وندالیسم

قبل از هر چیز از اینکه چند وقتی درست حسابی آپ نکردم عذرخواهی می کنم

با اجازتون ارشد قبول شدم اونم کجا کیش .... نپرسید چرا کیش چون قصه اش درازه

اگر تشریف بردید کیش بعد از پاساژ گردی و دیگر تفریحات سالم ؛ یه سر برید مجموعه کاریز

تو این کاریز اوج هنر ، عشق و خلاقیت ایرانی های قدیم رو ببینید و مشاهده کنید چطور ۱۵ کیلومتر زیر زمین کیش قنات آب شیرین کنده شده و چقدر زیباست ... جای تیشه های اون زمان رو به دیوارهای کاریز ببینید ... (عکساشو تو آپ بعدی میذارم ) جالبه بدونید  بالغ بر  ۴ میلیارد خرج بازسازیمجموعه کاریز شده و تمام هزینه اون تمام توسط یه فرد ایرانی پرداخت شده و نه کمک دولتی ( درود به مرامت ، عقلت و مردونگی و مسئولیتی که فراموش نکردی ... یه کف مرتب به افتخار این آدم ...حتما ایرانی نبوده )

اما درد چیه ؟! تو همون کیش دو تا درخت انجیر معابد وجود داره که یکیش ۳۰۰ سال عمر داره ۱۷ متر ریشه داره داخل زمین و تا ۱۰ سال پیش زیر سایه اون ۴ تا مینی بوس جا میگرفته و ... در هر حال این درخت امروز توسط گوسفند ها در حال خوردنه ... چون برخی عزیزان به علت استقبال کم بازدید کنندگان حاضر نشدند هفته ای ۱۰۰۰ لیتر آب پای درخت بریزند ....

اما درخت دوم قطر کمتری داره و من از نزدیک دیدمش و ازش عکس گرفتم ... نکته جالب این درخت نوشته های روی تنه درخت و دخیلی بود که ........................... واییییییییییییییی

وندالیسم : یعنی همون حماقت که رو آثار ملی کشورت یادگاری بنویسی یا اون رو از بین ببری

از مردمی که روی نقشینه بیستون ، سی و سه پل و تخت جمشید و ... یادگاری می نویسند چه انتظاری باید داشت ؟

 

استحاله

بعضیا محرم که میاد بیشتر ریا می کنن ، سریع لباس سیاه می پوشن و ریش میذارن دریغ از یه جو فهم حرکت امام حسین ....

بعضیا واسشون تفریحه ، علم چند تیغه ، شام و هیئت بازی  ...

اما این وسط گاه یکی دچار استحاله میشه می فهمه که امام برای گریه زاری چند روزه منو تو نرفت کربلا ... رفت تا به من فقط و فقط یاد بده " اگر حتی دین ندارید لا اقل آزاده باشید "

این یه سنگ محکه ... چند تا مرد سراغ دارید جلو کسی به خاطر مقامش بلند نشه ... چند تا مرد سراغ دارید اگه جایی به کسی ظلمی شد صداش در بیاد ... کدوم مردی رو سراغ داری بفهمه یه زن مطلقه اس دنبال صیغه یکی دوساعته یا سو استفاده به نحو دیگه نباشه ... کجا سراغ داری مردی ببینه یه نفر قاچاق میده دست بچه مردم زنگ بزنه به پلیس ...

گاهی فک می کنم اصلا مردی هم مونده که آزاده باشه ... من که تو خودم مردی و مردونگی نمی بینم ولی انقد وجود دارم بهش اعتراف کنم ...

کاش می فهمیدیم با پول حروم نباید نذری داد ... کاش می فهمیدیم کارمونو واسه زیارت عاشورا نباید ول کرد و یا زیارت عاشورا رو بهانه تاخیر یا غیبت کاری نکرد ... کاش می فهمیدیم عباس داداش امام حسین آب داشت و به خاطر دیگر تشنه ها لب نزد ... این یعنی خیلی معرفت، یعنی خیلی با معرفت ، یعنی یه آدم عشقی ... از شما می پرسم چند تا رفیق عشقی این جوری داری ؟

وهب باشی بعد کلی رفت و اومد به عشقت برسی اما صبحش بری شهید بشی ... تازه چه اخلاق و مرامی داشته زنش ... نگفته تو به من اهمیت نمیدی و از این جور حرفا ...

کاش می فهمیدن اونا که قمه زدن یا همون آسیب رسوندن به بدن حرامه خریته تقدس نیس ...

تو چه سراب و توهمی هستیم بعضی وقتا

یا حسین ما رو ببخش

ما کجا اونا کجا

میخوایم یه مقایسه داشته باشیم بین من و شما و بقیه مردم کشورمون با دو تا کشور دیگه

این عکس تماشاگران کره جنوبیه در ورزشگاه آزادی بعد از باخت اخیر مقابل ایران (بدون شرح بیشتر )

مقایسه دوم مربوط میشه به خبری که اخیرا ۱۵ مهر امسال منتشر شد از مردم عربستان که به علت افزایش قیمت گوشت مرغ خریدن مرغ رو تحریم کردند تا قیمتش پایین بیاد عکس زیر نمونه رشادت  مردم غیور و با فرهنگه ایران در هنگام افزایش قیمت مرغ

اثبات یک حرف

فقط میخوام برید ف . بو. ک ببینید کجان اون آدمایی که تریپ همدردی برداشته بودن واسه زلزله زده ها

میخوام بگم ایرانی مرده پرستو و جو گیره ..... واسه همینه هر کسی میتونه با تهییج عواطفش به هر طرفی که میخواد ببردش .... گرونی حقشه .... این نتیجه بی سوادیشونه

این عکس رو ببینید

این نتیجه بی سوادیه ملتیه که تو همه چی ادعا داره اما هیچی نیست ....

فقط یکم صادق باشید

آیا نسبت به هم مسئولیم یا فقط اداشو در میاریم

آیا نسبت به اثر اجتماعی اعمالمون متاثر میشیم ... دروغ ... تظاهر ... و ...

آیا میدونیم دزدی فقط از دیوار مردم بالا رفتن نیست .... طرف بدهی یکی رو نداده تا با پول طلبکارش تو این هاگیر واگیر کاسبی کنه ..... طرف تو حیات خونه اش ۱۰۰ دستگاه یخچال خوابونده گرون بشه ...

به قول مصدق : درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که حتی فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است .

 

مستانه مستانه

 این یکی از آپای اون وبمه .... نمیدونم چرا نمی تونم بنویسم .... ایشالا که خوشتون بیاد ....

ما سه نفريم كه شبها وقتي همه خوابن بيدار ميشيم تا بنويسيم تا بلكه خونده بشيم . مشكل دنياي امروز اينه كه اغلب حوصله اي واسه خوندن نداره . تو تنهايي شب ، ما سه نفر مي نويسيم از دور دنيا در هشتاد روز بدون احتساب روزهاش . از خاطرات و خطرات ، از وصل و هجران ، صعود و سقوط . من و قلمم و دفترم ( يه تعبيره از يادداشت با نوت بوكم ) .

من بيشتر از تاريخ ميگم و از تجربه سالها ، از سرنوشت پادشاهاني كه آمدند و رفتن . قلم به سياست علاقه داره اينكه چه كسي با چه ديدگاهي چه كاري رو با استفاده از چه تواني براي چه هدفي می تونه انجام بده . دفترم از هنرها ميگه هنر پادشاهي كردن بدون ظلم و سقوط . اما از همه بيشتر به هنر موسيقي علاقه منده . چون معتقده موسيقي شاهرگ زندگي بشره . ميگه اگر يه شنونده خوب باشي و با دلت آهنگهاي خوب بشنوي ، بايد يه آهنگساز و نوازنده خوب بشي . تاريخ مشاهير پره از نوازنده هايي كه اول خوب گوش دادن بعد خوب ساختن و نواختن . حافظه تاريخ گنجايش كمي داره نوازنده هاي بد در حافظه اون قرار نمي گيرن . حتي بعضي وقتا ميگه يه رقصنده  خوب بهتر از يه درخت با عمر صد ساله اس كه فقط تو تابستون و بهار از سايه اش ميشه استفاده كرد.

ما موضوعي رو انتخاب مي كنيم واژه ها ي مترادف و متجانس پيرامون موضوع گردآوري ميشه . در آخر نگارش آغاز ميشه بيرون كشيدن كلمات از دل تاريخ ادبيات با منه ، قلم به تصحيح و ارتعاش لغات بر روي كاغذ مشغول ميشه و دفتر نقاشي واژه ها و به تصوير درآوردن اونها رو انجام میده .

ما سه نفر امشب راجع به مستي حرف زديم . نه حرفاي تكراري مثه مستي و راستي و ... راجع به تحسين يا مذمت يه مست . سالها بود خدا مستي رو حلال ميدونست تا اينكه يه عده بي جنبه در حالت ملكوتي مستي جنايت كردن . مست از آدمي وارسته به انساني لئيم تبديل شد . خدا وقتي ديد ميگساري باعث شده عده اي مسلوب شكمبارگي و شيطان بشن ، هرگونه خمر رو حرام كرد . با تمام اين اوصاف هيچ مستي حتي در حال تحديد تفكير نشده و از کفر و شرک سخني نرانده  .

سالكان و عرفا قبل از رسيدن به چنين مراتبي همگي در ميخانه ها گوشه اي اختيار كرده بودن . اونها در عين تفرج و مستي مدهوش خلقت خالقي شدن كه منظومه اي كبير رو به نظم و نثر درآورده . با تمسك به احوال و اغوال گذشتگان اين راه ،  به مكاشفات پرداختن و در عرش صاحب كرامات شدن و براي خودشون در زمين صاحب كسوت و منزلت شدن (حافظ ، مولانا ، سعدي ، منصور حلاج و ...) مولانا از صداي كنده كاري در بازار مسگرها مست شد و سه روز در عين مستي رقصيد . مولانا در اين حالت ضرب آهنگ مسگرها رو درك كرد كاري كه براي عوام امكانپذير نبود .

خلصه نقطه اختلاف نظرهاس وگرنه مستي استعاره اي از حقايق شيرين زندگيه . زمانيكه پر از دردي و اسيري به زندون غم ، وقتي حتي ديواري نيس براي اينكه تكيه كني بهش و گريه كني ، وقتي حتي چاهي نيس تا فرياد ، آلام قلبت رو تسكين بده ؛ مستي تنها چاره اس .اما نيازي به مي و ميخونه نيس ، دنبال ساقي نگرد. شراب و مي بهونه اس . من مست ميشم به نور خورشيد ، يه جرعه آب زلال و دوپيمانه نمازشكر  ! 

مگه ميشه با نور خورشيد و ... مست شد ؟ مگه مستي چيه ؟  مستي يه حسه ، حس گرمایی كه از نوك پا تا پشت گوشات رو داغ مي كنه . چشما اوني نيس كه هميشه بوده . چشما تو اون حالت همه رو دوست داشتني مي بينن و همه چيزو زيبا . انگار دنيا قبلا انقد قشنگ نبوده . درختا از هميشه سبز ترن و آسمون پررنگ تر از هميشه .  مست واقعي يه آدمه مثل بقيه كه خودش رو پر مي كنه از شادي و سرور ، بعضي وقتا آواز ميخونه بعضي وقتا مي رقصه .

ميشه بدون بهونه گرم شد خنديد آواز خوند و رقصيد .( خانمو فعل آخر رو هرجايي انجام ندن ....) . اگه كل زندگي رو صد قسمت تقسيم كنيم بيشتر از هفتاد درصدش عاري از غم بوده – شايد شاد نبوده ولي لبريز دردو غم هم نبوده – ميشه به طنزهاي بي مزه هم خنديد و لذت برد . ميشه هر شب قبل خواب به خاطرات خوش خودمون و يا شنيده از ديگران بازم بخنديم . ميشه نگاهمون رو به چيزايي كه تا ديروز تو زندگي حتي از ديدنش كراهت داشتيم عوض كنيم و به داشتنشون افتخار كنيم . چون هميشه مردمي هستن كه داشته هاي ما رو هم حتي در ناچيزترين سطح ندارن .  ميشه همخوني كرد با يه ترانه اي كه دوسش داريم تا همه بدونن چقد صدامون قشنگه . ( نترسيم از آواز خوندن )  با يه نماز عاشقونه همه چيز جوره . ميخوارها ميدونن شراب خواري بي مزه فايده نداره . هر جرعه از اين پيمانه يعني نزديك شدن به جواب چيستان هستي اينكه

"از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود              به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم " .

در وادي مي پرستان ، دائم الخمر محلي از اعراب نداره . دائم الخمر به استفعل يستفعل استفراغ ( به خاطر اين لفظ معذرت ميخوام )معتقده . شادي و شادكامي در كنار تلخي معنا داره . تلو تلو خوردن و ناسزا گفتن كار اونهايي هست كه حد و مرز مستي و توحش رو نمي دونن . مستي يه حالت روحاني كه فقط تويي و خدايي كه تورو مي بينه . اگه كسي در اين بحبوحه آزار ببينه خدا ديگه تورو نمي بينه .

 باده گساران خواص ان. هر كسي بايد به فراخور نيازش بخوره . اون مقدار كه تلخكامي زندگي براي مدتي فراموش بشه .  یادمون باشه ظرفيتها فرق مي كنه . من در پياده روي هام مست ميشم چون فراغت از افكار منفي رو برام به همراه داره .

با اين دو همسفرم (قلم و دفتر )در حال رقص مي خونم .

 خودش ميدونه داره هر كسي آبرويي       اين باشه آرزومون نريزه آبرويي

راستي من تا به حال مي نخوردم (شايد به خاطر اينكه ميترسم از راستي )

دهه شصت

هنوز چشممون به جمال دنیا باز نشده بود تغییر کلی تو مملکت شده بود تغییر سیاسی همانا شروع حمله عراق همانا.

چشممون که باز شد فقط دود بود و حجله هایی که هر هفته سر یه کوچه میذاشتن و جونایی که امروز با سلام و صلوات و اسفند می رفتن و در راه دفاع از مام وطن، پیکر بعضا تیکه و پاره شون رو تحویل پدر مادرشون میدادن.

این هفته بچه های یه محله سوار اتوبوس میشدن میرفتن جنگ ، یک هفته نشده یا جنازه شون برمیگشت یا خبر مجروح شدن و جانبازی ... خلاصه جویی بود واسه خودش ...

همه در کنار زندگی عادی به جنگ عادت کردن... آژیر قرمز ، فرار تو زیر زمین ، خاموشی کامل و سکوت ، صدای اصابت موشک ، بیرون ریختن واسه کمک حجله ... همه صحنه هایی بود که تو ۸ سال تکرار می شد .

هر روز بچه هایی که میشدن فرزند شهید ، زنهایی که میشدن همسر شهید و بقیه به عنوان خانواده شهید ... تازه ؛ شهادت یه طرف قضیه بود رزمنده هایی که اسیر میشدن یا جانباز ....

همه اینها بود ...

با ترویج فرزند بیشتر ، نسل من نسل جوونی شد که تو هر دوره تحصیلی یه اتفاق تازه براش می افتاد ... یه مشت موش آزمایشگاهی ... نفهمیدیم بالاخره چه جوری دوره به دوره با مشکلات مختلف میجنگیدیم

جنگ که تموم شد بدبختی ما دهه شصتیا تازه شروع شد .... اختلاف بین نسل من و نسلی که جبهه رو تجربه کرده بود همون ادمای افسرده زخمی و خسته ای که جلو چشمانشون فقط خون دیده بودن و خمپاره، با نسل من مشکل پیدا کردن ...

یادمه اگه کسی آستین کوتاه می پوشید اون موقع ش.لا.ق میزدنش ...

ما آدمای ایدئولوگی بودیم و هنوز هم کم و بیش هستیم ...شاید واسه همینه نسل دهه ۷۰ هم با ما مشکل داره ... نه اینوریا قبولمون دارن نه اون طرفیا...

جنگ تموم نشده حیاط و حوض خونه ها رفت تو کتابا جاش برج ساختن و آپارتمان ... روح خسته ما خسته تر میشد ... رسیدیم  به خدمت .... گفتن سرباز زیاده پولدارا بیان خدمتشون بخرن ... ما هم که ...

اومدیم کنکور بدیم گفتن از هر ۱۰۰ نفر ۱۰ نفر میرن دانشگاه ... با الان که مقایسه می کنیم میگم عجب تیکه ای بودیم واسه خودمون خبر نداشتیم اون موقع ها قبول شدیم

درس که تموم شد ... حرف از ازدواج که خنده داره ، موقع کار رسیده بود ... لیسانس که هیچ با فوق لیسانس باید میرفتی کارگری تو کارخونه اونم صدای مدرکتو در نیاری تا بیرونت نکنن ...

در کنار همه اینها که از داخل به ما فشار وارد می کرد نسلی داشت میومد به شدت باهوش ،به شدت حساس و کنجکاو  و متاسفانه بی قید ...

شکستن تابو ها (قوانین افراطی غلط) عیبی نداشت اما نسل جدید حرمت ها رو هم شکست . وفاداری تعهد ، بعضا دین و خیلی چیزای خاص ایرانی ها رو با یه مشت اراجیف و توجیه عوض کرد . این افول ذهن و درک از نسل من شروع شده بود اما تو این نسل شدت گرفت . نسل من تریا.ک رو هم بد میدونست اما نسل جدید به همه چیز چنگ میزنه تا خلاهای ذهنی خودش رو پر کنه ...

