آن روزها به این نتیجه رسیده بودم که زنان نباید خود را درگیر کارهای کوچک و ریز خانه داری کنند , انها باید انرژیشان را صرف کارهای بزرگ کنند . اما الان فکر می کنم مدیریت زندگی , یعنی قدرت زندگی
الان حس می کنم توانایی در هماهنگی , مدیریت و دقت در تمام کارهای زندگی خودش به نوعی می تواند من را توانمند کند.
در ایران که بودم , مثل بقیه دختران ناتوانی مخصوصا در کارهای سنگین و مردانه , نا توانی در تصمیم گیری بدون مردان , مسافرت بدون مردان , خستگی زود از کارهای بدنی و کمک خواستن از مردان را خصوصیاتی زنانه و آنها را جز ویژگی های زنانه می دانستم . اما
از وقتی به اینجا امدم و دختران اینجا را دیدم , برایم جالب بود احترام مردان به زنان را و اینکه از زنان توقع بیشتر از مردان را دارند . برایم سوال بود , چگونه زنان فرانسوی توانستند و ما نمی توانیم . به مرور زمان و با دقت روی توانایی های دختران , پی بردم زنان و دختران فرانسوی بدون هیچ گونه ادعا و شعار فمینیستی توانایی های خود را بالفعل کرده و این باعث شده که براستی زن سالاری را در این جامعه به وضوح ببینیم .
درآتلیه های عملی رشته طراحی که کار با ماشین های بسیار خطرناک نجاری و آهنگری بود , دختران خیلی راحت و با شجاعت به سمت ماشین ها می رفتند و پسرها در پشت سر آنان بودند . یا بارها در خیابان دخترانی با هیکل بسیار ظریف می بینم که باری بسیار سنگین بلند می کنند و به تنهایی حمل می کنند .
من و بیشتر دختران ایرانی , در رستوران در کافه ها حتی ترجیح میدیم بشینیم و همسرمان یا مردی که همراهمان هست غذا را سفارش دهد . و این یعنی شعارهای فمینیستی
گاهی بدون مرد احساس نا توانی می کنیم . استرس داریم , و بی اعتماد به نفس
اگر فکر کنیم که این مرد همراه من , شاید با تفاوت سنی بسیار کم , چه توانایی دارد که من باید به او اتکا کنم , خیلی از مشکلات حل می شود .
البته من نقش جامعه را در این بی اعتماد به نفسی و در تشویق دختران به اینکه خود را جنس دوم و پشت سایه مرد بدانند , بسیار پررنگ می بینم .
اما شاید دانستن اینکه اشکال کار از کجاست , کمک بیشتری به تغییر عادتهایمان بکند و مطمئنم تغییر این عادتها و رشد اعتماد به نفس وتوانایی می تواند کمک بیشتری به حقوق زنان کند تا شعارهای فمینستی ..
برای خودم می نویسم , باید نوشت