داستان زیبا وجالب و پند آموز درد و دل شیطان

امروز ظهر شیطان را دیدم ! 

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت… 

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند… 
شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! 

گفتم:… 
به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ 

گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟ 

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود 
پدر منی
 ....!!!

دوداستان بسیار زیبا آموزنده جالب

داستان جالب (تجزیه و ترکیب !)

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه!     پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس    چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟….
بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاکنرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد!
مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!

داستان آموزنده (آب شور)


مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.استاد لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟
آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است.
استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار اب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟
مرد گفت: …
خوب است و می توان تحمل کرد.
استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است. شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود. سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.

12 ترجمه از داغ ترین آیه قرآن

در آیه 71 سوره مریم آمده: وَ إِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا
دوازده ترجمه از این آیه عبارت است:
آیتی: و هیچ یک از شما نیست که وارد جهنم نشود، و این حکمی است حتمی، از جانب پروردگارتو.
الهی قمشه ‏ای: و هیچ یک از شما(نوع بشر) باقی نماند جز آنکه به دوزخ وارد شود، این حکم حتمی پروردگار توست.
انصاریان: و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه وارد دوزخ می‎شود[ورود همگان به دوزخ] برپروردگارت مسلم و حتمی است.
بانوی اصفهانی: و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه به آن در آید-یا بر آن بگذرد- این [حکم و وعده‏ای است که] بر پروردگار تو بایسته و گزاردنی-انجام دادنی- است.
بروجردی: هیچیک از شما ممکن نیست که وارد دوزخ نشود و این حکم مسلم و حتمی پروردگار تو است.
حداد عادل: و هیچ یک از شما نیست که پای درون دوزخ ننهد و این اراده بی چون و چرای خداوند است.
رهنما: و (هیچکس) از شما نیست مگر آنکه وارد آن شود و این (وعده) برپرورگار تو حتم(و) واجب شده است.
فولادوند: و هیچ کس از شما نیست مگر[اینکه] در آن وارد می‏گردد، این [امر] همواره برپروردگارت حکمی قطعی است.
قرائتی: و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه وارد دوزخ می‏شود، (و این ورود شما) از جانب پروردگارت حکمی قطعی است.
مجتبوی: و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه به آن درآید- یا بر آن بگذرد- این [ حکم و وعده‏ای استکه] پروردگار تو بایسته و گزاردنی- انجام دادنی- است.
آیت الله مکارم شیرازی: و همه شما(بدون استثنا) وارد جهنم می‏شوید این امری است حتمی و قطعی بر پروردگارت.
موسوی همدانی در ترجمه المیزان چنین ترجمه کرده: هیچ کس از شما نیست مگر وارد جهنم می‏شود که بر پروردگارت حتمی و مفقرر است.
بر طبق این آیه شریفه همه از پل صراط ، پلی که از جهنم می‎گذرد رد خواهیم شد. منتها سرعت رد شدن از این پل تنها بر مبنای امتیاز تقوای افراد یعنی انجام بایدها و پرهیز از نبایدها است. دردرجات عالی تقوا با سرعت نور از آن رد می‏شویم و آتش جهنم هیچ آسیبی به فرد نمی‏رساند که این حالت فقط مختص معصومین و اولیای الهی است.
به اندازه تقوایت بالاخره از پل رد خواهی شد ولی اگر تقوای انسان از حداقل نیز برخوردار نباشد که طی چند هزار سال از پل صراط بگذرد به داخل آتش پرتاپ می‎شود. شدت پرتاپ و عمقی که به آن می‏افتد فقط بر مبنای امتیاز منفی سرکشی و نافرمانی است. نافرمانی هم یعنی عدم انجام بایدها و عدم پرهیز از نبایدها. تنها راه نجات انسان پایین بردن نمره نافرمانی و بالا بردن نمره قبولی اوست.

