بهار در صحرای خانه مان صد هزار چراغ از لاله افروخته و بوی
عطر نرگس از باغهای روی تپه هوای شهرمان را عطر آگین
کرده است،
بیا که تو خوبترین بهانه زندگی من هستی...
من ، این نفرین شده ای که محتاج دعای تو هستم!
بیا ، بیا و بر دیده ام بنشین!
خاطراتمو کم وبیش براتون نوشتم البته یه جریاناتی هم هست
که میام و جدا براتون تعریف میکنم تو این پست می خوام
بررسی کنیم با همدیگه، شما که تموم داستان عشق و
عاشقی منو خوندید ببینیم با وجود مخالفتهای خونوادم برای
ازدواج با پویا آیا من کارم درست بوده و یا اینکه باید گوش به
حرف خونوادم میدادم و با کس دیگه ای ازدواج میکردم؟!!!
اول شما نظراتتونو بنویسید بعد من تو پست بعدی نظر
خودمو مینویسم و بهتون میگم که کار درستی کردم یا
نه که لااقل بعضی از شما که موقعیت مشابهی نسبت به
من دارید به تجربیاتتون اضافه بشه وبهتر تصمیم بگیرید.

خیلی دوستتون دارم دوستهای گلم شما که وقت میذاشتین و
نوشته های منو میخوندین و راهنماییم میکردین و با نظرات
خوبتون منو دلگرم.
امیدوارم سال بسیار خوبی رو شروع کنید و منم خواننده
تک تک موفقیتهاتون باشم.
فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدای همــــــــــــــــــــــــــــــــــتون
عیــــــــــــــــــــــــــدتون مبـــــــــــــــــــــــارک