حالا ما موندیم ترکشای جنگی که هنوز خانواده مون رو آزار میده ....و پدری از جنگ برامون بحرانهای روانی سوغات آورده .....

شاید واسه همینه که مات و مبهوتم از بعضی چیزا که نسل جدید بهش میگه مشکل

درسهایی که زلزله به ما داد ....!

به همه هموطنانم که عزیزانشون رو در حادثه زلزله از دست دادن تسلیت میگم برای رفتگان این حادثه سعادت و آرامش ابدی از خداوند متعال خواستارم و امیدوارم خانواده های این عزیزان هرچه زودتر آلام این زلزله رو به باد فراموشی سپرده و به زندگی عادی برگردند .

اما این زلزله نکات قابل توجهی داشت و منو واداشت تا براتون از حواشی این موضوع بگم که میتونه " خوب ، بد ، زشت " باشه انتخاب با شما

۱- زلزله باعث شد باز نگیم یه ترکه .... تا دشمنای این مملکت و روباه صفتا از اختلاف بین ما خوشحال بشن

۲- نمیدونم تا کی میخوایم هر چیزی رو به سیاست آلوده کنیم سیاست به خودی خود آلوده و کثیف هست. ۳۰۰ انسان فوت کردن اونوقت (یه عده )دنبال شعارهای حزبی و گروههای سیاسی هستن ، حتی تو شعار دنبال تبلیغات سیاسی ان - خدمت همه این عزیزان عرض کنم مرده شور همه تون رو ببرن که هیچی سرتون نمیشه -

۳- نشون دادیم که خون از دماغ یه ایرانی یه جا بریزه هر کس قصد تعرض داشته باشه بلایی سرش میاریم که نفهمه از کجا خورده . کرد ، لر ، بلوچ ، فارس و عرب و... همه زیر نام وطنی به اسم ایران رفتن کمک ترکای مصیبت زده

۴- اونا که همش تریپشون فیس بوغ بازی و روشنفکریه همچنان دنبال بیانیه و تز دادن هستن اما اونا که مرد عمل بودن شده با ۲۰ تا بوکس آب معدنی نشون دادن مرام و شعور به لفظ قلم حرف زدن نیس . طرف بی سواد بود اما هر روز از روستای اطراف نون می پزه می بره تو روستای خسارت دیده اونوقت یه عده ....... ( بیخیال )

۵- از حق نگذریم که مرده پرستی تو خونمونه . دنبال جسدیم بیفته بمیره واسش گریه زاری کنیم . تصور کن هر ۵ روز در کشور ما ۳۰۰ نفر بر اثر حوادث رانندگی فوت می کنن که به جای تامل و اصلاح رفتار فقط اظهار تاسف می کنیم . به اون خدا که می پرستیم خطای انسانی بالاترین آمار تصادفات رو تشکیل میده چرا فکر می کنیم ساعت ۱۲ به بعد باید از چراغ قرمز عبور کرد......

۶- تو ژاپن زلزله میاد ۸.۸ ریشتر ۳۵ تا کشته میده - منهای کشته های آسیب دیدن راکتور هسته ای -، اونوقت زلزله ۶ ریشتری اینجا ۳۰۰ تا کشته میگیره . والا از بی سوادیمونه بلا از بی مسئولیتیمونه به کی قسم از باری به هر جهت بودن و زندگی یلخی ماس کی میخوایم یه تکونی به خودمون بدیم . دارم بیمه تضمین کیفیت ساختمان رو اجرایی می کنم اونا که تو کار ساخت و سازن نمیذارن . باور کنید خودمون هم دلمون برای خودمون نسوخته . طرف به جای تیرآهن ۱۸ تو خونه خودش از تیرآهن ۱۶ استفاده می کنه فکر می کنه زرنگی کرده و صرفه جویی ....

۷- زلزله باعث شد بفهمیم یه عده تو اوج کمبود و مشقت دارن گندم میکارن و گوسفند و مرغ پرورش میدن تا من شهر نشین بخورم و به ریششون بخندم و به این فکر نکنم این آدمای زحمت کش سفره منو رنگین کردن پس نسبت به اونها تو هر کاری متعهد باشم . تا یه جا آب داره ویلا میسازیم آب رو میریزیم تواستخرامون واسه تفریحات،  نمی گیم اکولوژی اون منطقه رو بهم میزنیم و یه عده رو از نون خوردن میندازیم

۸- کاش تو همه این سالها که فقط نشستیم و سوگواری کردیم یکم به همین عزیزای دور بر خودمون سر میزدیم که انتظار ورود من و شما رو از در دارن تا بیایم تو و چند لحظه هم که شده از تنهایی درشون بیاریم ( البته تو این زمینه خیلی موفق نیستم چون کار و افسردگی حالی واسم نمیذاره که به کسی هم سر بزنم )

۹- یه روز عاشق یه دختری شدم به اسم لیلا که به لحظه ای غفلت پشت پا زد به همه چیزایی که با هم بافتیم همون رویاهای قشنگ کودکانه . اما امروز عاشقایی رو می بینم از تلویزیون که عاشق لوندی و غمزه دخترک نیستن مردایی ان که عشق مرامشونه نه صفتشون . این که بری تو یه منطقه غمزده حتی یه لیوان آب بدی دست کسی یعنی عاشقی نه من که ......

۱۰ - خدمت دانشمندانی که شایعه کردن این قضیه امتحان بمب بوده بگم تست بمب باید به اطلاع همسایه برسه تا از واکنش احتمالی جلوگیری شه )۱( بمب صدا داره و دود... آخه گوگل ارث که موقعی که دستت تو دماغته تو اینترنت نشونت میده چطور نفهیمد که شما دانشمندا کشف کردید )۲( بمب یه بار تست میشه و پس لرزه نداره )۳( بمب رو تو بیابون های وسیع تست میکنن نه تو جایی مثل آذربایجان با این تراکم جمعیتی )۴( آخه دانشمندای نخبه خود اسراییل هم اذعان کرده که ایران هنوز بمب هسته ای نداره ....... بازم بگم ..... یعنی اون منطق و ای کیوتون تو حلقم

دوستون دارم

دوست داشتنو به هم یاد بدیم .... دوست داشتن یعنی تعهد یعنی مسئولیت پذیری

حالم خوب نیس از طرز نوشتنم معلومه ولی اگه بهم نمی خندید یه چهار خط موزون تو ادامه مطلب هست دوست داشتید بخونید و نظر بدید

این شعر رو تو دبیرستان حفظ کردم و صفحه اول کتاب فارسی م داداش مسعود گفت و من نوشتم ...... دادا مخلصیم

ای کسانی که پس از مرگ مرا یاد کنید                               

بهتر آنست که امروز دل من شاد کنید

پیشم آیید و بخندید به جای آن روز

که به گرد جسدم شیون و فریاد کنید

ادامه نوشته

تفاوت ما با بقیه دنیا چیه

حضرت علی در زمان حکومتش می فرماید: اگر در دور افتاده ترین گوشه ای از این مملکت اسلامی، پیرزنی در شبی گرسنه بخوابه من مسئولم و پاسخگو در مقابل خداوند؛

ای کاش رفتار مولا علی فقط و فقط یه ذره از رفتار این بزرگوار الگوی ما و بعضیا بود

نشستم ببینم تفاوت ما با دنیا چیه فعلا چند تاشو براتون نوشتم بخونید

۱- اول مثبت بگم : فقط تو ایرانه که با تمام مدیران بی کفایت ورزشی یه محمد بنا پیدا میشه تا کشتی فرنگی رو بعد از ۴۰ سال صاحب مدال کنه ، یا بهتر از اون فقط تو ایرانه یه احسان حدادی بدون مربی روزی ۱۱۰ تا دیسک پرتاب میکنه و میره المپیک نقره می گیره . این یعنی هنوز غیرت و تلاش تو وجودمون نمرده و هرکس به تنهایی میتونه مدال بیاره ( می دونید که چی دارم میگم )

۲- "فقط یه ایرانی میتونه برای ماشین پنج میلیونی که اقساطی خریده ، چهار میلیون لوازم اضافی وصل کنه ولی پول رفتن به دندانپزشک برای معالجه دندان خرابش را نداره!" جالب اینجاس برای مدیریت هزینه درآمد بایستی به نسبت درآمدت کالای لوکس بخری ( ماشین واسه کسی که ۶۰۰ تومن درآمد ماهیانه داره لوکس حساب میشه ) چون حسابدارها خودرو رو سرمایه محسوب نمی کنن . همین سبک زندگی غلطه که باعث میشه کارخونه فخیمه ایران خودرو مدال بهترین خدمات پس از فروش رو به خودش میره ( موش کور حیفه موش فاضلاب بخورتتون مدیران اکول پکولی بابا )

۳- تو همه دنیا به مبحث سلامت و تغذیه مناسب بسیار اهمیت میدن . اینکه از ورزش فراری هستیم امری است بدیهی ، مثله بقیه تنبلیهامون ؛  اما اینکه " مصرف سرانه شكر  در ایران 3 كيلوگرم بالاتر از ميانگين جهاني است " و " مصرف سرانه روغن  در ایران 4.5 كيلوگرم بالاتر از ميانگين جهاني است "  یعنی داریم به خودمون رسما سم تزریق می کنیم . شاید واسه همینه سکته قلبی تو ایران نداریم اون هم تو سنین پایین  

 ۴- " هر ساله نوجوانان دختر ایرانی با نرخ نزدیک به شش درصد در سال به سن جوانی رسیده و وارد بازار مصرف لوازم آرایش کشور با 2 میلیارد دلار هزینه سالانه می‌شوند و در حال حاضر جمعیت 14 میلیون نفری زنان ایرانی 29 درصد و به عبارتی 2/1 میلیارد دلار از بازار 7/2 میلیارد دلاری خاورمیانه را به خود اختصاص داده‌اند" این یعنی با نفت ۱۰۰ دلار چند تا بشکه نفت در سال بفروشیم که خرج آرایش بشه ؟

ایراد من به آرایش نیست ، به عدم اعتماد به نفسه و به نگاه و فرهنگ غلط ما تو چشم و همچشمیه . خانمها خودشون میدونن بیشتر از اینکه این آرایش برای جذب مردها باشه برای خودنمایی و رقابت بی سر و ته بین خودشونه

۵- تو یه شبکه یه فروشگاه از باشگاه بارسلونا رو نشون میداد که به منظور تامین هزینه های تیم همه چیز با نشان و رنگ بارسلون عرضه میشد ( آقا این کراوات مشکی بی تربیتاشون با لوگو بارسلون  حرف نداشت یکی برام بخره پولشو بهش بدم  ) اونوقت تو ایران تیم پرسپولیس ۳۰ میلیارد از بودجه ملی رو میریزه تو حلق یه مشت .... که نتیجه بازی کردنشون از ۴ بازی ۴ امتیازه . به نظرتون با این ۳۰ میلیارد چند تا بهداد سلیمی میشه تربیت کرد یا چند تا باشگاه کوچیک ساخت که بچه های مردم به جای اعتیاد برن سراغش . ما این فوتبال رو بزرگ کردیم یادمون نره

۶- فقط ایرانیها هستن که میتونن بالای ۱۵ شبکه اپوز موپوز داشته باشن که حتی دو تاشون همصدا نیست و همشونم از دموکراشی حرف میزنن . جالبه همشون دارن از گرسنگی می میرن یا گدایی میکنن یا بودجه از دولتهای .... می گیرن بعد به من و شما میگن ما اینجا به به شما اونجا اه اه (عذر میخوام ). همین ۱۵ تا کافیه واسه حس سرخوردگی و افسردگی . نمیگم مجل نداریم ولی تا وقتی مشکل خود ماییم وضع ما ایرانیا همینه . انقد بی سوادیم که برنامه ۲۰ و ۳۰ با وقاهت تمام من و شما رو به سخره میگیره و میگه انگلیسیها المپیک رو تحریم کردن و ورزشگاهها خالیه . پس کی تو ورزشگاههاس؟  ( لابد فتو شاپه ) تا وقتی این حرفها خریدار داره فروشنده این حرفها هم هست ...

۷- تو تمام دنیا فقط سلبریتها (افراد برجسته ) زیر ذره بین پاپاراتزیها هستن ولی تو ایران همه ایرانیها پاپاراتزی- خبرنگار سمج - هم هستن . مثلا اگه شما نمیدونید اقدس خانم دیشب شام چی خورده بهتره از اکرم خانم همسایه بغلیش بپرسید تا مقدار غذا و نوع برنج به کار رفته در غذا رو به شما گزارش بده . جالبه بدونید سرانه مطالعه در جهان بالای ۳۰ دقیقه است که اگه توجیهات مسئولان رو کنار بذاریم این رقم در ایران بین ۲  تا ۵ دقیقه است . یعنی انقد که ما تو کاره هم دقت داریم  ۱ صفحه کتاب خونده بودیم وضعمون این نبود

۸- تو اکثر کشور ها کافیه یه نسخه کپی شده از یه اثر ( فیلم ، موسیقی ، نرم افزار ، کتاب الکترونیک و ...) از یک نفر بگیرن تا بدون نیاز به اسمهای اختصاری ش. پ. ش طرف رو محاکمه و جریمه کنن اونوقت نسخه آزمایشی ویندوز هشت که بالای ۲۰۰ دلار قیمت داره اینجا با ۱۰۰۰ تومن کرک شده در اختیار شماست . اینکه با این کار پرچم کشورهای استکبار رو بکشیم پایین یه موضوعه این که هنرمند و مهندس این کشور با کلی زحمت یه اثر تولید میکنه و فردا خودش میتونه از اینترنت  به صورت رایگان دانلود کنه یه چیز دیگه است .

تصورکن به جز فیلمهایی مثل آفتابه طلا ، فیلمهای خصوصی با کلی هزینه و زحمت تولید میشه کسی سینما نمیره تا نسخه با کیفیت عالی اون رو از نت رایگان دانلود کنه اونوقت توقع داریم اقتصاد ما اقتصاد فرسایشی نباشه . خنده داره تو ایران بگی صنعت سینما

این جمله  آخری حرفم ربطی به ۸ مورد بالا نداره ؛

آقا طرف واسه خودنمایی تو مراسم استاد شهیر حمید سمندریان خودشو شهید کرد اساتید چنان زدن شتکش کردن تا عمر داره افه خرکی نیاد . بازیگر خوبیه ولی ۲ زار سواد و شعور معور نداره

راستی دعا کنید واسه مریضا و بی بضاعتا .

و اگه از دستتون برمیاد از کمک به هم دریغ نکنید اینو تریپ داداشی گفتم نذارید به حساب نصیحت . این یه خواهشه

منچ با مانع هم بلد نیستیم بریم المپیک بعد ۴ سال تلاش واسه مردم یکی دو روز عزیز شیم بلکمم چند تا سکه دادن بریم یه پراید بخریم بعد ازظهرا بریم مسافر کشی

چین

آقا من یکی موندم این چینیا تو خوابم هم مدال میگیرن ، چشاشون که باز نیست پس چطور می بینن و مدال میگیرن آخه ( البته موش فاضلاب بخوره دست اندر کاران کاروان المپیک کشور رو که نفهمه چه .... خورده از اون جریان کت و شلوار و رژه بگیر تا باقی حواشی )

المپیک موضوع این آپ نیست ، میخوایم به این بپردازیم که علل وفور کالای چینی در بازار ایرانیها چیه ؟!

۱- سیاست : میگن هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی گیره . چین هم از این قاعده مستثنی نیست . این حمایت اونها از دکترین و سیاستهای خارجی ایران بی دلیل نیست.

۲- لیاقت : دومین علت به نظر من اینه از کسانی که تمرکزشون به شکم وزیر شکمه نباید توقع داشت به مسائل ملی نگاه واحدی داشته باشن . یه زمانی ایرانی به هر خارجی که به مملکتش و ایرانیها قصد آسیب رسوندن داشت واکنش نشون میداد اما امروز ........ میوه خارجی اش خوبه .... جنس لباس دسته هشتم چین باشه ارزون باشه مهمه ..... به قول یکی مفت باشه کوفت باشه

۳- سودجویی : از اون واردکننده ای که میدونه جنس آشغال چینی به قیمت ارزون تو ایران خریدار داره دنبال سودجویی خودشه تا اون فروشنده که میگه به جون مادرم جنس اصل ایتالیاس .... به قول این یارو اپوزونیا درود به شرفت

۴- قاچاق کالا :  . توجه به اینکه بسیاری از این کالاهای چینی به صورت قاچاق وارد کشور می شوند اثرات ناشی از قاچاق کالا در سطح کلان بسیار متاثر کننده اس ." براساس محاسبات انجام شده هر یک میلیارد دلار قاچاق حدود 100‌هزار فرصت شغلی کشور را از بین می‌برد که این امر به‌معنای افزایش بیکاری، فقر و بزهکاری در جامعه است "  . گسترش اقتصاد زیر زمینی ، فرار مالیاتی ، افزایش فاصله طبقاتی ، کاهش امید و امنیت ملی ، ایجاد اخلال در زیرساختهای تجاری و اقتصادی همگی معضلات ناشی از قاچاق کالاس که بخش عمده اون رو  کالاهای بی کیفیت چینی تشکیل می دن و این موضوع یکی از علل پایین بودن قیمت این کالاهاس .

