شورا و شهرداری انتظار می رود آنها را در اولویت کاری خود قرار دهند (طرح این مطالب صرفا بعنوان مطالبات شهروندان است و نه تعیین تکلیف، چرا که هر شهروند حق مطالبه از مسئولین را دارد).

1- مسئله آسفالت خیابان ها که از کیفیت بسیار پایینی برخوردارند بخصوص برخی معابر عمومی که محل تردد اکثر همشهریان یا مسافران شهرهای همجوار است و باعث نمود منفی در ذهن رهگذران است کافی است وضعیت معابر شهر را با برخی شهرهای کوچک سایر نقاط مقایسه کرد تا متوجه ضعف و نقصان آنها شد.

2-  مسئله ترافیک شهر، بخصوص در مسیرهای مرکزی شهر که باید توجه داشت صرفا با احداث تقاطع های غیر همسطح و سایر طرح های کوتاه مدت حل شدنی نیست و لازم است طرحی جامع و آینده نگر طراحی شود.

3- مسئله زیبا سازی شهر و به اصطلاح مبلمان شهری در سالهای گذشته مورد غفلت قرار گرفته بخصوص ساخت وسازهای بی رویه در بافت مرکز شهر که لازم است شهرداری با توجه به وظیفه قانونی خود به آن توجه کند(مانند تشکیل سازمان زیباسازی شهری).

4- اما مهمترین و شاید کلان ترین کار که شهردار محترم خود نیز در مواردی متذکر این موضوع شده اند نگاه فرهنگی است که در راس می توان به تشکیل  معاونت یا سازمان فرهنگی اجتماعی (یا فرهنگی هنری) اشاره کرد که خود فرصت (یا به اصطلاح پست) مستقلی می طلبد.

تقدیم به آن بزرگ مردان


در باب مسائل منطقه 2

بسمه تعالی

عراق پاکستان و ...

چند ماه قبل یادداشتی در باب وقایع سوریه نوشتم که نمی دانم چقدر مورد استقبال  خوانندگان عزیز قرار گرفت، در این نوشتار نگاهی به وقایع کشورهای غرب آسیا خواهیم داشت ، متاسفانه طی دو دهه گذشته تفکرسلفی گری در جوامع اهل سنت بسیار ترویج شده است از کشورهای عربی گرفته تا مرزهای شرقی ایران  تا مسلمانان در برخی کشورهای شوروی سابق مانند چچن آبخازیا حتی برخی خبرها حاکی از آن است که دلارهای نفتی سعودی ها که پشتیبانی اصلی مالی این جریان را بعهده دارند به شمال غرب چین یعنی ایالت مسلمان نشین سین کیانگ هم رسیده است.

به نظر می رسد نقش اول بازی خاورمیانه جدید را سلفیان تکفیری به رهبری سعودی و قطر ایفا می کنند و در تمام این حوادث و اتفاقات جریان شیعی به عنوان محور مقاومت ضد صهسونیستی – ضد امپریالیستی حضور دارد هدف اصلی این نقشه شوم است، از نا آرامی های سوریه و عراق و حمله به اماکن مقدس اسلامی گرفته تا جنگ علیه شیعیان یمن در سال های گذشته و ترور و نا امنی در پاکستان، در تمامی این حوادث قربانی اصلی شیعیان مظلوم هستند، شیعیان همسایگان شرقی و غربی ما در برگزاری مناسبت هایی چون عاشورای سالار شهیدان هم امنیت و آزادی ندارند چرا هرگز کسانی که در داخل کشور ما ادعای آزادی بیان می کنند برای یکبار هم از این فجایع اظهار تاسف نکرده و برای این مظلومان آزرده خاطر نمی شوند، اینجاست که باید قدر نظام اسلامی را و شکر نعمت امنیت و اقتدار جمهوری اسلامی را بجای آوریم که  شکر نعمت نعمتت افزون کند.

نمی دانم روایات پیرامون آخر الزمان چقدر صحت داشته و کدام یک صحیح باشند آنجا که در برخی روایات گشایش شیعیان را مرگ عبدالله پادشاه حجاز ذکر کرده اند اما با اندک توجهی به اوضاع پیرامونی می بینیم که ستون فقرات فتنه و فساد در منطقه و بازوی اصلی صهیونیست ها آل سعود خائن الحرمین است همانگونه امام راحل در پیام پذیرش قطعنامه فرمود )) ...مگر مسلمانان جهان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون های فتنه و جاسوسی مبدل شده اند....)) خداوندا هر چه زود تر این رژیم سعودی – صهیونیستی را بدنبال اسلافشان به عذاب الیم در دنیا و آخرت مبتلی بفرما.

