چرا؟!؟!؟
میگه: چرا؟!؟!؟
میگه: چرا؟!؟!؟
ممنون از دعای همه، حاجتمو گرفتم![]()
چند روز دیگه پستچی میارتش دم در!!
من نگویم حـــال زهرا از من مضــــطر بپرسید لیک گویم از در پر خون و میخ در بپرسید
من نگویم بوده فضــــه غافل از احـــوال زارش لیک گویم حال محسن باید از مادر بپرسید
من نگویم ارغـــوان بوده تنــــش از تـــــازیــانه لیک گویم ضرب دست قنفذ کافر بپرسید
من نگویم زد عمر سیــلی به رویش از ره کین لیک گویم ز انخساف آن مه انور بپرسید
من نگویم شب چرا شد فاطمه در خاک پنهان لیک گویم مدفنش از حیدر و صفدر بپرسید
تا نگوید خواست آن کانون عصــــمت تا قیامت چشم نا محرم نبیند قبر او ، دیگر نپرسید
دیروز اومده پیشم میگه پدر کجان؟؟ باکلی ذوق و کیف از اینکه مثل فیلما میگه پدر، بهش گفتم رفتن سر کار. به خاطر کیفور شدن من دوباره میگه: پدر کی میان؟ بهش گفتم عزیزم پدر امشب نمیان. شب کارن باید بمونن بیمارستان. میگه آهــــا خــــــب فهمیدم.
وقتی صدام میکنه مادر. منم بهش میگم جان مادر عمر مادر. صداش کردم بهش گفتم مهدی جان مادر! میگه جان مادر عمر مادر!!!!
اقای دکتر مهدی منجم(دکتری با عینک اقاجون)

تولدت مبارک گل پسرم
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکــــــن ای صبــــح طلـــــــوع
یه تو دالَ کیکیلیی
سب و دبید آبیه
میدنم دمی هابا میره
نیمیدونی تا میره
من ای توبو نداستم
مسا خو نبستم
بابا ایدی داد
یه کیلکیلی داد