راز شروع شدن اکثر دعاها با "اللهم"


مشرق : نوای دعای سحر از به یادماندنی ترین نواهای ماه مبارک رمضان است که خاطره ای مشترک میان نسل های مختلف از سحر های این ماه مبارک محسوب می شود. اگر چه در سال های اخیر با باز شدن پای تلوزیون به سفره های سحر و برنامه های متنوع این نوا مانند گذشته منحصرا سحرهای ماه مبارک را پر نمی کند اما هنوز در آستانه اذان صبح" اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهی" روح را نوازش می دهد.
با وجود این خاطرات شیرین از این کلمات روح بخش کمتر درباره محتوای عظیم این مناجات زیبا سخن به میان آمده است در حالی که این دعا آن قدر پر مغز و محتوا و دارای لایه های معرفتی است که امام خمینی(ره) برای تبیین این معارف کتابی را با عنوان "شرح دعای سحر" به رشته تحریر در آورده اند که خواهیم کوشید در روزهای ماه مبارک رمضان بخشهایی از شرح دعای سحر را به مرور در اختیار مخاطبان مشرق قرار دهیم؛ باشد که این دعای روح بخش را با معرفت بیشتر به معارف عظیمی که در فرازهای آن مکتوم است هر سحرگاه زمزمه کنیم. التماس دعا
****
فقیر درگاه پروردگار عظیم، و مفتخر به انتساب به رسول كریم، سید روح اللّه فرزند سید مصطفى موسوى خمینى- كه هر دو را آمرزش باد- از آنجایى كه یكى از بزرگترین نعمت‏ها بر بندگان و رحمت گسترده در میان اهل شهرها دعاهایى است كه از گنجینه‏هاى وحى و شریعت و حاملان دانش و حكمت نقل شده است، زیرا همین دعاهاست كه رابطه معنوى میان خالق و مخلوق، و رشته پیوند میان عاشق و معشوق است، و وسیله‏اى است براى درآمدن به اندرون قلعه محكم، و چنگ زدن به آن دستاویز استوار و ریسمان پر توان، و روشن است كه به این غرض نهایى و مقصد اعلى امكان وصول نیست مگر آنكه به هر اندازه كه ممكن است به معناى دعاها توجه یافته و به مقدار توانایى به سرّ و حقیقت آنها پى برده شود، و من دیدم كه دعایى كه مشهور است و به نام دعاى مباهله نامیده شده است و از ائمه اطهار علیهم السّلام در سحرگاهان براى توسل به نور الانوار نقل شده، از دعاهایى است كه قدرش جلیل‏تر و منزلتش رفیع‏تر است، زیرا آن دعا شامل صفات حسناى الهى و امثال علیاى ربوبى است و اسم اعظم و تجلّى اتمّ اقدم در آن دعاست، پس خواستم كه آن را از بعضى جهات به مقدار آمادگى خویش، با توانى اندك و آگاهى ناچیزى كه دارم شرح كنم، ولى حرباء (12) را چه رسد كه بخواهد خورشید تابان را توصیف كند، و یا بیمار چشم كجا تواند كه قصد نگاه كردن به تابش نور آن را نماید! و لكن مى‏گویم و به راستى مى‏گویم كه:

نزد سلیمان رسید مرغك مسكین           ران ملخ در دهان به پیشكش دوست
از پى عذر قصور خدمت خود گفت           هدیه هر كس به قدر منزلت اوست‏(13)


اكنون من با طلب توفیق از پروردگار مهربان و مددجویى از روانهاى پاك و نفس‏هاى پاكیزه پیامبران بزرگ و اولیاء بزرگوار به مقصودم آغاز مى‏كنم.

اللّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِابْهاهُ، وَ كُلُّ بَهائِكَ بَهِىُّ، اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّهِ.

ح 1ح بار الها از تو سؤال مى‏كنم به زیباترین زیبایى‏ات، و همه زیبایى تو زیبا است، خداوندا از تو سؤال مى‏كنم به همه زیبایى‏ات.

جامعیت انسان همه عوالم را اللّهمّ) دعا كننده كه مى‏گوید: اللهم، اصل این كلمه یا اللّه است (و مثل این است كه یا اللّه گفته است).

بدان كه انسان، تنها وجودى است كه جامع همه مراتب عینى و مثالى و حسى است و تمام عوالم غیب و شهادت و هر چه در آنهاست در وجود انسان پیچیده و نهان است، چنانكه خداى تعالى مى‏فرماید: خداوند همه نامها را به آدم آموخت.

