ﺑﭽــــﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻓﮑـــﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﻓﻘـــﻂ ﺯﻧﺒــــﻮﺭﻫﺎ ﻧﯿﺶ ﻣﯿﺰﻧﻨــﺪ !
ﺑـــــــﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ . . .
ﺩﯾـــﺪﻡ ، ﺷﻨﯿـــﺪﻡ ، ﺭﻓﺘــــﻢ ، ﺁﻣــﺪﻡ . . .
ﻭ ﯾــــﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘــــﻢ . . .
ﻧــــﻪ ، ﺁﺩﻣــــــﻬﺎ ﻫﻢ ﻧﯿــــﺶ ﻣﯿﺰﻧﻨـــﺪ . . .
ﻫﺮ ﭼﻘـﺪﺭ ﺻﻤﯿــــــﻤﯽ ﺗﺮ ، ﻋﺰﯾــــﺰﺗﺮ . . .
ﻧﯿﺸﺸـــﺎﻥ ﺳــﻤﯽ ﺗـﺮ . . . !
هوینجوری
از بس دنبال من گشته و نتونسته منو پیدا کنه . . .
حقم داره بنده خدا . . . !
جا داره از همین تریبون یه خسته نباشی بهش بگم . . .
و بگم که امیدتو از دست نده “خواستن توانستن است . . . !
به حرف اینایی هم که میگن ” گشتم نبود نگرد نیست ! ” هم گوش نده . . .
اینا حسودن نمیخوان منو تو بهم برسیم . . . !
تنبلی نکن بیشتر تلاش کن که خداوند با صالحین است . . . !
و من الله توفیق
چه باحال

من زنم همزاد بارون...
من زنم همزاد بارون...هم نژاد کو ه و تیشه..........طعم شیرین یه آغوش..معنی درخت و ریشه
عطر من اگه بپیچه..ذهن شعرا تازه میشه.............اگه دستامو بکارم ...سبز میشم تا همیشه
من زنم که روح عشقو میسپاره به سینه مرد........ من زنم مرهم درد... دل عاشقای شبگرد
تنم از جنس بهاره..تو شبای کهنه و سرد.............تک درخت ایستاده ...تو هجوم وحشیه درد
اما تو عمق نگاهم یه قبیله بی کسی هست.....روی هر گوشه قلبم زخم بی همنفسی هست
من زنم زن زمستون زن شعرای پریشون..........رو تنم زخم یه غربت تو چشام هوای بارون...
خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاکم . . .بارانی بفرست ، چتر گناه را دور انداخته ام !
برایم نوشته بود :
گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شاید چون آرزوهایم بلندند . . .
ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید :
امیدی هست چون خدایی هست . . .
آری و چه زیبا نوشته بود !
همواره با خود تکرار میکنم امیدی هست ؛ چون خدایی هست . . .
تو بشو یاس قشنگ لحظه های بیقراریم
من میشم زلال بارون تا کمار تو ببارم
تقدیم به اونی که عاشقشم
واسه خنده

