علاقمندان به شرکت در جلسات نقد و بررسی انجمن ادبی سخن آذرشهر می توانند :
روزهای جمعه از ساعت 10الی 12 بعد از ظـهر
بــــه نــشــانــــی: آذرشهر- ورودی شهرک ولیعصر-سالن مجتمع فرهنگی هنـری
مراجعه فرمایند.
شماره تلفن ۰۹۱۴۹۰۴۵۰۱۷
علاقمندان به شرکت در جلسات نقد و بررسی انجمن ادبی سخن آذرشهر می توانند :
روزهای جمعه از ساعت 10الی 12 بعد از ظـهر
بــــه نــشــانــــی: آذرشهر- ورودی شهرک ولیعصر-سالن مجتمع فرهنگی هنـری
مراجعه فرمایند.
شماره تلفن ۰۹۱۴۹۰۴۵۰۱۷
نحـوه ارسـال آثــار:
.ارسال آثار به دبیرخانه سوگواره
به آدرس:آذرشهر _ابتدای بلوار بسیج _ جنب کتابخانه عمومی _اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان آذرشهر-دبیرخانه سوگواره
.ارسال آثار از طریق تلگرام به شماره 09149045017
.ارسال آثار به صورت نظر خصوصی از طریق وبلاگ انجمن به نشانی:www.AzarSheR.blogfa.com
.ارسال آثار از طریق رایانامه به آدرس: SougheGalam@gmail.com
.مهلت ارسال آثار پنجم آذر ماه سال نود و چهار

حلال کرده تو را
میان خاطره ها بس که چال کرده تو را
دلـــــم در عالم دیگر خـــــیال کرده تو را
شبیه مســــالهء،عشق مبهم و گنگی!
کـــــدام قاعده فرضی محال کرده تو را
از آن زمان که تو رفتی، دل ِ در و دیوار-
-گرفته ،لحظه به لحظه سوال کرده تو را
ز دست ، عاشق تو حلقـــــه را درآورده
ولی به سینه تنگش مـــــدال کرده تورا
نترس "عاشقت" آزار دیده امـــا بــــاز
به خاطر دل تنگش حـــــلال کرده تو را
غزلی زیبا و دلنشین استاد علی اصغر مقنی
دلبری ها را
خلاصه کرده خدا در تو دلبری ها را
که پاک دست به سرکرده ای پری ها را
برای اینکه ببینند باد در دستند
به دست باد سپردند روسری ها را
سر کلاس تو ننشسته است نادرشاه
که از تو یاد بگیرد ستمگری ها را
برو کنار درختان که خشکشان بزند
و سروها بگذارند سروری ها را
در این گرانی بازار پسته لب واکن
دوباره تازه مکن داغ مشتری ها را
سوروشما هی نه قدر ایستیره م سنی نازلیم
(اینهمه از من سوال نکن که چقدر دوستت دارم)
کمی ملاحظه کن حال آذری ها را
اگرچه در نظرت شعر هام مضحکه اند
کمی بخند گلم خنده هات معرکه اند
شیرین شده بانام عمو بسکه دهانش
جاریست عسل از دولب شهد فشانش
صبراز دولب اوست که لب بسته وخاموش
عشق از سخن اوست که وامانده دهانش
-اوقات خوش آن بود که با دوست بسر شد-
بعد از سفر دوست بریده ست امانش
-المنه لله که در میکده باز است-
مانده ست که رخصت بدهد پیر مغانش
تا عشق بکوبد دددفدف دددفدف
تا صبربرقصد وسط جامه درانش
حتی زره اندازه گلهای تنش نیست
اومیرود وچشم جهانی نگرانش
اومیرود وزمزمه ای از سر حسرت:
پیراست عمو پشت سر خود نکشانش
وقتی سر گیسوست چه منت به کمندش؟
وقتی خم ابروست چه حاجت به کمانش؟
یاد پدر انداخته پیران جمل را
در معرکه ی ازرق شام وپسرانش
صد آه که بالا زد از افتادن آن ماه
در سینه ی خورشید شمار ضربانش
یکبار دگر داغ پسر پیرترش کرد
بار دگر افتاد سر نعش جوانش
باغی که به صد خون جگر واشده گلهاش
سخت است نشستن به تماشای خزانش
چرخید جهان دور سرش -نام عمورا
میخواست بگوید که نچرخید زبانش
نحـوه ارسـال آثــار:
.تحویل آثار به انجمن ادبی شهرستان آذرشهر
.ارسال آثار به دبیرخانه سوگواره
به آدرس:آذرشهر _ابتدای بلوار بسیج _ جنب کتابخانه عمومی _اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان آذرشهر
.ارسال آثار به صورت نظر خصوصی از طریق وبلاگ انجمن به نشانی:www.AzarSheR.blogfa.com
.ارسال آثار از طریق رایانامه به آدرس: SOOGEGALAM@chmail.ir
.مهلت ارسال آثار بیست و پنجم آذر ماه سال نود و دو

ای زلف تو با هرچه پریشان متفاوت مانند پری زلف بیفشان متفاوت
کافیست بیایی دم در تا بنویسد این شاعر آشفته ی ایمان متفاوت:
«در خانه ی همسایه ی ما شاخه گلی هست» با هرچه گل سرخ به گلدان متفاوت
بالاش بهشتی ست که مانند ندارد در او عسل و جوی و درختان متفاوت
آیینه ی سیماش زنی شکل پری هاست آیینه که دیده ست بدینسان متفاوت
ای شیطنت چشم تو دل برده از انسان در تو متجلی شده شیطان متفاوت
ای کان نمک در دهن کوچک نازت در شکل دهان تو نمکدا ن متفاوت
تبریز بدون تو چه زندان بزرگی ست در دست تو زندانی و زندان متفاوت
کافیست بخندی و بمیری م برایت لب واکن از این دست و بمیران متفاوت
دارد.
غزلی را از ایشان بخوانید
چشمهای تو شعر آیینی ست!
بی وضو خواندن تو بی دینی ستهق هق بچه ها ی قران را
شق شق پرچم تو تسکینی ستدست بر دامن دعا شده اند
خیمه ها غرق صوت آمینی ست ...
... آب و روی فرات می ریزد
اشک در چشم مشک خونینی ست
دست بر دست کربلا دادنعهد و پیمان سخت و سنگینی ست
نیزه هم طاقت وصال نداشتدید جای انار در سینی ست
من چرا خسته میکنم خود را؟
چشم های تو شعر آیینی ست!