و مولاى ما و مولاى همه توحیدیان (صلوات اللّه علیه) بنابر نقل بعضى شعرى بدین مضمون فرموده است:

تو پندارى همین جرم صغیرى           جهانى در نهاد تو نهان است


بنابراین آدمى با ملكیان، ملكى است، و با ملكوتیان ملكوتى، و با جبروتیان جبروتى. و روایت شده از آن حضرت و حضرت صادق علیهما السّلام كه فرمودند: بدان كه صورت انسانى بزرگترین حجت‏هاى الهى است بر خلقش، و او همان كتابى است كه خداى تعالى آن را با دست خود نوشته است، و او همان هیكلى است كه آن را با حكمت خود بنایش نموده، و اوست مجموعه صورت جهانیان، و اوست مختصرى از لوح محفوظ، و او بر هر غایبى شاهد است، و اوست راه راست به هر گونه خیر و نیكى، و همان راهى است كه در میان بهشت و دوزخ كشیده شده است.

پس انسان خلیفه خداست بر خلق او، و بر صورت الهى آفریده شده است، (14) متصرف در بلاد خداست و خلعت‏هاى اسماء و صفات خداوندى را در بر كرده و در گنجینه‏هاى ملك و ملكوت او نفوذ دارد، روحش از حضرت الهیه بر او دمیده شده، ظاهرش نسخه‏اى است از ملك و ملكوت، و باطنش گنجینه‏هاى خداى لا یموت. و چون جامع همه صورتهاى كونیه الهیه بود، از این رو در تحت تربیت اسم اعظمى كه به همه اسماء و صفات محیط بود و بر همه رسم‏ها و تعیّن‏ها حكومت داشت قرار گرفت، پس رب انسان جامع كامل همانا حضرت الهیه است و سزاوار است كه او خداى را به نامى كه با مقامش تناسب دارد و او را از امورى كه با او سازگار نیست محافظت مى‏كند بخواند، و از این روست كه باید در مقام استعاذه و پناهندگى از شیطان رجیم به نام اللّه پناهنده شود نه دیگر نامها، و طبق آیه قُلْ اعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ به او امر شده است تا به پروردگار مردم پناهنده شود از شر كسى كه با مرتبه او و كمالات او ضدیت و تنافر دارد، و آن وسوسه باطنى است، و پناه به خدا برد از كسى كه در باطن او وسوسه ایجاد مى‏كند و در راه معرفت، راهزن اوست.

عارف كامل كمال الدین عبد الرزاق كاشانى در تأویلات مى‏گوید:

انسان همان وجود جامعى است كه همه مراتب وجود را در انحصار خود قرار داده است. پس پروردگارى كه او را ایجاد كرده و كمال انسانى را به او افاضه فرموده همان ذات خداوندى است، به اعتبار همه اسماء به حسب بدایت كه از آن به اللّه تعبیر مى‏شود، و از این روست كه خداى تعالى به شیطان فرمود: چرا سجده نكردى به آنچه من با دو دستم او را آفریدم؟ دو دست متقابل، مانند دو دست لطف و قهر و یا دو دست جلال و جمال كه شامل همه اسماء است.

در سرّ ابتدا به اللهم در اكثر دعاها

پس كسى كه بازگشت انسان را از اسفل سافلین به عهده گرفته و او را از دوزخ تاریك، به محل كرامت و امن الهى باز مى‏گرداند و از تاریكى‏ها به نور مى‏كشاند و از راهزنان سلوك محافظت مى‏كند همان اللّه است، چنانكه فرمود: اللّه ولىّ كسانى است كه ایمان آورده‏اند و آنان را از تاریكى‏ها به نور مى‏كشاند. پس سالك كه با قدم معرفت سلوك إلى اللّه مى‏كند مانند مسافرى است كه در راه وحشتناك تاریكى، بار سفر به سوى حبیب خود را بسته است و شیطان، راهزن این راه است و خداى تعالى با اسم جامع محیطش حافظ و نگهبان اوست، پس بر دعا كننده و سالك لازم است كه به نگهبان و مربى خود توسل جسته و با گفتن اللهم یا یا اللّه تضرع به او نماید. و سرّ اینكه بیشتر دعاها با این كلمه شروع مى‏شود همین است، گر چه از نظرى تمسك جستن به دیگر اسماء الهیه خوب است و آن نظر عبارت است از استهلاك تعین‏هاى اسمائى و صفاتى در احدیت جمع، چنانكه در سرّ اینكه در جملات این دعا پس از اثبات افضلیت، دوباره بازگشت نموده و مى‏گوید: همه بهاى تو بهى است و همچنین بقیه جملات، چنانكه خواهیم گفت.