آخرین مطلب این که آمریکا و غربی ها بدنبال ایجاد خاورمیانه ای جدید (به) تعبیر خودشان هستند صد البته غرب آسیای جدیدی در پیش خواهد بود اما نه به نفع آنها بلکه با محوریت اسلام و مقاومت.

نقشه زیر گویای اهداف آنها از بلواهای اخیر خواهد بود اما در پایان باید گفت :

((ان کید الشیطان کان ضعیفا))

روضه فاطمیه

  

 سخنرانی فرمانده گردان بلال ( لشکر 7 ولی عصر (عج) ) شهید سید جمشید صفویان در ایام فاطمیه 23 بهمن 1363

برای مشاهده و یا دانلود روی گزینه های زیر کلیک کنید

1 - مشاهده در وبلاگ آجمشید

2 - مشاهده در آپارات

تبریک از زبان آجمشید

 

پرده اول : بعد از عملیات خیبر بود(چون مطلب مهم بود توی این وبلاگ هم نوشتم)

اواخر سال 62 بود و هنوز تب و تاب عملیات خیبر ادامه داشت و تیپ ما جهت سازماندهی مجدد میان جاده اهواز-خرمشهر و کارون اطراق کرده بود،صبح یکی از روزها گروهی از صدا و سیما به من مراجعه کرده و گفتند که : قرار است هنگام تحویل سال ،پس از پیام امام خمینی از جبهه ها یک پیام خطاب به مردم ایران پخش شود که از طرف لشکر شما شما را معرفی کرده اند من بعد از لحظاتی تامل ، گفتم:

حال که قرار است پیامی از طرف رزمندگان خطاب به همه ملت ایران باشد ، من سید جمشید صفویان فرمانده گردان بلال را به شما معرفی می کنم که هم بیان گیرایی دارد و هم بسیار مسلط سخنرانی می کند.

جواب دادند : از طرف لشکر شما را که فرمانده تیپ هستید ، معرفی کرده اند، باز شما ما را به دیگری حواله می دهید.

من گفتم: ببینید برادران، من سید جمشید را می شناسم، او بهتر از من حق مطلب را ادا خواهد کرد، خلاصه از ما اصرار و از آنها انکار، بالاخره پیشنهاد دادم : خوب شما هم صحبت مرا ضبط کنید ، هم صحبت سید را، هر کدام بهتر بود ، همان­را پخش کنید از قضا با همین حرف قانع شدند و پذیرفتند.

سردار عبدالکریم فضیلت پور

  فرمانده وقت تیپ2 لشکر 7 ولیعصر(عج)

*****************************************

پرده دوم : بعد از عملیات خیبر بود ، من که در این عملیات مجروح شده بودم، در منزل بسترم را مقابل تلویزیون پهن کرده و به دیوار تکیه داده و لحظات تحویل سال را از تلویزیون پی می گرفتم ، آقا جمشید که برادر بزرگم بود و چند ماه قبل ازدواج کرده بود ، آن سال اولین عید بعد از ازدواجش بود و او در منطقه بود ، سال که تحویل شد بعضی از بستگان برای تبریک سال نو و عیادت من آمدند منزل ما و صحبت از آقا جمشید شد که ای کاش اولین عید بعد از ازدواجش به شهر می آمد و... در همین اثنا من که به امام علاقه زیادی داشتم ، پیام امام را گوش می کردم که پس از پایان پیام امام ، تصویر سید جمشید بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و شروع به صحبت کرد در حالیکه در یک ماشین جیپ نشسته بود و من هم فرصت را غنیمت شمرده ، اهل خانه را صدا زدم و همگی دور تصویر سید جمشید حلقه زدند که شاید اگر سید در خانه بود ، اینقدر خوشحال نمی شدیم.

