"ثابت"
هست کلید در گنج حکیم
کانال #گوگلآباده
googleabadeh@
مجموعه ای ازاخبار،نقد وبررسی مساٸل روزشهر آباده❗
هرچه از آباده میخواهید بدانید...


Telegram.me/Googleabadeh


#بزن_رولینک↙
https://telegram.me/joinchat/CtaLV0AFPFkMMLQiWYFWFQ


زودترازدیگرانباخبرشوید !!!
کانال #گوگلآباده
کاملترین کانالخبرےآباده
دقت کردین کلمات وارونه چگونه است ؟!؟
" گنج "," جنگ" مى شود ،
"درمان "," نامرد" و
" قهقه"," هق هق" !!! ………..
ولى " دزد" همان " دزد" است و
"گرگ "همان " گرگ" ………...
آرى نمی دانم چرا "من" , "نم" زده است و
" يار "," راى"عوض كرده است ،….
" راه" گويى "هار " شده ، و
" روز "به "زور " ميگذرد ، …..
" اشنا" را جز در " انشا " نميبينى و چه
" سرد" است اين "درس" زندگى ،... اينجاست كه
"مرگ" برايم " گرم " ميشود چرا كه
" درد" همان "درد " است .....
درست همینجاست که
دلم" آرامش" وارونه می خواهد....

خود را به بلندای سعادت برساند.
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند .
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند !
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند !!
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند !!
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند !!
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!!!
چون که ما عاشقش نشدیم
خدا غریبهچون که بنده لایقش نشدیم
خدا غریبهچون که رهرو وصالش نشدیم
خدا غریبهچون که دوسش داریم واسه حاجت
خدا غریبهچون که می پرستیمش واسه جنت
خدا غریبه
چون که به تنهایی کرده عادت
خــدا نفهمیدیم
خدا غرق امیدم کن بی خریدارم خریدم کن
خدا رحمی به حالم کن
لکه ننگم زلالم کن
عشق خودت رو مدالم کن
اهل کوچه همه رفتند ولی ما ماندیم
حقمان است اگر بی کس و تنها ماندیم
هیچ تقصیر کسی نیست اگر رنجوریم
روشنی هست خدا هست فقط ماکوریم...
امروز کمی هوایی اربابم /
از صبح دلم گرفته و بی تابم
تقویم بیاورید ای وای حسین /
شب اول است و من در خوابم
صلی الله و علیک یا ابا عبدالله

به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم


ای قوم به حج رفته کجایید کجایید معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بیصورت معشوق ببینید هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید یک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
