تبریک

حاشیهنگاری بر مراسم افتتاحیهی جشنوارهی فیلم فجر
مراسم سه ساعتهی افتتاحیهی جشنوارهی فیلم فجر راس ساعت مقرر آغاز شد و با برگزاری بزرگداشتهای جشنواره فیلم فجر و برگزیدگان بخش مواد تبلیغی و اهدای اولین سیمرغ جدید جشنواره، راس ساعت مقرر به پایان رسید.
در ادامه حاشیهنگاریهای خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، را از مراسم افتتاحیهی سیودومین دورهی جشنوارهی فیلم فجر میخوانیم.
* در ورودیهای تالار وحدت از ازدحام و بینظمیهای معمول خبری نبود اما همچنان بازار خواستن کارت اضافه داغ بود و افرادی به امید گرفتن کارت اضافه به پشت درهای تالار وحدت آمده بودند.
* به روال دو سال اخیر مراسم استقبال از میهمانان ویژه، داوران و فیلمسازان حاضر در جشنواره به کارگردانی محمد حمیدی مقدم برگزار شد با این تفاوت که به جای فرش آبی بر روی فرش قرمز این استقبال انجام شد و در حین ورود اسامی افراد توسط احسان کرمی و مهران دوستی قرائت میشد و نام آنها بر روی السیدی های نصب شده درج میشد.
* صندلیهای تالار با کاغذهایی مشخص شده بود که اکثریت ظرفیت سالن به فیلمهای حاضر در جشنواره اختصاص داشت و برای هر فیلم، چهار صندلی در نظر گرفته شده بود.
* مراسم راس ساعت 18 و 30 با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید آغاز شد و بعد از آن در تیتراژی که پخش شد عوامل اجرایی مراسم افتتاحیه به کارگردانی محمد حیدری معرفی شدند.
* با بالا رفتن پرده سالن دکور مراسم جلب توجه میکرد که به مرور کامل میشد و بعد از شروعی کاملا متفاوت و کامل شدن دکور، علیرضا رضاداد (دبیر جشنوارهی فیلم فجر) با عبور از داخل دکور به پشت تریبون آمد و صحبتهایش را آغاز کرد.
* در ادامه علی جنتی (وزیر ارشاد) هم به دعوت علیرضا رضاداد برای قرائت پیام رئیس جمهور به روی صحنه دعوت شد.
* بعد از پخش کلیپ معرفی هیاتهای انتخاب و داوری که با صدای مجید برزگر همراه بود، تصاویری مرتبط با انقلاب اسلامی پخش شد.
به گزارش ایسنا، بعد از گذشت 45 دقیقه از مراسم، فرزاد حسنی اجرای مراسم را برعهده گرفت و در ابتدا هم با اشاره به محمود گبرلو که در سالن حضور داشت بابت اجرایش از او عذرخواهی کرد و در عین حال با کنایه گفت: البته شما باید این را به من بگویید!
* از معدود فیلمهایی که هیچ نمایندهای بر روی صندلی آنها نشسته بود، «دلتنگیهای عاشقانه» بود که هرچهار صندلیاش خالی بود.
* از نکات قابل جالب در نظر گرفتن چهار صندلی برای فیلم «نقشو نگار» و حضور عوامل این فیلم به همراه علی عطشانی بر روی این صندلیها بود در حالی که نام این فیلم در میان بخشهای مختلف جشنوارهی فیلم فجر نیست.
* از میان برنامههای مراسم افتتاحیه، میتوان به اجرای برنامه موسیقی با صدای آرمان گرشاسبی اشاره کرد که با استقبال حاضران همراه بود.
* با پخش کلیپ هما روستا بزرگداشتهای این مراسم آغاز شد که بخشی از این تصاویر به حضور هما روستا در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) و مزار برخی از هنرمندان اختصاص داشت که نشان دادن این تصاویر با تشویق حاضران همراه بود.
*بعد از پخش تصاویر مربوط به بزرگداشت مهدی هاشمی که در شمال کشور ساخته شده بود ،حضور سه هنرور برای این بزرگداشت باعث تعجب و تحسین حاضران شد که در این حین یکی از تماشاگران از بالکن با صدای بلند فریاد زد«ای ول به فیلمفارسی» که فرزاد حسنی، یاد هوشنگ کاووسی ابداع کننده این عنوان را زنده کرد.