حاج سید علی (حمید) صفویان

*************************************

پرده سوم :  همه منتظر تحویل سال بودند و در محوطه اردوگاه مراسم جشنی از طرف لشکر ترتیب داده شده بود، بچه ها بسیار خوشحال و شاداب بودند و در انتظار تحویل سال بودند و پس از شنیدن سخنان امام همه با علاقه بسیار به پیام و سخنان سید گوش می دادند و بسیار خوشحال و شادمان بودیم که فرمانده گردان ما که او را مانند برادر بزرگتر دوست داشتیم ، پس امام راحل و پیش از رئیس جمهور وقت پیام تبریک از جبهه ها خطاب به ملت ایران داده است . و متعجب از این که چگونه سید بدون آمادگی قبلی ، اینقدر شیوا و بلیغ سخن می گفت.

رزمندگان گردان بلال

***********************************

پرده چهارم : بعد از این حادثه گاهی اوقات سید که با وجود وقار و متانتی داشت گاهی به شوخی می گفت : بابا آقا روح الله که خودش تهران است و بخشی از کارها را به عهده گرفته ، بخشی هم به دوش حسینعلیه (مرحوم منتظری) مابقی کارها به دوش منه مگر من چقدر وقت دارم ، من بجنگم من پیام تبریک عید بگم.... گاهی اوقات هم دوستان به شوخی به ایشان خطاب ولیعهد می کردند چونکه پس از امام و پیش از رییس جمهور وقت (رهبر معظم انقلاب) پیام داده بودند.

همرزمان شهید در کمیته انقلاب اسلامی (سابق دزفول)


باتشکر از دوستان سایت دزنا 24 فیلم را می توانید از اینجا ببینید

متن پیام و سخنرانی شهید در نوروز 1363

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

با سلام ودرود به روان پاک پیامبر اکرم و شهدای انقلاب اسلامی خصوصاً شهدای عزیز عملیات پیروزمندانه خیبر، ما الان در آستانه شروع یک سال نو هستیم که ان شاالله با اتکال به خداوند سال غلبه جنود اسلام بر لشکریان صدام است. آنچه که ملت ما در عرض این چند سال و خصوصاً در این مواقع بسیار حساس در این 40 ماه جنگ در صحنه کارزار نگه داشته، مسئولیتی است که مردم ما در برابر اسلام و انقلاب اسلامی حس می­کنند. پیامبر اکرم می فرماید : (من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین ولم یجبه فلیس بمسلم) می­فرمایند: فریادِ فریاد خواهی مظلومی را بشنود و به کمک او نشتابد، مسلمان نیست. و ما بار ها این حدیث بسیار پر ارزش را در شعارهایمان تکرار کرده­ایم که : کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا  پس با همین شعار هاست و با حفظ همین ارزش­ های گرانقدر اسلامی و الهی است که ما در این مواقع حساس و در این موقعیتی که نسل ما در حساس­ترین وضعیت از تاریخ زندگی انسان قرار گرفته است متحمل این رنج­ها و متحمل این شهادت­ها و این فداکاری­ ها و جانبازی­ ها در راه اسلام می­شویم. ملت ما انقلاب را آغاز کرده­اند که پایان عمر ابر قدرت ها و پایان حکومت دیکتاتورها را در بر دارد و مسلماً در جنگ ما باید این همه رنج­ ها و این همه مشقت­ ها را حتماً تحمل کنیم و آمریکا و شوروی و دیگر قدرت­ های کوچک منطقه بدانند که عمر رژیم صدام به پایان رسیده و خودشان را در این آتشی که افروخته اند نسوزانند و بدانند که ما نه از بمباران شیمیایی و نه از موشک باران­ها و نه از حملات توپخانه­ها و نه از این دسیسه­هایی که علیه ملت ما و برای خارج کردن این امت و خصوصاً رزمندگان ما از جبهه­ ها دارند دلسرد نمی­شویم و رزمندگان ما مصمم­اند در جبهه­ ها ضربه نهایی را به این رژیم کافر وارد بیاورند و عملیاتی را با اتکا به خداوند و با همت و پشتیبانی مردم همیشه در صحنه شروع کنند، عملیات خیبر را که تا الان پیروزی­های چشمگیری داشته . نمونه­ هایی از آن، حفظ جزایر مجنون و جزایری که بسیار برای دشمن اهمیت داشت از نظر استراتژیکی و اقتصادی، ما مصممیم تا ان شا الله این عمیات را تا پیروزی نهایی و شکست حتمی رژیم صدام ادامه بدهیم، آن­چه مهم است مسئله هیئت هایی است که بعد از هر عملیاتی به ایران می­آیند و این نکته را خودشان می­دانند که ملت ما ملت تسلیم نیست و ملت ما ملتی نیست که تن به این خواری و ذلت­ها بدهند و مردم ما می­دانند و این را از کربلای حسین یاد گرفته اند که در برابر دشمنی که تجاوز می­کند، در برابر دشمنی که قتل عام می­کند و در برابر دشمنی که بی­رحمانه بمباران شیمیایی می­کند و موشک می­زند و پیر و جوان را و زن و بچه را قتل عام می­کند و مردم را به آتش و خون می­کشد، صلح اصلاً بی­شرمی  است که دم از صلح بزنیم و صلح اصلاً چیزی غیر از تسلیم نیست و ملت ما این را از مکتب پربار کربلا یاد گرفته اند تا ان شاالله ضربه­های نهایی را بر پیکر امریکا و شوروی وارد سازند و آن مسائلی که الان مطرح است این است که ما در آستانه فرارسیدن انتخابات مجلس شورای اسلامی هستیم، رزمندگان ما در جبهه­ ها با تکبیر و با فریاد های الله اکبر با رگبار و با شهادتشان امام را یاری می­کنند و از تمام مردم در پشت جبهه ­ها خواستاریم که با انداختن رای های خود به صندوق­ های آراء انتخابات مجلس شورای اسلامی، هم ندای هل من ناصر امام را لبیک بگویند و هم جبهه­ ها را و هم رزمندگان را از این عمل خوب خودشان دلگرم کنند و به امام امت هم این را اطمینان می­دهیم که بنا به فرموده شما و بنا به امر شما رزمندگان ما تا آخر و تا رسیدن عید فتح و ظفر در جبهه­ ها هستند و به قول خود اماممان ما مدافع اسلام هستیم و مدافع اسلام با مال و جان خود و عزیزان خویش دفاع می­کند وما باز به قول خود امام ان شاالله تا آخر ایستاده ایم و از خانواده های شهدا از خانواده هایی که عزیزان خودشان را در راه انقلاب داده اند از خانواده هایی که فرزندان عزیز خودشان را در راه سید الشهدا داده اند ما نمی توانیم تشکر کنیم و ان شاالله که اجر همگی آن ها را خداوند در فردای قیامت و در امروز دنیا خواهد داد و ان شاالله که خداوند تمام ملت ما را امتی برای امام نگهدارد و ان شاالله که خداوند امام امت را تا ظهور حضرت مهدی (عج) برای آنکه انسان ها راز خلقت و مسلمین رمز وحدت را بیاموزند برای ما حفظ کند .

والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته


آیا فقط عمار کافی است؟ مالک ها کجایند؟

با سلام خدمت همه دوستان عزیز،

بیش از سه سال از نهم دیماه 88 می گذرد و در این مدت هر از گاهی شاهد مجموعه ها یا تشکل هایی با نام عمار می باشیم، از سایت و وبلاگ و جشنواره گرفته تا مراکز و تشکل های دانشجویی، طلبگی و حزب اللهی فرهنگی، اما به راستی ما وفاداران به انقلاب و ولایت توانسته ایم وظایف خود را به درستی ادا کنیم؟

چند نکته:

1- آیا صرف تشکیل و نام گذاری ها به نام جناب عمار (رحمه الله) کفایت می کند؟

2- چرا ما عادت کرده ایم همیشه با سخنان امام خامنه ای کلیشه ای برخورد کنیم؟

3- آیا عمار بودن فقط به گفتن است، اصلا چرا رهبر معظم (حفظه الله) از میان همه چهره ها به عمار اشاره کردند؟ (البته خود ایشان توضیح داده اند)

4- راستی اصلا چقدر شخصیت جناب عمار یاسر را می شناسیم؟

5- گفته اند ((اثبات شیئ نفی ما عدا نمی کند)) آیا انقلاب و نظام و رهبری فقط محتاج عمارهاست؟

6- آیا جمهوری اسلامی به ابوذرها، ابن عباس ها، سلمان ها، مقدادها، کمیل ها و بخصوص مالک اشتر ها نیاز ندارد، مالک اشتری که امیرنا و مولانا علی (علیه السلام) فرمود : خداوند مالک را رحمت کند او برای من چنان بود که من برای رسول خدا بودم. (سالنامه بسوی ظهور 90 به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج1 ص 329).

منتظر نظرات شما برای ادامه مطلب هستم.