من گفتن در دعاها منافاتى با فقر ذاتى ندارد انّى) گفتن كلمه من در اینجا نه براى اثبات منیّت است، زیرا اظهار منیّت با گدایى منافات دارد، در صورتى كه دعا كننده مى‏گوید من از تو سؤال مى‏كنم و گدایى مى‏كنم، بلكه این من گفتن مانند شما گفتن است كه خداى تعالى مى‏فرماید: شما نیازمندان به خدا هستید. با اینكه شمایى كه سواى حق باشد خود ملاك استغناء و بى نیازى است نه ملاك فقر و نیازمندى. پس آنچه با مقام سالك الى اللّه منافات دارد آن گونه استقلال و بى‏نیازى است كه در كلمه شما در آیه شریفه إِنْ هِیَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّیْتُموها أَنْتُمْ (این‏ها نامهایى است كه شما آنها را نامگذارى كرده‏اید) ذكر شده، و اما در مقام اظهار ذلت و اظهار فقر اثبات انانیت نكوهیده نیست، بلكه اصلا از باب اثبات انانیت نیست، مانند كلمه شما است كه در آیه شریفه: اى مردم شما نیازمندان به خدا هستید آمده است، بلكه حفظ مقام عبودیت و توجه به نیاز و تنگدستى اگر در حالت صحو دوم (صحو بعد از محو)(15)باشد خود یكى از تمام‏ترین مراتب انسانیت است.

چنانكه در روایت شریفه بنابر آنچه گفته شده به آن اشاره شده است كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: برادرم موسى از چشم راست نابینا بود، و برادرم عیسى از چشم چپ نابینا بود، و این منم كه هر دو چشمم بیناست.

پس بنا بر این روایت، حفظ مقام كثرت در وحدت و وحدت در كثرت، براى احدى از انبیاء مرسل میسر نشده مگر براى خاتم پیامبران بالاصاله و براى اوصیاء آن حضرت به تبعیت او؛ درود خداوند بر همه آنها باد.

دستور دعا كردن‏

اسْئَلُكَ) از تو سؤال مى‏كنم. سؤال اگر به زبان استعداد شد دست رد به سینه سائل نمى‏خورد و دعایش پذیرفته و مستجاب خواهد شد، زیرا فاعل و كسى كه خواسته را انجام مى‏دهد تمام و فوق تمام است و فیض آن حضرت، كامل و فوق كمال است و اگر فیض، ظهور ندارد و افاضه نمى‏شود از ناحیه نقصان استعداد است. پس اگر پذیرنده، استعداد پذیرش فیض را داشته باشد فیض الهى از خزینه‏هایى كه پایان ندارد و كمبودى در آنها ایجاد نمى‏شود و از معادن فیضى كه غیر متناهى است و نقصان پذیر نیست، بر او افاضه خواهد شد.

در حقیقت اخلاص‏

پس دعا كننده را سزاوار چنین است كه تا مى‏تواند باطن خود را منزه كند و آن را از آلودگى‏ها و ملكات پست تهى سازد تا دعایش از مرحله گفتار به مقام حال، و از مقام حال به لسان استعداد رسد و از ظاهر به باطن سرایت كند تا دعایش مستجاب گردد و به مقصدش نائل شود. پس كوشش كن تا مگر باطنت دعا كند و باطنت طالب باشد تا درهاى ملكوت بر قلبت گشوده شود و اسرار جبروت بر سرّت و ضمیرت منكشف گردد و كشتى عقلت در دریاهاى خیر و بركات به حركت درآمده، به ساحل‏هاى نجات برسد و تو را از گردابهاى هلاك نجات بخشد و با دو بال (علم و عمل) از این سراى تاریك و خانه هلاكت و بدبختى به عالم انوار پرواز نماید. و مبادا در مقابل این صفات حسنى و امثال علیا كه آسمان‏ها و زمین‏ها بر آنها استوار است و همه عوالم با نور آنها روشن است، رسیدن به شهوتهاى پست و لذتهاى فانى و پوسیده و غرضهاى حیوانى و كمالات چهارپایان و درندگان را در نظر داشته باشى، بلكه باید در طلب كرامتهاى الهى و انوار عقلى و كمالات لایق مقام انسان به عنوان آنكه انسان است، باشى و بهشتى را كه به پهناى آسمان‏ها و زمین طلب كنى. تازه این هم در ابتداى سیر و سلوك است و گر نه نیكى‏هاى نیكمردان براى مقربین گناه محسوب مى‏شود. بنابراین، عارف كامل كسى است كه قلب خود را همچون هیولى كه هر صورتى را مى‏پذیرد آماده پذیرش هر صورتى سازد كه محبوب، آن صورت را به آن قلب بدهد و هیچ صورت و فعلیّتى را از پیش خود مطالبه نكند، و از هر دو عالم بگذرد و به هر دو نشأه پشت پا زند، چنانكه عارف شیراز گوید:

در ضمیر ما نمى‏گنجد به غیر از دوست كس           هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس


و در جاى دیگر گوید:

نیست در لوح دلم جز الف قامت دوست           چه كنم حرف دگر یاد نداد استادم


و این است حقیقت آن اخلاصى كه در روایت به آن اشاره شده كه هر كس چهل روز براى خدا اخلاص از خود نشان دهد چشمه‏هاى حكمت از دل او بر زبانش جریان مى‏یابد. و در كافى از امام رضا علیه السّلام نقل شده است كه امیر المؤمنین علیه السّلام مى‏فرمود: خوشا به حال كسى كه عبادت و دعا را براى خدا خالص كند، و دلش را به آنچه چشمش مى‏بیند مشغول نسازد، و یاد خدا را به آنچه گوشش مى‏شنود فراموش نكند، و به آنچه به دیگرى داده شده سینه‏اش اندوهگین نگردد.

پس مرگ بر بنده‏اى كه ادعاى بندگى كند آنگاه آقا و مولاى خود را به اسماء و صفاتى بخواند كه آسمان‏هاى ارواح و زمین‏هاى اشباح با آن اسماء و صفات استوار است، ولى خواسته‏اش شهوتهاى نفسانى و رذایل حیوانى باشد و تاریكیهایى را بخواهد كه روى هم انباشته شده است و ریاست‏هاى باطل و دست باز و قدرت كامل در شهرها و مسلط شدن بر بندگان خدا خواسته او باشد.

تو را ز كنگره عرش مى‏زنند صفیر           ندانمت كه در این دامگه چه افتاده است؟


و اى خوشا به حال بنده‏اى كه پروردگارش را به خاطر خود او عبادت كند و خالص براى او شده باشد و بجز او منظورش نباشد و شهوتهاى دنیوى و مقامات اخروى را خریدار نباشد.

غلام همت آنم كه زیر چرخ كبود           ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

تاثیرگذارترین عکس منتشر شده در ماه مبارک رمضان

هفته گذشته یکی از خادمان مسجد الحرام که اهل بنگلادش است، در اقدامی جالب با لیوان خود به یک کبوتر تشنه آب داد.

عکس رفتار خداپسندانه این خادم بنگلادشی، به سرعت و به صورت گسترده در سایت‌های خبری و صفحات شخصی در فضای مجازی منتشر شد و مورد توجه کاربران قرار گرفت.

بر اساس بررسی‌های انجام شده توسط برخی سایت‌های خبری عرب زبان، این عکس تأثیرگذار‌ترین و پر مخاطب‌ترین عکس منتشر شده در ماه مبارک رمضان امسال شناخته شده است.

ولادت امام زمان(عج)


تصاویر پس زمینه ولادت امام زمان(عج)

برگشته ام به فصل تو از خط فاصله

این روزها پریده ام از خواب چلچله

تنها کمی به دیدن تو فکر می کنم

آن هم برای حل شدن چند مسئله

دیگر تمام شهر به عشقت مقیدند

بی آن که در حضور تو باشند یک دله

تو کیستی که دیده و نادیده خوانده اند

خوبان تو را به ندبه و بدها به ولوله

ما مرده ی گرفتن جشن تولّدیم

چنگی به دل نمی زند این ساز و هلهله

وقتی تمام بندر، در بند ساحل است

دریا چگونه مشت نکوبد به اسکله؟

باران چگونه باز نگردد به آسمان

دنیا چگونه سخت نگیرد به چلچله؟

این سینه ها به فکر « الم نشرح» تو نیست

چیزی به گوش خاک بخوان مثل «زلزله»

شاعر: مرتضی حیدری آل کثیر

امام زمان(عج)

