عشق ک تو هستی
معشوقه بودن خوب است
ازمیان تمام عشقهای دنیا فقط کافیست
پای تو درمیان باشد
نمی دانی برای تو
تنها بودن چه کیفی دارد
حتی اگر هیچ وقت نباشی
حتی اگر تاابد تنها بمانم
تنهای تنها
حتی اگرهرشب پرباشم ازبغض
حتی محال باشد بودنت برایم
هرچه باشد کیف دارد.....

درد... دل

کاش حرف هایم را به جای تایپ ،
رو در رو ، چشم در چشم
به زبون می آوردم


گفتی مسافری

و من آنقدر عاشقم
که سال هاست نماز دلم را شکسته میخوانم

 

هر روز تكراريست

صبح هم ماجرای ساده ایست

گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند

 

هــــرکس جـــای مـــن بـــود

مـــی بـــریـــــد ،

امــا مـــن هنــوز مــی دوزم

چشــــم بـــه امیـــد ...!

 

چقدر سخت است

سخت ترین روزهای عمرت باشد

دیوانه شده باشی

از دیوانگی بزنی زیر خنده

همه فکر کنند چقدر خوشحالی!

و اشک هایت را فقط تاریکی ببیند

و آبی که صورتت را می شوید

و خدایت

 

شده ام معادله چند مجهولی

این روزها هیچ کس از هیچ راهی مرا نمی فهمد...

 

نیـازمـندی هـا...

فـــوری...!!!

بـه یـک دلـیل ِ خـوب بـرای ِ زنـدگـی کـردن نیـازمـندم ... !

 

چای میریزم

سرد می شود

کتاب میخوانم
...
یک سطر را هزار بار تکرار میکنم ..

نه .. نمیفهمم

حتی نمیدانم الان چه فصلی از سال است..

نه بوی بهار می آید نه سوز زمستان

دیگر حتی منتظر قاصدکها هم نیستم

نه خبری دارم نه منتظر خبرم...

خالی شده ام ..

پوچ، سبک ، تهی

می بینی چقدر زندگی شیرین است؟؟

بهتر نبود

میماندی

نمی رفتی؟؟؟


ما را از کودکی به جدایی ها عادت دادند...

درست از انجا که پای تخته سیاه کلاس نوشتند:

خوبها-بدها


 

من مسئله ای ساده هستم...

حل میشوم روزی در...

*اغوشت*


همین که هستی

همین که لابلای کلماتم

نَفَس میکشی

راه میروی

در آغوشم میگیری

همین که پناه ِ واژه هایم شده ای

همین که سایه ات هست

همین که کلماتم از بی "تو"یی

یتیم نشده اند

کافی*ست برای یک عمر آرامش ؛

باش!

حتی همین قدر دور

حتی همین قدر دست نیافتنی...

 

 

 

زندهـــ زندهـــ دفنـــ شدمـــ
روزنامهـــ هایـــ فردا از منـــ مینـــویسنـــد
تیـــتر خبرهایشانـــ از قبرکنـــ درمانـــدهـــ ایستـــ
که در تاریکـــ و روشنـــ هوا
حوالیـــ ساعتـــ هشتـــ
خودشـــ وخاطراتشـــ را زنده زنده دفنــــ کرد

 

کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم
حالا هرروز بهم زنگ میزنی
یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی
من که می دونم تو هم دلت تنگ منه . . .

 

امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیومد

یا باید خانه مان را عوض کنم

یا پستچی را

تو که هر روز برایم نامه می نویسی .... مگه نه ؟!!

 

بیا برفها را پارو کنـــــــ

اینجا یک نفر از انتظار تو

به زمستانــــــــــ رسیده . . .

 

 

مـــرا یک شــب تحمل کن که تا باور کنـی ای دوست
چگونـه با جنون خود مـدارا می*کنم هـر شــب . . . !

 


هــــر کـســــ


یـا شـــــب میمیــــــرد یــــا روز ...


مـــن شبــــانـــــه روز

 

 

شـــــــادی از تقویـــمم بـــی تـــو رفتـــــــ و بـــرنــــگشتــــ
انتظارتـــ منـــو کشتـــ تـــــوی ســـالــــی کـــه گذشتـــ

 

 

ســــــال نـــــــو یـــــعنــــی تـــــو، وقتـــــی از در تــــو میــــای
نــــذرکــــــردم امشبـــــ، سفـــــره چیــــــدم کـــه بیــــــــای

 

 

بی حس شده ام از درد !

از بغــض !

فقط گاهـی ،

خـط ِ اشکی ...

میسـوزانـد صـورتـم را

 

 

 

راه میروم روی برف هایی که از دیشب باریده است...

اشک هایم صورتم را داغ میکند...

خوبی برف این است که هر کس چهره ی سرخ مرا میبیند...