این عکس هم هدیه به شما به شرط سه صلوات (یکی برای ظهور دومی سلامتی و طول عمر امام خامنه ای سومی به نیت امام راحل و شهیدان)

28 بهمن

  • امام خامنه ای:بنده مخالفم با این كارها كه یك نفر را به عنوان ضدولایت و ضدبصیرت علیهش شعار بدهند و جلسه را برهم بزنند مانند كاری كه در قم و مرقد امام اتفاق افتاد/اگر این افراد حزب اللهی و مومن هستند این كارها را نكنند.
  • رهبر معظم انقلاب بااشاره به حضور پرشكوه مردم در 22بهمن:نمیشود گفت مردم از گرانی و مشكلات اقتصادی شكایتی ندارند،مشكلات هست،مخصوصا برای طبقات ضعیف اما این موجب نشد كه مردم بین خود و نظام اسلامی فاصله بیندازند
  • مرجع شیعیان جهان:غرض آمریكا از دعوت به مذاكره،كار تبلیغاتی درمقابل كشورهایی است كه نسیم بیداری اسلامی درآنها وزیده است/میخواهند بگویند نظام اسلام با این سرسختی عاقبت مجبور شده باب مذاكره و مصالحه را باز كند.
  • رهبر معظم انقلاب،صبح 28 دی: ما عقیده داریم سلاح هسته ای باید محو شود و نمیخواهیم سلاح هسته ای بسازیم اما اگر این عقیده را نداشتیم و تصمیم داشتیم كه سلاح هسته ای داشته باشیم،هیچ قدرتی نمیتوانست جلوی ما را بگیرد.
  • امام خامنه ای،امروز:اصل استیضاح در مجلس غلط بود، آن هم با دلیلی كه مربوط به آن وزیر نیست/دفاع رئیس محترم مجلس هم از خودش مقداری زیاده روی بود و لزومی نداشت.
  • مقام عظمای ولایت امروز دردیدار مردم تبریز:این كه رئیس یك قوه به خاطر یك سند اثبات نشده دو قوه دیگر ا متهم كند، خلاف شرع و قانون و تضییع حقوق مردم است/مردم آرامش اخلاقی و روانی میخواهند/بنده فعلا نصیحت میكنم.

به نقل از رجا نیوز

یامین پور : روشنفکران اصلاح طلب آرزو داشتند کسی مثل احمدی نژاد رییس جمهورشان باشد!

 وحید یامین پور در آخرین مطلب در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی گوگل نوشت: 

دانشجویان علوم اجتماعی و روشنفکران حسن نراقی را به خوبی می شناسند. کتاب مشهور «چرا درمانده ایم؛ جامعه شناسی خودمانی» اثر حسن نراقی دردوران اصلاحات حلوا حلوا می شد و دست به دست می چرخید. این کتاب نزدیک به بیست خصلت زشت ایرانی ها را نام می برد و به نوبت توضیح می دهد. این کتاب به عنوان تقریری روشنفکرانه پر از نق و نقد به جامعه ی ایرانی چندین نوبت چاپ شد(من چند سال پیش چاپ بیست و دوم این کتاب را دیده ام)
 
نراقی در فصل سوم با عنوان «ظاهرسازی ما» به شدت از پرداخت بی حساب و کتاب یارانه در ایران انتقاد می کند و مسوولین کشور را به بی کفایتی و عدم شجاعت در اجرای طرح هدفمندی متهم میکند. استدلال های او بسیار شبیه سخنرانی هایی است که ما در سال های اخیر از زبان احمدی نژاد شنیده ایم. برخی تعابیر و مثالها دقیقا همانهایی هستند که دولت نهم و دهم بکار می برد. نراقی و روشنفکران اصلاح طلب درست فهمیده بودند. مسوولین در سالهای پیش با بزدلی و بی مبالاتی هزینه های هنگفتی روی دست مردم و کشور گذاشته بودند. 
 
خاتمی در آخرین مصاحبه اش در دوران ریاست جمهوری اش در پاسخ به سوال خبرنگار که پرسیده بود کدام آرزویتان برآورده نشد؟ گفت میخواستم یارانه ها را  هدفمند کنم ولی نتوانستم!
 
