دیر کردی

 شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد

خشت خشت و آجر آجر ، پیکرم را باد برد

من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند

نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد

از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا

بیت های روشن و شعله ورم را باد برد

با همین نیمه ، همین معمولی ساده بساز

دیر کردی نیمه ی عاشقترم را باد برد

بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت

وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد

برگشت دوباره

شعر می گویم ولی معشوقه ای در کار نیست 

آه من دیوانه ام دیوانه بودن عار نیست 

خواستم چون مصرع اول تو را مخفی کنم 

باختم دل را حقیقت قابل انکار نیست

+

من بعد یه وقفه طولانی باز اومدم

زندگی خیلی تغییر کردو و باز برگشتم به این وبلاگ

شاید به نقطه ی آغاز برگشتم

شایدم ریست شدم خبر ندارم

خیلی وقتا یادم میره دلخوشیام چی بودن وحالا چیه وشایدم اصلا نیس

دلخوشیه روزایی که بچه تر بودم این وبلاگ بودو دوستای اینجام

برگشتم شاید دوباره بتونه دلخوشیم بشه 

بدرود

مرتضی رفت...

مرتضی جان 

سفر به سلامت

فقط بدان همه ما به تو مدیونیم 

به خاطر بغض هایی که شکستی و در گلو نپوسید...

به خاطر روز هایی که با صدایت زندگی کردیم...

صدای تو خیلی روزها امیدمان بود برای زندگی

خاطرات تلخ و شیرین

خوب و بد 

برایمان با صدای تو ماندنی شد

تو فراموش نخواهی شد مثل صدایت

روحت شاد...

+

صدای مرتضی بهترین صدایی بود که گوش میدادم

و باهاش اشک میریختم

به خانوادش تسلیت میگم 

فقط همین

دلم میخواهد

دلم میخواهد گاهي خدا

از پشتـــ ابرها مي آمد

گوشمـــ را محكم ميگرفتـــ و داد ميزد:

انقدر غر نزن! همينه كه هستـــ ...

بعــد يه چشمكــ ميزد و تو گوشم ميگفتـــ :

همهـ چي درست ميشه...

باز آمد بوی ماه مدرسه

اگه گفتی شباهت معلم با دماسنج چیه؟ هر دوشون وقتی صفر رو نشون میدن ، آدم می لرزه! به اول مهـــر خوش اومدی

 


عشق => سرکاری

محبت => تظاهر

مهربونی => مسخرست

وفا => مرده

احد و پیمون => دلخوشی

عاطفه=> تموم شده

مهر => مدرسه‌ها باز میشه 

 

 

در مدرسه زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود . . .

 

+

سلام دوستای خوبم 

من برگشتم

از نظراتتون ممنونم

و اینکه امیدوارم سال تحصیلی خوبی داشته باشید :)

عنوان ندارم!...

 

گاهی سخت میشود.دوستش داری و نمیداند

 

 دوستش داری و نمیخواهد.دوستش داری و نمی آید

 

دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است

 

رویایی در سرزمین خیالت.دوستش داری و سهم تو از

 

همه تنهایی است

 

خٌـכایـــــا خٌوُـכتٌ ـכرٌُسٌتٌـشُ کُنُ . .

بٌــــعُضٌی وُقٌتٌــــا وُاقٌـــــــــــــــــــــــعُﺂ نُمُیـכوُنُی

چٌـــــــــرٌُا ـכارٌُی گٌرٌُیهُ مُیکُنُـــــــی . . .

نُمُــــــــیـכوُنُی چٌرٌُا ـכلٌـتٌ گٌـــرٌُفٌتٌهُ . . .

نُمُیـכوُنُــــــی چٌــــــیکُارٌُ کُنُی . . .

ازٌ هُمُــــــهُ بٌـכتٌ مُیاـכ . . .

ـכوُسٌ ـכارٌُی ـכاـכ بٌزٌنُــــــی . . .

کُمُکُ بٌخٌــــــــوُای . . .

تٌوُ اوُنُ لٌـــحٌظٌاتٌ فٌقٌطٌ مُیتٌوُنُی بٌگٌی . . .

خٌـכایـــــا خٌوُـכتٌ ـכرٌُسٌتٌـشُ کُنُ . . 

مهم نیست

مهم نیست ڪه دیگر بآشـے یآ نه...
 
مهم نیست ڪه دیگر دوسم دآشته بآشـے یآ نه
 
مهم نیست ڪه دیگر مرآ به خآطر بیآورے یآ نه
 
مهم نیست ڪه دیگر تورآ بآ دیگرے میبینم یآ نه
 
مهم اینست ڪه زمآنے که تنهآ میشوے ...
 
زمــآنـے ڪه دلت گرفت 
 
چگونه و با چه رویـےسر به آسماטּ بلند میڪنـے و میگویـے :
 
خدآیا مـטּ ڪه گنآهـے نڪردم !!!
 
 پس چه شد ...
 

غریبانه...

چـه چـیـز در ایـن جـهـانــــــــ ...!
غـریـبانـه تـر از زنـــی اسـتــــ ...!
کـه تــنــهــایــی اش را بــغــل مــی کــنـد ...!
و مــی پــوســد ...!
امــا حــاضــر نــیــســت دیــگــر ...!

کــســی را دوســت داشــتــه بــاشــد!

کار این روزای بعضیا:)

 مراقبه که مثل مراقب ماست

ولی بچه ها...

نه بابا ما کجا شبیه اینا هستیم؟