دنبال من میــــــــــــــــــــــــــــــگشتی؟!!!!!!!!!!!!!
داستان غمگین
پسر : ضعیفه ! دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم !
دختر : توباز گفتی ضعیفه ؟
پسر : خب ، منزل بگم چطوره ؟
دختر : وااااای . . . از دست تو !
پسر : باشه ؛ باشه ببخشید ویکتوریا خوبه ؟
دختر : اه . . . اصلاباهات قهرم !
پسر : باشه بابا ، توعزیز منی ، خوب شد ؟ آشتی ؟
دختر : آشتی ، راستی گفتی دلت چی شده بود ؟
پسر : دلم ! آها یه کم می پیچه ! ازدیشب تاحالا !
دختر : واقعا که !
پسر : خب چیه ؟ نمیگم مریضم اصلا ، خوبه ؟
دختر : لوووس !
پسر: ای بابا ، ضعیفه ! این دفعه اگه قهر کنی دیگه نازکش نداری ها !
دختر : بازم گفت این کلمه رو . . . !
پسر : خب تقصرخودته ! میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت میکنم ، هی نقطه ضعف میدی دست من !
دختر : من ازدست توچی کارکنم ؟!
پسر: شکرخدا ! دلم هم پیچ میخوره چون تو تب وتاب ملاقات توبودم ، لیلی قرن بیست و یکم من !
دختر : چه دل قشنگی داری تو ! چقدر به سادگی دلت حسودیم میشه !
پسر : صفای وجودت خانوم !
دختر : می دونی ! دلم ، برای پیاده روی هامون ، برای سرک کشیدن تو مغازه های کتاب فروشی ورق زدن کتابها ، برای بوی کاغذ نو برای شونه به شونه ات را رفتن و دیدن نگاه حسرت بار بقیه . . .
آخه هیچ زنی که مردی مثل مرد من نداره !
پسر : می دونم ، می دونم ،دل منم تنگه ، برای دیدن آسمون چشمای تو . . .
برای بستنی شاتوتی هایی که باهم میخوردیم . . .
برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم ومن مردش بودم . . . !
دختر : یادته همیشه میگفتی به من میگفتی “ خاتون ”
پسر : آره ، آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری می انداختی !
دختر : ولی من که بور بودم !
پسر : باشه ! فرقی نمی کنه !
دختر : آخ چه روزهایی بودن ، چقدردلم هوای دستای مردونه ات رو کرده . . .
وقتی توی دستام گره می خوردن ، مجنون من . . .
پسر : . . .
دختر : چت شد چرا چیزی نمیگی ؟
پسر: …
دختر : نگاه کن ببینم ! منو نگاه کن . . .
پسر: . . .
دختر : الهی من بمیرم ، چشات چرا نمناکه ، فدای تو بشم . . .
پسر : خدا ، نه . . . ( گریه )
دختر : چرا گریه میکنی ؟
پسر : چرا نکنم ، ها ؟
دختر : گریه نکن ، من دوست ندارم مرد گریه کنه ، جلو این همه آدم ، بخند دیگه ، بخند ، زودباش . . .
پسر : وقتی دستاتو کم دارم چطوری بخندم ؟ کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم . . .
دختر : بخند، و گرنه منم گریه میکنما !
پسر : باشه ، باشه ، تسلیم، گریه نمی کنم ، ولی نمی تونم بخندم
دختر : آفرین ! حالا بگو برای کادو ولنتاین چی خریدی ؟
پسر : توکه میدونی من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد ، ولی امسال برات یه کادو خوب آوردم . . .
دختر : چی ؟ زودباش بگو ، آب از لب و لوچه ام آویزون شد . . .
پسر : . . .
دختر : دوباره ساکت شدی ؟
پسر : برات کادو ( هق هق گریه ) ، برات یه دسته گل گلایل ! یه شیشه گلاب و یه بغض طولانی آوردم . . . !
تک عروس گورستان !
پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره . . .
اینجا کناره خانه ی ابدیت مینشینم و فاتحه میخونم . . .
نه ، اشک و فاتحه
نه ، اشک و فاتحه و دلتنگی
امان ، خاتون من ! توخیلی وقته که . . .
آرام بخواب بای کوچ کرده ی من . . .
دیگر نگران قرصهای نخورده ام ، لباس اتو نکشیده ام و صورت پف کرده از بی خوابیم نباش . . . !
نگران خیره شدن مردم به اشک های من هم نباش !
بعد از تو دیگه مرد نیستم اگر بخندم . . .
اما ، تو آرام بخواب . . .
حرفی از سر دلتنگی
![]()
مینویسم خاطرات با اشک و آه در شبی غمگین و تاریکو سیاه / مینویسم خاطرات از روی درد تا بدانی دوریت با من چه کرد!
عشق ورزیدن خطاست حاصلش دیوانگی ست عشق ها بازیچه اند عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند عشق کو؟! عاشق کجاست؟! معشوق کیست؟
دلتنگمــــــــــــــــ...

دلتنگم !
مثل خیلی از روزهای زندگانی ام .
این روزها هیچ کس شریک غم و دلتنگی آدمها نیست ؛ تنها همدم تنهایی ها و بی کسی هایم ، یک قلم و چند ورق کاغذ تا نخورده است .
اگر روزی کاغذهایم تمام شوند چه کنم . . . ؟!
یا شمس الشموس

می دونی می خوام کجا برم
می دونی می خوام چیکار کنم
می خوام برای کفترا
یه خورده گندم ببرم
اونجا که گنبدش طلاست
با کفتراش پر بزنم
دوسش دارم اماممه
در خونشو در بزنم
بعضی شبا تو خونمون
بابام به مادرم می گه
می خوام برم امام رضا
به خدا دلم تنگ دیگه
بابام می گه امام رضا
مریضا رو شفا می ده
دوای درد مردمو
از طرف خدا می ده
می خوام برم به مشهد و
یه هفته اونجا بمونم
تو حرم امام رضا
نماز حاجت بخونم
بهش بگم امام رضا
مریضا رو شفا بده
دوای درد مردمو
از طرف خدا بده
آقاجون می خوام بیام به مشهدت
به طواف کفترای گنبدت
براشون یه کیسه گندم بیارم
خبر از دردای مردم بیارم
بهشون بگم برام دعا کنن
اونقدرتا که تو رو رضا کنن
شعر از مرحوم آقاسی. روحش شاد
روزتون مبارک...