از نوشته های حسن نراقی و امثال او برمی آید که سالها منتظر کسی چون احمدی نژاد بوده اند تا ایرانیان را از «ظاهرسازی» رها کند و به سمت اقتصاد واقعی حرکت دهد. نراقی البته نتوانسته بود درست پیش بینی کند که سوءمدیریت امثال خاتمی و اسلاف تکنوکراتش کار را به آنجا برسانند که ایران تا اواسط دهه هشتاد به یکی از بزرگترین وارد کنندگان بنزین دنیا بدل شود؛ اتفاقی که با هدفمندی سوخت به صفر رسید.
 
نراقی می نویسد:
«سوبسید وقتی به کشور ما رسید تبدیل شد به اخذ مبالغی از تمامی مردم و پرداخت آن به طبقه ای محدود و معمولا غیرنیازمند. پرداخت سوبسید بابت مصرف سوخت و انرژی و مصرف نان در شهرهای بزرگ ، هواپیماسواری متمکنین ، آب آشامیدنی در شهرهای بزرگ و ده ها مثال دیگر.»
 
وی سپس با استناد به مصاحبه ی معاون وزیر نیرو میگوید یارانه انرژی در سال 78 بیش از 3 هزار میلیارد تومان است و این یعنی 3 برابر متوسط مصرف انرژی در دنیا. نراقی اضافه می کند: «این 3 هزار میلیارد تومن را چه کسی به ما میدهد؟ شهروند سوییس؟! خودمان از همه میگیریم و میدهیم به آنکه مصرف بیشتری دارد! خوب حالا مگر نمیشود که همین پول را بدهیم به روستایی که در دهش بماندو آن شهرنشین هم اگر دلش خواست به تنهایی سوار ماشین آخرین مدلش بشود حداقل پول بنزین اش را خودش  بدهد؟!»
 
او ومی افزاید: «می دانم عده ای به محض اینکه این حرفها را بشنوند فریاد وا مستضعفا بلند خواهند کرد. اینها دقیقا دقیقا همانها هستند که هم مساله را بهتر از خود مستضعفین درک کرده اند و هم تمام این ریخت و پاش ها ، دو سه تا ماشین داشتن و حدود 50 تا چراغ روشن کردن درآن واحد را ازکیسه ی همین مستضعفین تامین میکنند والّا روستایی کارش با روشن شدن فقط یک لامپ میگذرد.»
 
او در نهایت آرزوی خود را اینگونه بیان می کند: «لغو سوبسیدها و مصرف کردن بجا و درست آن نیاز به یک شجاعت اخلاق بسیار استثنایی و عزم واقعاً ملی دارد که در صورت تحقق سودش بدون شک عاید همگان و بویژه طبقه کم درآمد و فقیر خواهد گشت. »
 
آنها که 2  واحد اقتصاد خوانده باشند می دانند که سیاست ورزی بزدلانه برخی مسوولان سابق در مسکوت گذاشتن احکام برنامه های توسعه در دولتهای سازندگی و اصلاحات چه مصیبت هایی را بر کشور و مردم وارد کرده است. جراحی اقتصادی اگر در دهه ی هفتاد انجام میشد پیامدهایش به مراتب کمتر بود. مصرف کمتر و جمعیت کمتر و... به روشنی ردپای خیانت پیشینیان هویداست. اکنون بهتراست این طیف از مدیران سابق حرف از سوءمدیریت دولت کنونی نزنند.

برای شما


قضاوت با شما

خواستم مطلبی در ادامه مسئله سوریه بنویسم، در رابطه با عراق و پاکستان و... ولی فعلا فرصت کافی ندارم، این عکس خود گویای بسیاری مطالب هست، نظر خود را بنویسید.

واقعا شما ادعای ضد اسرائیلی دولت ترکیه را باور کرده بودید؟ دوستی داشتم که روابط بین الملل می خواند، همان اوائل که این حضرات روی کار آمدند به بنده وبرخی دوستان گفت خیلی نسبت به ترکیه خوش بین نباشید، اینها بدنبال احیای عثمانی و نسخه اسلام بدلی در برابر ایران هستند اما خیلی برای من روشن نبود تا بحران سوریه پیش آمد و مشخص شد که ظاهرا توافقی پنهانی بین ترکها و غربیها در خصوص اعتراض اردوغان به پرز در آن جلسه کذایی برای مشروعیت بخشی به دولت ترکیه و فریب افکار عمومی در جهان اسلام بوده است

دیگری توصیه داود اوغلو به مصریها در خصوص تشکیل حکومت سکولار و برخی موارد دیگر که مجال پرداختن نیست. و الله اعلم...

