کارت پستال درخواستی

 

 

سلام

اینم کارت پستال های روز دختر

تقدیم به همه ابجی های خودم

و همه دخترا

به خصوص به برو بچه های وبلاگ داداش ارابست 

روزتون مبارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

عاشقانه ترین اشک ارابست (حرف)

ادامه نوشته

عکس های طراحی شده هزینه حالا بماند ....

 

ادامه نوشته

پاییز و رنگ بوی قلب من

پاییز شده رنگ و بوی قلبم ، برگهای درخت و گلهای باغ دلم زرد شده و زیر پای صاحب خانه قلبم ریختن تا وقتی میاد با صدای خش خش برگها بفهمم که بازم به خونش برگشته
کاش بیاد این سکوت لعنتی دلم رو بشکنه با قدمهاش سیر شدم از این همه درخت لخت متنفر شدم از این همه رنگ زرد کاش از این همه انتظار راحت میشدم یا باور می کردم که رفتی برا همیشه تا زمستون میشد برام و از برفای که می بارن آدم برفی می ساختم و آغوش سرتش رو به جون می خریدم یا بر می گشتی و باز رنگ و بوی بهاری میگرفت دلم و از این همه مردار جان تازه می گرفتم من به انتظار نشسته ام دیگر درختان قلبم برگی بر شاخه ندارند باد سرد و خشک می وزد دلم یه اغوش گرم می خواهد  دیگر بس است چشمانم گله می کنند  از این همه نگاه بی اثرم بر این جاده ها  می گویند که  به جای تو جاده ها خسته شدن از این همه نگاه بی ثمرت ....بیخی (حرفای ارابستی  پاییز 95 )

ادامه نوشته

تولدم مبارک نیست

 

 امروز روز تولدمه

روز 28 خرداد  هر سال  روز تولدمه

البته میشه گفت  تولد یکی بود  چون دیگه اون ادم وجود نداره

چون از 86/4/22 این تاریخ  دیگه  تاریخ تولدم عوض شد

کلا از این تاریخ بود که من تموم شدم و تنها یک بازیگر نقش خالی بکی که دیگه نیست شدم

از این تاریخ بود که  من واقعیم از زندگی حذف شد و فقط یه جانشین باقی موند

 از این تاریخ بود که  مسیر زندگیم کلا تغییر کرد حتی حالت موهام لباسام رو شبیهش کردم

تا جای خالیش زیاد به چشم نخوره

اغوش پر از محبت پدرانه برا بچش بازکردم

برا مادر و پدرمون نقش پسر بزرگ خانوادرو بازی کردم

کلا جام عوض شد از  بچه کوچیک به بزرگه

درسته نتونستم  مثل داداشم خوب باشم  ولی  برا  یه ذره مثله اون بودن همه تلاشامو کردم

و....بیخی

 

تولدم 28 خرداد ولی دیگه از 22 تیر باید حساب کنم چون دیگه اون ادم اینجا نیست

پس تولدم مبارک نیست چون 28 خرداد دیگه برا من نیست تاریخ تولدم از ت22 تیر باید حساب شه روزی که شدم  جانشین برادر مرحومم

داداشی جات خیلی خالیه تو زندگیم  نمیگم کم اوردم ولی  دلم برا خودم بودن خیلی تنگ شده همین و....بیخی

تولدت مبارک خاطرات  خودم بودن 

 

فقر

فقر 

**************

                                 دستانش از فشار زیاد کار زبر و ضمخت شده اند

                        دلش نمی آید دست نوازش بر سر و صورت ظریف کودکانش بکشد .

                                                 همه فکر میکنند احساس ندارد .

                                      ولی هیچکس نمیتواند شرافت او را وصف کند .

                                                          او " کارگر "است .

                                                ( درود بر شرف همه ی کارگر ها )

 

 

 

عادت می‌کنیم

به اعتصاب غذای ناخواسته

وقتی …

بابا نان ندارد !