* بعد از پخش فیلم جهانگیر میرشکاری که شامل صحبتهای او در شمال کشور و برخی از سینماگران دربارهی این هنرمند میشد، مجری مراسم اعلام کرد که در مراسم اختتامیه بخش مفصلی را به درگذشتگان سینما اختصاص خواهند داد.
* در بخش اهدای جوایز مواد تبلیغی جشنواره، هیات داوران در بیانیهیشان پیشنهاد اضافه شدن جایزه بهترین مدیر تبلیغات فیلم را مطرح کردند.
* اولین سیمرغ جدید جشنواره را بهزاد خورشیدی برای طراحی پوستر فیلم «سربه مهر» دریافت کرد که این جایزه از سوی سعید راد و فرامرز قریبیان اهدا شد.
* فرزاد حسنی در طول صحبتهایش با اشاره به حاضران با ذکر عنوانی از تماشاگران میخواست که آنها را تشویق کنند.
* صحبتهای سعید راد که از محمدعلی فردین و بهروز وثوقی نام برد با تشویق زیاد حاضران همراه بود.
* از حاضران در این مراسم میتوان به داوود رشیدی، فرهاد توحیدی، مسعود کیمیایی، کمال تبریزی، محمدرضا شرفالدین، رضا عطاران، رامبد جوان، نگار جواهریان، جهانگیر الماسی، حسین یاری، رضا میرکریمی، هوشنگ گلمکانی ، حسین پاکدل، هنگامه قاضیانی، روح الله حجازی، گلاب آدینه، مهتاب کرامتی، محمدرضا فروتن، پولاد کیمیایی،،ناصر چشم آذر، جهانگیر کوثری، داریوش فرهنگ، محمدحسین لطیفی، علی معلم، شهاب حسینی،، بهروز افخمی، مرجان شیرمحمدی، مجید مظفری و... نام برد.
* مدیران سازمان سینمایی از جمله محمدرضا جعفریجلوه، آرش امینی،حسین مسافرآستانه و... هم از حاضران بودند.
پایان بخش مراسم افتتاحیه، اجرای سه ترانه توسط رضا یزدانی بود.
انتهای پیام
ترا به حرمت ایـن چشمهای باراني
بالا بگرفت دست او پیـغمـبر
بر امت خود نشاند او رارهبر
فریاد برآورد زوحشت شیـطان
در عید غدیرمسلمین با حیــدر
اعلام
وضعیت سفید است!
دلنوشته
نامه ای برای خدا:
عاشقت شدم
ببین!
خرده های تنم را بر بالکن افکارم
هیچ چیز بین من وتو حائل نیست
جز خوابهای سبز
در هجوم حباب فاصله ها
باور کن !
هذیان سرخ دیروز
شکوفه های زرد فردا را
خواهد خورد.
عاشقت شدم
دربین هزار
شرجی کبود
ودر بین هزار یاس سپید
تورا فهمیدم
باورم کن!
هذیان های مه آلوددر
لجن زار ماهیان گوشت خوار
رنگ باختندو
تو ماندی فقط
که چه زیبا!
نگاهت را در هزارپرتو پژواک پنجره ها
فهمیدم
عاشقت شدم!
خشم گلویم قدرت
فریاد را بغض می کند
ومن درآتش نمرودیان
گلهای تورا بوسه می زنم
باورم کن!
عاشقت شدم![]()
و زمین به اسمان رفته است
و ما ساکنان زمینی ترین جای اسمانیم....
به زير سايهسار سرو انتظار،
گل شور ميتپد انگار!
و صداي تپيدن احساس،
از سينهي هر ياس،
در گوش جانم ميزند آواز ...
مينوازد زنگ ...
من بدين آهنگ،
ميروم تا بيكرانهي راز ...
تا آستانهي پرواز ...
تا بدان اوج،
كه عروجش هست نام ...
و به معراج بلندِ انسانيتِ بيدار،
ميرسم هر روز!