رجب طیب اردوغان(نخست وزیر ترکیه) عبدالله گل(رییس جمهور ترکیه) شیمون پرز(رییس رژیم صهیونیستی)

در باب مسائل منطقه 1

پیرامون سوریه

این نوشتار نه یک تحلیل سیاسی یا بین المللی، بلکه سخنانی است از سر انصاف با کسانی که واقعیات مسائل منطقه بخصوص سوریه برایشان مبهم یا سوال برانگیز است.

قبل از پرداختن به چرایی دفاع از جمهوری اسلامی از حکومت سوریه لازم است توضیحی کوتاه عرض کنم:

همانطور که می دانید از میانه های قرن بیستم به بعد کودتاها و انقلابهایی در منطقه صورت گرفت که غالبا متمایل به بلوک شرق و ایدئولوژی های سوسیالیستی-کمونیستی و همراه با گرایشهای ناسیونالیستی عربی بود (و ضدیت با رژیم صهیونیستی) که از آن جمله می توان به مصر، لیبی، سوریه، عراق و... اشاره کرد. اما پس از گذشت چند سال در یک چرخش 180 درجه ای برخی از این کشورها در کنار آمریکا و بلوک غرب قرار گرفتند مانند سازمان مجاهدین و برخی دیگر از گروههای چپ مارکسیستی در ایران که امروز در دامن آمریکا و اروپا هستند و امام راحل به درستی از آنها به کمونیست آمریکایی تعبیر کرد. در این میان سوریه تقریبا تنها کشوری بود که با ادامه همان رویه گذشته به مخالفت با رژیم صهیونیستی و حمایت از مظلومان و آوارگان فلسطینی پرداخت.

و حال در چرایی دفاع جمهوری اسلامی از حکومت بشار اسد:

در ادامه بخوانید...

ادامه نوشته

19 دی

  • رهبرانقلاب،صبح امروز:كسانی كه وارد عرصه انتخابات ميشوند، بايد بتوانند بار مسئوليت را بكشند، صلاحيتهای مورد نظر شورای نگهبان را در خود ملاحظه كنند و بايد بخواهند كه قانون اساسی را اجرا كنند.
  • رهبرانقلاب در ديدار مردم قم:همه دنيای استكبار دست به دست هم گذاشتند تا با تحريم،ملت ايران را به ستوه بياورند و محاسبات مسئولان عوض شود اما نتيجه اين شده كه ملت ايران هر روز گرايشش به مبانی اسلام و ايستادگی بيشتر ميشود.
  • رهبرانقلاب:یكی از نقشه های دشمن برای جلوگیری از انتخابات پرشور این است كه در ایام انتخابات سر مردم را به ماجرای سیاسی،اقتصادی یا امنیتی گرم كنند،اما ملت ایران هوشمندتر از این است كه از دشمن فریب بخورد.
  • رهبرانقلاب امروز دردیدار مردم قم:آن كسانی كه راجع به انتخابات توصیه هایی میكنند،حواسشان باشد به دشمن كمك نكنند/دائما نگویند انتخابات باید آزاد باشد،از اول انقلاب 34انتخابات داشتیم،كدامش آزاد نبوده است؟
  • متن کامل سخنان حضرت آقا در سایت khamenei.ir

بنام حضرت حق

سلام

با عرض خوش آمد گویی خدمت بازدید کنندگان گرامی، چند هفته یا چند ماهی بود که به فکر وبلاگی برای بیان برخی مطالب مد نظرم بودم، خواستم در وبلاگ آجمشید بنویسم ولی قرار بود که وبلاگ فقط درباره شهدا بخصوص شهید صفویان باشه این شد که تصمیم گرفتم وبلاگی جدید راه اندازی کنم تا بتوانم برخی مطالب مد نظرم را با دوستان عزیز در میان بگذارم.

آنهایی هم که اندکی مرا می شناسند می دانند که در حوزه مسائل فرهنگی مذهبی سیاسی نخود هر آشی هستم این تذکر را عرض کردم که اگر بعدها دیدید که مطالب متفرقه بود تعجب یا اعتراض کنید ولی بیشتر بدنبال شناختن وشناساندن اسلام ناب با نگاه امام راحل و امام حاضر هستم.

ببخشید طولانی شد التماس دعا.