۵- گرایش سرمایه به دلالی : تا وقتی نگاه ما به اقتصاد نگاهی دلالی گرایانه اس عواقب و آثار ناشی از این نگرش به عهده خود ماس . عدم سرمایه گذاری در بخش تولید ، به دیگر کشورها اجازه میدهد کالاهای مورد نیاز ما را تولید و ارزش افزوده مناسبی برای خودشون فراهم بیارن . از طرفی بی کفایتی و بی لیاقتی مدیران صنعتی و تولیدی باعث شده در هر باد و طوفان اقتصادی ، تجاری و یا سیاسی سریعا کارخانه ها را تعطیل و پشت در بانکها با لحاف و پتو بخوابند در حالیکه اساسی ترین وظیفه مدیران صنعتی واکنش مناسب به محیط ( بازار هدف، سیاستهای اقتصادی ، قیمت مواد اولیه و تکنولوژی ) است  . ( میگم خلاقیت ، بهبود مستمر ، بهره وری جوری نگاه میکنه انگار از مریخ اومدم و دارم مریخی حرف میزنم   . بابا این چینیا صلوات شمار ساختن با اون چشای تنگشون ببین تا کجا رو خوندن )

۶- سیاستهای اقتصادی و پولی : هر صنعتی نیازمند شرایط مناسب و آرام اقتصادی ، سیاسی و پولی است . در نتیجه تحریمها و سیاستهای ورم شکمی دولت وقت ، نوسانات محیطی اثر بسیار بدی بر تولید گذاشته . سرمایه گذاری در هر فعالیتهای تولیدی نیازمند کاهش ریسک و نوسانات محیطیه که در ایران موضوعی خنده داره ( یه دفعه هم حرف سیاسی زدیم نگید همه چی رو میندازه گردن ملت )

۷- کوته فکری تولید کنندگان : بسیاری از شرکتها و کارخانجات تولیدی بزرگ دنیا  در همون بدو امر نگاهی جهانی به تولید داشته و سعی در فتح بازار دیگر کشورها داشتن اون وقت زم زم به کشورهای انگلیسی زبان صادرات میکنه نمی فهمه اگه زم زم به انگلیسی دیده و خونده بشه معنی بدی داره ( هر چی نخبه اس یا فراریه یا داره تو بخش تولید کار می کنه )

خلاصه در ورود کالای چینی و مصرف بنجلای چینی بین ما و دولت ۵۰ ۵۰ مساوی هستیم به نفع داور  

اگه حال کردید دعا کنید تو این ماه مریض و دربند نباشه تو دنیا

تعارف

ماه رمضون به اونایی که دیدگاه سیاسی شون باعث نمیشه ماه رمضون ، ماه خوب خدا رو انکار کنن مبارک

آقا من یکی اسم تعارف میاد میخوام با جفت پا برم تو عنبیه طرف ... اونم میدونم تعارف طرف خالی بندیه .

اما اصل مطلب

- تعارف که نداریم ؛ این تعارفات الکی زندگیمونو ریخته به هم . بابا با طرف مشکل داری رو در رو  حلش کن نذار پشتش کلی بدوبیراه بگو ( بی جنبه نباشین بی تعارف بگید ولی نرید تو شکم طرف بزنید یاروش کنید بنده خدا رو .... با الفاظ مناسب .... مهربانی .... عطوفت ... حالا شد )

- تعارف که نداریم ؛ سیفون خونه هم خراب باشه موضوع سیاسیه ... من هرچی فکر می کنم حذف تصمیم کبری از کتاب فارسی کجاش سیاسیه نمی فهمم .... آخه هرکی هرچی گفت که نباید قبول کرد میگن گوشش درازه (خودم رو عرض کردم ... جسارت نباشه )

- تعارف که نداریم ؛ اگه ترکیه ای ها میخوان سند مولانا رو به نام خودشون بزنن یا پارک فردوسی تو ایتالیا نامگذاری میشه و مثالهایی از این دست ، نشون میده ما سالهاس مسلمونیم و مسلمونی بد نیس(البته فقط اسممون مسلمونه ) اما چرا مشکلات و معضلاتی رو که خودمون ایجاد کردیم میزنیم به نام اسلام یا صرف اینکه یه مسلمون نما با ریش و پیشونی سوزونده با پنبه ، یه خبطی و جرمی می کنه میزنیم پای اسلام ، در حالیکه اسلام یعنی میانه روی ، محبت ، همنوع دوستی و عشق چه زمینی و چه آسمونیش

- تعارف که نداریم ؛ دزدی که فقط از دیوار مردم بالا رفتن نیست . از اون مهندس ناظری که پول میگیره چشاشو رو بعضی چیزا ببنده و سرآخر ساختمون بغلی می ریزه و چند نفر زیر آوار می میرن دزده تا اون دکتری که خارج از تعرفه پول زیر میزی میگیره ویا کارمندی که تو ساعت اداری دنبال همه چی هست الا کار. اینا همه دزدن  . نگاه کن دوروبرت ببین چندتا دزد دیگه می بینی

- تعارف که نداریم ؛ هر کی بگه ۹۵ درصد ایرانیا باسوادن من میگم فقط ۵ درصد باسوادن . چون سواد که به خوندن و نوشتن نیست . اگه ارومیه خشک میشه ، اگه میراث فرهنگی مونو قاچاق می کنن و ما دربه در پولشیم ، اگه برای مصرف آیندگان برنامه و فکری نداریم ، اگه سایز باسن جی .ل.و رو میدونیم ولی نمیدونیم لی.دی . گا.گا مدیر منابع انسانی یه شرکت بزرگه ، اگه شاخصای فرهنگی و ورزشیمون امین حیایی و شیث رضایی ان  از بی سوادیمونه .

- تعارف که نداریم ؛ تو هیچ مملکتی نمیشه مثل ایران یک شبه پولدار شد . دوای دردش یکم بی وجدانیه و یکم پول واسه دلالی . تازه تو این مملکت میشه به همه اقتصاد دانان فحش و دری وری داد بعدش شب با لحاف بری پشت در بانک بخوابی واسه خرید سکه .( موش کور بخوره ایرانیارو که نبینه کیا رو داره میخوره )

- تعارف که نداریم ؛ یکی اون ور دنیا -ویکتور هوگو- گفته " در هر مدرسه ای را باز کنی در زندانی را بسته ای " از اون ور این دولت مه ورزی یه بار هم میاد یه کار درست انجام بده قلیون رو جمع کنه ملت اعتراض می کنن . بابا به خدا من میدونم تو قهوه خونه ها چه خبره .... میخوای قلیون بکشی بشین تو حیات خونه ات .... یه چی میدونم که میگم ...

- تعارف که نداریم ؛ این اس ام اس فارسی هم نکبتی شده واسه خودش . واسه این که تعداد کلمات اس ام اس مون ، تو یک اس ام اس جمع و جور بشه گند زدیم به زبان فارسی ( عذر میخوام پارسی  ) این باعث میشه عادت کنیم و لغات رو شکسته و بی مفهوم کنیم .

" تفنگهای پر برای شلیک به مغزهای پر ساخته شده اند و مغزهای خالی برای پر کردن این تفنگها .از کسی که کتابخانه دارد و کتابهای زیادی می خواند نباید هراسید بلکه از کسی باید ترسید که یک کتاب دارد و آنرا مقدس می پندارد ولی هرگز آنرا نخوانده است ." 

حال کردید دعا کنید هیچ مریض و دربندی تو دنیا نباشه

بیاید یکم دیگه هورا باشیم

آقا طرف گفت آلودگی هوا تقصیر استکباره .  چرا می خندی خوب طرف مثه من فکر کرده تو این وضعیت گرونی و بار مشکلات یه چی بگه بخندیم .... آقای مدیر میراث و اینا دمت گرم که به فکر خنده مردمی ( فقط موش کور بخورتت که نبینه چی رو داره میخوره  )

ما هم گفتیم مگه چیمون از این اسگل کمتره بتونیم خواننده های وبمونو بخندونیم

( به قول بی تربیتای استکباری بزن بریم )

۱- چشم تنگ هم نشدیم هی سریالای افسانه ایمونو صدا و سیما پخش کنه . تا وقتی گلزار  هنرمند مونه که دو زار بادی لنگوییج ( زبان بدن ) نداره  یا ده نمکی و سلحشور میشن کارگردان هنری ، معلومه سوسانو و چیل هوا سون ما و شان سوا ایل گون یه سره تو شبکه هامون ولو ان .  ......هوررررررررررا دمه چشم تنگا گرم (البته دستشون درد نکنه که پلت فرم خودرو ملی ما "سمند " رو طراحی کردن )

۲-  آقا ما چند نفر آدم جوک و مسخره و با نمک دیدیم تو کوه پلاستیک زباله دستشون بود آشغال جمع می کردن .... عجب آدمای نفهمیده ای به جای اینکه بیان تو ف.ی.س بوغ شعار بدنو چهار تا فحش به زمین و زمان ، آشغال جمع می کردن تو طبیعت( البته یکی از بغلم ردمیشد بهم گفت"درد"،" مرض "نفهمیدیم منظورش چی بود )

۳- نمیدونم چرا هر چیزی گرون میشه عزیز میشه ، تا دیروز همه اسم مرغ که میومد اخ و پیف می کردن که هورمونیه و بوی بد میده و فلان . امروز انقد عزیز شده مردم به قصد شهادت میرن تو صف خریدش . خدایا از تو ممنونیم که ما مردم را در سومالی نیافریدی وگر نه ....( اصن فکرشم خطرناکه ....) کلا دم مرغا گرم که به خروسا نشون دادن چقد قیمت داشتن و خروسا قدرشونو ندونستن ( استعاره فیمینیستی بودا ... داشتی قضیه رو )

۴- ماه رمضونم داره میاد که به واسطه چند ساعت گرسنگی و تشنگی تو صف نون یا تو ترافیک شکم همو سفره کنیم بزنیم همو شتک کنیم .... واقعا چه حالی میده .... ما که نمی فهمیم که حکمت روزه چیه حداقل یکم خشونتمونو تو این ماه خالی کنیم  سر همدیگه .......( آی مادر.... میزنم خار....دهن مهنتو .... بیا برو ته صف نذا زبون روزه دهنمو وا کنما )

۵- شنیدی میگن قراقروت هم نشدیم دهن کسی رو آب بندازیم ... حکایت ماست روشنفکرم نشدیم اسم چهارتا نویسنده و متفکر غربی و شرقی رو یاد بگیریم جلو چهار تا دختر کلاس بذاریم بعد بگیم کلاس خصوصی روشنفکری شب ساعت بوق خونه ما .... لوازم روشنفکری مهیاست .... شانسو داری ....

۶- زنم نداریم از بس سبک زندگیمون یکنواخت بشه بریم تریپ خیانت .... اخه تغییر چیه ..... کی گفته من به عنوان یه مرد باید به خانمم و خواسته هاش اهمیت بدم  ....  از اون ور خانمه میگفت شوهرم شب میاد خونه بو گند عرق میده نمیره حموم .... باقیشم م ثبت ۱۸ بود ننوشتیم ( زنم نداریم به خاطر اهمیت ندادن بهش طلاق عاطفی بشیم ....  ) البته جریان خانمه رو بچه که بودیم توپمون افتاد تو خونشون از دیوار رفتم تو حیاطشون ، داشت واسه زن همسایه تعریف می کرد. تازه کلی حرفای بی تربیتی دیگه هم زدن که از ترسم قید توپمو زدم و از محل متواری شدم

۷- یاد قدیما به خیر .... وقتی دانشجو شدم سال اول دانشگاه یه گونی تنم بود با گیوه های عمونوروز ... تا فهمیدیم تو دانشگاه دخترم هست از سال دوم فقط لباسهای مارک دار می پوشیدیم و موهای سیخونکی و ابروهای تمیز کرده .... سال سوم دختر کش شدیم و به هرکی قول ازدواج میدادیم و فردا صبح محضر نرفته طلاقش میدادیم و یکی دیگه .... کار به اتمام تحصیلات نکشید چون سال آخر زدم تو کار خوانندگی و هنر ... شعر و حال کن " دی جی قرش بده بیا وسط فرش بده " قشنگ بود دیگه نه . البته قسمت رپ آهنگمو غضنفر شاسکول آبادی ملقب به غضی مخته خونده .... انقد با حال شده

۸- نمیدونم چه گیریه همه شوخیای زن و مردا کمر به پایین شده .... تازه اگه با صدای بلند بگو... همه انقد میخندن که نگو .... حالا تصور کن قدیمیا به موش و گربه عبید زاکانی میگفتن طنز یا مثلا یانکیای بی تربیت تو دهه نود تو یکی از همون سالها ترجمه مثنوی معنوی پرفروشترین کتاب سالشون میشه .... تصمیم گرفتم این جوکا رو بنویسم بزنیم رکورد هری پاتر ماتر و بترکونیم

ادامه ندارد فعلا

 

 

بیاید یکم هورا باشیم

آقا چه حالی میده بعد از یه آپ با بار خیلی منفی کم هورا باشیم

۱- اولین هورا باشه برای داش رضا که علیرغم خیلی کارشکنیا گیشه رو با فیلم خوابم میاد ترکوند و دماغ بعضیا رو با این همه کمک .... و کمدی مزخرف و توهین آمیزشون به خاک مالید .... این که تاسف خوردم واسه اونا که رفتن  ۲ و ۳

۲- من خبر نداشتم ولی بازم دم دکتر مهران مدیری گرم که تو این همه گرفتاری مردم یکم مردم رو میخندونه و سر بسته بهشون تلنگر میزنه ...... دکتر هورااااااااااااااا .

۳- دم بچه های مجاز گرم که مجوز کنسرت گرفتن و با شعرا و آهنگای خوب مردم رو شاد کردن و می کنن.... بچه خوشگلم نشدیم بریم زیر ابرو برداریم رژ کالباسی بکشیم و خط چشم  که یه کلیپ بدیم بلکه یه دخترم بیاد تو کلیپ فشن دماغ عملی چمدونشو برداره بره ( خدا بدور ..... من پسرم این تهمتا به من نمی چسبه اون تیکه اش شوخی بود خوب ...)

۴- بدبختی یه منچ با مانع هم بلد نیستیم بریم المپیک بخوریم ب ر.ژ.ی.م .... نریم مسابقه کلی پول هلفتی بهمون بدن ....

۵-  آقا دم بچه محل ما گرم ریختن دور رفیقشون کلی باش حرف زدن و از اعتیاد ترکش دادن .... ببین چی کردن بچه های تیم ملی محل طرف بادی بینگول کار شده .... معتادم نشدیم با مخ بریم تو جوب یکی بیاد بمون بگه نفله عملی . بعد بزن رگ غیرتمون باد کنه آهنگ "تکرار" اون بنده خدا رو بذاریم بریم لب ساحل ورزش و ماچ هوایی بفرستیم ....

۶- میگن پرسپولیس ۳۰ میلیارد تومان خرج تیمش کرده ... ما که پرسپولیسی هستیم که میدونیم از این رفقا ابی گرم نمیشه . حداقل پولشو میدادن یک تیم ملی از خارج میخریدن بلکه محض رضای خدا یه چند کیلومتر بدون تو زمین نتیجه متیجه نخواستیم .... بابام هی میگفت کره .... برو فوتبالیست شو نشین انقد کتاب بخون و وب بنویس ... الان به جای اتوبوس میرفتیم با پورشه ای چیزی واسه ملت  بوقی میزدیم ...

۷- هنرپیشه درپیتم نشدیم بزنیم تو کار هفتا هنر و دستمون رو رو کنیم ... یه آلبومی چیزی بدیم . یه چهار تا تریپ خیریه بریم با ۵۰۰ تا عکاس ، البته واسه اجر معنوی ش میگما . یا مثه این هنرپیشه قدیمیا بحرفیم طوری که حرف زدن عادی یادمون بره ... البته این کارگردان پیت حلبیام بد نیس واسه مطرح کردن خودمون به زمین و زمان فحش بدیم مردم بفهمن دنیا دسته کیه ... بابا فیلم که بلد نیستیم بسازیم یه چهار تا جفنگ بگیم بلکه یه تهیه کننده هم فهمید ما کارگردانیم

ادامه دارد

 

دست گلتون درد نکنه........

من هرچی فکر می کنم می بینم تو غرور کاذب و ادعا تو دنیا حرف اولو میزنیم قرار نیست تو همه آمارا منفی باشیم . حداقل تو یه شاخص هم ما تو دنیا برتر باشیم مگه بده

میگی نه ؟ این آپو از سایت برادر .... کپی کردم بخونید خالی از لطف نیست

این خارجیای بی تربیت واسه حیوونم ارزش قائلن واسه نجات یه حیوون در معرض انقراض اعتراض می کنن (قافیه اشم جور شد ) ولی ما از این کارا نمی کنیم ... زشته آخه ما متمدنیم اهل نمازیم ....