ادامه ی دل نوشته هایم در باره ی مهدی فاطمه (عج)را با کلیک روی آدرس زیر بخوانید:
http://adinevaentezar.blogfa.com/
گردیـــده به روی تو بـلاگـردانــها
با آتـش سوزان عطش درجانــها
لبهای تـرک خـورده ترا میــخوانند
خشکیـده گلو در صف این حیرانها
تعبیـــــر نما حکـمت بیـــداری را
ای یـوسفِ معصـوم در این زندانـها
دیدی چه خوش استتار کردی دل را
چون پیــچک پیـچیده بر این ایــوانها
چندیـست که از مکتب مدحَت غایب
دیـریست ندیده نقش او میــدانها
گفتند که معتکف شده ست او ورنه
معصومه و بشکــستن این پیمانـها ؟
عکس رخ تو چــو روح دربر دارم
یـــارا به چه ندبه ای به کامت آرم
در شوق وصالت این دوچشم معــصوم
چون ابر بهاریــست ، به پایت بارم
هر چه نیست بخواه
عشق مگر غیر از این صمیمیت هاست
تنها با یک سیب
این روزها دنیا را هم که به
پایش بریزی
تفاوتی بین تو
و ته سیگارش قائل نخواهد بود...
دل از کف داده مدهوش گل سرخ
شد از دیبای زیبای بهشتی
نگارین جامه تنپوش گل سرخ
ز مروارید شبنم گوشواری
نسیم آویخت بر گوش گل سرخ
ید بیضای حور آورد و افکند
ردای نقره بر دوش گل سرخ
زمین صحرا به صحرا دشت تا دشت
بهشت آیین شد از جوش گل سرخ
سرود روشن خورشید عشق است
تبسمهای خاموش گل سرخ
نوای بلبل شیدا ز سر برد
به هنگام سحر هوش گل سرخ
نوید لذّة للشاربین است
کنار چشمه ی نوش گل سرخ
زیارتنامه ی دلهای سبز است
ترنمهای چاووش گل سرخ
نسیم صبح فروردین خدا را
چه نجوا کرد در گوش گل سرخ
که تصنیف سپید آشنایی
نخواهد شد فراموش گل سرخ .
جــانــا بــه پریشانی ما سامان ده
بی عشق تو زندگی مـرا حرمان به
هـر جـمـعـه دخـیـل ندبه گویـانت را
بـاز آ و بـه انـفـاس خودت درمان ده

***
گفته اند: ميآيي؛
من،
تمام نفسهاي جمعههاي عمرم را شمردهام؛
و بارهاي بار،
آمدنت را،
از در خانهي سبز اميد،
به انتظار نشستهام!
***

***
گفته اند: ميآيي؛
من،
با بصيرت روان؛
و تمامِ جانم،
حقيقتِ آمدنت را ميبيوسم!
***
گفته اند: ميآيي؛
من،
با لبان داغ احساس،
قداست انتظارت را، ميبوسم!
***

***
گفته اند: ميآيي؛
من،
به اندازهي وجدانِ بيدارِ بشريت،
و به اندازهي تاريخ محبت،
منتظرت هستم...
***
گفته اند: ميآيي؛
سالهاست كه انتظارت را،
در باغ دلم، كاشتهام!
منتظر هستم:
باغ وجودم را،
با قدمهاي سبزت،
نورباران بنمايي!
و نهال باورم را،
بارور سازی!
***

***
گفته اند: ميآيي؛
من،
با صدای تپيدن سينه،
تو را ميخوانم!
و همچنان انتظارت را،
به قدمهاي گلِ شكوفاي اميد،
ميسپارم!
***

***
گفته اند: ميآيي؛
آری! ميآيي ؛ ميدانم؛
من آمدنت را،
باور دارم؛ باور دارم...
عشقی که مرا پر از تلاطم کرده
مانند همیشه دست خالی آمد
لعنت به بهاری که تورا گم کرده
.......بی تو بهار را چه کنیم؟
نیمه شب
در حوالی اتاقم دیده اند
صبح که پا شدم
سیبی
روی میز تحریرم بود!