میگوید:

هوا بیرون خیلی سرد بود؟!

 

 

روزهـاي كه ميـديدَمت نـَفـَسم ميگـِرفت

حالا كـه نيستـے دِلـَم ميگيرَد

بـَرگـَرد .... ،

تـَحَمُل اولي آسان تـَر است

 


 
اینکـــه مـَـن شعــر بِنــویسـَـم و تـــو فـــال قَهـــوه بگیـــریـــ .

وقتــی ؛ آخـَــرِ همــه ی شعــرهــای مَـن

تــــو مـی آیــی ؛

و تــــهِ همــه ی فنجـــان هـــای تـــو

مـَـن میـــــروَمــ

 

 

دوری مان

برای تو نمی دانم چگونه می گذرد ...

اما برای من .... !

انگار بر گلویم خنجر گذاشته اند و نمی بُرند .... !!!

 

 

فـرض کـن بــه عـکــاس بـگـویــــــــم :

تـارهـای سـپـیــــــد را سـیــاه کـنـــــــد.....

و چـیـــــن و چـروك هـا را مـاسـت مـالـــــــی...

و حـتـی از آن خـنـده هـا کـه دوسـت داری بـرایـم بـکـارد،

بـاز هـم از نـگـاهـــــــــم پـیـداسـت چـقــــدر ...

بـه نــبـــودنـــت خـیـره مـــانــــــده ام...

 

 


اینهمه دیوار نساز


نیازی نیست

وقتی* نباشی*

همهٔ دنیا برایم زندان است

اینهمه پل پشت سرت آوار نکن

وقتی* نباشی*

همه پل ها هم که سر جایشان باشند

من مقصد و مقصودی ندارم

برای پیمودن و رسیدن

فرقی* نمیکند کنارم باشی*

یا دور و دست نیافتنی

از پشت تمام این دیوار ها

و از پس تمام این پل *های ویران شده

من هنوز هم میتوانم

دست سایه*ام را بگیرم

و با یادت قدم بزنم

هنوز هم میتوانم هوای تو را

در هر دم و باز دمم نفس بکشم

من وامانده در میان تمام این دیوارها

و از پس تمام این پل های ویران شده

هنوز و همیشه میتوانم

تو را دیونه وار دوست بدارم


SMS جدید

تنها کسانی تحقیر میشوند که بگذارند تحقیرشان کنند     الکس هیل

شکستنی رفع بلاست..اما...باورنمیکند دلم...

کسی هست شانه هایش را به من قرض دهد تا یک دل سیر گریه کنم؟ بدون هیچ حرف و سوال وجواب و دلداری و نصیحت؟

شاید این جهان مکث یک قصه گو باشد، میان یکی بود.... یکی نبود

هیچ کس همراه نیست....تنهای اول

من دزدکی نگاهت میکنم..تو نگاهت را از من میدزدی....هر دو دزدیم

باران که میبارد ....دلم برایت تنگ تر میشود....راه می افتم...بدون چتر...من بغض میکن...آسمان گریه....

عاشقان تو همه نام و نشانی دارند. انکه در کوی تو بی نام و نشان است منم

برایم تعریف کن هرگز فراموش نشدن...چه حالی دارد؟

اگر به خاطر زیبایی دوستم می داری

دوستم مدار

خورشید را دوست بدار با گیسوان زرینش

 

اگر به خاطر جوانی دوستم می داری

دوستم مدار

به بهار عشق بورز که هر ساله جوان است

 

اگر به خاطر دارایی دوستم می داری

دوستم مدار

پری دریایی را دوست بدار که مروارید و یاقوت بسیار دارد

 

اگر دوستم می داری  به خاطر عشق

پس هر آن دوستم بدار

دوستم بدار هماره

من هماره عاشقت خواهم بود...

من هر چه میکشم همه از یک نگاه توست            ای کاش کور میشدم آن لحظه  نخست

گویند که اشک خاطره را پاک میکند                   طوفان گرفت در من و عشق تو را نشست

از بس که پشت پرده  شبا گریه میکنم                  احساس میکنم که صدایم صدای توست

جملات زیبا و باحال!

زنجیری که صد سال زیر برف و بارون می مونه می پوسه زنگ میزنه ولی از هم جدا نمیشه امیدوارم بمونیم بپوسیم ولی از هم جدا نشیم


پرواز میخواهم ...بادبادكم را بدهید ...می خوام دل بكنم از این زمین


سعی نکن متفاوت باشی..فقط خوب باش..خوب بودن به اندازه کافی متفاوت هست


و خدا سيب نينداخت از آن بالاها که در عمق کم حرف نيوتن غرق شويم و چنين با تقديس و چنين با اجبار جسم او در خودمان دفن کنيم يادمان باشد سيب با هزاران اميد به اميد لب و دندان کسي مي آيد که به ايمان و يقين سيب را مي فهمد سيب را مي نوشد و به حرف نيوتن مي خندد با خودش مي گويد : " آسمان جاذبه دارد نه زمين


 احساساتت رو روم بنويس . عصبانيتت رو روم خط خطي کن . اشکاتو باهام پاک کن . حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي . فقط دورم ننداز ............


