درد های ما...
در واقع خود را کلام خود را فعل خود را با بسم الله الرحمن الرحیم است که نشان دار میکنم
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد میگفت از نظر فروید نشان انسان بودن غریزه هست
از نظر علم گراها علم است از نظر نیچه قدرت است و از نظر راسل منفعت
اما از نظر علامه مطهری نشان انسان بودن درد است
دردهای بزرگ و حقیر
دردهای بزرگ چه دردهایی هستند
دردهای حقیر چه دردهایی هستند
انسان می تواند وسعت دردش را از من بودن به مراتب بزگتر کند
تا جایی که دیگر دردهایش خودش نیست و دیگر منی باقی نمی ماند
درد ما چیست؟
درد ما نه
درد من در این لحظه و در این مکانی که نشستم درد حقیر بودن نفس خویش است
نفسی که افسارش در دست صاحب اصلی نیست که آن را به سوی درستش هدایت کند
نفسی که حقیر باشد دردش کوچک می شود
دیگر دردش لرزیدن کودک در سرمای شب نیست
دیگر دردش شیعه نبودن مردم نیست
دیگر دردش بی دینی همنوع و انسان آنور مرزها و حتی مرز میان خانه هایمان نیست
دردش تنها میشود گذراندن عمر به سبکی که فقط بگذرد تا تمام شود
در کجای این عالم هستیم
تمام عالم هستی به سوی اوست ما در کجائیم ؟؟
آیا نماز واجب خواندن
آیا دو کتاب انقلابی خواندن
آیا فعال بودن در شناخت دین
آیا ظاهر دغدغه مند بودن نشان دردمندی ماست؟
آیا ما درد داریم
دردمان بزرگ است یا حقیر
غصه ی ما چیست؟
نداشتن درد و یا نداشتن درد درست....
خدایا به ما کمک کن دردهایمان دردی باشد که دفاع مقدس آقرید و چمران از آن سر برآورد
درد ما از جنس درد امام باشد
خدایا ما را غرق در دردهای حقیر مکن
اگر درست تر بخواهیم دعا کنیم بایدبگوئیم خدایا کمک کن خود را در دام
دردهای حقیر نیندازیم و دردمان از جنس درد باشد.
انشاالله.
پ.ن:درگیر درد حقیرو پستی هستم که باید دعا شود برایم تا که رها شوم
پس دعا کنید برای بزرگ شدن دردم از این حقیر بودنش.
دست مزن!