ادامه نوشته

دلنوشته دختر یک رفتگر در ایام سوگواری


دلنوشته دختر یک رفتگر در ایام سوگواری 

 

ماه محرم علاوه بر ماه حزن و اندوه و عزاداری برای سالار شهیدان ، ماه نذری دادن ها هم است و هر کس به اندازه وسع و توانایی خود سعی می کند تا سهمی در باشکوه برگزارشدن مراسم امام حسین علیه السلام داشته باشد.

اما در کنار این مراسمات معنوی و عزاداری ها، عاداتی هم در این ماه از ما سر میرند که زیبنده فرهنگ حسینی نیست.

یکی از این عادات زشت و ناپسندی که هر سال بیشتر می شود انداختن ظروف یکبار مصرفی است که غذای نذری در آن ریخته شده و توزیع شده است.

بعد از پخش غذا در اطراف هر تکیه و حسینیه ، منظره بسیار آزاردهنده ای از انبوه زباله ناشی از ظروف یکبار مصرفی به چشم می خورد که به هیچ وجه زیبنده نیست.

یادش بخیر زمانی نه چندان دور که خبری از ظروف یکبار مصرف نبود ، نذری ها در ظروف استیل یا چینی سرو می شد.

اگر چه آن ظرف ها هم قشنگی و اصالت خاص خودشان را داشتند اما حالا چند سالی است که خیال همه بابت بردن و آوردن و پخش ظروف راحت شده است و این روزها نقش اصلی در پذیرایی عزاداران را ظروف یکبار مصرف ایفا می کنند.

عکس زیر دلنوشته دختر یک پدر است؛

پدری که به شغل شریف رفتگری مشغول است و شب و روز در شهرمان مشغول جارو کردن زباله هایی است که ما ، از روی یا غفلت یا به عمد بر روی زمین می ریزیم.

متن به شرح زیر است :
هر وقت نذری میدن، بابای من تا صبح از خستگی و کمردرد خوابش نمی بره ؛
کاش هیچ وقت نذری ندن.

بیاییم هنگامی که بعد از اتمام مراسم به خانه های خود باز می گردیم، به این فکر کنیم که نیمه های شب که همه به خانه می روند افرادی می آیند خیابان های شهر را که از لیوان های یکبار مصرف و ظروف خالی نذری پر شده تمیز می کنند تا صبح فردا خبری از آن همه زباله نباشد و چهره شهر دوباره طراوت و زیبایی خود را باز یابد.

یادمان نرود زندگی رفتگر ، خش خش جاروست و اگر فرصتی برایش باقی بماند نفسی می کشد ، استراحتی می کند و حاصل زحمتش را به خانه می برد ، این شب ها به فکر آن ها نیز باشیم .

در این شبهای عزیز با هر نیتی که در عزاداریها شرکت می کنید لطفا ظروف یکبار مصرف رو داخل سطلهای زباله بندازید.

باور کنید رفتگر زحمت کش محله جزء لشکریان یزید نبوده!

با تشکر از همه ارادتمند همه سجاد بهرام پور ( امید - ارابست )

......پایزه

 

 

ادامه نوشته

طنز ...جوک  ...طنز جدید

 

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.

جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است.پیرزن گفت: اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود
جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت داردپیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد
جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب استپیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد.
جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی استپیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد
جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم نداردپیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد.
 