روز 10 تیر ماه سال 90 ،  روز سیاهی بود هم برای اعضای خانواده جوان مشهدی و هم برای کادر درمانی و پزشکی بیمارستان امام رضا مشهد . روزی که در آن مصطفی پروازه داد ، جوان مشهدی و پدر هانیه 10 ماهه ، قربانی کمبود امکانات بیمارستان ، عدم مسئولیت پذیری کارکنان و عوامل بیمارستان ، خواب آلودگی انترن ، نظریه پزشکی نیروی خدماتی و عدم تعهد کاری و .. شد.

ماجرا اینگونه اتفاق افتاد: ساعت چهار نیمه‌شب بود كه مصطفی احساس خفگي مي‌كرد. برديمش بيمارستان، دكتر اورژانس گفت: آبسه شدید است. منتقلش كردند به بخش گوش و حلق و بيني. رزيدنت و انترن برادرم را معاينه و برايش اكسيژن تجويز كردند. انترن رفت بخوابد و رزيدنت هم رفت. يك نفر آنجا بعد از رفتن دكتر به ما دستور پزشكي مي‌داد؛ بعد فهميدم اين شخص كارگر بيمارستان بوده است؛ همين بنده خدا آمد و گفت چون قرار است برادرت مرخص شود، نيازي به اكسيژن ندارد و خودش هم كپسول اكسيژن را قطع كرد، اما وقتي ديد نفس برادرم در حال بند آمدن است، ‌دوباره خودش آمد و درجه اكسيژن را كم كرد.

بعد متوجه شدم كپسول اكسيژن برادرم تمام شده و برادرم از همان فرد تقاضاي اكسيژن كرده بود اما اين نيروي خدماتي بيمارستان رفته بود و از اكسيژن هم خبري نبود! جالب اينجاست كه در تمام اين مدت، فقط همان نيروي خدماتي به ما سر مي‌زد و از حضور پرستار – با توجه به وضعيت وخيم برادرم – بر بالين وي خبري نبود.

نفس برادرم به خس‌خس افتاد و من از اتاقش خارج شدم و او هم پشت سرم آمد. من داد مي‌زدم و دكتر را مي‌خواستم. صورت مصطفي سياه شده بود، پاهايش را به زمين مي‌كوبيد و دست و پا مي‌زد. پرستاري آمد با من دعوا كرد كه چرا مريض را از روي تخت پايين آورده‌اي. برادرم جلوی من سياه و كبود شد و افتاد روي زمين. به من گفتند برو انترن را خبر كن. دكتر و انترن را خبر مي‌كردم و فرياد مي‌زدم. انترن از اتاقش با چشماني خواب‌آلود و دكتر هم از طبقه ديگر آمد. ‌دكتر، انترن و پرستاران تا 10دقيقه با هم بگو مگو داشتند كه كانكتور نيست، چرا امكانات نداريم و در همين حال برادرم سياه‌تر شد، دهانش كف كرد و زبانش از دهانش بيرون آمد و ... 

یک سال از این فاجعه می گذرد و در این یک سال هیچکس جوابگوی شکوائیه‌های ما نشد ، به هر کجا که آه و درد خود را گفتیم گفتند " آقا این در کار ما طبیعی است " ، و این جمله بیشتر بیانگر بی ارزشی جان انسان‌ها است در کشور . از زمان وقوع این حادثه تا کنون برخورد مناسبی با ما نشده است . بعد از فوت برادرم بیمارستان خواهان آن بود که بدن برادرم بدون هیچگونه شکایتی به خاک سپرده شود . بعد از شکایت ما ، سیل سفارش و خواهش برای بازپس گیری شکایت ما شروع شد . چند روز بعد از ارائه شکوائیه ، یکی از مسئولین بیمارستان امدادی مشهد ، از ما خواست که شکایتمان را پس بگیریم تا تعلیق موقت کادر مربوطه متوقف شود زیرا که عدم حضور این افراد خاطی باعث کنسل شدن 5 عمل در یک روز شده است!، گویی مسئولان بیمارستان خواهان آن هستند باز هم جان افراد بی‌گناه گرفته شود .

حالا هی بشینیم یا راجع ب نماز در کرات دیگر مباحثه و مناظره کنیم یا ببینیم این عربا واسه چی به نفر میگن نفر

تازه فردا یکی یه فیلمی چیزی می گیره میفرسه برنامه سالومه  گفتگو .... ببین کیا شدن واسه ماها روشنفکر شدن و راجع به ما قضاوت می کنن 

واقعا ما آدمای با مزه ای هستیم  ..... هم بامزه هم متعهد و مسئولیت پذیر .....

هنر نزد ایرانیان است و بس ....؟

همه افتخار و مباهات ما نمیدونم چرا به گذشته اس . تا همین چند وقت پیش فرش دستباف ایرانی به لحاظ طرح و بافت زبانزد خاص و عام بود اما الان ترکیه فرش میزنه با طرح های اصیل ایرانی ... باقیشو نگم بهتره ... همیشه فکر می کنم آیا هنر مینیاتور استاد فرشچیان برتر از سبکهای پست مدرن امروزی نیست ؟ تلقی ما از هنر چیه ؟

انسان ذاتا به دنبال تفنن و کشف و ابداع موضوعات جدیده . این تا اونجا خوبه که همه گذشته رو هم نفی نکنیم . اگر به نام فردوسی در ایتالیا پارکی وجود داره و یا شعر پرمغز شیخ اجل در سر در سازمان ملل میدرخشه نشان از برتری گذشته نشبت به ماست ... خیلی وقته که دیگه هنر نزد ایرانیان نیست . چون مسخ گذشته شدیم و در زمان متوقف .

 نمیدونم چه گیریه عادت کردیم وقتی یه قانون میاد ما دنبال تبصره هاشیم . مهلت برای چیزیمعین می کنند دنبال زمان تمدیدش می گردیم . تو هر کاری نشر بند پ رو در دستور کار قرار می دیم و جالبه همه رو به نقد می کنیم و مقصر تلقی می کنیم . 

شعار دادن رو خوب بلدیم اما عمل ... مدیر مالی زنگید گفت چرا به فلان شرکت بیمه استعلام مناقصه ندادی ( پسر خاله اش نمایندگی اون بیمه رو داشت ) گفتم چون نمایندگی ذی نفع در خسارت نیست و شعبه این شرکت سقف پرداخت خسارتش کمه و ضریب خسارتش بالاس .

رفتم تو اتاقش سر بسته تهدیدم کرد به حراست بازی و حسابرسی .... ما که گرخیدن تو کارمون نیس هیچ واسه استعلام بعدی هم باز نامه استعلامم نامی از اون شرکت نداشت ....

به چه هنرمون مینازیم آخه ... به این کار ما ایرانیا میگن ماکیاولی (هدف وسیله رو توجیه می کنه ) خدا به داد برسه که هممون داریم دزد میشیم اینم هنریه خوب (بلانسبت خودمو عرض کردم ) بعد خودمونو توجیه هم می کنیم ...

متاسفم چی بگم دیگه

رویکرد منطقی ...

بذارید بگم تز این آپ از کجا اومد . یکی برام آف گذاشته بود که اعراب (منظورش مسلمونا بود ) به واق واق سگ میگن پارس ... براش نوشتم پدرم من، داداش من، بزرگ من آخه همون عربا پ تو زبانشون داشتن ب به جاش نمیذاشتن . به اینگونه نگرش و یک مقدار افراطی ترش میگن " پان عربیسم " اما ای کاش این دوستان محترم کمی هم منطقی فکر می کردن و هر حرفی رو باور نمی کردن ... بعد از انشعاب و حرکت آریایی ها از شمال آسیا دو قوم ماد و پارس به محدوده ایران اومدن و ساکن شدن ... فک کنم تو کلاس تاریخ سوم ابتدایی خوندم اینو ... اونوقتا عرب کجا بود آخه

جریان پ..پ..س.ی و لوگوی روی ماه رو بیاد بیارید که چه تعداد آدم زود باور منتظر بودن این صحنه رو ببینند . جالب اینجاس خود این شرکت این خبر رو تکذیب کرده بود ولی ما  به خودمون زحمت نمیدیم در مورد اون موضوع تحقیق کنیم و یا با منطق و استدلال محک بزنیم .

در این وضعیت اسفبار ما ماشین های زنده ای هستیم که توسط برنامه نویس ها کنترل و هدایت میشیم . هیچ گاه نسبتهای مزخرف صدا و سیما برای کوبیدن شبکه م..ن..و..ت..و برام مسجل نشده اما به خوبی مطمئنم این شبکه ماهیتی کاملا زیرکانه و سیاسی داره . یا شبکه ...وان فقط برای تخریب و تحمیل فرهنگی داره که معاند و معارض با بیش از ۲۵۰۰ سال سابقه فرهنگ و تمدنه . از خودم میپرسم چه طور شبکه ای با این حجم برنامه و هزینه های تولید این برنامه ها، اسپانسر و تیزرهای تبلیغاتی ندارن و یا تعداد اونها از انگشتان دست تجاوز نمی کنه . شبکه اولی برنامه خبریی داره که در اون هیچ خبر سپید یا حتی خاکستری وجود نداره و در اون هشدار میدن امروز فردا اس..را..ییل به ایران حمله می کنه و امثال پدر من این افراد را دارای حسن نیت میدونن و اعصاب خودشون رو به هم میریزن .  این موضوع بشدت به اعصاب و روان حمله می کنه و حس سرخوردگی و افسردگی رو در ما زنده می کنه ..... ( در یک فرصت خوب دلایل خودم رو برای سیاسی کار بودن این دو شبکه می نویسم )

غربی ها تو درس های Advance (تحصیلات تکمیلی) رشته های محضشون یه تئوری ای دارن به اسم اغتشاش (chaos) که اتفاقا بر مبنای اون کلی نظریه میدن و باهاش مسائل مهندسی رو مدلسازی، پیش بینی و تحلیل میکنند و توی اون یه نظریه خیلی پرطرفدار دارن به اسم اثر پروانه ای (Butterfly Effect) .بر مبنای این نظریه اگر یه پروانه تو آبشار نیاگارا بال بزنه ممکنه باعث شه تو مناطق ساحلی قاره آسیا سونامی بیاد. پس نمیشه بگی گربه ای هست که برای رضای خدا داره ماهی میگیره ....

میخوام بگم کمی منطقی به رسانه ها دقت کنیم حتی همین صدا و سیمای مزخرف خودمون

در جایی خوندم یه نفر ، تعداد زیادی رو با نام اینکه منجی هستم و ظهور کردم تلکه کرده و شانس آوردن که منجی محترم بازداشت شده . خرافه گرایی با مباحث متافیزیک و ماورالطبیعه یکسان شده . نگاه به فال و ظاهر کردن روح و توهم بهره گیری از علم جفر ( علم خبر از ماورا که مختص پیامبران و انسانهای بسیار خاصه ) رواج خاصی یافته و دعا نویسی و دوای رفع طلسم منطق مارو نشونه گرفته .

یکی از گرایشات به این خرافه مشکل صداو سیماس که افراد خوب در فیلمها و سریالها چهره های خاصی (....) داشته و افراد بد غالبا پولدار با لباسهاو موهای فشنی هستن.

اما باید بدونم تنها فرق من با یک حیوان فکر نیس . چون اکثر حیوانات هم فکر می کنن . تنها فرق من با حیوانات منطق انتخابه . هر انتخاب میتونه مثبت و یا منفی باشه . منطق ذاتا انتخابهای مثبت رو پیشنهاد میده اما اگر منطق و توهم انتخاب مثبت باهم اشتباه گرفته نشه .

اشخاص یا رسانه ها می تونن رو منطق ما موثر باشن . ما در معرض آماجی از رسانه ها هستیم که روی رفتار و طرز فکر ما اثر میگذارن .

در ژاپن اولین کلمه ای که به هر کودک یاد میدن همون ژاپنه  در حالیکه ما در مملکتمون اگه فحش به بچه یاد ندیم نهایتا بگو بابا بگو ماما رو به کودکانمون می آموزیم . واسه همینه که چهره برجسته ادبی و علمی خودمون رو در پیامکها به سخره می گیریم و معنا دار و هدفدار بودن این موضوع رو درک نمی کنیم . ( دکتر علی شریعتی منظورمه )

انفعالی که بر اثر سیاست تفرقه انگیزی بین ما وجود داره باعث شده حتی اگه تخت جمشید رو با لودر صاف بکنن فقط چهارتا آپ میذاریم و اس ام اس و دیگر هیچ ...چرا ؟ چون متوجه نیستیم که دارن با تاکید بر قومیتها و مذاهب و تهییج اقلیتها ما رو از هم دور می کنن تا به موضوع واحدی دقت نکنیم ... میگید اشتباه می کنم قضیه فیلم ۳۰۰ رو به خاطر بیارید که در مقابلش چیکار کردیم . واکنش عملی ما چی بود در مقابل تحریف تاریخ مون ؟

همین شما که وبمو میخونید ؛ چقدر به تغییر مثبت در آینده باور دارید و تصمیم دارید برای مملکتتون علی شریعتی ، دکتر حسابی، دهخدا ، پرفسور سمیعی و...  باشید بدون اینکه بگید کی چیکار کرده و میکنه. در حالیکه صنعت سینمای آمریکا یک فیلم میسازه با فروش یک میلیارد دلاری به نظرتون چقد نفت بفروشیم که این مقدار ارزشش باشه . باید به اصغر فرهادی احسنت بگیم که با گروهش در دنیا با یک فیلم ۳/۱۷ میلیون دلار ارز آوری داره برای ایران و ایرانی . پس میشه اگه سایه تفکرات منفی رو کنار بزنیم کارهای مهمی برای کشورمون انجام بدیم . فراموش نکنیم یه عادل فردوسی پور برای اصلاح و نظارت بر کل ساختار غلط فوتبال ما کافیه ... یه مهران مدیری در عرصه طنز اجتماعی کافیه تا با برنامه هاش رفتارهای غلط ما رو به طنز بکشه و به سخره بگیره ... یادتون میاد من و شما تو صف سریال شبهای برره توی صف بودیم تا روستامون بخش بشه و باز می رفتیم ته صف که ...... من که تو صف بودم شما چی ....

خدایا کمکم کن منطقی تر باشم و نسل آینده به من افتخار کنه که در اوج آنتروپیهای منفی سعی کنم و حداقل سعی کنم که آنتروپی سیستمم نباشم

 

استعاره نگرش سیستمی در فوتبال ایرانی

دوستان عزیزم که دامپینگ رو نخوندن و نظر ندادن بخونن و نظر بدن چون نظرات برام مهمه نظرات انتقادی و باحثه ای نه تعریف و تمجید

گزینه هارو بخونید و نظر بدید

۱- تیم ملی : جایی که هیچ رنگی معنا نداره به جز رنگ لباس تیم ملی . همه برای یک هدف میجنگن. هدف اعتلای نام و شادی مردمی که در مرزهای رنگ پرچمش یکپارچه میشن . نمیدونم شاید آرش کمانگیر جز اساطیر باشه و افسانه شایدم نسلشون بعد جنگ ایران و عراق منقرض شده باشه که به خاطر وطنش چنان کمان رو بکشه که فدای مام وطن بشه ولی اینو خوب میدونم با پولی که صرف تیم ملی شده میشه چند تا مدرسه یا سالن ورزشی ساخت ولی هر چقد اونجاهزینه میشد  نتیجه مساوی مقابل قطرها و بحرینها و .... نبود . اگه همه و همه به یک هدف فکر کنن و تمام تلاششون به خاطر مقصد جهانی شدن باشه و عرق ریختن و ریاضت کشیدن رو به خاطر آرمانمون تحمل کنیم به نظرتون الان اینجا بودیم ؟ البته آرمان مشترک با لباس سفید واحد... نه اینکه هرکس یه ساز بزنه

۲- تماشاگران : تعداد بیشتر تماشاگر نشانه اهمیت اون بازی برای مردمه . تماشاگرایی که در بازیهای لیگ هر رنگی داره تو اینجور بازیها همه یکدست میشن و در پشت جبهه برای هدفشون میجنگن. لباس سفید یکرنگ لباس رزمه اما جالب ترین نکته زنده باد مرده باد تماشاگرای ایرانیه . واسشون فرق نمی کنه تیم ملیشونه و باید واسه حفظ نام وطن تیم ملیشون رو جلو غریبه ها تحقیر نکنن . تیم نتیجه نگیره لباس ورزشی بازیکن و مربی رو پرچم می کنن می گید نه به یاد بیارید چطور پرچم علی دایی رو پس از عدم نتیجه گیری تو مقدماتی جام جهانی قبل چیکار کردن . اونوقت انگلیسیا بی کلاس علیرغم بازی بد و سوتی مقابل آرژانتین در سالهای قبل و اوت شدن میرن فرودگاه تا از سربازاشون دلجویی کنن 

۳- تاکتیک : برای رسیدن به یک هدف باید دارای برنامه بود (بازی تیم ملی ما ملقب به سیستم علی اصغری دارای یک تاکتیک نیست حالا تصور کن بخوان تیکی تاکا هم بازی کنن ) حرکتهای کاتوره ای و بی برنامه نتیجه اش بهتر از مساوی تو زمین خودت جلوی ۱۰۰ هزار تماشاگر نیس . حالا خوبه بازی ملیه وگرنه مثه بازیهای پرسپولیس تو فصل قبل بود که رو چمن پیاده روی می کردن... تاکتیک چیه ... زندگیمون همینه فقد اعصاب مصاب نداریم و دنیا پیشرفت کرده واسه اینکه مسلمون نیست . واقعا هدفمون تو زندگی چیه واسه آینده چه برنامه ای داریم ؟ حاضریم ساعت کاری مفیدمون تو ۸ ساعت کار از ۲۰ دقیقه در روز بالاتر بره؟ اینم یک تاکتیک دستیابی به توسعه اس خوب ...