که چرا کسی به استقبالم نیامد
وقتی داشتم به زندگی برمیگشتم....
من در این حقیقت بزرگ شک نمی کنم
آرمان مهدویت بلیغ را
بر یخ ملاحظات حک نمی کنم
***
واژه واژه
حرف حرف
روی پرده های دیده و دلم نوشته ام:
من به جنگ دیوهای شرق و غرب می روم
خود اگرچه آدمی ولی
رهنمون به عشق می شود فرشته ام
***
مثل خشک مغزها
- نان به نرخ روز خوارهای فتنه زاد -
با خیال باطل شکوه دین مباد
واقعیت همیشه سبز را نمی کشم
آب در الک نمی کنم
***
با یقین سبز خویش
می روم به پیش
در مسیر جمکران معرفت
می کنم مرور
آیه آیه شعرهای نور
سوره های روشن شعور
***
بر لوای سبز فاطمی نوشته است
فصل انتظار:
می رسد بهار
جز که با خیال شربتی ز جام دوست
دل خنک نمی کنم
***
من حسینی ام
خاک پای عارفان مکتب خمینی ام
من بسیجی ام
روی دوش تک تک مجاهدان راه حق
آر . پی . جی ام
یک گلوله آتش مقدس قیام
در مسیر روشن امام
یک جهان حماسه
در کتاب نوحه های کربلا
تا همیشه ی خدا
***
من شکوه غیرتم
با بصیرتم
پشت بر هزار سال بیشتر
آرمان وارث صحیفه و فدک نمی کنم
***
جمعه ی ظهور می رسد
من در این حقیقت بزرگ شک نمی کنم .
در نیّت خیرخواهی اش نیست نظیر
سجّاده و تسبیح کند نذر لشوش
ماشین چمن زنی کند وقف کویر .
تعجب نمی کنم
از این امدن ها و رفتن ها
پارادوکس
نام کوچک توست!
تاریکی بی رنگ است
بوسید شاهپرک اندوه
گلهای سیاه را!!!
...........
مجرم بود
دستهای معمارت
فرو ریخت اسمان خراش احساسم
.........
انباری از باروتم
نگاهم کن!
بزن آخرین تیر خلاص را
من از گم گشتن دل در شب بیگانه میترسم
از ایـمـانـم در آن تــاب و تـب میخانه میترسم
خداوندا تو میدانی؛مرا این واهمه از چیست؟
زعَـجـزِ این دل از بشکستن پیمانه میترسم
کاش در حروف الفبا می مرد حرف p جایش جای خالی نمی توانم بگویم نقطه چین ، ی دال الف می شد حرف آقای کاف - (خط تیره) ، کاف روی دست هایت گندیده دیگر همه اش دود شده بذار یواشکی چند تا توی دست هایت بکارم دیگر بچه ها پل بازی نمی کنند در این آرزو آباد کورد شده پول، پارو، پیتزا، پنکه ی روی سقف پر! پاشته ی پا، پاشنه ی در آخ جون باز هم: پر! هی هی باورت نمی شود، در این رویای لک زده به چشم های من بیا دریچه ها رو گرفته اند به جای کلاس اولی ها تنها نقاش می شوند حروف الفبا را مثل من و تو الف ب در این چهار دیواری عقل کمی فکر نمک و نه شاید فکر توپ بازی در آوردگاه نبش مدرسه و آخرش خبر جوان مرگ شدن شصت پای سارا و تشییع جنازه ی کفشی که شبیه موزه بود بعدش چند لحظه تپق دست من نمی دانم شاید تپق معده ی سارا ... ح خ و خاک هم پیدا نمی شود در دست های پدرش برای سبز شدن مقداری شاهی تا خاک مرده ی تپق معده اش شود بعدش ق قار قار و کاف کلاغ کمی کور می شوند و کم تازه نان و واو و هدیه اش مانده که یعـ.... ترمزی ناگهانی و جیغ بلند لاستیک بیدرا شو خانم آخر خطّه!!! ری را جویباری- بهار 1387 مجموعه شعر: چند لحظه زندگی(1388)![]()
جالی خالی ممنوع!
ارک ممنوع
لیس
![]()
![]()
رده
...