دوستان می دونید سرنوشت کارتون هایی که دیدیم چی شد؟؟؟
آلیس شوهر کرده دو تا بچه داره یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان ۵۰متری :/
ای کیوسان کراکی شده مخش تعطیله تعطیله !!!!
جیمبو از رده خارج شده فروختنش به بوق ایر
خانواده ی دکتر ارنست همسایه مونن هر سه تا بچش رفتن خارج همسر دکتر خیلی مریضهپول دارو ندارن بدن
دالتون ها آزاد شدن تو کار صادرات و وارداتن خدارو شکر وضع شون خوبه
لوک خوش شانس طی یک بد شانسی اشتباهی تو یه صحنه قتل دستگیر شد الان تو زندونه
پت و مت هم دکتر ای مهندسی عمران گرفتن الان جزو هییت علمی دانشگاه بوقن!!
از سیندرلا هم نگم که دلم خونههههه روش اسید پاشیدن *****


بابام میگه :چکار میکنی همیشه کله ت تو گوشیه .گفتم :تو کار صادرات واردات هستم .میگه :صادرات واردات چی ؟گفتم :جوک های این گروهو صادر میکنم به گروهای دگه و جک های اون گروها وارد میکنم به این گروه .اونم عصبانی شد صادرم کرد تو کوچهالانم تو پارکم 


اونایی که پست خودکشی و مرگ میذارن….
.
...لدفا زیر پستشون بنویسن کجا ناهار میدن…. با تشکر 


ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺷﺐ ﺩﻳﺮ ﻣﻴﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪﺯﻧﺶ ﺩﺍﺩﻭ ﺑﻴﺪﺍﺩ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻣﻴﮕﻪ ﺍﮔﻪ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﻮ ﻧﺒﻴﻨﻰ ﭼﻪ ﺣﺴﻰ ﺑﻬﺖ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﺪﻩ؟ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻰ ﻣﻴﮕﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﻋﺎﻟﻰ ﻣﻴﺸﻪ!ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﺎﺯﻡ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾد …
ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻭﺭﻡ ﭼﺸﻤﻪ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﺯﻧﺸﻮ ﺑﺒﯿﻨﻪ!!


مخ پسره رو تو وایبر زدم
رفتم سر قرار دیدم عین پدربزرگ سمندونهبرگشتم خونه بهش زنگ زدم عزیزم بیا تمومش کنیم همینجا
 
میگه چرا؟میترسی وابسته شی؟؟؟؟

به لاله ی در خون خفته,شهید دست از جان شسته…الان من اینو چجوری بزنم که مرگش طبیعی جلوه کنه؟


" فرق ما با نسل جدید "اون چیه که بدون اون نمیشه زندگی کرد ، اما دیده نمیشود ؟جواب ما : هواجواب نسل جدید : وایرلس


پارسال رفته بودیم تفریح بیرون بچه ها هم مشغول بازی بودن خواهر زادم که ۳ سالش بود یهو گفت بچه ها بیاین سوسک پیدا کردم همه بچه ها دوان دوان رفتن سوسکو ببینن….یه هویی گفت سوسکو بکشم؟؟؟برادر زادم که ۴ سالش بود گفت نه گناه داره آخه اونم مثل تو یه حیوونه…مارو میگی مردیم از خنده…


ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷـﻢ ﻣﯿﮕﻢ : ﮐـﻼﻏﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺧﺒـﺮ آﻭﺭﺩﻩ ﮐـﻪﺳﯿﮕـﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯽ …ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﯿﮕــﻪ : ﺗﻮ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺯﻧـﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧـﯽ ﺑﺎﭘﺮﻧـﺪﻩ ﻫﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨـﯽ؟


تو آفریقا یه قبیله اى هست نمیدونن طلاق چیه.!!!......
....
اصن به این قرتى بازیا اعتقاد ندارن،،،
زن که پررو میشه میخورنش!!!خلاص!!!