دخـــــــــــــــــمـــــــــــلا روزتـــــــون مبــــارکــــــــــ
تبریک

میتونی چشماتو ببندی و منو تو ذهنت تصور کنی ؟
تونستی ؟
به شما تبریک می گم ! شما ماه رو دیدید !
عید سعید فطر مبارک . . .
پیشاپیش عیدتون مبارک بچه ها ![]()
داستان:
داستان:
وقتي گفتي با يكي ديگه هستم.![]()
وقتي گفتي تو رو دوست ندارم.
وقتي رفتي پشت سرتم نگاه نكردي...
ياد اون لحظه افتادم كه به زور خودتو توي دلم جا كردي....
درسته پاركينگ بود دلم و جا زياد داشتم .
اما بازم يه جاي خوب بهت دادم تا اگه كسه ديگه اي باشه تو ناراحت نباشي.
اونقدر بهت جا دادم كه بتوني راحت تكون بخوري براي خودت. اونقدر كه بتوني تخته گاز بري.
اما فكر نكردم كه يه روزي بتوني دور بزني و بري بيرون.
بايد جاي تو رو تنگ مي كردن كه جاي دور زدن نباشه.

حالا كه رفتي در پاركينگ دلم قفل شده. ديگه نه كسي مياد نه كسي ميره.
نمي دونم اون هواپيمايي كه جاي منو توي فرودگاه دلت گرفت چي بود....
من كه كوچيك نبودم.... حتما يه دونه بزركتر بود.
يه بوينگ 747. خدا مي دونه.
نمي تونم بگم از رفتنت ناراحت نيستم. اما خوشحال هم نيستم.
نمي خواستم بي من جايي باشي . همون طور كه بي من بودي و هميشه با من بودي. بي من مي بودي و با من مي موندي.
اگر دورم ز ديدارت دليل ..........
حالا كه رفتي. نموندي. نخواستي حرفامو گوش كني. حرفا تو زدي و رفتي. حرفي نبود كه....
رفتي اما نبودي سوختنم رو ببيني. رفتي و نبودي ماشين هاي آتش نشاني رو ببيني.
دلم سوخته بود. خيلي. اما من در پاركينگ رو قفل كرده بودم. ماشين هاي آتش نشاني نمي تونستند برند آتيشي كه توي دلم به پا كردي رو خاموش كنند.
حالا كه رفتي. هر جا رفتي... با هركي كه رفتي...
ميدونم بر مي گردي دوباره. اما در پاركينگم قفل اجازه نداره.
اون بنده خدايي كه تو دوست داري ممكنه مثل من نباشه. شايد ظرفيت پاركينگش فول باشه. تو به زور بازم بري تو.
اما اونجا ديگه مثل مال من نيست. ممكنه در اذيت باشي. هر چند تو چه مي فهمي اذيت چيه.
وقتي برگردي ( مي دونم كه بر مي گردي ) چي بايد بهت بگم؟
شرم و حيا كه نداري....
حالابشنو از دلم اينه كلام آخرم:
چه باشي چه نباشي دوست دارم.....
حالا هر جا هستي و با هركي هستي خدا نگهدارت باشه.
چون مي دونم كسي نمي تونه از تو مواظبت كنه. خودتم كه حاليت نيست. نه فكر خودتي نه فكر بد بختايي مثل من...
پس خدا نگهدارت....
قسمتي از نوشته هاي يه عاشق هميشه طنز و شاد..........
منبع وبلاگ قاصدک پاک
پ.ن : اینم بخاط مینا جووون
سلام

سلام من اومدم...
غیبت من رو ببخشید دوستان دلایل خاص خودمو داشتم
در خدمتمــــ
فعلا بای تا های
معنای عشق...

مامان خوبم نمیدونم چی بگم...
خدا هیچ وقت سایه پر مهرت رو از سرمون کم نکنه با تمام وجود میخوام بگم:
عاشقتـــــــــــــــــــم روزت مفالـــــــــــک
بابا...
يتیمي درد بي درمون دنيا
غم نبودنت سنگينه بابا
لالالا بابابا كجايي
لالال بابا پي كي ميايي
جاي دستات خالي رو شونه هام
رفتنت رو حالا باور ميكنم
تا نفس دارم اره نميتونم
با نبودنت دارم دق ميكنم
لالا لالا بابا كجايي
لا لا لا بابا پس كي ميايي
لالا لالالا بابا درت به جونم
لالا لالا بابا بي تو نمي تونم
تا نفس دارم اره نميتونم
با نبودنت دارم دق ميكنم
لا لا لا لا بابا كجايي
لالالا بابا پس كي ميايي
لالا لالالا بابا درت به جونم
يتيمي درد بي درمون دنيا
غم نبودنت سنگينه بابا
لالالا بابا بابا كجايي
لالا بابا پي كي ميايي
جاي دستات خالي رو شونه هام
رفتنت رو حالا باور ميكنم
تا نفس دارم اره نميتونم
با نبودنت دارم دق ميكنم
وقتي كه بابا نداري انگار كه دنيا نداري
وقتي كه بابا نداري انگار كه هيچي نداري
وقتي بابا نداري انگار پشتت به هيچ جا گرم نيست.
هركي از راه ميرسه يخ چيزي ميگه توهم دلت ميسوزه......
لالا لالا بابا
مادر،زیباترین شعر خدا...
مامان دعام کن که به دعات سخت محتاجم...
تقدیم به مادرم:

