بعد از یک سال
من الان بعد از یک سال و نیم دارم پست میذارم.حوصله ندارم همه چیز رو تعریف کنم فقط خبر های مهم رو میگم.
اول اینکه من عاشق مهدی نبودم!این حالتی ک داشتم فقط یک واکنش دفاعی بود که بخاطر افسردگی شدید ایجاد شده بود.وقتی حتی به این موضوع فکر میکنم اعصابم بهم میریزه پس بگذریم...
در سال گذشته من تصمیم گرفتم که ازدواج کنم!چون بر خلاف اکثر دخترها من میل به تشکیل خانواده دارم نه ارتباط دوست دختر و دوست پسری.چندتا خواستگار راه دادم اما هنوز که خبری نیست.
مادرم میخواد به زودی بره و تهران زندگی کنه یعنی مارو ترک کنه.خوب چیکار کنم از دست من که کاری بر نمیاد.فقط امیدم به خداست...
خواهرم که دوسال پیش کنکوری بود امسال سال اول دانشگاه رو تمام کرد.انشاالله که خوشبخت بشه.
دیگه چیزی یادم نمیاد.فقط اینکه دلم خییییییییییییییلی براتون تنگ شده.کاش بشه دوباره این پیج رو راه بندازم.امروز تا بتوانم میام و به وبلاگهاتون سر میزنم و کامنت میزارم.لطفا شما هم با کامنتاتون منو یاری کنید.دوستتون دارم.




اه سهراب سپهری هم که اعصاب ندارهه




همش جز 3 و 4 خیلی قشنگه ولی من خودم با 4 اومدم


حالتون خوفه؟من که خوفم.گفته بودم که جمعه رفته بودیم کرج،خیلی خوش گذشت
ما برای ناهار رسیدیم غذا هم پلو قیمه بود،از اون چرباش
شب همه رفتیم پیتزایی پاپریکا یعنی پیتزایی که نه هم پیتزا داشت هم چیپس و پنیر داشت هم ساندویچ و...نفری یه چیپس و پنیر سفارش دادیم و دو تا پیتزا و یک مرغ سوخاری و یک سیبزمینی سرخ کرده و یک قارچ سوخاری که همه با هم بخوریم.اصلا میز داشت میترکید انقدر که ما غذا سفارش داده بودیم،6 نفر هم بیشتر نبودیما..میخواستم از میز عکس بگیرم براتون بزارم ولی ملت فرصت ندادن که حمله ور شدن













یکی از آیت الله ها که گفته اگه توی ماه رمضان خیلی تشنه میشید میتوانید آب بخورید!!!


بچه ها من این رو تو وب یکی از دوستان دیدم گفتم بذارمش توی وبم ملت آگاه بشن؛البته اینم بگم که از ترس دچار شدن به یک مشکل بزرگ هم بود
شما هم همکاری کنید این رو به اشتراک بگذارید تا همه ببینند

حالتون خوبه؟به این سوال جواب بدید و تورو به خدااااااااا راستش رو بگید(معرفت خودتون رو نشون میدیدا)










ممنون که انقدر با من همکاری کردید و جواب سوال ها رو دادید.الان وقت دادن جواب هاست.









من چند روز پیش رفته بودم سراغ دفتر های بچگیم.من اون موقه ها هر چیزی به ذهنم میرسید رو مینوشتم
).

سلام!من بانو آیووانا هستم،میتوانید آیووانا صدام کنید.اینجا مخفیگاه منه،یک جای جالب و باحال برای موجودات شب!امیدوارم لحظات خوب و هیجان انگیزی رو اینجا تجربه کنید.نظر دادن رو هم فراموش نکنید!