۴- مربی : برای تعیین استراتژی های بردن بازی تیم خودت و حریف رو باید آنالیز کنی و با یک برنامه بری بازی کنی فقط برای بردن . البته خودتم بکشی بهترین مربی دنیا هم که باشی نمیتونی بفهمی ایرانیا کی میخوان به هدف ملی فکر کنن . وقتی قطری میاد شانتاژ میکنه تا خلعتبری با درگیری وقت بازی رو هدر بده واکنش هیجانی بهترین گزینه نتیجه گیری برای قطریهاس . حالا هی بگو سانت از جناحین و تمرکز... ایرانیها عادت به گوش کردن ندارن معمولا . ما ها فقط حرف میزنیم و همه محکومن و ما به وظیفه مون درست عمل کردیم . کی گفته از کشورهای توسعه یافته کارگروهی و بهبود و بهره وری مستمر یاد بگیریم بهترین روش ما همین به هم ور کردنه .(خودمو میگم جسارت نشه )

۵- عادل : یه نفر باید خیلی عادل باشه که کلی آدم نتونن حریف زبونش بشن. یعنی اینکه به شمارش کارتها و شمارش تماشاگران و ... گیر بده و نقدش کنه بدون اینکه شخصیت کسی رو به سخره بگیره یا با فحش و دری وری بخواد حرفشو بزنه ... اینجوریه که کسی نمیتونه جایگاهشو ازش بگیره . چرا ؟ چون عدالت یعنی خودت دچار معایبی که نقد می کنی نباشی . یعنی به علم اون رشته احاطه کامل داشته نباشی . نه اینکه دو تا کتاب جامعه شناسی بخونی تز جامعه شناسی بدی تازه بدش نفهمی فرق جامعه شناسی و مردمشناسی چیه . ( اینکه میگنadeleخواهرشه صحت داره ؟ )

۶- دژاگه : یه نفر که فقط نصف خونش ایرانی و حاضره به خاطر اون نام تو اوج گرما آستین بلند بپوشه و به قانون اون کشور احترام بذاره و به خاطر این به اصطلاح محدودیت به تیم ملی آلمان نره جای تعظیم داره والا . جایی که نامها بسیار بزرگترن (تو تیم ملی آلمانو میگم ) و آینده بهتری در چشم انداز اون متصوره  . شاید قانون غلط باشه اما  واکنش  نامعقول منفی نشون نمیده . نمیره پوست دستشو پاره پاره کنه برای اعتراض به اشتباه قانون و قانونگذار . ما عادت داریم هر چیزی رو بر نمی تابیم با فحش و ناسزا و تحقیر میخوایم رد کنیم در حالیکه نمیدونیم با این کار قانونگذار بیشتر تحریک میشه و می خواد از قدرتش با زور و قوه قهریه از فکر و قانونش دفاع کنه . یادش به خیر اون بنده خدایی که سعی کرد به ما معنی گفتمان رو یاد بده با اون همه آزار و اذیتی که شد و میشه

۷- حاجیلو : حاجیلو همیشه پای ثابت بازیهای تیم ملیه . هنوز تاثیراین عنصر  بی اثر جدول مندلیف برتیم ملی در هاله ای از ابهام مونده . نه گزارشگر بازیه نه خبرنگار . مثه تعارفات ما ایرانیاس معلوم نیس واسه چی باید باشه . از این حاجیلو ها تو زندگیمون کم نیس . نمیدونیم واسه چی برای این آدما هزینه می کنیم و عایدی حاصل از اونها چیه . شاید اینم یه جور کارآفرینیه ...نمیدونم... شاید ....

۸- حضور زنان : در بعضی از بازیهای ورزشهای دیگه به جز فوتبال~ زنان در سالنهای ورزشی حاضر و همپای مردان به تشویق تیم ملی اون رشته می پردازن اما چرا فوتبال نه ؟ علتش ساده اس . خیلی از آقایون هم جرات رفتن به ورزشگاه رو ندارن چون فحاشی فقط جز کوچکی از مشکلی یه که نمیذاره زنان در ورزشگاههای فوتبال حاضر بشن . هنوز فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز اجتماعی حتی برای ۹۰ دقیقه تعریف و درونی نشده حالا همین مقیاس رو در سطح کلان ببینید .

۹- علی کریمی : نشونه یه ایرانی کامله . یعنی یه نیمه تو زمین راه میره و بود و نبودش فرقی نمی کنه و نیمه دوم با تهییج روحیه اش در رختکن چنان رویایی بازی می کنه که گزارشگر عرب هم در تحسینش بگه ساحر الایرانی . واقعا چرا ما ایرانیا یا صفریم یا صد .... اصلا مسابقات یورو ۲۰۱۲ و با بازیهای خودمون مقایسه نکنید چون اون بی تربیتای غرب زده به خاطر کسب هدف تو یه بازی ۱۲ کیلومتر میدون و ما ایرانیا ۳ کیلومتر . خوب ما نفت داریم کی گفته باید خوب تلاش کنیم و یا خوب مصرف کنیم... کی گفته آخه ...

۱۰- بازیکن سالاری : وقتی همه دارای دانش کافی هستن و وقتی همه توقع پیروزی از تیم ملی رو دارن حتی اگه جباری باشی و تعویضت کنن باید مثه بچه آدم تمکین کنی و از زمین بری بیرون . نه به خاطر ترس از مربی . از ترس قدرت بالاتری که مربی رو ساپورت میکنه یعنی  دانش و خواست ملت ... وقتی همه با هم پیروزی میخوان و فرق بازی خوب و بد رو میدونن ... وقتی مردم تعارف ندارن با هیچ کس ... وقتی همه به مقصد نهایی و مشترک فکر می کنن جباری که هیچ گنده تر از جباری هم باید تعویض بشه بره رو نیمکت یا حتی بدتر ... بره رو سکوها

پ . ن : نظر شخصیمه ولی واسه بد بازی کردن یه تیم باید تاکتیکو عوض کرد و با چند تا تعویض به نتیجه خوب فکر کرد . جوانگرایی کامل داستانیه واسه خودش.... گرفتید که ایشالا ... نظر شخصیمه میتونید ردش کنید .... 

امیدوارم استعاره هام قابل درک باشه . ما همه یه سیستمی هستیم مثل سیستم فوتبال .....

نظراتتون تو حلقم  

دامپینگ

به عرضه پایین تر از نرخ واقعی تولید یک کالا به خاطر زمین زدن رقبا دامپینگ گفته میشه که یک سیاست کثیف بازاریابیه . لریش اینه طرف قیمت تمام شده تولیدکالاش میشه ۱۰۰۰ تومن کالاش رو ۹۵۰ تومن میفروشه تا رقباش نتونن با این قیمت تو بازار بمونن . اینطوری بازار هدف خود به خود از آن این شرکت میشه .

با همین سیاست چینی ها از اونجا که هزینه های تولیدشون رو با یه سری ترفندها کاهش دادن و کالاهایی عرضه می کنن که هیچ شرکت ایرانی نتونه تو این شرایط تولید کنه . از اون بدتر اینه که برای ما ایرانیها همیشه مرغ همسایه غاز بوده و جنس فقط خارجی باشه خوبه حتی اگه تاناکورا باشه ....

خاطرم هست وقتی راهنمایی درس می خوندم تو کتاب جغرافیا نوشته بود برزیل یکی از مقروض ترین کشورهای دنیاس و امروز بعد از حدود ۱۵ سال ششمین اقتصاد برتر دنیاس . فقط همین قد بدونید روسیه و هند تا سال ۲۰۲۰ یعنی ۸ سال دیگه جای آلمان و فرانسه رو در گروه ۸ ( هشت کشور صنعتی دنیا ) خواهن گرفت .

بد نیس بدونید برزیل ۲۰۰ میلیون نفر جمعیت داره و به لحاظ جمعیتی در رتبه پنجم دنیاست . شاید برزیل نماد خوبی برای موضوع توسعه نباشه چون میزان رشد و میزان توسعه در این کشور نابرابره اما اینکه این کشور با نوسان نرخ رشد جایگاه انگلیس رو در اقتصاد جهانی کسب کرده جای بحث داره.

توسعه مجموعه از شاخصهاس که به رفاه عمومی مردم یک کشور بر می گرده مثلا سرانه مصرف شیر سرانه فضای سبز میزان مرگ و میر کودکان و بهداشت و ... از این مجموع به طور مثال ضریب نفوذ بیمه که مترادف با آرامشه در کشورهای توسعه یافته ۱۰ درصد ه و در ایران ۹/۱ درصد( که این آمارهای داخلی مبنای درست حسابی هم نداره چون یادم میاد یه وقتی رییس بیمه مرکزی اون موقع میگفت ضریب نفوذ بیمه تو ایران ۴/۳ درصده در حالیکه درآمد تامین اجتماعی نباید به آمار بیمه های خصوصی اضافه بشه . این یعنی تقلب محض )

یا طبق گفته دبیرکل خدمات شهری شهرداریها و دهیاریهای کشور " بر اساس بررسیهای کارشناسی سرانه فضای سبز شهری کشور نه مترمربع است " یعنی ما ۱۱ متر مربع از سرانه فضای سبز استاندارد جهانی عقبیم .

تبدیل اراضی شمال به ویلاهای خصوصی مصرف نا صحیح آب خصوصا در بخش کشاورزی و یا از بین بردن محیط زیست طبیعی توطئه استکبار جهانی نیست و بخش عمده ای از اون بر میگرده به نوع نگاه و رفتار ما ...

رفتاری که باعث میشه بیخیال و سرخوش در برابر دامپینگ شرکتهای چینی واکنشی نشون نمیدیم مثال اخیرش ... درخت ۸۰۰ ساله که باید در فهرست یونسکو ثبت بشه رو قطع می کنن و می ایستیم و فقط نگاه می کنیم .

واکنش در مقابل دامپینگ نیازمند تغییر طرز فکر و تحریم کالاهای چینیه که امکان تولیدش در ایرانه  و چون هر روز تعدادی از شاغلین این مملکتو بیکار می کنه.

سوال من اینه

آخه گردو چینی رو باید خرید ؟!

واقعا ما آدمهای باحالی نیستیم؟

پیدا کنید پرتقال فروش

۲ روز پیش تو یه سانحه ۵ جوون که داشتند از دهات و تفریح برمی گشتن تو یه پیچ تصادف می کنن و ۳ تاشون فوت می کنن . ۳ نفر فوتی در یک پراید بودن

نکات ( با توجه به این نکات پیدا کنید پرتقال فروش را )

۱- این جوونا ساعت ۱ بعد نیمه شب برمیگشتن اونم وسط هفته . این یعنی بیکاری ... ( دوستان رانت خوار و رشوه گیر اختلاس کننده تبریک . عزیزانی که به اسم تولید وام میگرن و میرن تو واردات از چین و دلالی تبریک . نون حلال نوش جون خانواده ها تون خون این جوونا رو بریزد تو پارچ یخ بریزید توش با عهد و عیال میل بفرمایید )

۲- این جوونا با سرعت زیاد تو پیچ تصادف کردن و مقصر شناخته شدن ( آموزشگاههای رانندگی که حتی ۳ ساعتم مفید صرف آموزش نمی کنن تبریک . مفت چنگتون .  )

۳- راهنمایی رانندگی چراغ راهنماییش تو این پیچ خراب بوده ( به دوستان زحمت کش راهنمایی این منطقه تبریک میگیم . نماز اول وقت فراموش نشه آخر اسلام فقط نماز روزه اس مسئولیت سیخی چند )

۴- اهالی این منطقه ساندویچهای سرعت گیر این پیچو با فرض اینکه اینا دست اندازه جاده اس کنده ان ( اونوقت بعضیا میگن پارسی نه فارسی ... عمو جون پارسا مردن تو کی هستی )

۵- تو این حادثه سه ماشین پراید و سراتو و پژو ۲۰۶ با هم تصادف کردن و تمام سرنشینای پراید فوت کردن ( تبریک به مدیران محترم سایپا با این خودرو ایمن خودشون برادرا نون حلالتون تو حلقم )

۶- اگر پراید کیسه هوا داشت حداقل ۱ نفر زنده میموند ( باز به راهنمایی فحش بدیم چرا نمیذاره خودرو غیر استانداردی که ثبت نام کردیم تحویل بگیریم . البته به برادرای زحمت کش سازمان استاندارد تبریک . اگه زحمت این عزیزان نبود کی پیت حلبی رو به جای خودرو میکردن اندر آستین ملت )

ضمن عرض تبریک فوت این عزیزان به ملت فهیم و روشنفکر ایرانی مسلمان اضافه می شود یکی از افراد متوفی نامزد بوده و در شرف ازدواج و علاوه بر پدر و مادر این عزیز ازدست رفته که در کما فرو رفته اند عروس آینده دچار شوک می باشند .

کاش یه روزی بفهمیم کی هستیم با این همه ادعا

بازم تبریک

مواد لازم برای روشنفکری

از اونجا که علاقه مندی به روشنفکر مآبی بازار خوبی داره بین ما ایرانیا دستور پخت روشنفکری ایرانی رو برای مطالعه دوستان آپ کردم تا در صورت همخوانی با این دستور پخت در قابلمه روشنفکران امروزی حسابی پخته بشن . زیر شو کم کنید ته نگیره فقط

مواد لازم:    

1- یاد گرفتن چند تا جمله از چند نفر آدمهای مشهور به اضافه تعدادی کلمات قلمبه سلمبه و اگر وقت دارید خوندن چند تا کتاب از او.شو ، کری.شنا. مورتی . البته هرچند قدیمی شده ولی مردان مریخی زنان ونوسی و کتاب شازده کوچولو جز کتابهای پایه برای روشنفکراس ( کسایی که مثل من به خز وخیل بودن علاقه مندند و اولویت رو شناخت خود قبل از دیگران می دونند کتابهای دکتر شریعتی و سروش و غیره رو میخونن ، میدونم هبوط دکتر به گوشتون نخورده ولی ما خزو خیلا به حرمت ادبیات نگارشی و تز ها و سنتزهای این عزیزان به هیچ وجه اس ام اسهایی که مربوط به تحقیر و تخریب شخصیت این بزرگان هستند رو فروارد – ارسال- نمی کنیم چون میدونیم این اس ام اسا هدف داره )

2-      مشاهده چند تا فیلم هالیوودی که ساخت خیلی خوبی داره و یا حداقل به عنوان منتقد نقد اینگونه فیلمها . راستش مهم نیست که از فیلم و فیلمسازی سر در بیاری یا نه فقط تریپ منتقد میگیری با فیلم هیچکاک و اسپیلبرگ مقایسه می کنی . تو این زمینه یاد گرفتن کلمات انگلیسی و فرانسوی فیلمسازی به موجه نشون دادن شما به عنوان منتقد کمک شایانی می کنه مثه اکسسوار ، لوکیشن ، کلوزآپ و ... ( ما در پیتا فیلمای خیلی با معنی و اثر گذار هالیودو نگاه می کنیم و از فیلمهایی مثل بازی _the game _ یا دیوان محاسبات  _the adjustment of bureau _ و یا بروس قوی _strong bruse_ رو هم می بینیم اما نگاهمون به فیلم برای خودمون اهمیت داره . از طرفی به امثال اصغر فرهادی بهمن فرمان آرا و حاتمی کیا.... افتخار می کنیم و حتی اخوی ده نمکی رو فیلمساز نمیدونیم که بخوایم فیلمشو پرفروش کنیم . حتی آزرده خاطر میشیم با این همه ایرانی پرمدعا چرا در برابر فیلمهای 300 و اسکندر از حیثیت و تاریخمون درست دفاع نکردیم )

3-      سیگار و قلیون فراموش نشه . داغترین مباحثات و مناظره های روشنفکری در حضور سیگار و قلیون انجام می شه . البته استفاده از افیونها اوج تشخص و پرستیژ شماس به عنوان یه روشنفکر ( ما آدمای درب و داغون بزرگترین خلافمون جویدن آدامس موزی بوده مسلمن جز بیسوادای جامعه هستیم ما کجا دوستان فرهیخته و تحصیلکرده افیون بدست کجا . شرمنده این هم که می نویسیم انشاس . اونم میخوایم با کلی نقاشی گل و بلبل بذاریم تو دفتر عقایدمون )

4-      فوق تخصص در همه زمینه ها و رشته ها . فیلم و فیلمسازی تنها بخش اول تخصص روشنفکراس ، هنر موسیقی ، آواز ، نقاشی در حوزه هنر بسیار شما رو روشنفکر تر نشون میده صد البته یاد گرفتن 3 تا آکورد و دست گرفتن یه گیتارو خوندن اگه یه روزی نوم تو .... اوج تخصص و تبحر شماس در این قضیه . در حوزه سیاست و اقتصاد مهم نیست تحلیلهاتون آبدوغ خیاری باشه یا ندونید معنی تورم چیه و فرق رشد و توسعه رو ندونید مهم اینه تحلیل کنید . بهترین تحلیلگرا اونایی هستن که ایرانی رو جهان سومی و عقب افتاده های ذهنی قرن 21 می دونن و خودشون رو ایرانی به حساب نمیارن ( ما جهان سومیا بیشتر گوش میدیم و بیشتر میخونیم . راستش بعضی وقتا زیاد میخونیم و تو نوشته هامون غلط املایی پیدا نمیشه شما به بزرگی خودتون ببخشید . از طرفی با اینکه 8 تا 12 واحد راجع به اقتصاد خوندیم هنوز بلد نیستیم اقتصاد چمدانی چیه وگرنه مکه و مدینه میرفتیم کلی جنس آشغال چینی نمی خریدیم به جای عبادت و دعا من از همه روشنفکرامون معذرت میخوام )