ﻧﺬﺭ ﻛﺮﺩﻡ
ﺍﮔﻪ ﺗﺎ ﺍﺧﺮ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺑﺮﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺨﺖ !!!!!!!!!!!!
ﭘﺪﺭ ﺷﻮﻫﺮ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺷﻮﻫﺮﺍﻣﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻡ
ﻭﻣﺴﻠﻤﯿﻦ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﻋﺮﺍﻕ ﺑﺎ ﺩﺍﻋﺶ ﺑﺠﻨﮕﻦ
ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻮﻫﺮﻣﻢ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﮐﺮﺑﻼ ﭘﺎﯼ ﭘﯿﺎﺩﻩ
ﺧﻮﺍﻫﺭ ﺷﻮﻫﺮﺍﻣﻢ ﻧﺬﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﺮﻥ ﺗﺎ ﺍﺧﺮ
ﻋﻤﺮ ﺧﺎﺩﻡ ﺍﻗﺍ ﺑﺸﻦ
ﻳﻌﻨﯼ ﺣﺎﺟﺘﻢ ﺑﺮﺍﻭﺭﺩﻩ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻩ ﻧﺬﺭ ﻭ ﺍﺯ
ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﮕﯽ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ﺍﯾﺸﺎﻻ ﮐﻪ ﻗﺒﻮﻝ ﺣﻖ ﺑﺎشﻪ..



به حرمت گوسفندی که جان حضرت اسماعیل را نجات داد هفت مرتبه بگو بع بع و برای هفت گوسفند دیگر ارسال کن! حتما بگو حاجت میگیری! نخند بع بع کن یک نفر کوتاهی کرد بعد از هفت روز عرعر می کرد !!


ﺩﻳﺸﺐ ﻣﺎﺷﻴﻨﻤﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﻛﺮﺩﻡ ﺭﻭ ﭘﻞ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪﻃﺮﻑ ﺑﺎ٧۵ ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﻭ ﻳﻪ ﺯﻳﺮ ﺷﻠﻮﺍﺭﻱ ﺳﻪ ﺧﻂ ﻭ یه ﺭﮐﺎﺑﯽﺟﻬﻴﺪﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻴﮕﻪ: ﻣﺎﺷﻴﻨﺘﻮ ﻭﺭﺩﺍﺭ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻣﻴﺮﻳﻢ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽﻣﻴﮕﻢ ﺣﺎﺟﻲ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﻲ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢﻣﻴﮕﻪ ﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻣﻴﺮﻳﻢ، ﻭﺭﺩﺍﺭ!ﻣﻴﮕﻢ ﺣﺎﺟﯽ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺗﻴﭗ؟!ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻣﻴﮕﻪ ﺗﻢ ﺷﺎﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﻟﺒﺎﺱ ﺭﺍﺣﺘﻴﻪ


قبول دارینوحشتناک ترین دیالوگ مادرها تو خونه:.....بیا اینجا ببینم این چیه؟؟؟!ادم سکته می کنه بخدا…!!@


پسره متولد۸۱پست گذاشته:
"زندگى تمامش کن؛خسته ام ازین همه سیاه بازى"سیاه بازى!فک کنم بازم با مداد چشماى مامانش برا خودش سبیل گذاشته°_°




دیروز داشتم غذا نذری پخش میکردمیه پیرزنه اومد گفت : خیر از جوونیت ببینی یه غذا بده به منگفتم : مادر جان غذا تموم شدهگفت : خدا بزنه تو کمرت و رفت…



کلاه قرمزی مصداق بارز اقتصاد مقاومتیه .لامصب نزدیکه بیست ساله همین یه دست لباس تنشهوالا بخدا!!
*********


زنگ زدم خونه خواهرم
خواهر زادم گوشیو برداشته بش میگم گوشیو بده به مامانت
میگه : نمیسه ، داله گلیه میتونه
گفتم بابات کجاست؟؟
میگه : دم دل،داله با آقاپلیسه حلف میزنه
گفتم داداشت کجاست؟
میگه : لفته بیمالستانا لو بگلده
در حالی که داشتم از ترس سکته میکردم
بلند گفتم مگه چی شده؟
میگه : من گم سدم
گفتم مگه الان کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟
گفت : زیل تخت
ای تو روحت بچه
*********


من هروئین کیم؟ژلوفن؟استامینوفن؟سرماخوردگی؟از این قرص جوشانا چی؟دمنوشم نبود؟؟؟؟گل گاو زبون چی؟نهههههههه؟ ...عجب !
************