هستی من ز هستی توست ، تا هستم و هستی دارمت دوست....
بهشت در زیر پای مادران است
عاشقتم مامان جوووووونم منو بخاطر همه اذیت کردنام ببخش
پ.ن:
وقتی این مطلبی رو گذاشتم خیلیا فکر کردن زبونم لال مادرم چیزیش شده نه مادرم حالش خوبه به پاس زحمت هایی که واسمون کشیده و تو این 10 ماه هم مادر بوده و هم پدر اینجا واسش نوشتم. ببخشید که دل بعضی ها رو ارزوندم.
یا مهدی....

عید بی تو...

...
میرسد روزی که بی هم میشویم
یک به یک از جمع هم کم میشویم میرسد روزی که ما در خاطرات
موجب خندیدن و غم میشویم
گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق
میرسد روزی که بی هم میشویم...
از چی بنویسم
چند وقتی میشه که بچه ها میان و با عصبانیت میگن چرا آپ نمیکنی؟! راستشو بخواین دیگه حوصله ندارم در ضمن دیگه کسی اینجا دوسم نداره اینقده تو تنهایی های خودم گم شدم که نگو احساس میکنم افسردگی مزمن گرفتم.
زود به زود دلم میگیره و دل تنگ میشه واسه گذشته م واسه بابام واسه خیلی چیزا که از حال الانم بهتر بود. گاهی وقتا با خودم میگم کاش میشد اونی بشم که میخوام اما هر چی تلاش میکنم عقب گرد میکنم شاید بخاطر اینه که امیدمو از دست دادم دیگه واسم هیچ چیزی قشنگ نیست گفتم عاشق شم حتی عشق هم واسم مرده زندگیم سرد و تاریک شده
تازگیا تو مزار شهدا با یه شهیدی آشنا شدم که دوسش دارم دوست دارم باهاش درد و دل کنم و دست به دامنش شم هر وقت میرم سر خاک بابام بعدشم میرم سر قبرش و باهاش حرف میزنم.
دلم میخواد اونقده ایمانم قوی شه که بتونم رو پا خودم وایستم احساس میکنم بابا ازم راضی نیست که دارم به بیراهه میرم
عادله، زهرا، ریحانه و مینای عزیزم شما دوستای خوبم هستید دلم واستون تنگ شده ممنونم که کم و بیش به یادمین
دوستون دارم
اللهم عجل لولیک الفرج
وداع با ماه صفر...
قسم هر قطره از بارانِ نم نم
قسم بر لحظهي پايانِ ماتم
قسم بر گريههاي شاهِ عالم
بيا اي امتدادِ راهِ اين غم
چه شب هايي دعا كردم بيايي
نديدم يك نظر رويِ تو را هم
ميان اشك هاي فصل روضه
ببين عمرم به پايان شد نديدم
به ديده وصلت اي آمالِ خاتم
بيا معشوق، عاشق پروري كن
مگر با ديدنت چيزي شود كم
صفر رفت و دلم با توست مهدي
نامزدیت بهم خورد چه ربطی به حذف وبلاگ داشت آخه !!!
به هر حال امیدوارم منو ببخشی
یلدا مبارک...

روی گلتون به سرخی انار ، شبتون یه شیرینی هندوانه ، خنده هاتون مثله پسته
و عمرتون به بلندی شبه یلدا ( حالا خوبه ۱ ثانیه یا دقیق بیشتره هااا )
گویند که نیست از شب یلدا درازتر
حتما شب شام غریبان را ندیده اند...
اللهم عجل لولیک الفرج
از دست تو...
آهای فریاد فریاد فری جوووون داره میاااااااد
از همه شما تقاضا میشود که به وبلاگ این آقای وروجک سر زده
و خوش آمد گویی کنید تا براتون سنگ تموم بزاره اگه کم کاری کرد
مختارید حالشو بگیرید...
کوچیک همتونم


.jpg)



بهترین آرزوها را برایت به دست فرشته ها سپردم، نگاهت به آسمان باشد...