5-      از همه اینا مهمتر تریپ شماس . از خریدن گردن بند فر.وهر غافل نشید خیلی موثره . یقه رو باز کنید تا همه بدونن شما چقدر ایرانی هستید و به ایرانی بودن خودتون افتخار می کنید – البته به گذشته تون الان که مهم نیست تلاش کنی خودتو تو زحمت بندازی واسه چی یا کی – تا میتونی خودتو بی دین نشون بده این موضوع از همه مواد لازم قبلی مهمتره . حواست باشه به مشکل برخوردی نگی یا ابا الفضل  از گردونه روشنفکری حذفت می کنن . خدا ؟ معاد؟ اگه به اینا معتقد باشی که میشی جز آدمای جهان سومی . اگه یه سری افکار و نظرات شی..طان پر.ستا رو بلد باشی که دیگه مدال قهرمانی ماله توئه ( شکر میون کلامتون نمیدونم چه فنتیاس ما اززمینم که میخوایم بلند شیم میگیم یا علی . آخه علی واسه ما مولای عشق و پاکی . رفتار و کردار کسایی که پیشونیشون با پنبه و لیوان میسوزونن به خودشون ربط داره اگه  عشق ائمه ما رو نادخ می کنه ترجیح میدیم نادخ باشیم . دوسشون داریم عشقیه . )

تا ایجا که ما روشنفکر نبودیم و نمیدونم چرا با روشنفکری حال نمی کنیم ولی اگه کسی دوس داره بدونه دسر و پیش غذا و ادویه روشنفکری چیه کامنت بذاره و علاقه مندی به ادامه این آپو اعلام کنه

آخه سرآشپزا دوس ندارن دستور غذا شون لو بره . من از اون آشپزاییم که آش خودشو نمیخوره . تا نظر شما چی باشه

 

سگ کشی

شاید اسم این فیلم بهرام بیضایی رو شنیده و اون رو دیده باشید فیلم درباره خانمیه که به دنبال جمع آوری چکهای برگشتی همسرش برای آزادی او از زندان با همه نوع آدم طلبکاری مواجه می شود .

جالب اینجاس که شوهر پس از آزادی قصد خیانت به همسر و فرار از ایران را دارد و خانم توسط دوست خودش فریب خورده . آنچه در این فیلم به نوعی به یک استعاره شباهت داره دویدن چند رزمنده ( زمان فیلم مربوط به دوران جنگ اس) از یک طرف خیابان به طرف دیگر اس . به نظر این رزمنده ها در این فیلم نماد بی خبری از پشت جبهه ها هستن جایی که مردم مثل زالو در حال مکیدن خون همن .

نمیشه این استعاره رو به کل جامعه تعمیم داد چون ادمهای اون دوره بسیار متفاوت بودن از آدمهایی که امروز دوربر خودمون می بینیم یعنی انسانهای  روحانی و معنوی زیادی هم بودن که البته یا امروز فوت کردن یا برنگ جماعت در اومدن . تو دوره ای که یه عده دنبال مقام والاتری بودن برای شهادت در دفاع از مام وطن  یه عده خودی خون هموطناشون رو می ریختن تا کاخ بسازن .

امروز یکی اومد دفتر واسه دویست هزار تومان کسر حقوق میخواست ۲۰ تا امضا گرفت تا تازه بره یه وام ۲۰۰ هزار تومنی بگیره ...فکرشو بکن  . درست همون موقع یاد آدمایی افتادم که برای سگ نژاد شیواوا ی خودشون چلو کباب سلطانی سفارش دادن تا گوشت کبابی خالص گوسفندی رو بندازن جلوی سگه. (من عاشق حیونام به خصوص سگ اما ...)

نبض اقتصاد هر کشوری دست دولت و اقتصاد دانهای اون مملکته اما وقتی دیدم همسایه بغلی قبل از عید حدود ۵۰۰ تا کولر خریده تو حیاط خونش احتکار کرده تا قیمتش بره بالا ............. نمیدونم واقعا نمیدونم .جالبه یه همچین آدمایی که اینجوری پول بدست میارن نماز میخونن و واسه ائمه گریه زاری می کنن و با همون پول نذری میدن .

فریبکاری و دروغ انقدر برامون عادی شده که حتی با هیچ سندی برای خودمون قابل اثبات نیس . واسه یه لقمه نون به هر ترفند و کلکی دست می زنیم تازه طلبکاریم از خدا و ائمه که چرا به صدامون گوش نمیدن.

تو فیلمها و سریالهای ایرانی دقت کنید طرف تا یه مشکلی پیدا می کنه مثلا با کلانتری کار داره طرف مقابل میگه فلان فامیل دسته دیزی ما سرهنگه (مثلا) این موضوع انقدر عادی شده که کسی نمی پرسه چرا برای دادخواهی حتما باید آشنا داشت . تو هر اداره کار داری باید پارتی داشته باشی تا کار قانونی که وظیفه شونه واست انجام بدن انجام بشه . هم اون طرف نون حلال نمی خوره هم من شریک جرمم که نون حروم میبرم توسفره اون طرف . حتی به نظر منم که اون کارمند و بد عادت کردم .

میدونم همه حرفایی که میزنم انجامش و پایبندی به اون چقد سخته اما واقعیته که ما همه تو یک کشتی نشستیم و داریم زیر پای خودمونو سوراخ می کنیم می گیم به کسی چه مربوط . من برای همین پایبندی به ابتدایی ترین اصولم مریض (افسرده ) شدم و ۳ بار تهمت دزدی بهم زدن تو خودوشون رو مبرا و مخفی کنن

سخته اما اگه همه با هم بخوایم میشه

علی بابا و چهل دزد

تعجب نکنید منظورم دنیزلی بیچاره و 40 بازیکن دزد تیم پرسپولیسه که با کم فروشی و تبانی و لابی گری زیر نظر آدم کم ظرفیتی مثل علی کریمی روی اعصاب میلیونها طرفدار این تیم رژه میرن . راه دوری نمی ریم همین دو بازی اخیر پرسپولیس رو ببینید علی کریمی تو دو بازی قبل چقدر فرق می کنه بازیکنی که در حال رفتن در بازی قبل بود در بازی مقابل راه آهن خصوصا دقایق آخر یه بازیکن حرفه ای و تکنیکی و تاکتیکی میشه . این موضوع کم فروشی این آدم ضعیف النفس رو برای خراب کردن وجهه سرمربی پرسپولیس نمایان می کنه .

همیشه در محافل دوستانه ما ایرانیها تحلیل های صد من یه غاز غیر کارشناسانه اقتصادی و سیاسی برپاست . در وجود مشکلات در سیاست و اقتصاد مملکت شکی نیست اما فقط به این حرفها خوب دقت کنید . در یک سطح کوچک ، در یک تیم فوتبال بی لیاقتهایی که ثمره ذوق و شوق و ارادت تعداد فراوانی هواداربا بیش از 3 میلیون ایرانی می باشد را به تن دارند  برای دستیابی به منافع شخصی در مقابل الهلال چگونه در زمین راه می روند . مهم نیست که برای تشویق یه مشت مفت خور بی سواد بی فرهنگ و اصالت بیش از 70 هزار تماشاگر در روز میانی هفته در ورزشگاه جمع شده اند مهم منافع علی پروینها و علی کریمیها و امثالهم است که هرچه دارند نه از سر تلاش که از سر ارادت همین مردم دارند .

این مثال را به اطراف خود تعمیم دهیم کارمندی که  با کم کاری یا فرار از مسئولیت پذیری موجبات درد واندوه هزاران نفر را موجب شده و به هیچ عنوان وجه اجتماعی شغل و وظیفه خود نسبت به اجتماع و کشورش را قبول نمی کند . جالب اینجاست که همه از عملکرد گوگل در حذف نام خلیج فارس از گوگل مپ ناراضی اند و دائم اس ام اس و ایمیل میزنند تا کمپینی را در مقابل این حرکت تشکیل دهند .

مطمئنا گوگل ، عملکرد ما را دیده و شناخته که چه انسانهای منفعل و بی مسئولیتی هستیم که طی این مدت هیچگونه واکنشی نشان نداده است .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در همین بحبوحه شبکه من و تو شخصیتهای روشنفکر ما می شوند و یه چهره معلوم الحال پول عیدی را در لای کتاب شعر قرار می دهد و برای خود توجیه می سازد .  دکتر کپی که با الاغ و پیکان به ایران می آید برای این مردم نسخه درمانی می دهد که یک بچه ایرانی با اسلحه خدمتگزار یک میمون باشد و چه بسیار جالب پدران و مادرانی که ماهیت این برنامه ها را درک نمی کنند و از خود نمی پرسند که چرا این دوستان روشنفکر نما با همین عکس قصد ترویج خشونت در نسل آینده را دارند . از شما میپرسم شبکه ای که گرانترین مستند های دنیا را پخش می کند حق پخش این برنامه ها را با کدام تبلیغات تلویزیونی تامین می کند مگر.........................

چشمهارا باید شست جور دیگر باید دید .

امیدوارم نقاب حق به جانب به چهره خود نزنید و خود را از این سیستم کتره ای تافته ای از جدا بافته ندانید

 که من هم مسئولمممممممممممم

تعریف علمی آنتروپی

 

به نظر شما در کدام عکس افراد  زودتر به مقصد  خود می رسند ؟

حرف من همینه .... از ماست که برماست

آنتروپی یعنی حرکت کاتوره ای اجزا و تاخیر و تعلیق سیستم در راه رسیدن به هدف

فرهیختگان

کمپین : از دوستان کمپین خواهشمندم عکسهای مربوط به  نقاطی که می تواند جاذب  توریست باشد را برای من ایمیل کنید تا در این وبلاگ منتشر کنم . با سپاس فراوان

کمپین : لطفا درخصوص عدم استعمال مواد مخدر هرگونه فعالیت فرهنگی را که قادر به انجام آن هستید اجرا نمایید .

هر گام در جهت پیشرفت و گسترش یک سیستم نیازمند همسویی ، انسجام و تعامل مثبت اجزای آن است . از زمان پیدایش علوم رفتار سازمانی و روانشناسی صنعتی ، تحلیل رفتار انسانها به عنوان مغز یک سیستم  به شکلی دقیقتر و موشکافانه تر بررسی می گردد تا با هدایت مغز دیگر اجزا فعالیت خود را به شکلی مفید به انجام رسانند . چنانچه مردم داخل ایران را مجموعه ای از اعضای یک سیستم کلان اجتماعی بدانیم به جای داشتن یک تعریف مشخص از واژه "ایرانی  " باید چند میلیون واژه مشابه و مترادف با تعداد بسیاری پسوند و پیشوند تعریف کرد . مانند تهرانی ، ایرانی مسلمان ، ایرانی مسلمان شیعه ، اقلیت ایران و .....

در چنین وضعیتی تعیین رسالت سازمان و چشم انداز بسیار دشوار خواهد شد . چرا که این رسالت سازمانی باید همه این واژه ها را در بر بگیرد و تمامی طیفها و دیدگاهها را راضی بنماید . برای نزدیک کردن این طیفها و ایجاد همگرایی بایست نقاط مشترک استخراج شود . اولین ویژگی قابل ذکر، ایرانی بودن است که قدمت آن بیش از 2500 سال می باشد . ایرانیها از زبان شیرین پارسی برای مکالمه استفاده می کرده اند و می کنند ، زبانیکه علیرغم تاخت و تازهای زبانهای مختلف همچنان اصالت خود را حفظ نموده است . بنابراین زبان دومین خصلت اعضا این سازمان و نظام است . سومین ویژگی اکثریت مسلمان است که به گفنه تاریخ  دین  اسلام برای ورود به ایران با واکنش چندانی روبرو نشد چرا که ایرانیان پیش از اسلام خداوند متعال را پرستش می کردند و به همین خاطر به سرعت اسلام در بین مردمان این سرزمین گسترش یافت و بواسطه آن برخی کلمات عربی  وارد واژگان زبان پارسی شد اتفاقی که برای هر زبانی ممکن است رخ بدهد . چهارمین ویژگی  مردم ایران اکثریت مذهب شیعه است که برادری و برابری را از یکی از برترین انسانها به ارث برد - در این روش رتبه بندی  صورت نگرفته بلکه بر اساس قدمت ارائه شده است -

اما آیا این تعداد ویژگی برای تمایز مردم ایران از دیگر کشورها کافی است . ایرانیان در طی قرنها مردمانی صلح دوست ، مهمان نواز و سخت کوش و با هوش شناخته شده اند و همیشه مورد حسادت دیگر مردمان بوده اند . به طوریکه یونانیها برای تخریب وجهه ایرانیان تاریخ آن دوران ( بنا شدن و آتش سوزی تخت جمشید ) را تحریف  کردند . فاصله گرفتن از هریک از این ویژگیها موجب افول دیرینه ایرانی اسلامی است که امروزه جلوه های نا بهنجار آن به اشکال گوناگون مشاهده می شود . خودخواهی و عدم نگرش مثبت به آینده تنها دو عامل اثر گذار ناشی از دوری از این ویژگیهاست .

سئوال اینجاست :

1-      لطفا یک ایرانی فرهیخته را تعریف کنید ؟

2-      آیا شما با این تعریف مطابقت دارید ؟

3-       آیا در فعالیت روزمره خود بعد اجتماعی رفتار و کار های خود را در نظر می گیرید

4-      نیاز به کامنت گذاشتن این سئوال نیست این سئوال را با قضاوت وجدانی به خودتان پاسخ بدهید .شما جز کدام دسته اید ( الف : همه دزدی می کنند پس من هم دزدی می کنم           ب : من دزدی نمی کنم تا دیگران یاد بگیرند دزدی نکنند ؟)

خودم رو نقد می کنم تا ....

بزودی با اخبار و یادداشتهای کمپین با شما خواهم بود

با ورود به دانشگاه دنبال کاری می گشتم تا بتونم با درآمدش شهریه ام رو بپردازم . یک شرکت که پیمانکار سازمان ترافیک تهران بود در اون زمان بابت هر ساعت کار 500 تومان پرداخت می کرد . کل ماه رو که می شد کار کرد جمعا 30 هزار تومان هم نمی شد ولی چاره ای نبود . کار به این شکل بود که گوشه ای از یک چهارراه تعدادی از همکارانم و من می نشستیم و جمع عبوری از هر طرف رو  می شمردیم  و یک ربع به یک ربع جمع می زده و ثبت می کردیم .

به نظرم کار چیپ و بی ارزشی بود اونهم با اون مبلغ دریافتی ... سرما گرما گوشه خیابون .... به همین خاطر از کارم می دزدیدم . من یک ربع آمار دقیق می گرفتم و دوتا یک ربع را چند تا کم و زیاد می کردم و ثبت می کردم تا کارشناس بویی نبره . یکروز خیلی سرد تو خیابان 20 متری گلستان (غرب تهران) به حساب خودمون مشغول به کار بودیم . کارت شناسایی و برگه ثبت در جیب و دستها توی جیب یه گوشه ایستاده بودیم و به خیابون نگاه می کردیم . ساعت 7 شروع به کار بود . هرکس از بغل دست ما رد می شد خسته نباشید می گفت و تشکر می کرد و یا دعای خیر برامون می کرد . من تعجب کردم این رفتارها یعنی چی.

رضا – همکارم – بالاخره از یکی علت رو جویا شد . طرف گفت ما می دونیم شما از طرف سازمان ترافیک اومدید . توی این خیابون و همین نقطه ای که شما کار می کنید تو این چند ماه 3 تا بچه هنگام عبور از خیابون با تصادف  کشته شدند . ما درخواست کردیم اینجا پل عابر بزنن و شما دارید این محبت رو توی این سرما به تمام این محل می کنید .

اون روز بود فهمیدم یه کار از نظر من بی ارزش چقدر میتونی حیاتی و دارای ارزش اجتماعی بالایی باشه . از اون روز به بعد توی هیچ کاری دزدی نکردم حداقل آگاهانه دزدی نکردم .

من تا خودم رو اصلاح نکنم نمیتونم جامعه ام رو اصلاح کنم خطاب به دوستانی که چوب نقد به دست گرفتند و همه رو میزنند

تشکیل کمپین

فعالیتهای اجتماعی در بین ایرانیان معمولا سرانجام خوشی نداشته و معمولا با جهت گیری سیاسی آمیخته شده و در نهایت از دستیابی به اهداف خود بازمانده است . در دوره ای که اجازه فعالیت به NGO  ها به طور گسترده داده شد نیز سوابق بسیار بدی به جا گذاشت و اکثر این سازمانهای غیر دولتی با وجود تعریف اهداف متعالی که می توانست به نفع جامعه باشد به محلی برای سو استفاده های مختلف قرار گرفت و در نهایت صدور مجوز چنین نهادهایی بسیار محدود شد و همه ما نشان دادیم همیشه نقص دولتها عامل اساسی مشکلات ما نبوده است .