میدونین سخت ترین عذاب دنیا رو تابه حال کی کشیده؟؟؟؟؟؟.......پسر نوح!!!! فکر کن داری غرق میشی و یه گورخر باهات بای بای کنه اونم از کجا؟کشتی بابات!!!! :))))
**********


 
بچه ها اومدین عروسی من داد بزنید....داماد چقد انتررررهعروس از اون سرررتره
خب؟؟به خدا جبران میکنم :)))
***********


بچها من دیگه رفتنی شدم:)) . . . ساعتمو به وقت نیویورک تنظیم کردم . فقط مونده برم ویزا بگیرم بلیط بخرم پول جمع کنم برم امریکا :/
**********


میگن تو بهشت هر چند بار ک دلت بخواد میتونی با لگد بری تو صورت عشق قدیمیت ک بهت خیانت کرده …!!من برم ب عبادتم برسم ^__^
***********
 
همه یا :
مدلن
یا علف میزنن
یا شاخن
یا دافن
یا سیکس پد دارن
یا قد بلندن
.
.
.
.
.
.
این همه بیرون اسکول میبینین منم O-o
همشون منم
******


چطوری رو اعصاب آقایون باشیم..؟
.
.
.
.
.
.
.
.
رقصیدن جلو تلویزیون موقع فوتبال
وقتی با ذوق جک میگه بهش نخندین
وقتی از ماشین پیاده میشین درو باز بزارین
از خواب بیدارش کنین بعد بگین : ا؟خواب بودی؟
وقتی تو دسشویی بود تند تند در بزنین
دو صفحه اس ام اس و با "هوم" جواب بدین
موقع خدافظی بگین : فقط..
اونم بگه چی؟؟؟
شمام بگین هیچی..هر چیم اصرار کرد جواب ندین
.
.
.
.
یه چند وقت اینجوری باشین تضمینی دق میکنن میمیرن
*******


مادربزرگ دوستم ۱۰۰ سالشه دو روز پیش خوابیده هر چی صداش کردن بیدار نشده..،
چشاشو بستن تشهد گفتن واسش بعد نیم ساعت بیدار شده..
دوستم میگه داشته واسه یه قرن دیگه بروز رسانی میشده..
*******
دختره رفته بلیط کنسرت بخره
میپرسه : ببخشید قیمت بلیط چنده؟
فروشنده : بستگی داره کجا بشینید
دختره : ما عباس آباد میشینیم
فروشنده ، با یه لبخند ملیح جان به جان آفرین تسلیم کرد
****


دختره فرق عطر حرم و ادکلن رو نمیدونه..
بعد پست گذاشته " پسر باس عطر تلخ بزنه "
.
.
.
.
.
.
بیا برو مقنعه تو اتو کن فردا ساعت ۷ باید بری مدرسه با اون سیبیلات
***


بدبخت اگه من بهت اس ندم کی میده؟نکبت هیچ کسیو نداری..بی لیاقت خر..
تقصیر منه که به فکرتم..خاک تو سرت
" خشم ایرانسل "
**


ﻣـﻦ ﺍﮔـﻪ ﺯﺑـﻮﻥ ﺣـﯿ‌ـﻮﻭﻧـﺎ ﺭﻭ ﺑـﻠـﺪ ﺑـﻮﺩﻡ ﺣـﺘـﻤـﺎ ﻣـﯿـﺮﻓـﺘـﻢ ﺍﺯ ﺩﻝ ﮐـﺮﮔـﺪﻥ ﺩﺭ ﻣـﯿـﺎﻭﺭﺩﻡ ….ﺧـﯿـﻠـﯽ ﻏـﻤـﮕـﻴـﻨﻪ …ﻧـﻤـﯿﺪﻭﻧـﻢ ﭼـﺮﺍ )-: جوک

ادامه نوشته