السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد
دلبری هست به هر حال به پا برخیزد ...
لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است
هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد ...
آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطند
وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد ...
سفارشهاى لقمان
در سفارشهاى لقمان به پسرش ناتان، این است که به او گفت:
.... پسرم! از خدا چنان بترس که اگر با نیکىِ دو جهان به او برخوردى، باز هم بترسى که خدا کیفرت دهد؛
و چنان به خدا امیدوار باش که اگر با گناهان دو جهان به او برخوردى، باز هم امیدوار باشى که خدا تو را بیامرزد ...

یا علی موسی الرضا
به پای بوس نگاهت، غریب می آید
نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است
مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!..
به پای در دلت، ای غریبه تنها
علی(ع) ز سمت نجف، عنقریب می آید
طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید
برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله«امّن یُجیب»می آید.
نمره صندلی ام
نمره ي صندلي ام باز درآمد، هشت است
ساعت رفتن من نيز به مشهد، هشت است
همه جا مضربي از هشت و به تخت اعداد
آن که امروز نشسته است به مسند، هشت است
بين ما مردم ايران نود و نه درصد
عدد حاجتمان پنچ نباشد، هشت است
کربلايي است دلم در وسط مشهد تو
کسر بر نه شود هفتاد و دو درصد، هشت است
علي و فاطمه را هشت عدد حرف بس است
ضرب در دو بشود اسم محمد(ص)، هشت است
عدد چهار همان پرچم سبز حرم است
يازده شکل دو گلدسته و گنبد، هشت است
هفت بي تاب ترينت لب پايين من است
که به رويش لب بالايي مرقد، هشت است
هشتمين بيت رسيده است که تاکيد کنم
بهترين ساعت پرواز به مشهد، هشت است...
یا علی ابن موسی الرضا
همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!
سلام! ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید
نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است
مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!..
به پای درد دلت، ای غریبه تنها
علی(ع) ز سمت نجف، عنقریب می آید
طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید
برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید ادرکنی یا مولای
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
وقتش شده نگاه به دور و برت کنی
فکری برای این همه خاکسترت کنی
عذر مرا ببخش دوایی نداشتم
تا مرهم کبودی چشم ترت کنی
امشب خودم
برای تو نان می پزم ولی
با شرط اینکه نذر تب پیکرت کنی
مجبور نیستی
که برای دل علی
یک گوشه ای نشینی وچادر سرت کنی
زحمت مکش خودم به
حسین آب می دهم
تو بهتر است فکری برای پرت کنی
ای کاش از بقیه
پیراهن حسین
معجر ببافی و به سر دخترت کنی
من زینب و حسن....همه
ناراحت توایم
وقتش شده نگاه به دور و برت کنی
حکیمی و شاگرد
لطفا با دقت بخونید بسیار زیباست :
فردا هر کدام یک کیسه بیاورید و در آن به تعداد آدمهایی که
دوستشان ندارید و از آنها بدتان می آید پیاز قرار دهید
روز بعد همه همین کار را انجام دادند و حکیم گفت :
هر جا که میروید این کیسه را با خود حمل کنید
شاگردان بعد از چند روز خسته شدند و به حکیم شکایت بردند که:
پیاز ها گندیده و بوی تعفن گرفته است و ما را اذیت میکند
این شبیه وضعیتی است که شما کینه ی دیگران را در دل نگه دارید
این کینه قلب و دل شما را فاسد می کند
و بیشتر از همه خودتان را اذیت خواهد کرد
مهر دل ما مدام تقدیم شما