این وب بر این اساس پیشنهاد تشکیل کمپینی غیر سیاسی را ارائه می نماید تا با مشارکت همه دوستان در رشد و تعالی جامعه بدور از هر نوع سیاست زدگی و رسانه زدگی به جای ماسک روشنفکری  به حل واقعی  و عملی مسائل و مشکلات خود بپردازیم .

پیشنهاد :

با ورود هر توریست به ایران حداقل 5 دلار به کشور منتقل می شود همانطور که قبلا گفته شد دولت ترکیه از محل توریسم معادل درآمد نفتی ایران کسب درآمد می کند . کسب این میزان درآمد به همت مردم و دولت ترکیه متکی است . ظرفیتهای فرهنگی و نیروی انسانی موجود در کشور بسیار بالاتر از کشور ترکیه می باشد لذا با این پیش فرض در این کمپین قصد داریم به عنوان مردم کشور ایران با انواع روشهای مختلف به جذب توریسم کمک نماییم .

با توجه به آمار بیکاری موجود با ورود هر توریست از کارمندان شرکتهای هواپیمایی ، کارمندان دفاتر خدمات مسافرتی ، رانندگان حمل و نقل توریستها ، مترجم و لیدر ، کارکنان هتلها ، و فروشگاههای محل خرید محصولات از ایران پویایی و تحرک بیشتری یافته و به ایجاد اشتغال پایدار کمک شایانی خواهد شد .

 

چند نکته

1-      تنها شرط عضویت در این کمپین عدم اظهار نظرهای سیاسی است.

2-      برای عضویت در این کمپین به هیچ وجه هیچ فرم عضویتی وجود ندارد و تنها در قسمت یادداشت نام و در صورت صلاحدید آدرس وبلاگ خود را قرار خواهید داد .

3-      خواهشمند است در صورت علاقه مندی به عضویت با یک نام ( حتی اسم مستعار ) یادداشت بگذارید تا تحقق آرمان تشکیل یک کمپین غیر سیاسی میلیونی به واقعیت بدل شود .

4-       این کمپین هیچ اجتماع فیزیکی برگزار نخواهد کرد و هیچ مبلغی به هیچ عنوان از کسی گرفته نخواهد شد .

5-      امید است این کمپین با حداقل 1 میلیون عضو تجربه فعالیت برای ارتقا نام ایران و ایرانی بدون هرگونه درگیری و فحاشی و سیاست زدگی را تحقق بخشد.

6-      عموما توریستها  به قوانین و عرف و آداب کشور مقصد احترام می گذارند و جهت تفریح و آشنایی با فرهنگ و رسوم آن کشور سفر می کنند . امید است بتوانیم از این طریق فرهنگ غنی خود را نیز بیشتر  به آنها بیاموزیم .

7-      نفع این پیشنهاد برای عموم مردم بوده و نفع شخصی اهمیت ندارد  .

8-      اگر کس یا کسانی به فکر مردم کشور خود هستند پیشنهاد می شود در ذیل این کمپین دین خود را به مردم خود ادا کنند و از هرگونه اظهار نظرهای سیاسی خودداری نمایند .

9-      لطفا هرگونه پیشنهاد جهت جذب توریست و حتی گزارش فعالیتهای خود را که عموما نتی است در این وب یادداشت گذاشته تا نظرات و یادداشتهای اعضا کمپین در قالب آپ به استحضار باقی دوستان برسد .

10-   از همه دوستان علاقه مند خواهشمند است دوستان خود را به فعالیت در این کمپین تشویق کرده و هر گونه ایده خود را بدون هیچ پیش داوری در این وب یادداشت کرده تا در خصوص عملی شدن آن نظرات ارائه گردد.

11-  این کمپین سنگ محک من و شما خواهد بود تا ببینیم که آیا می توانیم بدون منافع شخصی و بدون هیچ شناختی از هم و درگیری ،یک فعالیت اجتماعی به نفع خود و دیگر مردم کشورمان را به نحو احسنت عملیاتی نماییم ؟ 

تعاطی افکار

با کمی تامل در یکی دو دهه گذشته تغییراتی را خواهیم یافت که ناخواسته زندگی ما را نیز تحت تاثیر قرار داده است . در سالهای نه چندان دور برای قسمت بعد یک سریال تلویزیونی باید یک هفته انتظار می کشیدی . تنها دو بخش خبری در ساعت 7 شب و 9 شب وجود داشت . خواننده های کم تعداد داخلی و خواننده های لس آن جل.سی سالی یک آلبوم می دادند و کل این خواننده ها روی هم 30 تا هم نمی شد . سینمای ایران سالی 20 فیلم تولید می کرد . از هر 30 خانواده ایرانی 1 خانواده از خودروی شخصی بهره مند بود و خودرو پیکان عمده ترین خودرو مصرفی ایرانیان بود . از طرفی با توجه به سرعت کم خودروها و قطارها برای رفتن از تهران به مشهد نزدیک به 24 ساعت  زمان نیاز بود . در همین دوران ابزارهای اطلاعاتی مانند تلفن همراه ، کامپیوتر ، ماهواره و استفاده از اینترنت  هنوز به شکل گسترده وارد جامعه نشده بود .

امروزه تعداد شبکه های داخلی از تعداد انگشتان دست هم فراتر رفته و در هر شبکه حداقل 2 تا 3 بخش خبری آنهم با تقسیم بندی موضوعی پخش می شود . هر شبکه یک سریال پخش می کند که هرشب قسمت جدید پخش می شود . تعداد خواننده های وطنی ( خواننده های دارای سبک و بعضا مجوز دار نه جوانانی که برای مطرح کردن خود دست به هرکاری می زنند ..... کاش یه ذره صدا و قیافه داشتن ... بگذریم ) بیش از 30 خواننده را شامل می شود که بعضی از آنها حتی هر شش ماه یکبار آلبوم ارائه می کنند . سینمای ایران بیش از 80 فیلم در سال آماده نمایش می کند که به این رقم فیلمهای تلویزیونی و فیلمهای ارائه شده در قالب دی وی دی به بازار را باید اضافه نمود . امروزه از هر 5 خانواده ایرانی 1 خانواده خودرو شخصی دارد و عمده خودروهای مصرفی ایرانیان پراید و انواع پژو می باشد . با افزایش سرعت قطارها و خودرها مسیرها از نظر زمانی کوتاهتر شده اند . همین طور در حال حاضر کمتر خانه ای را می توان یافت که موبایل و کامپیوتر درآن خانه موجود نباشد

این موارد تنها مثالهای کوچکی هستند که به موضوع افزایش سرعت انتقال اطلاعات و پیشرفت در همه زمینه ها اشاره می نماید  . با افزایش برنامه های خبری و ایجاد شبکه های اختصاصی خبری خبرها لحظه به لحظه انعکاس می یابند . استفاده از موبایل و اینترنت و ماهواره نیز دنیا را به تز دهکده جهانی نزدیکتر نموده است . در این رهگذر طبع و ذوق و سلیقه ما نیز شتابزده شده و تاریخ انقضا محصولات  به شدت کاهش یافته به طوریکه بسیاری از وسایل  قبل از رسیدن به تاریخ انقضا دور ریخته می شوند .

این تغیر ذائقه و نگاه در روش مصرف و میزان مصرف ما اثر گذاشته است . در گذشته از وصله پینه برای افزایش مدت زمان استفاده از لباسها استفاده می شد و یا شیر با طعم های گوناگون وجود نداشت و یا به شیر پرچرب و کم چرب تقسیم نمی شد  . این رشد و پیشرفت موجبات افزایش ناراحتی های روانی و رفتاری و فکری را ایجاد کرده است .

اگراین ایام را  به دودوره 15 سال گذشته به قبل و ما بعد آن تقسیم کنیم افرادی که هر دو دوره را لمس کرده اند کمتر قادر به انطباق خود با دوران جدید هستند لذا در برابر تغییرات واکنش منفی نشان داده و از تغییرات بعضا می هراسند . این روند چنان شتابزده عمل می کند که گاه برخی سنتهای  پسندیده ، ضروری و دارای منطق قوی هم زیر پا گذاشته می شوند . ترس از از بین رفتن سنن و حتی محصولات قدیمی و عدم توانایی کافی برای انطباق با تغییرات جدید بین دو نسل تنش ایجاد کرده است .

بسیاری از خانواده ها با تفکرات سنتی هنوز از اینترنت ، موبایل و ماهواره می ترسند . این ترس اگر چه در برخی جاها بسیار درست است اما با داشتن فرهنگ استفاده درست از این ابزارها می توان با تغییرات دنیا همگام شد . از سویی خلا سازمانها و موسسات فرهنگی که اثرات مثبت و غیر جانب دارانه ای را داشته باشند موجب شده برخی از نسل جدید ها با استفاده های ناصحیح ترس نسل گذشته را از اثرات سو این ابزارها به اثبات برسانند .

به عنوان مثال تا چندی پیش اجازه ورود خواننده های وطنی به سبک موسیقایی پاپ داده نمی شد . با تغییر در یک دوره سیاسی این تابو شکست و نوبت به رپ رسید . اما عده ای – نمیدونم به این جوجه ها چی باید گفت – با ارائه آثاری پر از فحش و ناسزا ادعای ممیزین موسیقی که " این سبک موسیقی هیچ جنبه مثبتی ندارد " را به اثبات رسانده و اجازه ندادند تا بین دونسل توافقات لازم صورت گیرد . از این قبیل اختلافات نمونه ها بسیارند و در هر حوزه ای می توان شاهد آن بود . حتی این ترس باعث شده اجازه ورود مدیران جوان  به لایه های مختلف سازمانهای دولتی و نیمه دولتی حتی در برخی موارد در بخش خصوصی داده نشود .

نسل قدیم عموما افراد ایدئولوگ و پایبند اصول و سنن خاص خود هستند و نسل جدید بعضا ساختار شکن ، کمتر ایدئولوگ و گاه هنجار شکن بوده و در این دوره که باید آنرا دوره گذار نامید این نسل بدرستی هویت خود را نمی دانند و با افکار و شکل گذشته در کشمکش هستند . عبور از این دوره نیازمند گذشت زمان و گفتگو ست . در اینجا فرضیه ای وجود دارد که خشم و نوعی سردرگمی در افکار و رفتار نسل جدید ، نتیجه نفی کامل سنن و ایدئولوژی های گذشته است که در این خصوص نیازمند هم اندیشی و بررسی نقاط قوت و ضعف اصول و قواعد گذشته و اشاعه جهات مثبت آن در نسل جدید می باشد . به عنوان مثال معضلی به نام طلاق از بی مسئولیتی ، کم تحملی و سهل انگاری در سنت بسیار مهمی به نام ازدواج  ناشی می شود . بسیاری از بیماریهای روانی نیز ناشی از توسل به عرفانهای نوظهور بی قاعده و فقدان هر نوع ایدئولوژی هدف گرا است که به سیاه نمایی زندگی و اجتماع منتهی می شود .    

فرافکنی

قبل از هرچیز آقای احمدی نژاد ریس جمهور منتخب من نبوده و نخواهد بود و ایرادات اینجانب به ایشان برای خودم محترم می باشد . اما از آنجا که در این وبلاگ به نقد اجتماعی و مدیریتی علل وجود فاصله از برنامه توسعه پرداخته می شود لذا از پرداختن به ضعفها و تصمیمات و برنامه های دولت نهم و دهم و نگاه سیاسی به موضوع توسعه خودداری می شود . البته مطمئنا ایرادات بسیاری وجود داشته و خواهد داشت اما در دامنه بحثهای این وبلاگ نیست.

در بحثهای روزانه مردم ایران ، با پیروزی انقلاب اسلامی بین شرایط اجتماعی و اقتصادی پس از انقلاب و دوران شاهنشاهی مقایسه هایی صورت می گیرد که در له یا علیه جمهوری اسلامی در بسیاری موارد قیاس مع الفارق ( قیاس های نادرست ) است . در بسیاری از این موارد رشد جمعیت ، هزینه های جنگ ، تغییر ذائقه ها ، سلیقه ها و رفتارها و ... لحاظ نمی شود .

با یک نگاه می توان مشاهده کرد وضعیتی معیشتی و سطح رفاه نسبت به گذشته بسیار بهبود داشته اما به زعم برخی نه تنها بهبود پیدا نکرده بلکه افت محسوسی نموده است . به عنوان مثال در دوران گذشته بیش از ۵۰ درصد مردم از داشتن تلفن و تلویزیون و مبلمان های ویژه و دکوراسیون های گران قیمت  و بسیاری از امکانات محروم بوده اند در حالیکه امروزه با بیش از ۲ برابر شدن جمعیت برخی داشتن ماهواره و کامپیوتر را از نان شب واجب تر می دانند .

فرافکنی یا همان نسبت دادن ویژگیها به دیگران برای فرار از واقعیت همان معضلی است که اکثر ما ایرانیان به طور ناخواسته بدان دچاریم . بسیاری از ما خود را جدا از سیستمی کلان می دانیم و فراموش می کنیم که در رشد و تعالی این سیستم چه نقش و اهمیتی داریم . در ژاپن پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکست ژاپن نه تنها انرژی و پویایی مردم این کشور کم نشد بلکه برای بازسازی و پیشرفت ژاپن هر کارمند یکساعت مجانی برای دولت ژاپن کار می کرد که امروز نتیجه این تلاش محسوس و قابل مشاهده است . اما در حالیکه میانگین ساعات کار مفید کارمندان ایرانی بسیار پایین است تصورانجام کار رایگان مضحک به نظر می رسد .

وقتی عینک روی صورت قرار میگیرد تا مدتی وجود آن حس می شود اما پس از مدتی عینک جزیی از صورت می شود . وجود ساینرژی در سیستمهای باز - کل یک سیستم بزرگتر از مجموع اعضای آنست - بیان می کند اگر در هر زمینه نقصانی وجود دارد قبل از فرافکنی بیندیشم در بوجود آمدن این ضعف چقدر نقش داشته ایم و اگر پس از بررسی معلوم شود هرکدام از ما نقش خود را به خوبی انجام داده ایم سپس به نقد کلان بپردازیم ( به عنوان مثال وقتی همه ما هر کالای بنجل و بی ارزش چینی را می خریم پس در خصوص نرخ بیکاری به هیچ وجه اظهار نظر نکنیم . )

عدم وجود نگرش سیستمی ناشی از ضعف سازمانها و نهادهای متولی فرهنگی است که به جای نشر فرهنگ مناسب و آموزشهای لازم به محلی برای دعواهای سیاسی - جناحی تبدیل شده است اما این نافی تعهد و مسئولیت مردم بویژه قشر تحصیلکرده و فرهیخته که امروز درصد قابل توجهی از جامعه را به خود اختصاص می دهند نیست . کشور امریکا برای توجیه حمله نظامی و حضور نظامی در نقاط مختلف جهان تز " امریکاییها ، ناجی بشریت هستند " را در فیلمهای سینمایی خود گنجانده به طوری که در بسیاری کشورهای دیگر نیز این موضوع باور شده است . حتی اندکی ایرانیها که با توهم روشنفکری بدون داشتن دانش و اظلاعات کافی همه چیز و همه کس را نقد می کنند هم بر این باورند که امریکا روزی جمهوری اسلامی را سرنگون کرده و آنها در بهشتی ابدی زندگی خواهند کرد .

در اینجا چند نمونه از فرافکنی آورده شده است تا سهم هریک از ما در مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه مشخص گردد .

1- لوازم التحریر فروشی می گفت چون خودکار 20 درصد گران شده پس تورم 20 درصد افزایش یافته است .  تصور غلط از تورم  و شیوع آن زمینه ساز نگرانی جامعه خواهد شد و این خود می تواند به تورم انتظاری منتهی شود  . درک نادرست مفاهیم بویژه مفاهیم اقتصادی و ورود به مباحثی که در آن زمینه توان علمی نداریم به سیاه نمایی مبتلا می سازد.

2- در سفری به مکه مکرمه شاهد آن بودم که اصل قضیه فراموش شده و بازارگردی و خرید کالاهای چینی بی ارزش _ بنجل تر از آنکه در کشور خودمان وجود دارد_ جای خود را به معنویات داده و به جای حجاج ، تاجران خرده پا به نام سوغات ، کل بازار مکه و مدینه را خریداری می کردند . گسترش استفاده از تعابیر و توجیهات دینی برای رفتارهای غیر دینی موضوعی است که جنبه ها و ابعاد آن باید شناسایی گردد .

3- در آموزشهای کارآفرینی در تاسیس یک شرکت و یا راه اندازی یک کارخانه باید مانند یک آتش نشان بود . یعنی همیشه در برابر بروز هر حادثه باید آمادگی مقابله وجود داشته باشد . اما بسیاری از مدیرانی که با کوچکترین تغییر محیط _ بویژه قوانین _  که دچار ضرر یا ورشکسته می شوند همه چیز و همه کس را مسئول می دانند در حالیکه در کلیه دروس مدیریتی از محیط با پویایی و تغییر یاد می شود . مسئولیت پذیری نه تنها در بین مدیران که بین اکثر ایرانیان حلقه مفقوده است .