گفتمش: دل بر آتش تو كباب

گفت: جانها زماست در تب و تاب

گفتمش: اضطراب دلها چیست

گفت: آرام سینه‏هاى كباب

گفتمش: اشك راه خوابم بست

گفت: كى بود عاشقان را خواب

گفتمش: بهر عاشقان چه كنى

گفت: برگیرم از جمال نقاب

گفتمش: پرده جمال تو چیست

گفت: بگذر ز خویشتن، دریاب

گفتمش: تاب آن جمالم نیست

گفت: چون بى‏تو گردى، آرى تاب

گفتمش: باده لب لعلت

گفت: از حسرتش توان شد آب

گفتمش: تشنه وصال توام

گفت: زین مى كسى نشد سیراب

گفتمش: جان و دل فدا كردم

گفت: آرى چنین كنند احباب 

آقا از من راضی است؟؟

مؤمنان و شیعیان امام زمان (عج)، خود و اعمال خویش را در محضر آن حضرت می بینند و از ترس این که مبادا خاطر شریف آن عزیز را مکدر نمایند و یا محروم از عنایات ویژه ی حضرتش گردند، برای قرب بیشتر و جلب توجه خاص آن حضرت در راه تعالی و تکامل باید بیشتر تلاش کنند و مواظب باشند که نکند خدای ناکرده با اعمال و کردار ناپسند خویش خاطر آن حضرت را از خویش مکدر نمایند.
امام زمان (عج)، امام رئوف و مهربان و دلسوز همه انسان ها، بلکه همه موجودات است؛ زیرا امامان علیهم السلام برنامه و اهدافشان همان برنامه و اهداف پیامبر گرامی اسلام است. قرآن مجید درباره پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:
«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ ، یعنی آنچه شما را آزار می دهد بر او سخت و گران است و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.» (توبه/128)
با توجه به مهربانی امام زمان (عج)، او انتظار سخت و مشکلی از ما ندارد. تنها چیزی که موجبات رضایت قلب مهربان آن حضرت از ما را فراهم می سازد، انجام واجبات الهی و ترک محرمات است. بنابراین اگر کسی به دستورات خداوند عمل نماید و وظایفی را که خداوند بر او مقرر کرده است، به درستی انجام دهد، یقیناً امام زمان (عج) از او راضی خواهد بود. 
در این باره از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است 
شخصی از ایشان سؤال کرد، مردانگی در چیست؟ 
امام علیه السلام فرمود: « نبیند خداوند ترا در معصیتی که از آن نهی کرده و ببیند تو را در طاعتی که به آن امر کرده است.» (فقه الرضا،ص358)
بدیهی است که امام زمان (عج) از انسانهای که دارای صفت مردانگی هستند راضی است.
اما کسانی که وظایف و واجبات خود، مانند نماز، روزه، حجاب، خمس، زکات و ... را انجام نمی دهند و از محرمات و کارهای حرام پرهیزی ندارند، یقیناً امام زمان (عج) از آنان راضی نخواهد بود، هرچند در اعمال مستحبی مانند: رفتن به زیارت و ... شرکت فعال داشته باشند.
بنابر این، آنچه را که به طور خلاصه در این مقال می توان گفت این است که: 
رضایت امام زمان (عج) در رضایت خداست و رضایت خدا در عمل به دستورات الهی که همان انجام واجبات و ترک محرمات باشد، است؛ زیرا که امام زمان (عج) خود مکلف به احکام و دستورات شرع مقدس اسلام و حافظ ارزش های دینی است.


انتظار

درد ما بدون دوای ظهور تو ای صاحب امر و زمان، چاره ای نمی یابد. چشم انتظار قدوم سبزی بخش تو هستیم یا فرزند زهرای   اطهر، ای جانشین به حق ختم الرسل و ای صاحب ذو الفقار علی ولی الله. قطعه زیر پیشکشی است بر آستان ملکوتی و مقدس امام زمان

بـه بـه، چـه نـمـازی !!

فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست
سجاده‌ی زردوز که محرابِ دعا نیست
 
گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟
اندیشه سیّال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!
از شدت اخلاص من عالَم شده حیران
تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!
 
از کمیتِ کار که هر روز سه وعده
از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست
 
یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است
هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست!
 
این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟
چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست
 
ای دلبر من! تا غم وام است و تورم
محراب به یاد خم ابروی شما نیست
 
بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد
تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست
 
هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند
گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست!
 
از بس‌که پی نیم‌وجب نان حلالیم
در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست
 
به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند
راه شعرا دور ز راه عرفا نیست