هيچ ثروتي بالاتر از مهرباني نيست ، يادت باشه تو خيلي ثروتمندي يه خورده از ثروتت رو هم به ما بدي چي ميشه آخه !؟


 برايت دعا مي کنم که اي کاش خدا از تو بگيرد هر آنچه را که خدا را از تو مي گيرد


آنقدر سپيد بودي که احساس کردم ماه شده اي

کاش همچون آسمان آبي بودي

آنگاه تا آخر عمر سر به هوايت مي شدم


کاش واژه حقيقت آنقدر با زبان ما صميمي بود ، که براي بيان کردن “دوستت دارم” نياز به قسم خوردن نبود  


مال کسي باش که اگه حتي در ساده ترين لباس بودي"حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه که اين دنياي منه...


 نیاز نیست انسان بزرگی باشیم ... انسان بودن خود نهایت بزرگی است ! می توان ساده بود ولی انسان بود ! به همین سادگی ....

 

 


عکس های زیبای عاشقانه و رمانتیک جدید



سلام دوباره

سلام

بعد مدتها دوباره اومدم

این دفعه با 180 درجه تغییرات...اومدم که این بار از فوتبال ننویسم از همه چی مینویسم ...از شیر مرغ تا جون آدمیزاد

منتظر آپ هام باشید....

بای

سلام

استقلال 2                          پاس 0

سلام

ببخشید یه مدت نت نداشتم...شرمنده که خیلی دیر کردم.مرسی از همه اونایی که نظر دادن

نایب قهرمانیمون تلخ شد با از دست دادن ناصر خان.خیلی ناراحت شدم خبر فوتشونو شنیدم.اشک تو چشام حلقه زد.اصلا نمیتونستم باور کنم....

جدایی در باورم نیست

کباب قو!

استقلال 2                         ملوان 0

سیلام..خوفین؟؟؟ من که عالی ام...توووپ؛ خفن!!

با تاسف بسیار باید به خدمتتون بعرضم که بازی رو ندیدم... ولی داداشم دید. برام تعریفید که چی شده چی نشده

خیلی ذوقیده شدم وقتی شنفتم داش آرش گلیده... گلشو هم بعدا دیدم خیلی خوشگل زده بود دستش ندرده. گل حوار هم خیلی خوب بود...آرش هم که تو صندلی داغ کولاک کرد... ولی بگی نگی سوتی داد...تابلو بود که کتاب نمیخونه. بعضی وقتا میخواست چاخان کنه ولی خب  نمیتونه چون به قول خودش خون آبیه

واااای نمیدونستم تصادف کرده... خاک عالم به سر لنگیا..لنگیا پیش مرگش بشن...

سرما هم که خورده بود..لنگیا بمیرن الهی!

3پاهانیا هم که قهرمان شدن. اه اه اه این چه جور قهرمان شدنی بود؟ اون چه جشن قهرمانی بود؟ هر کی یه طرف داشت واسه خودش میرقصید!! بعدشم جمع شدن نماز شکر بخونن مثلا. اخه یکی نیست بگه شما اصلا وضو گرفتید؟ مگه با شورت هم میشه نماز خوند؟  اونم وضع نماز خوندنشون بود هااا سجده میرفتن  با سرعت نور!!

من که ندیدم ولی احتمالا اصفهانیا هم دست کمی از خل و چل های وسط زمین نداشتن..به هر حال مبارکشون باشه.والا از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون , چشمو دلمون از جام و کاسه و بشقاب سیر شده. گفتیم هر سال ما جامو میگیریم یه سال هم این خرت و پرتا رو بدیم دست این اصفهانیا...

خب دیگه من باید برم

تا همیشه آبی برقراره...

بای

برد تلخ

استقلال 2                        النصر 1

سلام

بردیم..... ولی چه فایده...ای خداااااا آخه چرا ما اینقدر بدشانسیم؟؟؟؟

اگه اون گلو نمیخوردیم الان به جای النصر ما صعود میکردیم

بچه ها خیلی خوب بازی کردن. تو کل نود دقیقه ما مسلط بودیم به بازی ولی چه فاید؟؟

وقتی گل خوردیم اشک تو چشام جمع شد...انقدر ناراحت شدم که به سرم زد وبلاگمو حذف کنم. گل فرهاد هم نتونست خوشحالم کنه... با گا حوار امیدوار شدم که بتونیم صعود کنیم ولی حیف که دقیقه ها برا ما مثل برق و باد گذشتن....