4- در همین انتخابات پیش رو ملاک بسیاری شعارها به جای بررسی عملکرد و تواناییها است و عده ای نیز توقع اجرایی از نمایندگان دارند در حالیکه وظیفه نماینده تقنینی است . و یا بسیاری از کسانی که اقدام به تاسیس شرکت می کنند حتی زحمت یکبار مطالعه قانون تجارت و یا قانون کار را به خود نمی دهند . بنابراین عدم اشراف به قوانین افراد را از حقوق حقه خود محروم و اجازه تعدی به حقوق در هر شکل آنرا می دهد .

5- الیناسیون یا همان از خود بیگانگی نه تنها از شهرستانیها نسبت به تهرانیها بلکه از ایرانیها نسبت به اروپا و غرب وجود دارد . ساختن تخیل آرمانشهرها ، خارج از محیطی که در آن در حال زندگی هستیم با ایجاد حس سرخوردگی میل به پیشرفت را گرفته و سبب افسردگی می شود . با ظهور پدیده روشنفکرنمایی و غاز دیدن مرغ همسایه همه چیز سیاه نمایی شده و این موضوع منتج به از بین رفتن کراهت مصرف انواع مخدر و رشد فحشا شده است . عده ای با طرح اینکه اسلام زن را خوار نموده سعی در ترویج فرهنگی دارند که از زمان کوروش هم در ایران رواج نداشته است . با کمی مطالعه به خوبی می توان دریافت که هنوز زنان حتی در کشورهای اروپایی از بسیاری از حقوق محرومند پس تضاد آرا جنسیتی ربطی به اسلام ندارد و این قضیه بهانه ای بیش نیست .

6- با کمرنگ شدن نقش خانواده  اطلاعات به شکل ناصحیح و سریع به روز شده و مواردی چون فرار از خانه و .... بروز می کند . شکل گیری غلط رفتارها ، عادات و از بین بردن سنتهای مفید به بهانه تجدد گرایی نه تنها مار را در رسیدن به توسعه رهنمون نمی سازد بلکه روند حرکتی را دچار مشکلات حادی می نماید . در روزگاری نه چندان دور نمک خوردن حرمت داشت و حتی یک تار مو به عنوان ضمانت مورد پذیرش واقع می شد اما امروز  افراد بسیاری در دادگاهها گرفتار احقاق حق با وجود اخذ چندین سند به عنوان ضمانت هستند .

7- از بین بردن آثار تاریخی و زیستی معمولا هیچ واکنشی در اجتماع ندارد از اینرو به تمام مردم غیور ارومیه در خصوص دریاچه ارومیه بایستی تبریک گفت ( دولت ترکیه از محل توریسم معادل صادرات نفت ایران درآمد کسب می کند )

8- اگرکمدیهای سخیفی چون اخراجیهای 2 و 3 پرفروش هستند نشانه کارگردانی خوب یا بازی خوب نیست این امر نشانه افت سطح توقع تماشاگران سینماست . چند نفر را می شناسید که برای حمایت از صنعت سینما و تئاتر کشور از یک اثر هنری با خرید بلیط اقدام کرده باشند . همیشه برای جنجال سیاسی و موضوعات سیاسی دنبال تشکیل کمپینهای میلیونی هستیم اما 5 کمپین را نام ببرید که برای یک موضوع فرهنگی یا اجتماعی شکل گرفته است .

9- افزایش سن ازدواج و تعدد طلاق و تعداد زندانیان مهریه ناشی از بالا رفتن توقعات و سنتهای غلط می باشد نه عدم حمایت دولت . نگرش سنتی به سنتهای غلط از ویژگیهای کشورهای جهان سومی است نه کشوری مانند ایران که سعی در تحقق توسعه دارد . در کشورهای غربی پس از طلاق اموال زن و مرد تقسیم می شود می توان با کمی تغییر و ملاحظات مهریه را از این طریق تعیین کرد .

10- الگوهای غلط مصرف از دوران گذشته به ما منتقل شده و بقدری به آنها عادت کرده ایم که در برابر تغییرات الگوی مصرف مقاومت می کنیم . مصرف بی حد و حصر بنزین و یا دور ریز نان کشور در سالهای قبل از برقراری سیستم پرداخت یارانه می توانست بودجه پروژه های بسیار بزرگ عمرانی باشد که اتلاف می شد . اما در برابر این تغییر مثبت عده ای حتی چند پمپ بنزین را به آتش کشیدند - البته در اجرای صحیح قانون هدفمندی یارانه ها بهتر است صحبت نکنیم -

11- داشتن تضاد آرا سبب پیشرفت می شود ( هگل : تضاد باعث تعالی است ) اما تضارب آرا موجب انهدام یک سیستم می شود . در اکثر گروههایی که چند ایرانی تشکیل می دهند به سرعت تضاد دیدگاهها به تضارب منتهی می شود . وقتی اهداف شخصی نسبت به اهداف سیستم اولویت داده می تضارب آرا آغاز می گردد . اختلاف بین اعضای یک گروه در همه جای جهان ممکن است رخ دهد اما در ایران قبل ازتحقق کوچکترین هدف اختلافات گروه را متلاشی می کند چون همه خود را صاحب نظر و بلند نظر می دانند . تشکیل سازمانهای غیر دولتی NGOها می توانند بسیاری از مشکلات اجتماعی را حل کنند اما چون قادر به فعالیت مثبت گروهی و تیمی نیستیم پس مشکلات اجتماعی جزیی از زندگی ما خواهد بود.

لطفا در بحث مطالب ارائه شده شرکت نمایید تا موارد بهتر و موثر تر انتخاب و تحلیل شوند

سانسور و خود سانسوري

از بدو پيدايش بشرتا كنون ، براي انتقال پيام و ايجاد ارتباط از ابزار مختلفي استفاده شده است . از سنگ نوشته هاي دوران بسيار دور گرفته  تا رايانه ، موبايل ، اينترنت و ... همه  وسايلي هستند كه مفهوم ذهن فرستنده را به گيرنده منتقل مي نمايند . در درك مفهوم پيام ارسالي ، موانع مختلفي وجود دارد اما گاه پيام بنا به اقضا و فضاي حاكم سانسور مي شود . سانسور به هر دليل كه صورت گيرد بيانگردقيق محتواي ذهن فرستنده نبوده و از سويي تفسير و درك پيام توسط گيرنده را دچار اشتباه مي كند به طوريكه هدف پيام حتي تحريف و وارونه معنا مي شود  .

گاه اين سانسور توسط عامل واسطه و دخيل در ارسال پيام صورت مي گيرد . اين شخص يا بعضا سيستم ، آنچه را كه براي گيرنده پيام و بعضي اوقات منافع خود مضر مي داند را از متن پيام حذف مي كند . در حالت دوم خود فرستنده بنا به دلايلي از ارسال كامل پيام خودداري مي كند . به اين پديده خود سانسوري مي گويند .

آنچه در اينجا بررسي مي گردد ماهيت و بايد و نبايد اين پديده است .

تصور كنيد خانمي بعلت اعتياد شوهر قبلي از وي جدا شده است  .  اقتضا حكم مي كند كه خواستگار جديد از اين موضوع بي اطلاع باشد . اين مثال چند نكته را در بر مي گيرد .

1-       صلاحيت مرجع صادر كننده حكم : بسياري از اوقات مرجع صادركننده فرمان اجراي سانسور؛ خود ما هستيم كه با تحليل و در نظر گرفتن شرايط دست به خود سانسوري مي زنيم . اين رفتار امروزه اپيدمي شده و با كمي كاوش هر كس درخواهد يافت كه در چه زمان و درباره چه موضوعي اين رفتاررا انجام داده است .

بسياري از اوقات چون خود ما در اين شرايط ذي نفع هستيم حكم صادره غلط بوده و مشكلات بعدي را در پي خواهد داشت . تشخيص ضرورت سانسور كردن همانند قضاوت نيازمند شرايط داوري بويژه شرط بي طرفي است .

2-      چرايي سانسور : عدم درك صحيح گيرنده پيام ، مشترك نبودن زبان فرستنده و گيرنده ، اختلالات موجود در مسير ارسال پيام ، تفاوت انگيزه ارسال كننده و گيرنده مانند خشم و ترس و ... گاه ايجاب مي كند تا براي رسين به معناي حقيقي پيام گوشه هايي از پيام حذف شود . اما در بسياري از اوقات مي توان به جاي گزيده گويي مثلا در جايي كه علت سانسور نبود يا كمبود هاي زبان مشترك مي باشد از سيمبلها يا از اشارات و يا كنايه ها استفاده نمود .

3-      گيرنده : مهمترين موضوع در اينجا خود گيرنده يا همان مخاطب پيام است . از آنجا كه ملاحظات جهت اعمال سانسور به نفع وي تنظيم شده بايستي ديد كه آيا گيرندخ نيزملاحظات سانسورفرستنده يا سانسورچي را به نفع خود مي داند يا خير .

در نود و نه درصد موارد مخاطبان از مطالب سانسور شده و ملاحظات بي خبر مي مانند لذا واكنشي از سوي مخاطبان صورت نمي گيرد . گاه سانسور به علت در نظر گرفتن منافع فرستنده است و نه گيرنده . همين جا دوباره بايست ديد كه آيا مخاطب صلاحيت سانسور كننده را تاييد مي كند . در مثالي كه زده شد چه بسيار مواقعي كه ازدواج دوم صورت گرفته و پس از فاش شدن موضوع سانسور فقط و فقط همين موضوع به طلاق نكشيده باشد.

4-      ارزش سانسور : در همين مثال سه اتفاق محتمل است اول اينكه خواستگار با فهميدن ماجرا جلسه را ترك كند . دوم اينكه با اين موضوع به راحتي كنار آمده و ازدواج صورت مي گيرد . سوم پس از ازدواج ، شوهر متوجه موضوع شده و آنرا فريبكاري دانسته و در نهايت منجر به طلاق مي شود .

اگر ارزش خواستگار بسيار زياد باشد خانواده دختر از بيان واقعيت گوشه اي از زندگي دختر خودداري مي كنند . اما اگر مهم ثبات و استحكام بنيان خانواده باشد واقعيت بيان شده و با توكل به خداوند منتظر ازدواجي به دور از پنهان كاري مي مانند .

براساس مواردي كه ذكر شد

-          بسياري از اوقات در امور زندگي خود دچار خودسانسوري هستيم . اين الگوي غلط رفتاري مشكلات بسيار كوچك و كم اهميت را بسيار پررنگ كرده و لطمات بسياري را به ما وارد مي كند .

-          خيلي از اوقات خودسانسوري به علت عدم نقد پذيري ، پيش داوري و كم بود ن آستانه تحمل ناشي مي شود . ترس از تحقير ، شكست ، مضحكه شدن و خردشدن شخصيت  هركدام مي تواند خود معلول عدم نقد پذيري و ديگر موارد اشاره شده باشد .

-          افراد درونگرا بيشتر در معرض خودسانسوري قرار دارند . اين افراد كه دائما براي كسب نتيجه بارها مسير را در ذهن خود مرور مي كنند بالاخره دچار قضاوت غلط و پيش داوري غلط مي شوند و شايد به همين خاطر افراد درونگرا بيشتر گوشه گير و منزوي هستند.

-          نقش سابقه ذهني قابل توجه است . در يك روند مطلوب ،  فرزندان خانواده هايي كه اجازه بيان نظر از كودكي داشته و آرا غلط آنها به روش اقناعي اصلاح گرديده اجتماعي تر بار خواهند آمد و در نتيجه موفق تر مي باشند .

-          گاهي از اوقات ترس كاذب مانع از بيان كامل نظرات مي شود به عنوان مثال مرجع قدرت (ذي نفع ) دستور اعمال سانسور را براساس شرايط زمان و مكان صادر كرده اما پس از اتمام زمان يا خروج از مكان فرد شرطي شده و همچنان به  سانسور ادامه مي دهد .

كلام آخر :

 فرار از نقد و سركوب خلاقيت  سرعتگير رشد و ارتقا سيستمهاي اجتماعي هستند . هر دو اين عناصر از عوامل خودسانسوري بوده  و موجب عدم دستيابي به اهداف و آرمانها مي شود .

در جامعه كنوني ما افرادي كه دست به نقد كلان مي زنند خود نقد پذير نيستند  و غالبا دچار نارسيسم (خودشيفتگي ) هستند . عدم شايسته سالاري از هنگامي كه به عنوان معضلي در سيستم دولتي مطرح شد در كنار ديگر عوامل به گسترش خصوصي سازي منتهي شد اما با نگاهي به اطراف خواهيم ديد همان منتقدين اين معضل خود در اداره سيستمهاي تحت امر چقدر به اين موضوع اعتقاد داشته اند ؟!

 از طرف ديگر چگونگي نقد در بسياري از منتقدين صحيح نيست . استفاده از هرگونه اهانت ، بي ادبي و تعميمهاي ناروا منجر به خود سانسوري مي شود .خودسانسوري در صورتيكه عادت شود گپ ها ( فاصله ، انحراف از اهداف ) بيشتر مي گردد و اگر مانع رشد يك سيستم نشوند منجر به كاهش سرعت پيشرفت و افزايش هزينه ها مي شود .

 عبور از برخي خط قرمزها ، غلط و با تنبيه يا ضرر وارد كردن به سيستم همراه خواهد بود اما در بسياري مواقع توهم خط قرمزها ، نبوغ را به شوره زار مبدل كرده و رشد و نمو هر موجود زنده اي بر روي انرا غير ممكن ساخته است .

 

نتيجه :

چند سال پيش آلمانيها اعلام كردند چنانچه تنها يكساعت برق ژاپن قطع گردد در فناوري به كشور ژاپن خواهند رسيد حال در چنين فضايي سيستم ايراني از تعطيلات بويژه تعطيلات غير رسمي بشدت خوشحال مي شود .

براي حركت به سوي توسعه در صلاحيت خود در سانسور تجديد نظر كرده و انتقاد را از خودمان آغاز كنيم .

آنتروپي

آنتروپي به زبان ساده يعني به هم ريختن نظام يك سيستم ، آشفتگي واحد هاي يك سيستم و عدم هماهنگي و لاجرم زوال آن سيستم . بهتراست  قبل از اينكه به مفهوم آنتروپي بپردازم بگوييم سيستم چيست . يك سيستم مجموعه اي از اعضا است كه براي  رسيدن به يك هدف خاص فعاليتي را با نظم و هماهنگي انجام مي دهند .

اكثر سيستمهاي بشري در راستاي تعالي و پيشرفت اجتماع خود گام بر ميدارند . آنتروپي در اصل موانع رسيدن به هدف مي باشد .

به زعم نويسنده سيستمي كه در حال حاضر در فضاي آن نفس مي كشيم داراي مشكلات در بسياري از بخشهاست و آنتروپي اگر نگوييم آن بخشها را به زوال مي كشاند كه تحقق توسعه را به تاخير مي اندازد .

فرهنگ و توسعه در حاليكه بايستي اولويت و دغدغده دكترين سياسي كشور ما باشد با توجه به آنكه تعاطي افكار در بين رجال سياسي به جنگ تن به تن تبديل شده و در اكثر اوقات فراموش مي شود .

يك كشور توسعه يافته بدان معني است كه در آن شاخصهايي بر حسب سرانه آن كشور محقق گرديده است . اين شاخص ها بيانگر اين است كه در يك كشور توسعه يافته زمينه رفاه اكثر افراد آن اجتماع فراهم گشته است .به عنوان مثال سرانه مطالعه كتاب در كشورهاي توسعه يافته به چند ساعت مطالعه در روز مي رسد در حاليكه اين شاخص در ايران به كمتر از 15 دقيقه مي رسد . يا اينكه ضريب نفوذ اينترنت ، سرانه فضاي سبز به ازاي هر نفر، سرانه مصرف محصولات لبني ، و .... در اين زمينه مطرح مي گردد .

براي تحقق اين شاخصها عزم ملي لازم است و از خود گذشتگي .  آنچه كه به نظر مي رسد دستيابي به اين چشم انداز در آينده اي نزديك با مشكلاتي روبرو خواهد بود  .

نقد كلان سياسي در اين وبلاگ به دليل تخصص بالاي مورد نياز و عدم داشتن تخصص كافي انجام نخواهد پذيرفت تنها به فرهنگ توسعه و چگونگي بسط آن در ميان اقشار مختلف جامعه بحث مي شود .

با وجود اينكه سياستگذاري كلان يك فرهنگ يا برخي خرده فرهنگها توسط دولتها صورت مي گيرد اما بسط و تعميم آن وابسته به خود مردم و موسسات فرهنگي است .

در اين وبلاگ با شما دوستان مي كوشيم هرآنچه كه به نظر موجب ايجاد آنتروپي در سيستم فرهنگي ما بويژه فرهنگ توسعه مي نمايد به چالش كشيده و در صورت امكان بسان يك موسسه فرهنگي آنرا به ديگران انتقال دهيم  .

به منظور دروني سازي فرهنگ ناب ايراني و فرهنگ  توسعه خواهشمند است در بحثها مشاركت و از فحاشي و ادعاهاي بي اساس خودداري فرماييد . نقد ما بر خود اجتماع مي باشد نه نظام حاكم

 سپاس از حسن توجه شما